در یادداشت قبلی دیدیم که فاصله Ascend و NVIDIA را نمیشود با یک عدد بیان کرد؛
در توان محاسباتی یک فاصله داریم، در پهنایباند حافظه فاصلهای دیگر، و در بعضی بارهای استنتاجی فاصله میتواند بسیار کمتر از چیزی باشد که از روی FLOPS به نظر میرسد.
اما یک سؤال مهمتر باقی میماند:فرض کنیم سختافزار جایگزین بهاندازه کافی خوب باشد؛ آیا نرمافزار ما اصلاً قابل جابهجایی است؟اینجاست که موضوع CUDA جدی میشود.
CUDA فقط یک کتابخانه نیست. اگر طی سالها از custom kernel، CUDA Graph، NCCL، TensorRT/TensorRT-LLM، imageهای CUDA، profilerهای NVIDIA و بهینهسازیهای اختصاصی استفاده کرده باشیم، ممکن است وزن مدل کاملاً قابل انتقال باشد اما خود سرویس دیگر بهسادگی قابل انتقال نباشد.
نکته جالب این است که این وابستگی الزاماً حاصل یک تصمیم بد نیست؛ معمولاً حاصل مجموعهای از تصمیمهای فنی کاملاً درست برای گرفتن performance بیشتر است.
اما هر بهینهسازی یک سؤال هم پشت سرش میگذارد: برای performance بیشتری که گرفتهایم، چه مقدار portability را خرج کردهایم؟
در این یادداشت سعی کردهام دقیق نشان دهم قفلشدن به NVIDIA واقعاً کجا اتفاق میافتد:از PyTorch و custom operator تا NCCL، CUDA Graph، TensorRT، container و حتی مهارت تیم عملیاتی.
آگاه و بهروز باشیم
۶۷۱
۱۰:۳۰
بازارسال شده از زاویه
#یادداشت
۱
۵:۰۶
بازارسال شده از نوساز
توسعه هوش مصنوعی تنها به تدوین قوانین و ایجاد نهادهای تنظیمگر محدود نمیشود، بلکه به شکلگیری زیستبومی پویا، تأمین زیرساختهای لازم، جذب سرمایه، تربیت نیروی انسانی و ایجاد تقاضای واقعی برای فناوری نیاز دارد. از این منظر، چگونگی اجرای قانون ملی توسعه هوش مصنوعی در ایران، فراتر از ساختارهای نهادی، به انتخاب رویکردی راهبردی برای حمایت از نوآوری و توسعه این فناوری وابسته است.
تجربه اتحادیه اروپا در اجرای قانون هوش مصنوعی ۲۰۲۴ و حرکت بهسوی سیاستهای حمایتیتر برای تقویت زیستبوم نوآوری، در کنار تجربه تنظیمگری تطبیقی در حوزه سلامت بریتانیا، درسهای مهمی برای سیاستگذاری هوش مصنوعی در ایران دارد. این تجربهها نشان میدهند که تنظیمگری نباید صرفاً به محدودسازی مبتنی بر ریسک و صدور مجوز متکی باشد، بلکه باید با پایش مستمر، شفافیت، یادگیری و اصلاح مداوم فناوری همراه شود. در این چارچوب، توسعه زیرساختها و تحریک تقاضای بخش عمومی و خصوصی برای خرید و بهکارگیری فناوری، میتواند به پیشران اصلی رشد زیستبوم هوش مصنوعی تبدیل شود.
این یادداشت با بررسی ظرفیتهای قانون ملی توسعه هوش مصنوعی در ایران، سه شکاف اصلی در حوزههای مالی و تجاری، نهادی و اجرایی، و حقوقی و رفتاری را شناسایی میکند. همچنین، با تأکید بر ضرورت تبدیل دولت از «تأمینکننده بودجه» به «خریدار هوشمند نوآوری»، راهبردهایی همچون ایجاد سازوکارهای شفاف ارزشگذاری داراییهای فکری، توسعه زیرساختهای محاسباتی و دادهای، تقویت نظارت بر چرخه عمر هوش مصنوعی و تدوین حقوق مشخص برای کاربران را پیشنهاد میدهد. در نهایت، نویسنده بر این نکته تأکید میکند که آینده حکمرانی هوش مصنوعی در ایران به توانایی تبدیل نهادهای تنظیمگر از دروازهبانان مجوز به معماران تقاضا، بازار و توسعه فناوری وابسته است.
