در اقتصادِ لیبرالی همه چیز مبتنی بر جامعهی بازار طراحی شده و همه رفتارها در قالب خرید و فروش است. یعنی مصرف بیشتر پول بیشتر و در نهایت سود بیشتر. در مجموع اگر کاری سود ده نباشد بهینه نیست. در نتیجه در محاسبات این دستگاه اقتصادیِ ضد فرهنگی، مسائلی مثل محرم، اربعین، نذری و موکب جایی ندارد.اما در حکومت اسلامی که امامین انقلاب و رهبر حیّ ما بدنبال آن بوده و هستند، حاکمیت خرج میکند تا بستر رشد مردم فراهم شود و نگاهش به فرهنگ نگاه یک کسب وکاری که سود ده باشد نیست بلکه امری است که باید برای آن هزینه کند.
با این دست فرمان درستش این بود که در حکومت اسلامی ما اداره گاز پیام میداد که هرکسی که غذای نذری بپزد در ایام محرم و صفر بهای گازش رایگان خواهد بود.
پ.ن: آقای اداره گاز!! مردم که نذری رو خوردن نمیرن خونه مجدد غذا بار بزارن. نهایتا با این دست فرمون مقدار کمی مصرف گاز فرق کنه البته که خود شما هم بارها گفتید ما در تابستان مشکل کمبود گاز نداریم پس این پیام ها از کجا آب میخوره؟!
اتفاقا از زاویه دید ناقص خود شما پخت غذای تعداد بالا و توزیعش صرفه به مقیاسم هست!(گرچه کلا مساله صرفه به مقیاس رو قبول ندارم و از زاویه دید لیبرالی عرض کردم)
محمد شعبانعلی
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
با این دست فرمان درستش این بود که در حکومت اسلامی ما اداره گاز پیام میداد که هرکسی که غذای نذری بپزد در ایام محرم و صفر بهای گازش رایگان خواهد بود.
پ.ن: آقای اداره گاز!! مردم که نذری رو خوردن نمیرن خونه مجدد غذا بار بزارن. نهایتا با این دست فرمون مقدار کمی مصرف گاز فرق کنه البته که خود شما هم بارها گفتید ما در تابستان مشکل کمبود گاز نداریم پس این پیام ها از کجا آب میخوره؟!
اتفاقا از زاویه دید ناقص خود شما پخت غذای تعداد بالا و توزیعش صرفه به مقیاسم هست!(گرچه کلا مساله صرفه به مقیاس رو قبول ندارم و از زاویه دید لیبرالی عرض کردم)
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
۷۹
۴:۵۷
رهبر شهید:
اوّلین عبرتی که در قضیهی عاشورا ما را به خود متوجّه میکند، این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر (صلواتاللهوسلامهعلیه) جامعهی اسلامی به آن حدّی رسید که کسی مثل امام حسین (علیهالسّلام) ناچار شد برای نجات جامعهی اسلامی، چنین فداکاریای بکند؟ این فداکاری حسینبنعلی (علیهالسّلام)، یک وقت بعد از هزار سال از صدر اسلام است؛ یک وقت در قلب کشورها و ملتهای مخالف و معاند با اسلام است؛ این یک حرفی است. اما حسینبنعلی (علیهالسّلام)، در مرکز اسلام، در مدینه و مکه -مرکز وحی نبوی- وضعیتی دید که هر چه نگاه کرد چارهای جز فداکاری نداشت؛ آن هم چنین فداکاری خونینِ با عظمتی! مگر چه وضعی بود که حسینبنعلی (علیهالسّلام)، احساس کرد که اسلام فقط با فداکاری او زنده خواهد ماند، وَالّا از دست رفته است!؟ عبرت اینجا است.
