#کتاب
«بازتعریف عدالت اجتماعی؛ خوانشها و سیاستها»
" />
پژوهشگر: سیمین ویسیدانشآموخته دکتری جامعهشناسی فرهنگی
عدالت، مفهومی سهل و ممتنع است. سادهترین ذهنها، همچون ذهن کودکان، میتواند تعریفی از عدالت ارائه کرده و بیعدالتی را تشخیص دهد؛
و از طرف دیگر، بشر از ابتدای تاریخ تا به امروز با وجود تمامی مجادلات فلسفی، دینی و علمی نتوانسته است تعریف دقیق و قابلاجماعی از آن ارائه کند.
به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک، کشورمان در طول تاریخ در معرض انواع اندیشههای گوناگون بوده که موجب شده عدالت به عنوان یکی از چالشبرانگیزترین مفاهیم مطرح شود.
این پژوهش در پی بررسی برساخت عدالت در زندگی روزمره با تمامی پیچیدگیهای آن و مقایسه آن با سیاستگذاریهای رسمی کشور برای رسیدن به تعریفی جامع، متعادل و کاربردی از عدالت و رفع خلأهای موجود است.
بررسی دیدگاههای جوانان ایرانی درباره عدالت اجتماعی، هدف اصلی این پژوهش است. اینکه جوانان در فضای مجازی چه تعریفی از عدالت را بازتاب میدهند؟ انواع سنخهای تعریف عدالت در بین جوانان ایرانی کدامند؟ زمینهها و راهبردهای شکلگیری نگرش جوانان به عدالت کدام است؟ و همخوانیها و ناهمخوانیهای دیدگاههای موجود و سیاستگذاریها در زمینه عدالت کدامند؟
#معرفی_کتاب
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
#معرفی_کتاب
۴۳
۴:۱۶
#انعکاس | #همایش
«سنیها و شیعیان در گذر تاریخ: هویتهای مذهبی، برداشتهای متقابل و بدفهمیهای دانشگاهی»
با حضور جمعی از اندیشمندان و پژوهشگران حوزه مطالعات اسلامی و شیعهشناسی از ژاپن و سایر کشورهای جهان (از جمله حضور چهرههای برجسته شیعهشناسی و یک نماینده از ایران)
رویکرد تخصصی محققان ژاپنی به مباحث دقیق در حوزه اسلامشناسی و شیعهشناسی، از نقاط قوت و حائز اهمیت این همایش بینالمللی است که بستری مناسب برای بازخوانیِ هویتهای مذهبی و تحلیل گفتمانهای آکادمیک فراهم میآورد.
۲۸ و ۲۹ شهریورماه
محل برگزاری: توکیو
امکان حضور به صورت آنلاین
لینک ثبتنام
#بینالمللی
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
#بینالمللی
۳۷
۱۱:۵۱
#نماهنگ
فیلیپ دو ویلیهسیاستمدار فرانسوی
🧮 تابستانی که پشت سر گذاشتیم را میتوان با یک عبارت توصیف کرد: «تغییر در معماری امنیت جهانی»/در واقع، دوران «خاورمیانه آمریکایی» به پایان رسیده، آمریکا جای پای خود را از دست داده و اعتبار نظامی ایالات متحده خدشهدار شده...
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
🧮 تابستانی که پشت سر گذاشتیم را میتوان با یک عبارت توصیف کرد: «تغییر در معماری امنیت جهانی»/در واقع، دوران «خاورمیانه آمریکایی» به پایان رسیده، آمریکا جای پای خود را از دست داده و اعتبار نظامی ایالات متحده خدشهدار شده...
۳۶
۱۵:۱۶
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
#یادداشت
الگوی میدانیِ مشارکت اجتماعی
" />
دکتر طاهره حیاتی پژوهشگر فقه و علوم تربیتی
مشاهدات میدانی در جنگها و بحرانهای چند سال اخیر در ایران نشان میدهد که سازماندهی خودجوش نیروهای مردمی بر مدار الگوی «امام و امت» استوار است. در چند ماه گذشته، مردم ایران ابتدا در مساجد محلی تجمع کرده و سپس با اتصال به مساجد جامع و میادین اصلی شهر، پیکرهای یکپارچه ساختهاند. در این مشارکت اجتماعی خودجوش مردمی، امام جماعت مسجد محله، روحانی مستقر در روستا، حتی یک مدرسه علمیه یا پایگاه بسیج در یک منطقه شهر، نقش راهبران مردم را ایفا میکنند. راهبران محلی مانند «نخ تسبیح»، حلقههای جداگانه مسجد، بسیج، حوزه علمیه، مدرسه و دانشگاه را از حرکتی ناخودآگاه به همافزایی آگاهانه و قدرتمند تبدیل کردهاند.
