#تشییع_قائد_شهید#پژوهشکده_مطالعات_بنیادین_امنیت
سایت I ایتا I بله I ویراستی•┈┈••••✾•
۸۹
۶:۰۳
بازارسال شده از پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت
با تکیه بر یافتههای پیمایش ملی فروردین ۱۴۰۵ با مشارکت ۴۴,۰۰۰ نفر، به کالبدشکافی جامع ابعاد تابآوری نامتقارن ایران در نبرد رمضان میپردازد.
در این واکاوی، ضمن تبیین هسته سخت مقاومت و پاشنه آشیلهای بحرانی جامعه، نقشه راه آینده و راهبردهای کلیدی آن ترسیم شده است.
#تابآوری#جامعه_ایرانی#جنگ_رمضان#اینفوگرافی____________________
۳
۷:۲۸
#جنگ_رمضان#پژوهشکده_مطالعات_بنیادین_امنیت
سایت I ایتا I بله I ویراستی•┈┈••••✾•
۵۸
۱۲:۰۱
۴۴
۷:۴۰
ویژه نامه جنگ رمضان شماره نهم.pdf
۹.۶۱ مگابایت
در این شماره به واکاوی ابعاد بنیادین امنیت در اندیشه رهبر شهید حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه) پرداخت شده است:
این شماره، تلاشی است برای فهم عمیقِ منظومه فکری رهبر شهید در مواجهه با چالشهای پیچیده امنیت ملی و بینالملل.
#فقه_امنیت #رهبر_شهید #اندیشه_سیاسی #حکمرانی #امنیت_ملی #فقه_سیاسی
#پژوهشکده_مطالعات_بنیادین_امنیت
سایت I ایتا I بله I ویراستی•┈┈••••✾•
۴۸
۸:۱۱
#پژوهشکده_مطالعات_بنیادین_امنیت
سایت I ایتا I بله I ویراستی•┈┈••••✾•
۵۷
۱۰:۳۳
پژوهشکده مطالعات بنیادین امنیت
فراخوان جذب پژوهشگر در حوزه فلسفه امنیت
پژوهشکده مطالعات بنیادین امنیت (وابسته به پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت)، با رویکردی مسألهمحور و با هدف توسعه دانش و ارائه راهکارهای راهبردی، از نخبگان و پژوهشگران متخصص در حوزه «فلسفه امنیت» دعوت به همکاری مینماید.
این فراخوان فرصتی ارزشمند برای پژوهشگرانی است که به دنبال امتداد فلسفه در حوزه امنیت هستند.
شرایط کلیدی متقاضیان:
دارا بودن مدرک دکتری در رشتههای فلسفه سیاسی، اندیشه سیاسی و گرایشهای مرتبط
برخورداری از سوابق پژوهشی معتبر (کتاب، مقاله و طرحهای پژوهشی)
توانمندی بالا در مسئلهیابی، پردازش مسئله و نگارش گزارشهای راهبردی
سکونت در استان تهران (حداکثر سن: ۴۰ سال)
مهمترین مزایای همکاری:
فرصت مشارکت مستقیم در پروژههای ملی و راهبردی
عقد قرارداد پژوهشی با حقوق و مزایای مصوب (پس از طی دوره آزمایشی)
امکان جذب به عنوان عضو هیئتعلمی (غیر وزارت علومی) در صورت احراز شرایط و کسب امتیازات لازم
مهلت ثبتنام: تا پایان تیرماه
نحوه ارسال رزومه: از علاقهمندان و واجدین شرایط دعوت میشود رزومه علمی و حرفهای خود را به شناسه زیر ارسال نمایند:
@bonyadin1403 جهت کسب اطلاعات بیشتر، پوستر را مطالعه فرمایید. لطفاً این فراخوان را با پژوهشگران و متخصصان این حوزه به اشتراک بگذارید. #پژوهشکده_مطالعات_بنیادین_امنیت سایت I ایتا I بله I ویراستی •┈┈••••✾•

•✾•••┈┈•
#تمدید_شد
فراخوان جذب پژوهشگر در حوزه فلسفه امنیت
پژوهشکده مطالعات بنیادین امنیت (وابسته به پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت)، با رویکردی مسألهمحور و با هدف توسعه دانش و ارائه راهکارهای راهبردی، از نخبگان و پژوهشگران متخصص در حوزه «فلسفه امنیت» دعوت به همکاری مینماید.
این فراخوان فرصتی ارزشمند برای پژوهشگرانی است که به دنبال امتداد فلسفه در حوزه امنیت هستند.
