بهنام خدواند جان و خرد تکنگاره دوشنبهها: نگاهی به مختصات و رسالت روشنفکران دینی و وظایف حکومت دینی در قبال آنهانگارنده: حسین تقی زاده سالاری .......روشناندیشان دینی و پرورشیافتگان مکتب علوی؛ جهلستیزند و خرافه را خردسوز میدانند. همواره میکوشند تا نسل پاکسرشت و معصوم جوان را با تبیین اصل دین و جاری ساختن زلال معرفت بر مزرعه جانشان از باتلاق جهل برهانند. آنها در شناساندن خرافهها و پیرایهها که بر قامت دین سمج شدهاند همواره شتابانند. جام جانشان لبریز از عشق به اعتلای جامعه و فرازمندی امت اسلام است.روشنفکران دینی بر مبنای سیره علوی، عرصه اندیشهشان را بر مخالف نمیبندند و با آغوش گشوده پذیرای نقد منتقدان از هر مسلک و مرامند و از تعصب و تکنگری و شیوهای هراسافکنی بدورند و دین را نردبان پست و مقام قرار نمیدهند.روشنفکران دینی؛ دمنده روح بیداری و امید؛ بر کالبد جامعهاند و با باریکاندیشی و ظرافت، آسیبها را میشناسانند. روشنفکران دینی در برابر تفکرات الحادی و نیز اندیشههای استبدادی و استثماری که استقلال وطن را به محاق میبرند، سد سدیدند و ننگ و نکبت را نمی پذیرند. روشنفکران دینی دغدغهشان فردای ایران است که از آفتهای فرهنگهای بیگانه که دائم بر سرزمینمان سرازیر است، آسیب نبیند.روشنفکران دینی در گفتمان خود بر اصل پاسداشت کرامت انسان و مجادله نیکو استوارند و در برابر نسل پرسشگر جوان؛ شکیبا و با سعه صدر و برهان برخورد مینمایند (قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ). روشنفکران دینی آموزنده ارزشهای اخلاقیاند که از مولایشان علی (ع) آموختهاند که فرمود: (إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ).اینها که گفتم، چندی از شاخصههای روشنفکران دینی سرزمینم بود، اما این را هم بگویم، قشر روشنفکر دینی ما که دغدغهاش دین و نیز دنیایمان است، از هجمهها و یورشهای نابخردانه آسوده نیستند و در غربت فرهنگی، روزگار میگذرانند. پس بر کرسینشینان حکومت دینی است که در آوردگاههای فکری و فرهنگی تنهایشان نگذارند و با حمایت بایسته و شایسته؛ مسیر تلاشهای آنها را هموار سازند تا در انجام و بسط رسالت دینی خود هر چه بیستر مؤفق گردند. والسلام.
۳۷
۲:۵۱
بهنام آفریننده انسانتکنگاره دوشنبهها: حقیقت زن در منظومه آفرینشنگارنده: حسین تقی زاده سالاری ........زمین در چرخه حیات قرار گرفت و زِمامش در اختیار آدم نهاده شد، موجودی با سرشت عقل و اندیشه و نیز شهوت وغضب. آفرینندهاش از باده اختیار بر جام جانش فروریخت تا با میل خود دربهای آسمان را بگشاید یا به اسفلالسافلین سقوط نماید.(لَقَد خَلَقنَا الإِنسانَ فِی أَحسَنِ تَقوِیمٍ ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ)در همین هنگام فرشتگان به حیرت افتادند که چهسان موجودی از خاک تیره اما به مرتبت، اشرف مخلوقات، شرف حضور یافته است که آوایی قدسی شنیدند که فرمود: (فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ)فرشتگان زبان به ادب گشودند و چنین گفتند: پروردگارا ما تو را دائم در تسبیهایم و رکوع و سجودمان سرمدی است، چه نیازی به خلق این چنین موجودی خونریز؟ و جواب شنیدند: (إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ)زمان آنی بر زمین گذشت و آدم به علم اسماء خوش درخشید و بر کرسی جانشینی آفرینندهاش قرار گرفت. سپس فرشتگان فرمان یافتند بر آستانش سر سایند و دیگر آفریدهها بر او کمر خدمت ببندند و آدم نیز ماموریت یافت تا به کمک عقل و استعداد و توانمندیاش کان وجودش که خدای بر او فضل فرموده بود، جلوهایی از خدا در زمین شود و خود را به صفات حضرت باری متصف گرداند و رواق جانش را به نور هدایت مزین نماید. اما چنین رسالتی سترگ و کسب جایگاه خلیفه الهی بهتنهایی میسور نبود و لذا خدای مونس و همتایش<زن> را بیافرید.موجودی به مهربانی ماه و لطافت روحی چون فرشتگان تا همپای زوجش[مرد] در عرصه حیات بکوشند و جلوههای رب جلیل را در زمین بنمایانند.بدانیم که از نگاه صاحب کائنات و مکتوب او قرآن، کارگاه آفرینش زن و مرد را از یک خمیره بیافریده است(هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا) و اشتیاق به رشد و تکامل در فطرت هر دو به ودیعت نهاده شده است.بدانیم که تکریم و کرامت زن و هموارسازی مسیر قرب برای او و حراست او از گزندههای شخصیت و فراهمآوری حضور سلامت و بدور از دغدغهاش در عرصههای مختلف و متنوع اجتماعی و.. وظیفهای بس مهم بر دوش مردان متعهد و نیکاندیش است. نگاه حقارتآمیز و کوچک انگاری اندیشه و عقل او جفایی است سترگ.نیز بدانیم اندیشه تحقیر زن و دانستن خلقت او از دنده چپ و تلّقی شخصیت دون برای این گوهر اقیانوس وجود؛ منبعث از تفکرات خرافهآلود و رسوبات اسرائیلیات و بازتاب جاهلیت است. آگاه باشیم تجلیل از مقام زن تجلیل از شاهکار آفرینش است که آئینه تمام و کمال این آفرینش و تابلوی اعجاب برانگیز نگارستان هستی در شخصیت بیبدیل کائنات، دخت گرامی پیامبر اکرم(ص)، فاطمه اطهر [س] تجلی یافته است.والسلام.
۳۷
۵:۵۷
بنام آفریننده کائناتتکنگاره دوشنبهها: مکتوب مظلوم و ناشناخته نگارنده: حسین تقی زاده سالاری ........از شاخصهها و نمادهای هنرمند ارزشی، نگارشی نافذ است تا علاوه بر انتقال کامل پیام تا ژرف جان ؛ چون دُرّ، در صدف ذهن، ماندگار بماند. نگارش اثرگذار از ابزارهای رُشد و کمال است.در این تکنگاره از هنرشناس و هنرمند بیبدیل خلقت و ترسیمگر تابلو شگفتانگیز آفرینش و غواص اقیانوس معارف الهی یعنی علی(ع) سخن بهمیان آمده است.نگارندهایی که با قلم اعجازش پرتویی از جمال آفریننده کائنات را در اوج ظرافت و زیبایی و فراتر از عقل بشری در کلام خویش جلوهگر ساخته است.آری از نهجالبلاغه میگویم، مکتوبی مظلوم و ناشناخته که غبار زمان از نورانیتش نکاسته است، اما سوگمندانه در محاق غفلت ما گرفتار آمده است. نهجالبلاغه دریایی از گوهرهای بس گرانسنگ است که از جهت محتوا از غِنائی ارجمند و جاودانه برخوردار است.امام علی(ع) امیر کلام در عرصه هستی است، زیباشناسی بیهمتاست؛ کلام نافذش دل را میرباید و اخگر عشق را بر جان میزند.اینَک بنگرید که زیبایی انسان را چهسان به عرصه کلام میآورد؛ آنجا که فرمود: (زِينَةُ البَواطِنِ أجمَلُ مِن زِينَهِ الظَّواهِرِ) زیبایی درون آدمیان، زیباتر از برون آنان است. چه تعبیر زیبا و دلنشینی؛ پرداختن به زیباسازی درون اَهّم از آراستن ظاهر است.باور کنید از نگارندهایی جمالشناس؛ قهرمان عرصه فصاحت و بلاغت نگاشتن، آنهم با قلم نارسای این حقیر؛ عِیّنیت جسارت است و به داستان موری در پیشگاه سلیمان ماند.پس شایسته آنست که بر شرمندگی قلم نیفزایم و در فرجام نگارهام؛ به این مهم اشاره نمایم که، اگر تمایل به تعالی را اراده کردهایم و بر فرجام نیکوی خود میاندیشیم، بایسته است جام جان را از جانمایه کمال یعنی گوهر سُفتههای نهجالبلاغه لبریز گردانیم و به اندک بسنده نکنیم تا به زندگی خود معنا بخشیم.والسلام.
