بالاخره رسید،خیلی منتظرش بودم.
نشریهی خط،متعلق به خانهی طلاب جوان،ویژهنامهی آقا جانمان.
از باسلام میتونید سفارش بدید:basalam.com/khanetolab
در کانالشون هم قسمتهایی از مجله رو گذاشتن:@khanetolab
نشریهی خط،متعلق به خانهی طلاب جوان،ویژهنامهی آقا جانمان.
از باسلام میتونید سفارش بدید:basalam.com/khanetolab
در کانالشون هم قسمتهایی از مجله رو گذاشتن:@khanetolab
۱۷۹
۱۵:۰۶
۱۵۰
۶:۳۴

پاکت هدیه
عیدی حقیقی رو از حضرت زهرا علیهاالسلام بگیریم،با تعجیل در فرج منجی عالم.
یه عیدی معنوی هم بدم بهتونمتناسب با فضای کانال
شادیمون چند برابر بشه
شادیمون چند برابر بشه
۱۰۸
۹:۱۴
بازارسال شده از انجمن مروجان کتاب و کتابخوانی ایران
بسته پیامبر مهربانی.pdf
۴۷.۸۸ مگابایت
کتابها ابتدا بر اساس رده سنی و سپس بر اساس حروف الفبا مرتب شدهاند. در معرفی هر کتاب، اطلاعاتی مانند عنوان، نویسنده، تصویرگر، ناشر و موضوع ارائه شده است. گروه و ردهی سنی کتابها نیز با سه رنگ مشخص شده است:
همچنین داستان، شعر یا روایت بودن اثر، در کنار عنوان هر کتاب و در کادری سبزرنگ ذکر شده است.
برای دسترسی آسانتر به کتابها، در ابتدای بسته فهرستی الفبایی از عناوین، همراه با گروه سنی و شماره صفحه قرار گرفته است.
این مجموعه نخستین گام در معرفی کتابهایی با موضوع شخصیت پیامبر گرامی اسلام (ص) است. امیدواریم با یاری خداوند متعال بتوانیم در بستههای موضوعی بعدی، به معرفی آثاری درباره یاران، نزدیکان و دیگر شخصیتهای مرتبط با ایشان نیز بپردازیم.
۱
۹:۱۴
گیف
۰۰:۰۳
گاهی لازم نیست برنامهی مفصل و پرخرجی بچینیم،یکی از این ریسهها تو خونه داشته باشیمو در این موقعیتها روشن کنیم،با یه خوراکی متفاوت ولو کوچولو،دو تا بادکنک،و بازی در کنار هم،میشه یه روز رو متفاوت کرد و خاطره ساخت.
https://ble.ir/hissbenvis
۱۹۴
۹:۲۶
در همین رابطه یه نکتهای میخوام بنویسمکه به درد داستاننویسا میخورهاز اون جنس درددلها و #کارهایزمینمانده است.گوشی رو شارژ کنم و بعد بیام، بنویسم.
خاطرهی خوبی از درددل کردن تو این کانال دارم،امیدوارم این حرفها رو دور هم بزنیم،دستها به دعا بلند بشه،و حضرات عنایت کنن و بتونیم کارهای خوبی بکنیم.
https://ble.ir/hissbenvis
خاطرهی خوبی از درددل کردن تو این کانال دارم،امیدوارم این حرفها رو دور هم بزنیم،دستها به دعا بلند بشه،و حضرات عنایت کنن و بتونیم کارهای خوبی بکنیم.
https://ble.ir/hissbenvis
۱۰۹
۹:۳۱
چه جوریه که غربیها این همه داستان جذاب راجع به کریسمس دارن،و بازم تولید میکننو نه جذابیتشون کم میشه و نه تکراری میشن؟
میخوام در روز میلاد پیامبر مهربانی،یکی از رازهای این مساله رو براتون بگم،به این امید که سال دیگه در چنین روزییه عالمه داستان کودک جذاب و نو در مورد حضرت داشته باشیم.🥹
خیلی موقعها داستاننویس میخواد در مورد یه موقعیت زمانی خاص داستان بنویسه،مثلا همین روز میلاد پیامبریا شب نیمه شعبانیا شب یلدایا ایام پیادهروی اربعین
یا در مورد یه مکان خاص بنویسهمکانی مذهبی یا ملی یا...مثلا حرم امام رضا علیهالسلامیا کتابخانهی ملییا تخت جمشید و...
