عکس پروفایل نظریه و عمل در برنامه درسی ن

نظریه و عمل در برنامه درسی

۱۵۰ عضو
مثلثات، بستری برای آموزش مهارت‌های تفکرمحاسباتی و تفکر الگوریتمی: میراث ریاضیات ایرانی برای توسعة تکنولوژی دیجیتال در جهان

نویسندگان
محمدحسام قاسمی  ، زهرا گویا  ، سهیلا غلام‌آزاد ،
چکیده
توسعة تکنولوژی‌های دیجیتال و هوش مصنوعی، اهمیت تفکرمحاسباتی و تفکرالگوریتمی را برجسته کرد که هردو، از ابداعات ایرانیان بوده که جبر و مثلثات، از نمونه‌های مشهود آن است. بدین‌سبب پژوهشی با هدف ارتباط بین مثلثات و تفکرمحاسباتی و تفکر الگوریتمی در آموزش عمومی ایران بررسی شود. برای تحقق این هدف، محتوای کتاب‌های درسیِ ایران تحلیل کیفی شدند. دراین بررسی، از مهارت‌های تفکرمحاسباتیِ ارائه شده در گزارش 2022 کمیسیون اروپا استفاده شد. تحلیل محتوا با مشارکت25 معلم داوطلب طی پنج جلسه کانونی، در سال تحصیلی 1402 انجام شد. همچنین به‌دلیل ماهیت تلفیقی مثلثات به‌عنوان موضوعی مناسب برای آموزش تفکرمحاسباتی/ تفکر الگوریتمی، بخش‌های مثلثات دوره دوم متوسطه در آموزش مدرسه‌ای، تحلیل شد و درنهایت، ظرفیت‌های موجود و بالقوه مثلثات برای ایجاد و توسعة مهارت‌های تفکرمحاسباتی در دانش‌آموزان، استخراج شدند. مبتنی براین یافته‌ها، نتیچه‌گیری این پژوهش این است که مثلثات به‌دلیل پیوندهای عمیقی که با میراث تمدنی ایران دارد، برای دانش‌آموزان جذاب است و بدین‌سبب، این امکان را ایجاد می‌کند که ازطریق آن، بتوان مهارت‌های تفکر محاسباتی را در دانش‌آموزان، ارتقا داد. نکته پایانی این است که تفکر محاسباتی و تفکر الگوریتمی، اشتراک زیادی باهم دارند و می‌توانند به‌جای هم به‌کاربرده شوند.
کلیدواژه‌ها
تفکر محاسباتی ، تفکر الگوریتمی ، مثلثات  ، میراث ریاضی ایرانی/اسلامی، ریاضی مدرسه‌ای ، تحلیل محتوای کیفی
@JCSTP
undefined۱

۹۸

۱۴:۱۳

تأثیر نمودارهای پویا در درک مفهوم تقسیم بر صفر: یک رویکرد شهودی

نویسندگانمجید حق وردی، زهرا پریشانی مرزیجرانی
چکیدههدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر به‌کارگیری یک رویکرد شهودی در بهبود درک مفهوم «تقسیم بر صفر» با استفاده از نمودارهای پویا در محیط نرم‌افزار جئوجبرا است. تقسیم بر صفر یکی از مفاهیم چالش برانگیز در آموزش ریاضی است که معمولاً از سوی دانش‌آموزان بدون درک مفهومی و صرفاً به‌عنوان یک قانون پذیرفته می‌شود. در این راستا، با الهام از رویکرد دوژکووا و مکلوفین(2013) مداخله‌ای آموزشی مبتنی بر بازنمایی‌های پویا طراحی و اجرا شد. در این مطالعه، ۷۰ دانش‌آموز دوره‌ی دوم متوسطه در شهرستان شازند با طرح نیمه‌تجربی پیش‌آزمون ـ پس‌آزمون مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که مداخله آموزشی موجب بهبود معنادار درک مفهومی دانش‌آموزان از تقسیم بر صفر شد. یافته‌ها نشان می دهد که بهره گیری از ابزارهای تصویری و پویای آموزشی مانند جئوجبرا، می‌تواند به ارتقای درک مفهومی دانش‌آموزان از مفاهیم انتزاعی ریاضی مؤثر باشد و در طراحی روش‌های نوین تدریس مورد توجه قرار گیرد.
کلیدواژه‌هاتقسیم بر صفر بازنمایی تصویری نمودار پویا جئوجبرا