پیامد نهایی این الگوی تربیتی و میدانی، در دو سطح راهبردی متجلی میشود:
اول، تابآوری درونزای اجتماعی که افراد توانمند با پیشگامی و شجاعت، تکیهگاه قشر ضعیفتر میشوند و در نهایت، تمام مردم با پوشش دادن نقاط ضعف یکدیگر، جامعه را در برابر شوکها پایدار میسازند.
دوم، کارآمدی و اقتدار حکمرانی با همراهی فعال و ایثارگرانه مردم بهجای انفعال یا اعتراض، قویترین سند مقبولیت نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است؛ مؤلفهای که به حاکمیت جسارت، اعتمادبهنفس و توان تصمیمگیری در بزنگاههای سخت با تکیه بر تابآوری اجتماعی مردم را اعطا کرده است.
حفظ این سرمایه بیبدیل، نیازمند صیانت و سامانبخشی به شبکه راهبران محلی بر محور نهاد روحانیت است.
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
#یادداشت
جایگاه فراراهبردی تربیت اجتماعی و پیوند مربیان با میدانداران
" />
دکتر طاهره حیاتیپژوهشگر فقه و علوم تربیتی
در منظومه فکری رهبر انقلاب، فرهنگ و نظام تعلیموتربیت یک سرفصل در کنار سایر حوزهها نیست، بلکه دارای جایگاهی «فراراهبردی» است؛ بدین معنا که تمامی سیاستگذاریهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی کشور باید در نسبت با این کانون تنظیم و بازتعریف شوند (پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته دولت در تاریخ ۶/شهریور/۱۴۰۵). تحقق این راهبرد کلان، در گرو فهم دقیق حقیقت «تربیت اجتماعی» است.
تربیت در ژرفای خود، فرایند «دگرسازی و تحول تدریجی در متربی» است و ساحت اجتماعی آن، ناظر به بازسازی وجود انسان برای زیست کارآمد و متعهدانه در «شبکه تعاملات و روابط میانانسانی» است. تربیت اجتماعی واقعی زمانی محقق میشود که تحولی بنیادین و همزمان در سه ساحت فرد پدید آید: بینش و درک ضرورت همبستگی و شناخت پیوند فرد با سرنوشت جمع؛ گرایش و شکلگیری تعهد درونی، دگرخواهی و مسئولیتپذیری در برابر جامعه؛ و رفتار و پایبندی عملی به آداب و سلوک اسلامی و قانونمداری در ساحت عمومی.
در این نگرش، دایره «مربیان جامعه» از انحصار ساختارهای اداری فراتر میرود. این شبکه انسانساز، از #بانوان_خانهدار و #مادران، بهعنوان معماران ظریفترین اجزای فرهنگ در حریم خانواده آغاز میشود، از مجرای #معلمان آموزشوپرورش و #اساتید حوزه و دانشگاه عبور میکند و به #پزشکان و #پرستاران فداکار در نهادهای غیرخصوصی و عمومی میرسد که با ایثار شغلی خود، الگوی زنده تربیت اجتماعی را بازآفرینی میکنند.
حاصل این چرخه تربیتی در بزنگاههای تاریخی آشکار میگردد: کسانی که امروز در تجمعات شبانه و میادین استکبارستیزی، شجاعانه ایستادهاند، محصول تربیت همین مربیان فداکار هستند. قاعده ماندگار این پیوستگی هویتی در یک اصل خلاصه میشود: «میدانداران امروز، مدیون مربیان دیروز هستند؛ همانگونه که مربیان امروز، میدانداران فردا را تربیت میکنند.» صیانت از امنیت ملی، پایداری و مشارکت اجتماعی، با اهتمام فراراهبردی به عوامل تعلیموتربیت بهویژه در ساحت تربیت اجتماعی ممکن است. هرگونه سرمایهگذاری بر توانمندسازی مادران و اقشار مربیان، ضامن زایش پایدار نیروهای فداکار و آیندهساز برای انقلاب اسلامی ایران است.