تا بچهها با اون روز خاص یا مکان خاص آشنا بشن.
اولین ایدهای که به ذهن اغلبِ داستاننویسها میرسه اینه که راجع به خود اون زمان یا مکان بنویسن،مثلا در شب میلاد پیامبر چه وقایع تاریخی اتفاق افتاده،یا یه گروه از بچهها که برای شب نیمه شعبان میخوان موکب بزنن،یا کودکی که با خانوادهاش رفته زیارت.
یعنی نویسنده میاد اون زمان یا مکان خاص رو موضوع داستانش قرار میده.اینجا سه تا مشکل به وجود میاد:اولیش اینه که داستان، مستقیم میشه و یه عده از مردم ممکنه حالت تدافعی بگیرنو اصلا سراغ اون اثر نرن،
دومین اشکال اینه که به علت محدودیتهای اون زمان و مکان خاصدستِ داستاننویس برای خلاقیتو نوشتن ماجراهای جذاب و پرکشش بسته میشهیا حداقل کارش سخت میشه.
سوم هم اینکه بعد از یه مدتداستانهای مذهبی تکراری و کسلکننده و یکنواخت میشن.
خب چی کار باید کرد؟
برای نوشتن از یک زمان یا مکان خاص،لازم نیست اون رو موضوع داستان قرار بدیم،بلکه باید تبدیلش کنیم به بستر وقوع داستان.
یعنی چی؟
یعنی یه قصهی جذاب با یه موضوع نامرتبط رو در اون بستر مورد نظر بنویسیم،موضوع داستان میتونه هر چیزی باشهعلمی، اخلاقی یا صرفا سرگرمیدر ژانرهای مختلف فانتزی، معمایی، طنز، علمی-تخیلیفقط مهم اینه که به اندازهی کافی جذاب و پرکشش باشه.بعد داستان رو طوری بنویسیم که مثلا در شب میلاد پیامبر اتفاق بیفتهیا در حافظیه شیراز رخ بده.
این کاریه که خیلی از نویسندههای غربی با کریسمس انجام میدن،بذارید مثال بزنم.
مثلا جی. کی. رولینگ،خالق مجموعه هریپاتر یه کتاب کودک داره به اسم «خوک کریسمس»که به نام «کریسمس در گموگورآباد» هم ترجمه شده،موضوع داستان چیه؟
موضوع فقدانه و اینکه آدم چهطور با جانشین چیزی که از دست داده کنار بیاد،شخصیت داستان که یه پسربچه است،عروسک محبوبش رو بر اثر یه اتفاق از دست میده و وارد دنیای اشیاء گمشده میشهتا دنبال عروسکش بگرده.تا اینجا داستان هیچ ارتباطی با کریمس ندارهحالا نویسنده برای اینکه این داستانی که دوخته به تنِ شب کریسمس کنه،میاد بستر وقوع داستان رو کریسمس میذارهو با ایجاد یه سری اتصالات، لباسِ داستانش رو به قامت این بستری که انتخاب کرده،اندازه میکنه،مثلا میگه در شب کریسمس، راه ورود به گموگور آباد باز میشهیا عروسکی که هدیهي کریسمسه، راهنمای شخصیت میشه برای ورود به این دنیای فانتزی.
همین داستانِ گموگورآباد رو با یه سری تغییرات میشه بر تنِ هر روز خاص دیگهای کردفقط نیاز داره اتصالات لازم رو ایجاد کنیمکه مناسبِ بسترمون بشهو به تنش زار نزنه.