@JCSTP
undefined۲

۹۱

۱۴:۱۶

بازطراحی منطق برنامه درسی در چارچوب STEM پروژه‌محور: استخراج یک مدل پارادایمی از دیدگاه خبرگان

نویسندگانصادق احمدی ، رضا میر عرب رضی، مریم احمدی، فاطمه نصیری

چکیدهاین پژوهش با هدف بازطراحی منطق برنامه درسی در چارچوب STEM و بر اساس رویکرد پروژه‌محور انجام شد و به‌دنبال استخراج یک مدل پارادایمی از دیدگاه خبرگان بود. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد است و جامعه پژوهش شامل متخصصان حوزه‌های برنامه‌ریزی درسی، آموزش علوم، ریاضی و فناوری می‌باشد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و بر اساس ملاک‌های تخصصی انجام گرفت و داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شد. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت و در نهایت مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین برای نمایش روابط میان مقوله‌ها استخراج گردید. یافته‌ها نشان دادند که شرایط علّی اجرای برنامه درسی STEM پروژه‌محور شامل نیاز به توسعه مهارت‌های قرن بیست‌ویکم، ضعف شیوه‌های سنتی آموزش و ضرورت پیوند آموزش با مسائل واقعی زندگی است. شرایط زمینه‌ای اجرای این رویکرد نیز شامل ساختار متمرکز برنامه درسی، کتاب‌محوری، تأکید بر نمره در ارزشیابی و محدودیت منابع و زمان آموزشی بود. علاوه بر این، آمادگی حرفه‌ای معلمان، حمایت نهادی و دسترسی به منابع آموزشی به‌عنوان شرایط مداخله‌گر شناخته شدند. راهبردهای مورد استفاده توسط کنشگران آموزشی شامل طراحی پروژه‌های واقعی میان‌رشته‌ای، تغییر نقش معلم به تسهیل‌گر یادگیری، بهره‌گیری از یادگیری مشارکتی و ارزشیابی عملکردی است. اجرای این راهبردها باعث یادگیری عمیق و معنادار، افزایش انگیزش تحصیلی، تقویت مهارت‌های حل مسئله، خلاقیت و همکاری اجتماعی دانش‌آموزان می‌شود. این مطالعه نشان می‌دهد که برنامه درسی پروژه‌محور در چارچوب STEM، با حمایت نهادی و شرایط اجرایی مناسب، می‌تواند به‌عنوان الگویی مؤثر برای ارتقای کیفیت یادگیری و پاسخ‌گویی به نیازهای آموزشی عصر حاضر به‌کار گرفته
کلیدواژه‌هابرنامه درسی STEM یادگیری پروژه‌محور نظریه داده‌بنیاد مدل پارادایمی مهارت‌های قرن بیست‌ویکم
@JCSTP
undefined۲