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
۳۲
۳:۳۰
#برگی_از_تاریخ
بسم الله الرحمن الرحیمهفده شهریور 57 از ایام الله است که ملت شریف ایران، یاد آن را زنده نگه میدارد.
ملت بزرگ ایران، روزهایی چون 17 شهریور در نهضت خود داشت و بحمد الله با تمام مشکلات و تقدیم شهدای ارجمند به اسلام عزیز و کشور و با فداکاریهای طاقت فرسا از میدان جهاد سرافراز و پیروزمند بیرون آمد و آن کار، جهانیان را به خود جلب نمود.
دشمنان ما گمان میکردند با توطئههای فرسایشی میتوانند نهضت اسلامی و انقلاب شکوهمند این ملت شهیدپرور را به سردی و سستی سوق دهند، غافل از آنکه قیامی که برای خدا است و نهضتی که بر اساس معنویت و عقیده است، عقبنشینی نخواهد کرد.
🟢 ملت ما اکنون به شهادت و فداکاری خو گرفته است و از هیچ دشمنی و هیچ قدرتی و هیچ توطئهای هراس ندارد. هراس آن دارد که شهادت، مکتب او نیست.ملتی که تازه عروس و تازه دامادش برای شهادت داوطلبند و خود را برای هر پیشامدی در راه خدا مهیا کردهاند از چه میترسند؟ ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است. ملتی که خود و همه چیز خود را برای اسلام میخواهد، پیروزمند است. ما در کشته شدن و کشتن پیروزیم.
دشمنان ملتهای مستضعف و پیروان قدرتمندان ستمگر که برای ایجاد تفرقه بین مسلمین، شیاطین خود را فرا خواندهاند، وقتی به خطای خود واقف میشوند که تودههای میلیونی مسلمین بر اساس تعالیم عالیه اسلام آنان را مفتضحانه سرکوب کنند و دست آنان را از توطئههای خائنانه قطع نمایند. بگذار این تفالههای تاریخ به اسم اسلام بر ضد اسلام قیام کنند و به اسم قرآن کریم به قرآن خیانت نمایند و این تازگی ندارد.
اسلام عزیز از این قماش خیانتکاران بسیار دیده و همگان را به مستقر شیاطین فرستاده است. ملت عزیز ما آن روز که جز مشت خالی و خون پاک هیچ نداشت، بر قدرتهای عظیم شیطانی با فریاد «الله اکبر» غلبه کرد؛ و امروز بحمد الله تعالی جوانان رزمنده از خواهران و برادران دارد که با تعلیمات نظامی در سرتاسر کشور قدرت تفکر را از دشمنان ایران و اسلام سلب و با اعتماد به قدرت الهی و فداکاری در راه اسلام بر همه مشکلات و همه قدرتهای شیطانی غلبه خواهد کرد.
ملتی که 15 خرداد، روز خون و 17 شهریور، روز نوید پیروزی خون و جمعه سیاه روزی که رژیم را با افتخار و پیروزی پشت سر گذاشته است، از این محاصرات اقتصادی و نظامی باک ندارد. آنان باک دارند که اقتصاد را زیربنا و شکم را قبله گاه و دنیا را مقصد و مقصود میدانند.
️ هان ای ملت سلحشور! برای مقابله با قدرتهای نظامی ابرقدرتان آماده باشید. وای قوای مسلح! که سربازان اسلام و پیشمرگان هدف و نگهبانان کشورید، مجهز باشید هم به صلاح و هم به سلاح، و هراس و خوف به خود راه ندهید که خداوند تعالی پشتیبان و ملت بزرگ، هوادار شماست. شما نصرت کنید از دین خدا و کشور توحید تا خداوند قادر نصرت دهد شما را.
از خداوند متعال عظمت برای اسلام و ملت مجاهد و رحمت برای شهدای انقلاب و خصوص شهدای 17 شهریور و صبر و برکت برای بازماندگان شهدای انقلاب و خصوص شهدای 17 شهریور و خذلان و تباهی برای دشمنان اسلام و خصوص تفرقهاندازان بین صفوف مسلمین را خواستارم. و السلام علی عباد الله الصالحین و رحمه الله.