با این روش،یعنی جدا کردنِ بستر وقوع داستان از موضوع،میشه یه عالمه داستان جذاب نوشت که نه تنها دافعه ایجاد نمیکنن،بلکه مخالفین هم حاضر میشن کتاب رو در اختیار بچههاشون بذارن،کدوم پدر و مادری بدش میاد که یه داستان جذابِ علمیتخیلی رو که کلی آموزش در مورد منظومه شمسی دارهفقط به خاطر اینکه در ایام دههي فجر اتفاق میافته،برای بچهاش تهیه نکنه؟
#داستاننویسیکودک #قالبکتابکودک #کتابکودک #ادبیاتکودک-------------------------------------------------------------------اگه به داستان کودک علاقه داری،جای تو اینجاست.
۲۶۲
۱۳:۳۳
یادداشت رو دوباره گذاشتم تا بتونید به مجله پیشنهاد بدید.ممنون از دوستانی که راهنمایی کردن.
۸۲
۱۳:۳۴
هیس فقط بنویس!
سلام علی آلیس چه جوریه که غربیها این همه داستان جذاب راجع به کریسمس دارن، و بازم تولید میکنن و نه جذابیتشون کم میشه و نه تکراری میشن؟ میخوام در روز میلاد پیامبر مهربانی، یکی از رازهای این مساله رو براتون بگم، به این امید که سال دیگه در چنین روزی یه عالمه داستان کودک جذاب و نو در مورد حضرت داشته باشیم.🥹 خیلی موقعها داستاننویس میخواد در مورد یه موقعیت زمانی خاص داستان بنویسه، مثلا همین روز میلاد پیامبر یا شب نیمه شعبان یا شب یلدا یا ایام پیادهروی اربعین یا در مورد یه مکان خاص بنویسه مکانی مذهبی یا ملی یا... مثلا حرم امام رضا علیهالسلام یا کتابخانهی ملی یا تخت جمشید و... تا بچهها با اون روز خاص یا مکان خاص آشنا بشن. اولین ایدهای که به ذهن اغلبِ داستاننویسها میرسه اینه که راجع به خود اون زمان یا مکان بنویسن، مثلا در شب میلاد پیامبر چه وقایع تاریخی اتفاق افتاده، یا یه گروه از بچهها که برای شب نیمه شعبان میخوان موکب بزنن، یا کودکی که با خانوادهاش رفته زیارت. یعنی نویسنده میاد اون زمان یا مکان خاص رو موضوع داستانش قرار میده. اینجا سه تا مشکل به وجود میاد: اولیش اینه که داستان، مستقیم میشه و یه عده از مردم ممکنه حالت تدافعی بگیرن و اصلا سراغ اون اثر نرن، دومین اشکال اینه که به علت محدودیتهای اون زمان و مکان خاص دستِ داستاننویس برای خلاقیت و نوشتن ماجراهای جذاب و پرکشش بسته میشه یا حداقل کارش سخت میشه. سوم هم اینکه بعد از یه مدت داستانهای مذهبی تکراری و کسلکننده و یکنواخت میشن.
