در جنگهای کلاسیک، سرزمینها اشغال میشوند؛ اما در جنگ شناختی، حافظه ملتها. دشمن میکوشد گذشته را از یادها ببرد، هویت را دگرگون کند و آینده را بیامید نشان دهد. از همین رو، بزرگترین پیروزی برای او، نه تصرف یک شهر، بلکه فراموش شدن یک حقیقت است.
یزید نیز دقیقاً همین پروژه را دنبال میکرد. گمان میکرد با شهادت سیدالشهدا علیهالسلام، اسارت خاندان پیامبر و نمایش پیروزی در شام، پرونده عاشورا برای همیشه بسته خواهد شد. اما حضرت زینب سلاماللهعلیها، با خطبهای که هنوز پس از قرنها طنینانداز است، بنیان این پروژه را فرو ریخت:«فَوَاللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا...»این جمله، نخستین بیانیه شکست جنگ شناختی در تاریخ اسلام بود.امروز، راهپیمایی #اربعین ادامه همان خطبه است. میلیونها انسان از دهها کشور، با زبانها، قومیتها و فرهنگهای گوناگون، صدها کیلومتر پیادهروی میکنند تا عملاً اعلام کنند که پیشبینی زینب کبری تحقق یافته است؛ نه تنها نام حسین علیهالسلام محو نشد، بلکه هر سال جهانیتر شد.و هنگامی که این سیل انسانی، همصدا میگوید:«أبداً والله يا زهراء ما ننسى حسيناً»در حقیقت پاسخ تاریخی امت به ندای زینب است؛ آن حضرت وعده داد «ذکر ما محو نمیشود» و امت در اربعین شهادت میدهد «هرگز حسین را فراموش نخواهیم کرد.»
اما رهآورد راهبردی اربعین فقط حفظ یک خاطره تاریخی نیست. اربعین، کانون بازتولید سه سرمایه تمدنی شیعه است: حافظه، هویت و همبستگی.شیعه با دو بال به سوی آینده حرکت کرده است؛ بال سرخ عاشورا و بال سبز انتظار. عاشورا، فرهنگ ایثار، مقاومت و خونخواهی حق را زنده نگه میدارد و انتظار، امید به تحقق عدالت جهانی را. اربعین، محل اتصال این دو بال است؛ جایی که گذشته الهامبخش آینده میشود و انتظار از یک آرزو، به یک مسئولیت اجتماعی تبدیل میشود.
در این میان، مواسات مهمترین دستاورد اربعین است. میلیونها زائر، تنها راه نمیروند؛ بلکه جامعهای را تمرین میکنند که در آن «من» جای خود را به «ما» میدهد. موکبها فقط ایستگاههای پذیرایی نیستند؛ آوردگاه های تمدن اسلامیاند. در آنها نژاد، ملیت، زبان و طبقه اجتماعی رنگ میبازد و اخوت ایمانی به سرمایه اجتماعی تبدیل میشود. این همان سرمایهای است که هیچ عملیات روانی و هیچ بمباران رسانهای قادر به تولید یا تخریب کامل آن نیست.
از این منظر، اربعین یک ابررسانه زنده است؛ رسانهای که پیام خود را نه با استودیو و دوربین، بلکه با رفتار، ایثار، خدمت و مواسات مخابره میکند. هر قدم زائر، هر جرعه آب، هر خدمت بینام، روایتی است که ذهنها را در برابر روایتهای تحریفشده واکسینه میکند.
در روزگاری که ملت ایران، داغ قائد شهید، فرماندهان شهید و امت شهید مقاومت را بر دل دارد، اربعین معنای تازهای نیز پیدا میکند. خونخواهی شهید، صرفاً انتقام نیست؛ ادامه دادن راه اوست. اگر قائد شهید و فرماندهان شهید، امنیت و عزت امت را با خون خود حفظ کردند، میلیونها زائر اربعین با مواسات، وحدت و ایستادگی، از همان آرمان پاسداری میکنند. خونخواهی حقیقی، حفظ جبهه حق و ناکام گذاشتن پروژه فراموشی دشمن است.
از این رو، رسانه ملی باید اربعین را صرفاً به عنوان بزرگترین اجتماع مذهبی جهان روایت نکند؛ بلکه آن را به عنوان بزرگترین رزمایش شناختی جهان اسلام بازخوانی کند؛ رزمایشی که در آن میلیونها انسان، بدون اجبار و سازماندهی رسمی، حافظه عاشورا را بازتولید، هویت انتظار را تقویت و فرهنگ مواسات را تمرین میکنند.
اگر عاشورا، آغاز نهضت بود، اربعین تضمین بقای آن است؛ و اگر «لا تمحو ذکرنا» راهبرد حضرت زینب سلاماللهعلیها بود، «أبداً والله يا زهراء ما ننسى حسيناً» بیعت سالانه میلیونها عاشق با این راهبرد است. در این بیعت، خون سرخ عاشورا با افق سبز انتظار پیوند میخورد و مواسات، به مؤثرترین سلاح شیعه در برابر جنگ شناختی و به مهمترین رهآورد تمدنی اربعین تبدیل میشود.
