"وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ"
بدینوسیله شهادت دبیر قهرمان شورای عالی امنیت ملی، دکتر علی لاریجانی و وزیر مجاهد و انقلابی اطلاعات، حجتالاسلام والمسلمین سیداسماعیل خطیب را خدمت حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه، رهبر معظم انقلاب اسلامی و عموم ملت ایران تبریک و تسلیت عرض میکنیم.
بیشک مجاهدتهای شبانه روزی این قهرمانان موجبات عزت و پیشرفت ایران اسلامی را فراهم آورده است.
روحشان قرین رحمت الهی و راهشان پررهرو باد.











هسته مطالعات اسلامی-ایرانی امنیت دانشگاه امام صادق (ع) بله | ایتا
بدینوسیله شهادت دبیر قهرمان شورای عالی امنیت ملی، دکتر علی لاریجانی و وزیر مجاهد و انقلابی اطلاعات، حجتالاسلام والمسلمین سیداسماعیل خطیب را خدمت حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه، رهبر معظم انقلاب اسلامی و عموم ملت ایران تبریک و تسلیت عرض میکنیم.
بیشک مجاهدتهای شبانه روزی این قهرمانان موجبات عزت و پیشرفت ایران اسلامی را فراهم آورده است.
روحشان قرین رحمت الهی و راهشان پررهرو باد.
۹۰۸
۱۶:۱۶
۹۰۸
۱۶:۱۶
گفتار نخست: پیچیدگی، جنگ و جامعه
۲K
۱۲:۲۱
برخی ویژگیهای اقدامات تروریستی این امکان را به وجود میآورند تا بسیار فراتر از تهدید، هراس گستردهای را در جامعه بوجود آورند.
هرچند ممکن است آمار واقعی عملیاتهای تروریستی به نسبت اندک باشد، لاکن وحشت از تروریسم به شدت بر جامعه و مسئولین بالا میباشد.
#تروریسم
۶۴۷
۱۱:۵۷
islamic-te-v22n83p133-fa.pdf
۱.۱۷ مگابایت
مقاله علمی: بازخوانی انتقادی فتنه سال ۱۴۰۱ در چارچوب الگوی فرایندی و پیامدی انقلاب
دکتر حسین محمدی سیرتاستادیار گروه مسائل ایران و مطالعات انقلاب اسلامی دانشگاه امام صادق (ع)
امیرحسام هاشمیدانشجوی کارشناسی ارشد پیوسته جامعهشناسی سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)
نوشتار حاضر به دنبال بازخوانی وقایع فتنهگون نیمه دوم سال 1401 و سنجش علمی آن با مفهوم انقلاب است. دادههای این پژوهش بهصورت اسنادی و کتابخانهای احصاء گردیده و برای تحلیل آنها از روش نظریهمبنا استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که فتنه سال 1401 از عمده متغیرها و عناصر لازم برای تکوین و تحقق انقلاب از جمله مشارکت و بسیج مردمی، سرنگونی نظام سیاسی، توزیع منابع، تغییر نهادهای سیاسی و ... بیبهره بوده و تنها با وقوع فعالیتهای غیرقانونی خشونتآمیز، موجب بازاندیشی و ایجاد تغییراتی جزئی در اندکی از قوانین و هنجارهای جامعه شده است. در نتیجه پژوهش صورت گرفته، آشکار گردید که علیرغم تلاش دولتها و جریانات سیاسی مخالف ج.ا ایران برای القاء و ترویج روایت دلخواه خود از فتنه ز.ز.آ 1401، این حوادث ویژگیهای مورد نیاز و اساسی یک حرکت انقلابی را نداشته و اعطای صفت انقلاب به آن، صرفاً یک جعل غیرعلمی و هدفمند است.