#هوش_مصنوعی #قانون_هوش_مصنوعی #حکمرانی_فناوری #تنظیمگری_هوش_مصنوعی #سیاستگذاری_فناوری #زیستبوم_نوآوری #اقتصاد_دیجیتال #توسعه_فناوری #هوش_مصنوعی_ایران #نوآوری #مرکز_پژوهشهای_مجلس #نوساز
۱
۱۲:۱۷
بعد از یادداشت «آیا همه راهها به NVIDIA ختم میشود؟»، پرسش مهمی در یک گفتوگوی تخصصی مطرح شد: وقتی انویدیا مزیت فنی و نرمافزاری دارد و سریعتر ما را به بهرهبرداری میرساند، چرا منابع محدود کشور را صرف گزینههای دیگر کنیم؟
این پرسش جدی است. تأخیر در تأمین زیرساخت هزینه دارد؛ پراکندهکردن منابع میان پلتفرمهای متعدد هم میتواند راهاندازی خدمات را عقب بیندازد. اما از «بهترین انتخاب برای نیاز امروز» چگونه به «تنها مسیر زیرساخت کشور برای سالهای آینده» میرسیم؟
اگر تأمین تجهیزات جدید، قطعات یدکی یا توسعه ظرفیت دشوارتر شد، چه توان آزمودهشدهای برای ادامه کار داریم؟ دانستن نام چند تراشه جایگزین، توان استفاده از آنها را ایجاد نمیکند. نرمافزار، تیم فنی و تجربه بهرهبرداری را باید پیش از اختلال آماده کرد.
گزینه دوم هم لازم نیست در همه کاربردها از انویدیا بهتر باشد؛ باید برای بخشی مشخص از نیازها، با هزینه و کیفیت قابلقبول کار کند و هزینه ورودش توجیه داشته باشد.
در یادداشت تازه توضیح دادهام چرا خرید انویدیای موردنیاز و ساختن توان استفاده از پلتفرم دوم، میتوانند همزمان در برنامه باشند؛ و چرا تنوع مدلهای یک سازنده، بهتنهایی تنوع مسیر تأمین نیست.
آگاه و بهروز باشیم@HoomasGov.
۱.۲K
۳:۵۹
بازارسال شده از پیوست | Peivast
مهران ضیابری، مدیرعامل ترگمان در یادداشتی که روی سایت پیوست منتشر شده به جایگاه و نقش بودجه سال ۱۴۰۶ در تحقق اهداف سازمان ملی هوش مصنوعی و هماهنگی منابع این حوزه پرداخته است.
۲
۱۳:۴۴
🧩 مسیر دوم را لازم نیست از صفر بسازیم!
هر بار از کاهش وابستگی به NVIDIA صحبت میکنیم، یک پاسخ تکرار میشود: «مزیت انویدیا فقط تراشه نیست؛ یک زیستبوم عظیم نرمافزاری پشت آن است. با منابع محدود، چطور میخواهیم همهٔ اینها را دوباره بسازیم؟»
پرسش مهمی است؛ اما چه کسی گفته باید همهچیز را خودمان از ابتدا بسازیم؟
انتشار DeepInfer، چارچوب استنتاج دیپسیک، نمونهای مشخص برای بررسی همین موضوع است. نسخهٔ عمومی آن با مجوز Apache 2.0، برای مدل DeepSeek-V4.1-Flash از هر دو خانوادهٔ NVIDIA SM100 و Huawei Ascend 950 پشتیبانی میکند. بخشی از نرمافزاری که برای ساخت مسیر دوم لازم داریم، جای دیگری توسعه یافته و اکنون در دسترس است.