۹۲

۱۴:۱۸

ارزیابی کتاب‌های درسی علوم تجربی دوره متوسطه اول براساس مؤلفه‌های ماهیت علم

نویسندگان
ابراهیم زارعی  ، مصطفی شربتی ، حلیمه محمدنژاد 

چکیده
این پژوهش با هدف بررسی میزان توجه کتاب‌های درسی علوم تجربی متوسطه اول به مؤلفه‌های مرتبط با ماهیت علم انجام شده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. جامعه آماری و نمونه آماری شامل سه کتاب درسی علوم تجربی پایه‌های هفتم، هشتم و نهم بود و همه متن‌ها، تصاویر و فعالیت‌های موجود در این کتاب‌ها مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار پژوهش بر اساس چارچوب استاندارد که توسط سایر پژوهشگران، از روایی مناسبی برخوردار است. پایایی کدگذاری نیز از طریق ضریب تؤافق بین کدگذاران تأیید شد. یافته‌ها نشان داد در هر سه پایه، تأکید غالب بر مفاهیم و قوانین علمی است. اما مؤلفه‌هایی نظیر روش علمی، حل مسئله و تعامل علم با جامعه سهم محدودی دارند. همچنین، افزایش حجم مطالب پایه نهم عمدتاً نظری بوده و با رشد فعالیت‌های عملی تناسب ندارد. در مجموع، در این کتاب‌ها توازن مؤثری میان مباحث نظری و مهارت‌های علمی ایجاد نشده و به مؤلفه علم به منزله پژوهش، توجه کافی به عمل نیامده است. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود در بازنگری کتاب‌های علوم تجربی دوره متوسطه اول، از یک‌سو سهم مؤلفه‌هایی مانند روش‌شناسی علم، فرایند پژوهش و ارتباط علم با جامعه و فناوری در متن درس و مثال‌ها افزایش یابد و از سوی دیگر، تعداد و تنوع فعالیت‌های عملی و تجربه‌محور به‌منظور تقویت مهارت‌های علمی و فهم ماهیت علم بیشتر شود.
کلیدواژه‌ها
ماهیت علم ، تحلیل محتوا،  کتاب‌های درسی ، علوم تجربی،  متوسطه اول
@JCSTP
undefined۱

۸۶

۱۴:۲۱

از سند برنامه‌ درسی تا صلاحیت حرفه‌ای: تحلیل ویژگی‌های برنامه‌ریزی درسی آموزش علوم‌تجربی و دلالت‌های آن برای تربیتِ معلم علوم

نویسنده
سیده زهرا افشونی  

چکیده
سند برنامه درسی ملی ایران به‌عنوان یکی از اسناد بالادستی نظام آموزشی، جهت‌گیری‌های کلان برنامه‌ریزی درسی را تبیین می‌کند و می‌تواند مبنایی برای بازتعریف صلاحیت‌های حرفه‌ای معلمان، به‌ویژه در حوزه آموزش علوم‌تجربی، فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ویژگی‌های برنامه‌ریزی درسی آموزش علوم‌تجربی در این سند و تبیین دلالت‌های آن برای برنامه درسی تربیت معلم علوم انجام شد. این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شد. در مرحله کیفی، داده‌ها از طریق تحلیل اسنادی سند برنامه درسی ملی استخراج، کدگذاری و مقوله‌بندی شد. در مرحله کمی، میزان انطباق یافته‌ها با ادراک دانشجو–معلمان علوم‌تجربی از طریق پرسشنامه محقق‌ساخته بررسی گردید. جامعه آماری شامل 120 دانشجو–معلم علوم‌تجربی و 200 دانش‌آموز دوره متوسطه بود. داده‌ها با آمار توصیفی و آزمون t تحلیل شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 0.843 تأیید گردید. نتایج نشان داد برنامه‌ریزی درسی آموزش علوم‌تجربی در سند ملی در ابعاد شناختی و نگرشی بر تقویت سواد علمی، نگرش علمی و یادگیری فعال تأکید دارد؛ اما در مؤلفه‌های مهارتی و توسعه صلاحیت‌های عملی معلم علوم کاستی‌هایی مشاهده شد. همچنین شفافیت اهداف، هم‌سویی با نیازهای جامعه، یکپارچگی میان‌رشته‌ای، پرورش تفکر علمی و ارزشیابی مبتنی بر شایستگی به‌عنوان عناصر اصلی برنامه‌ریزی درسی علوم شناسایی گردید. یافته‌ها بر ضرورت بازنگری برنامه درسی تربیت معلم علوم‌تجربی با رویکرد مبتنی بر شایستگی و تقویت صلاحیت‌های حرفه‌ای معلمان تأکید دارد.
کلیدواژه‌ها
برنامه‌ درسی علوم ، تربیت معلم ، سند برنامه درسی ملی ، دانش محتوایی–پداگوژیکی ، مهارت‌های علمی
@JCSTP
undefined۱

۸۶

۱۴:۲۳

طراحی الگوی برنامه درسی تربیت عقلانی مبتنی بر شاهنامه فردوسی: تلفیق خرد ایرانی‌اسلامی و نظریه‌های خرد معاصر