لینک متن کاملhttps://share.google/k8t9agOQNziH3XYnA
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
اوّلین عبرتی که در قضیهی عاشورا ما را به خود متوجّه میکند، این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر (صلواتاللهوسلامهعلیه) جامعهی اسلامی به آن حدّی رسید که کسی مثل امام حسین (علیهالسّلام) ناچار شد برای نجات جامعهی اسلامی، چنین فداکاریای بکند؟ این فداکاری حسینبنعلی (علیهالسّلام)، یک وقت بعد از هزار سال از صدر اسلام است؛ یک وقت در قلب کشورها و ملتهای مخالف و معاند با اسلام است؛ این یک حرفی است. اما حسینبنعلی (علیهالسّلام)، در مرکز اسلام، در مدینه و مکه -مرکز وحی نبوی- وضعیتی دید که هر چه نگاه کرد چارهای جز فداکاری نداشت؛ آن هم چنین فداکاری خونینِ با عظمتی! مگر چه وضعی بود که حسینبنعلی (علیهالسّلام)، احساس کرد که اسلام فقط با فداکاری او زنده خواهد ماند، وَالّا از دست رفته است!؟ عبرت اینجا است.
لینک متن کاملhttps://share.google/k8t9agOQNziH3XYnA
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
۸۸
۶:۴۸
شمارش معکوس برای آخرین دیدار با مردی...او معلم، مجاهد و رهبر انقلاب اسلامی بود.
فوری سراسری https://eitaa.com/fori_sarasari
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
۵۹
۵:۱۲
عدالت از تقسیم ثروت آغاز نمیشود؛ از توزیع امکان آغاز میشود
#معماری_آینده_ایران
بیشتر نظریههای اقتصادی و سیاسی، عدالت را از پایان مسیر آغاز میکنند؛ جایی که ثروت تولید شده و اکنون باید درباره نحوه تقسیم آن تصمیم گرفت. گروهی بر آزادی بازار تأکید میکنند و گروهی بر مداخله دولت؛ یکی از برابری فرصت سخن میگوید و دیگری از برابری نتیجه. اما پرسشی که کمتر مطرح شده این است که چرا عدالت باید همیشه در پایان راه جستوجو شود؟
مسئله اصلی این است که ما عدالت را به «تقسیم» فروکاستهایم، نه به «امکان».قرآن کریم هنگامی که از قسط سخن میگوید، جامعهای را ترسیم میکند که مردم خود به اقامه عدالت برخیزند؛ یعنی ساختارهای جامعه به گونهای باشد که انسان بتواند استعدادهای الهیاش را شکوفا کند. عدالت، تنها آن نیست که پس از تولید، سهم هر کس را مشخص کنیم؛ عدالت آن است که پیش از آغاز رقابت، امکان شکوفایی استعدادها و خلق ثروت را برای همگان فراهم آوریم.
اگر ما بخواهیم یک نظام اقتصاد مردمی را در تمدن نوین اسلامی معماری کنیم، نقطه عزیمت ما نه توزیع پول، نه پرداخت یارانه، نه گسترش دیوانسالاری و نه حتی افزایش مالیات از ثروتمندان است. نقطه عزیمت، فراهم کردن ابزار و امکان کار، تولید، ابتکار و مالکیت برای همه مردم است. جامعهای که گروهی در آن با دسترسی انحصاری به سرمایه، اعتبار، اطلاعات، فناوری یا مجوزها وارد میدان میشوند و دیگران تنها نظارهگرند، هر اندازه هم که در پایان مسیر به بازتوزیع ثروت بپردازد، هنوز به عدالت نزدیک نشده است.
عدالت، پیش از آنکه یک سیاست اقتصادی باشد، یک اصل در معماری جامعه است. همانگونه که معمار، پیش از ساخت بنا، جای ستونها را تعیین میکند، حکمرانی نیز باید پیش از شکلگیری نابرابری، مسیرهای خلق ثروت را عادلانه طراحی کند. اگر ستونها کج بنا شوند، هیچ تزئینی نمیتواند ساختمان را استوار کند؛ و اگر امکانها ناعادلانه توزیع شوند، هیچ نظام بازتوزیعی قادر نخواهد بود همه شکافها را ترمیم کند.وجه تمایز تمدن نوین اسلامی با دو تجربه بزرگ جهان معاصر همین است. سرمایهداری، امکان خلق ثروت را در عمل به سود تمرکز سرمایه سازمان داد و سپس وعده داد که ثروت از بالا به پایین سرازیر خواهد شد. سوسیالیسم، پس از تمرکز ابزار تولید در دست دولت، کوشید نتایج را برابر کند، اما خلاقیت و آزادی را فرسود. هر دو، عدالت را در پایان مسیر جستند؛ یکی با بازار و دیگری با دولت.