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
۴۰۵
۱۱:۱۳
طرح پژوهش «آسیبشناسی بیان احکام در رسانه ملی» در شورای علمی ادارهکل پژوهشهای اسلامی صداوسیما
به گزارش روابطعمومی ادارهکل پژوهشهای اسلامی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، پژوهش پایان یافته «آسیبشناسی بیان احکام شرعی در رسانه ملی و بایستههای آن» تألیف محمد همتی ابوالوردی، در نشست شورای علمی این ادارهکل مطرح و مورد بررسی و ارزیابی نهایی قرار گرفت.این اثر که حاصل پژوهشی میدانی و نظری در یکی از مغفولترین و در عین حال راهبردیترین حوزههای تولید محتوای دینی در رسانهٔ ملی است، با بهرهگیری از روشهای کیفی شامل مصاحبههای نیمهساختاریافته با کارشناسان برجستهٔ فقه و رسانه، تحلیل محتوای برنامههای شاخصِ بیان احکام و مرور نظاممند منابع کتابخانهای، به آسیبشناسی ساختاری، محتوایی، شکلی و اعتمادساز در برنامههای احکامی پرداخته و برای هر یک از این آسیبها، راهکارهای عملیاتی و بایستههای اجرایی ارائه داده است.از جمله امتیازات منحصربهفرد این کتاب که مورد تأکید اعضای شورای علمی نیز قرار گرفت، تلفیقِ نگاهِ فقهی، ارتباطاتی و هنری در تحلیل مسئله، استفاده از دادههای دستِ اول از زبانِ صاحبنظرانِ دارای تجربهٔ مستقیم در تولید و اجرا و نیز بررسیِ موردیِ هشت برنامهٔ تلویزیونی با رویکردی انتقادی و سازنده است.در این جلسه، علی اسماعیلی، تهیهکنندهٔ برنامهٔ «زمزم احکام» از شبکهٔ رادیویی معارف که خود از چهرههای باسابقه در حوزهٔ تولید برنامههای معارفی و احکامی محسوب میشوند، ضمن تأکید بر ضرورت پرداخت جدیتر به این حوزه، عنوان کردند: پرداختن به احکام در رسانه، متأسفانه همواره مظلوم واقع شده است و باید با همت جمعی، این مظلومیت را برطرف کنیم. به نظر میرسد بهترین و مؤثرترین روش برای ارائهٔ برنامههای احکامی، الگوی پرسشوپاسخ است؛ چراکه این روش، هم مخاطب را به مشارکت فعال دعوت میکند و هم نیازهای واقعی او را هدف قرار میدهد.»اعضای شورا ضمن تأیید ضرورتِ انتشار این پژوهش، ابراز امیدواری نمودند که این کتاب، بهعنوان یکی از منابعِ اصلی و مرجعِ برنامهسازان، کارشناسانِ دینی و پژوهشگرانِ حوزهٔ رسانه و فقه مورد استفاده قرار گیرد و بتواند گامی مؤثر در جهتِ ارتقای کیفیتِ برنامههای معارفیِ صداوسیما بردارد.
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
آدرس کانالهای ماایتا | بله | ویراستی
وبگاه
www.irc.ir
به گزارش روابطعمومی ادارهکل پژوهشهای اسلامی صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، پژوهش پایان یافته «آسیبشناسی بیان احکام شرعی در رسانه ملی و بایستههای آن» تألیف محمد همتی ابوالوردی، در نشست شورای علمی این ادارهکل مطرح و مورد بررسی و ارزیابی نهایی قرار گرفت.این اثر که حاصل پژوهشی میدانی و نظری در یکی از مغفولترین و در عین حال راهبردیترین حوزههای تولید محتوای دینی در رسانهٔ ملی است، با بهرهگیری از روشهای کیفی شامل مصاحبههای نیمهساختاریافته با کارشناسان برجستهٔ فقه و رسانه، تحلیل محتوای برنامههای شاخصِ بیان احکام و مرور نظاممند منابع کتابخانهای، به آسیبشناسی ساختاری، محتوایی، شکلی و اعتمادساز در برنامههای احکامی پرداخته و برای هر یک از این آسیبها، راهکارهای عملیاتی و بایستههای اجرایی ارائه داده است.از جمله امتیازات منحصربهفرد این کتاب که مورد تأکید اعضای شورای علمی نیز قرار گرفت، تلفیقِ نگاهِ فقهی، ارتباطاتی و هنری در تحلیل مسئله، استفاده از دادههای دستِ اول از زبانِ صاحبنظرانِ دارای تجربهٔ مستقیم در تولید و اجرا و نیز بررسیِ موردیِ هشت برنامهٔ تلویزیونی با رویکردی انتقادی و سازنده است.در این جلسه، علی اسماعیلی، تهیهکنندهٔ برنامهٔ «زمزم احکام» از شبکهٔ رادیویی معارف که خود از چهرههای باسابقه در حوزهٔ تولید برنامههای معارفی و احکامی محسوب میشوند، ضمن تأکید بر ضرورت پرداخت جدیتر به این حوزه، عنوان کردند: پرداختن به احکام در رسانه، متأسفانه همواره مظلوم واقع شده است و باید با همت جمعی، این مظلومیت را برطرف کنیم. به نظر میرسد بهترین و مؤثرترین روش برای ارائهٔ برنامههای احکامی، الگوی پرسشوپاسخ است؛ چراکه این روش، هم مخاطب را به مشارکت فعال دعوت میکند و هم نیازهای واقعی او را هدف قرار میدهد.»اعضای شورا ضمن تأیید ضرورتِ انتشار این پژوهش، ابراز امیدواری نمودند که این کتاب، بهعنوان یکی از منابعِ اصلی و مرجعِ برنامهسازان، کارشناسانِ دینی و پژوهشگرانِ حوزهٔ رسانه و فقه مورد استفاده قرار گیرد و بتواند گامی مؤثر در جهتِ ارتقای کیفیتِ برنامههای معارفیِ صداوسیما بردارد.
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
۲۲۸
۹:۰۶
نشست اتاق فکر مستند تاریخی با محوریت دوره صفویه برگزار شد
به همت اداره کل پژوهشهای اسلامی رسانه و شبکه قرآن و معارف سیما و با همکاری کارگروه تخصصی تاریخ اسلام ستاد تحول رسانه ملی و انجمن تاریخپژوهان حوزه علمیه قم، نشست اتاق فکر مستند تاریخی با موضوع دوره صفویه برگزار شد.در این نشست، جمعی از پژوهشگران و فعالان حوزه تاریخ و رسانه، به بررسی ظرفیتهای تاریخی و روایی این دوره پرداختند و بر ضرورت بهرهگیری از پژوهشهای تاریخی دقیق و متون معتبر تاریخی در تولید آثار رسانهای تأکید کردند.شرکتکنندگان در این جلسه با اشاره به جایگاه متون تاریخی در بازنمایی درست گذشته، تصریح کردند که در برخی مطالعات معاصر، حوزههایی مانند فلسفه، تفسیر و دیگر متون تخصصی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند و این امر ضرورت بازنگری در رویکردهای پژوهشی را دوچندان میکند.در بخش دیگری از این نشست، به تجربه موفق یک مجموعه تلویزیونی تاریخی که تاکنون بیش از ۵ بار از رسانه ملی پخش شده است، اشاره شد؛ اثری که بهگفته حاضران، با وجود تولید در دهههای گذشته، همچنان از ارزش آموزشی، تاریخی و فرهنگی بالایی برخوردار است و توانسته ارتباط مؤثری با مخاطبان برقرار کند.همچنین تأکید شد که رسانه در بازنمایی دقیق و قابل اعتماد رویدادهای تاریخی نقش تعیینکنندهای دارد و میتواند با تکیه بر پژوهشهای مستند، زمینه آشنایی نسل امروز و آینده را با تاریخ اسلام و ایران فراهم سازد.حاضران در پایان، انتقال آگاهی تاریخی به نسلهای آینده را از مهمترین کارکردهای تولیدات رسانهای دانستند و بر ضرورت استمرار اینگونه نشستهای تخصصی برای ارتقای کیفیت آثار تاریخی در رسانه ملی تأکید کردند.
