اجتماع اربعین؛ تحقق یک آرزوی قدیمی
دکتر فاطمه رایگانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
قاب اول
روز اربعین سال ۵۲ شمسیست. سیدعلی خامنهای، چند وقتی هست که رویای انقلاب در سر دارد؛ به اجتماع مسلمین فکر میکند و به امکانهایش میاندیشد. زیارت اربعین از نظر او یکی از امکانهاست. پس در منبر مسجد امام حسن مجتبای مشهد از این امکان میگوید:
«میدانید یکى از علائم ایمان زیارت اربعین است؟ نمیدانم این روایت چقدر صحیح است، اصرارى هم ندارم که بگویم معنایش همین است که من گمان کردهام، امّا این احتمال هم مؤیّد فراوانى دارد؛ «زیارة الاربعین»
شیعه یک جمع متفرّق بود؛ جامعهاى بود که یک جا زندگى نمیکرد؛ در مدینه، کوفه، بصره ، اهواز، قم و خراسان بودند امّا یک روح در این کالبدِ متفرّق در جریان بود؛ مثل دانههاى تسبیح، همهٔ اینها را به هم وصل میکرد. رشتهٔ اطاعت و فرمانبَرى از مرکزیّت تشیّع، یعنى امام؛ قلبى بود که به همهٔ اعضا فرمان میداد؛ و به این ترتیب، تشیّع یک سازمان و تشکیلات بود. فقط یک عیبى بود که همدیگر را کمتر میدیدند. یک کنگرهٔ جهانى لازم بود براى شیعیان. این کنگرهٔ جهانى را معیّن کردند و گفتند در این موعدِ معیّن، در آن شرکت کند. آن موعد، روز اربعین است؛ و جاى شرکت، سرزمین کربلا است».
سخن که به انتها میرسد انگار بزرگبودن این امکان در ذهنش روشنتر شده و از یک آرزو میگوید: «اگر امروز هم شیعیان بتوانند در آن سرزمین مقدّس چنین میعادى قرار دهند، بسیار کار بجا و جالبى خواهد بود و هم دنبالهٔ راهى است که ائمّهٔ هدیٰ به ما ارائه دادند.»
انقلاب هنوز در ایران هم رخ نداده؛ عراق در سیطرهٔ حزب بعث است. او به کنگرهٔ بینالمللی فکر میکند.
قاب دوم
آبان ماه سال ۹۶ شمسی است. ۴۴ سال از اولین سخنرانی و تمنای شکلگیری اجتماع اربعین میگذرد. انقلابی که آن سالها رویا بود حالا در آستانهٔ چهل سالگیست و چند سالیست که کاروانهای اربعین رونق گرفتهاند.
سید علی خامنهای جوان آن روزها حالا رهبر انقلاب است و در ابتدای درس خارج فقهش از یک نعمت الهی سخن میگوید: «الحمدلله میلیونها نفر از مردم ما و غیر ما، در این راه حرکت میکنند، این هم یکی از حوادث بسیار برجسته است که خدای متعال منّت گذاشته بر ما و آن را برای ما خلق کرده است. همیشه اربعین پیادهروی بود امّا این حرکت عظیم که نماد بسیار زیبا و پرشکوهی از حضور پیروان اهلبیت و علاقمندان به اهلبیت هست؛ این نبود، ما این را نداشتیم، این را خدای متعال در اختیار ما گذاشت، خدا را بایستی شاکر باشیم.»
قاب سوم
روز اربعین سال ۱۴۰۵ شمسیست. بیش از ۵۰ سال بعد از آن سخنرانی؛ دستههای عزادارای در طریق الحسین پیش میروند. تنوع پرچمها زیاد است؛ از عراق و ایران و لبنان تا آذربایجان و هند و پاکستان و گرجستان. خیلی از کاروانها عکس سید علی خامنهای را با خود همراه کردهاند. ستونهای جاده و سر در موکبها مزین است به نام شهدای مقاومت و پرچم ایران و عراق و شعار الموت لامریکا و الموت لاسرائیل؛ دستههای عزادارای چفیه ایرانی بردوش با عکسهای رهبر شهید وارد سرازیری باب القبله میشوند و لبیک یا حسین میگویند.