راه سوم، راه اسلام است؛ جامعهای که در آن، عدالت از معماری امکان آغاز میشود.هرگاه ابزار تولید، اعتبار، دانش، فناوری و فرصتهای اقتصادی به گونهای سامان یابند که هر انسان مستعد بتواند وارد میدان خلق ثروت شود، عدالت دیگر یک هزینه تحمیلی بر اقتصاد نخواهد بود؛ بلکه به موتور پیشرفت تبدیل خواهد شد. در چنین جامعهای، رشد اقتصادی و عدالت در برابر یکدیگر قرار نمیگیرند، بلکه یکدیگر را تقویت میکنند.
معیار سنجش هر سیاستی باید این باشد که آیا این تصمیم، امکان خلق ثروت را برای آحاد مردم گسترش میدهد یا آن را در اختیار گروهی محدود متمرکز میکند؟ایران آینده، پیش از آنکه در جغرافیا ساخته شود، باید در اندیشه ما معماری شود
سید یاسر جبرائیلی@syjebraily
#معماری_آینده_ایران
بیشتر نظریههای اقتصادی و سیاسی، عدالت را از پایان مسیر آغاز میکنند؛ جایی که ثروت تولید شده و اکنون باید درباره نحوه تقسیم آن تصمیم گرفت. گروهی بر آزادی بازار تأکید میکنند و گروهی بر مداخله دولت؛ یکی از برابری فرصت سخن میگوید و دیگری از برابری نتیجه. اما پرسشی که کمتر مطرح شده این است که چرا عدالت باید همیشه در پایان راه جستوجو شود؟
مسئله اصلی این است که ما عدالت را به «تقسیم» فروکاستهایم، نه به «امکان».قرآن کریم هنگامی که از قسط سخن میگوید، جامعهای را ترسیم میکند که مردم خود به اقامه عدالت برخیزند؛ یعنی ساختارهای جامعه به گونهای باشد که انسان بتواند استعدادهای الهیاش را شکوفا کند. عدالت، تنها آن نیست که پس از تولید، سهم هر کس را مشخص کنیم؛ عدالت آن است که پیش از آغاز رقابت، امکان شکوفایی استعدادها و خلق ثروت را برای همگان فراهم آوریم.
اگر ما بخواهیم یک نظام اقتصاد مردمی را در تمدن نوین اسلامی معماری کنیم، نقطه عزیمت ما نه توزیع پول، نه پرداخت یارانه، نه گسترش دیوانسالاری و نه حتی افزایش مالیات از ثروتمندان است. نقطه عزیمت، فراهم کردن ابزار و امکان کار، تولید، ابتکار و مالکیت برای همه مردم است. جامعهای که گروهی در آن با دسترسی انحصاری به سرمایه، اعتبار، اطلاعات، فناوری یا مجوزها وارد میدان میشوند و دیگران تنها نظارهگرند، هر اندازه هم که در پایان مسیر به بازتوزیع ثروت بپردازد، هنوز به عدالت نزدیک نشده است.
عدالت، پیش از آنکه یک سیاست اقتصادی باشد، یک اصل در معماری جامعه است. همانگونه که معمار، پیش از ساخت بنا، جای ستونها را تعیین میکند، حکمرانی نیز باید پیش از شکلگیری نابرابری، مسیرهای خلق ثروت را عادلانه طراحی کند. اگر ستونها کج بنا شوند، هیچ تزئینی نمیتواند ساختمان را استوار کند؛ و اگر امکانها ناعادلانه توزیع شوند، هیچ نظام بازتوزیعی قادر نخواهد بود همه شکافها را ترمیم کند.وجه تمایز تمدن نوین اسلامی با دو تجربه بزرگ جهان معاصر همین است. سرمایهداری، امکان خلق ثروت را در عمل به سود تمرکز سرمایه سازمان داد و سپس وعده داد که ثروت از بالا به پایین سرازیر خواهد شد. سوسیالیسم، پس از تمرکز ابزار تولید در دست دولت، کوشید نتایج را برابر کند، اما خلاقیت و آزادی را فرسود. هر دو، عدالت را در پایان مسیر جستند؛ یکی با بازار و دیگری با دولت.