هسته مطالعات اسلامی_ایرانی امنیت دانشگاه امام صادق(ع) بله | ایتا
۳۹۴
۱۹:۲۶
#اطلاعات
۲۶۶
۲۱:۱۸
بازارسال شده از پژوهشکده مطالعات راهبردی
چرا نباید در تحلیل سیاست خارجی و امنیّت ملّی از روش SWOT استفاده کرد؟
سالار سیفالدینی ،دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس
روش سوات، که به عنوان ابزاری برای برنامهریزی بنگاههای اقتصادی طراحی شده، بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از رایجترین چارچوبهای تحلیل در حوزه سیاست خارجی و امنیّت ملّی ایران است. اما این رویه، بازتاب سادهسازی بوروکراتیک مسائل پیچیده است زیرا سرشت سیاست و امنیّت، برخلاف محیط تجاری که نسبتاً پایدار است با تحلیل رابطۀ نیروها، تعارض ارادهها و کنش متقابل خصمانه تعریف میشود؛ اما سوات جهان را به یک جدول ایستا و چهارخانه فروکاسته و از فهم این پویایی ناتوان است.
سوات، با همسطح نشاندن قوت، ضعف، فرصت و تهدید بدون هیچ سلسلهمراتبی از اهمیت، تحلیلگر را در وضعیت «تعلیق تصمیم» قرار میدهد و تصمیمگیر بهجای انتخاب قاطع در لحظۀ بحرانی، در فهرستی از عوامل هموزن باقی میماند و این تعلیق، خود به یک ریسک استراتژیک مستقل بدل میشود. یک تهدید کوچک اما فعّال میتواند چندین «فرصت» بزرگ اما بالقوه را بیاثر کند. از سوی دیگر تهدیدها و ضعفها میتوانند آثار برگشتناپذیر داشته باشند، در حالی که فرصتها اغلب کوتاه، مشروط و حتی خیالی هستند.
چند ضعف روششناختی مشخص هم در این روش وجود دارد؛ از جمله ناتوانی سوات در نمایش عدمتقارن میان تهدید و فرصت، حذف بُعد زمان و پویایی سیاست، نادیدهگرفتن دشمن بهعنوان فاعلی هوشمند و سازگارشونده، جایگزینی تحلیل واقعی با توصیف ساده، ایجاد توهم کنترل، و کارکرد صرفاً نمایشی آن در القای ظاهر علمی به گزارشهای سیاستی.
تجربهی نهادهای امنیتی مانند ناتو و جامعۀ اطلاعاتی آمریکا -که آن را حتی در فهرست تکنیکهای معتبر خود جای نمیدهند- گواه این ادعاست که سوات دستگاه نظری معتبری برای تحلیل ژئوپلیتیک و امنیّت ملّی نیست. این نهادها بهجای سوات از ابزارهایی چون شفافسازی مسئله، بررسی فرضهای پنهان، تحلیل فرضیههای رقیب، سناریونویسی، تیم قرمز، بازیسازی تصمیم، و تحلیل آیندهنگر استراتژیک بهره میگیرند؛ روشهایی که تعارض، عدمقطعیت، فریب و کنش متقابل را در متن تحلیل مینشانند، نه در حاشیۀ یک جدول سادهسازی شده.
نقد سوات بهمعنای طرد کامل هر نوع نگاه فهرستمحور به منابع و آسیبپذیریها نیست. مسئله این است که چنین فهرستی، اگر بهتنهایی و بدون اتصال به سازوکارهای رقابت فرضیهای، سناریوسازی و آزمون تصمیم بهکار رود، بیش از آنکه به فهم بینجامد، به توهم فهم منتهی میشود. بهبیان دیگر، سوات میتواند در بهترین حالت نقطۀ آغاز یک جمعآوری دادۀ اولیه باشد، اما هرگز نمیتواند جایگزین چارچوبی شود که وظیفۀ آن، تبدیل دادههای پراکنده به داوری استراتژیک مسئولانه است.
نتیجه و توصیه برای دستگاه تصمیمسازی در امنیت ملّی این است که سوات را باید کنار گذاشت یا در بهترین حالت به ابزاری حاشیهای و غیرتصمیمساز برای جمعآوری دادۀ اولیه محدود کّرد. گرچه نمیتوان گفت که سوات «بیفایده» است اما مسئله این است که این روش در حوزه امنیت، گمراهکننده است. زیرا امنیّت ملّی با جدول چهارخانه اداره نمیشود بلکه با نگاه رئالیستی به سرشت سیاست، تحلیل رابطۀ دائماً دگرگون شونده نیروها و فهم منطق مناسبات قدرت توضیح داده میشود.