نویسندگان
مهدی مظاهری ، محمد نجفی  ، محسن محمدی فشارکی 
چکیده
پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی برنامه درسی تربیت عقلانی مبتنی بر شاهنامه فردوسی و در چارچوب الگوی چهارمرحله‌ای تایلر انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع طراحی بر مبنای نظریه بود. داده‌ها از طریق تحلیل محتوای کیفی ۱3 داستان منتخب شاهنامه گردآوری و با روش تحلیل مضمون سازماندهی؛ و مضامین محوری «خرد» استخراج شدند. این مفاهیم بومی ایرانی-اسلامی، به‌صورت نظام‌مند با نظریه‌های روان‌شناختی معاصر خرد، به‌ویژه مدل سه‌بعدی آردلت و نظریه تعادلی استرنبرگ، تلفیق و در قالب یک چارچوب برنامه‌درسی منسجم سازماندهی شدند. این مطالعه راه‌حلی بوم‌بنیاد ارائه می‌دهد که در آن الگوی نهایی، اهداف آموزشی، محتوا، راهبردهای یاددهی-یادگیری و روش‌های ارزشیابی را در حیطه‌های شناختی، عاطفی و کنشی به‌طور مشخص تبیین می‌کند. این الگو روایت‌های حکمی حماسه را به فعالیت‌های عملیاتی کلاس درس — مانند حلقه‌های کندوکاو فلسفی، ایفای نقش، نگارش تأملی و پروژه‌های اجتماعی — تبدیل می‌کند. یافته نهایی نشان می‌دهد شاهنامه چارچوبی غنی و بومی برای تربیت عقلانی - اخلاقی فراهم می‌کند. الگوی پیشنهادی، نقشه‌ای نظام‌مند و عملیاتی در اختیار متخصصان برنامه‌ریزی درسی قرار می‌دهد تا با تلفیق میراث حکمی ایران و ضرورت‌های آموزشی معاصر، به پرورش تفکر انتقادی، استدلال اخلاقی و خرد عملی در فراگیران بپردازند
کلیدواژه‌ها
تربیت عقلانی ، طراحی برنامه درسی ، شاهنامه فردوسی ، خرد ، الگوی تایلر ، آموزش بوم‌بنیاد
@JCSTP
undefined۱

۸۶

۱۴:۲۷


بازخوانی انتقادی نظریه‌های برنامه درسی در مواجهه با هوش مصنوعی


نویسندگان
ژابیز گلزارمقدم ، صمد ایزدی  
چکیده
باتوجه‌به چالش‌های آموزشی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ناشی از کاربرد هوش مصنوعی، مقاله حاضر ضمن بازخوانی نظریه‌های برنامه درسی در عصر هوش مصنوعی، به ارائه چارچوبی تلفیقی مبتنی بر انسان‌محوری اجتماعی، عدالت آموزشی و داده‌ای، تحلیل قدرت و حکمرانی الگوریتمی، و اخلاق ساختاری فناوری می‌پردازد. ، این چارچوب در صدد است فرایند یادگیری را انسانی، معنادار و مشارکتی حفظ کند و هم‌زمان زمینه‌ای برای تصمیم‌گیری مسئولانه و آگاهانه در نظام آموزشی فراهم آورد. خروجی‌های این رویکرد شامل عاملیت و خودراهبری یادگیری، عدالت و شمول آموزشی، سواد انتقادی داده و هوش مصنوعی، کنش اخلاقی و مسئولانه با فناوری، و مشارکت آگاهانه در تصمیم‌گیری و زندگی اجتماعی است. این مطالعه نشان داد که بازتعریف برنامه درسی بدون توجه به این چالش‌ها و خروجی‌ها، امکان شکل‌گیری آموزشی انسانی و عدالت‌محور در عصر هوش مصنوعی را محدود می‌کند.
باتوجه‌به چالش‌های آموزشی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ناشی از کاربرد هوش مصنوعی، مقاله حاضر ضمن بازخوانی نظریه‌های برنامه درسی در عصر هوش مصنوعی، به ارائه چارچوبی تلفیقی مبتنی بر انسان‌محوری اجتماعی، عدالت آموزشی و داده‌ای، تحلیل قدرت و حکمرانی الگوریتمی، و اخلاق ساختاری فناوری می‌پردازد. ، این چارچوب در صدد است فرایند یادگیری را انسانی، معنادار و مشارکتی حفظ کند و هم‌زمان زمینه‌ای برای تصمیم‌گیری مسئولانه و آگاهانه در نظام آموزشی فراهم آورد.
کلیدواژه‌ها
برنامه درسی انسان‌محور ، هوش مصنوعی و آموزش ، بازخوانی انتقادی
@JCSTP
undefined۱