این اتفاق، نقطهٔ شروع و هزینهٔ مهندسی مسیر جایگزین را تغییر میدهد. میتوان از اجزای موجود آغاز کرد و منابع را صرف سازگارکردن، آزمودن و تکمیل نیاز واقعی کرد.
البته فاصلهٔ اجرای مدل تا ارائهٔ خدمت پایدار همچنان باقی است: نسخهٔ عمومی فعلاً استنتاج آفلاین ارائه میکند و بنچمارکهای منتشرشده هم مربوط به NVIDIA هستند. بنابراین، کارایی و هزینهٔ مسیر Ascend را باید جداگانه سنجید.
محدودیت منابع، دلیل خوبی برای پرهیز از دوبارهکاری است؛ اما توجیه کافی برای وابستگی دائمی نیست.
در ادامهٔ یادداشتهای تنوعبخشی زیرساخت، بررسی کردهام DeepInfer کدام بخش از مسیر دوم را آماده کرده و چه کارهایی همچنان بر عهدهٔ بهرهبردار است.
متن کامل یادداشتhttps://ziabary.ir/s/adspec/
آگاهانه تصمیم بگیریم.
@HoomasGov
هر بار از کاهش وابستگی به NVIDIA صحبت میکنیم، یک پاسخ تکرار میشود: «مزیت انویدیا فقط تراشه نیست؛ یک زیستبوم عظیم نرمافزاری پشت آن است. با منابع محدود، چطور میخواهیم همهٔ اینها را دوباره بسازیم؟»
پرسش مهمی است؛ اما چه کسی گفته باید همهچیز را خودمان از ابتدا بسازیم؟
انتشار DeepInfer، چارچوب استنتاج دیپسیک، نمونهای مشخص برای بررسی همین موضوع است. نسخهٔ عمومی آن با مجوز Apache 2.0، برای مدل DeepSeek-V4.1-Flash از هر دو خانوادهٔ NVIDIA SM100 و Huawei Ascend 950 پشتیبانی میکند. بخشی از نرمافزاری که برای ساخت مسیر دوم لازم داریم، جای دیگری توسعه یافته و اکنون در دسترس است.
البته فاصلهٔ اجرای مدل تا ارائهٔ خدمت پایدار همچنان باقی است: نسخهٔ عمومی فعلاً استنتاج آفلاین ارائه میکند و بنچمارکهای منتشرشده هم مربوط به NVIDIA هستند. بنابراین، کارایی و هزینهٔ مسیر Ascend را باید جداگانه سنجید.
در ادامهٔ یادداشتهای تنوعبخشی زیرساخت، بررسی کردهام DeepInfer کدام بخش از مسیر دوم را آماده کرده و چه کارهایی همچنان بر عهدهٔ بهرهبردار است.
آگاهانه تصمیم بگیریم.
۸۰۱
۱۰:۰۷
تجربههای سخت گذشته همیشه میتوانند راهنمای بهبود امروز و ساختن آینده باشند. بعضی مسیرها را یک بار پیمودهایم؛ حالا میتوانیم عبور از آنها را برای دیگران سادهتر کنیم.
حدود ده سال پیش، ترگمان و آدان با حفظ استقلال، مشترکاً با دولت قرارداد بستند؛ حساب حقوقی مشترک افتتاح کردند، تضمین سپردند و مالیات و بیمه را متناسب با سهمشان تسویه کردند. هر دو نیز حق بهرهبرداری تجاری مستقل داشتند.
گسترش این الگو یعنی:
پروژههای بزرگتر با کنار هم قرارگرفتن توان شرکتهای تخصصی
تقسیم هزینه و ریسک میان شرکای مکمل
حفظ حقوق فناوری برای ادامه کسبوکار هر شریک
چند محصول و خدمت تازه از دل یک همکاری مشترک
این راه، هم ظرفیت قانونی دارد و هم تجربه اجرایی. با پیگیری نصر و همراهی دولت و نهادهای مرتبط، میتوان آن را به فرصتی در دسترس برای همکاری و رشد شرکتها تبدیل کرد.