راه سوم، راه اسلام است؛ جامعهای که در آن، عدالت از معماری امکان آغاز میشود.هرگاه ابزار تولید، اعتبار، دانش، فناوری و فرصتهای اقتصادی به گونهای سامان یابند که هر انسان مستعد بتواند وارد میدان خلق ثروت شود، عدالت دیگر یک هزینه تحمیلی بر اقتصاد نخواهد بود؛ بلکه به موتور پیشرفت تبدیل خواهد شد. در چنین جامعهای، رشد اقتصادی و عدالت در برابر یکدیگر قرار نمیگیرند، بلکه یکدیگر را تقویت میکنند.
معیار سنجش هر سیاستی باید این باشد که آیا این تصمیم، امکان خلق ثروت را برای آحاد مردم گسترش میدهد یا آن را در اختیار گروهی محدود متمرکز میکند؟ایران آینده، پیش از آنکه در جغرافیا ساخته شود، باید در اندیشه ما معماری شود
۸۳
۷:۳۵
یا لثارات الحسینیا لثارات الخامنه ای
۷۷
۷:۱۷
https://eitaa.com/IRIran1437/740
فیلم کامل و متن شعر حماسی محمد رسولی؛ساعتی پیش از اقامه نماز بر پیکر «*آقای شهید ایران*» ۱۴۰۵/۴/۱۴.
چرا نمیشکند بغض سرد حیرت ما
دلم شکسته عزیزم کجاست غیرت ما
تو را به خاک نهیم و به خانه برگردیم؟
به روزمرگی این زمانه برگردیم؟
چرا ز پرچم سرخ قیام حرفی نیست؟
به «حرف» هم دگر از «انتقام» حرفی نیست
جدا ز هر جریانی است بحث قاتل تو
مرا چهکار به امضای نحس قاتل تو
نمیکنیم در این انتقام، کوتاهی
که زندهایم فقط از برای خونخواهی
کسی که کشت امام مرا، چرا نکشیم؟
که ننگ ماست، اگر قاتل تو را نکشیم
از این به بعد کفن جای جامه بر تن ماست
قسم به خون تو، قتل ترامپ گردن ماست
حرامزادهترین جهان چرا زنده است؟
سگ جزیره کودکخوران چرا زنده است؟
تقاص دادن او قصه سیاست نیست
از این به بعد جهان جای این نجاست نیست
جهان نگاه کند تیغ انتقام اینجاست
و ملت «نظر دیگر امام» اینجاست
چه ملتی که سراپا غیور و خونخواه است
قصاص خون تو عین قیاملله است
اگر چنین بشود التیام میگیریم
سر از تنم برود انتقام میگیریم
اگرچه در دل ما داغ آتشینت هست
هزار شکر که امروز جانشینت هست
چه نائبی که به نام و مرام خامنهای است
هنوز رهبر ایران امام خامنهای است
مباد آنکه ز خونت کسی عبور کند
که انتقام تو تعجیل در ظهور کند
قسم به پیکر بر خاک لالهگون حسین
دمیده پرچم خونخواهیات ز خون حسین
چه غم که عاقبت ظالمان مجازات است
نشان پرچم موعود یالثارات است
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
فیلم کامل و متن شعر حماسی محمد رسولی؛ساعتی پیش از اقامه نماز بر پیکر «*آقای شهید ایران*» ۱۴۰۵/۴/۱۴.
