1_25395954518.pdf
۴۹۱.۱۶ کیلوبایت
گزارش جامع نظرسنجیهای جنگ رمضان
بررسی بیش از ۲۵ نظرسنجی معتبر داخلی و بینالمللی درباره جنگ
مهمترین یافتهها:
ایران — اثر تجمع حول پرچم:
• ۷۵.۷٪ باور داشتند ایران توانسته به حملات پاسخ دهد (نظرسنجی صداوسیمای ایران/IRIB)• فقط 25% مردم ایران از مذاکره حمایت میکنند(دانشگاه مریلند)
آمریکا — الگوی بیسابقه مخالفت مردمی:
• ۵۹٪ از آمریکاییان از ابتدا با اقدام نظامی مخالفت کردند (رویترز/ایپسوس)• ۶۶٪ وضعیت را «بهشدت نگرانکننده» ارزیابی کردند (رویترز/ایپسوس)• ۷۱٪ باور ندارند آمریکا در این جنگ پیروز خواهد شد• ۸۳٪ نگران افزایش قیمت انرژی هستند• حتی ۳۴٪ جمهوریخواهان نیز با جنگ مخالف بودند (تحلیل Time)
اسرائیل — حمایت بالا اما روند نزولی:
• ۸۱٪ در ابتدا از عملیات «شیر غرنده» حمایت کردند (INSS)• حمایت به ۷۸.۵٪ در هفته دوم کاهش یافت• ۷۸٪ یهودیان اسرائیلی در موج سوم همچنان حامی ادامه جنگ بودند (IDI)• شکاف عمیق: ۷۴٪ ائتلاف حاکم در مقابل ۲۸٪ اپوزیسیون حامی ادامه جنگ (INSS)
اروپا:
• ۷۳٪ اروپاییان با حملات آمریکا و اسرائیل مخالفت کردند• ۷۹٪ خواستار مداخله دیپلماتیک اتحادیه اروپا شدند
کاری از مرکز مطالعات راهبردی ژرفا
پژوهشگر محمد جواد نوروزی اقبالی
#جنگ_رمضان #ایران #آمریکا #اسرائیل #نظرسنجی #افکار_عمومی #RamadanWar #Iran #Polls
مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
ایران — اثر تجمع حول پرچم:
آمریکا — الگوی بیسابقه مخالفت مردمی:
اسرائیل — حمایت بالا اما روند نزولی:
اروپا:
کاری از مرکز مطالعات راهبردی ژرفا
پژوهشگر محمد جواد نوروزی اقبالی
#جنگ_رمضان #ایران #آمریکا #اسرائیل #نظرسنجی #افکار_عمومی #RamadanWar #Iran #Polls
۱۷.۲K
۱۵:۵۸
بسم الله الرحمن الرحیم
يَـٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةࣰ مَّرۡضِيَّةࣰفَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِيوَٱدۡخُلِي جَنَّتِي
چهل روز از شهادت جانسوز رهبر شجاع و قائد مقتدر جهان اسلام، حضرت امام خامنهای رضوان الله تعالی، می گذرد.
گرچه این فراق ظاهری، داغ بر دل های مان نشانده است، اما این هجران در باورمان نمی نشیند که به حکمِوَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
او زنده است و در محفل شهیدان، مرتزق از خوان نعمات الهی ست.
او که عزیز ملت و راهبر و رهنمای امت بود، به دعوت حق، لبیک گفت و جان پاک خویش را به آستانه ی رحمت خداوندی عرضه نمود و با شهادت خویش، بنیان ظلم دنیا را لرزاند و وجدان های آماده ی جهانیان را بیدار ساخت.به حرمت خون پُر جوشش رهبر آزادگان جهان، آتش غضب شیعیان امیرالمومنین علیه السلام، بساط سلطه ی دشمنان خبیث و جنایتکار بشریت را سوزاند و بر باد داد.در لفافه ی یک عمر مجاهدت خستگی نشناس، سی و هفت سال، با اتکال به خداوند و استمداد از معصومین علیهمالسلام، پرچم آزادگی جهان را برافراشت و بانگ حق طلبی و ظلم ناپذیری را در دنیا طنین انداز نمود.نهضت بیداری جهان، ممهور به نام خمینی و خامنهای ست.و تا ابد، نام مشعشع خمینی و خامنه ای بر تارک دیرک عمود خیمه گاه أزادگی جهان می درخشد.چهل روز از شهادت قائد جهان اسلام می گذرد، بی آنکه لحظه ای را بدون او سپرده باشیم.تدبیر الهی خامنهای، حتی پس از شهادتش نیز، موجبات حیرت جهانیان را فراهم آورد.
