لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل 🏴 روشنی چشم رسول(ص)🏴🏴
۱.۱ هزار عضو

🏴 روشنی چشم رسول(ص)🏴

هر دوره رمزگشایی از یکی از اجزا نماز ارتباط با ما :namaz1@ undefined یک روز در هفته مطالب آموزشی undefinedدوره هایی که برگزار شده ولی مطالبش در کانال هست:undefinedطهارتundefined قبلهundefined پوشش undefinedحمدundefinedاذان و اقامهundefinedتکبیره الاحرام undefinedتوجیه
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۸ مرداد
thumbnail
آیات مخصوص مردم آخر الزمان
شخصی آمد خدمت امام سجاد(ع) راجع به توحید سوال کرد حضرت فرمودند خداوند میدانست در آخرالزمان قومی خواهند آمد که متعمق هستند. (کلمه تعمق از ماده عمق است و انسان وقتی تامل در عمق یک چیزی می‌کند به این میگویند تعمق‌) بنابراین خداوند بخشی از قرآن را برای این آدم های آخرالزمانی که در عمق و باطن تامل میکنند نازل کرده است و این آیات مخصوص اونهاست.سپس فرمودند سوره قل هو الله احد را برای قومی که در آخرالزمان می آیند و تعمق دارند نازل کرده است. دوم فرمودند آیات سوره حدید از اول سوره مبارکه حدید تا والله علیم بذات الصدور ،این شش آیه را با سوره قل هو الله خدا برای این قوم آخرالزمانی نازل کرده چون مردم از رشد فکری به جایی می‌رسند که می‌توانند این آیات را بفهمند و یک مقدار عمیق شوند و جالب است می‌فرماید حضرت صاحب الزمان معلم این قوم اند و حضرت چون معلم غیب و شهادت است و این مردم آنقدر رشد علمی و فکری و معرفتی پیدا میکنند که میتوانند این غیب و شهادت را کانه بهش برسند خب پس این آیات این اندازه مهم اند.
در همین فرمایش امام سجاد(ع) شما ببینید در این شش آیه اول سوره مبارک حدید مثلاً این آیه شریفه هو الاول و الاخر وظاهر و الباطن و هو بکل شی علیم : او اول است آخر است ظاهر است باطن است یا در آیه بعد میفرماید هو معکم اینما کنتم خب این را همه میخوانیم اما عمق هو معکم اینما کنتم چیست؟کجاست؟ یکی از عرفا میگوید وقتی من به عمق این آیات توجه کردم و رسیدم در من اهتزازی پیش آمد و شور و شعفی پیدا شد که وصف ناپذیر است.
استاد سعادت فر
#من_و_قرائت_نمازم@hobbenamaz
undefined۹
undefined۱

۸۹۹

۱۴:۴۳

thumbnail
معنای احد
فرق احد را با واحد عرض می‌کنم بعد مطلب روشن میشود یک مثالی که زده می‌شود گاهی اوقات شخص می‌گوید ما جائنی احد : یعنی مثلا من در خانه بودم احدی پیش من نیامد، یعنی نه یک نفر ، نه دو نفر، نه ۱۰ نفر هیچ احدی نیامد . اما اگر بنده عرض بکنم ما جائنی واحد ، به جای احد کلمه واحد به کار ببرم یعنی واحدی پیش من نیامد یعنی یک نفر نیامد ممکنه دو نفر آمدند سه نفر آمدند ۵ نفر آمدند ۱۰ نفر آمدند . ببینید واحد تکثر و تعدد برمی‌دارد اما لفظ احد نه تعدد دارد نه تکثر !!پس نتیجه در "الله احد" خدای متعال میخواهد آن احدیت ذاتی خودش را بیان کند یعنی ذات نامحدود تعدد بردار نیست مگر میشود شما دو تا نامحدود را تصور کنید اصلاً معنا ندارد. پس این هستی، این عالم و حقیقت این هستی یک ذات نامحدود است.
استاد سعادت فر
#من_و_قرائت_نمازم@hobbenamaz
undefined۵

۹۵۳

۱۵:۰۹

thumbnail
الله صمد
الله احد ابتدا و آغاز را بیان میکند او احد است و در نتیجه آغاز و تمام هستی این عالم اوست . در الله صمد پایان را میخواهد بیان بکند الله الصمد یعنی برگشت و حقیقت جمیع مخلوقات و موجودات این عالم اوست.
خب پس وقتی تمام مخلوقات و آنچه را ما می‌بینیم و محسوس است به او برمی‌گردند پس باز همان توحید و احدیت را می‌رساند‌. پس باز در انتها هم اوست که همه موجودات ظهورات او هستند.
استاد سعادت فر
#من_و_قرائت_نمازم@hobbenamaz
undefined۷

