لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مرکز مطالعات راهبردی ژرفام
۸۶۵ عضو

مرکز مطالعات راهبردی ژرفا

آدرس تارنمـای رسمـی مرکزwww.jsrc.irارتباط با ادمین کانال:@jsrc_admin
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۸ فروردین

1_25395954518.pdf

۴۹۱.۱۶ کیلوبایت

‌undefined گزارش جامع نظرسنجی‌های جنگ رمضان
‌undefined بررسی بیش از ۲۵ نظرسنجی معتبر داخلی و بین‌المللی درباره جنگ
‌undefined مهم‌ترین یافته‌ها:

‌ایران — اثر تجمع حول پرچم: undefined‌• ۷۵.۷٪ باور داشتند ایران توانسته به حملات پاسخ دهد (نظرسنجی صداوسیمای ایران/IRIB)‌• فقط 25% مردم ایران از مذاکره حمایت می‌کنند(دانشگاه مریلند)
‌آمریکا — الگوی بی‌سابقه مخالفت مردمی: undefined‌• ۵۹٪ از آمریکاییان از ابتدا با اقدام نظامی مخالفت کردند (رویترز/ایپسوس)‌• ۶۶٪ وضعیت را «به‌شدت نگران‌کننده» ارزیابی کردند (رویترز/ایپسوس)‌• ۷۱٪ باور ندارند آمریکا در این جنگ پیروز خواهد شد‌• ۸۳٪ نگران افزایش قیمت انرژی هستند‌• حتی ۳۴٪ جمهوری‌خواهان نیز با جنگ مخالف بودند (تحلیل Time)
‌اسرائیل — حمایت بالا اما روند نزولی: undefined‌• ۸۱٪ در ابتدا از عملیات «شیر غرنده» حمایت کردند (INSS)‌• حمایت به ۷۸.۵٪ در هفته دوم کاهش یافت‌• ۷۸٪ یهودیان اسرائیلی در موج سوم همچنان حامی ادامه جنگ بودند (IDI)‌• شکاف عمیق: ۷۴٪ ائتلاف حاکم در مقابل ۲۸٪ اپوزیسیون حامی ادامه جنگ (INSS)
‌اروپا: undefined‌• ۷۳٪ اروپاییان با حملات آمریکا و اسرائیل مخالفت کردند‌• ۷۹٪ خواستار مداخله دیپلماتیک اتحادیه اروپا شدند

کاری از مرکز مطالعات راهبردی ژرفا
پژوهشگر محمد جواد نوروزی اقبالی
‌#جنگ_رمضان #ایران #آمریکا #اسرائیل #نظرسنجی #افکار_عمومی #RamadanWar #Iran #Polls
undefined مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
undefined۴۹

۱۷.۲K

۱۵:۵۸

۲۰ فروردین
بسم الله الرحمن الرحیم
يَـٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةࣰ مَّرۡضِيَّةࣰفَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِيوَٱدۡخُلِي جَنَّتِي
چهل روز از شهادت جانسوز رهبر شجاع و قائد مقتدر جهان اسلام، حضرت امام خامنه‌ای رضوان الله تعالی، می گذرد.
گرچه این فراق ظاهری، داغ بر دل های مان نشانده است، اما این هجران در باورمان نمی نشیند که به حکمِوَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
او زنده است و در محفل شهیدان، مرتزق از خوان نعمات الهی‌ ست.
او که عزیز ملت و راهبر و رهنمای امت بود، به دعوت حق، لبیک گفت و جان پاک خویش را به آستانه ی رحمت خداوندی عرضه نمود و با شهادت خویش، بنیان ظلم دنیا را لرزاند و وجدان های آماده ی جهانیان را بیدار ساخت.به حرمت خون پُر جوشش رهبر آزادگان جهان، آتش غضب شیعیان امیرالمومنین علیه السلام، بساط سلطه ی دشمنان خبیث و جنایتکار بشریت را سوزاند و بر باد داد.در لفافه ی یک عمر مجاهدت خستگی نشناس، سی و هفت سال، با اتکال به خداوند و استمداد از معصومین علیهم‌السلام، پرچم آزادگی جهان را برافراشت و بانگ حق طلبی و ظلم ناپذیری را در دنیا طنین انداز نمود.نهضت بیداری جهان، ممهور به نام خمینی و خامنه‌ای ست.و تا ابد، نام مشعشع خمینی و خامنه ای بر تارک دیرک عمود خیمه گاه أزادگی جهان می درخشد.چهل روز از شهادت قائد جهان اسلام می گذرد، بی آنکه لحظه ای را بدون او سپرده باشیم.تدبیر الهی خامنه‌ای، حتی پس از شهادتش نیز، موجبات حیرت جهانیان را فراهم آورد.
راهبری بی نظیر و هوشیاری بی بدیل سیدالشهدای انقلاب، طومار زیاده خواهی صهیونیسم جهانی را در هم پیچید و پژواک صفیر مرگ را در گوش جنایتکاران تاریخ سبعیت، جاودانه نمود.خون و جان پالوده ی رهبر شهید، بر عزت نظام اسلامی، افزود و سبب ساز اقتدار و صلابت بی سابقه ی ایران زمین در منطقه و جهان شد.بر ماست که بسان پیروان و مریدان این نفس زکیه، پاسدار میراث جاودان مانای او باشیم.به روح آسمانی خامنه‌ای سوگند، که یادگار برومندش را چونان جان شیرین محافظت کرده و اوامرش را بسان فرامین پدر بزرگوارش، به جان بپذیریم.به خون جوشان خامنه‌ای سوگند، که تا آخرین قطره ی خون، حافظ انقلاب و نگاهبانان قاموس نظام جمهوری اسلامی ایران بمانیم.به شرافت شهدای ایران زمین سوگند، که دل بیدار و سر هشیار، بر چکاد پاسگاه صلابت، دیدبانان حریم حرم گون کشور باشیم و دست ناپاک متجاوزین را با تیغ تیز غیرت و دشنه ی بُرای عبرت، از سرحدات و کیان میهن اسلامی کوتاه کنیم.با حضرت امام خامنه‌ای رضوان الله تعالی عهد می بندیم که تحت فرماندهی جانشین گرانمایه ی او ، بیرق پیشرفت و سرافرازی ایران اسلامی را بر بلندای جهان به اهتزاز درآوریم و تا سپردن پرچم انقلاب به آن موعود مهربان، حضرت حجت ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف، با جانمان از حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای حفظ الله، حمایت و حافظت نماییم. ان شاءالله تعالی.undefined مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
undefined۱