چرا نمیشکند بغض سرد حیرت ما
دلم شکسته عزیزم کجاست غیرت ما
تو را به خاک نهیم و به خانه برگردیم؟
به روزمرگی این زمانه برگردیم؟
چرا ز پرچم سرخ قیام حرفی نیست؟
به «حرف» هم دگر از «انتقام» حرفی نیست
جدا ز هر جریانی است بحث قاتل تو
مرا چهکار به امضای نحس قاتل تو
نمیکنیم در این انتقام، کوتاهی
که زندهایم فقط از برای خونخواهی
کسی که کشت امام مرا، چرا نکشیم؟
که ننگ ماست، اگر قاتل تو را نکشیم
از این به بعد کفن جای جامه بر تن ماست
قسم به خون تو، قتل ترامپ گردن ماست
حرامزادهترین جهان چرا زنده است؟
سگ جزیره کودکخوران چرا زنده است؟
تقاص دادن او قصه سیاست نیست
از این به بعد جهان جای این نجاست نیست
جهان نگاه کند تیغ انتقام اینجاست
و ملت «نظر دیگر امام» اینجاست
چه ملتی که سراپا غیور و خونخواه است
قصاص خون تو عین قیاملله است
اگر چنین بشود التیام میگیریم
سر از تنم برود انتقام میگیریم
اگرچه در دل ما داغ آتشینت هست
هزار شکر که امروز جانشینت هست
چه نائبی که به نام و مرام خامنهای است
هنوز رهبر ایران امام خامنهای است
مباد آنکه ز خونت کسی عبور کند
که انتقام تو تعجیل در ظهور کند
قسم به پیکر بر خاک لالهگون حسین
دمیده پرچم خونخواهیات ز خون حسین
چه غم که عاقبت ظالمان مجازات است
نشان پرچم موعود یالثارات است
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
۸۳
۱۶:۲۱
ماشین گرانسازی بنزین به راه افتاده است...
همیشه با خود فکر میکردم چرا بشار اسد با آنهمه تجربه شورش پس از گرانسازی، ۲ ماه قبل از سقوط خود نیز دوباره دست به گرانسازی سوخت زد. چرا از تجارب گذشته درس نگرفت؟! امروز با مشاهده وضعیت کشور خودمان که با وجود تجارب گذشته، باز پروژه گرانسازی کلید میخورد، برایم روشن شده که وقتی در کشوری، «فکر» کارگزاران مسموم شد، از داروی «تجربه» کاری ساخته نیست.
طرح «سهمیۀ بنزین خانوار» که آن ایام دوباره مطرح شده است، کلید یکی از حساسترین بازارهای کشور را به دست سازوکاری خواهد سپرد که نه قانونپذیر است، نه قابلنظارت و نه قابلمهار.
این طرح، نه اصلاح است و نه عدالتگستری؛ این طرح، خصوصیسازی قیمت بنزین در قالب یک بازار غیررسمی و فراگیر است که کوچکترین مهار و سقفی بر آن وجود ندارد. قیمت بنزین از کنترل دولت خارج و بهدست میلیونها عرضهکننده واگذار خواهد شد که ساختار انگیزههایشان، ذاتاً قیمت را به سمت بالا خواهد برد.
چرا این اتفاق قطعیت دارد؟ زیرا خانواری که خودرو ندارد، از فروش سهمیه در قیمتهای پایین هیچ منفعتی نمیبرد. فروش بنزین با قیمت پایین، برای او «کار زائد» با «سود ناچیز» است. پس کاملاً طبیعی است که عرضه نکند. صبر میکند. او نه تبانی میکند و نه نیازی به هماهنگی با دیگران دارد. تورم در این طرح، از دل صبر فروشندگان زاده میشود، نه از تبانی آنان. وقتی فروشنده هیچ اضطراری ندارد و خریدار نیاز فوری، «قیمت بالا» تنها نقطهای است که معامله ممکن میشود.
در سمت تقاضا اما، میلیونها راننده، کسبوکار، تاکسی، وانتبار و شاغل خدماتی قرار دارند که هر لیتر بنزین برایشان «ابزار کار» است. آنها چارهای جز خرید ندارند.
این دقیقاً خطرناکترین نسبت ممکن است: «عرضۀ بیعجله» در برابر «تقاضای بیچاره». نتیجه، جهش قیمت است.
امروز این منطق را به وضوح در تاکسیهای اینترنتی میبینیم. رانندگان با دیدن قیمت پائین، درخواستها را نمیپذیرند تا قیمت بالا برود. حال تصور کنید همین منطق، بازار «بنزین کل کشور» را دربرگیرد. ابعاد التهاب، دهها برابر خواهد بود. بله! خانوادهای که بنزین را گرانتر میفروشد، در لحظه فروش خواهد گفت «آخ جون!»، اما با مشاهده قیمت اجناس در بازار، «آه جون» خواهد کشید!