۸۹

۱۴:۳۲

تأثیر رویکرد راه‌حل‌های چندگانه در حل مسائل مدل‌سازی ریاضی از نوع باز پاسخ بر عملکرد و علاقه دانش‌آموزان

نویسندگان
معصومه غلامی ، نسیم اصغری ،لیلا گلشنی 

چکیده
یکی از چالش‌های اساسی در آموزش ریاضیات، بهبود همزمان عملکرد و علاقه دانش‌آموزان است. آموزش‌هایی که از راه‌حل‌های چندگانه در مسائل مدل‌سازی استفاده می‌کنند می‌توانند به ایجاد دانش کمک کنند، اما مزایای انگیزشی آن‌ها به طور کامل روشن نشده است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یک مداخله آموزشی برای تقویت علاقه و عملکرد ریاضی دانش‌آموزان به این شکاف می‌پردازد. روش پژوهش از نوع ترکیبی تبیینی بود؛ به‌طوری‌که بخش کمی آن به صورت نیمه‌آزمایشی و بخش کیفی آن به صورت مطالعه موردی انجام شد. ابزار سنجش عملکرد شامل ۷ آزمون محقق‌ساخته و ابزار سنجش علاقه شامل پرسشنامه و مصاحبه بود. در این پژوهش ۷۶ دانش‌آموز در گروه آزمایش و ۹۳ دانش‌آموز دختر پایه نهم در گروه کنترل از دو مدرسه دولتی منطقه ۳ تهران شرکت داشتند. مداخله آموزشی در قالب هفت جلسه و با تمرکز بر توسعه راه‌حل‌های چندگانه برای مسائل مدل‌سازی بازپاسخ ریاضی در گروه‌های کوچک اجرا شد. برای سنجش عملکرد از آزمون‌های مدل‌سازی استفاده شد که روایی آن‌ها با نظر خبرگان و پایایی آن‌ها با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. برای جمع‌آوری داده‌های علاقه از پرسشنامه مبتنی بر سطح‌بندی لودینگ و زو (۲۰۰۸) در مقیاس لیکرت استفاده شد و برای تحلیل داده‌ها آزمون فریدمن به کار رفت.نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که علاقه و عملکرد ریاضی در گروه آزمایش افزایش معناداری داشته است. یافته‌های کیفی حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته نیز این نتایج را تأیید کرد و دانش‌آموزان حل مسئله مشارکتی و امکان کاوش راه‌حل‌های چندگانه را از عوامل اصلی افزایش تعامل و موفقیت خود دانستند.
کلیدواژه‌ها
بهبود عملکرد ریاضی ، علاقه ریاضی ، مسائل مدلسازی ریاضی ، راه‌حل های چندگانه

@JCSTP
undefined۴

۱۰۴

۱۴:۳۵

تجارب زیسته دانشجومعلمان از برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی با تأکید بر عاملیت یادگیرنده

