لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل حکمرانی هوش مصنوعی ح
۱۳۷ عضو

حکمرانی هوش مصنوعی

حکمرانی هوش مصنوعی از مغفولیات مهم حوزه هوش مصنوعی در کشور است. در این کانال تلاش داریم مطالب مهم این حوزه را منتشر کنیم. مطالب تکمیلی در
https://ziabary.ir/articles/
مشاهده در وب بله
۲۵ مهر
thumbnail
undefined فاصله فقط در سخت‌افزار نیست؛ اگر NVIDIA را برداریم، چه چیزهایی می‌شکند؟
در یادداشت قبلی دیدیم که فاصله Ascend و NVIDIA را نمی‌شود با یک عدد بیان کرد؛
در توان محاسباتی یک فاصله داریم، در پهنای‌باند حافظه فاصله‌ای دیگر، و در بعضی بارهای استنتاجی فاصله می‌تواند بسیار کمتر از چیزی باشد که از روی FLOPS به نظر می‌رسد.
اما یک سؤال مهم‌تر باقی می‌ماند:فرض کنیم سخت‌افزار جایگزین به‌اندازه کافی خوب باشد؛ آیا نرم‌افزار ما اصلاً قابل جابه‌جایی است؟اینجاست که موضوع CUDA جدی می‌شود.
CUDA فقط یک کتابخانه نیست. اگر طی سال‌ها از custom kernel، CUDA Graph، NCCL، TensorRT/TensorRT-LLM، imageهای CUDA، profilerهای NVIDIA و بهینه‌سازی‌های اختصاصی استفاده کرده باشیم، ممکن است وزن مدل کاملاً قابل انتقال باشد اما خود سرویس دیگر به‌سادگی قابل انتقال نباشد.
نکته جالب این است که این وابستگی الزاماً حاصل یک تصمیم بد نیست؛ معمولاً حاصل مجموعه‌ای از تصمیم‌های فنی کاملاً درست برای گرفتن performance بیشتر است.
اما هر بهینه‌سازی یک سؤال هم پشت سرش می‌گذارد: برای performance بیشتری که گرفته‌ایم، چه مقدار portability را خرج کرده‌ایم؟
در این یادداشت سعی کرده‌ام دقیق نشان دهم قفل‌شدن به NVIDIA واقعاً کجا اتفاق می‌افتد:از PyTorch و custom operator تا NCCL، CUDA Graph، TensorRT، container و حتی مهارت تیم عملیاتی.
undefined https://ziabary.ir/s/acnliec/
آگاه و به‌روز باشیم undefined @HoomasGov
undefined۵

۶۷۱

۱۰:۳۰

۲۶ مهر
بازارسال شده از زاویه
thumbnail
undefined گذار هوش مصنوعی از «حکمرانی دستوری» به «حکمرانی سرمایه‌محور»undefined چالش هم‌راستایی میان سیاست‌گذاری و جذب سرمایه خصوصی
#یادداشت
undefined محمد رضا معبودیان (مدیر عامل صندوق سرمایه‌گذاری هومص)
undefined یکی از مسائل اصلی حکمرانی هوش مصنوعی، نسبت میان اختیار تصمیم‌گیری، مسئولیت تأمین منابع و پاسخ‌گویی درباره نتایج است. در بسیاری از ساختارها درباره توسعه هوش مصنوعی، زیرساخت و حمایت از شرکت‌های فناور تصمیم گرفته می‌شود، بدون آن که مشخص باشد منابع لازم چگونه تأمین خواهد شد و پیامدهای اقتصادی تصمیم بر عهده چه کسی است.
undefined در ایران نیز اسناد راهبردی تدوین، اهداف اعلام و نهادهایی تأسیس می‌شود، اما پرسش اصلی همچنان باقی است. سرمایه تحقق این اهداف از کجا و با چه منطقی تأمین خواهد شد؟ صرف برخورداری از اختیار حکمرانی برای تعیین مسیر توسعه کافی نیست. نهادی که اولویت‌ها را مشخص می‌کند یا از بخش خصوصی انتظار سرمایه‌گذاری دارد، اگر اقتصاد فناوری، منطق سرمایه‌گذاری و محدودیت منابع را به‌خوبی نشناسد، دشواری بیشتری در سیاست‌گذاری مؤثر خواهد داشت.
undefined فاصله میان اختیار تصمیم‌گیری و مسئولیت تأمین منابع، زمینه شکل‌گیری حکمرانی بدون سرمایه را فراهم می‌کند. وقتی هدف‌گذاری انجام می‌شود اما منابع اجرای آن روشن نیست، یا از بخش خصوصی انتظار مشارکت می‌رود اما خود تصمیم‌گیرنده در معرض ارزیابی اقتصادی قرار نمی‌گیرد، انضباط لازم در سیاست‌گذاری کمرنگ می‌شود.
undefined منظور از سرمایه در این بحث، ظرفیت واقعی تأمین و بسیج منابع، شناخت اقتصاد تحول دیجیتال، درک هزینه فرصت و پیوند زدن اهداف سیاستی به فرصت‌های واقعی است. بدون این منطق، حتی بهترین اسناد و ساختارها نیز ممکن است به برنامه‌های متعدد با خروجی‌های محدود بینجامند.
undefined در این یادداشت از زاویه بخوانید:
undefined سیاست‌گذاری با تأمین منابع آغاز می‌شودundefined حکمرانی بدون سرمایه؛ قدرت تصمیم‌گیری بدون مسئولیت اقتصادیundefined از حکمرانی دستوری تا حکمرانی سرمایه‌محورundefined حکمرانی هوش مصنوعی از رقابت برای تکنولوژی تا رقابت برای جذب سرمایه
undefined متن کامل را با در زاویه بخوانید
undefined ble.ir/join/8zQ7jo5Z8P