بازار خرید و فروش بنزینِ خانوار همانقدر خطرناک است که بازار ارز در روزهای بیثبات. در همان لحظات اول، «چسبندگی صعودی» قیمت فعال میشود. مردم بهسرعت یاد میگیرند که بنزین در بازار قیمت بالاتری دارد و همین آگاهی، خود به محرک افزایش قیمت تبدیل میشود. قیمت ابتدا بالا میرود، سپس تثبیت میشود و نهایتاً «عرف» میشود. چیزی که یکبار عرف شد، دیگر پایین نمیآید. این همان فرمولی است که سالها بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن را به گروگان گرفته است.
مهمتر از همه اینکه این طرح، دولت را از کنترل قیمت کنار میزند. دولت سهمیه را توزیع میکند، اما قیمتگذاری را به بازاری واگذار میکند که هیچ ابزار سیاستی بر آن کارگر نیست. یعنی دولت «توزیع» را به عهده دارد، اما «قدرت» را واگذار میکند؛ و واگذاری قدرت به بازار بیضابطه یعنی رهاسازی قیمت در مسیر بیپایان صعود. به محض آغاز این طرح، شبکههای دلالی، پلتفرمهای خرید و فروش سهمیه، واسطههای چندلایه و جریانهای سوداگری شکل میگیرد.
قیمت بنزین دیگر در پمپبنزین تعیین نمیشود؛ در گوشیهای موبایل، در گروههای مجازی و در معاملات غیررسمی تعیین میشود. از این نقطه به بعد، دولت تماشاگر است نه تنظیمگر.
پیامد این بیثباتی، تنها در قیمت بنزین نمیماند. بنزین، ستون فقرات حملونقل کشور است؛ یعنی ستون فقرات قیمت همه چیز. جهش قیمت بنزین یعنی جهش قیمت نان، گوشت، لبنیات، کرایه خانه، خدمات، تاکسی، تولید، توزیع و حتی آموزش. تورم ناشی از چنین بازاری، نه موضعی است نه موقتی؛ ساختاری و فراگیر است و از کنترل خارج.
طرحی که زرورق عدالت دورش پیچیده شده، به سازوکاری تبدیل میشود که هر ثانیه علیه عدالت کار میکند. در این سازوکار، فقیرترین خانوارها، که بیش از همه به ثبات قیمت سوخت وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند. زیرا «بازار خانوار به خانوار» نه دلسوزی میفهمد و نه تعادل؛ تنها منطقش این است: فروش در بالاترین قیمتی که خریدارِ ناچار، بتواند تحمل کند.
واگذاری قیمتگذاری بنزین به بازاری که نه سقف میشناسد، نه ضابطه و نه اخلاق، چیزی جز باز کردن دروازه گرانسازی افسارگسیخته و تورم مهارنشدنی نیست. این یک اصلاح نیست؛ یک ریسک عظیم ملی است که نتایجش نه بر کاغذ، که بر سفرۀ مردم، امنیت ملی و تمامیت ارضی آشکار خواهد شد.
جراحی اقتصادی مورد نیاز امروز ایران، گرانسازی انرژی نیست، مقابله با مفسدان اتوکشیدهای است که با گرانسازی ارز، از میلیونها ایرانی بیپناه، جیببری میکنند.
سید یاسر جبرائیلی.
همیشه با خود فکر میکردم چرا بشار اسد با آنهمه تجربه شورش پس از گرانسازی، ۲ ماه قبل از سقوط خود نیز دوباره دست به گرانسازی سوخت زد. چرا از تجارب گذشته درس نگرفت؟! امروز با مشاهده وضعیت کشور خودمان که با وجود تجارب گذشته، باز پروژه گرانسازی کلید میخورد، برایم روشن شده که وقتی در کشوری، «فکر» کارگزاران مسموم شد، از داروی «تجربه» کاری ساخته نیست.