" />
روحالله الموسوی الخمینی | ١۶ شهریور ١٣۵٩
انتشار به مناسبت ١٧ شهریور، سالروز قیام ١٧ شهریور و کشتار جمعی از مردم به دست ماموران ستم شاهی
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
🟢 ملت ما اکنون به شهادت و فداکاری خو گرفته است و از هیچ دشمنی و هیچ قدرتی و هیچ توطئهای هراس ندارد. هراس آن دارد که شهادت، مکتب او نیست.ملتی که تازه عروس و تازه دامادش برای شهادت داوطلبند و خود را برای هر پیشامدی در راه خدا مهیا کردهاند از چه میترسند؟ ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است. ملتی که خود و همه چیز خود را برای اسلام میخواهد، پیروزمند است. ما در کشته شدن و کشتن پیروزیم.
۱۵۲
۵:۵۸
#یادداشت
«آوانگاردهای تمدن در ایران معاصر»
" />
دکتر حبیباله بابائیعضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
اگر هر انقلاب بزرگی برخوردار از عاملیتهای بزرگ و جریانات نوپدید انسانی و کنشگران تمدنی بوده، آنگاه این عاملیتهای بزرگ و کنشگران تمدنی در ایران چه کسانی بودهاند و چه ویژگیهایی داشتهاند؟ به نظر میرسد با تامل در ویژگیهای این جریان در ایران، فهم اولیه از ماهیت و حقیقت این جریان به دست آورد. این جریان مترقی در ایران بلاشک یکی از گامهای اصلی در فرایند تمدنی ایرانیان در دوره بعد از انقلاب بوده است.
الف) این جریان نه تنها شیفته غرب نیست، بلکه در پی نقد علمی و تخصصی از غرب هم بوده است. غربشناسی انتقادی در این جریان شاید متأثر از جریان فردیدیها در ایران نیز باشد، لیکن مهمتر از آن رویکرد انتقادی این جریان از نقطه عزیمتهای ایمانی و قرآنی است. اصلیترین پیشرانها در این موضوع در ایران امروز، امام خمینی ره و حضرت امام شهید بودهاند.
ب) این جریان، صرفا رویکرد انتقادی نداشته است، بلکه اولا از نکتههای مثبت دانشیِ غرب هم استفاده کرده و در این باره «غرب علمی» را از «غرب استعماری» جدا کرده است؛ و ثانیا و مهمتر اینکه این جریان به تأسیس موسسات، دانشگاهها و خلق پروژههای بزرگ فکری و فرهنگی پرداخته تا بتواند رویکرد تأسیسی در فرایند تمدنی را فعال سازد. اگر بورژوازی ملی دغدغهاش ادغام در «نظام جهانیِ» غربی است، این جریان جدید دغدغه «غربشناسی انتقادی» از یک سو، و «آگاهی تمدنی» و بلکه «تمدنسازی» از سوی دیگر داشته است. اینها موتور محرک پیشرفت علمی و هسته سخت دفاعی کشور بودهاند. این نام، بر نقش تاریخی آنها در گذار ایران از یک دولت - ملتِ صرف، به یک «دولتِ تمدنی» تاکید میکند. مشکل اصلی بورژوازی ایرانی، «ازخودبیگانگی» (Alienation) و «عقیم بودن» (فاقد تولید بودن) است، در مقابل، ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» (سنتز اسلام و ایران)، و «مولد بودن» (در عرصه علم، تکنولوژی و امنیت) است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است. نمونههای این آوانگاردهای تمدنساز را میتوان در امثال شهید فخریزادهها و تهرانچیها و مرحوم سعید کاظمی آشتیانی و هزاران هزار نخبه انقلابی - دانشگاهی به وضوح مشاهده کرد.
ج) این جریان، به جهت دینی عِرق ایمانی و مذهبی داشته است و به جهت فرهنگی عِرق ملی و ایرانی داشته است. یعنی در دفاع از مرزهای ایران در هنگامههای بحران، همین جریان بوده است که با جانفشانیها و ایثارگریها صداقت خود را در دفاع از ملت، وطن، و ایران به خوبی نشان دادهاند. برخلاف بورژوازی ملی و ایرانی که همواره درگیر «ترس» از هژمونی غرب است و بقای خود و ملت ایران را در تسلیم میبیند، این جریان جدید حامل ژن «نترسی» و شجاعت است. اینها آوانگارد (پیشرو) دفاع از وطن هستند و دوگانه کاذبِ «ملیگرایی سکولار» در برابر «اسلامگرایی ضدملی» را باطل کرده و سنتزِ «ملی-ایمانی» را خلق کردهاند. نمونهاش را در امثال شهید قاسم سلیمانیها و تهرانیمقدمها میتوان دید.