راهبری بی نظیر و هوشیاری بی بدیل سیدالشهدای انقلاب، طومار زیاده خواهی صهیونیسم جهانی را در هم پیچید و پژواک صفیر مرگ را در گوش جنایتکاران تاریخ سبعیت، جاودانه نمود.خون و جان پالوده ی رهبر شهید، بر عزت نظام اسلامی، افزود و سبب ساز اقتدار و صلابت بی سابقه ی ایران زمین در منطقه و جهان شد.بر ماست که بسان پیروان و مریدان این نفس زکیه، پاسدار میراث جاودان مانای او باشیم.به روح آسمانی خامنهای سوگند، که یادگار برومندش را چونان جان شیرین محافظت کرده و اوامرش را بسان فرامین پدر بزرگوارش، به جان بپذیریم.به خون جوشان خامنهای سوگند، که تا آخرین قطره ی خون، حافظ انقلاب و نگاهبانان قاموس نظام جمهوری اسلامی ایران بمانیم.به شرافت شهدای ایران زمین سوگند، که دل بیدار و سر هشیار، بر چکاد پاسگاه صلابت، دیدبانان حریم حرم گون کشور باشیم و دست ناپاک متجاوزین را با تیغ تیز غیرت و دشنه ی بُرای عبرت، از سرحدات و کیان میهن اسلامی کوتاه کنیم.با حضرت امام خامنهای رضوان الله تعالی عهد می بندیم که تحت فرماندهی جانشین گرانمایه ی او ، بیرق پیشرفت و سرافرازی ایران اسلامی را بر بلندای جهان به اهتزاز درآوریم و تا سپردن پرچم انقلاب به آن موعود مهربان، حضرت حجت ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف، با جانمان از حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای حفظ الله، حمایت و حافظت نماییم. ان شاءالله تعالی.
مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
يَـٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةࣰ مَّرۡضِيَّةࣰفَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِيوَٱدۡخُلِي جَنَّتِي
چهل روز از شهادت جانسوز رهبر شجاع و قائد مقتدر جهان اسلام، حضرت امام خامنهای رضوان الله تعالی، می گذرد.
گرچه این فراق ظاهری، داغ بر دل های مان نشانده است، اما این هجران در باورمان نمی نشیند که به حکمِوَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
او زنده است و در محفل شهیدان، مرتزق از خوان نعمات الهی ست.
او که عزیز ملت و راهبر و رهنمای امت بود، به دعوت حق، لبیک گفت و جان پاک خویش را به آستانه ی رحمت خداوندی عرضه نمود و با شهادت خویش، بنیان ظلم دنیا را لرزاند و وجدان های آماده ی جهانیان را بیدار ساخت.به حرمت خون پُر جوشش رهبر آزادگان جهان، آتش غضب شیعیان امیرالمومنین علیه السلام، بساط سلطه ی دشمنان خبیث و جنایتکار بشریت را سوزاند و بر باد داد.در لفافه ی یک عمر مجاهدت خستگی نشناس، سی و هفت سال، با اتکال به خداوند و استمداد از معصومین علیهمالسلام، پرچم آزادگی جهان را برافراشت و بانگ حق طلبی و ظلم ناپذیری را در دنیا طنین انداز نمود.نهضت بیداری جهان، ممهور به نام خمینی و خامنهای ست.و تا ابد، نام مشعشع خمینی و خامنه ای بر تارک دیرک عمود خیمه گاه أزادگی جهان می درخشد.چهل روز از شهادت قائد جهان اسلام می گذرد، بی آنکه لحظه ای را بدون او سپرده باشیم.تدبیر الهی خامنهای، حتی پس از شهادتش نیز، موجبات حیرت جهانیان را فراهم آورد.
راهبری بی نظیر و هوشیاری بی بدیل سیدالشهدای انقلاب، طومار زیاده خواهی صهیونیسم جهانی را در هم پیچید و پژواک صفیر مرگ را در گوش جنایتکاران تاریخ سبعیت، جاودانه نمود.خون و جان پالوده ی رهبر شهید، بر عزت نظام اسلامی، افزود و سبب ساز اقتدار و صلابت بی سابقه ی ایران زمین در منطقه و جهان شد.بر ماست که بسان پیروان و مریدان این نفس زکیه، پاسدار میراث جاودان مانای او باشیم.به روح آسمانی خامنهای سوگند، که یادگار برومندش را چونان جان شیرین محافظت کرده و اوامرش را بسان فرامین پدر بزرگوارش، به جان بپذیریم.به خون جوشان خامنهای سوگند، که تا آخرین قطره ی خون، حافظ انقلاب و نگاهبانان قاموس نظام جمهوری اسلامی ایران بمانیم.به شرافت شهدای ایران زمین سوگند، که دل بیدار و سر هشیار، بر چکاد پاسگاه صلابت، دیدبانان حریم حرم گون کشور باشیم و دست ناپاک متجاوزین را با تیغ تیز غیرت و دشنه ی بُرای عبرت، از سرحدات و کیان میهن اسلامی کوتاه کنیم.با حضرت امام خامنهای رضوان الله تعالی عهد می بندیم که تحت فرماندهی جانشین گرانمایه ی او ، بیرق پیشرفت و سرافرازی ایران اسلامی را بر بلندای جهان به اهتزاز درآوریم و تا سپردن پرچم انقلاب به آن موعود مهربان، حضرت حجت ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف، با جانمان از حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای حفظ الله، حمایت و حافظت نماییم. ان شاءالله تعالی.
۶۶۱
۶:۰۸
چلهی اشک و شمشیربه مناسبت چهلمین روز شهادت آن پیر بیداردل امت
محمدجواد نوروزی اقبالی
چهل روز است که خورشید از بام این خیمه پر کشیده و ما در سرمای یتیمی، شانههای یکدیگر را میجوییم. بغضهایمان چهلروزه شده است، اما داغمان هنوز میسوزاند؛ داغِ ندیدن آن قامت استوار، داغِ نشنیدن آن صدای مطمئن که در دلِ طوفانها، لنگرِ آرامش یک امت بود.