طرح «سهمیۀ بنزین خانوار» که آن ایام دوباره مطرح شده است، کلید یکی از حساسترین بازارهای کشور را به دست سازوکاری خواهد سپرد که نه قانونپذیر است، نه قابلنظارت و نه قابلمهار.
این طرح، نه اصلاح است و نه عدالتگستری؛ این طرح، خصوصیسازی قیمت بنزین در قالب یک بازار غیررسمی و فراگیر است که کوچکترین مهار و سقفی بر آن وجود ندارد. قیمت بنزین از کنترل دولت خارج و بهدست میلیونها عرضهکننده واگذار خواهد شد که ساختار انگیزههایشان، ذاتاً قیمت را به سمت بالا خواهد برد.
چرا این اتفاق قطعیت دارد؟ زیرا خانواری که خودرو ندارد، از فروش سهمیه در قیمتهای پایین هیچ منفعتی نمیبرد. فروش بنزین با قیمت پایین، برای او «کار زائد» با «سود ناچیز» است. پس کاملاً طبیعی است که عرضه نکند. صبر میکند. او نه تبانی میکند و نه نیازی به هماهنگی با دیگران دارد. تورم در این طرح، از دل صبر فروشندگان زاده میشود، نه از تبانی آنان. وقتی فروشنده هیچ اضطراری ندارد و خریدار نیاز فوری، «قیمت بالا» تنها نقطهای است که معامله ممکن میشود.
در سمت تقاضا اما، میلیونها راننده، کسبوکار، تاکسی، وانتبار و شاغل خدماتی قرار دارند که هر لیتر بنزین برایشان «ابزار کار» است. آنها چارهای جز خرید ندارند.
این دقیقاً خطرناکترین نسبت ممکن است: «عرضۀ بیعجله» در برابر «تقاضای بیچاره». نتیجه، جهش قیمت است.
امروز این منطق را به وضوح در تاکسیهای اینترنتی میبینیم. رانندگان با دیدن قیمت پائین، درخواستها را نمیپذیرند تا قیمت بالا برود. حال تصور کنید همین منطق، بازار «بنزین کل کشور» را دربرگیرد. ابعاد التهاب، دهها برابر خواهد بود. بله! خانوادهای که بنزین را گرانتر میفروشد، در لحظه فروش خواهد گفت «آخ جون!»، اما با مشاهده قیمت اجناس در بازار، «آه جون» خواهد کشید!
بازار خرید و فروش بنزینِ خانوار همانقدر خطرناک است که بازار ارز در روزهای بیثبات. در همان لحظات اول، «چسبندگی صعودی» قیمت فعال میشود. مردم بهسرعت یاد میگیرند که بنزین در بازار قیمت بالاتری دارد و همین آگاهی، خود به محرک افزایش قیمت تبدیل میشود. قیمت ابتدا بالا میرود، سپس تثبیت میشود و نهایتاً «عرف» میشود. چیزی که یکبار عرف شد، دیگر پایین نمیآید. این همان فرمولی است که سالها بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن را به گروگان گرفته است.
مهمتر از همه اینکه این طرح، دولت را از کنترل قیمت کنار میزند. دولت سهمیه را توزیع میکند، اما قیمتگذاری را به بازاری واگذار میکند که هیچ ابزار سیاستی بر آن کارگر نیست. یعنی دولت «توزیع» را به عهده دارد، اما «قدرت» را واگذار میکند؛ و واگذاری قدرت به بازار بیضابطه یعنی رهاسازی قیمت در مسیر بیپایان صعود. به محض آغاز این طرح، شبکههای دلالی، پلتفرمهای خرید و فروش سهمیه، واسطههای چندلایه و جریانهای سوداگری شکل میگیرد.
قیمت بنزین دیگر در پمپبنزین تعیین نمیشود؛ در گوشیهای موبایل، در گروههای مجازی و در معاملات غیررسمی تعیین میشود. از این نقطه به بعد، دولت تماشاگر است نه تنظیمگر.
پیامد این بیثباتی، تنها در قیمت بنزین نمیماند. بنزین، ستون فقرات حملونقل کشور است؛ یعنی ستون فقرات قیمت همه چیز. جهش قیمت بنزین یعنی جهش قیمت نان، گوشت، لبنیات، کرایه خانه، خدمات، تاکسی، تولید، توزیع و حتی آموزش. تورم ناشی از چنین بازاری، نه موضعی است نه موقتی؛ ساختاری و فراگیر است و از کنترل خارج.