۱

۵:۰۶

۲۷ مهر
بازارسال شده از نوساز
thumbnail
undefinedundefined از تنظیم‌گری ریسک تا معماری تقاضا؛ درس‌های گذار اروپایی برای اجرای قانون هوش مصنوعی در ایران
توسعه هوش مصنوعی تنها به تدوین قوانین و ایجاد نهادهای تنظیم‌گر محدود نمی‌شود، بلکه به شکل‌گیری زیست‌بومی پویا، تأمین زیرساخت‌های لازم، جذب سرمایه، تربیت نیروی انسانی و ایجاد تقاضای واقعی برای فناوری نیاز دارد. از این منظر، چگونگی اجرای قانون ملی توسعه هوش مصنوعی در ایران، فراتر از ساختارهای نهادی، به انتخاب رویکردی راهبردی برای حمایت از نوآوری و توسعه این فناوری وابسته است.
تجربه اتحادیه اروپا در اجرای قانون هوش مصنوعی ۲۰۲۴ و حرکت به‌سوی سیاست‌های حمایتی‌تر برای تقویت زیست‌بوم نوآوری، در کنار تجربه تنظیم‌گری تطبیقی در حوزه سلامت بریتانیا، درس‌های مهمی برای سیاست‌گذاری هوش مصنوعی در ایران دارد. این تجربه‌ها نشان می‌دهند که تنظیم‌گری نباید صرفاً به محدودسازی مبتنی بر ریسک و صدور مجوز متکی باشد، بلکه باید با پایش مستمر، شفافیت، یادگیری و اصلاح مداوم فناوری همراه شود. در این چارچوب، توسعه زیرساخت‌ها و تحریک تقاضای بخش عمومی و خصوصی برای خرید و به‌کارگیری فناوری، می‌تواند به پیشران اصلی رشد زیست‌بوم هوش مصنوعی تبدیل شود.
این یادداشت با بررسی ظرفیت‌های قانون ملی توسعه هوش مصنوعی در ایران، سه شکاف اصلی در حوزه‌های مالی و تجاری، نهادی و اجرایی، و حقوقی و رفتاری را شناسایی می‌کند. همچنین، با تأکید بر ضرورت تبدیل دولت از «تأمین‌کننده بودجه» به «خریدار هوشمند نوآوری»، راهبردهایی همچون ایجاد سازوکارهای شفاف ارزش‌گذاری دارایی‌های فکری، توسعه زیرساخت‌های محاسباتی و داده‌ای، تقویت نظارت بر چرخه عمر هوش مصنوعی و تدوین حقوق مشخص برای کاربران را پیشنهاد می‌دهد. در نهایت، نویسنده بر این نکته تأکید می‌کند که آینده حکمرانی هوش مصنوعی در ایران به توانایی تبدیل نهادهای تنظیم‌گر از دروازه‌بانان مجوز به معماران تقاضا، بازار و توسعه فناوری وابسته است.
undefined<img style=" />undefined تهیه و تدوین: محمدمهدی مهربان، پژوهشگر مرکز پژوهش‌های مجلس و مدیرکل مرکز نوآوری قوه مقننه
undefined متن کامل را اینجا بخوانید:https://lcih.ir/ayene-ebrat-gozar-orpaee/undefined @newsazundefined @lcih_ir
#هوش_مصنوعی #قانون_هوش_مصنوعی #حکمرانی_فناوری #تنظیم‌گری_هوش_مصنوعی #سیاستگذاری_فناوری #زیست‌بوم_نوآوری #اقتصاد_دیجیتال #توسعه_فناوری #هوش_مصنوعی_ایران #نوآوری #مرکز_پژوهش‌های_مجلس #نوساز