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
آدرس کانالهای ماایتا | بله | ویراستی
وبگاه
www.irc.ir
به همت اداره کل پژوهشهای اسلامی رسانه و شبکه قرآن و معارف سیما و با همکاری کارگروه تخصصی تاریخ اسلام ستاد تحول رسانه ملی و انجمن تاریخپژوهان حوزه علمیه قم، نشست اتاق فکر مستند تاریخی با موضوع دوره صفویه برگزار شد.در این نشست، جمعی از پژوهشگران و فعالان حوزه تاریخ و رسانه، به بررسی ظرفیتهای تاریخی و روایی این دوره پرداختند و بر ضرورت بهرهگیری از پژوهشهای تاریخی دقیق و متون معتبر تاریخی در تولید آثار رسانهای تأکید کردند.شرکتکنندگان در این جلسه با اشاره به جایگاه متون تاریخی در بازنمایی درست گذشته، تصریح کردند که در برخی مطالعات معاصر، حوزههایی مانند فلسفه، تفسیر و دیگر متون تخصصی کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند و این امر ضرورت بازنگری در رویکردهای پژوهشی را دوچندان میکند.در بخش دیگری از این نشست، به تجربه موفق یک مجموعه تلویزیونی تاریخی که تاکنون بیش از ۵ بار از رسانه ملی پخش شده است، اشاره شد؛ اثری که بهگفته حاضران، با وجود تولید در دهههای گذشته، همچنان از ارزش آموزشی، تاریخی و فرهنگی بالایی برخوردار است و توانسته ارتباط مؤثری با مخاطبان برقرار کند.همچنین تأکید شد که رسانه در بازنمایی دقیق و قابل اعتماد رویدادهای تاریخی نقش تعیینکنندهای دارد و میتواند با تکیه بر پژوهشهای مستند، زمینه آشنایی نسل امروز و آینده را با تاریخ اسلام و ایران فراهم سازد.حاضران در پایان، انتقال آگاهی تاریخی به نسلهای آینده را از مهمترین کارکردهای تولیدات رسانهای دانستند و بر ضرورت استمرار اینگونه نشستهای تخصصی برای ارتقای کیفیت آثار تاریخی در رسانه ملی تأکید کردند.
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
۱۳۱
۲۰:۲۳
حماسه عظیم اربعین حسینی، طلیعه منشور دانایی، فوران غیرت شیعی و تجلیگاه ماندگار ایمان، امید و اقتدار امت اسلامی در عصر جاهلیت مدرن است، این پیادهروی شکوهمند، رژهای عظیم و بیبدل از کنشگری وجودی ملتی است که جان خویش را در بستر معرفت حسینی به میدان آورده تا هیمنه پوشالی قدرتمندان عالم را به چالش بکشد. اربعین، سلوکی سالانه و حرکتی در مقیاس جهانشمول است که زیست مؤمنانه را از کنج عزلت خارج ساخته و به جریانی تمدنساز، جامعهآفرین و ستمسوز بدل کرده است.در زمانه ای که ابلیس استکبار با تحمیل جنگی سخت، تجاوزی آشکار به کیان امت اسلامی و ترور مظلومانه رهبر فقید کشور، در پی اطفای نور الهی و فروپاشی اراده عمومی است، این حرکت میلیونی و خروش بیوقفه مردمی، به بعثتی دوباره و رستاخیزی عظیم در امتداد مستمر و سرخ عاشورای حسینی مبدل گشته است. پیوند گسستناپذیر این خیزش با مکتب ثارالله، نشان میدهد که خون پاک سیدالشهدا (علیهالسلام) پس از قرنها همچنان جوشان و حرکتآفرین است و شهادت رهبر فقید نیز در همان شریان طاهر و در امتداد جاودانه همان مکتب جاری است. گامهای استوار و بیلرزش زائران در این طریق پرفراز و نشیب، لبیک عملی به صلای «هیهات منا الذله»، تجدید عهدی خونین با آرمان پیروزمند کربلا و فریاد رسا، صریح و کوبنده خونخواهی شهدای مقاومت در برابر جبهه کفر، طغیان و استکبار آمریکایی و صهیونیستی است. حماسه اربعین، نمایش عینی سرمایه اجتماعی امت اسلامی، بازتولید هویت دینی و تمرینی بزرگ برای همبستگی فراملی مسلمانان است، در این مسیر، ملیتها، زبانها، نژادها و فرهنگهای گوناگون، در پرتو محبت اهلبیت (علیهمالسلام)، به وحدتی کمنظیر دست مییابند که نمونهای روشن از ظرفیت تمدنی اسلام برای ساختن جهانی مبتنی بر عدالت، کرامت انسانی و اخوت ایمانی است. همین ویژگی، اربعین را به پدیدهای ممتاز در معادلات فرهنگی و رسانهای جهان معاصر تبدیل کرده است. در این پهنه شکوهمند، قاب رسانه ملی در موقعیتی بس خطیر و سرنوشتساز ایستاده است. نقش بنیادین رسانه ملی، آینهداری بیواسطه از تجلی امامت و ولایت در دل این رستاخیز عظیم و انتقال مفاهیم والای اهلبیت (علیهمالسلام) است. رسانه ملی با انعکاس پیوند معنوی زائران با مکتب اهلبیت، حقیقت ولایت را به عنوان محور وحدت و ایستادگی امت اسلامی در برابر جبهه باطل بازنمایی میکند. این رسانه علاوه بر پوشش رویداد بزرگ اربعین، لایههای عمیق معرفتی، ایثار، مواسات، مهماننوازی، برادری، خدمت بیمنت و خلوص جاری در این مسیر را در قالب روایتهایی هنرمندانه و اثرگذار به تصویر می کشد؛ روایتهایی که بتوانند مخاطب امروز را نه فقط با شکوه ظاهری این اجتماع، بلکه با روح تمدنساز آن پیوند دهند.رسانه ملی با بهرهگیری از ظرفیت های خود مانند مستند، روایت، گفتوگو و گزارشهای میدانی و... در تلاش است تا اربعین را به زبان مشترک مقاومت، امید و آیندهسازی برای ملتهای آزاده جهان ترجمه نماید در جهانی که رسانههای سلطه میکوشند حقیقت این حرکت عظیم را تحریف یا به حاشیه برانند، روایت دقیق، هنرمندانه و صادقانه رسانه ملی، بخشی از جهاد تبیین و مسئولیتی تاریخی در برابر افکار عمومی جهان است.هنگامی که رسانه ملی خادم و همنفس در غبار این مسیر الهی زیست کند، قادر خواهد بود پیام پایداری، مقاومت و اقتدار معنوی این خیزش مقدس را به عنوان ودیعهای الهامبخش از مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) به گوش جهانیان برساند و این فرصت تاریخی را به قله مقصود واصل گرداند؛ فرصتی که اربعین را آینه تمامنمای حیات، پویایی و آینده تمدن نوین اسلامی معرفی میکند.