شرایط کلیدی متقاضیان:
دارا بودن مدرک دکتری در رشته فلسفه با تاکید بر فلسفه سیاسی، اندیشه سیاسی
برخورداری از سوابق پژوهشی معتبر (کتاب، مقاله و طرحهای پژوهشی)
توانمندی بالا در مسئلهیابی، پردازش مسئله و نگارش گزارشهای راهبردی
سکونت در استان تهران (حداکثر سن: ۴۰ سال)
مهمترین مزایای همکاری:
فرصت مشارکت مستقیم در پروژههای ملی و راهبردی
عقد قرارداد پژوهشی با حقوق و مزایای مصوب (پس از طی دوره آزمایشی)
امکان جذب به عنوان عضو هیئتعلمی (غیر وزارت علومی) در صورت احراز شرایط و کسب امتیازات لازم
مهلت ثبتنام: تا پایان مردادماه
نحوه ارسال رزومه: از علاقهمندان و واجدین شرایط دعوت میشود رزومه علمی و حرفهای خود را به شناسه زیر ارسال نمایند:
@bonyadin1403
جهت کسب اطلاعات بیشتر، پوستر را مطالعه فرمایید.
لطفاً این فراخوان را با پژوهشگران و متخصصان این حوزه به اشتراک بگذارید.
#پژوهشکده_مطالعات_بنیادین_امنیت سایت I ایتا I بله I ویراستی•┈┈••••✾•

•✾•••┈┈•
جهت کسب اطلاعات بیشتر، پوستر را مطالعه فرمایید.
لطفاً این فراخوان را با پژوهشگران و متخصصان این حوزه به اشتراک بگذارید.
#پژوهشکده_مطالعات_بنیادین_امنیت سایت I ایتا I بله I ویراستی•┈┈••••✾•
۶۳
۱۱:۵۸
بازارسال شده از پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت
در جنگ 40 روزه، راهبرد تغییر رژیم از مسیر جنگ خارجی- ناآرامی داخلی جایگاه بسیار مهمی در عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل داشت. بهرغم وجود صداهای مخالف و مردد، در مجموع دیدگاه رهبران و تصمیمگیرندگان اصلی آمریکا و اسرائیل این بود که تغییر رژیم از مسیر فروپاشی ساختاری و شورش داخلی تا اندازۀ زیادی در دسترس است. اما آنچه در عمل رخ داد فرسنگها با آنچه انتظار آن میرفت فاصله داشت تا شکست راهبرد تغییر رژیم در این جنگ، به یکی از مهمترین و پربحثترین پرسشهای محافل رسانهای، راهبردی و اندیشکدهای جهان تبدیل شود.
بر اساس دیدگاههای پنجگانۀ بررسی شده، به نظر میرسد در محیط رسانهای و راهبردی جهان، توافق چشمگیری وجود دارد که آمریکا و اسرائیل در جنگ 40 روزه راهبرد تغییر رژیم را با جدیتی آمیخته با خوشبینی قابلتوجه دنبال میکردهاند. گذشته از این، این تحلیلها برای توضیح ناکامی راهبرد ایجاد شورش داخلی و تغییر رژیم در ایران طی دورۀ جنگ 40 روزه، حداقل به شش عامل تأثیرگذار اشاره کردهاند.
1- عامل نخست، قوتها و ظرفیتهای ساختار داخلی جمهوری اسلامی است که تجلی «ماهیت غیرشخصی قدرت در ایران» و ضامن تابآوری این نظام در مقابل خلأ قدرت و شرایط سخت است. این ظرفیتها هم شامل قانون اساسی شفاف و دقیق و هم ساختار چندلایه و پیچیدۀ قدرت در جمهوری اسلامی است که به لطف «تراکم نهادی»، نوعی تابآوری ساختاری-نهادی برای جمهوری اسلامی ایران به ارمغان آورده است.
2- عامل دوم موجود در تحلیلها، استحکام ساختار امنیتی جمهوری اسلامی ایران است. این ویژگی ضامن بقای نظام بوده و توأمان جلو شورش (از سمت جامعه) و ریزش (از درون نظام) در دوران جنگ را گرفته است. عدم فروپاشی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی، تا اندازۀ زیادی عدم فروپاشی کل نظام را تضمین کرد.
3- عامل سومی که در برخی تحلیلها برجسته شده، فقدان راهبرد روشن و مشخص خود آمریکا و اسرائیل، به ویژه آمریکا برای ایجاد شرایط تغییر رژیم در طول جنگ است. در واقع برخی تحلیلگران از آمریکا انتقاد میکنند که هدف تغییر رژیم را دنبال کرده اما طرح فکرشده و دقیقی برای تغییر رژیم در ایران نداشته و بیشتر رویکردی بداههنوازانه و باری به هر جهت را در جنگ دنبال کرده است.