۱

۱۲:۱۷

۲۹ مهر
thumbnail
undefined انویدیا بخریم؛ اما آیا باید آینده زیرساخت کشور را هم به انویدیا گره بزنیم؟
بعد از یادداشت «آیا همه راه‌ها به NVIDIA ختم می‌شود؟»، پرسش مهمی در یک گفت‌وگوی تخصصی مطرح شد: وقتی انویدیا مزیت فنی و نرم‌افزاری دارد و سریع‌تر ما را به بهره‌برداری می‌رساند، چرا منابع محدود کشور را صرف گزینه‌های دیگر کنیم؟
این پرسش جدی است. تأخیر در تأمین زیرساخت هزینه دارد؛ پراکنده‌کردن منابع میان پلتفرم‌های متعدد هم می‌تواند راه‌اندازی خدمات را عقب بیندازد. اما از «بهترین انتخاب برای نیاز امروز» چگونه به «تنها مسیر زیرساخت کشور برای سال‌های آینده» می‌رسیم؟
اگر تأمین تجهیزات جدید، قطعات یدکی یا توسعه ظرفیت دشوارتر شد، چه توان آزموده‌شده‌ای برای ادامه کار داریم؟ دانستن نام چند تراشه جایگزین، توان استفاده از آن‌ها را ایجاد نمی‌کند. نرم‌افزار، تیم فنی و تجربه بهره‌برداری را باید پیش از اختلال آماده کرد.
گزینه دوم هم لازم نیست در همه کاربردها از انویدیا بهتر باشد؛ باید برای بخشی مشخص از نیازها، با هزینه و کیفیت قابل‌قبول کار کند و هزینه ورودش توجیه داشته باشد.
در یادداشت تازه توضیح داده‌ام چرا خرید انویدیای موردنیاز و ساختن توان استفاده از پلتفرم دوم، می‌توانند هم‌زمان در برنامه باشند؛ و چرا تنوع مدل‌های یک سازنده، به‌تنهایی تنوع مسیر تأمین نیست.
undefined کاهش وابستگی به انویدیا؛ پاسخ به چند پرسش راهبردی https://ziabary.ir/s/antirt/
آگاه و به‌روز باشیم@HoomasGov.
undefined۴
undefined۳

۱.۲K

۳:۵۹

بازارسال شده از پیوست | Peivast
thumbnail
undefined بودجه ۱۴۰۶؛ سازمان ملی هوش مصنوعی را بی‌اختیار تاسیس نکنیم

مهران ضیابری، مدیرعامل ترگمان در یادداشتی که روی سایت پیوست منتشر شده به جایگاه و نقش بودجه سال ۱۴۰۶ در تحقق اهداف سازمان ملی هوش مصنوعی و هماهنگی منابع این حوزه پرداخته است.
undefinedضیابری در این یادداشت نوشت: بودجه سال ۱۴۰۶ چه اختیاری برای سازمان ملی در هدایت منابع این حوزه باقی می‌گذارد؟ اگر سازمان صاحب ردیف شود، صندوق آن نیز اعتبار بگیرد اما دستگاه‌ها همچنان منابع و برنامه‌های هوش مصنوعی خود را مستقل از تصمیم ملی پیش ببرند، ساختار جدید تاسیس شده است و مسئله پیشین پابرجا خواهد ماند.
undefinedاو در ادامه افزود: بخشی از تامین مالی صندوق، تغییر مسیر منابع موجود است. اگر مبلغ انتقالی در بودجه مبدأ و سپس در منابع صندوق و اعتبار پروژه دریافت‌کننده جمع زده شود، یک منبع می‌تواند چند بار در گزارش «بودجه هوش مصنوعی» ظاهر شود.
undefinedضیابری در پایان نوشت: بودجه ۱۴۰۶ باید بخشی از تصمیم کشور برای حفظ قدرت فناورانه خود باشد.
undefined@Peivastundefinedمتن کامل این یادداشت را در سایت پیوست بخوانید:peivast.com/p/268838