این همان کنگرهٔ بینالمللی است که اصحاب حسین علیهالسلام لازم داشتند؛ آن هم درست وقتی که تهاجم آمریکا و اسرائیل به جبههٔ مقاومت به اوج خود رسیده و عربستان سعودی چند روز قبل به مواکب اربعین حمله کرده و ۱۵ شهید از شیعیان گرفته. اما اجتماع بینالمللی اربعین بزرگتر و پرصداتر پیش چشم دنیاست و صدای لبیک یا حسین و مرگ بر آمریکا در آن بلند است و فریاد میزند که «کارزار جبههٔ حسینی با جبههٔ یزیدی تمام نشدنیست».
این همان نعمتیست که نداشتیم و خدا به ما داد. همان که باید قدرش را بدانیم. این همان آرزوی پنجاهسال پیش سید علی خامنهای است که این روزها داریم زندگیاش میکنیم.
پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
@irseri_ir
آدرس تارنمای اینترنتی
www.irseri.ac.ir
قاب اول
روز اربعین سال ۵۲ شمسیست. سیدعلی خامنهای، چند وقتی هست که رویای انقلاب در سر دارد؛ به اجتماع مسلمین فکر میکند و به امکانهایش میاندیشد. زیارت اربعین از نظر او یکی از امکانهاست. پس در منبر مسجد امام حسن مجتبای مشهد از این امکان میگوید:
«میدانید یکى از علائم ایمان زیارت اربعین است؟ نمیدانم این روایت چقدر صحیح است، اصرارى هم ندارم که بگویم معنایش همین است که من گمان کردهام، امّا این احتمال هم مؤیّد فراوانى دارد؛ «زیارة الاربعین»
شیعه یک جمع متفرّق بود؛ جامعهاى بود که یک جا زندگى نمیکرد؛ در مدینه، کوفه، بصره ، اهواز، قم و خراسان بودند امّا یک روح در این کالبدِ متفرّق در جریان بود؛ مثل دانههاى تسبیح، همهٔ اینها را به هم وصل میکرد. رشتهٔ اطاعت و فرمانبَرى از مرکزیّت تشیّع، یعنى امام؛ قلبى بود که به همهٔ اعضا فرمان میداد؛ و به این ترتیب، تشیّع یک سازمان و تشکیلات بود. فقط یک عیبى بود که همدیگر را کمتر میدیدند. یک کنگرهٔ جهانى لازم بود براى شیعیان. این کنگرهٔ جهانى را معیّن کردند و گفتند در این موعدِ معیّن، در آن شرکت کند. آن موعد، روز اربعین است؛ و جاى شرکت، سرزمین کربلا است».
سخن که به انتها میرسد انگار بزرگبودن این امکان در ذهنش روشنتر شده و از یک آرزو میگوید: «اگر امروز هم شیعیان بتوانند در آن سرزمین مقدّس چنین میعادى قرار دهند، بسیار کار بجا و جالبى خواهد بود و هم دنبالهٔ راهى است که ائمّهٔ هدیٰ به ما ارائه دادند.»
انقلاب هنوز در ایران هم رخ نداده؛ عراق در سیطرهٔ حزب بعث است. او به کنگرهٔ بینالمللی فکر میکند.
قاب دوم
آبان ماه سال ۹۶ شمسی است. ۴۴ سال از اولین سخنرانی و تمنای شکلگیری اجتماع اربعین میگذرد. انقلابی که آن سالها رویا بود حالا در آستانهٔ چهل سالگیست و چند سالیست که کاروانهای اربعین رونق گرفتهاند.