رفتن او، کوچ یک تن نبود؛ فروریختن کوهی بود که سالها باد و بورانِ فتنهها را به جان میخرید تا خوابِ این خاک نیاشوبد. چه کسی میداند در این چهل روز، بر ما چه گذشت؟ هر صبح با سنگینی یک اندوهِ عظیم بیدار شدیم و هر شب، با حقیقتِ تلخِ جای خالیاش گریستیم. ما نه بر یک پیکر خفته به خون، که بر پناهگاهِ روزهای سختِ خویش اشک ریختیم؛ بر شکافی که در آسمان این سرزمین افتاد و با هیچ واژهای پر نشد.
اما در قاموس مردان خدا، خون هرگز به سکوت ختم نمیشود. استکبار پیر و شغالانِ صهیونیست، در اتاقهای جنگشان هلهله کردند و پنداشتند با افتادنِ این ستون، خیمه انقلاب فرو میپاشد. عقلِ کور و حسابگرِ واشنگتن و تلآویو چه میفهمد که در مکتب عاشورا، شهادت پایانِ یک رهبر نیست؛ لحظهی تکثیرِ او در کالبدِ میلیونها جانِ بیدار است! پنداشتند این داغ، کمر ما را میشکند و ما را به انفعال میکشاند؛ غافل از آنکه خونِ ولی، بذرِ غیرت است در شورهزارِ تاریخ.
این چهل روز، عرصه تماشای یک معجزه بود. جهان دید که این امتِ سینهسوخته، چگونه از میانِ اشکها قد برافراشت. مردم ما گریستند، اما نلرزیدند. سوختند، اما عقب ننشستند. ما با چشمی بارانی، اما با مشتی گرهکرده در برابر ماشینِ جنگی و رسانهای دشمن ایستادیم تا ثابت کنیم وفاداری ما، تنها در روزهای فتح و امنیت نیست؛ ما پای این عهد، خون دادهایم.
ای علمدارِ روزهای غبار! چلهی فراقِ تو، پایانِ راه نیست؛ تازه اولِ بسماللهِ ماست. تو رفتی تا بارِ امانت بر گردهی ما بنشیند و ارادههایمان در کوره این مصیبت، آبدیده شود. آسوده بخواب که شمشیرهای این قوم از نیام کشیده است. ما تا روزی که دستِ تجاوزگر آمریکا و دشنهی زهرآگینِ صهیونیسم را از گلوی این منطقه قطع نکنیم، نه این اشکها را میخشکانیم و نه میگذاریم این علم بر زمین بیفتد. ما فرزندانِ میدانیم؛ و میدان، تازه آغاز شده است.
مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
چهل روز است که خورشید از بام این خیمه پر کشیده و ما در سرمای یتیمی، شانههای یکدیگر را میجوییم. بغضهایمان چهلروزه شده است، اما داغمان هنوز میسوزاند؛ داغِ ندیدن آن قامت استوار، داغِ نشنیدن آن صدای مطمئن که در دلِ طوفانها، لنگرِ آرامش یک امت بود.
رفتن او، کوچ یک تن نبود؛ فروریختن کوهی بود که سالها باد و بورانِ فتنهها را به جان میخرید تا خوابِ این خاک نیاشوبد. چه کسی میداند در این چهل روز، بر ما چه گذشت؟ هر صبح با سنگینی یک اندوهِ عظیم بیدار شدیم و هر شب، با حقیقتِ تلخِ جای خالیاش گریستیم. ما نه بر یک پیکر خفته به خون، که بر پناهگاهِ روزهای سختِ خویش اشک ریختیم؛ بر شکافی که در آسمان این سرزمین افتاد و با هیچ واژهای پر نشد.
اما در قاموس مردان خدا، خون هرگز به سکوت ختم نمیشود. استکبار پیر و شغالانِ صهیونیست، در اتاقهای جنگشان هلهله کردند و پنداشتند با افتادنِ این ستون، خیمه انقلاب فرو میپاشد. عقلِ کور و حسابگرِ واشنگتن و تلآویو چه میفهمد که در مکتب عاشورا، شهادت پایانِ یک رهبر نیست؛ لحظهی تکثیرِ او در کالبدِ میلیونها جانِ بیدار است! پنداشتند این داغ، کمر ما را میشکند و ما را به انفعال میکشاند؛ غافل از آنکه خونِ ولی، بذرِ غیرت است در شورهزارِ تاریخ.
این چهل روز، عرصه تماشای یک معجزه بود. جهان دید که این امتِ سینهسوخته، چگونه از میانِ اشکها قد برافراشت. مردم ما گریستند، اما نلرزیدند. سوختند، اما عقب ننشستند. ما با چشمی بارانی، اما با مشتی گرهکرده در برابر ماشینِ جنگی و رسانهای دشمن ایستادیم تا ثابت کنیم وفاداری ما، تنها در روزهای فتح و امنیت نیست؛ ما پای این عهد، خون دادهایم.
ای علمدارِ روزهای غبار! چلهی فراقِ تو، پایانِ راه نیست؛ تازه اولِ بسماللهِ ماست. تو رفتی تا بارِ امانت بر گردهی ما بنشیند و ارادههایمان در کوره این مصیبت، آبدیده شود. آسوده بخواب که شمشیرهای این قوم از نیام کشیده است. ما تا روزی که دستِ تجاوزگر آمریکا و دشنهی زهرآگینِ صهیونیسم را از گلوی این منطقه قطع نکنیم، نه این اشکها را میخشکانیم و نه میگذاریم این علم بر زمین بیفتد. ما فرزندانِ میدانیم؛ و میدان، تازه آغاز شده است.
