لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل ثقلین و دیگر هیچ...ث
۳۲۴ عضو

ثقلین و دیگر هیچ...

مشاهده در وب بله
۲۸ شهریور
undefined حدیث پایانی را با دقتی مضاعف بخوانید...
undefined وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ (بقره:۳۴) و [ياد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده [و خضوع] كنيد!» همگى سجده كردند؛ جز ابليس كه سرباز زد و تكبّر ورزيد و [به‌خاطر نافرمانى و تكبّرش] از كافران شد. undefined

undefined حضرت امام حسن عسکری علیه السلام:
undefined إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) وَ سَوَّاهُ وَ عَلَّمَهُ أَسْمَاءَ کُلِّ شَیْءٍ وَ عَرَضَهُمْ عَلَی الْمَلَائِکَهًِْ جَعَلَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیّاً (علیه السلم) وَ فَاطِمَهًَْ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ (علیهم السلام) أَشْبَاحاً خَمْسَهًًْ فِی ظَهْرِ آدَمَ (علیه السلام) وَ کَانَتْ أَنْوَارُهُمْ تُضِیءُ فِی الْآفَاقِ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْحُجُبِ وَ الْجِنَانِ وَ الْکُرْسِیِّ وَ الْعَرْشِ فَأَمَرَ اللَّهُ الْمَلَائِکَهًَْ بِالسَّجْدَهًِْ لآِدَمَ (علیه السلام) تَعْظِیماً لَهُ إِنَّهُ قَدْ فَضَّلَهُ بِأَنْ جَعَلَهُ وِعَاءً لِتِلْکَ الْأَشْبَاحِ الَّتِی قَدْ عَمَّ أَنْوَارُهَا فِی الْآفَاقِ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ.
undefined وقتی خداوند آدم (علیه السلام) را آفرید؛ به او شکل داد؛ به او اسماء هر چیزی را آموخت و آن‌ها را بر ملائکه عرضه کرد، اشباح محمّد صلی الله علیه و آله و علی (علیه السلام)، فاطمه (سلام الله علیها)، حسن (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) را در نهاد آدم (علیه السلام) قرار داد در حالی‌که انوار آن‌ها در آفاق آسمان‌ها، پرده‌ها، بهشت، کرسی و عرش می‌درخشید. پس به ملائکه دستور داد برای آدم (علیه السلام) سجده کنند. تا آدم (علیه السلام) را بزرگ بشمارند زیرا خداوند او را چون ظرفی، محل قرارگرفتن اشباح [آن پنچ نور] که نورشان آفاق را پُر کرده است قرار داد و به این سبب او را فضیلت داد. پس ملائکه سجده نمودند به جز ابلیس.
undefined تفسیر الإمام العسکری: ص۲۱۸
undefined ولادت با سعادت پدرگرانقدر امام زمان ارواحنا فداه حضرت امام حسن عسکری علیه السلام تبریک و تهنیت باد...

undefined حضرت امام رضا علیه السلام:
undefined إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ آدَمَ فَأَوْدَعَنَا صُلْبَهُ وَ أَمَرَ اَلْمَلاَئِكَةَ بِالسُّجُودِ لَهُ تَعْظِيماً لَنَا وَ إِكْرَاماً وَ كَانَ سُجُودُهُمْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عُبُودِيَّةً وَ لآِدَمَ إِكْرَاماً وَ طَاعَةً لِكَوْنِنَا فِي صُلْبِهِ.
undefined وقتی خداوند آدم (علیه السلام) را آفرید ما را در صلب او به امانت نهاد و به ملائکه دستور داد او را به خاطر تعظیم و گرامیداشت ما، سجده کنند. سجده‌ی آن‌ها برای خدا، عبادت حق‌تعالی و سجده‌ی آنان به آدم (علیه السلام)، تکریم و اطاعت ما بود چرا که در آن هنگام ما در صلب او بودیم.
undefined علل الشرایع (شیخ صدوق): ج۱، ص۵