۶۸
۸:۲۸
بهنام خداوند جان و خرد تکنگاره دوشنبهها(شماره ۴۴)موضوع: اکسیر کمال نگارنده: حسین تقی زاده سالاری .....کارگاه آفرینش محصول برتر خود؛ به نام انسان را بر بام زمین فروفرستاد و آنگاه بار سنگین جانشینی حضرت باری بر دوشش نهاده شد و بیدرنگ گرایش به پاکیها و عشق به زیباییها و نیز کشش به پلشتیها، ددمنشیها و درندهخوییها و مرداب اندیشیها؛ فرارویش قرار گرفت(إِنَّا هَدَيۡنَٰهُ ٱلسَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرࣰا وَإِمَّا كَفُورًا).حسب لطف عمیم آفریننده جهان؛ برای اینکه این مخلوق از مسیر کمال باز نماند و در برابر آفتها و آسیبهای پلشتپسندان مصون بماند و در باتلاق سیاه جهل فرونیفتد؛ تار و پود وجودش را با ساز دانایی به ارتعاش درآورد زیرا که دانش و دانایی، زیباترین و شورانگیزترین نغمه حیات انسانی است. آری کیست که نداند عطر وجود دانایان احیاگر مردمان است و زداینده ابرهای سیاه جهل از اندیشه جاهلان. شک نکنید آدمیانی در دایره کمال قرار دارند که دمادم از چشمه جوشان و زلال علم و آگاهی جان تازه کنند.بدانیم که پویندگان علم و پژوهشگران دانش؛ اریکهنشینان عزّتند و با زورق دانش ودانایی عفریت جهل را از ساحت زندگی میتارانند.نوشیدن از جام جانفزای علم و آگاهی بر خلیفگان زمین (زن ومرد) فرض است و غفلت از آن موجبات تکتازی عفریت جهل که سیاهی آفرین است را بر عرصه زندگی فراهم میآورد. با خود عهد بستهام، زین پس تکنگارههایم را به زیور سخن علی (ع) که همواره مظلوم تاریخ است، مُزّین نمایم، زیرا سخن حضرتش اعجاز آفرینش در عرصه کلام است.کلام علی(ع) بیدارگر خردهای خفته است و رواق جان مخاطب را در برابر آفتاب آگاهی قرار میدهد. پژوهشگر و دانشپژوه نیز چونان خورشیدی در آسمان شفاف وبیابر است و دانشش در پس هیچ ابری پنهان نمیماند.آری دانش نور است و نور را نمیشود پنهان نمود.فرجام کلامم را با کلامی از آفریده ممتاز مُلک و ملکوت علی(ع) به پایان میبرم؛ باشد که دانایان سرزمینمان را ارج نهیم و بر صدر نشانیم. <فرمود>: (العِلمُ جَمالٌ لا يَخفى)علم و دانش جمالی است که هرگز پنهان نمیماند.والسلام.
۶۲
۶:۰۳
بهنام آفریننده قلم تکنگاره دوشنبهها(شماره ۴۵)موضوع: مکتوب مظلوم و ناشناخته(۲)نگارنده: حسین تقی زاده سالاری ......گویش و نگارش، از اثرگذارترین عناصر جذب آدمیان با هر نوع نگاه و نگرش است.بیان زیبا، دل را میرباید و قلم سحّار عقل را.هنر نگارش، برانگیزاننده احساس و بازدارنده انسان از سقوط در منجلاب مهیب ضد ارزشهاست و گویش نغز و شیوا نافذ بر ژرفای جان و افروزنده شرارههای عشق و پاکی در نهان انسان است.در نگاره قبلی عهد بسته بودم که تکنگارههایم را به زیور کلام امیر کلام علی(ع) مزیّن نمایم و از سخنان سحرآمیز و جاودانه او مزرعه جانم و جانتان را طراوت بخشم.آری عرصه حيات؛ سخنپردازان و گویشگران سترگی را بخود دیده است، چونان ابن نباته، خطیب نامدار قرن چهارم و دیگر چهرهها از سرزمین یونان قدیم مانند لوتر و سیسرون و.... اما کلام کدامشان جز مسیر موزه را نپیموده است؟ و نگارش کدامینشان دل را به تسخیر خود در آورده است؟ همین ابننباته که در سخنوری و ایراد خطبهها سرآمد عصر خویش بوده است، در اهمیت جهاد و برانگیختن موحدان علیه مشرکان برای افراشتن رایت دینداری؛ خطبهایی در خور سروده است و خطیب الخطبا(ع) هم در بیست و هفتمین خطبه در اثر جاودانه (نهجالبلاغه) رهروان رسول(ص) را به جهاد علیه خصم زبون بر میانگیزاند. آری هر دو یک خطابه است اما سطح تاثیر پذیری آنان از خاک تا افلاک است.بشنوید مقایسه این دو خطبه را از شارح نامدار نهجالبلاغه (ابن ابی الحدید) که میگوید: هردو خطبه را خواندهام؛ مقایسه خطبه ابن نباته با خطبه علی(ع)، قیاس شمشیر چوبی با تیغ پولادین است.<شرح نهجالبلاغه ابن ابی الحدید صفحه ۸۲ و۸۴>آری مقایسه سخن فرزند ابیطالب (ع) با غیر او، قیاس کلام آسمانی با سخن زمینی است. دریغ از این همه غفلت و دوری از این چشمه جوشان معرفت!فرصت را غنیمت میشمارم و با کلامی از آن عصاره عقلانیت به تکنگارهام اعتبار می بخشم،فرمود: (جَمالُ الرّجُلِ الوَقارُ) زیبایی مرد به وقار اوست. <غررالحکم ج۳ ص ۳۶۲>والسلام.
۷۰
۵:۳۹
بازارسال شده از Sh-amir
فیلم از طرف hosein.taghizadeh
۱۸
۱۴:۴۱
به نام او که غنّی مطلق است
تکنگاره دوشنبهها (شماره ۴۶) موضوع: فقر مصیبتی عظما نگارنده: حسین تقی زاده سالاری .........
هولانگیزترین و غمبارترین درد انسان، فقر است. گردبادهای بنیانبرافکن فقر، جام جان را میشکند و مزرعه وجود آدمی را میخشکاند و عرصهی حیات آدمی را به دوزخی سوزان بدل میسازد. عقل که میداندار انسان در آوردگاههای زندگی است در برابر عفریت فقر از پای میافتد(فَإِنَّ الْفَقْرَ .......، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ) همانا فقر عقل را به دهشت می اندازد. <نهجالبلاغه حکمت ۳۱۰> عزت که گوهری رخشنده و نماد منش آدمی است، با فقر میشکند و چون شکست با هیچ موعظهای ترمیم نمیگردد. زبان که معّرف هویت انسان است، با چشیدن طعم تلخ فقر لال میگردد، گرچه گویندهاش زیرک باشد. (الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ) فقر زبان شخص زیرک را لال میکند. فقر غربتزاست و فقیر در شهر خود بیگانه است (وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ). علی(ع) پس میتوان گفت فقر دردیست جانکاه و سخت درمان.اینک بنگرید به این سخن رسول خدا (ص) که فرمودند:اللّهُمَّ بارِك لَنا فِي الخُبزِ ، و لا تُفَرِّق بَينَنا و بَينَهُ ؛ فَلَولاَ الخُبزُ ما صَلَّينا و لا صُمنا ، و لا أدَّينا فَرائِضَ رَبِّنا خداوندا! براى ما در نان بركت قرار ده و ميان ما و آن، جدايى مينداز. اگر نان نبود، ما نماز نمى خوانديم و روزه نمىگرفتیم و واجبهاى پروردگارمان را انجام نمى داديم.<اصول کافی>
اینک سخنم با مسئولان و متولیان حکومت است. جدایی مردمان فقرزده و سفره خالی را از نیایش و نماز، از کلام و زبان مخلوق برتر خلقت خواندید، پس بیدرنگ نان برسانید تا عمود دین فرو نیفتد. صد البته نانی بی منت و خشکاننده ریشهی فقر، نه تسکین موقت درد.
دیگر سخنم با ماهیگیران از آب گل آلود است. شکیبایی ملت را نیازمایید؛ بدانید ایران ماندنی است و ایرانی ماندگار. والسلام.
تکنگاره دوشنبهها (شماره ۴۶) موضوع: فقر مصیبتی عظما نگارنده: حسین تقی زاده سالاری .........