۷۴۶
۶:۰۹
️برندسازی ملی؛ پیشنهادهای راهبردی برای پسادفاع رمضان
دکتر ناهید طیبی
اول: این جنگ و دفاع انشاءالله با پیروزی حق بر باطل به پایان خواهد رسید. نمادها و آثار مهمی از جنگ بر جای می ماند که بیانگر قدرت نظامی و معنوی ایرانیان بر نظام سلطه و استکبار است. اگر جزئیات این اماکن و وقایع رخ داده در آنها حفظ شود، روایت درستی از این دفاع برای فرداها خواهیم داشت در غیر اینصورت تنها در کتابها ثبت شده و پس از پاس کردن واحدها فراموش می گردد.این قدرتها و رشادتها و حضورها نباید در پس زمینه تاریخ ایران گم شوند.
دوم: نسل امروز ما در انبوهی از روایت ها و تحلیلهای جنگی درست و نادرست قرار دارند و در آینده برای تحلیل درست و شفاف، نیازمند مستندات هستند. آینده همیشه مهمترین بستر برای تحلیل وقایع است و مردم هر زمان، خود نمی توانند تحلیل گر زمانه خویش باشند. چنان که رهبری شهید در پیام به دبیرخانه صدسالگی حوزه علمیه فرمود تاریخ معاصر را فقط روایت کنید و تحلیل را به آیندگان واسپارید. پیشنهاد من،حفظ برخی آثار مانند بیت رهبر شهید، مدرسه میناب، دشت مهیار اصفهان، کوههای کهگیلویه و بویراحمد، بخشی از دانشگاه صنعتی شریف و دیگر فضاهای مهمی است که جریان ساز و اثرگذار در تحلیل آیندگان خواهند بود.
سوم: نسل آینده که بی تردید بخشی از کتابهای درسی آنها حاوی مطالب جنگ رمضان خواهد بود نیازمند اردوها و برنامه های کمک درسی خواهند بود و این اماکن می تواند در فهم امروز ما موثر باشد.
چهارم : صنعت گردشگری جنگ در دنیا جایگاهی بالا دارد. پس از پیروزی، برای مشاهده وقایع جنگ ایران و آمریکا پژوهشگران و گردشگران به ایران خواهند آمد و ما نیازمند نقاطی بکر و دست نخورده از دوران جنگ هستیم تا زمینه های پژوهش و نگارش رساله های شرقیان و غربیان را فراهم سازد. پیشنهاد من، ساختن ویترین های شیشه ای مستحکم و هنرمندانه و ثبت شناسه هر واقعه در کنار آن و پرده خوانی و... است.
پنجم: اهمیت و ضرورت حفظ دستاوردهای پیروزی، کم تر از به دست آوردن آن نیست. دستان آیندگان را برای تحلیلهای هوشمندانه با استفاده از اطلاعات و روایتهای شفاف پر کنیم. این بخشی از نقشه در هر جنگ و دفاعی است.
این نبرد هویتی با برندسازی ملی دستاوردهای عظیمی برای ایران در پی خواهد داشت.
مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
۱.۱K
۷:۵۴
centcom 2040.pdf
۳۲۷.۵ کیلوبایت
منبع: پایگاه تخصصی The War Zone
یافته ها:
۱.۱K
۲۱:۳۲
گفتمان انقلاب اسلامی همواره بر پایه آگاهیبخشی و بیداری امت استوار بوده است. در این گفتمان، پنهانکاری یا انفعال رسانهای جایگاهی ندارد. امام شهید خامنهای با طرح کلانواژه «جهاد تبیین»، خط بطلانی بر انفعال در عرصه رسانه کشیدند. هدف اصلی دشمن در جنگ نرم، قطع «زنجیره تواصی به حق و صبر» و القای یأس است. از این رو، ورود شجاعانه، مستدل و مبتنی بر اخلاق اسلامی در عرصه روشنگری، مصداق بارز مجاهدت فیسبیلالله در عصر حاضر است.
یکی از هشدارهای مکرر رهبر شهید انقلاب، پرهیز از واگذاری میدان روایت به دشمن است. هنگامی که نهادهای مسئول و عمارصفتانِ جبهه انقلاب در ارائه توضیحات شفاف و بهموقع تعلل میکنند، خلأ اطلاعاتی جامعه توسط دستگاههای عملیات روانی دشمن پر میشود.
تجربه نشان داده است که هرگاه همچون دوران ۴۰ روز جنگ تحمیلی، با تکیه بر صدق و اخلاص، روایتی قاطع و یکپارچه به جامعه ارائه شد، تیرهای زهرآگین شایعات دشمن به سنگ خورد. اما تشتت آرا، چندصداییِ بیضابطه در مواضع رسمی و تأخیر در روایتگری، به اعتماد عمومی که بزرگترین سرمایه انقلاب است، لطمه وارد میکند.