مطالعه یادداشت قراردادهای مشارکتی در IT و AI: راهکاری اجرایی در عصر پیچیدگیهاhttps://ziabary.ir/s/apcia0/
آگاه و بهروز تصمیم بگیریم
@HoomasGov
حدود ده سال پیش، ترگمان و آدان با حفظ استقلال، مشترکاً با دولت قرارداد بستند؛ حساب حقوقی مشترک افتتاح کردند، تضمین سپردند و مالیات و بیمه را متناسب با سهمشان تسویه کردند. هر دو نیز حق بهرهبرداری تجاری مستقل داشتند.
گسترش این الگو یعنی:
این راه، هم ظرفیت قانونی دارد و هم تجربه اجرایی. با پیگیری نصر و همراهی دولت و نهادهای مرتبط، میتوان آن را به فرصتی در دسترس برای همکاری و رشد شرکتها تبدیل کرد.
آگاه و بهروز تصمیم بگیریم
۷۳۲
۳:۴۲
با مجموعهای از بیش از ۱۵۰ محصول و راهکار از حدود ۵۰ شرکت ایرانی به کازان رفتیم؛ برای توسعه بازار، بررسی سرمایهگذاری مشترک و مذاکره با سرمایهگذاران، شرکتها و مراکز فناوری.
اما پیش از مذاکره، باید از چند مانع ابتدایی عبور میکردیم: اینترنتی که وصل نمیشد، پرداختی که ممکن نبود، تاکسیای که بدون شماره روسی نمیتوانستیم بگیریم و نمایشگاه «بینالمللی» که پیدا کردن یک مخاطب انگلیسیزبان در آن خودش پروژه بود!
در میانه سفر تقریباً به این نتیجه رسیده بودیم که مأموریت شکست خورده است. بعد، چند آشنایی و جلسه هدفمند ورق را برگرداند.
یک تجربه تلخ هم داشتیم: وقتی هیئتهای ایرانی بارها میروند، وعده همکاری میدهند و اتفاقی نمیافتد، شرکت خصوصیِ بعدی باید پیش از معرفی محصولش، هزینه ترمیم آن بیاعتمادی را بپردازد.
سفرنامه کازان؛ صد رحمت به چین!https://ziabary.ir/s/akt/
۲۰۳
۵:۳۰
سفر کازان، با همه دشواریها و خاطراتش، دستاوردهایی داشت که میتوانند مبنای اقدام و سیاستگذاری قرار بگیرند. روایت و نتایج این سفر را در سه یادداشت نوشتهام؛ اما شاید نقطه عطف آن، تجربهای بود که پیش از سفر شکل گرفت: گردآوری، بررسی و آمادهسازی بیش از ۱۵۰ محصول و راهکار از بیش از ۵۰ شرکت ایرانی، در زمانی کوتاه و با ساختاری منسجم برای معرفی بینالمللی.
کنار هم قرارگرفتن این توانمندیها، تصویر متفاوتی از فناوری ایران پیش روی مخاطبان گذاشت و فرصتهایی فراتر از برنامه اولیه ایجاد کرد.
این تجربه، هم ظرفیت موجود را نشان داد و هم یک حلقه مفقوده را:
کشور ظرفیت فناورانه قابل توجهی دارد، اما این ظرفیت در قالب اطلاعات محصول استاندارد، قابل جستوجو و آماده عرضه بینالمللی در دسترس نیست. تجربه اخیر نشان داد که میتوان این فاصله را پر کرد.
تصور کنید اگر چنین زیرساختی در سالهای گذشته وجود داشت، حضور شرکتها و استارتاپهای ایرانی در جیتکس دبی، نمایشگاههای فناوری شانگهای و دیگر رویدادهای بینالمللی چه تفاوتی میکرد. چه فرصتهایی برای معرفی هدفمند محصولات و هماهنگی مذاکرات پیش از سفر داشتیم؟
اکنون میتوان این تجربه موفق را در مقیاس ملی دنبال کرد.