برای مشاهده متن یادداشت در هفتهنامه جامجم به لینک زیر مراجعه نمایید.https://ble.ir/iribonline/300579268208006536/1785561945684
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
۹۳
۹:۱۴
مقدمهمناظرات امام رضا(ع) در دوران ولایتعهدی، یکی از درخشانترین مقاطع زندگی آن حضرت در تبیین معارف الهی و عقلی به شمار میرود. این مناظرات که به ابتکار مأمون عباسی برگزار شد، در ظاهر رخدادی کلامی بود، اما با نگاهی دقیق به ساختار، اهداف و شیوههای آن، میتوان از آن را به عنوان یک «ابررویداد رسانهای» در دوره عباسیان تعبیر و تحلیل کرد. مأمون با انگیزههای سیاسی پیچیده در پی مهار نفوذ امام و به چالش کشیدن جایگاه علمی ایشان بود. او قصد داشت با این مناظرات، برای امام چارچوب شکستپذیری علمی بسازد. اما امام(ع) با هوشمندی از تکنیک ضدچارچوب استفاده کرد و زمین بازی رسانهای را تغییر داد و با راهبردی هوشمندانه، مناظره را به رسانهای فراگیر برای نشر حقیقت تبدیل کرد. در این نوشتار از منظر ارتباطات و نظریههای رسانهای به بررسی این مناظرات می پردازیم.
جلوههای رسانهای مناظرات امام رضا(ع)۱. ساختار تریبون آزاد و فضای عمومی کثرتگرا: یکی از برجستهترین جلوههای رسانهای در این مناظرات، شکلگیری «فضای عمومی» آزاد و کثرتگرا بود. مأمون برای کسب مشروعیت، بزرگترین دانشمندان مسیحی، یهودی، زرتشتی، صابئی و متکلمان فرقههای اسلامی را در دربار گرد آورد (صدوق، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۱۷۰). این چیدمان، شباهت بسیاری به اتاقهای فکر و برنامههای گفتگومحور چندصدایی در رسانههای امروزی دارد. امام رضا (ع) از این تریبون تحمیلی نه تنها هراسی نداشت، بلکه از ظرفیت آن برای ارتباط مستقیم با نخبگان جهان آن روز بهره برد. ایشان با پذیرش مخالفان فکری و ایجاد بستری امن برای طرح شبهات، اصل «آزادی بیان» و «تضارب آرا» را که از ارکان رسانههای پویاست، در عمل به نمایش گذاشت.۲. رمزگذاری پیام بر اساس نظام شناختی مخاطب (همزبانی معرفتی): در نظریههای ارتباطات، موفقیت فرستنده پیام در گرو «رمزگذاری» متناسب با نظام ذهنی گیرنده است. امام رضا (ع) در این مناظرات، عالیترین سطح مخاطبشناسی را به تصویر کشیدند. با هر دانشمندی با توجه به مبانی او، به زبان، ادبیات و با استناد به کتاب مقدس خود او گفتگو میکردند. برای نمونه، هنگام مناظره با جاثلیق (دانشمند مسیحی)، امام فرمودند: «ای مسیحی، چطور است اگر از انجیل خودت برایت دلیل بیاورم؟» (طبرسی، ۱۴۰۳، ج ۲، ص ۳۹۸). این شیوه، یعنی استفاده از کدهای مشترک فرهنگی و معرفتی، مانع از سوءتفاهم ارتباطی میشد و مخاطب را در موضع پذیرش قرار میداد. در مثالی دیگر، امام برای اثبات توحید و نفی الوهیت حضرت عیسی (ع)، از باورهای جاثلیق به بحث ورود کرد و فرمود: «ما به عیسای شما ایمان داریم، جز یک چیز که او کمروزه میگرفت و کمنماز میخواند!» جاثلیق برآشفت و گفت: «او هیچ شبی را نمیخوابید و هیچ روزی را افطار نمیکرد.» امام ضربه نهایی را وارد کرد: «پس او برای چه کسی نماز میخواند و روزه میگرفت؟» (صدوق، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۲۰۶-۲۰۷). این روش، پیام را چنان شفاف میساخت که راهی جز تسلیم در برابر حقیقت باقی نمیگذاشت.
