"نمایش" ، یعنی مکنونات یک ملت را، انسان جلوی چشم مردم دنیا قرار بدهد تاآن را به چشم ببینند.... ارزش این کار از دهها "کتاب"ی که در فضیلت این ملت نوشته بشود، بیشتر است.
#آقا@ir_bacheshia
#آقا@ir_bacheshia
۱۴۰
۲۱:۵۷
۱۳۴
۰:۵۵
۱۵۰
۲۳:۰۲
۱۴۵
۲۱:۱۴
مثلا دانشآموزت (اونم اهل سنت) تو جشن نماز بگه:«بهترین نماز رو کنار خانوم مون توی کلاس خوندم .» :)
#حال_خوب@ir_bacheshia
#حال_خوب@ir_bacheshia
۹۸
۹:۰۱
سلام به همگیعذرمیخوام که حواسم به اینجا و شما اهالی خوب بله، کمتر بوده
این مدت در ایتا فعالیت کرده و میکنم. کانال ایتا رو داشته باشید چون نمیتونم قول بدم به موازات هم بتونم اینجا هم مطالب رو بذارمhttps://eitaa.com/ir_bacheshia
ممنون که صبوری کردید و نرفتید

این مدت در ایتا فعالیت کرده و میکنم. کانال ایتا رو داشته باشید چون نمیتونم قول بدم به موازات هم بتونم اینجا هم مطالب رو بذارمhttps://eitaa.com/ir_bacheshia
ممنون که صبوری کردید و نرفتید
۵۴
۲۳:۲۶
بازارسال شده از پایگاه خبری تحلیلی رستا
حق فراخواندنی است/ تربیت اجتماعی(۲)/
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رستا؛ یادداشت سیده زهرا رضوی(قسمت دوم):
در یادداشت قبل گفتیم جامعه میدان تربیت است؛ همچنین جریان اجتماعی اخیر در دفاع از ایران را نمونهای از تاثیر جریانات اجتماعی بر تربیت، معرفی کردیم.
رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مناسبت روز فردوسی، به وضوح بیان کردند که مقاومت این روزها، مردم ایران را آماده کرده است تا بتوانند پدافند زبانی و گفتمانی خود را در جهت رشد و تربیت نسل جدید، تامین کنند و این، نیازمند ابتکار و نوآوری فعالان عرصه فرهنگی است.
در یادداشت قبل اشاره کردیم که تهدید خارجی، باعث شد جامعه برای اعلام ارزش های خود، احساس «ضرورت» کند و در نهایت، جریان اجتماع را به سمت مقابله با تهدید دشمن، جهت بدهد. در واقع جامعه، مبعوث شد.
محمد امین (صلوات الله علیه) قبل از بعثت، چهل سال با تمام وجود بندگی کرد؛ مناجاتش را در تاریکی غار حرا انجام میداد و ظلمی که در همسایگی اش میدید، رفع میکرد؛ بعد از بعثت، محمد (صلوات الله علیه و آله) «رسول الله» شده بود و فرمان داشت اراده خدا را بر زمین، جاری کند. دیگر نماز خواندن در حرا، کافی نبود؛ او باید مکه را فتح میکرد، بت های درون کعبه را میشکست و به بلال فرمان میداد که «الله اکبر» را فریاد بزند تا خدا آیه نازل کند و بگوید که « ذات باطل نابود شدنی است اما تا حق نیاید، از بین نمیرود»
بعثت یعنی اولا اهل حق باشیم آن را بشناسیم؛ و در مرحله بعد حق را فرا بخوانیم تا باطل برود. هرچه فریاد «حق خواهی» بلند تر شود، سروصدای باطل کم و کمتر میشود.