سید علی خامنهای جوان آن روزها حالا رهبر انقلاب است و در ابتدای درس خارج فقهش از یک نعمت الهی سخن میگوید: «الحمدلله میلیونها نفر از مردم ما و غیر ما، در این راه حرکت میکنند، این هم یکی از حوادث بسیار برجسته است که خدای متعال منّت گذاشته بر ما و آن را برای ما خلق کرده است. همیشه اربعین پیادهروی بود امّا این حرکت عظیم که نماد بسیار زیبا و پرشکوهی از حضور پیروان اهلبیت و علاقمندان به اهلبیت هست؛ این نبود، ما این را نداشتیم، این را خدای متعال در اختیار ما گذاشت، خدا را بایستی شاکر باشیم.»
قاب سوم
روز اربعین سال ۱۴۰۵ شمسیست. بیش از ۵۰ سال بعد از آن سخنرانی؛ دستههای عزادارای در طریق الحسین پیش میروند. تنوع پرچمها زیاد است؛ از عراق و ایران و لبنان تا آذربایجان و هند و پاکستان و گرجستان. خیلی از کاروانها عکس سید علی خامنهای را با خود همراه کردهاند. ستونهای جاده و سر در موکبها مزین است به نام شهدای مقاومت و پرچم ایران و عراق و شعار الموت لامریکا و الموت لاسرائیل؛ دستههای عزادارای چفیه ایرانی بردوش با عکسهای رهبر شهید وارد سرازیری باب القبله میشوند و لبیک یا حسین میگویند.
این همان کنگرهٔ بینالمللی است که اصحاب حسین علیهالسلام لازم داشتند؛ آن هم درست وقتی که تهاجم آمریکا و اسرائیل به جبههٔ مقاومت به اوج خود رسیده و عربستان سعودی چند روز قبل به مواکب اربعین حمله کرده و ۱۵ شهید از شیعیان گرفته. اما اجتماع بینالمللی اربعین بزرگتر و پرصداتر پیش چشم دنیاست و صدای لبیک یا حسین و مرگ بر آمریکا در آن بلند است و فریاد میزند که «کارزار جبههٔ حسینی با جبههٔ یزیدی تمام نشدنیست».
این همان نعمتیست که نداشتیم و خدا به ما داد. همان که باید قدرش را بدانیم. این همان آرزوی پنجاهسال پیش سید علی خامنهای است که این روزها داریم زندگیاش میکنیم.
۵۸
۹:۳۱
تعهد به امام و امت؛ نقض توافق، آغاز پاسخگویی
آزاده محمودیان، پژوهشگر فرهنگ و رسانه
۱. یکی از قواعد شناختهشده در جنگ روایتها این است که هر عقبنشینی در عرصه روایت، به پیشروی طرف مقابل منجر میشود. این قاعده فقط دربارۀ بازیگران خارجی صادق نیست؛ نیروهای همسو با روایت آمریکایی در داخل نیز از هر خلأ و سکوتی برای گسترش روایت خود بهره میبرند.
۲. رهبر انقلاب در ۲۸ خرداد درباره تفاهم با آمریکا فرمودند: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورایعالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا [...] به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازۀ آن را صادر نمودم.»
۳. اکنون، با توجه به اینکه ـ مشابه تجربههای پیشین و با وجود تذکر مکرر به سابقه روشن بدعهدی آمریکاــ تفاهمنامه به اعتراف خودِ طرف آمریکایی بهطور کامل نقض شده است، موضوع «تعهد رئیسجمهور» وارد مرحلهای تازه میشود. در این وضعیت، مسئله دیگر صرفاً شکست یک توافق نیست؛ بلکه بحث بر سر مسئولیت ناشی از تعهدی است که مبنای صدور مجوز رهبری قرار گرفتهاست.
۴. تعهد، رابطهای دوسویه است و همواره با مسئولیت و پاسخگویی همراه است. هنگامی که یک تصمیم بر پایه تعهد یک مقام رسمی اتخاذ میشود، در صورت محقق نشدن موضوع آن تعهد، مطالبۀ پاسخگویی به یک حق عمومی تبدیل میشود. بر همین اساس، اکنون که موضوع تعهد رئیسجمهور محقق نشده، نهادهای مسئول و افکار عمومی، هر یک متناسب با جایگاه خود، وظیفۀ شرعی و قانونیِ پیگیری و مطالبه پاسخگویی را دارند. مجلس، بهعنوان نهاد ناظر بر عملکرد رئیسجمهور، دستگاه قضایی، در چارچوب وظایف قانونی، و مردم، بهعنوان صاحبان حق نظارت عمومی، هر یک در این فرآیند مسئولیت دارند.