برای مشاهده متن کامل یادداشت در هفتهنامه جامجم به لینک زیر مراجعه نمایید.https://ble.ir/iribonline/2451437183010941883/1786164790339
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
۷۰
۹:۱۴
در عصر حاضر رسانهها با توانایی خیرهکننده خود در تصویرسازی و مهندسی افکار میتوانند با قبضه روایت، جهان را آنگونه که میخواهند به مخاطبان نشان دهند و از این طریق، مفاهیم مطلوب خود را بر واقعیتهای عینی مقدم بدارند. در شرایط خطیر کنونی که نظام سلطه با بهرهگیری از تکنولوژیهای پیچیده ارتباطی و روانشناسی تودهها درصدد گسست پیوندهای ملی و تفرقه میان امت اسلامی و ایرانیان است، رسانه ملی نقشی راهبردی و حتی حیاتی در انسجام بخشی و حفظ وحدت بر عهده دارد. امروزه استعمارگران با استفاده از تقابل¬های ساختگی و ایجاد تصاویر ذهنی از تفرقه میان شیعه و سنی تلاش میکنند تا تصویر یک امت متحد را در ذهن مخاطبان جایگزین یک جامعه تکهتکه و متخاصم جلوه دهند. این فرآیند نشاندهنده آن است که رسانه میتواند با بازنماییهای مکرر از شکافهای مذهبی و قومی واقعیت جدیدی را خلق کند که در آن تفرقه به عنوان یک امر طبیعی پذیرفته شود. در برابر این تهاجم، رسانه ملی باید با بازنمایی الگوی سیره نبوی به دنبال خلق یک واقعیت جدید بر پایه وحدت باشد؛ واقعیتی که در آن هویت ملی و پیوند میان مذاهب بر مدار رحمت و مودت قرار گیرد.هسته مرکزی سیره سیاسی و اجتماعی پیامبر اسلام (ص) بر دوگانه دقیق اقتدار و عطوفت استوار بود. رحمانیت ایشان نه به معنای انفعال بلکه به مفهوم پیوند عمیق و مودت میان مؤمنان بود که بنیان جامعهسازی نبوی را تشکیل میداد. این شفقت و همبستگی درونی، خود عامل اقتدار خارجی در برابر دشمنان بود. در سیره نبوی هرچه انسجام میان امت مستحکمتر میشد بازدارندگی در برابر کفر و استکبار نیز ارتقا مییافت. در شرایطی که رژیم صهیونیستی و حامیان جنایتکار آن با ابزارهای تبلیغاتی مدرن به دنبال استعمار ذهنها و ایجاد گسستهای قومی و مذهبی هستند بازخوانی این سیره نشان میدهد که هرگونه تفرقه در حقیقت همسویی ناخواسته با اهداف پلید استعمارگران است. رسانه ملی به عنوان پیشران دیپلماسی عمومی باید مفهوم اشداء علی الکفار را نه به-مثابه خشونتی غیرمنطقی بلکه به عنوان اقتداری بازدارنده و انقلابی در برابر تجاوزگران و مستکبران بازتعریف کند. این اقتدار برخاسته از یک عزت درونی است که از وحدت و همبستگی همه اقوام مذاهب و گروههای سیاسی حول منافع ملی ایران عزیز نشأت میگیرد. سیره پیامبر(ص) به ما میآموزد که برای مهار دشمنان خارجی باید ابتدا پیوندهای داخلی را با رویکردی رحمانی و بر مبنای مشترکات تمدنی بازسازی کرد. رسانه ملی باید با تکیه بر جنبههای مودت و رحمت سیره نبوی اقشار و گروههای مختلف جامعه را به همدلی فراخواند و نشان دهد که تفاوتهای فکری به معنای تعارض نیست، بلکه اجزای یک ساختار منسجم برای حفظ امنیت ملی است.همچنین برجسته ساختن وجهه رحمانی پیامبر(ص) در فضای رسانهای خنثیکننده اصلی شبهاتی است که دشمنان برای مخدوش کردن چهره اسلام ترویج میکنند. رسانههای غربی با تقطیع سیره و برجستهسازی دروغین خشونت سعی دارند پیوند میان اسلام و پیشرفت اجتماعی را قطع کنند و با خلق رویاهای کاذب از یک دنیای بدون اسلام آنها را به مخاطب عرضه میکنند. در برابر رسانه ملی باید با تبیین این واقعیت که پیامبر(ص) با استفاده از همین ابزار رحمانیت توانست قبایل متخاصم را به ملتی واحد تبدیل کند، الگوی حکمرانی نبوی را به مثابه کارآمدترین مدل برای اداره جامعه به مخاطب عرضه کند. این بازنمایی هم ظرفیتهای صلحجویانه اسلام را به رخ میکشد، و هم اقتدار این آیین را در دفاع از مظلومان فلسطین و مقابله با تجاوزگری صهیونیستی تثبیت میکند.در نهایت باید تأکید کرد رسانه ملی در عصر جنگهای روانی و ترکیبی وظیفه دارد میان رحمانیت درونی و اقتدار بیرونی تعادل ایجاد کند. رسانه ملی باید روایتگر آیندهای روشن و متحد باشد و بهترین راهبرد و تنها راه عبور از بحرانهای طراحی شده توسط دشمن، تکیه بر الگوی سیره رحمانی پیامبر اعظم(ص) است. رسانه ملی با تبدیل این سیره به گفتمان عمومی و ترجیح منافع ملی بر سلیقههای فرعی باید نقش خود را به عنوان سنگر اصلی حفظ اتحاد ایفا کند. اقتدار امروز ما در گرو همدلی همه ایرانیان با هر سلیقه و گرایش است؛ وحدتی که از متن سیره پیامبر(ص) استخراج شده و رمز پیروزی در برابر هرگونه تجاوز و ستم خواهد بود.
برای مشاهده متن کامل یادداشت در هفتهنامه جامجم به لینک زیر مراجعه نمایید.https://ble.ir/iribonline/2451437183010941883/1786164790339
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
۱۲۶
۹:۱۴
هوالمحبوبدر غروب غمبار صفر، که آسمانِ هدایت در سوگ دو خورشید خویش جامه سیاه بر تن کرده است، پیامبر رحمت (ص) ما را به نیکیِ ماندگار فرامیخواند و امام حسن مجتبی (ع) به پاسداری از جان و اندیشه؛ دو درسِ پیوسته برای ساختنِ جهانی روشنتر.پیامبر مهر و دانایی چه زیبا فرمود که:پرونده عمل آدمی پس از مرگ بسته میشود، مگر از سه رهگذر: بخششی ماندگار که مدام گره از کار خلق بگشاید، دانشی سودمند که چراغ راه دیگران شود، و فرزندی شایسته که با دعای خیرش، یادآور نیکیهای پدر و مادر باشد.و امام مجتبی (ع)، آن پرچمدار حلم و آگاهی، در هشداری تکاندهنده ما را به خویشتنداری معنوی میخواند که:شگفتا از مردمی که در خوراک تن خویش باریکبین و سختگیرند، اما در غذای جان و اندیشه خود تامل نمیکنند؛ شکم را از گزند طعام زیانبار دور میدارند، اما سینه را به تیرگیهای جهل و پستی میسپارند.
رحلت جانسوز پیامبر اعظم (ص) و شهادت غریبانه کریم اهلبیت، امام حسن مجتبی (ع) را به پیشگاه حضرت ولیعصر (عج)، عموم پویندگان راه حقیقت، و بهویژه به شما دوست گرامی و فرهیخته که دل در گرو معرفت خاندان طهارت دارید، تسلیت و تعزیت میگویم.امید که جانمان به نور داناییشان روشن و قدمهایمان در مسیر عدالتخواهیشان استوار بماند.
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
آدرس کانالهای ما ایتا | بله | ویراستی
وبگاه
www.irc.ir
رحلت جانسوز پیامبر اعظم (ص) و شهادت غریبانه کریم اهلبیت، امام حسن مجتبی (ع) را به پیشگاه حضرت ولیعصر (عج)، عموم پویندگان راه حقیقت، و بهویژه به شما دوست گرامی و فرهیخته که دل در گرو معرفت خاندان طهارت دارید، تسلیت و تعزیت میگویم.امید که جانمان به نور داناییشان روشن و قدمهایمان در مسیر عدالتخواهیشان استوار بماند.