undefined حضرت امام موسی کاظم علیه السلام:
undefined لَمَّا رَأَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَیْماً وَ عَدِیّاً وَ بَنِی أُمَیَّهًَْ یَرْکَبُونَ مِنْبَرَهُ أَفْظَعَهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قُرْآناً یَتَأَسَّی بِهِ وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبی ثُمَّ أَوْحَی إِلَیْهِ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! إِنِّی أَمَرْتُ فَلَمْ أُطَعْ فَلَا تَجْزَعْ أَنْتَ إِذَا أَمَرْتَ فَلَمْ تُطَعْ فِی وَصِیِّکَ.
undefined پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله [در خواب] دید تیم (نام قبیله‌ی اولین غاصب خلافت از امیر مؤمنان) و عدی (نام قبیله‌ی دومین غاصب خلافت از امیر مؤمنان) و بنی‌امیّه بر منبر او بالا رفته و بر آن مسلّط شده‌اند. خداوند برای تسلّی خاطر پیامبر صلی الله علیه و آله این آیه را به او نازل کرد: وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبی و [ياد كن] هنگامى را كه به فرشتگان گفتيم: «براى آدم سجده [و خضوع] كنيد!» همگى سجده كردند؛ جز ابليس كه سرباز زدسپس وحی کرد ای محمّد، من نیز دستور دادم ولی شیطان اطاعت نکرد؛ تو نیز از اینکه دستور دادی ولی وصیّتت را نمی‌پذیرند، غمگین نباش.
undefined المناقب (ابن شهر آشوب): ج۳، ص۵

undefined عدم خشوع در برابر حجت خدا و پذیرش ولایت او، در عین آگاهی کامل به این مطلب که این امر خواست و دستور خداوند است، وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند است...


@justhadis110
undefined۴

۴۱۹

۵:۳۱

۲۹ شهریور
undefined فاعل سلب کننده‌ی فراوانی نعمت بعد از متفرق شدن امت، خود خداست...!