۵. در چارچوب جنگ روایتها، سکوت در برابر این مسئله تنها به معنای انفعال نیست، بلکه میتواند به تثبیت روایت رقیب بینجامد. در شرایطی که به جای پذیرش مسئولیت و پاسخگویی دربارۀ نتایج این مسیر خطا، برخی جریانهای داخلی بار دیگر ایدۀ کاهش نقش رهبری در مسئلۀ جنگ و صلح را مطرح میکنند، بیتفاوتیِ نهادها یا جامعه، در عمل میدان را برای پیشروی همان کجروایت فراهم خواهد کرد.
۶. ضرورت پاسخگویی، راهحل اصلی ایجاد بازدارندگی از تکرار خطاست. هر اندازه نیروهای اجتماعیِ معتقد به این گفتمان از مطالبۀ پاسخگویی فاصله بگیرند، روایت خطاکاران فرصت بیشتری برای تثبیت پیدا میکند. نتیجه چنین وضعیتی آن است که به جای پاسخگویی دربارۀ تصمیم اشتباه و پیامدهای آن، دامنۀ روایتهای تسلیمخواهانه و عادیسازیِ عقبنشینی، گستردهتر خواهد شد.پس، مطالبۀ پاسخگویی و یادآوری تعهدِ رئیسجمهور به رهبری، بهعنوان یکی از مقدمات تحقق «کلانروایت خونخواهی و انتقام» از قاتلان رهبر شهید، در این شبها باید مطالبۀ مردم مبعوث در اجتماعات مؤمنانۀ شبانه باشد و بر سردستها بنشیند.
این یادداشت را در سایت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی نیز بخوانید:https://irseri.ac.ir/s/379
پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
@irseri_ir
آدرس تارنمای اینترنتی
www.irseri.ac.ir
۱. یکی از قواعد شناختهشده در جنگ روایتها این است که هر عقبنشینی در عرصه روایت، به پیشروی طرف مقابل منجر میشود. این قاعده فقط دربارۀ بازیگران خارجی صادق نیست؛ نیروهای همسو با روایت آمریکایی در داخل نیز از هر خلأ و سکوتی برای گسترش روایت خود بهره میبرند.
۲. رهبر انقلاب در ۲۸ خرداد درباره تفاهم با آمریکا فرمودند: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورایعالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا [...] به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازۀ آن را صادر نمودم.»
۳. اکنون، با توجه به اینکه ـ مشابه تجربههای پیشین و با وجود تذکر مکرر به سابقه روشن بدعهدی آمریکاــ تفاهمنامه به اعتراف خودِ طرف آمریکایی بهطور کامل نقض شده است، موضوع «تعهد رئیسجمهور» وارد مرحلهای تازه میشود. در این وضعیت، مسئله دیگر صرفاً شکست یک توافق نیست؛ بلکه بحث بر سر مسئولیت ناشی از تعهدی است که مبنای صدور مجوز رهبری قرار گرفتهاست.
۴. تعهد، رابطهای دوسویه است و همواره با مسئولیت و پاسخگویی همراه است. هنگامی که یک تصمیم بر پایه تعهد یک مقام رسمی اتخاذ میشود، در صورت محقق نشدن موضوع آن تعهد، مطالبۀ پاسخگویی به یک حق عمومی تبدیل میشود. بر همین اساس، اکنون که موضوع تعهد رئیسجمهور محقق نشده، نهادهای مسئول و افکار عمومی، هر یک متناسب با جایگاه خود، وظیفۀ شرعی و قانونیِ پیگیری و مطالبه پاسخگویی را دارند. مجلس، بهعنوان نهاد ناظر بر عملکرد رئیسجمهور، دستگاه قضایی، در چارچوب وظایف قانونی، و مردم، بهعنوان صاحبان حق نظارت عمومی، هر یک در این فرآیند مسئولیت دارند.