د) این جریان در ایران، صرفا برخاسته از طبقات نخبگانی نبوده، همان طور که صرفا محدود به حوزههای علمیه هم نبوده است. نمایندگان این جریان را در دانشگاههای دولتی و غیردولتی، در نهادهای مختلف سیاسی و اقتصادی، و در بدنه عمومی و تودگانی در ایران می توان مشاهده کرد. و نیز برخلاف جریان بورژوای ایرانی، این جریان به لحاظ اقتصادی نوعا جریان کمبرخوردار و گاه مستضعف و پایینرتبه بودهاند. این جریان بر خلاف روشنفکران سکولار که نوعا از تودهها جدا و به غرب وابسته بودهاند، پیوندی ارگانیک و ذاتی با طبقات پایین (مستضعفین) داشتهاند. نمونههای این آوانگاردها را میتوان در امثال شهید رجایی و شهید رئیسی دید.
سرمایهٔ اصلی تمدنی ما در ایران بعد از انقلاب، همین پیشرانهایی هستند که نه فقط در ایران بلکه در کشورهای دور و نزدیک در عرصههای تمدنی اسلام و ایران کنشگریهای موثر و جهانی دارند.بدینسان، مجدد باید تاکید کرد که تفاوت مدلِ ایرانی در این پیشگامی، علاوه بر عصبیت ملی و ایرانی، پیوند عمیقِ آن با متافیزیکِ ایمانی (تشیع و فرهنگ عاشورا) است که ظرفیتِ شجاعتِ و فداکاری آن را در مواجهه با جنگ شناختی مضاعف کرده است.
#رصد_یادداشت
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
#رصد_یادداشت
۲۸
۷:۴۶
#یادداشت
«الگوی واکنش مشروع در جنگ اقتصادی از منظر فقه امامیه؛ بازخوانی ارکان و راهبردها»
" />
سیده زهره وکیلمدرس دانشگاه و پژوهشگر
تغییر ماهیت منازعه و ضرورت ورود فقهجنگ اقتصادی در هندسه قدرت معاصر، از یک رقابت تجاری ساده به ابزاری برای «فلجسازی اراده سیاسی» دولتها تغییر ماهیت داده است. امروزه تحریم، انسداد بانکی و عملیات روانی در بازار، دقیقاً همان هدفی را دنبال میکنند که پیشتر در نبردهای نظامی پیگیری میشد: «تسلیم دشمن». در این شرایط، نگاه سنتی به اقتصاد به عنوان عرصهای صرفاً تکنیکال، ناکارآمد است. فقه امامیه به عنوان نظام وارهای که به دنبال مدیریت حیات جمعی بر مدار توحید است، نمیتواند در برابر «جنگ معیشت» بیتفاوت بماند. نوشتار حاضر در پی آن است که نشان دهد چگونه قواعد فقهی نه به عنوان حاشیه، بلکه به عنوان «موتور محرک» در طراحی راهبردهای دفاعی و هجومی در جنگ اقتصادی عمل میکنند.تحلیل مبانی قرآنی و فقهی؛ از «نفی سلطه» تا «حفظ نظام»
مواجهه با جنگ اقتصادی در فقه امامیه، بر سه ستون استوار است که یکدیگر را تکمیل میکنند:۱. نفی سبیل به مثابه اصل راهبردی: قاعده «نفی سبیل» (لَنْ یجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً) صرفاً یک گزاره اخلاقی نیست؛ بلکه در میدان نبرد اقتصادی، به معنای «مهندسی معکوس وابستگی» است. هر نوع تعامل اقتصادی که منجر به ایجاد راه نفوذ و تسلط دشمن بر شئون حیاتی جامعه شود، از منظر فقهی نامشروع است. بنابراین، اولین گام در واکنش مشروع، شناسایی نقاط وابستگی (که تبدیل به سبیل دشمن شده) و قطع آنهاست.