۲

۱۳:۴۴

۳ آبان
thumbnail
🧩 مسیر دوم را لازم نیست از صفر بسازیم!
هر بار از کاهش وابستگی به NVIDIA صحبت می‌کنیم، یک پاسخ تکرار می‌شود: «مزیت انویدیا فقط تراشه نیست؛ یک زیست‌بوم عظیم نرم‌افزاری پشت آن است. با منابع محدود، چطور می‌خواهیم همهٔ این‌ها را دوباره بسازیم؟»
پرسش مهمی است؛ اما چه کسی گفته باید همه‌چیز را خودمان از ابتدا بسازیم؟
انتشار DeepInfer، چارچوب استنتاج دیپ‌سیک، نمونه‌ای مشخص برای بررسی همین موضوع است. نسخهٔ عمومی آن با مجوز Apache 2.0، برای مدل DeepSeek-V4.1-Flash از هر دو خانوادهٔ NVIDIA SM100 و Huawei Ascend 950 پشتیبانی می‌کند. بخشی از نرم‌افزاری که برای ساخت مسیر دوم لازم داریم، جای دیگری توسعه یافته و اکنون در دسترس است.
undefined این اتفاق، نقطهٔ شروع و هزینهٔ مهندسی مسیر جایگزین را تغییر می‌دهد. می‌توان از اجزای موجود آغاز کرد و منابع را صرف سازگارکردن، آزمودن و تکمیل نیاز واقعی کرد.
البته فاصلهٔ اجرای مدل تا ارائهٔ خدمت پایدار همچنان باقی است: نسخهٔ عمومی فعلاً استنتاج آفلاین ارائه می‌کند و بنچمارک‌های منتشرشده هم مربوط به NVIDIA هستند. بنابراین، کارایی و هزینهٔ مسیر Ascend را باید جداگانه سنجید.
undefined محدودیت منابع، دلیل خوبی برای پرهیز از دوباره‌کاری است؛ اما توجیه کافی برای وابستگی دائمی نیست.
در ادامهٔ یادداشت‌های تنوع‌بخشی زیرساخت، بررسی کرده‌ام DeepInfer کدام بخش از مسیر دوم را آماده کرده و چه کارهایی همچنان بر عهدهٔ بهره‌بردار است.
undefined متن کامل یادداشتhttps://ziabary.ir/s/adspec/
آگاهانه تصمیم بگیریم.undefined @HoomasGov
undefined۴
undefined۱

۸۰۱

۱۰:۰۷

۴ آبان
thumbnail
تجربه‌های سخت گذشته همیشه می‌توانند راهنمای بهبود امروز و ساختن آینده باشند. بعضی مسیرها را یک بار پیموده‌ایم؛ حالا می‌توانیم عبور از آن‌ها را برای دیگران ساده‌تر کنیم.
حدود ده سال پیش، ترگمان و آدان با حفظ استقلال، مشترکاً با دولت قرارداد بستند؛ حساب حقوقی مشترک افتتاح کردند، تضمین سپردند و مالیات و بیمه را متناسب با سهمشان تسویه کردند. هر دو نیز حق بهره‌برداری تجاری مستقل داشتند.
گسترش این الگو یعنی:
undefined پروژه‌های بزرگ‌تر با کنار هم قرارگرفتن توان شرکت‌های تخصصی undefined تقسیم هزینه و ریسک میان شرکای مکمل undefined حفظ حقوق فناوری برای ادامه کسب‌وکار هر شریک undefined چند محصول و خدمت تازه از دل یک همکاری مشترک
این راه، هم ظرفیت قانونی دارد و هم تجربه اجرایی. با پیگیری نصر و همراهی دولت و نهادهای مرتبط، می‌توان آن را به فرصتی در دسترس برای همکاری و رشد شرکت‌ها تبدیل کرد.
undefined مطالعه یادداشت قراردادهای مشارکتی در IT و AI: راهکاری اجرایی در عصر پیچیدگی‌هاhttps://ziabary.ir/s/apcia0/
آگاه و به‌روز تصمیم بگیریمundefined @HoomasGov
undefined۴
undefined۱