پیشنهاد مشخص من، ایجاد اطلس جامع محصولات و راهکارهای هوش مصنوعی کشور با استفاده از ظرفیت اطلاعاتی معاونت علمی و با راهبری سازمان ملی هوش مصنوعی است؛ زیرساختی بهروز و چندزبانه که بتوان از طریق آن، برای یک مسئله مشخص، راهکار ایرانی مناسب پیدا کرد.
این اطلس میتواند یکی از نخستین دستاوردهای ملموس سازمان ملی هوش مصنوعی باشد؛ محصولی که توانمندیهای موجود کشور را به بازار و فرصت اقتصادی متصل میکند.
نصر نیز میتواند ارتباطات و تجربه ایجادشده را مبنای برنامهای شفاف و غیرانحصاری برای توسعه بازار بینالمللی شرکتها قرار دهد؛ تا فرصت حاصل از یک مأموریت، در دسترس مجموعه بزرگتری از فعالان صنعت قرار بگیرد.
در یادداشت سوم، از نتایج این تجربه و پیشنهادهای عملی برای ادامه آن نوشتهام:
https://ziabary.ir/s/akite/
#سیاستگذاری
۱.۳K
۴:۳۹
بازارسال شده از هومص | صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر هوش مصنوعی
کازان؛ از ویترین فناوری تا مسیر سرمایهگذاری
محمدرضا معبودیان، مدیرعامل هومص، در این یادداشت تجربه کازان را از زاویه یک سرمایهگذار روایت کرده است: چگونه ظرفیت حدود ۵۰ شرکت ایرانی را برای مذاکره آماده کردیم، چه فرصتهایی برای همکاری با روسیه پیدا شد و قرار است این ارتباطات با چه مدل اقتصادی به فروش، توسعه محصول و سرمایهگذاری مشترک برسند.
ماجرا از برنامه اعزام چهار استارتاپ آغاز شد و به معرفی بیش از ۱۵۰ محصول و راهکار رسید. تجمیع همین ظرفیتهای پراکنده، سبد قابل عرضه هومص را به حدود ۱۸ میلیون دلار رساند و مقیاس مذاکرات را تغییر داد. بخشی از توانمندیهایی که برای طرف خارجی تازگی داشت، سالها در کشور وجود داشت؛ فقط کسی زحمت نداده بود آنها را طوری کنار هم بگذارد که بشود دربارهشان مذاکره کرد. ظاهراً انتظار داشتهایم مشتری خارجی، خودش هم کار کشف ظرفیتهای ما را انجام دهد!
گزارش از این تجربه عبور میکند و به سؤالهای اقتصادی میرسد: هزینه پیدا کردن و پیگیری فرصتها را چه کسی میدهد؟ درآمد این همکاریها از کجا میآید؟ نقش Partner محلی چیست و چگونه میتوان از معرفی محصول به پروژه و Co-investment رسید؟ از AI Engineering و Retrofit صنعتی تا روباتیک و تجارت فرامرزی، ۱۱ محور همکاری مطرح شده و برای پیگیری آنها یک برنامه اجرایی پیشنهادی روی میز قرار گرفته است.
در خلال همین روایت، چند حساب قدیمی هم باز میشود.
حساب کسانی که با اطمینان، یک مقصد را توصیه میکنند و بعد، شرکت باید با هزینه خودش کشف کند کدام قسمت آن تعریفها واقعی بوده است. حساب سفرها و وعدههای قبلی که بیسرانجام ماندهاند، اما بدهی اعتباریشان را هیئت بعدی میپردازد. و حساب مجموعههایی که هنگام پیدا کردن مشتری، آمادهسازی محصول و پیگیری مذاکره حضورشان چندان محسوس نیست، ولی دستاورد که پیدا شود، حافظه سازمانیشان ناگهان فعال میشود!