4- عامل چهارمی که در تحلیلهای زیادی از آن یاد شده، ایجاد همبستگی ملی در مقابل دشمن خارجی و اثر «جمعشدن زیر پرچم» است. بر اثر این مکانیسم، ایرانیان موقتاً نارضایتیها و خشمهای خود را به نفع مقابله با مهاجم خارجی به کناری نهادند یا حداقل اقدام فعالی در این مدت علیه حکومت انجام ندادند.
5- پنجمین عاملی که در زمینۀ چرایی ناکام ماندن راهبرد تغییر رژیم از مسیر جنگ برجسته شده، به نحو بنیادیتری اساساً وجود پایگاه اجتماعی پشتیبان این تغییر در درون ایران را زیر سؤال میبرد. در واقع این خط تحلیلی، همسانانگاری بین نارضایتیهای ایرانیان و استقبال آنان از حملۀ خارجی و آمادگی آنان برای خیزش علیه حکومتشان در شرایط جنگ را رد میکند و تصریح میکند که حتی اقلیت آمریکادوست ایران هم لزوماً جنگطلب و تحریمجو نیستند.
6- و بالاخره ششمین عاملی که در برخی از تحلیلها، به ویژه در محافلی که ضدیت بیشتری با جمهوری اسلامی دارند مطرح میشود، زنده بودن خاطرۀ ناآرامیهای دیماه 1404 و فضای ترس و فلجشدگی کنش جمعی بر اثر آن حوادث، به ویژه در شرایط جنگ و بسیج نیروهای امنیتی است.
پینوشت: این یادداشت خلاصهای است از مقالهای که با همین عنوان در ماهنگار دیدهبان امنیت ملی، شمارۀ 164(تیرماه 1405) به زودی منتشر خواهد شد.
#جنگ_رمضان#راهبرد_تعییر_رژیم#شکست_راهبردی
برگرفته از پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی____________________
۱
۷:۳۵
بازارسال شده از پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت
صورتبندی مسئله اصلی در تنگه هرمز.pdf
۳۷۰.۶ کیلوبایت
طرحهای تفکیک ترافیک دریایی (Traffic Separation Scheme-TSS) یکی از مهمترین ابزارهای فنی حقوق دریانوردی برای تأمین ایمنی کشتیرانی بینالمللی به شمار میآیند. این مسیرها با هدف کاهش احتمال برخورد کشتیها، ساماندهی عبور و مرور دریایی و افزایش امنیت ناوبری طراحی میشوند و پس از بررسیهای تخصصی در سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) به عنوان مسیرهای رسمی کشتیرانی اعلام میشوند. در خصوص تنگه هرمز نیز مسیرهای کنونی، بر اساس پیشنهاد مشترک ایران و عمان در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی طراحی و در سال ۱۹۶۸ در چارچوب سازمان بینالمللی دریانوردی مورد تصویب قرار گرفت. طبیعی است که این ترتیبات، متناسب با واقعیات فنی و امنیتی همان دوره شکل گرفته بودند؛ دورهای که تهدیدهای امنیتی منطقه، ماهیت و گسترهای کاملاً متفاوت با شرایط امروز داشت.
اکنون بیش از پنج دهه از شکلگیری آن ترتیبات میگذرد. در این فاصله، محیط امنیتی خلیج فارس دستخوش تغییرات بنیادین شده است. افزایش حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای، تحول ابزارهای جنگی، گسترش تهدیدهای نامتقارن و در نهایت وقوع درگیریهای نظامی در مجاورت تنگه هرمز، این آبراه را در موقعیتی متفاوت از گذشته قرار داده است. صرفنظر از هرگونه قضاوت سیاسی درباره این تحولات، نمیتوان انکار کرد که واقعیتهای امنیتی امروز، با واقعیتهای امنیتی زمان تصویب طرح تفکیک ترافیک دریایی یکسان نیست.