پینوشت: این یادداشت خلاصهای است از مقالهای که با همین عنوان در ماهنگار دیدهبان امنیت ملی، شمارۀ 164(تیرماه 1405) به زودی منتشر خواهد شد.
@riss1404
روش سوات، که به عنوان ابزاری برای برنامهریزی بنگاههای اقتصادی طراحی شده، بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از رایجترین چارچوبهای تحلیل در حوزه سیاست خارجی و امنیّت ملّی ایران است. اما این رویه، بازتاب سادهسازی بوروکراتیک مسائل پیچیده است زیرا سرشت سیاست و امنیّت، برخلاف محیط تجاری که نسبتاً پایدار است با تحلیل رابطۀ نیروها، تعارض ارادهها و کنش متقابل خصمانه تعریف میشود؛ اما سوات جهان را به یک جدول ایستا و چهارخانه فروکاسته و از فهم این پویایی ناتوان است.
سوات، با همسطح نشاندن قوت، ضعف، فرصت و تهدید بدون هیچ سلسلهمراتبی از اهمیت، تحلیلگر را در وضعیت «تعلیق تصمیم» قرار میدهد و تصمیمگیر بهجای انتخاب قاطع در لحظۀ بحرانی، در فهرستی از عوامل هموزن باقی میماند و این تعلیق، خود به یک ریسک استراتژیک مستقل بدل میشود. یک تهدید کوچک اما فعّال میتواند چندین «فرصت» بزرگ اما بالقوه را بیاثر کند. از سوی دیگر تهدیدها و ضعفها میتوانند آثار برگشتناپذیر داشته باشند، در حالی که فرصتها اغلب کوتاه، مشروط و حتی خیالی هستند.
چند ضعف روششناختی مشخص هم در این روش وجود دارد؛ از جمله ناتوانی سوات در نمایش عدمتقارن میان تهدید و فرصت، حذف بُعد زمان و پویایی سیاست، نادیدهگرفتن دشمن بهعنوان فاعلی هوشمند و سازگارشونده، جایگزینی تحلیل واقعی با توصیف ساده، ایجاد توهم کنترل، و کارکرد صرفاً نمایشی آن در القای ظاهر علمی به گزارشهای سیاستی.
تجربهی نهادهای امنیتی مانند ناتو و جامعۀ اطلاعاتی آمریکا -که آن را حتی در فهرست تکنیکهای معتبر خود جای نمیدهند- گواه این ادعاست که سوات دستگاه نظری معتبری برای تحلیل ژئوپلیتیک و امنیّت ملّی نیست. این نهادها بهجای سوات از ابزارهایی چون شفافسازی مسئله، بررسی فرضهای پنهان، تحلیل فرضیههای رقیب، سناریونویسی، تیم قرمز، بازیسازی تصمیم، و تحلیل آیندهنگر استراتژیک بهره میگیرند؛ روشهایی که تعارض، عدمقطعیت، فریب و کنش متقابل را در متن تحلیل مینشانند، نه در حاشیۀ یک جدول سادهسازی شده.
نقد سوات بهمعنای طرد کامل هر نوع نگاه فهرستمحور به منابع و آسیبپذیریها نیست. مسئله این است که چنین فهرستی، اگر بهتنهایی و بدون اتصال به سازوکارهای رقابت فرضیهای، سناریوسازی و آزمون تصمیم بهکار رود، بیش از آنکه به فهم بینجامد، به توهم فهم منتهی میشود. بهبیان دیگر، سوات میتواند در بهترین حالت نقطۀ آغاز یک جمعآوری دادۀ اولیه باشد، اما هرگز نمیتواند جایگزین چارچوبی شود که وظیفۀ آن، تبدیل دادههای پراکنده به داوری استراتژیک مسئولانه است.
پینوشت: این یادداشت خلاصهای است از مقالهای که با همین عنوان در ماهنگار دیدهبان امنیت ملی، شمارۀ 164(تیرماه 1405) به زودی منتشر خواهد شد.
@riss1404
۱
۱۳:۰۹
#اطلاعات
۸۳
۱۴:۳۵