۷۳۲

۳:۴۲

۱۰ آبان
thumbnail
undefined برای ورود به بازار روسیه، چه چیزهایی را پیش از سفر نمی‌دانستیم؟
با مجموعه‌ای از بیش از ۱۵۰ محصول و راهکار از حدود ۵۰ شرکت ایرانی به کازان رفتیم؛ برای توسعه بازار، بررسی سرمایه‌گذاری مشترک و مذاکره با سرمایه‌گذاران، شرکت‌ها و مراکز فناوری.
اما پیش از مذاکره، باید از چند مانع ابتدایی عبور می‌کردیم: اینترنتی که وصل نمی‌شد، پرداختی که ممکن نبود، تاکسی‌ای که بدون شماره روسی نمی‌توانستیم بگیریم و نمایشگاه «بین‌المللی» که پیدا کردن یک مخاطب انگلیسی‌زبان در آن خودش پروژه بود!
در میانه سفر تقریباً به این نتیجه رسیده بودیم که مأموریت شکست خورده است. بعد، چند آشنایی و جلسه هدفمند ورق را برگرداند.
یک تجربه تلخ هم داشتیم: وقتی هیئت‌های ایرانی بارها می‌روند، وعده همکاری می‌دهند و اتفاقی نمی‌افتد، شرکت خصوصیِ بعدی باید پیش از معرفی محصولش، هزینه ترمیم آن بی‌اعتمادی را بپردازد.
undefined پس از یازده سال دوباره سفرنامه نوشتم؛ روایت شخصی و بی‌تعارف پنج روز در کازان، از مصائب روزمره تا فرصت‌هایی که ارزش پیگیری دارند. گزارش دستاوردهای تجاری را جداگانه خواهم نوشت.
سفرنامه کازان؛ صد رحمت به چین!https://ziabary.ir/s/akt/
undefined @HoomasGov
undefined۵
undefined۲

۲۰۳

۵:۳۰

۱۳ آبان
thumbnail
undefined از یک تجربه موفق تا فرصتی ملی
سفر کازان، با همه دشواری‌ها و خاطراتش، دستاوردهایی داشت که می‌توانند مبنای اقدام و سیاست‌گذاری قرار بگیرند. روایت و نتایج این سفر را در سه یادداشت نوشته‌ام؛ اما شاید نقطه عطف آن، تجربه‌ای بود که پیش از سفر شکل گرفت: گردآوری، بررسی و آماده‌سازی بیش از ۱۵۰ محصول و راهکار از بیش از ۵۰ شرکت ایرانی، در زمانی کوتاه و با ساختاری منسجم برای معرفی بین‌المللی.
کنار هم قرارگرفتن این توانمندی‌ها، تصویر متفاوتی از فناوری ایران پیش روی مخاطبان گذاشت و فرصت‌هایی فراتر از برنامه اولیه ایجاد کرد.
این تجربه، هم ظرفیت موجود را نشان داد و هم یک حلقه مفقوده را:
کشور ظرفیت فناورانه قابل توجهی دارد، اما این ظرفیت در قالب اطلاعات محصول استاندارد، قابل جست‌وجو و آماده عرضه بین‌المللی در دسترس نیست. تجربه اخیر نشان داد که می‌توان این فاصله را پر کرد.
تصور کنید اگر چنین زیرساختی در سال‌های گذشته وجود داشت، حضور شرکت‌ها و استارتاپ‌های ایرانی در جیتکس دبی، نمایشگاه‌های فناوری شانگهای و دیگر رویدادهای بین‌المللی چه تفاوتی می‌کرد. چه فرصت‌هایی برای معرفی هدفمند محصولات و هماهنگی مذاکرات پیش از سفر داشتیم؟
اکنون می‌توان این تجربه موفق را در مقیاس ملی دنبال کرد.
پیشنهاد مشخص من، ایجاد اطلس جامع محصولات و راهکارهای هوش مصنوعی کشور با استفاده از ظرفیت اطلاعاتی معاونت علمی و با راهبری سازمان ملی هوش مصنوعی است؛ زیرساختی به‌روز و چندزبانه که بتوان از طریق آن، برای یک مسئله مشخص، راهکار ایرانی مناسب پیدا کرد.
این اطلس می‌تواند یکی از نخستین دستاوردهای ملموس سازمان ملی هوش مصنوعی باشد؛ محصولی که توانمندی‌های موجود کشور را به بازار و فرصت اقتصادی متصل می‌کند.
نصر نیز می‌تواند ارتباطات و تجربه ایجادشده را مبنای برنامه‌ای شفاف و غیرانحصاری برای توسعه بازار بین‌المللی شرکت‌ها قرار دهد؛ تا فرصت حاصل از یک مأموریت، در دسترس مجموعه بزرگ‌تری از فعالان صنعت قرار بگیرد.
در یادداشت سوم، از نتایج این تجربه و پیشنهادهای عملی برای ادامه آن نوشته‌ام:
undefined از چهار استارتاپ تا پنجاه شرکت؛ تجربه‌ای برای بازاندیشی در صادرات فناوری ایران
https://ziabary.ir/s/akite/
undefined @HoomasGov
#سیاست‌گذاری
undefined۷