خب چی کار باید کرد؟ برای نوشتن از یک زمان یا مکان خاص، لازم نیست اون رو موضوع داستان قرار بدیم، بلکه باید تبدیلش کنیم به بستر وقوع داستان. یعنی چی؟ یعنی یه قصهی جذاب با یه موضوع نامرتبط رو در اون بستر مورد نظر بنویسیم، موضوع داستان میتونه هر چیزی باشه علمی، اخلاقی یا صرفا سرگرمی در ژانرهای مختلف فانتزی، معمایی، طنز، علمی-تخیلی فقط مهم اینه که به اندازهی کافی جذاب و پرکشش باشه. بعد داستان رو طوری بنویسیم که مثلا در شب میلاد پیامبر اتفاق بیفته یا در حافظیه شیراز رخ بده. این کاریه که خیلی از نویسندههای غربی با کریسمس انجام میدن، بذارید مثال بزنم. مثلا جی. کی. رولینگ، خالق مجموعه هریپاتر یه کتاب کودک داره به اسم «خوک کریسمس» که به نام «کریسمس در گموگورآباد» هم ترجمه شده، موضوع داستان چیه؟ موضوع فقدانه و اینکه آدم چهطور با جانشین چیزی که از دست داده کنار بیاد، شخصیت داستان که یه پسربچه است، عروسک محبوبش رو بر اثر یه اتفاق از دست میده و وارد دنیای اشیاء گمشده میشه تا دنبال عروسکش بگرده. تا اینجا داستان هیچ ارتباطی با کریمس نداره حالا نویسنده برای اینکه این داستانی که دوخته به تنِ شب کریسمس کنه، میاد بستر وقوع داستان رو کریسمس میذاره و با ایجاد یه سری اتصالات، لباسِ داستانش رو به قامت این بستری که انتخاب کرده، اندازه میکنه، مثلا میگه در شب کریسمس، راه ورود به گموگور آباد باز میشه یا عروسکی که هدیهي کریسمسه، راهنمای شخصیت میشه برای ورود به این دنیای فانتزی. همین داستانِ گموگورآباد رو با یه سری تغییرات میشه بر تنِ هر روز خاص دیگهای کرد فقط نیاز داره اتصالات لازم رو ایجاد کنیم که مناسبِ بسترمون بشه و به تنش زار نزنه. با این روش، یعنی جدا کردنِ بستر وقوع داستان از موضوع، میشه یه عالمه داستان جذاب نوشت که نه تنها دافعه ایجاد نمیکنن، بلکه مخالفین هم حاضر میشن کتاب رو در اختیار بچههاشون بذارن، کدوم پدر و مادری بدش میاد که یه داستان جذابِ علمیتخیلی رو که کلی آموزش در مورد منظومه شمسی داره فقط به خاطر اینکه در ایام دههي فجر اتفاق میافته، برای بچهاش تهیه نکنه؟ #داستاننویسیکودک #قالبکتابکودک #کتابکودک #ادبیاتکودک ------------------------------------------------------------------- اگه به داستان کودک علاقه داری، جای تو اینجاست.
@hissbenvis
یک نمونهی بسیار آشنا که همهمون میشناسیم،فیلم "تنها در خانه" است،موضوع داستان هیچ ربطی به کریسمس نداره،ولی در ایام کریسمس اتفاق میافته.
تنها در خانه ۱،بستر زمانی خاص داره،تنها در خانه ۲،هم زمان خاص یعنی کریسمسهم مکان خاص، نیویورک.
عجیب مخاطب رو میبره تو هپروتِآمریکا، سرزمین رویاها.
کیا با تنها در خانهیا فیلمهای مشابهحس گرفتن؟
برای اینکه راحت اعتراف کنید،خودم اولیشم.
#داستاننویسیکودک #قالبکتابکودک #کتابکودک #ادبیاتکودک-------------------------------------------------------------------اگه به داستان کودک علاقه داری،جای تو اینجاست.
@hissbenvis
تنها در خانه ۱،بستر زمانی خاص داره،تنها در خانه ۲،هم زمان خاص یعنی کریسمسهم مکان خاص، نیویورک.
عجیب مخاطب رو میبره تو هپروتِآمریکا، سرزمین رویاها.
کیا با تنها در خانهیا فیلمهای مشابهحس گرفتن؟
برای اینکه راحت اعتراف کنید،خودم اولیشم.
#داستاننویسیکودک #قالبکتابکودک #کتابکودک #ادبیاتکودک-------------------------------------------------------------------اگه به داستان کودک علاقه داری،جای تو اینجاست.
۸۵
۱۳:۵۹