۲. حفظ نظام به عنوان مصلحت عالی: در منظومه فقه حکومتی، «حفظ نظام» اهم واجبات است. در جنگ اقتصادی، دشمن با هدف قرار دادن ثبات معیشتی، در پی فروپاشی نظم اجتماعی است. لذا هر راهبرد اقتصادی که به حفظ استمرار خدمات عمومی، تأمین کالاهای اساسی و جلوگیری از آشوبهای اجتماعی منجر شود، دارای بالاترین اولویت فقهی است.
۳. عدالت در مقابله و نفی اضرار: برخلاف نگاه رئالیستی که در جنگ، هر اقدامی را مجاز میشمارد، فقه امامیه بر «عدالت در مقابله» تأکید دارد. واکنش مشروع نباید به شکلی باشد که اضرار آن به تودههای مردم، بیشتر از آسیب وارده از سوی دشمن باشد. قاعده «لاضرر» در اینجا به عنوان ترازویی عمل میکند که میان «هزینه-فایده» اقدامات متقابل، توازن برقرار میکند.چرخش راهبردی؛ از اقتصاد منفعل به اقتصاد بازدارنده
با استناد به مبانی فوق، راهبردهای واکنش مشروع باید در دو سطح داخلی و بینالمللی بازتعریف شوند:
در سطح داخلی؛ مبارزه با «فساد به مثابه ستون پنجم»:در یک جنگ اقتصادی، فساد، رانت خواری و احتکار تنها آسیب اقتصادی نیستند، بلکه «ضربه به امنیت ملی» محسوب میشوند. از منظر فقهی، برخورد با این پدیدهها، «دفاع مشروع» است. راهبرد داخلی باید بر «شفافیت اجباری» و «انضباط مالی» متمرکز شود تا جامعه در برابر شوکهای بیرونی، تابآوری ساختاری پیدا کند. مدیریت روانی نیز در این سطح، فراتر از اطلاعرسانی صرف است؛ ایجاد ثبات روانی، یعنی تبدیل کردن امید برخاسته از عقلانیت فقهی به یک دارایی راهبردی برای جلوگیری از فروپاشی اعتماد عمومی.
در سطح بین المللی؛ گذار از دیپلماسی التماسی به «بازدارندگی فعال»:راهبرد بینالمللی فقهی در جنگ اقتصادی، متکی بر «تنوعبخشی» و «مقابله به مثل ِ هدفمند» است. فقه جهاد در عرصهی اقتصاد، به معنای ایجاد هزینههای غیرقابل تحمل برای دشمن است؛ به گونهای که هزینه ادامه جنگ اقتصادی برای طرف مقابل، بیش از منافع احتمالی آن باشد. این همان معنای «بازدارندگی» است که در سیره معصومین و سنت فقیهان بزرگ، با تکیه بر «عزت» و «استقلال» متبلور شده است.جمعبندی: مدل واکنش هوشمند
آنچه به عنوان «مدل واکنش فقهی» ارائه میشود، یک الگوی سهمرحلهای است:
۱. موضوع شناسی سلطه: شناسایی دقیق مجاری تحریم و فشار که دشمن از طریق آنها «سبیل» یافته است.
۲. قاعدهمندسازی واکنش: تطبیق اقدامات دفاعی با اصول عدالت و عدم ضرر (بهگونهای که میان «ضربه به دشمن» و «حمایت از معیشت مردم» توازن ایجاد شود).
۳. تثبیت درونی: ارتقای توان داخلی تا حدی که نفوذ اقتصادی دشمن به «اثر صفر» نزدیک شود.در نهایت، جنگ اقتصادی فرصتی است تا فقه شیعه از پستوی انتزاع خارج شده و با ورود به عرصهی «حکمرانی پیچیدهی امنیتی»، کارآمدی خود را در تدوین دکترین مقاومت فعال به اثبات برساند. دفاع در این میدان، نه یک انتخاب، که یک تکلیف تمدنی است که بدون استخراج «احکام مستحدثه اقتصادی» و «فقه امنیت نوین» قابل تحقق نیست.