۱.۳K

۴:۳۹

بازارسال شده از هومص | صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر هوش مصنوعی
thumbnail
کازان؛ از ویترین فناوری تا مسیر سرمایه‌گذاری
محمدرضا معبودیان، مدیرعامل هومص، در این یادداشت تجربه کازان را از زاویه یک سرمایه‌گذار روایت کرده است: چگونه ظرفیت حدود ۵۰ شرکت ایرانی را برای مذاکره آماده کردیم، چه فرصت‌هایی برای همکاری با روسیه پیدا شد و قرار است این ارتباطات با چه مدل اقتصادی به فروش، توسعه محصول و سرمایه‌گذاری مشترک برسند.
ماجرا از برنامه اعزام چهار استارتاپ آغاز شد و به معرفی بیش از ۱۵۰ محصول و راهکار رسید. تجمیع همین ظرفیت‌های پراکنده، سبد قابل عرضه هومص را به حدود ۱۸ میلیون دلار رساند و مقیاس مذاکرات را تغییر داد. بخشی از توانمندی‌هایی که برای طرف خارجی تازگی داشت، سال‌ها در کشور وجود داشت؛ فقط کسی زحمت نداده بود آن‌ها را طوری کنار هم بگذارد که بشود درباره‌شان مذاکره کرد. ظاهراً انتظار داشته‌ایم مشتری خارجی، خودش هم کار کشف ظرفیت‌های ما را انجام دهد!
گزارش از این تجربه عبور می‌کند و به سؤال‌های اقتصادی می‌رسد: هزینه پیدا کردن و پیگیری فرصت‌ها را چه کسی می‌دهد؟ درآمد این همکاری‌ها از کجا می‌آید؟ نقش Partner محلی چیست و چگونه می‌توان از معرفی محصول به پروژه و Co-investment رسید؟ از AI Engineering و Retrofit صنعتی تا روباتیک و تجارت فرامرزی، ۱۱ محور همکاری مطرح شده و برای پیگیری آن‌ها یک برنامه اجرایی پیشنهادی روی میز قرار گرفته است.
در خلال همین روایت، چند حساب قدیمی هم باز می‌شود.
حساب کسانی که با اطمینان، یک مقصد را توصیه می‌کنند و بعد، شرکت باید با هزینه خودش کشف کند کدام قسمت آن تعریف‌ها واقعی بوده است. حساب سفرها و وعده‌های قبلی که بی‌سرانجام مانده‌اند، اما بدهی اعتباری‌شان را هیئت بعدی می‌پردازد. و حساب مجموعه‌هایی که هنگام پیدا کردن مشتری، آماده‌سازی محصول و پیگیری مذاکره حضورشان چندان محسوس نیست، ولی دستاورد که پیدا شود، حافظه سازمانی‌شان ناگهان فعال می‌شود!
معبودیان از فرصت‌ها با امید نوشته و درباره مسئولیت‌ها، تعارف چندانی باقی نگذاشته است. هرچه متن به برنامه عملیاتی و جمع‌بندی نزدیک‌تر می‌شود، سؤال دشوارتری پیش می‌آید: وقتی بخش خصوصی با منابع محدود کار را آغاز کرده، صاحبان بودجه و اختیار دقیقاً منتظر چه هستند؟
در بخش پایانی، بحث به شرایط جنگی، مسئولیت‌های سنگین‌تر و هزینه‌ای می‌رسد که مردم بابت تعلل دیگران می‌پردازند. فلش‌بکی هم به «افسوس‌های جیتکس ۲۰۲۵» زده می‌شود؛ این بار با تجربه کاری که خودمان انجام داده‌ایم و مطالبه‌ای که دیگر نمی‌توان با یک وعده تازه از کنارش گذشت.
undefined یادداشت کامل «کازان؛ از ویترین فناوری تا مسیر سرمایه‌گذاری» به قلم محمدرضا معبودیان را بخوانید.
https://B2n.ir/uj3516

۳

۱۷:۲۴