#شهید_القدستشییع شهید زاهدی و همرزمانش تهران
۱.۱K
۷:۰۳
۱.۲K
۱۷:۵۷
و هر آنچه در ذهنتون هست و سوال شده بفرمایید پاسخگو هستیم 🥰
۱.۳K
۱۰:۳۴
#استوری
وفات حضرت عبدالعظیم الحسنی علیهالسلام
رویای زندگیمیار همیشگیم
صلی الله علیک یا سید الکریم@ilovequran
وفات حضرت عبدالعظیم الحسنی علیهالسلام
رویای زندگیمیار همیشگیم
صلی الله علیک یا سید الکریم@ilovequran
۱.۲K
۱۵:۴۲
هنر آن است که بی هیاهوهای سیاسی و خودنمایی های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی، و این هنر مردان خداست.
۱.۱K
۱۳:۴۹
کل غزه را دارالقرآن کردیم
در نشستی، خانم لاله افتخاری گفتند: «چند ماه قبل از طوفان الاقصی خانم شهید جمیله شنطی مسوول دارالقرآن غزه به من گفت: کاش شما می توانستید به غزه بیایید و ببینید که ما کل غزه را تبدیل به دارالقرآن کرده ایم.»
ایشان همسر شهید رنتیسی بود که بعد از طوفان الاقصی ترور شد. ان شاءالله روزی ما نیز بتوانیم حرف ایشان را درباره ایران هم بگوییم.
امام عسگری ای تکیه گاه امروزمرها نمی کنمت تا قیامت فردا#شهادت_امام_حسن_عسگری(ع)
#تسلیت_باد🥀
@ilovequran
امام عسگری ای تکیه گاه امروزمرها نمی کنمت تا قیامت فردا#شهادت_امام_حسن_عسگری(ع)
۱.۸K
۱۲:۴۴
بازارسال شده از مدرسه حفظمحور رضوی
برای اولین بار در تهرانمدرسه حفظمحور رضوی در لواسانِ تهرانبا بهرهگیری از آموزش متمرکز(تک کتاب)ثبتنام فقط در پایه هفتم برای آقا پسرها
در این مدرسه، دانشآموزان از پایه هفتم تا نهم در کنار دروس مدرسه، حافظ کل قرآن هم میشن
شماره تماس۰۹۰۳۲۳۴۱۴۹۸۰۹۱۶۸۰۷۲۲۵۱@madresehefztehran
شماره تماس۰۹۰۳۲۳۴۱۴۹۸۰۹۱۶۸۰۷۲۲۵۱@madresehefztehran
۱۲
۱۲:۲۵
بازارسال شده از مدرسه حفظمحور رضوی
برای اولین بار در تهرانمدرسه حفظمحور رضوی در لواسانِ تهرانبا بهرهگیری از آموزش متمرکز(تک کتاب)ثبتنام فقط در پایه هفتم برای آقا پسرها
در این مدرسه، دانشآموزان از پایه هفتم تا نهم در کنار دروس مدرسه، حافظ کل قرآن هم میشن
شماره تماس۰۹۰۳۲۳۴۱۴۹۸۰۹۱۶۸۰۷۲۲۵۱@madresehefztehran
شماره تماس۰۹۰۳۲۳۴۱۴۹۸۰۹۱۶۸۰۷۲۲۵۱@madresehefztehran
۱
۱۲:۲۵
۱.۳K
۲۲:۳۸
بازارسال شده از وابِل
من به عشق تو حفظ قرآن را شروع کردم.آنجا که گفتی هر خانه باید یک حافظ قرآن داشته باشد،و من با پسانداز عیدیهایم که قرار بود چند بستنی و شکلات خرسی شود در بقالی آقای سماواتی، سوار اتوبوسهای خط چهار شدم و رفتم مهرآباد...دارالقرآن شهید حسینی؛
....
خانه ما از دارالقرآنی که ثبت نام کرده بودم دور بود. دو خط اتوبوس میخورد. کلاس ما ۳ بعدازظهر بود و من، هر روز بعد از مدرسه با پولهایی که همهش برای شهریه دارالقرآن رفته بود و خوراکیهایی که تمام شده بود در خیابانهای منتهی به مدرسه میدویدم تا خودم را به اتوبوس ساعت ۲ برسانم. یک لنگهپا بایستم ته اتوبوس، کیفم را توی بغلم مچاله کنم و تا آخر خط برای خودم سورهای که حفظ کرده بودم را بخوانم...