#رصد_یادداشت
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
#رصد_یادداشت
۳۱
۱۴:۵۴
#یادداشت | #مقاله
چگونگی مطالعات میانرشتهای در قرآن؛ چالشها و بایستهها
(مطالعهٔ موردی تحلیل کارکردی فرهنگسازی حمایت اجتماعی در قرآن)
" />
دکتر سیدعلینقی ایازیعضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
مطالعات میانرشتهای در قرآن بهعنوان یک رویکرد تحقیقی جدید به بررسی ابعاد مختلف متون مقدس میپردازد و معانی و مفاهیمی عمیقتر را از آیات قرآن استخراج میکند تا به درکی عمیقتر از مسائل پیچیده و چندوجهی دست یابد. این نوع مطالعات بهطور خاص در پاسخ به چالشهای جامعهٔ مدرن و مسائل جهانی، حوزهٔ فرهنگ و نابرابریهای اجتماعی و غیره صورت میگیرد.
این مقاله به چگونگی مطالعات چندرشتهای در قرآن، چالشها، فرصتها، بایستهها و تأثیر آن بر فهم بهتر متون قرآنی میپردازد و در عین حال، چگونگی ترکیب علوم مختلف مانند تفسیر، تاریخ، جامعهشناسی، روانشناسی و زبانشناسی را بررسی میکند تا به درکی عمیقتر از مفاهیم دست یابد و به این پرسشها پاسخ دهد: مطالعات میانرشتهای چگونه به فهم بهتر قرآن یاری میرساند؟ الزامات و بایستههای چنین مطالعهای چیست؟ چالشهای احتمالی در این مسیر چیست و چگونه میتواند مرتفع شود؟ نتیجهٔ چنین مطالعاتی چه فرصت هایی را در حوزهٔ دانش فراهم میسازد؟ در پایان نیز مطالعهٔ موردی قرآن و جامعه شناسی با استفاده از این روششناسی ارائه شده است.
مطالعهی متن کامل مقاله
#خلاصه_مقاله#رصد_یادداشت
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
(مطالعهٔ موردی تحلیل کارکردی فرهنگسازی حمایت اجتماعی در قرآن)
#خلاصه_مقاله#رصد_یادداشت
۲۵
۱۸:۵۳
#کتاب | #تازههای_نشر
«کانت، منطق و شکاکیت»
" />
اسماعیل سعادتی خمسه
مرده ریگ فلسفه کوره راه کم ندارد. سرسپردگی فکری به یک مکتب یا فیلسوف خاص، بندی میشود بر پای تفکر. نیل به یقین بینالاذهانی، به گواهی تاریخ اندیشهها، کاری است بس دشوار.
در مورد عمده پرسشهای فلسفی پاسخ فیصلهبخشی نمیشنویم. نزد فیلسوفان در مورد مفهوم وجود، اتفاق نظری نمیبینیم. بحث از واقعگرایی و شک و یقین را تنیده با دشواریهایی مییابیم که سرعت و شتاب را از ذهن و قلم میگیرد.
#معرفی_کتاب
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
#معرفی_کتاب
۲۲
۴:۵۰
#یادداشت
«فراراهبردی بودن فرهنگ» بهمثابه بازتعریف توپولوژی حکمرانی»
" />
محمدجواد قاسمیدانشجوی دکتری مدرسه عالی حکمرانی شهید بهشتی
سالهاست حکمرانی در ایران به خطای جزیرهنگری دچار است؛ پنداری تقلیلگرایانه که در آن سیاست، اقتصاد، امنیت و فرهنگ همچون جزایری مجزا بر نقشه توسعه چیده میشوند و به هریک سهمی، بودجهای و مدیری میرسد. اما چه میشود اگر دریابیم این جزایر، روی هوا شناور نیستند، بلکه بسترِ پیونددهنده و اقیانوسی که همهچیز در آن معنا و امکان بقا مییابد، ذات فرهنگ است! پیام رهبر سوم انقلاب به مناسبت هفته دولت با تعبیر تکاندهنده و بنیادین توجه فراراهبردی به فرهنگ، دقیقاً نویدبخش انقطاع از این توهمِ تکهتکه دیدن واقعیت بود. این عبارت نه یک ارتقای رتبهای در سلسلهمراتب ارزشها، بلکه دعوتی صریح به درهمشکستن منطق بخشینگر و گذار به منظومهای زمینهنگر در هندسه حکمرانی کشور است.