۶۶۱

۶:۰۸

چله‌ی اشک و شمشیربه مناسبت چهلمین روز شهادت آن پیر بیداردل امت
undefined محمدجواد نوروزی اقبالی
چهل روز است که خورشید از بام این خیمه پر کشیده و ما در سرمای یتیمی، شانه‌های یکدیگر را می‌جوییم. بغض‌هایمان چهل‌روزه شده است، اما داغمان هنوز می‌سوزاند؛ داغِ ندیدن آن قامت استوار، داغِ نشنیدن آن صدای مطمئن که در دلِ طوفان‌ها، لنگرِ آرامش یک امت بود.
رفتن او، کوچ یک تن نبود؛ فروریختن کوهی بود که سال‌ها باد و بورانِ فتنه‌ها را به جان می‌خرید تا خوابِ این خاک نیاشوبد. چه کسی می‌داند در این چهل روز، بر ما چه گذشت؟ هر صبح با سنگینی یک اندوهِ عظیم بیدار شدیم و هر شب، با حقیقتِ تلخِ جای خالی‌اش گریستیم. ما نه بر یک پیکر خفته به خون، که بر پناهگاهِ روزهای سختِ خویش اشک ریختیم؛ بر شکافی که در آسمان این سرزمین افتاد و با هیچ واژه‌ای پر نشد.
اما در قاموس مردان خدا، خون هرگز به سکوت ختم نمی‌شود. استکبار پیر و شغالانِ صهیونیست، در اتاق‌های جنگشان هلهله کردند و پنداشتند با افتادنِ این ستون، خیمه انقلاب فرو می‌پاشد. عقلِ کور و حسابگرِ واشنگتن و تل‌آویو چه می‌فهمد که در مکتب عاشورا، شهادت پایانِ یک رهبر نیست؛ لحظه‌ی تکثیرِ او در کالبدِ میلیون‌ها جانِ بیدار است! پنداشتند این داغ، کمر ما را می‌شکند و ما را به انفعال می‌کشاند؛ غافل از آنکه خونِ ولی، بذرِ غیرت است در شوره‌زارِ تاریخ.
این چهل روز، عرصه تماشای یک معجزه بود. جهان دید که این امتِ سینه‌سوخته، چگونه از میانِ اشک‌ها قد برافراشت. مردم ما گریستند، اما نلرزیدند. سوختند، اما عقب ننشستند. ما با چشمی بارانی، اما با مشتی گره‌کرده در برابر ماشینِ جنگی و رسانه‌ای دشمن ایستادیم تا ثابت کنیم وفاداری ما، تنها در روزهای فتح و امنیت نیست؛ ما پای این عهد، خون داده‌ایم.
ای علمدارِ روزهای غبار! چله‌ی فراقِ تو، پایانِ راه نیست؛ تازه اولِ بسم‌اللهِ ماست. تو رفتی تا بارِ امانت بر گرده‌ی ما بنشیند و اراده‌هایمان در کوره این مصیبت، آبدیده شود. آسوده بخواب که شمشیرهای این قوم از نیام کشیده است. ما تا روزی که دستِ تجاوزگر آمریکا و دشنه‌ی زهرآگینِ صهیونیسم را از گلوی این منطقه قطع نکنیم، نه این اشک‌ها را می‌خشکانیم و نه می‌گذاریم این علم بر زمین بیفتد. ما فرزندانِ میدانیم؛ و میدان، تازه آغاز شده است.undefined مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir

۷۴۶

۶:۰۹

۲۲ فروردین
️برندسازی ملی؛ پیشنهادهای راهبردی برای پسادفاع رمضان
undefinedدکتر ناهید طیبی
undefinedاول: این جنگ و دفاع انشاءالله با پیروزی حق بر باطل به پایان خواهد رسید. نمادها و آثار مهمی از جنگ بر جای می ماند که بیانگر قدرت نظامی و معنوی ایرانیان بر نظام سلطه و استکبار است. اگر جزئیات این اماکن و وقایع رخ داده در آنها حفظ شود، روایت درستی از این دفاع برای فرداها خواهیم داشت در غیر اینصورت تنها در کتابها ثبت شده و پس از پاس کردن واحدها فراموش می گردد.این قدرتها و رشادت‌ها و حضورها نباید در پس زمینه تاریخ ایران گم شوند.
undefinedدوم: نسل امروز ما در انبوهی از روایت ها و تحلیلهای جنگی درست و نادرست قرار دارند و در آینده برای تحلیل درست و شفاف، نیازمند مستندات هستند. آینده همیشه مهمترین بستر برای تحلیل وقایع است و مردم هر زمان، خود نمی توانند تحلیل گر زمانه خویش باشند. چنان که رهبری شهید در پیام به دبیرخانه صدسالگی حوزه علمیه فرمود تاریخ معاصر را فقط روایت کنید و تحلیل را به آیندگان واسپارید. پیشنهاد من،حفظ برخی آثار مانند بیت رهبر شهید، مدرسه میناب، دشت مهیار اصفهان، کوههای کهگیلویه و بویراحمد، بخشی از دانشگاه صنعتی شریف و دیگر فضاهای مهمی است که جریان ساز و اثرگذار در تحلیل آیندگان خواهند بود.
undefinedسوم: نسل آینده که بی تردید بخشی از کتابهای درسی آنها حاوی مطالب جنگ رمضان خواهد بود نیازمند اردوها و برنامه های کمک درسی خواهند بود و این اماکن می تواند در فهم امروز ما موثر باشد.
undefinedچهارم : صنعت گردشگری جنگ در دنیا جایگاهی بالا دارد. پس از پیروزی، برای مشاهده وقایع جنگ ایران و آمریکا پژوهشگران و گردشگران به ایران خواهند آمد و ما نیازمند نقاطی بکر و دست نخورده از دوران جنگ هستیم تا زمینه های پژوهش و نگارش رساله های شرقیان و غربیان را فراهم سازد. پیشنهاد من، ساختن ویترین های شیشه ای مستحکم و هنرمندانه و ثبت شناسه هر واقعه در کنار آن و پرده خوانی و... است.
undefinedپنجم: اهمیت و ضرورت حفظ دستاوردهای پیروزی، کم تر از به دست آوردن آن نیست. دستان آیندگان را برای تحلیلهای هوشمندانه با استفاده از اطلاعات و روایت‌های شفاف پر کنیم. این بخشی از نقشه در هر جنگ و دفاعی است.undefinedاین نبرد هویتی با برندسازی ملی دستاوردهای عظیمی برای ایران در پی خواهد داشت.
undefined مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir

۱.۱K

۷:۵۴

۲۸ فروردین

centcom 2040.pdf

۳۲۷.۵ کیلوبایت

undefined گزارش راهبردی: سنتکام و افق ۲۰۴۰؛ تغییر دکترین پایداری پایگاه‌های آمریکا در منطقه
منبع: پایگاه تخصصی The War Zoneundefined نویسنده: هاوارد آلتمن
یافته ها:undefined پس از جنگ ایران، واکنش پنتاگون – فراخوان برای تأسیسات زیرزمینی – نشان‌دهنده گذار پایگاه های آمریکا از دکترین «حضور پیشرو» به دکترین «بقا در برابر حملات گسترده» است.
undefined سه سناریوی راهبردی برای آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه تا ۲۰۳۰:
undefinedسناریوی اول: پایگاه‌های زیرزمینی؛با توجه به پروژه ۱۰ میلیارد دلاری مدرن‌سازی پایگاه العدید (افق ۲۰۴۰)، زیرساخت‌های کلیدی آمریکا به سمت زیرزمینی‌سازی حرکت می‌کنند.
undefinedسناریوی دوم: نهادینه‌سازی «جنگ از راه دور»؛آمریکا ممکن است استقرار نیروها در هتل‌ها و دفاتر شهری را از یک واکنش اضطراری به دکترین عملیاتی تبدیل کند؛ به‌طوری که صرفاً خدمه پروازی در پایگاه‌ها بمانند و ستادها پراکنده شوند.
undefinedسناریوی سوم: تغییر الگوی استقرار؛آمریکا به این نتیجه رسیده که نگهداری دارایی‌های راهبردی (بمب‌افکن‌ها و آواکس‌ها) در پایگاه‌های نزدیک به ایران پرریسک است.
undefined جمع‌بندی راهبردی؛ ایران و تغییر معادلات پایگاه‌های آمریکافشار نظامی ایران، پایگاه‌های آمریکا را از یک دارایی به «بدهی راهبردی» تبدیل کرده است. این تحولات نشان می‌دهد آمریکا نه در حال خروج، بلکه در حال تغییر دکترین «پایگاه‌محوری» به سمت تأسیسات زیرزمینی، پراکندگی شهری و عقب‌نشینی دارایی‌های راهبردی است. آینده درگیری، نبرد بر سر تاب‌آوری زیرساخت‌ها و «هزینه‌های بقا» خواهد بود.ترجمه: بنیاد هابیلیان