معبودیان از فرصتها با امید نوشته و درباره مسئولیتها، تعارف چندانی باقی نگذاشته است. هرچه متن به برنامه عملیاتی و جمعبندی نزدیکتر میشود، سؤال دشوارتری پیش میآید: وقتی بخش خصوصی با منابع محدود کار را آغاز کرده، صاحبان بودجه و اختیار دقیقاً منتظر چه هستند؟
در بخش پایانی، بحث به شرایط جنگی، مسئولیتهای سنگینتر و هزینهای میرسد که مردم بابت تعلل دیگران میپردازند. فلشبکی هم به «افسوسهای جیتکس ۲۰۲۵» زده میشود؛ این بار با تجربه کاری که خودمان انجام دادهایم و مطالبهای که دیگر نمیتوان با یک وعده تازه از کنارش گذشت.
یادداشت کامل «کازان؛ از ویترین فناوری تا مسیر سرمایهگذاری» به قلم محمدرضا معبودیان را بخوانید.
https://B2n.ir/uj3516
محمدرضا معبودیان، مدیرعامل هومص، در این یادداشت تجربه کازان را از زاویه یک سرمایهگذار روایت کرده است: چگونه ظرفیت حدود ۵۰ شرکت ایرانی را برای مذاکره آماده کردیم، چه فرصتهایی برای همکاری با روسیه پیدا شد و قرار است این ارتباطات با چه مدل اقتصادی به فروش، توسعه محصول و سرمایهگذاری مشترک برسند.
ماجرا از برنامه اعزام چهار استارتاپ آغاز شد و به معرفی بیش از ۱۵۰ محصول و راهکار رسید. تجمیع همین ظرفیتهای پراکنده، سبد قابل عرضه هومص را به حدود ۱۸ میلیون دلار رساند و مقیاس مذاکرات را تغییر داد. بخشی از توانمندیهایی که برای طرف خارجی تازگی داشت، سالها در کشور وجود داشت؛ فقط کسی زحمت نداده بود آنها را طوری کنار هم بگذارد که بشود دربارهشان مذاکره کرد. ظاهراً انتظار داشتهایم مشتری خارجی، خودش هم کار کشف ظرفیتهای ما را انجام دهد!
گزارش از این تجربه عبور میکند و به سؤالهای اقتصادی میرسد: هزینه پیدا کردن و پیگیری فرصتها را چه کسی میدهد؟ درآمد این همکاریها از کجا میآید؟ نقش Partner محلی چیست و چگونه میتوان از معرفی محصول به پروژه و Co-investment رسید؟ از AI Engineering و Retrofit صنعتی تا روباتیک و تجارت فرامرزی، ۱۱ محور همکاری مطرح شده و برای پیگیری آنها یک برنامه اجرایی پیشنهادی روی میز قرار گرفته است.
در خلال همین روایت، چند حساب قدیمی هم باز میشود.
حساب کسانی که با اطمینان، یک مقصد را توصیه میکنند و بعد، شرکت باید با هزینه خودش کشف کند کدام قسمت آن تعریفها واقعی بوده است. حساب سفرها و وعدههای قبلی که بیسرانجام ماندهاند، اما بدهی اعتباریشان را هیئت بعدی میپردازد. و حساب مجموعههایی که هنگام پیدا کردن مشتری، آمادهسازی محصول و پیگیری مذاکره حضورشان چندان محسوس نیست، ولی دستاورد که پیدا شود، حافظه سازمانیشان ناگهان فعال میشود!
معبودیان از فرصتها با امید نوشته و درباره مسئولیتها، تعارف چندانی باقی نگذاشته است. هرچه متن به برنامه عملیاتی و جمعبندی نزدیکتر میشود، سؤال دشوارتری پیش میآید: وقتی بخش خصوصی با منابع محدود کار را آغاز کرده، صاحبان بودجه و اختیار دقیقاً منتظر چه هستند؟
در بخش پایانی، بحث به شرایط جنگی، مسئولیتهای سنگینتر و هزینهای میرسد که مردم بابت تعلل دیگران میپردازند. فلشبکی هم به «افسوسهای جیتکس ۲۰۲۵» زده میشود؛ این بار با تجربه کاری که خودمان انجام دادهایم و مطالبهای که دیگر نمیتوان با یک وعده تازه از کنارش گذشت.
https://B2n.ir/uj3516
۳
۱۷:۲۴