هولانگیزترین و غمبارترین درد انسان، فقر است. گردبادهای بنیانبرافکن فقر، جام جان را میشکند و مزرعه وجود آدمی را میخشکاند و عرصهی حیات آدمی را به دوزخی سوزان بدل میسازد. عقل که میداندار انسان در آوردگاههای زندگی است در برابر عفریت فقر از پای میافتد(فَإِنَّ الْفَقْرَ .......، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ) همانا فقر عقل را به دهشت می اندازد. <نهجالبلاغه حکمت ۳۱۰> عزت که گوهری رخشنده و نماد منش آدمی است، با فقر میشکند و چون شکست با هیچ موعظهای ترمیم نمیگردد. زبان که معّرف هویت انسان است، با چشیدن طعم تلخ فقر لال میگردد، گرچه گویندهاش زیرک باشد. (الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ) فقر زبان شخص زیرک را لال میکند. فقر غربتزاست و فقیر در شهر خود بیگانه است (وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ). علی(ع) پس میتوان گفت فقر دردیست جانکاه و سخت درمان.اینک بنگرید به این سخن رسول خدا (ص) که فرمودند:اللّهُمَّ بارِك لَنا فِي الخُبزِ ، و لا تُفَرِّق بَينَنا و بَينَهُ ؛ فَلَولاَ الخُبزُ ما صَلَّينا و لا صُمنا ، و لا أدَّينا فَرائِضَ رَبِّنا خداوندا! براى ما در نان بركت قرار ده و ميان ما و آن، جدايى مينداز. اگر نان نبود، ما نماز نمى خوانديم و روزه نمىگرفتیم و واجبهاى پروردگارمان را انجام نمى داديم.<اصول کافی>
اینک سخنم با مسئولان و متولیان حکومت است. جدایی مردمان فقرزده و سفره خالی را از نیایش و نماز، از کلام و زبان مخلوق برتر خلقت خواندید، پس بیدرنگ نان برسانید تا عمود دین فرو نیفتد. صد البته نانی بی منت و خشکاننده ریشهی فقر، نه تسکین موقت درد.
دیگر سخنم با ماهیگیران از آب گل آلود است. شکیبایی ملت را نیازمایید؛ بدانید ایران ماندنی است و ایرانی ماندگار. والسلام.
۹۴
۷:۱۲
بازارسال شده از مجمع اندیشکده های بین المللی مجازی ایران
به نام برپا دارنده رستاخیز تک نگاره دوشنبه ها: (48)موضوع : رستاخیز جان نگارنده:حسین تقی زاده سالاری انسان آفریده ممتاز آفرینش است ، که اگر در مسیر فطرت خویش گام بردارد ، راه های اوج و استقرار بر فراز را می یابد ؛ و به زندگی معنا می بخشد و اگر چشم در مسیر ابلیس نفس بگشاید ، افق حیات را تیره و تار خواهد دید.و در لایه لایه های ظلمات زندگی و تنگنا های هراس انگیز آن گرفتار خواهد شد ، قرآن که فروزنده ی چراغ کمال در اقلیم وجود است ، درنگ در آیات ربانی را در تمامی آنات حیات ، راه نجات از وادی ظلمات میداند اینک شهر قرآن رخ نموده است و ترنم دل انگیز آيات آن تار و پود رهروانش را به ارتعاش در می آورد.خواندن آیات قرآن ، آفریننده ی رستاخیز جان است و نوشیدن از زلال خوشگوار آن طراوت بخش مزرعه ی جان.در فرجام کلامم : از آغاز طلوع خورشید قرآن بر آسمان اندیشه ام ؛بر این باور همواره استواربوده ام که :روی برگردانی انسان از قرآن ؛ نگون بختی میآورد و گره ناکی مشکلات زندگی را دو صد چندان مینمایاند . و گام گذاری در وادی ایمن را ناممکن میسازد ، پس بر مومنان هوشمند است که در این ایام پر تبارک ، با تلاوت چندی از آیات این مصحف شریف و نورانی ولو اندک کوی جان را از عطر دل انگیز این صحیفه جاودانه معطر سازندوالسلام.
۱۲
۲:۲۵
بازارسال شده از مجمع اندیشکده های بین المللی مجازی ایران
فیلم از طرف hosein.taghizadeh
۱۳
۱۳:۱۳
سلام باقلبی مملو از امید به پیروزی ملت سلحشور ایران بر خصم زبون ؛ حلول سال جدید که تقارن با عید بندگی حضرت باری است به حضرتعالی تبریک می گویم تقی زاده
۳۳
۱۶:۲۹