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
۲۶۶
۶:۳۰
از سکوتِ مدینه تا غربت مرو؛
سه پرده از تراژدی دینفروشی نخبگان و زایشِ اشرافیت رانتی در بستر تاریخ
دکتر ایرج حجازی؛ پژوهشگر حوزه دین و رسانه
حکومتهای دینی، پیش و بیش از آنکه در آوردگاه شمشیرهای آخته و به دست خصم بیرونی از پای درآیند، در قربانگاه استحاله درونی و به دست موریانههای قدرت ذبح میشوند. تاریخ پرفراز و نشیب اسلام، آیینهای است که نشان میدهد چگونه زهد و تقوای آغازین، به تدریج در چنبره اشرافیت رانتی و دینفروشی نخبگان گرفتار میآید. پایان ماه صفر، تنها سوگوارهای بر سه خورشید غروبکرده نیست؛ بلکه نمایشنامهای شگرف و جامعهشناختی از تراژدیِ خیانت نخبگان و مسخ شدنِ حقیقت در هزارتوی قدرت است. غروب مدینه؛ کابوس بازگشت جاهلیت پیامبر اعظم (ص) در واپسین روزهای حیات خاکی خویش، نه از هیمنه امپراتوریهای روم و ایران بیمناک بود و نه از شمشیرهای زنگزده مشرکان؛ جانِ شیفته او از دگردیسی و استحالهای میلرزید که در چهره نخبگان جامعه میدید. تمرد آشکار و پنهانِ بزرگان از پیوستن به سپاه اسامه، تنها یک نافرمانی نظامی نبود؛ بلکه زنگ خطرِ زایشِ طبقهای بود که قدرت را حق انحصاری خویش میپنداشت.بیم بزرگ رسول خدا، بازتولیدِ همان عصبیتهای قبیلهای و اشرافیتِ جاهلی بود که اینبار لباسِ پرهیزگاری بر تن میکرد. چنانکه کلام وحی با تلخی و عتابی شگرف بر سر تاریخ نهیب میزند که آیا اگر این پیامبر بمیرد یا کشته شود، شما به جاهلیت پیشین و پاشنههای دیرین خود باز میگردید؟[1] و تاریخ گواه است که این ارتجاعِ نخبگانی، چگونه پس از او رقم خورد. تراژدی مدائن؛ زرسالارانِ رانتی و حراجِ وفاداری آنچه در عصر پیامبر به شکل نطفهای از نافرمانی شکل گرفته بود، در دوران امامت امام حسن مجتبی (ع) به هیولای عریانِ بورژوازی رانتی بدل شد. تنهایی سردار غریب مدائن، محصول قلتِ سلاح یا ضعفِ نظامی نبود؛ محصولِ ریزش نخبگانی بود که دینار سرخِ شامیان، چشمانشان را خیره کرده بود.معاویه، پیش از آنکه با نیزهها پیروز شود، با کیسههای زر و رشوههای کلان پیروز شد. فاجعه آنگاه به نقطه بیبازگشت رسید که «عبیدالله بن عباس»، فرمانده ارشد و معتمدِ سپاه حق، در دل تاریکی شب، شرافت خود و خون دهها هزار سرباز را به یک میلیون درهمِ معاویه فروخت و به خیمه باطل خزید.[2] صلحِ حسن بن علی (ع)، نه از سر انفعال، که عصیانی مقدس در برابر ارتشی بود که فرماندهانش، دین خود را در بازار مکاره سیاست پیشفروش کرده بودند. تزویر مرو؛ پیچیدگی نفاق در آغوش اشرافیت نوکیسه سالها گذشت و نفاق، لباسهای فاخرتری بر تن کرد. در عصر امام رضا (ع)، دیگر نیازی به خریدن علنی فرماندهان نبود؛ دستگاه خلافت عباسی خود به کانون اشرافیت نوکیسه و ثروتاندوزی تبدیل شده بود. مأمون، امپراتورِ جنگ شناختی، ولایتعهدی را به امام پیشنهاد داد تا دامنِ آلوده خلافت خویش را با ردای قدسی آلمحمد تطهیر کند و امام را شریکِ بزمِ فاسدِ دربارِ خود نشان دهد.اما آن خورشیدِ خردورز، با زیرکی و صلابت، نقاب از چهره این نفاقِ پیچیده کشید و در برابر کاخهای طلایی مرو، بر طبل عدالت کوبید؛ چنانکه به صراحت هشدار میداد که کوههای ثروت و اموال کلان در جایی انباشته نمیگردد، مگر آنکه بخلِ شدید، آرزوهای دراز، غلبه حرص، قطع رحم و آخرتسوزی در کنار آن خیمه زده باشد. [3] امام رضا (ع)، بزرگترین اپوزیسیون درونی علیه اشرافیت عباسی بود که با سلاح روشنگری، دستگاه رانتپرور حاکمیت را رسوا ساخت.انتظار معترض پایان ماه صفر و اتصال آن به آغازین روزهای امامت حضرت ولیعصر (عج)، حامل پیامی روشن برای دردمندان و مصلحان است. ما در برابر این تاریخِ پر از خیانت، به «انتظاری سازنده و معترض» فراخوانده شدهایم؛ انتظاری که نه به معنای دست روی دست گذاشتن و تسلیم در برابر فساد، بلکه به معنای عصیانی مقدس و حرکتی فعالانه علیه ناکارآمدی، نابرابری و تاریکی است.منطق حکمرانی مهدوی که ما باید جامعه را به سوی آن سوق دهیم، بر یک ستونِ استوار بنا شده است: «سختگیریِ بیرحمانه بر کارگزاران و صاحبان قدرت، و شفقت و رحمتِ بیکرانه بر تودههای مردم».[4] تنها با اقتدا به این منطق است که میتوان دستِ موریانههای قدرت را کوتاه کرد و از دلِ این شبها، طلوعِ تمدن نوین و عدالتگستر اسلامی را به تماشا نشست. این نه یک رؤیای دوردست، که رسالتی خطیر بر دوش تکتکِ ماست. پی نوشت ها: [1] أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ (آل عمران: 144)[3] ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۷۱. همچنین نک: ابن خلدون، ج۲، ص۶۴۹. [3] كشف الغمّه، ج 3، ص 84.[3]. ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق. (و المهدي جواد بالمال شديد على العمال رحيم بالمساكين)، ج3 ؛ ص358
سه پرده از تراژدی دینفروشی نخبگان و زایشِ اشرافیت رانتی در بستر تاریخ