مدیریت افکار عمومی در تراز انقلاب اسلامی، نیازمند یک صدای واحد، قاطع و بصیرتافزاست. همانطور که در ساختارهای دفاعی، فرماندهی واحد رمز پیروزی است، در جبهه جنگ نرم نیز در مسائل کلان و امنیت ملی، نباید تریبونهای مختلف روایتهای متناقض ارائه دهند. حضور یک مرجعیت رسانهای و تبیینیِ منسجم (در سطح نهادهای عالی امنیت ملی و سیاسی) به عنوان «فصلالخطاب»،ن میتواند ساختار اطلاعرسانی را نظاممند کرده و مانع از آن شود که ضعف عملکرد برخی افراد، بهانهای به دست بدخواهان نظام بدهد.
مردم بصیر و انقلابی ایران، همواره در صف اول دفاع از حریم ولایت و ارزشهای اسلامی بودهاند و شایسته دریافت زلالترین حقایقاند. «جهاد تبیین» رسالتی است که بر دوش تمام نخبگان، مسئولان و دلسوزان نظام سنگینی میکند. تا زمانی که ساختارهای سیاسی و رسانهای ما، هنرِ گفتگوی صریح، بهموقع و حکیمانه با مردم را مبتنی بر رهنمودهای امام شهید خامنهای نهادینه نکنند، عبور از پیچ تاریخی و مقابله با دروغپردازیهای جبهه استکبار با چالش مواجه خواهد بود. پیروزی در این میدان، در گرو عمل به این بیان نورانی است که روشنگری و تبیین، پادزهر قطعی توطئههای دشمنان است.
۶۱۳
۲:۴۰
who is winner(2).html
۵۹.۹ کیلوبایت
در حالی که مقامات سیاسی آمریکا و اسرائیل تلاش میکنند دستاوردهای نظامی خود را برجسته کنند، بررسی جامعِ بیش از ۱۵ نظرسنجی معتبر بینالمللی (از یوگاو و گالوپ تا معاریو و پولیتیکو) حقایق متفاوتی را از کف جامعه نشان میدهد:
در سرزمینهای اشغالی: تنها ۲۲ درصد به پیروزی تلآویو/واشنگتن باور دارند! نیمی از جامعه اسرائیل این تقابل را یک «شکست» میدانند و ۶۵ درصد با آتشبس فعلی مخالفند.
#جنگ_رمضان #نظرسنجی #ایران #آمریکا #اسرائیل #افکارعمومی #جنگ_روایتها
۴K
۱۲:۲۳
مجموع این رویکردها نشان میدهد که مسیر آغاز شده توسط امام سید مجتبی خامنه ای، گام برداشتن دقیق در همان امتداد مکتب و سیره امام شهید امت اسلامی است. توجه توأمان به اقوام، مذاهب، جوانان و مناطق محروم، نشاندهنده پویایی و ثبات قدم نظام در مسیر تقویت همبستگی ملی و حرکت پرشتاب به سوی پایهریزی «تمدن نوین اسلامی» است.
۲۲۷
۱۴:۳۵
بررسی دلالت های چرخه آینده پژوهی عدم سرمایه گذاری در زیرساختهای سواحل مکران (2/1)محسن شرافتی نیااندیشکده اقتصاد و فرهنگ مرکز مطالعات راهبردی ژرفا
در این نوشتار با نگاهی آیندهپژوهانه، سواحل مکران را نه صرفاً بهمثابه یک پهنه جغرافیایی و به عنوان یک فرصت راهبردی برای بازآرایی الگوی پیشرفت ملی ایران بررسی میشود. اهمیت مکران از آنجاست که این منطقه میتواند حلقه اتصال اقتصاد داخلی به آبهای آزاد، کریدورهای منطقهای، تجارت فرامرزی و شبکههای جدید ارزش در حوزه حملونقل، شیلات، صنایع دریایی، گردشگری و خدمات لجستیکی باشد. بنابراین، مسئله اصلی فقط «تجهیز زیرساخت» نبوده و طراحی یک مسیر توسعه است که همزمان سه هدف را پیش ببرد: تقویت پیوندهای ملی، ارتقای معیشت و کرامت جوامع محلی و تبدیل مکران به یک کانون پایدار تولید ثروت. اگر توسعه در این منطقه با نگاه مردمی، تدریجی، شبکهمحور و متکی بر ظرفیتهای بومی پیش برود مکران میتواند به نمونهای موفق از توسعه متوازن در جنوب شرق کشور تبدیل شود.
چرخه آینده در مورد مکران را باید از این نقطه آغاز کرد که هر تصمیم یا بیتصمیمی امروز در سالهای آینده چندین لایه اثر میگذارد. در سطح نخست، اگر زیرساختهای پایه مانند راه، بندر، آب، برق، ارتباطات و خدمات عمومی بهصورت هماهنگ و مکمل توسعه نیابند، فعالیتهای اقتصادی نیز بهصورت پراکنده و کماثر باقی میمانند. در چنین وضعی، سرمایهگذاریها معمولاً به شکل جزیرهای رخ میدهند؛ یعنی ممکن است یک بندر یا یک مجموعه صنعتی شکل بگیرد، اما چون شبکه پشتیبان، نیروی انسانی ماهر، خدمات شهری و اتصال به زنجیره تأمین وجود ندارد، اثر آن به اقتصاد محلی منتقل نمیشود. در نتیجه فرصت اشتغال پایدار محدود میماند، هزینه مبادله بالا میرود و جذابیت منطقه برای سرمایهگذار کاهش مییابد. این همان نقطهای است که چرخه آینده وارد فاز بازتولید ناکارآمدی میشود: زیرساخت ناقص، سرمایهگذاری کم میآورد؛ سرمایهگذاری کم، اشتغال و خدمات را ضعیف نگه میدارد؛ ضعف اشتغال و خدمات، مشارکت اجتماعی را کاهش میدهد و کاهش مشارکت اجتماعی، دوباره اجرای پروژهها را دشوارتر میکند. بنابراین، اگر چرخه بهدرستی مدیریت نشود، منطقه بهجای رشد پیوسته با توسعهای ناپیوسته و نابرابر مواجه میشود. اما اگر از ابتدا پیوند میان زیرساخت، مردم، بازار و حکمرانی درست طراحی شود، همین چرخه میتواند بهصورت معکوس عمل کند و به تقویت اعتماد، جذب سرمایه، افزایش اشتغال و تثبیت جمعیت منجر شود.