۹۳۸

۱۵:۱۰

thumbnail
کشفیاتمچه خوشبختیم ما آخر الزمانی ها که خداوند برایمان حتی آیه سوا کرده ...چه خوشبختیم که معلم دوره ما صاحب الزمان است...این که موقع خوندن سوره توحید حواسم به احد و صمدی باشه که هم اول و هم آخر و هم ظاهر و هم باطن این عالمه ...و همه هستی از طریق احدی به وجود آمده که در پایان هم همه هستی به همون صمد ختم می شه میتونه نماز خوندنم و زندگیمو متحول کنه...چقدر همه چیز ساده و گیرا و دلچسبه وقتی همه چیز عالم اوست.‌...ما هیچیم...آدمها و مخلوقات هیچند...نیازها و خواسته هامون هیچ .‌‌‌...
اصلا دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ برای (ز بهر) هیچ بر هیچ مپیچ

دانی که پس از مرگ چه ماند باقی
عشق است و محبت است و باقی همه هیچ

#کشفیاتم_از_قرائت_نمازم @hobbenamaz
undefined۶

۸۳۲

۱۵:۱۱

۱۵ مرداد
شب زیارتی اباعبدالله (ع)
با تمام جانم زمزمه می کنم...

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined undefined undefined اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ
الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّه
(اَبَداً)مابَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَه
اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لزیارتکم ،اَلسَّلامُ عَلی
الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْن وَ عَلى
اَوْلادِالْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحاب الحسین
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
#عادتکم_الاحسان_و_سجیتکم_الکرم#از_طرف_همه_شهدا_و_علما_سلام_میدم#از_طرف_رهبر_شهیدم_سلام_میدم

@hobbenamaz
undefined۱۴

۱K

۱۶:۳۲

thumbnail
راهکار کم شدن غفلت در نمازها قبل از درمان ریشه ای:
برای تب اول با مسکن، یک درمان سریع می کنیم تا بعدا ریشه ای مریضی مداوا شود. برای کم شدن غفلت هم اول یک راهکار سریع و کوتاه مدت بگوییم، برای اینکه در نمازها بتوانید حضور قلب داشته باشید، قبل از نماز بخصوص در زمان اذان و اقامه، رو به قبله با سکوت بنشینید و بعد با حضور الله اکبر بگویید و راه دیگر اینکه قبل از نماز، یک توسل و تضرع به خدا انجام بدهیم و از خود خدا بخواهیم. آیت الله بهجت هم توصیه میکردند به حضرت ولیعصر عج متوسل شوید، ایشان از شما دست گیری می کند.اول آدم مصیبت را بفهمد، بعد از حضرت بخواهید که تا من بیایم تطهیر باطن بکنم، باید عمری را در این غفلتها بمانم، در این نماز من را یاری کن. من را از اوساخ غفلت نجات بده.
استاد سعادت فر
@hobbenamaz
undefined۲۲

۷۶۱

۱۹:۳۴

۱۶ مرداد
بازارسال شده از دعوت به نماز🇵🇸
undefined آن شب، شیفتۀ دین پدر شدم!
undefined (خاطرهٔ فرزند آیت الله حائری شیرازی از پدر)
تازه نه سالم تمام شده بود. شب ٢١ ماه مبارک رمضان داشتیم آماده می‌شدیم برای احیای شب قدر. مراسم مسجد شهدا -مسجد بزرگ شهر- را پدر برگزار می‌کرد. او امام جمعه و نمایندۀ ولی فقیه در شیراز بود. مسجد شلوغ می‌شد. هر سه شب، من و برادرها هم همراه مادر و پدر به مسجد می‌رفتیم.
ساعت ٩ شب، پدر داشت وضو می‌گرفت. رفتم کنارش ایستادم و گفتم: «چرا همۀ ما باید حرف‌های یک نفر رو که خداست گوش کنیم؟ اصلاً خدا کیه؟». پدر نگاهی به من کرد و مسح سرش را کشید. ادامه دادم: «من تا ندونم خدا کیه نمی‌توانم براش دعا کنم و نماز بخونم. من اصلاً نمی‌تونم برای کسی که نمی‌بینمش کاری انجام بدم». پدر مسح پایش را کشید و نشست کنار من.