۵. در چارچوب جنگ روایتها، سکوت در برابر این مسئله تنها به معنای انفعال نیست، بلکه میتواند به تثبیت روایت رقیب بینجامد. در شرایطی که به جای پذیرش مسئولیت و پاسخگویی دربارۀ نتایج این مسیر خطا، برخی جریانهای داخلی بار دیگر ایدۀ کاهش نقش رهبری در مسئلۀ جنگ و صلح را مطرح میکنند، بیتفاوتیِ نهادها یا جامعه، در عمل میدان را برای پیشروی همان کجروایت فراهم خواهد کرد.
۶. ضرورت پاسخگویی، راهحل اصلی ایجاد بازدارندگی از تکرار خطاست. هر اندازه نیروهای اجتماعیِ معتقد به این گفتمان از مطالبۀ پاسخگویی فاصله بگیرند، روایت خطاکاران فرصت بیشتری برای تثبیت پیدا میکند. نتیجه چنین وضعیتی آن است که به جای پاسخگویی دربارۀ تصمیم اشتباه و پیامدهای آن، دامنۀ روایتهای تسلیمخواهانه و عادیسازیِ عقبنشینی، گستردهتر خواهد شد.پس، مطالبۀ پاسخگویی و یادآوری تعهدِ رئیسجمهور به رهبری، بهعنوان یکی از مقدمات تحقق «کلانروایت خونخواهی و انتقام» از قاتلان رهبر شهید، در این شبها باید مطالبۀ مردم مبعوث در اجتماعات مؤمنانۀ شبانه باشد و بر سردستها بنشیند.
این یادداشت را در سایت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی نیز بخوانید:https://irseri.ac.ir/s/379
۲۰۹
۶:۱۵
رئیسجمهور با رهبر معظم انقلاب دربارهٔ مسائل اقتصادی و نظامی کشور دیدار و گفتوگو کرد
پزشکیان همزمان با شروع سومین سال ریاستجمهوری با حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای دیدار و گفتوگو کرد.
در این دیدار بهتفصیل دربارهٔ مسائل و مشکلات کشور بهویژه تأمین نیازهای معیشتی مردم، شرایط موجود جنگ تحمیلی سوم و آیندهٔ پیشرو، تحولات حوزهٔ نظامی، راهکارهای ناظر به تأمین منابع و مدیریت مصارف «ریالی، ارزی و انرژی» و همچنین تعامل اقتصادی با طرفهای خارجی تبادل نظر شد.
پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
@irseri_ir
آدرس تارنمای اینترنتی
www.irseri.ac.ir
۳۱
۱۰:۳۷
با صدور حکمی از سوی حضرت آیتالله خامنهای صورت گرفت
انتصاب آقای دکتر محسن رضایی به عنوان نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی
حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در حکمی آقای دکتر محسن رضایی را بهعنوان نماینده خود در شورای عالی امنیت ملی منصوب کردند.
متن حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیمبرادر گرامی جناب آقای دکتر محسن رضایی
با توجه به تجارب ارزشمندتان بدینوسیله جنابعالی را که از پیشگامان دورهی پرافتخار هشت سال دفاع مقدس هستید، بهعنوان نماینده خود در شورای عالی امنیت ملی منصوب میکنم. امیدوارم در انجام این مسئولیت مهم، کمال موفقیت را کسب نمایید.
ضمناً از تلاش شبانهروزی برادر عزیز جناب آقای دکتر محمدباقر ذوالقدر تشکر میشود.
إنشاءالله تحت توجهات سرورمان حضرت بقیةاللهالاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف همواره سربازی مجاهد برای ملت سرافراز ایران باشید.
سیدمجتبی خامنهای
پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
@irseri_ir
آدرس تارنمای اینترنتی
www.irseri.ac.ir
با توجه به تجارب ارزشمندتان بدینوسیله جنابعالی را که از پیشگامان دورهی پرافتخار هشت سال دفاع مقدس هستید، بهعنوان نماینده خود در شورای عالی امنیت ملی منصوب میکنم. امیدوارم در انجام این مسئولیت مهم، کمال موفقیت را کسب نمایید.