حکومتهای دینی، پیش و بیش از آنکه در آوردگاه شمشیرهای آخته و به دست خصم بیرونی از پای درآیند، در قربانگاه استحاله درونی و به دست موریانههای قدرت ذبح میشوند. تاریخ پرفراز و نشیب اسلام، آیینهای است که نشان میدهد چگونه زهد و تقوای آغازین، به تدریج در چنبره اشرافیت رانتی و دینفروشی نخبگان گرفتار میآید. پایان ماه صفر، تنها سوگوارهای بر سه خورشید غروبکرده نیست؛ بلکه نمایشنامهای شگرف و جامعهشناختی از تراژدیِ خیانت نخبگان و مسخ شدنِ حقیقت در هزارتوی قدرت است. غروب مدینه؛ کابوس بازگشت جاهلیت پیامبر اعظم (ص) در واپسین روزهای حیات خاکی خویش، نه از هیمنه امپراتوریهای روم و ایران بیمناک بود و نه از شمشیرهای زنگزده مشرکان؛ جانِ شیفته او از دگردیسی و استحالهای میلرزید که در چهره نخبگان جامعه میدید. تمرد آشکار و پنهانِ بزرگان از پیوستن به سپاه اسامه، تنها یک نافرمانی نظامی نبود؛ بلکه زنگ خطرِ زایشِ طبقهای بود که قدرت را حق انحصاری خویش میپنداشت.بیم بزرگ رسول خدا، بازتولیدِ همان عصبیتهای قبیلهای و اشرافیتِ جاهلی بود که اینبار لباسِ پرهیزگاری بر تن میکرد. چنانکه کلام وحی با تلخی و عتابی شگرف بر سر تاریخ نهیب میزند که آیا اگر این پیامبر بمیرد یا کشته شود، شما به جاهلیت پیشین و پاشنههای دیرین خود باز میگردید؟[1] و تاریخ گواه است که این ارتجاعِ نخبگانی، چگونه پس از او رقم خورد. تراژدی مدائن؛ زرسالارانِ رانتی و حراجِ وفاداری آنچه در عصر پیامبر به شکل نطفهای از نافرمانی شکل گرفته بود، در دوران امامت امام حسن مجتبی (ع) به هیولای عریانِ بورژوازی رانتی بدل شد. تنهایی سردار غریب مدائن، محصول قلتِ سلاح یا ضعفِ نظامی نبود؛ محصولِ ریزش نخبگانی بود که دینار سرخِ شامیان، چشمانشان را خیره کرده بود.معاویه، پیش از آنکه با نیزهها پیروز شود، با کیسههای زر و رشوههای کلان پیروز شد. فاجعه آنگاه به نقطه بیبازگشت رسید که «عبیدالله بن عباس»، فرمانده ارشد و معتمدِ سپاه حق، در دل تاریکی شب، شرافت خود و خون دهها هزار سرباز را به یک میلیون درهمِ معاویه فروخت و به خیمه باطل خزید.[2] صلحِ حسن بن علی (ع)، نه از سر انفعال، که عصیانی مقدس در برابر ارتشی بود که فرماندهانش، دین خود را در بازار مکاره سیاست پیشفروش کرده بودند. تزویر مرو؛ پیچیدگی نفاق در آغوش اشرافیت نوکیسه سالها گذشت و نفاق، لباسهای فاخرتری بر تن کرد. در عصر امام رضا (ع)، دیگر نیازی به خریدن علنی فرماندهان نبود؛ دستگاه خلافت عباسی خود به کانون اشرافیت نوکیسه و ثروتاندوزی تبدیل شده بود. مأمون، امپراتورِ جنگ شناختی، ولایتعهدی را به امام پیشنهاد داد تا دامنِ آلوده خلافت خویش را با ردای قدسی آلمحمد تطهیر کند و امام را شریکِ بزمِ فاسدِ دربارِ خود نشان دهد.اما آن خورشیدِ خردورز، با زیرکی و صلابت، نقاب از چهره این نفاقِ پیچیده کشید و در برابر کاخهای طلایی مرو، بر طبل عدالت کوبید؛ چنانکه به صراحت هشدار میداد که کوههای ثروت و اموال کلان در جایی انباشته نمیگردد، مگر آنکه بخلِ شدید، آرزوهای دراز، غلبه حرص، قطع رحم و آخرتسوزی در کنار آن خیمه زده باشد. [3] امام رضا (ع)، بزرگترین اپوزیسیون درونی علیه اشرافیت عباسی بود که با سلاح روشنگری، دستگاه رانتپرور حاکمیت را رسوا ساخت.انتظار معترض پایان ماه صفر و اتصال آن به آغازین روزهای امامت حضرت ولیعصر (عج)، حامل پیامی روشن برای دردمندان و مصلحان است. ما در برابر این تاریخِ پر از خیانت، به «انتظاری سازنده و معترض» فراخوانده شدهایم؛ انتظاری که نه به معنای دست روی دست گذاشتن و تسلیم در برابر فساد، بلکه به معنای عصیانی مقدس و حرکتی فعالانه علیه ناکارآمدی، نابرابری و تاریکی است.منطق حکمرانی مهدوی که ما باید جامعه را به سوی آن سوق دهیم، بر یک ستونِ استوار بنا شده است: «سختگیریِ بیرحمانه بر کارگزاران و صاحبان قدرت، و شفقت و رحمتِ بیکرانه بر تودههای مردم».[4] تنها با اقتدا به این منطق است که میتوان دستِ موریانههای قدرت را کوتاه کرد و از دلِ این شبها، طلوعِ تمدن نوین و عدالتگستر اسلامی را به تماشا نشست. این نه یک رؤیای دوردست، که رسالتی خطیر بر دوش تکتکِ ماست. پی نوشت ها: [1] أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ (آل عمران: 144)[3] ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۷۱. همچنین نک: ابن خلدون، ج۲، ص۶۴۹. [3] كشف الغمّه، ج 3، ص 84.[3]. ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1409 ق. (و المهدي جواد بالمال شديد على العمال رحيم بالمساكين)، ج3 ؛ ص358
۲۵۱
۱۰:۰۳
بازارسال شده از اداره کل پژوهش های اسلامی صدا و سیما
مقدمه:
عصر امامت حضرت علی بن موسیالرضا (ع)، بهویژه مقطع حساس حضور ایشان در مرو، بزنگاهی شگرف در تاریخ تطور تشیع است. مأمون عباسی با طراحی پیچیدهی ولایتعهدی، در پی آن بود تا با کشاندن امام به قلب دستگاه خلافت، مشروعیتِ از دست رفتهی بنیعباس را بازسازی و حرکتهای علوی را مهار کند (نک: طبرسی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۴۳۳). در این فضای آکنده از مراقبتهای امنیتی، امام رضا (ع) با یک کنشگری هوشمندانه، تهدیدِ حضور در دربار را به فرصتی برای جهاد تبیین تبدیل کردند. ایشان منظومهای رسانهای شامل «رسانههای تودهای» (مانند کنش نمادین در نماز عید فطر)، «رسانههای مکتوب» (مکاتبات و ادعیه) و «رسانههای شبکهای» (نظامِ وکالت) را مدیریت میکردند (نک: جباری، ۱۳۸۲، ج ۲، ص ۴۷۹). اما در صدر این منظومه، رسانهی نخبگانی یا همان مناظرات علمی قرار داشت؛ تریبونی که مأمون برای فروپاشی پرستیژ علمی امام طراحی کرده بود، اما با قدرتِ «مهندسی معکوس»، به مانیفستِ جهانی حقانیت اهلبیت بدل گشت.