ما در این شب ها آدم های مرفه را کنار آدم های دهک پایین دیده ایم. آدم هایی بدون دغدغه های سیاسی را کنار سیاستمداران کار کشته دیده ایم. آدم های افغانی و عراقی و آفریقایی را کنار ایرانی ها دیدهایم. ما میدانیم آنچه مردم را کف خیابان جمع کرده، نه یک مطالبه صنفی و معیشتی است؛ نه یک شوآف تبلیغاتی برای رقابت سیاسی و نه صرفا یک امر ملی میهنی است؛ بلکه یک وحدت از انسان های «حق طلب» برای دفاع از «ارزش های حقیقی» است.
در عرصه حکمرانی جمهوری اسلامی، که جهشی برای رسیدن به تمدن اسلامی است، تشخیص حق گاهی بسیار سخت میشود اما این سختی، وظیفه حق خواهی را از گردن ما بر نمیدارد. ما موظفیم تحت راهنمایی ولی خدا، اهل مطالعه شویم، پرس و جو کنیم و ببینیم بالاخره موقع انتخابات باید چگونه رای بدهیم که حق باشد. باید اخبار نگاه کنیم، پای حرف کارشناس ها بنشینیم و بیانات بخوانیم تا ببینیم بالاخره اقتصاد پیشرفته ی غیرطبقاتی چگونه محقق میشود و آن را مطالبه کنیم.
امام خمینی (ره) بیشتر از همه ما میدانست تحقق حکومت اسلامی سخت است؛ میتوانست شبیه بسیاری از علمای آن زمان، کنار حجره اش بنشیند و از حکومت عدل جهانی، داستان بگوید، بر سر حکومت های زمانش غر بزند و آخر هم بگوید دست ما که نیست؛ اما او برخاست و مردم را دعوت کرد تا دست خدا بر زمین شوند برای اقامه حق و کوتاه کردن دست ابر قدرت ها از ایران زمین؛ در نهایت بزرگ ترین معجزه رقم خورد و جمهوری اسلامی متولد شد.
با این وجود، انقلاب اسلامی با پاک کردن طاغوت از راس حکومت ایران، پایان نمییابد. پاک کردن وزارتخانه ها، ادارات و مدارس و خیابان ها از مظاهر باطل، هنوز نیازمند انقلاب ماست. مائیم که باید تهمت بیسوادی را به جان بخریم و هر هفته با مسائل مردممان مواجه شویم و دست آخر در ورزقان، حق تعالی را ملاقات کنیم تا بتوانیم خود را فرزند امیر کبیر و میرزا کوچک خان و نوکر امام حسین (علیه السلام) بدانیم.
ما باید حق را بخواهیم.
رستا، رسانهٔ تعلیم و تربیت ایران@rastakhabar_ir
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رستا؛ یادداشت سیده زهرا رضوی(قسمت دوم):
در یادداشت قبل گفتیم جامعه میدان تربیت است؛ همچنین جریان اجتماعی اخیر در دفاع از ایران را نمونهای از تاثیر جریانات اجتماعی بر تربیت، معرفی کردیم.
رهبر معظم انقلاب در پیام خود به مناسبت روز فردوسی، به وضوح بیان کردند که مقاومت این روزها، مردم ایران را آماده کرده است تا بتوانند پدافند زبانی و گفتمانی خود را در جهت رشد و تربیت نسل جدید، تامین کنند و این، نیازمند ابتکار و نوآوری فعالان عرصه فرهنگی است.
در یادداشت قبل اشاره کردیم که تهدید خارجی، باعث شد جامعه برای اعلام ارزش های خود، احساس «ضرورت» کند و در نهایت، جریان اجتماع را به سمت مقابله با تهدید دشمن، جهت بدهد. در واقع جامعه، مبعوث شد.