undefined مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir

۱.۱K

۲۱:۳۲

۳۰ فروردین
undefinedمعماریِ «روایت اول» در جنگ اراده‌ها؛ بازخوانی فریضه «جهاد تبیین» در مکتب امام شهید خامنه‌ای
undefinedحجت الاسلام دکتر احمد کوثری
undefinedبعد از پیروزی ایران بزرگ بر دشمن زبون و برقراری آتش بس در لبنان، ظرف مدت کوتاهی نسبت به بازگشایی تنگه هرمز چندین توئیت از ترامپ کذاب برای فرار از شکست بزرگش، شروع و ۷ دروغ ساخته شد! و سکوت ابتدایی مسئولان و توییت نامناسب وزیر امور خارجه کشورمان باعث ناراحتی در میان عموم مردمی شد، بنحوی که برخی این سکوت و آن توییت نامناسب را گمانه زنی بر راستی سخنان کذاب آمریکایی عنوان نمودند و اینجا بود که جای خالی تبیین به هنگام مسئولان ارشد و سیاسی نظام احساس شد، چیزی که در ایام ۴۰ روز جنگ تحمیلی بخوبی توسط مسئولان نظامی صورت می پذیرفت.در شرایطی که امپراتوری رسانه‌ای استکبار با تمام قوا برای تحریف واقعیات و ناامیدسازی ملت ایران به میدان آمده است، «جهاد تبیین» به عنوان یک «فریضه قطعی و فوری» مطرح می‌شود و در منظومه فکری رهبر شهید امت اسلامی، نبرد امروز، نبرد اراده‌ها و جنگ شناختی است. فریضه تبیین، تنها راهکار راهبردی برای صیانت از دستاوردها و مبانی گفتمان انقلاب اسلامی و درهم‌شکستن حصار تبلیغاتی دشمن است. همان‌گونه که امام شهید بارها تأکید فرموده‌ بودند، اگر حقایق را ما روایت نکنیم، دشمن آن را با دروغ و تحریف روایت خواهد کرد.هرچند مسئولان کشور تا شب برای تبیین اصل مساله به خط شدند و همچنین لحظاتی پیش دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بیانیه تبیینی صادر نمودند ولی باید روایت اول و صحیح را ما دست می گرفتیم تا مردم حاضر در خیابان ها را، هرچند برای لحظاتی دچار ابهام نمی کردیم که در ادامه به اهمیت این مساله خواهیم پرداخت.
undefined«جهاد تبیین»؛ استراتژی محوری در مقابله با جریان تحریف
گفتمان انقلاب اسلامی همواره بر پایه آگاهی‌بخشی و بیداری امت استوار بوده است. در این گفتمان، پنهان‌کاری یا انفعال رسانه‌ای جایگاهی ندارد. امام شهید خامنه‌ای با طرح کلان‌واژه «جهاد تبیین»، خط بطلانی بر انفعال در عرصه رسانه کشیدند. هدف اصلی دشمن در جنگ نرم، قطع «زنجیره تواصی به حق و صبر» و القای یأس است. از این رو، ورود شجاعانه، مستدل و مبتنی بر اخلاق اسلامی در عرصه روشنگری، مصداق بارز مجاهدت فی‌سبیل‌الله در عصر حاضر است.
undefined اهمیت راهبردی «روایت اول» و آسیب‌شناسی تأخیرها
یکی از هشدارهای مکرر رهبر شهید انقلاب، پرهیز از واگذاری میدان روایت به دشمن است. هنگامی که نهادهای مسئول و عمارصفتانِ جبهه انقلاب در ارائه توضیحات شفاف و به‌موقع تعلل می‌کنند، خلأ اطلاعاتی جامعه توسط دستگاه‌های عملیات روانی دشمن پر می‌شود.
تجربه نشان داده است که هرگاه همچون دوران ۴۰ روز جنگ تحمیلی، با تکیه بر صدق و اخلاص، روایتی قاطع و یکپارچه به جامعه ارائه شد، تیرهای زهرآگین شایعات دشمن به سنگ خورد. اما تشتت آرا، چندصداییِ بی‌ضابطه در مواضع رسمی و تأخیر در روایتگری، به اعتماد عمومی که بزرگترین سرمایه انقلاب است، لطمه وارد می‌کند.
undefined لزوم معماری یکپارچه رسانه‌ای؛ پرهیز از تشتت در جبهه خودی
مدیریت افکار عمومی در تراز انقلاب اسلامی، نیازمند یک صدای واحد، قاطع و بصیرت‌افزاست. همان‌طور که در ساختارهای دفاعی، فرماندهی واحد رمز پیروزی است، در جبهه جنگ نرم نیز در مسائل کلان و امنیت ملی، نباید تریبون‌های مختلف روایت‌های متناقض ارائه دهند. حضور یک مرجعیت رسانه‌ای و تبیینیِ منسجم (در سطح نهادهای عالی امنیت ملی و سیاسی) به عنوان «فصل‌الخطاب»،ن می‌تواند ساختار اطلاع‌رسانی را نظام‌مند کرده و مانع از آن شود که ضعف عملکرد برخی افراد، بهانه‌ای به دست بدخواهان نظام بدهد.
undefinedنتیجه‌گیری
مردم بصیر و انقلابی ایران، همواره در صف اول دفاع از حریم ولایت و ارزش‌های اسلامی بوده‌اند و شایسته دریافت زلال‌ترین حقایق‌اند. «جهاد تبیین» رسالتی است که بر دوش تمام نخبگان، مسئولان و دلسوزان نظام سنگینی می‌کند. تا زمانی که ساختارهای سیاسی و رسانه‌ای ما، هنرِ گفتگوی صریح، به‌موقع و حکیمانه با مردم را مبتنی بر رهنمودهای امام شهید خامنه‌ای نهادینه نکنند، عبور از پیچ تاریخی و مقابله با دروغ‌پردازی‌های جبهه استکبار با چالش مواجه خواهد بود. پیروزی در این میدان، در گرو عمل به این بیان نورانی است که روشنگری و تبیین، پادزهر قطعی توطئه‌های دشمنان است.