در سطح دوم چرخه آینده، آثار اقتصادی و اجتماعی بهتدریج به آثار نهادی و فرهنگی تبدیل میشوند. وقتی مردم منطقه احساس کنند که در فرآیند توسعه سهم واقعی دارند و از نظر معیشتی منتفع میشوند، حس تعلق، امید اجتماعی و همکاری نهادی نیز افزایش مییابد. برعکس، اگر توسعه صرفاً از بالا و بدون مشارکت محلی طراحی شود، حتی پروژههای بزرگ نیز ممکن است نتوانند به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شوند. در مکران، ظرفیتهای مردمی بسیار مهماند: صیادی، تجارت خرد و محلی، خدمات بندری، حملونقل جادهای، گردشگری ساحلی، صنایع دستی، فعالیتهای مرزی مشروع و حتی مشارکت در حفاظت از محیط زیست دریایی همگی میتوانند به موتورهای کوچک اما مؤثر توسعه تبدیل شوند. آینده مطلوب مکران زمانی شکل میگیرد که این ظرفیتها در قالب شبکههای محلی، تعاونیها، شرکتهای کوچک و متوسط و زنجیرههای ارزش منطقهای سازماندهی شوند. در چنین الگویی، توسعه فقط به پروژههای بزرگ دولتی وابسته نیست بلکه هزاران کنش کوچک مردمی به هم وصل میشوند و یک اقتصاد محلی زنده و مقاوم میسازند. این دقیقاً نقطهای است که چرخه آینده از حالت «محدودکننده» به حالت «تقویتکننده» تبدیل میشود: هر شغل جدید، تقاضای خدمات جدید ایجاد میکند؛ هر خدمت جدید، ماندگاری جمعیت را بالا میبرد؛ هر جمعیت پایدار، بازار محلی را بزرگتر میکند و هر بازار بزرگتر، توجیه اقتصادی زیرساختهای بعدی را تقویت میسازد.
مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
در این نوشتار با نگاهی آیندهپژوهانه، سواحل مکران را نه صرفاً بهمثابه یک پهنه جغرافیایی و به عنوان یک فرصت راهبردی برای بازآرایی الگوی پیشرفت ملی ایران بررسی میشود. اهمیت مکران از آنجاست که این منطقه میتواند حلقه اتصال اقتصاد داخلی به آبهای آزاد، کریدورهای منطقهای، تجارت فرامرزی و شبکههای جدید ارزش در حوزه حملونقل، شیلات، صنایع دریایی، گردشگری و خدمات لجستیکی باشد. بنابراین، مسئله اصلی فقط «تجهیز زیرساخت» نبوده و طراحی یک مسیر توسعه است که همزمان سه هدف را پیش ببرد: تقویت پیوندهای ملی، ارتقای معیشت و کرامت جوامع محلی و تبدیل مکران به یک کانون پایدار تولید ثروت. اگر توسعه در این منطقه با نگاه مردمی، تدریجی، شبکهمحور و متکی بر ظرفیتهای بومی پیش برود مکران میتواند به نمونهای موفق از توسعه متوازن در جنوب شرق کشور تبدیل شود.
چرخه آینده در مورد مکران را باید از این نقطه آغاز کرد که هر تصمیم یا بیتصمیمی امروز در سالهای آینده چندین لایه اثر میگذارد. در سطح نخست، اگر زیرساختهای پایه مانند راه، بندر، آب، برق، ارتباطات و خدمات عمومی بهصورت هماهنگ و مکمل توسعه نیابند، فعالیتهای اقتصادی نیز بهصورت پراکنده و کماثر باقی میمانند. در چنین وضعی، سرمایهگذاریها معمولاً به شکل جزیرهای رخ میدهند؛ یعنی ممکن است یک بندر یا یک مجموعه صنعتی شکل بگیرد، اما چون شبکه پشتیبان، نیروی انسانی ماهر، خدمات شهری و اتصال به زنجیره تأمین وجود ندارد، اثر آن به اقتصاد محلی منتقل نمیشود. در نتیجه فرصت اشتغال پایدار محدود میماند، هزینه مبادله بالا میرود و جذابیت منطقه برای سرمایهگذار کاهش مییابد. این همان نقطهای است که چرخه آینده وارد فاز بازتولید ناکارآمدی میشود: زیرساخت ناقص، سرمایهگذاری کم میآورد؛ سرمایهگذاری کم، اشتغال و خدمات را ضعیف نگه میدارد؛ ضعف اشتغال و خدمات، مشارکت اجتماعی را کاهش میدهد و کاهش مشارکت اجتماعی، دوباره اجرای پروژهها را دشوارتر میکند. بنابراین، اگر چرخه بهدرستی مدیریت نشود، منطقه بهجای رشد پیوسته با توسعهای ناپیوسته و نابرابر مواجه میشود. اما اگر از ابتدا پیوند میان زیرساخت، مردم، بازار و حکمرانی درست طراحی شود، همین چرخه میتواند بهصورت معکوس عمل کند و به تقویت اعتماد، جذب سرمایه، افزایش اشتغال و تثبیت جمعیت منجر شود.