طرحی که زرورق عدالت دورش پیچیده شده، به سازوکاری تبدیل میشود که هر ثانیه علیه عدالت کار میکند. در این سازوکار، فقیرترین خانوارها، که بیش از همه به ثبات قیمت سوخت وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند. زیرا «بازار خانوار به خانوار» نه دلسوزی میفهمد و نه تعادل؛ تنها منطقش این است: فروش در بالاترین قیمتی که خریدارِ ناچار، بتواند تحمل کند.
واگذاری قیمتگذاری بنزین به بازاری که نه سقف میشناسد، نه ضابطه و نه اخلاق، چیزی جز باز کردن دروازه گرانسازی افسارگسیخته و تورم مهارنشدنی نیست. این یک اصلاح نیست؛ یک ریسک عظیم ملی است که نتایجش نه بر کاغذ، که بر سفرۀ مردم، امنیت ملی و تمامیت ارضی آشکار خواهد شد.
جراحی اقتصادی مورد نیاز امروز ایران، گرانسازی انرژی نیست، مقابله با مفسدان اتوکشیدهای است که با گرانسازی ارز، از میلیونها ایرانی بیپناه، جیببری میکنند.
۵۱
۸:۰۲
پاها را ببین. با دقت ببین. ساده نگذر. سریع و زود رد نشو. بعد کم کم برو و دست ها را ببین. دست ها را و انگشتهایی که خدا چندتایش را پنهان کرده تا وجدانها را با آن آشکار کند. این دست ها میدانی چه چیز را گرفته؟ پایه پرچم ایران را ؟ نه ! اینقدر ساده نیاندیش! خدا با این دست ها همه ایران را در آغوش گرفته
بعد کم کم اگر وجدانت بیدار شد، اگر اشکها اجازهات داد برو صورتش را ببین. گوشها و سمعک هایش رامیدانی داستان این سمعک ها چیست؟ آری خود خدا برای این بچه سمعک گذاشته تا دمِ گوشی خودش فقط با او حرف بزند و این طفل معصوم حرف های غیر خدا را دیگر در این زمانه نشنود! بعد چشم ها و عصمتش را ببین. بعد پیراهن مشکی عزای حسینیاش را
در آخر روی قلبش برو ، قلب رنگی ایران را .... حالا دوباره برگرد و همه عکس را با هم و چند باره ببین. راستی پدر پسر بچه را که پشت و پناهش است دیدهای؟
حالا دیگر وقت آن است تا با خودت خلوت کنی...
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
۶۲
۱:۲۹
شهید آوینی :عافیتطلبان ميگویند كه اگر شما نميآمدید دشمن با مردم اینچنین نميكرد
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
۱۲۱
۱۷:۲۲
ترامپ:
امریکا روزی ۱۳/۵میلیون بشکه برداشت داره اما نیازش ۱۹ میلیون بشکه نفت در روز هست و حتی در جنگ قبلی مجبور شده ۱۷۲ میلیون بشکه از ذخائر استراتژیک خودش رو استفاده کنه که طبیعتا هنوز نتونسته پر کنه.
دوم اینکه کیفیت نفت ونزوئلا مثل نفت آمریکا بسیار پایین هست و هزینه استحصال و فراوری این نفت بسیار گران درمیاد و به لحاظ فنی هم خیلی از پالایشکاهها با نفت منطقه تطبیق دارن و تمایلی ندارن از اون نفت استفاده کنن.
ضمن اینکه تنگه هرمز فقط محل تردد نفتکش ها نیست بلکه بسیاری اقلام از کودشیمیایی گرفته تا هلیوم و سایر مواد حیاتی دیگه هم از اینمنطقه تردد داره که حالا متوقف شده.
بنابراین تنگه بسته بمونه آمریکا به انفجار خواهد رسید!فقط مقاومت
https://ble.ir/IRIran1437https://eitaa.com/IRIran1437
۶۴
۱:۵۵