- خب برو ببین خدا کیه!
- از کجا بشناسم؟ شما که خدا رو می‌شناسید برام بگید تا بشناسم.
پدر دستم را گرفت و آورد توی ایوان خانه و نشاند کنار خودش. برایم از خدا گفت، مثال آورد و گفت و گفت و گفت. یک ساعتی که گذشت، مادر آمد.
- حاج آقا، مگر مسجد نمی‌روید؟ دیر می‌شود. بقیه حرفتان را بگذارید برای فردا.
- میدانم اما امشب باید این بحث را برای فاخره به نتیجه برسانم.
مادر با تعجب به من و پدر نگاه کرد و گفت: «حاجی، پس تکلیف این جماعتی که آمده‌اند احیا چه می‌شود؟ نمی‌توانی به آن جمعیت بگویی من باید بحث را برای دخترم تمام کنم!».
پدر بلند شد و رفت سمت تلفن: «درستش می‌کنم».
شماره گرفت و با کسی حرف زد. تلفن را گذاشت و دوباره شماره گرفت و حرف زد. مادر چشمانش خیره به پدر مانده بود. چیزهایی که می‌شنید را باور نمی‌کرد.
پدر تلفن را گذاشت و رو کرد به مادر و گفت: «درستش کردم؛ یکی از دوستان به جای من می‌رود مسجد برای برگزاری مراسم احیاء. شما هم با پسرها بروید احیاء. من با فاخره در خانه می‌مانم. می‌خواهیم تا صبح حرف بزنیم».
نمی‌دانستم چه باید بگویم. از این که بی‌موقع سؤال کرده بودم، کمی از دست خودم دلخور شدم، اما از این که پدر مراسم احیایش را به خاطر من به هم زد تا جوابم را بدهد خیلی خوشحال بودم. باورم نمی‌شد. تازه به سن تکلیف رسیده بودم و اینکه پدرم به من اهمیت داد و دیده شدم، خوشحالم کرد.
تا سحر با پدر حرف زدیم تا وقتی که مادر و برادرها از مسجد آمدند. اصلاً حرفی نزد که «امشب شب دعاست و من نتوانستم نمازی بخوانم یا دعایی کنم یا به خاطر تو به مسجد نرفتم. همۀ شب برایم با خوش‌رویی حرف زد. پدر یک شبِ خود را تمام و کمال برای من گذاشت. پدر با این کار، من را تمام عمر، پایبند و شیفتۀ آن یک شب کرد. شیفتۀ دینی که در آن تربیت شده بود. او پدر من بود و به من اهمیت و عزت داد. بعدها بارها و بارها در جاهای زیادی این خاطره را تعریف کردم و هر بار با یک واکنش مشترک و شبیه به هم روبه رو شدم؛ می پرسیدند: «واقعاً؟ چطور چنین چیزی ممکن است؟»
حالا که برمی‌گردم و به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم تمام روزها و لحظه‌های زندگی من، چنین اتفاقات درخشانی داشته است.
undefined منبع: کتاب «من فاخره‌ام»؛ پدرانه‌های تربیتی آیت الله حائری شیرازی (روایت‌های فاطمه حائری شیرازی از پدر)
#جمعه#مسجد_موفق@davat_namaz

۱

۱۴:۲۴

۲۰ مرداد
thumbnail
undefined پای درس رسول الله undefined
تا وقتی که فرزندان آدم، نمازش را به دقت و با شرایط و آداب می خواند، شیطان پیوسته از او در وحشت و هراس است؛ پس اگر نماز را ضایع نموده (و در وقت مقرر آن به جا نیاورد)، شیطان بر او چیره می شود و او را در گناهان کبیره انداخته و وی را گرفتار می کند.
بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۰۲
@hobbenamaz
undefined۵

۹۹

۱۹:۰۹

thumbnail
در مناقب ابن شهر آشوب و روضة الواعظین، روایت شده است که امام حسن (علیه السّلام‌) هر گاه وضو می‌ساخت، بندهای بدنش می‌لرزید، و رنگ مبارکش زرد می‌گشت سبب این حال را از آن حضرات پرسیدند فرمود: سزاوار است بر کسی که می‌خواهد نزد ربّ العرش به بندگی بایستد آن که رنگش زرد گردد و لرزه بر‌اندامش افتد. چون به مسجد می‌رفت وقتی که نزد در می‌رسید سر را به سوی آسمان بلند می‌کرد، و می‌گفت: «الهی ضیفک ببابک یا محسن قد اتیک المسیء فتجاوز عن قبیح ما عندی بجمیل ما عندک یا کریم»، یعنی: ‌ای خدای من، این مهمان تو است که بدرگاه تو ایستاده، ‌ای خداوند نیکوکار بنزد تو آمده بنده تبهکار، پس درگذر از کارهای زشت و ناستوده من، به نیکی‌های خود‌ ای کریم.
#زیارت_امین_الله_برای_امام_حسن_ع_یادم_نره
@hobbenamaz
undefined۹

۲۹۱

۱۹:۱۹

۲۱ مرداد
thumbnail
آیت الله العظمی جوادی آملی:
«عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ» [آیه ۱۲۸ سوره توبه]
undefinedشما اگر گرفتاری داريد، اقتصاد شما مشکل دارد، بيکاری داريد، غده بدخيم طلاق داريد، پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم رنج می‌برد.
اگر ـ خدای ناکرده ـ پسری گرفتار اين بيماريهای سنگين شود پدر چقدر غصه مي‌خورد؟! حيات و ممات پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرقی ندارد. الآن هم وجود مبارک وليّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف همين طور است بيش از آن مقداری که ما از بيکاری و گرانی رنج مي‌بريم وليّ ما وجود مبارک امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف رنج مي‌برد.
شما که گرانی مي‌بينيد پيغمبر رنج مي‌برد، حيات و ممات که فرق ندارد. اين دعای نورانی که اگر کسی حضور حضرت برود حضرت دعا بکند، الآن هم کنار قبر ما مي‌خوانيم، در ادعيه ما، در مناجات ما همه اينها هست مي‌رويم در کنار قبر حضرت اين حرف‌ها را مي‌خوانيم، که اگر اينها معصيت بکنند «ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ» بيايند پيش تو «وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوَّاباً رَحِيماً»
undefined تاریخ: ۱۳۹۸/۱۱/۰۶
التماس دعا
@hobbenamaz
undefined۱۲

۲۵۳

۶:۵۰