undefined مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
undefined۱

۶۱۳

۲:۴۰

۳۱ فروردین

who is winner(2).html

۵۹.۹ کیلوبایت

undefined پیروز واقعی «جنگ رمضان» کیست؟ / افکار عمومی جهان چه می‌گویند؟
در حالی که مقامات سیاسی آمریکا و اسرائیل تلاش می‌کنند دستاوردهای نظامی خود را برجسته کنند، بررسی جامعِ بیش از ۱۵ نظرسنجی معتبر بین‌المللی (از یوگاو و گالوپ تا معاریو و پولیتیکو) حقایق متفاوتی را از کف جامعه نشان می‌دهد:
در سرزمین‌های اشغالی: تنها ۲۲ درصد به پیروزی تل‌آویو/واشنگتن باور دارند! نیمی از جامعه اسرائیل این تقابل را یک «شکست» می‌دانند و ۶۵ درصد با آتش‌بس فعلی مخالفند.
undefined در آمریکا: تنها ۱۴ درصد از مردم معتقدند آمریکا پیروز شده است! جالب‌تر اینکه ۷۹٪ از پایگاه رأی ترامپ خواهان اعلام پیروزی نمادین و خروج سریع از این بحران فرسایشی هستند.undefined در ایران: برخلاف فضای اردوگاه غرب، امید و اعتمادبه‌نفس بالاست؛ بیش از ۶۲ درصد از مردم به پیروزی نهایی کشورشان باور دارند.undefined در عرصه جهانی: واشنگتن بازنده اصلی «جنگ روایت‌ها»! نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد جایگاه آمریکا حتی در میان نزدیک‌ترین متحدانش (انگلیس، آلمان، فرانسه و کانادا) به شدت سقوط کرده و اکنون اکثریت قاطع آن‌ها، آمریکا را «نیروی منفی در جهان» می‌دانند.
undefined برای مطالعه جزئیات، مشاهده آمار دقیق مؤسسات بین‌المللی و جدول مقایسه‌ای نظرسنجی‌ها، فایل گزارش تحلیلی پیوست‌شده را مطالعه کنید.
undefined تهیه و تنظیم: محمد جواد نوروزی اقبالیundefined مرکز مطالعات راهبردی ژرفا
#جنگ_رمضان #نظرسنجی #ایران #آمریکا #اسرائیل #افکارعمومی #جنگ_روایتها
undefined مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
undefined۱