در سطح دوم چرخه آینده، آثار اقتصادی و اجتماعی بهتدریج به آثار نهادی و فرهنگی تبدیل میشوند. وقتی مردم منطقه احساس کنند که در فرآیند توسعه سهم واقعی دارند و از نظر معیشتی منتفع میشوند، حس تعلق، امید اجتماعی و همکاری نهادی نیز افزایش مییابد. برعکس، اگر توسعه صرفاً از بالا و بدون مشارکت محلی طراحی شود، حتی پروژههای بزرگ نیز ممکن است نتوانند به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شوند. در مکران، ظرفیتهای مردمی بسیار مهماند: صیادی، تجارت خرد و محلی، خدمات بندری، حملونقل جادهای، گردشگری ساحلی، صنایع دستی، فعالیتهای مرزی مشروع و حتی مشارکت در حفاظت از محیط زیست دریایی همگی میتوانند به موتورهای کوچک اما مؤثر توسعه تبدیل شوند. آینده مطلوب مکران زمانی شکل میگیرد که این ظرفیتها در قالب شبکههای محلی، تعاونیها، شرکتهای کوچک و متوسط و زنجیرههای ارزش منطقهای سازماندهی شوند. در چنین الگویی، توسعه فقط به پروژههای بزرگ دولتی وابسته نیست بلکه هزاران کنش کوچک مردمی به هم وصل میشوند و یک اقتصاد محلی زنده و مقاوم میسازند. این دقیقاً نقطهای است که چرخه آینده از حالت «محدودکننده» به حالت «تقویتکننده» تبدیل میشود: هر شغل جدید، تقاضای خدمات جدید ایجاد میکند؛ هر خدمت جدید، ماندگاری جمعیت را بالا میبرد؛ هر جمعیت پایدار، بازار محلی را بزرگتر میکند و هر بازار بزرگتر، توجیه اقتصادی زیرساختهای بعدی را تقویت میسازد.
مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
۱۸۱
۱۲:۲۸
بررسی دلالت های چرخه آینده پژوهی عدم سرمایه گذاری در زیرساختهای سواحل مکران (2/2)
محسن شرافتی نیااندیشکده اقتصاد و فرهنگ مرکز مطالعات راهبردی ژرفا
از منظر سیاستگذاری، توسعه مکران باید بر چند اصل بنیادی استوار باشد. نخست آنکه مکران را نباید فقط به بندر و صنایع سنگین فروکاست. این منطقه یک اکوسیستم توسعهای است که در آن زیرساختهای سخت و نرم باید همزمان پیش بروند. زیرساخت سخت شامل جاده، راهآهن، بندر، آبشیرینکن، برق، مخابرات و شهرسازی است اما زیرساخت نرم شامل نظام حکمرانی شفاف، تسهیل صدور مجوز، ثبات مقررات، تأمین مالی مناسب، آموزش مهارت و سازوکارهای مشارکت محلی است. اگر فقط یکی از این دو دسته تقویت شود، نتیجه پایدار نخواهد بود.
یکی از مهمترین سیاستهای تجویزی، تغییر نقش دولت از «مجری مستقیم» به «تسهیلگر و تنظیمگر» است. دولت باید بهجای آنکه خود همه چیز را بسازد و اداره کند، چارچوبها را فراهم آورد، ریسکها را کاهش دهد و سرمایهگذاری را برای دیگران ممکن سازد. این به معنای ایجاد یک حکمرانی واحد برای منطقه، کاهش موازیکاری و تعریف یک نهاد هماهنگکننده مقتدر است که بتواند میان دستگاههای مختلف پیوند برقرار کند. در کنار آن، باید مدلهای مالی نوآورانه مانند مشارکت عمومی-خصوصی، صندوقهای توسعه منطقهای، مشوقهای مالیاتی هدفمند و ابزارهای تأمین مالی زیرساختی به کار گرفته شوند. با این رویکرد، پروژهها از اتکای کامل به بودجه عمومی خارج میشوند و امکان اجرا و تداوم بیشتری پیدا میکنند اما مهمتر از همه این است که مردم منطقه در این فرایند فقط ناظر نباشند، بلکه «ذینفع» و «شریک» باشند؛ یعنی بخشی از مالکیت، اشتغال، سود و تصمیمسازی در سطح محلی تعریف شود. چنین سیاستی هم عدالت منطقهای را تقویت میکند و هم از نظر اقتصادی، پایداری پروژهها را بالا میبرد.