از منظر جمهوری اسلامی ایران، تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه بینالمللی برای عبور کشتیها نیست، بلکه بخشی از محیط امنیت ملی کشور نیز محسوب میشود. اگر دولت ساحلی به این جمعبندی برسد که ترتیبات موجود، در شرایط جدید، امکان بهرهبرداری از این آبراه برای تهدید امنیت ملی آن را فراهم میکند، این پرسش به وجود میآید که آیا حقوق بینالملل ظرفیت بازاندیشی در این ترتیبات را دارد یا خیر؟ آیا قواعد موجود صرفاً برای تضمین آزادی دریانوردی طراحی شدهاند یا آنکه امنیت دولت ساحلی نیز به عنوان یکی از عناصر مؤثر در امنیت همان آبراه باید مورد توجه قرار گیرد؟
#تنگه_هرمز#عبور_و_مرور_دریایی#حقوق_بینالملل
برگرفته از پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی____________________
۱
۱۰:۲۳
بازارسال شده از پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت
روش سوات، که به عنوان ابزاری برای برنامهریزی بنگاههای اقتصادی طراحی شده، بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از رایجترین چارچوبهای تحلیل در حوزه سیاست خارجی و امنیّت ملّی ایران است. اما این رویه، بازتاب سادهسازی بوروکراتیک مسائل پیچیده است زیرا سرشت سیاست و امنیّت، برخلاف محیط تجاری که نسبتاً پایدار است با تحلیل رابطۀ نیروها، تعارض ارادهها و کنش متقابل خصمانه تعریف میشود؛ اما سوات جهان را به یک جدول ایستا و چهارخانه فروکاسته و از فهم این پویایی ناتوان است.
سوات، با همسطح نشاندن قوت، ضعف، فرصت و تهدید بدون هیچ سلسلهمراتبی از اهمیت، تحلیلگر را در وضعیت «تعلیق تصمیم» قرار میدهد و تصمیمگیر بهجای انتخاب قاطع در لحظۀ بحرانی، در فهرستی از عوامل هموزن باقی میماند و این تعلیق، خود به یک ریسک استراتژیک مستقل بدل میشود. یک تهدید کوچک اما فعّال میتواند چندین «فرصت» بزرگ اما بالقوه را بیاثر کند. از سوی دیگر تهدیدها و ضعفها میتوانند آثار برگشتناپذیر داشته باشند، در حالی که فرصتها اغلب کوتاه، مشروط و حتی خیالی هستند.
چند ضعف روششناختی مشخص هم در این روش وجود دارد؛ از جمله ناتوانی سوات در نمایش عدمتقارن میان تهدید و فرصت، حذف بُعد زمان و پویایی سیاست، نادیدهگرفتن دشمن بهعنوان فاعلی هوشمند و سازگارشونده، جایگزینی تحلیل واقعی با توصیف ساده، ایجاد توهم کنترل، و کارکرد صرفاً نمایشی آن در القای ظاهر علمی به گزارشهای سیاستی.
تجربهی نهادهای امنیتی مانند ناتو و جامعۀ اطلاعاتی آمریکا -که آن را حتی در فهرست تکنیکهای معتبر خود جای نمیدهند- گواه این ادعاست که سوات دستگاه نظری معتبری برای تحلیل ژئوپلیتیک و امنیّت ملّی نیست. این نهادها بهجای سوات از ابزارهایی چون شفافسازی مسئله، بررسی فرضهای پنهان، تحلیل فرضیههای رقیب، سناریونویسی، تیم قرمز، بازیسازی تصمیم، و تحلیل آیندهنگر استراتژیک بهره میگیرند؛ روشهایی که تعارض، عدمقطعیت، فریب و کنش متقابل را در متن تحلیل مینشانند، نه در حاشیۀ یک جدول سادهسازی شده.
نقد سوات بهمعنای طرد کامل هر نوع نگاه فهرستمحور به منابع و آسیبپذیریها نیست. مسئله این است که چنین فهرستی، اگر بهتنهایی و بدون اتصال به سازوکارهای رقابت فرضیهای، سناریوسازی و آزمون تصمیم بهکار رود، بیش از آنکه به فهم بینجامد، به توهم فهم منتهی میشود. بهبیان دیگر، سوات میتواند در بهترین حالت نقطۀ آغاز یک جمعآوری دادۀ اولیه باشد، اما هرگز نمیتواند جایگزین چارچوبی شود که وظیفۀ آن، تبدیل دادههای پراکنده به داوری استراتژیک مسئولانه است.
پینوشت: این یادداشت خلاصهای است از مقالهای که با همین عنوان در ماهنگار دیدهبان امنیت ملی، شمارۀ 164(تیرماه 1405) به زودی منتشر خواهد شد.
#خطای_راهبردی#روش_تحلیل_SWOT#مطالعات_راهبردی
برگرفته از پژوهشکدۀ مطالعات راهبردی____________________
۱
۱۰:۲۵