undefined یکی از اعجاب‌برانگیزترین و تأمّل‌برانگیز‌ترین بخش‌های خطبه‌ی قاصعه‌ی مولی در نهج البلاغه برای من، این فراز بود:
undefined فَانْظُرُوا إِلَى مَا صَارُوا إِلَيْهِ فِي آخِرِ أُمُورِهِمْ، حِينَ وَقَعَتِ الْفُرْقَةُ، وَتَشَتَّتَتِ الْأُلْفَةُ، وَاخْتَلَفَتِ الْكَلِمَةُ وَالْأَفْئِدَةُ، وَتَشَعَّبُوا مُخْتَلِفِينَ، وَتَفَرَّقُوا مُتَحَارِبِينَ، قَدْ خَلَعَ اللَّهُ عَنْهُمْ لِبَاسَ كَرَامَتِهِ، وَسَلَبَهُمْ غَضَارَةَ نِعْمَتِهِ، وَبَقِيَ قَصَصُ أَخْبَارِهِمْ فِيكُمْ عِبَرًا لِلْمُعْتَبِرِينَ.
undefined «پس به سرانجامی که کارشان بدان انجامید بنگرید؛ آن‌گاه که جدایی پدید آمد، الفت و همبستگی‌شان پراکنده شد، و سخن و دل‌هایشان به اختلاف افتاد؛ شاخه‌شاخه و گوناگون شدند و از یکدیگر جدا گشتند، در حالی که با هم به درگیری برخاستند.در نتیجه، خداوند جامه کرامت خویش را از آنان برکند و فراوانی و رفاه نعمتش را از آنان سلب کرد؛و از سرگذشت آنان در میان شما تنها داستان‌ها و اخبارشان باقی ماند تا برای عبرت‌گیرندگان، مایه عبرت باشد.»
undefined دقت کنید،مولی در پایان این بخش فرمودند: عبرت برای عبرت‌گیرندگانیعنی این سنت تکرار شونده‌ی الهی است!نه یک اتفاقی که افتاد و تمام شد!
undefined اوج اَبَر نکته‌ی طلاییِ بسیار تکان‌دهنده‌ی این فراز، برای من این بخش بود:
حِينَ وَقَعَتِ الْفُرْقَةُ...قَدْ خَلَعَ اللّهُ عَنْهُمْ لِبَاسَ كَرَامَتِهِ، وَسَلَبَهُمْ غَضَارَةَ نِعْمَتِهِ...
وقتی تفرقه میانشان واقع شد...در نتیجه، خداوند جامه کرامت خویش را از آنان برکند و فراوانی و رفاه نعمتش را از آنان سلب کرد.
undefined️undefinedundefined فاعل سلب کننده‌ی فراوانی نعمت بعد از متفرق شدن امت، خود خداست!خدا و اراده‌اش، ورای همه‌ی عوامل مادی ظاهری و تلاش احتمالی آدم‌ها برای ایجاد فراوانی مادی و اقتصادی!!یعنی هر چه تلاش کنی، تمام تکنیک‌های ظاهری مادی اقتصادی رو برای فراوانی مادی به کار ببریاگر طبق فرازهای قبلی خطبه، افراد جامعه با سوءاختیار خودشان، به جهت جهل مرکّب و تکبر و خودخواهی و ترک نهی از منکر، دچار تعصب و بعد تنازع و در نهایت تفرقه شدندبه کیفر این‌ها،تکویناً،خود خدا، فراوانی و رفاه نعمت‌های مادی را سلب می‌کند!
undefined یعنی در شرایط جنگیاگر از کمبود کالای اساسی می‌ترسیحماقت است که فقط و فقط به ابزارهای مادی برای رفع این قصه اکتفا کنیو در عین حال دست به اقداماتی بزنی که تفرقه و تنازع را در جامعه تشدید می‌کنه!هیچ نتیجه‌ای از اون تلاش‌ها نخواهی گرفت!
چنانچه خود خدای متعال نیز فرموده:وَ أَطيعُوا اللهَ‌ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ (انفال:۴۶)از خدا و پيامبرش اطاعت نماييد (و محور و متعلق اتحاد و وحدت شما اطاعت از خدا و رسول باشد!) و با يكديگر نزاع نكنيد، كه سست مى‌شويد و قدرت [و شوكت] شما از ميان مى‌رود!
اما!اگر نهایت تلاشت را بخردانه و علمی از طریق علل مادی برای رفع کمبود نعمت‌ها در شرایط جنگی به خرج دادی و همه‌ی ظرفیت‌های ممکنت را عقلانی و مشروع فعال کردی برای رفعشو از آن مهمتر!با تمام توان، زمینه‌های ایجاد تفرقه و تنازع را در جامعه خشکاندی که عبارتست از جهل مرکّب، تکبر و خودخواهی و ترک نهی از منکر که مولد تعصّب هستند، به گواه خود خطبه قاصعه و وحدت و همدلی و تواضع و آگاهی و نهی از منکر را جایگزین کردیآن وقتخود خدا وارد می‌شهو در اینجا ورای همه‌ی محاسبات و علل مادی و تلاش دشمنان خارجی و تحریم و... برای ایجاد کمبود نعمت، فراوانی نعمت را برای این ملت متحد به ارمغان می‌آورد...
البتهاز دیگر لوازم مهم تحقق نصرت الهیپرهیز شدید از اسراف و عمل به اقتضای امر قرآنیه: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ (انفال:۶۰)»؛ یعنی: و برای مقابله با آنان هر اندازه می‌توانید نیرو و توان آماده کنید.می‌باشد.

@justhadis110

۷۴

۴:۲۲

۳۰ شهریور
راه آسان به سوی محبت خدا
امام سجاد علیه‌السلام در دعای مکارم‌الأخلاق می‌فرماید:اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، ...وَ انْهَجْ لِي إِلَى مَحَبَّتِكَ سَبِيلًا سَهْلَةً...
خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست...و برای راهی آسان به سوی محبتت بگشای...
(صحیفه سجادیه، دعای بیستم، فقره ۲۹)
این دعا دو حقیقت را آشکار می‌سازد: نخست آنکه باید حبّ خدا را خواست و در پی آن بود؛ دوم آنکه راهی آسان به سوی این محبت وجود دارد و در مقابل آن، راه سخت نیز هست.
اما راه آسان چیست؟
عالم ربانی آیت‌الله سید حسین یعقوبی قائنی می‌فرماید:
برای سیر و سلوک دو طریق عمده وجود دارد: راه ریاضت و راه محبت. راه ریاضت، تزکیه نفس از طریق اذکار و اوراد، اربعین‌های پی‌درپی، عبادت‌های طاقت‌فرسا و مبارزه و مخالفت مستقیم با نفس است.هدف آن، محو رذایل نفسانی و متخلق شدن به صفات حق و اولیای او از راه مجاهده با خواهش‌های نفس است.اما چون نفس خود را دوست دارد، در برابر اراده عقل مقاومت می‌کند و این راه با مبارزه‌های عظیم و فرساینده همراه است؛ تا آنجا که ریشه‌کن شدن رذایل جز با اشراق نور توحید میسور نیست.
اما راه محبت از جهتی آسان‌تر است؛ زیرا متعلق محبت «خود» نیست و به محبوب تعلق می‌گیرد. لذا نفس درگیر نشده و بدون احساس کم‌ترین فشار از همه چیز می‌گذرد. محب هیچ‌گاه از خدمت به محبوب خسته نمی‌شود و رذایل خودبه‌خود محو می‌گردند.
(سفینة الصادقین، ص ۱۳۷–۱۴۰)