در حوزه ظرفیتهای مردمی، چند محور میتواند بهعنوان ستونهای توسعه مکران مطرح شود. نخست، تقویت اقتصاد دریامحور در مقیاس محلی است؛ به این معنا که صیادان، تعاونیهای صیادی، زنجیره سرد، بستهبندی، فرآوری محصولات شیلاتی و بازاریابی منطقهای در کنار هم قرار گیرند تا ارزش افزوده در خود منطقه بماند. دوم، توسعه مهارتهای فنی و حرفهای متناسب با نیازهای بندری، لجستیکی، دریایی و صنعتی است تا جوانان منطقه بتوانند در پروژههای واقعی مشارکت کنند. سوم، حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط محلی در حوزه حملونقل، خدمات، گردشگری، اقامت، صنایع دستی و تعمیرات دریایی است؛ زیرا این بنگاهها پیوند مستقیم با جامعه محلی دارند و سریعتر اشتغال ایجاد میکنند. چهارم، تقویت مشارکت اجتماعی و شوراهای محلی در تصمیمگیریهای توسعهای است تا مردم منطقه احساس کنند که توسعه بر آنها تحمیل نمیشود، بلکه با آنها ساخته میشود. پنجم، توجه جدی به زیرساختهای انسانی مانند آموزش، بهداشت، مسکن و خدمات عمومی است؛ زیرا بدون اینها هیچ سیاست اقتصادی پایداری شکل نمیگیرد. این سیاستها در کنار هم باعث میشوند توسعه از حالت پروژهمحور خارج شود و به یک فرآیند اجتماعی و نهادی تبدیل گردد.
مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
محسن شرافتی نیااندیشکده اقتصاد و فرهنگ مرکز مطالعات راهبردی ژرفا
از منظر سیاستگذاری، توسعه مکران باید بر چند اصل بنیادی استوار باشد. نخست آنکه مکران را نباید فقط به بندر و صنایع سنگین فروکاست. این منطقه یک اکوسیستم توسعهای است که در آن زیرساختهای سخت و نرم باید همزمان پیش بروند. زیرساخت سخت شامل جاده، راهآهن، بندر، آبشیرینکن، برق، مخابرات و شهرسازی است اما زیرساخت نرم شامل نظام حکمرانی شفاف، تسهیل صدور مجوز، ثبات مقررات، تأمین مالی مناسب، آموزش مهارت و سازوکارهای مشارکت محلی است. اگر فقط یکی از این دو دسته تقویت شود، نتیجه پایدار نخواهد بود.
یکی از مهمترین سیاستهای تجویزی، تغییر نقش دولت از «مجری مستقیم» به «تسهیلگر و تنظیمگر» است. دولت باید بهجای آنکه خود همه چیز را بسازد و اداره کند، چارچوبها را فراهم آورد، ریسکها را کاهش دهد و سرمایهگذاری را برای دیگران ممکن سازد. این به معنای ایجاد یک حکمرانی واحد برای منطقه، کاهش موازیکاری و تعریف یک نهاد هماهنگکننده مقتدر است که بتواند میان دستگاههای مختلف پیوند برقرار کند. در کنار آن، باید مدلهای مالی نوآورانه مانند مشارکت عمومی-خصوصی، صندوقهای توسعه منطقهای، مشوقهای مالیاتی هدفمند و ابزارهای تأمین مالی زیرساختی به کار گرفته شوند. با این رویکرد، پروژهها از اتکای کامل به بودجه عمومی خارج میشوند و امکان اجرا و تداوم بیشتری پیدا میکنند اما مهمتر از همه این است که مردم منطقه در این فرایند فقط ناظر نباشند، بلکه «ذینفع» و «شریک» باشند؛ یعنی بخشی از مالکیت، اشتغال، سود و تصمیمسازی در سطح محلی تعریف شود. چنین سیاستی هم عدالت منطقهای را تقویت میکند و هم از نظر اقتصادی، پایداری پروژهها را بالا میبرد.
در حوزه ظرفیتهای مردمی، چند محور میتواند بهعنوان ستونهای توسعه مکران مطرح شود. نخست، تقویت اقتصاد دریامحور در مقیاس محلی است؛ به این معنا که صیادان، تعاونیهای صیادی، زنجیره سرد، بستهبندی، فرآوری محصولات شیلاتی و بازاریابی منطقهای در کنار هم قرار گیرند تا ارزش افزوده در خود منطقه بماند. دوم، توسعه مهارتهای فنی و حرفهای متناسب با نیازهای بندری، لجستیکی، دریایی و صنعتی است تا جوانان منطقه بتوانند در پروژههای واقعی مشارکت کنند. سوم، حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط محلی در حوزه حملونقل، خدمات، گردشگری، اقامت، صنایع دستی و تعمیرات دریایی است؛ زیرا این بنگاهها پیوند مستقیم با جامعه محلی دارند و سریعتر اشتغال ایجاد میکنند. چهارم، تقویت مشارکت اجتماعی و شوراهای محلی در تصمیمگیریهای توسعهای است تا مردم منطقه احساس کنند که توسعه بر آنها تحمیل نمیشود، بلکه با آنها ساخته میشود. پنجم، توجه جدی به زیرساختهای انسانی مانند آموزش، بهداشت، مسکن و خدمات عمومی است؛ زیرا بدون اینها هیچ سیاست اقتصادی پایداری شکل نمیگیرد. این سیاستها در کنار هم باعث میشوند توسعه از حالت پروژهمحور خارج شود و به یک فرآیند اجتماعی و نهادی تبدیل گردد.
مرکز مطالعات راهبردی ژرفا@jsrc_ir
۱۹۸
۱۲:۳۰