در منظومه فکری رهبر معظم انقلاب، فرهنگ هرگز ضمائم حاشیهای قدرت نبوده است. در نخستین پیام ایشان به ملت ایران -پس از جنگهای سهگانه و داغ شهادت رهبر فرزانه انقلاب- حضور مؤثر و بصیرتمندانه مردم در عرصه فرهنگی در کنار اجتماع و امنیت، نبض تپنده و شالوده جمهوریت معرفی شد. حتی در پیام نوروزی ایشان، آنگاه که تدبیر زمانه نام «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» را بر تارک سال نشاند، ترمیم معیشت و انباشت ثروت، غایتی خودبنیاد فرض نشد؛ بلکه خاستگاهی هویتی برای صیانت از روح جامعه در نبردی نابرابر و اعتلای کرامت انسانی بود. پیوند ناگسستنی وحدت ملی و اقتصاد مقاومتی در کلام ایشان بهوضوح نشان میدهد که هیچ تصمیم اقتصادی یا راهبرد دفاعی، بدون تکیه بر ذخیره معنایی و سرمایه نمادین فرهنگ، یارای مقاومت در برابر تکانههای مهیب بحران را ندارد.
این چرخش فکری، دلالت بر یک تحول اساسی در توپولوژی(جایشناسی) حکمرانی دارد. در توپولوژی سنتی، بخشها به مثابه ساختارهایی صلب و همجوار در فضای اداری قلمداد میشدند که بر سر تصاحب منابع چانهزنی میکردند؛ اما در توپولوژیِ فراراهبردی، فرهنگ فضا و اتمسفرِ استقرار است، نه شیئی محصور در درون فضا، چنانکه رهبر شهید نیز بارها با این رویکرد به فرهنگ نگاه کرده و آن را به مثابه «هوایی که در آن تنفس میکنیم» یاد کرده اند. چگونه میتوان سخن از انضباط مالی راند، در حالی که الگوی مصرف و وجدان کار، برساختهای فرهنگی است؟ چگونه میتوان به ساختارهای امنیتی دل خوش کرد، اگر انسجام ملی و تعلق اجتماعی در ساحت معنا تَرَک برداشته باشد؟ مقام معظم رهبری با فراراهبردی خواندن فرهنگ، شرط مشروعیت، کارآمدی و پایایی هر خطمشی سیاسی یا برنامه اقتصادی را پیشاپیش به میزان همخوانی و دادوستد آن با زیستبوم فرهنگی گره زدهاند؛ بهگونهای که فرهنگ دیگر نه پیوست، بلکه ترازِ سنجش همه سیاستهاست.
انتقال از این الهیات نظری به عرصه عمل، نیازمند شجاعت در بازآرایی ساختارها و الزامات نهادی تازه است. نخست، برچیده شدن منطق الصاقِ صوری پیوست فرهنگی و جایگزینی آن با سازوکار حقوقیِ سنجش اصالت و پیامد فرهنگی در هیئت دولت و مجلس؛ بهنحوی که هر طرح مالی یا کلانپروژه عمرانی پیش از تصویب، در بوته آزمونِ فرهنگ محک بخورد. دوم، خروج وزارتخانهها و متولیان فرهنگی از انفعالِ تصدیگریِ خُرد و ارتقاء به جایگاه دیدهبان فرابخشی و ناظر زمینه. سوم، تربیت نسلی از دیوانسالاران و کارگزاران که عقلانیت تخصصیشان با بینش عمیق فرهنگی عجین شده باشد و بهجای مدیریت جزیرهای، در مدار الگوی حکمرانی همافزا عمل کنند.
ایرانِ امروز در افق ساخت تمدن نوین اسلامی، بیش از تکرار الگوهای فرسوده توسعه، به بازخوانی نقشه وجودی خویش محتاج است. حکمرانیِ فرهنگساز برای ایرانِ هرچه قویتر، آرمانی دستنیافتنی در متون شعاری نیست؛ تصمیمی شجاعانه است برای بازگرداندن روح به پیکره دیوانسالاری. فرهنگ، آن اتمسفری است که اگر مسموم یا تهی شود، هیچ راهبردی در آن نفس نخواهد کشید و اگر بالنده و زنده بماند، ناممکنترین آرمانهای ملی را به فعلیت خواهد رساند. آزمون سترگ دولت و حاکمیت در این عصر، درک همین حقیقت بنیادین است: حکمرانی شایسته یک تمدن، از بازآفرینی زیست فرهنگی آن آغاز میگردد و دقیقا همین جاست که حکمرانی، فرهنگ ساز میشود.
انجمن بینالمللی دانش اجتماعی مسلمین
@iaomss
۱۹
۱۴:۰۵