حال، راه تحقق این محبت چیست؟
آیت‌الله انصاری همدانی دستور عملی روشنی در این خصوص به آیت الله یعقوبی قائنی رضوان الله علیه داده‌اند:
یک توبه‌ی واقعی کرده، سپس آداب و سنن را بیاموزید و به آن عمل کنید و در همه‌ی امور از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله متابعت نمایید تا محبت آن بزرگوار را به دست آورید. (سفینة الصادقین، ص ۱۳۷–۱۴۰ و ص ۱۵۶)
محبت پیامبر اکرم قرین محبت خداست. پس یکی از مهمترین مصادیق راه عملی و آسان، بر این اساس، تبعیت از سنت و سیرهٔ پیامبر و اهل‌بیت علیهم‌السلام در همهٔ امور است.

اثر این تبعیت چیست؟
قرآن کریم می‌فرماید:إِن كُنتُم تُحِبّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ (آل عمران: ۳۱)اگر دوستار خدا هستید پس از من تبعیت کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد
امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز می‌فرماید:إِن كُنتُم تُحِبّونَ اللّهَ فَأَخْرِجُوا مِن قُلُوبِكُم حُبَّ الدُّنْيَا (غرر الحکم، ج ۱، ص ۲۵۹)اگر دوستار خدا هستید، پس حب دنیا را از قلوبتان خارج کنید.
این دو سخن کنار هم معنا می‌یابند: وقتی حبّ الله که از تبعیت از پیامبر نشأت گرفته محقق شود، حبّ دنیا از دل خارج می‌گردد.
امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:إِذَا تَخَلَّى الْمُؤْمِنُ مِنَ الدُّنْيَا سَمَا وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ حُبِّ اللّه (الکافی، ج ۲، ص ۱۳۰)هنگامی که مؤمن از دنیا خالی شد، شیرینی محبت خدا را می‌چشد.
و پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله تصریح کرده‌اند:حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ اللّهِ لَا يَجْتَمِعَانِ فِي قَلْبٍ أَبَدًا (تنبیه الخواطر، ج ۲، ص ۱۱۹)حب دنیا و حب خدا هرگز در یک قلب جمع نمی‌شوند.
از سوی دیگر، تحقق حبّ الله نشانهٔ رشد معرفت است؛ زیرا امام حسین علیه‌السلام می‌فرماید:مَنْ عَرَفَ اللّهَ أَحَبَّهُ (تنبیه الخواطر، ص ۵۲)هر کس خدا را بشناسد، او را دوست می‌دارد.
و امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز فرموده‌اند:يَسِيرُ الْمَعْرِفَةِ يُوجِبُ الزُّهْدَ فِي الدُّنْيَا (غرر الحکم، ج ۱، ص ۸۰۲)اندکی معرفت موجب بی‌رغبتی به دنیا می‌شود.
مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی این حقیقت را چنین تمثیل می‌کند:محبت دنیا همچون چربی‌ای است که بر دل نشسته و انس با خدا همچون آب است. تا آن چربی برطرف نشود، آب انس به دل سرایت نمی‌کند. (تمثیلات اخلاقی-تربیتی، ج ۱، ص ۸۲)
در نتیجه:از طریق تبعیت محض از سنت نبی اکرم و اهل‌بیت علیهم‌السلام:- نفس ذبح می‌شود و امیال نفسانی تابع اوامر و نواهی الهی می‌گردد. - حبّ دنیا از دل خارج می‌شود. - معرفت الله و حبّ الله جایگزین آن می‌شوند.
معرفت بنابر صریح روایات معتبر، صنع الله است و نیز انسان نمی‌تواند خودبه‌خود محبت چیزی را در قلبی که دلبسته به ضد آن است ایجاد کند. بنابراین تنها مستمسک اختیاری و تکلیفی برای تحصیل حب الله و خارج کردن حب الدنیا از قلب، تبعیت محض و فانی کردن امیال نفسانی در سنت و سیرهٔ اولیای خداست؛ سنتی که متجلی‌گر رضای الهی است. انسان با داشتن نیت تبعیت در همهٔ کارهایش، به‌جای تبعیت از نفس، تابع رضای الهی می‌شود.و به نظر می‌رسد این است از مهمترین مصادیق سبیل سهل و راه آسانی که امام سجاد علیه‌السلام از خدا می‌طلبد.