محمد امین (صلوات الله علیه) قبل از بعثت، چهل سال با تمام وجود بندگی کرد؛ مناجاتش را در تاریکی غار حرا انجام میداد و ظلمی که در همسایگی اش میدید، رفع میکرد؛ بعد از بعثت، محمد (صلوات الله علیه و آله) «رسول الله» شده بود و فرمان داشت اراده خدا را بر زمین، جاری کند. دیگر نماز خواندن در حرا، کافی نبود؛ او باید مکه را فتح میکرد، بت های درون کعبه را میشکست و به بلال فرمان میداد که «الله اکبر» را فریاد بزند تا خدا آیه نازل کند و بگوید که « ذات باطل نابود شدنی است اما تا حق نیاید، از بین نمیرود»
بعثت یعنی اولا اهل حق باشیم آن را بشناسیم؛ و در مرحله بعد حق را فرا بخوانیم تا باطل برود. هرچه فریاد «حق خواهی» بلند تر شود، سروصدای باطل کم و کمتر میشود.
ما در این شب ها آدم های مرفه را کنار آدم های دهک پایین دیده ایم. آدم هایی بدون دغدغه های سیاسی را کنار سیاستمداران کار کشته دیده ایم. آدم های افغانی و عراقی و آفریقایی را کنار ایرانی ها دیدهایم. ما میدانیم آنچه مردم را کف خیابان جمع کرده، نه یک مطالبه صنفی و معیشتی است؛ نه یک شوآف تبلیغاتی برای رقابت سیاسی و نه صرفا یک امر ملی میهنی است؛ بلکه یک وحدت از انسان های «حق طلب» برای دفاع از «ارزش های حقیقی» است.
در عرصه حکمرانی جمهوری اسلامی، که جهشی برای رسیدن به تمدن اسلامی است، تشخیص حق گاهی بسیار سخت میشود اما این سختی، وظیفه حق خواهی را از گردن ما بر نمیدارد. ما موظفیم تحت راهنمایی ولی خدا، اهل مطالعه شویم، پرس و جو کنیم و ببینیم بالاخره موقع انتخابات باید چگونه رای بدهیم که حق باشد. باید اخبار نگاه کنیم، پای حرف کارشناس ها بنشینیم و بیانات بخوانیم تا ببینیم بالاخره اقتصاد پیشرفته ی غیرطبقاتی چگونه محقق میشود و آن را مطالبه کنیم.
امام خمینی (ره) بیشتر از همه ما میدانست تحقق حکومت اسلامی سخت است؛ میتوانست شبیه بسیاری از علمای آن زمان، کنار حجره اش بنشیند و از حکومت عدل جهانی، داستان بگوید، بر سر حکومت های زمانش غر بزند و آخر هم بگوید دست ما که نیست؛ اما او برخاست و مردم را دعوت کرد تا دست خدا بر زمین شوند برای اقامه حق و کوتاه کردن دست ابر قدرت ها از ایران زمین؛ در نهایت بزرگ ترین معجزه رقم خورد و جمهوری اسلامی متولد شد.
با این وجود، انقلاب اسلامی با پاک کردن طاغوت از راس حکومت ایران، پایان نمییابد. پاک کردن وزارتخانه ها، ادارات و مدارس و خیابان ها از مظاهر باطل، هنوز نیازمند انقلاب ماست. مائیم که باید تهمت بیسوادی را به جان بخریم و هر هفته با مسائل مردممان مواجه شویم و دست آخر در ورزقان، حق تعالی را ملاقات کنیم تا بتوانیم خود را فرزند امیر کبیر و میرزا کوچک خان و نوکر امام حسین (علیه السلام) بدانیم.
ما باید حق را بخواهیم.