....من کوچکترین فرد کلاس بودم. و حواسپرت ترینشان؛ حفظم با درسم قاطی میشد.آیات در ذهنم دست و پا میزدند و فرار میکردند. تا به دارالقرآن و ساعت تحویل برسم، نصف سورهها را میانه راه جا گذاشته بودم.یک آیه در مدرسه، یک آیه در اتوبوس و سورهای را در بقالی آقای سماواتی؛ بیشترین چالش هم شهریه بود. که چون به بابا نگفته بودم، خودم باید هرماه جورش میکردم ...
...
اما من بالاخره حافظ شدم.حافظ کل قرآن ...به عشقِ تو ؛ من به حرفات گوش داده بودم و حافظ قرآنِ یک خانه بودم.تو، که یادِ حرفت در تمام قدمهای دوساله ی مسیر حفظ دست مرا گرفت و ناامیدم نکرد.من باید حافظ میشدم. به هر قیمتی.چون تو گفته بودی ...
...حالا من سالهاست که حافظم؛ سالها مرور و تثبیت کردهام.دارالقرآن حالا دارالقرآنِ خودِ ماست ...حالا من خودم معلمِ قرآنم ...
...
حالا من از آن روزها بیشتر قرآن میخوانم آقا؛آن قرآنِ قهوهایِ کمرنگ کاظمینی را که خط های قرمز دارد گذاشتهام روی میز و آیات را مزه مزه میکنم.از اول شروع کردهام.از الف لام میم ...از الذین یومنون بالغیب ...از اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون...حالا بیشتر از همیشه قرآن میخوانم.باز هم به عشقِ تو و برایِ تو.من، خودم حافظ قرآن نشدم. تو مرا حافظ قرآن کردی...این آیاتِ مزه مزه شده در دهانِ من، برایِ تو ...
#شهید_سید_علی_حسینی_خامنهای
....
خانه ما از دارالقرآنی که ثبت نام کرده بودم دور بود. دو خط اتوبوس میخورد. کلاس ما ۳ بعدازظهر بود و من، هر روز بعد از مدرسه با پولهایی که همهش برای شهریه دارالقرآن رفته بود و خوراکیهایی که تمام شده بود در خیابانهای منتهی به مدرسه میدویدم تا خودم را به اتوبوس ساعت ۲ برسانم. یک لنگهپا بایستم ته اتوبوس، کیفم را توی بغلم مچاله کنم و تا آخر خط برای خودم سورهای که حفظ کرده بودم را بخوانم...
....من کوچکترین فرد کلاس بودم. و حواسپرت ترینشان؛ حفظم با درسم قاطی میشد.آیات در ذهنم دست و پا میزدند و فرار میکردند. تا به دارالقرآن و ساعت تحویل برسم، نصف سورهها را میانه راه جا گذاشته بودم.یک آیه در مدرسه، یک آیه در اتوبوس و سورهای را در بقالی آقای سماواتی؛ بیشترین چالش هم شهریه بود. که چون به بابا نگفته بودم، خودم باید هرماه جورش میکردم ...
...
اما من بالاخره حافظ شدم.حافظ کل قرآن ...به عشقِ تو ؛ من به حرفات گوش داده بودم و حافظ قرآنِ یک خانه بودم.تو، که یادِ حرفت در تمام قدمهای دوساله ی مسیر حفظ دست مرا گرفت و ناامیدم نکرد.من باید حافظ میشدم. به هر قیمتی.چون تو گفته بودی ...
...حالا من سالهاست که حافظم؛ سالها مرور و تثبیت کردهام.دارالقرآن حالا دارالقرآنِ خودِ ماست ...حالا من خودم معلمِ قرآنم ...
...
حالا من از آن روزها بیشتر قرآن میخوانم آقا؛آن قرآنِ قهوهایِ کمرنگ کاظمینی را که خط های قرمز دارد گذاشتهام روی میز و آیات را مزه مزه میکنم.از اول شروع کردهام.از الف لام میم ...از الذین یومنون بالغیب ...از اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون...حالا بیشتر از همیشه قرآن میخوانم.باز هم به عشقِ تو و برایِ تو.من، خودم حافظ قرآن نشدم. تو مرا حافظ قرآن کردی...این آیاتِ مزه مزه شده در دهانِ من، برایِ تو ...
#شهید_سید_علی_حسینی_خامنهای
۱۳
۲:۳۸