۱. معماری پلتفرم نخبگانی؛ موزاییکی از افکار جهانی؛
مأمون با زیرکی رسانهای، نخبگانی را برگزیده بود که هر یک قطب فکری دنیای خویش بودند: از «جاثلیق» مسیحی و «رأسالجالوت» یهودی تا «هِربِذ اکبر» زرتشتی و متکلمان زندیقی چون «عمران صابی». این تنوعِ مدعوین، مناظره را از یک گفتگوی محلی به یک «رویداد رسانهای بینالمللی» ارتقا داد. امام با حضور در این میدان، عملاً در برابر افکار عمومی جهان آن روز قرار گرفتند تا نشان دهند مرجعیت علمی ایشان، مرزی نمیشناسد (نک: صدوق، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۱۵۴).
۲. اهداف راهبردی: فراتر از پاسخگویی؛
کنشگری امام در این تریبون، فراتر از یک دفاع ساده بود؛ ایشان سه راهبرد کلان را پیگیری میکردند:
الف) تثبیت هژمونی علمی: اثبات اینکه «عالم آل محمد» نه تنها بر وحی، بلکه بر عقلانیت بشری و متون تحریفنشدهی سایر ادیان نیز سیطره دارد.
ب) ارائه الگوی گفتگوی تمدنی: امام با رعایت اخلاق مناظره و سعهی صدر، استانداردی از دیالوگ منصفانه را به تاریخ عرضه کردند.
ج) خنثیسازی روایت خلافت: مأمون درصدد بود خود را حامی علم نشان دهد، اما پیروزیهای پیاپی امام، مأمون را از یک _خلیفهی دانشمند به یک سیاستمدار مستأصل در برابر دریای علم رضوی تنزل داد.
۳. تاکتیکهای اقناعی؛ مهندسی نفوذ در اندیشه خصم؛شاهکار ارتباطی امام در این مناظرات، در بهکارگیری تکنیکهای دقیق مخاطبمحور تجلی یافت:الف) استدلال درونگفتمانی: امام در مواجهه با پیروان ادیان، از قرآن سخن نگفتند؛ بلکه با تسلطی شگرف، به نسخههای اصیل انجیل و تورات استناد کردند. ایشان در گفتگو با جاثلیق، با استفاده از بشارتهای «فارقلیطا» در انجیل، او را در برابر متن مقدس خودش به اقرار واداشتند (نک: صدوق، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۳۲۱-۳۴۵؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۱۰، ص ۲۹۹). این «خلع سلاح معرفتی»، مخاطب را از موضع گارد دفاعی به موضع پذیرش میکشاند.
۱
۹:۵۱
بازارسال شده از اداره کل پژوهش های اسلامی صدا و سیما
ب) سیالیت در پارادایمهای استدلالی: آنگاه که مخاطب تغییر میکرد، زبان استدلال امام نیز تغییر میکرد. در برابر «عمران صابی» که منکر ماوراءالطبیعه بود، امام از زبانِ عقل محض و براهین دقیقِ فلسفی بهره بردند (نک: صدوق، ۱۳۷۸، ج ۱، ص ۳۴۶). این انعطافپذیری روششناختی، نشاندهندهی اشراف امام بر تمام زبانهای فکری زمانه بود.ج) مدیریت هوشمندانه دستور جلسه: امام هیچگاه اجازه ندادند مأمون یا مناظرهکنندگان، بحث را به حاشیه برده یا از بنبستهای خود بگریزند. ایشان با طرح سؤالات بنیادین، همواره «دستور کار» جلسه را به سمت تبیین توحید و ضرورت امامت هدایت میکردند.
نتیجهگیری: پیروزی روایت قدسی بر روایت سیاسیآنچه در مرو رخ داد، تنها پیروزی یک دانشمند بر دانشمندان دیگر نبود؛ بلکه یک «انقلاب رسانهای» در لایهی نخبگانی بود. امام رضا (ع) با استفاده از ابزارِ دشمن، شبکهای از نخبگان را که قرار بود گواهانِ شکست او باشند، به «مبلغانِ» ناخواستهی فضل و عظمت خود تبدیل کردند. این مهندسی معکوس رسانهای ثابت کرد که در تقابل میان عقلانیتِ برآمده از وحی و سیاستِ مبتنی بر فریب، روایتِ حق در صورت بهرهگیری از ابزارهای هوشمندانهی زمانه، همواره پیروزِ میدان خواهد بود. میراث این مناظرات، سندی جاودانه است که برتری مرجعیت علمی اهلبیت را در حافظهی تاریخی جهان ثبت کرد.
منابع:۱. جباری، محمدرضا. (۱۳۸۲). سازمان وکالت و نقش آن در عصر ائمه (ع). قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی.۲. صدوق، محمد بن علی بن بابویه. (۱۳۷۸). عیون اخبار الرضا (ع) (ترجمه: محمدتقی اصفهانی). تهران: انتشارات علمیه اسلامیه.۳. طبرسی، احمد بن علی. (۱۴۰۳ ق). الاحتجاج علی اهل اللجاج. مشهد: نشر مرتضی.۴. مجلسی، محمدباقر. (۱۴۰۳ ق). بحار الانوار. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
#سازمان_صداوسیما🇮🇷#اداره_کل_پژوهشهای_اسلامی#رسانه_ملی
۱
۹:۵۱