ضمناً از تلاش شبانهروزی برادر عزیز جناب آقای دکتر محمدباقر ذوالقدر تشکر میشود.
إنشاءالله تحت توجهات سرورمان حضرت بقیةاللهالاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف همواره سربازی مجاهد برای ملت سرافراز ایران باشید.
۲۸
۱۷:۰۴
باتوجّه به تجارب ارزشمندتان بدینوسیله جنابعالی را بهعنوان مشاور سیاسی خود منصوب میکنم. امیدوارم در انجام این مسئولیت و در پیشبرد آرمانهای انقلاب اسلامی، تحت توجّهات سرورمان حضرت بقیةاللهالاعظم عجلاللهتعالیفرجهالشریف موفّق و مویّد باشید.
۳۰
۱۸:۱۶
روایتی از تاثیر شهادت رهبر شهید انقلاب بر آیین اربعین سال ۱۴۰۵
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی، مهدی پناهی، پژوهشگر ارتباطات و رسانه، در یادداشتی با عنوان «روایتی از تأثیر شهادت رهبر شهید انقلاب بر آیین اربعین سال ۱۴۰۵» به بررسی بازتابهای میدانی، اجتماعی و رسانهای این رویداد در بزرگترین اجتماع مذهبی جهان پرداخته است.
نگارنده در این یادداشت با تکیه بر مشاهدات میدانی خود، نشان میدهد که چگونه شهادت رهبر شهید انقلاب در نمادها، شعارها، آیینهای عزاداری و کنشهای مردمی اربعین امسال بازتاب یافته و در کنار آن، به برخی چالشهای تحلیل و بازنمایی این پدیده نیز اشاره میکند.
مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:https://irseri.ac.ir/s/380
پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
@irseri_ir
آدرس تارنمای اینترنتی
www.irseri.ac.ir
مشروح این یادداشت را در ادامه بخوانید:https://irseri.ac.ir/s/380
۸۰۳
۷:۴۸
۲۷
۸:۰۷
۲۶
۱۲:۵۰
شهید خامنهای به روایت خودش
حقق مادرم بر من پایانناپذیر است/ ارادت من به حضرت موسی(ع) متاثر از مادرم است
مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، با دیوان حافظ مأنوس و با قرآن و حدیث کاملاً آشنا بود. ایشان زنی بامعرفت و آدمی بود پر از اطّلاعات. آیات و احادیث زیادی حفظ بود و متن قرآن و روایت را هم خیلی خوب میفهمید؛ یعنی کمتر آیه و حدیثی بود که خوانده شود و ایشان نفهمد. مادرم به خاطر اینکه کودکیاش را در نجف گذرانده بود و با محیط عربی خو داشت، عربی را بلد بود. اصلاً تهلهجهی عربی داشت؛ در جوانی بیشتر و بعدها کمتر. مقداری هم درس عربی پیش پدرم خوانده بود. خود من اَمثله و مقداری از شرح اَمثله را پیش مادرم خواندم و البتّه بعداً بخشهایی از جامع المقدّمات را به مادرم درس دادم. ایشان با اینکه خیلی درس رسمی عربی نخوانده بود، امّا متون عربی را میفهمید. هرچند گاهی به خاطر اینکه یک لغت را نمیدانست، ممکن بود جایی را اشتباه بخواند، امّا با یک تذکّر مختصر، فوراً میفهمید. ایشان صدای خیلی خوبی هم داشت و قرآن را با صوت خیلی شیرین و خوبی میخواند و بعضی از آیهها را برای ما ترجمه میکرد. ما بچّهها از صدایش خوشمان میآمد و دورش جمع میشدیم؛ من، خواهرِ بعد از خودم و یک مدّتی برادر بزرگم. حالا یا جاذبهی صدایش بود یا اینکه خودش میگفت که بچّهها بیایند و بنشینند. مادرم برای خودش قرآنی داشت که از بچّگی آن را دیده بودیم. حقوق مادرم بر من پایانناپذیر است؛ من اوّلین نغمههای خوش قرآن را از حنجرهی او شنیدم. داستانهای گوناگون قرآن و بخصوص داستانهای پیغمبران را هم از او شنیدم؛ اصلاً پایه و مایهی معلومات من از زندگی پیغمبران، همانهایی است که مادرم برایمان میگفت؛ مثلاً مادرم حضرت موسی را خیلی دوست میداشت و میگفت کارهایش جالب است و مثلاً با خدا جور خاصّی صحبت میکند. من هم همینطور هستم و به حضرت موسی ارادت مضاعفی دارم که شاید تحت تأثیر ایشان است.
پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
@irseri_ir
آدرس تارنمای اینترنتی
www.irseri.ac.ir
حقق مادرم بر من پایانناپذیر است/ ارادت من به حضرت موسی(ع) متاثر از مادرم است
مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، با دیوان حافظ مأنوس و با قرآن و حدیث کاملاً آشنا بود. ایشان زنی بامعرفت و آدمی بود پر از اطّلاعات. آیات و احادیث زیادی حفظ بود و متن قرآن و روایت را هم خیلی خوب میفهمید؛ یعنی کمتر آیه و حدیثی بود که خوانده شود و ایشان نفهمد. مادرم به خاطر اینکه کودکیاش را در نجف گذرانده بود و با محیط عربی خو داشت، عربی را بلد بود. اصلاً تهلهجهی عربی داشت؛ در جوانی بیشتر و بعدها کمتر. مقداری هم درس عربی پیش پدرم خوانده بود. خود من اَمثله و مقداری از شرح اَمثله را پیش مادرم خواندم و البتّه بعداً بخشهایی از جامع المقدّمات را به مادرم درس دادم. ایشان با اینکه خیلی درس رسمی عربی نخوانده بود، امّا متون عربی را میفهمید. هرچند گاهی به خاطر اینکه یک لغت را نمیدانست، ممکن بود جایی را اشتباه بخواند، امّا با یک تذکّر مختصر، فوراً میفهمید. ایشان صدای خیلی خوبی هم داشت و قرآن را با صوت خیلی شیرین و خوبی میخواند و بعضی از آیهها را برای ما ترجمه میکرد. ما بچّهها از صدایش خوشمان میآمد و دورش جمع میشدیم؛ من، خواهرِ بعد از خودم و یک مدّتی برادر بزرگم. حالا یا جاذبهی صدایش بود یا اینکه خودش میگفت که بچّهها بیایند و بنشینند. مادرم برای خودش قرآنی داشت که از بچّگی آن را دیده بودیم. حقوق مادرم بر من پایانناپذیر است؛ من اوّلین نغمههای خوش قرآن را از حنجرهی او شنیدم. داستانهای گوناگون قرآن و بخصوص داستانهای پیغمبران را هم از او شنیدم؛ اصلاً پایه و مایهی معلومات من از زندگی پیغمبران، همانهایی است که مادرم برایمان میگفت؛ مثلاً مادرم حضرت موسی را خیلی دوست میداشت و میگفت کارهایش جالب است و مثلاً با خدا جور خاصّی صحبت میکند. من هم همینطور هستم و به حضرت موسی ارادت مضاعفی دارم که شاید تحت تأثیر ایشان است.
۲۳
۵:۳۵
05-04-25-Kashkoli.mp3
۳۲:۵۰-۱۲.۷۱ مگابایت
شرح وقایع عجیبی که زمان تشییع امام شهیدمان در عراق رخ داد
محمد حسین کشکولی، رئیس شبکه افق و نمایندهی صدا و سیما برای انعکاس تشییع عراق بودند و چند شب پیش در یکی از میادین قم، از تشییع در عراق صحبت کردند.
آی مردم در میدان پای شعار خونخواهی آقای شهید بمانید و کوتاه نیایید.
پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی
@irseri_ir
آدرس تارنمای اینترنتی
www.irseri.ac.ir
۱۷
۱۵:۳۰