نویسندهصادق حامدی نسب

چکیدهپژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق تجارب زیسته دانشجومعلمان از برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی و با تأکید ویژه بر مفهوم عاملیت یادگیرنده انجام شد. با توجه به ماهیت تفسیری، زمینه‌مند و تجربه‌محور موضوع، این مطالعه در چارچوب رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از روش پدیدارشناسی طراحی گردید تا نحوه ادراک، معنا‌بخشی و کنش دانشجومعلمان در تعامل با برنامه‌های درسی هوشمند مورد فهم قرار گیرد. جامعه پژوهش را دانشجومعلمان مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان تشکیل دادند که تجربه استفاده از ابزارها و محیط‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند یادگیری را داشتند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و مبتنی بر ملاک انجام شد و داده‌ها از طریق ۱۴ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته عمیق گردآوری گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون کیفی و به‌کارگیری نرم‌افزار MAXQDA صورت گرفت. یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی ۸ مضمون فراگیر شد که شامل عاملیت و خودتنظیمی یادگیرنده، کیفیت و الگوی تعامل با ابزارهای هوش مصنوعی، بازاندیشی در طراحی و ارزیابی برنامه درسی، تحول در هویت حرفه‌ای دانشجومعلمان، توسعه مهارت‌های شناختی و فناورانه، ملاحظات عدالت آموزشی و دسترسی، و نقش سیاست‌ها و پشتیبانی نهادی است. این مضامین نشان می‌دهد که برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی، در کنار ایجاد فرصت‌های نوین برای شخصی‌سازی یادگیری و تقویت عاملیت، چالش‌هایی جدی در سطوح آموزشی، اخلاقی و نهادی نیز به همراه دارد و مستلزم بازنگری آگاهانه در سیاست‌گذاری و طراحی برنامه‌های تربیت معلم است.
کلیدواژه‌هادانشجومعلمان، برنامه درسی، هوش مصنوعی، عاملیت یادگیرنده
@JCSTP
undefined۲

۹۵

۱۴:۳۷

مطالعه تجارب مربیان آموزشی از دلالت های معنایی و چگونگی کاربست مفهوم تخیل در برنامه درسی اوان کودکی

نویسندگاناحسان غریبی، جمال سلیمی ، علی امینی باغ
چکیدهاین پژوهش با هدف بررسی تجربیات مربیان آموزشی در به‌کارگیری مفهوم تخیل در برنامه درسی اوان کودکی و درک معانی زیسته آن انجام شد. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد آن پدیدارشناسی تفسیری بود. مشارکت‌کنندگان تحقیق شامل مربیان فعال در مراکز آموزشی شهر کامیاران در سال تحصیلی 1404-1403 بود و نمونه‌گیری هدفمند با تأکید بر تنوع تجربه و سابقه کاری انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با 16 نفر از مشارکت‌کنندگان جمع‌آوری شد و فرایند مصاحبه‌ها تا رسیدن به مقوله اشباع نظری ادامه یافت. فرایند تحلیل داده‌ها با استفاده از شیوه تحلیل مضمون براون و کلارک شامل کدگذاری اولیه، بازبینی و تعریف نهایی مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر انجام گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد تجربه مربیان با مفهوم تخیل در سه حوزه اصلی معنا می‌یابد. نخست، مربیان تخیل را به‌عنوان فرایند ذهنی و وجودی و همچنین توان حرفه‌ای خلاقیت‌بخش در طراحی و اجرای یادگیری درک می‌کنند که جریان آموزشی را از یکنواختی خارج می‌سازد و مسیر یادگیری را انعطاف‌پذیر، معنادار و جذاب می‌کند. دوم، مربیان با بهره‌گیری از سناریوهای خلاق، بازی‌های آزاد، نقش‌آفرینی و فعالیت‌های چندحسی، تخیل را در طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه درسی به‌کار می‌گیرند، به گونه‌ای که هم امکان تجربه فعال کودک فراهم می‌شود و هم مسیر یادگیری با خلاقیت و انعطاف‌پذیری همراه است. سوم، کاربرد تخیل پیامدهای چندبعدی در رشد کودکان دارد؛ کودکان توانمندی‌های شناختی و خلاقانه خود را توسعه می‌دهند، مهارت‌های اجتماعی و همدلی‌شان تقویت می‌شود، انگیزه و علاقه به یادگیری افزایش می‌یابد و ارزش‌ها و نگرش‌های اخلاقی و اجتماعی آنان پرورش می‌یابد.
کلیدواژه‌هاتخیل در اوان کودکی، تجارب مربیان برنامه درسی، دلالت‌های معنایی

@JCSTP
undefined۲

۱۳۴

۱۴:۳۹