۱
۵:۰۸
بازارسال شده از شورای آموزش | روایت مدرسه
مانع تحصیل دختران نشوید، اصلا اسلام چنین نظری ندارد» «اغلب مادران شهدا را قوی تر از پدران شهدا دیده ام»کتاب را ورق میزنم : «زن که به میدانی حاضر میشود تمام خانواده را هم همراه میکند»«باید روی باورهای غلط درباره زن کار بشود، این ها همان علت و ریشه فساد ها و کمحجابی هاست»چقدر آقا در این سال ها برای معرفی الگوی سوم تلاش کرده است. او خیلی برای تربیت دینی زنانه تلاش کرده است. بیشتر از هر کسی با تهاجم غرب، پنجه در پنجه افکنده است و نقطه ضعف هایش را درآورده است. حرف هایش، به معنای واقعی کلمه، نقطه زنی است.چیزی که کمتر در علمای دینی دیگر دیده میشود. نه استادان انقلابی دانشگاه حواسشان بود برای ما دخترها، الگویی زنانه ترسیم کنند نه فرمانده های بسیج، تصویر شفافی از قله ی زن بودن ارائه میدادند.بی سبب نیست که پس از بارها مطالعه این بیانات، هنوز خود را تشنه شنیدن شان میبینم. من هنوز راه را نیافتهام. الگو، صرفا با نظریه پردازی ایجاد نمیشود. همین چند وقت پیش که میخواستم الگوی مدیریت اسلامی را از دیدگاه آقا، بررسی کنم آنچه مرا از سرزنش های استاد که «ما فقط دم از الگوی مدیریت اسلامی میزنیم و در عمل نه مردم داری بلدیم و نه کارآمدی داریم» الگوهای عملی بود که آقا معرفی کرده بود؛ شهید رئیسی، سردار، مرحوم کاظمی و آشتیانی و در نهایت خودِ آقای شهیدکاش آقا اسم میبرد از زنانی که در طراز بودهاند. این روزها هرکسی خودش را زن طراز میبیند و من سرگردان که باید شبیه کدام یک بشوم.یکی اهل تحصیل و کار است اما باز هم شرکت کننده مسابقه تجمل هست. یکی حواسش هست که اوج زنانگی، در مادری بروز میکند و مجاهدانه فرزند آوری میکند، اما انگار وظیفه اجتماعی روی دوشش سنگینی نمیکند در حالی که توصیه های مکرر آقا برای ادامه تحصیل خانم ها در ذهنم، اکو میشود برای انصراف از ارشد دست و دلم می لرزد.یکی هم صدش را گذاشته است که به درآمد خانواده کمک کند و کمک هایش را النگو کرده که همه تعدادشان را ببینند و با خیره کردن چشمها، انگار جایگاه خوبی در فامیل یافته است. حسرت طلاهایش را نمیخورم اما دوست دارم کمی به من هم نگاه کنند تا بتوانم برایشان از حرمت مادری و قداست زن بودن بگویم. به راستی زهرای صدیقه شبیه کدام تفسیر این آقایان بوده است؟ شببه آن هایی که میگویند او در متن تمام اتفاقات دورانش حضور فعال داشته است و برای مردان هم مجلس درس میگذاشته یا آن ها که میگویند، زهرای مرضیه سلام الله با خطبه فدکیه، نشان داد چقدر اوضاع بحرانی شده که مجبور شده است، حد والای در حجاب بودنش را بشکند و خطبه بخواند.بعضی میگویند همسران و مادران شهدا، الگوهای خوبی هستند اما انچه من می.فهمم آن است که همان یک مولفهای زندگیشان که صبر بر بلا بوده، الگو است.الان من که نه مادر شهیدم نه همسر شهید، با صبر بر کدام بلا، هویتم را بازیابم؟ کسی هست بداند هدف زن مسلمان باید چه باشد؟ آرزوهایش باید چه شکلی باشد که هم شدنی باشد هم مطابق وظیفه؟اقا بارها، زنان دانشمند و نخبه ای را که همراه فرزند فعالیت علمی و ورزشی و ... میکنند ستوده است اما آیا خبر دارد، امثال ما مادرهای معلمِ دانشجو، چقدر کاسه صبرمان تنگ میشود؟راه حلی دارد که دانشجویی و کارمندی، از ظرافتمان نکاهد و ما را همان مادرهای بی استرس و سرچشمه آرامش خانه، نگه دارد؟یا فاطمه الزهرا این راه رفتن در تاریکی را خودتان ختم به خیر کنید
۱
۲۲:۵۸