۴K

۱۲:۲۳

۶ خرداد
undefinedابعاد و پیامدهای راهبردی نخستین هیئت اعزامی رهبری به سیستان و بلوچستان
undefinedاحمد کوثری
undefinedخبر اعزام هیئت ویژه از سوی مقام معظم رهبری به استان سیستان و بلوچستان پس از حوادث و ایستادگی‌های دوران «جنگ رمضان»، حاوی پیام‌های مهم و چندوجهی است. با توجه به جزئیات این اقدام، می‌توان این رویداد را از شش بعد راهبردی مورد تحلیل و واکاوی قرار داد:
undefinedاولویت‌بخشی به استان‌های تلفیقی: انتخاب سیستان و بلوچستان به عنوان نخستین مقصد هیئت اعزامی رهبری جدید، رویکردی هدفمند است. این انتخاب نشان می‌دهد که استان‌های تلفیقی (با تنوع قومی و مذهبی) نه تنها در حاشیه قرار ندارند، بلکه در صدر توجهات راهبردی نظام تعریف شده‌اند.
undefinedکانون توجه و نیاز به توسعه: این اقدام ثابت می‌کند که سیستان و بلوچستان نقطه‌ای کلیدی در جغرافیای سیاسی کشور است. استانی که به دلیل محرومیت‌های تاریخی نیاز به توجه مضاعف دارد، اکنون بالاترین سطح از عنایت و پیگیری را از سوی رهبری دریافت می‌کند که می‌تواند مقدمه‌ای برای تسریع در روند توسعه آن باشد.
undefinedتجلی وحدت ملی و شکست پروژه تجزیه‌طلبان: حضور حماسی و ایستادگی دو قوم اصیل «سیستانی» و «بلوچ» در کنار یکدیگر برای دفاع از انقلاب و میهن اسلامی در جریان جنگ رمضان، خط بطلانی بر توطئه‌ها بود. این انسجام ملی و عِرق به وطن، عملاً ماشین جنگ روانی رسانه‌های بیگانه و جریان‌های تجزیه‌طلب را ناامید و خنثی کرد.
undefinedجوان‌گرایی و اعتماد به نسل جدید: ترکیب هیئت اعزامی و واگذاری ریاست آن به یک نیروی جوان و جهادی (حجت‌الاسلام محمد تقی وکیل‌پور)، حامل یک پیام روشن مدیریتی است. این مسئله نشان‌دهنده اعتماد عالی‌ترین سطح نظام به نسل جوان و جهادی برای انجام مأموریت‌های حساس و میدان‌داری در عرصه‌های مهم اجتماعی و فرهنگی است.
undefinedاهتمام ویژه به اهل سنت و تقریب مذاهب: برنامه‌ریزی هدفمند برای دیدار با طوایف، علما و اقشار مختلف اهل سنت، نشان از احترام، توجه و نگاه برابر به مذاهب اسلامی دارد. این رویکرد عملی، پیوندهای عاطفی و سیاسی میان مرکز و مناطق مرزی را عمیق‌تر کرده و الگویی از همزیستی و وحدت اسلامی را به نمایش می‌گذارد.
undefinedتأیید کارآمدی مدیریت استانی در مهار بحران: این سفر همچنین قدردانی از نقش‌آفرینی آیت‌الله محامی (نماینده ولی‌فقیه) و مجموعه مسئولان استانی است. حفظ آرامش، ثبات و انسجام در استانی که همواره سیبل توطئه و آشوب‌سازی بیگانگان و جریانهای معارض بوده، نشان‌دهنده درایت، مدیریت هوشمندانه و حرکت دقیق تیم مدیریتی استان در مسیر منویات رهبری است.
مجموع این رویکردها نشان می‌دهد که مسیر آغاز شده توسط امام سید مجتبی خامنه ای، گام برداشتن دقیق در همان امتداد مکتب و سیره امام شهید امت اسلامی است. توجه توأمان به اقوام، مذاهب، جوانان و مناطق محروم، نشان‌دهنده پویایی و ثبات قدم نظام در مسیر تقویت همبستگی ملی و حرکت پرشتاب به سوی پایه‌ریزی «تمدن نوین اسلامی» است.
undefined مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir

۲۲۷

۱۴:۳۵

۷ خرداد
thumbnail
بررسی دلالت های چرخه آینده پژوهی عدم سرمایه گذاری در زیرساخت‌های سواحل مکران (2/1)محسن شرافتی نیااندیشکده اقتصاد و فرهنگ مرکز مطالعات راهبردی ژرفا
در این نوشتار با نگاهی آینده‌پژوهانه، سواحل مکران را نه صرفاً به‌مثابه یک پهنه جغرافیایی و به عنوان یک فرصت راهبردی برای بازآرایی الگوی پیشرفت ملی ایران بررسی می‌شود. اهمیت مکران از آن‌جاست که این منطقه می‌تواند حلقه اتصال اقتصاد داخلی به آب‌های آزاد، کریدورهای منطقه‌ای، تجارت فرامرزی و شبکه‌های جدید ارزش در حوزه حمل‌ونقل، شیلات، صنایع دریایی، گردشگری و خدمات لجستیکی باشد. بنابراین، مسئله اصلی فقط «تجهیز زیرساخت» نبوده و طراحی یک مسیر توسعه است که همزمان سه هدف را پیش ببرد: تقویت پیوندهای ملی، ارتقای معیشت و کرامت جوامع محلی و تبدیل مکران به یک کانون پایدار تولید ثروت. اگر توسعه در این منطقه با نگاه مردمی، تدریجی، شبکه‌محور و متکی بر ظرفیت‌های بومی پیش برود مکران می‌تواند به نمونه‌ای موفق از توسعه متوازن در جنوب شرق کشور تبدیل شود.
چرخه آینده در مورد مکران را باید از این نقطه آغاز کرد که هر تصمیم یا بی‌تصمیمی امروز در سال‌های آینده چندین لایه اثر می‌گذارد. در سطح نخست، اگر زیرساخت‌های پایه مانند راه، بندر، آب، برق، ارتباطات و خدمات عمومی به‌صورت هماهنگ و مکمل توسعه نیابند، فعالیت‌های اقتصادی نیز به‌صورت پراکنده و کم‌اثر باقی می‌مانند. در چنین وضعی، سرمایه‌گذاری‌ها معمولاً به شکل جزیره‌ای رخ می‌دهند؛ یعنی ممکن است یک بندر یا یک مجموعه صنعتی شکل بگیرد، اما چون شبکه پشتیبان، نیروی انسانی ماهر، خدمات شهری و اتصال به زنجیره تأمین وجود ندارد، اثر آن به اقتصاد محلی منتقل نمی‌شود. در نتیجه فرصت اشتغال پایدار محدود می‌ماند، هزینه مبادله بالا می‌رود و جذابیت منطقه برای سرمایه‌گذار کاهش می‌یابد. این همان نقطه‌ای است که چرخه آینده وارد فاز بازتولید ناکارآمدی می‌شود: زیرساخت ناقص، سرمایه‌گذاری کم می‌آورد؛ سرمایه‌گذاری کم، اشتغال و خدمات را ضعیف نگه می‌دارد؛ ضعف اشتغال و خدمات، مشارکت اجتماعی را کاهش می‌دهد و کاهش مشارکت اجتماعی، دوباره اجرای پروژه‌ها را دشوارتر می‌کند. بنابراین، اگر چرخه به‌درستی مدیریت نشود، منطقه به‌جای رشد پیوسته با توسعه‌ای ناپیوسته و نابرابر مواجه می‌شود. اما اگر از ابتدا پیوند میان زیرساخت، مردم، بازار و حکمرانی درست طراحی شود، همین چرخه می‌تواند به‌صورت معکوس عمل کند و به تقویت اعتماد، جذب سرمایه، افزایش اشتغال و تثبیت جمعیت منجر شود.
در سطح دوم چرخه آینده، آثار اقتصادی و اجتماعی به‌تدریج به آثار نهادی و فرهنگی تبدیل می‌شوند. وقتی مردم منطقه احساس کنند که در فرآیند توسعه سهم واقعی دارند و از نظر معیشتی منتفع می‌شوند، حس تعلق، امید اجتماعی و همکاری نهادی نیز افزایش می‌یابد. برعکس، اگر توسعه صرفاً از بالا و بدون مشارکت محلی طراحی شود، حتی پروژه‌های بزرگ نیز ممکن است نتوانند به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شوند. در مکران، ظرفیت‌های مردمی بسیار مهم‌اند: صیادی، تجارت خرد و محلی، خدمات بندری، حمل‌ونقل جاده‌ای، گردشگری ساحلی، صنایع دستی، فعالیت‌های مرزی مشروع و حتی مشارکت در حفاظت از محیط زیست دریایی همگی می‌توانند به موتورهای کوچک اما مؤثر توسعه تبدیل شوند. آینده مطلوب مکران زمانی شکل می‌گیرد که این ظرفیت‌ها در قالب شبکه‌های محلی، تعاونی‌ها، شرکت‌های کوچک و متوسط و زنجیره‌های ارزش منطقه‌ای سازماندهی شوند. در چنین الگویی، توسعه فقط به پروژه‌های بزرگ دولتی وابسته نیست بلکه هزاران کنش کوچک مردمی به هم وصل می‌شوند و یک اقتصاد محلی زنده و مقاوم می‌سازند. این دقیقاً نقطه‌ای است که چرخه آینده از حالت «محدودکننده» به حالت «تقویت‌کننده» تبدیل می‌شود: هر شغل جدید، تقاضای خدمات جدید ایجاد می‌کند؛ هر خدمت جدید، ماندگاری جمعیت را بالا می‌برد؛ هر جمعیت پایدار، بازار محلی را بزرگ‌تر می‌کند و هر بازار بزرگ‌تر، توجیه اقتصادی زیرساخت‌های بعدی را تقویت می‌سازد.
مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir

۱۸۱

۱۲:۲۸

بررسی دلالت های چرخه آینده پژوهی عدم سرمایه گذاری در زیرساخت‌های سواحل مکران (2/2)
محسن شرافتی نیااندیشکده اقتصاد و فرهنگ مرکز مطالعات راهبردی ژرفا
از منظر سیاست‌گذاری، توسعه مکران باید بر چند اصل بنیادی استوار باشد. نخست آنکه مکران را نباید فقط به بندر و صنایع سنگین فروکاست. این منطقه یک اکوسیستم توسعه‌ای است که در آن زیرساخت‌های سخت و نرم باید همزمان پیش بروند. زیرساخت سخت شامل جاده، راه‌آهن، بندر، آب‌شیرین‌کن، برق، مخابرات و شهرسازی است اما زیرساخت نرم شامل نظام حکمرانی شفاف، تسهیل صدور مجوز، ثبات مقررات، تأمین مالی مناسب، آموزش مهارت و سازوکارهای مشارکت محلی است. اگر فقط یکی از این دو دسته تقویت شود، نتیجه پایدار نخواهد بود.
یکی از مهم‌ترین سیاست‌های تجویزی، تغییر نقش دولت از «مجری مستقیم» به «تسهیل‌گر و تنظیم‌گر» است. دولت باید به‌جای آنکه خود همه چیز را بسازد و اداره کند، چارچوب‌ها را فراهم آورد، ریسک‌ها را کاهش دهد و سرمایه‌گذاری را برای دیگران ممکن سازد. این به معنای ایجاد یک حکمرانی واحد برای منطقه، کاهش موازی‌کاری و تعریف یک نهاد هماهنگ‌کننده مقتدر است که بتواند میان دستگاه‌های مختلف پیوند برقرار کند. در کنار آن، باید مدل‌های مالی نوآورانه مانند مشارکت عمومی-خصوصی، صندوق‌های توسعه منطقه‌ای، مشوق‌های مالیاتی هدفمند و ابزارهای تأمین مالی زیرساختی به کار گرفته شوند. با این رویکرد، پروژه‌ها از اتکای کامل به بودجه عمومی خارج می‌شوند و امکان اجرا و تداوم بیشتری پیدا می‌کنند اما مهم‌تر از همه این است که مردم منطقه در این فرایند فقط ناظر نباشند، بلکه «ذی‌نفع» و «شریک» باشند؛ یعنی بخشی از مالکیت، اشتغال، سود و تصمیم‌سازی در سطح محلی تعریف شود. چنین سیاستی هم عدالت منطقه‌ای را تقویت می‌کند و هم از نظر اقتصادی، پایداری پروژه‌ها را بالا می‌برد.
در حوزه ظرفیت‌های مردمی، چند محور می‌تواند به‌عنوان ستون‌های توسعه مکران مطرح شود. نخست، تقویت اقتصاد دریامحور در مقیاس محلی است؛ به این معنا که صیادان، تعاونی‌های صیادی، زنجیره سرد، بسته‌بندی، فرآوری محصولات شیلاتی و بازاریابی منطقه‌ای در کنار هم قرار گیرند تا ارزش افزوده در خود منطقه بماند. دوم، توسعه مهارت‌های فنی و حرفه‌ای متناسب با نیازهای بندری، لجستیکی، دریایی و صنعتی است تا جوانان منطقه بتوانند در پروژه‌های واقعی مشارکت کنند. سوم، حمایت از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط محلی در حوزه حمل‌ونقل، خدمات، گردشگری، اقامت، صنایع دستی و تعمیرات دریایی است؛ زیرا این بنگاه‌ها پیوند مستقیم با جامعه محلی دارند و سریع‌تر اشتغال ایجاد می‌کنند. چهارم، تقویت مشارکت اجتماعی و شوراهای محلی در تصمیم‌گیری‌های توسعه‌ای است تا مردم منطقه احساس کنند که توسعه بر آنها تحمیل نمی‌شود، بلکه با آنها ساخته می‌شود. پنجم، توجه جدی به زیرساخت‌های انسانی مانند آموزش، بهداشت، مسکن و خدمات عمومی است؛ زیرا بدون این‌ها هیچ سیاست اقتصادی پایداری شکل نمی‌گیرد. این سیاست‌ها در کنار هم باعث می‌شوند توسعه از حالت پروژه‌محور خارج شود و به یک فرآیند اجتماعی و نهادی تبدیل گردد.
مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir

۱۹۸

۱۲:۳۰