@justhadis110
undefined۱

۴۷۳

۱۱:۱۶

۳۱ شهریور
undefined در باب اهمیت و ضرورت دشمن‌شناس برای اصل ایمان:
undefined حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
undefined ثَلاَثَةٌ مِنْ عَلاَمَاتِ اَلْمُؤْمِنِ اَلْعِلْمُ بِاللَّهِ وَ مَنْ يُحِبُّ وَ مَنْ يَكْرَهُ.
undefined سه چيز از علامات مؤمن است: علم به خدا و هر كه را خدا دوست دارد و هر كه را دوست ندارد.
undefined الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۲، ص۲۳۵


@justhadis110
undefined۱

۸۵

۵:۴۴

۴ مهر
undefined نگاه مؤمن عاقل به نعمت و بلای دنیا چیست؟
undefined...وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حينٍ (بقره:۳۶)...و براى شما در زمين، تا مدّت معيّنى محل اقامت و وسيله‌‌ی بهره‌بردارى خواهدبود.undefined

undefined حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در ذیل این آیه‌ی شریفه می‌فرماید:
undefined لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مَنْفَعَهًٌْ إِلَی حِینِ مَوْتِکُمْ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی مِنْهَا یُخْرِجُ زُرُوعَکُمْ وَ ثِمَارَکُمْ وَ بِهَا یُنَزِّهُکُمْ وَ یُنْعِمُکُمْ وَ فِیهَا أَیْضاً بِالْبَلَایَا یَمْتَحِنُکُمْ یُلَذِّذُکُمْ بِنَعِیمِ الدُّنْیَا تَارَهًًْ لِتَذْکُرُوا نَعِیْمَ الْأُخْرَی الْخَالِصَ مِمَّا یُنَغِّصُ نَعِیْمَ الدُّنْیَا وَ یُبْطِلُهُ وَ یُزَهِّدُ فِیهِ وَ یُصَغِّرُهُ وَ یُحَقِّرُهُ وَ یَمْتَحِنُکُمْ تَارَهًًْ بِبَلَایَا الدُّنْیَا الَّتِی قَدْ تَکُونُ فِی خِلَالِهَا الرَّحَمَاتُ وَ فِی تَضَاعِیفِهَا النِّعَمُ الَّتِی تَدْفَعُ عَنِ الْمُبْتَلَی بِهَا مَکَارِهَ لِیُحَذِّرَکُمْ بِذَلِکَ عَذَابَ الْأَبَدِ الَّذِی لَا یَشُوبُهُ عَافِیَهًٌْ وَ لَا یَقَعُ فِی تَضَاعِیفِهِ رَاحَهًٌْ وَ لَا رَحْمَهًْ.
undefined برای شما در زمین تا هنگام مرگتان منفعتی است؛ زیرا خداوند متعال از آن زراعت‌ها و میوه‌هایتان را بیرون می‌آورد و با آن شما را پاکیزه می‌گرداند و نعمت می‌بخشد و در آن نیز با بلاها شما را می‌آزماید. گاه شما را با نعمت‌های دنیا لذت می‌دهد تا نعمت خالص آخرت را به یاد آورید؛ نعمتی که از آنچه نعمت دنیا را مکدَّر و باطل می‌سازد و به آن بی‌رغبت می‌کند و کوچک و حقیرش می‌شمارد، پاک و پیراسته است. و گاه شما را با بلاهای دنیا می‌آزماید؛ بلاهایی که در خلال آن‌ها رحمت‌هاست و در لابه‌لای آن نعمت‌هایی که از مبتلایان به آن‌ها، سختی‌ها و مکروهات را دفع می‌کند. تا بدین وسیله شما را از عذاب ابدی بترساند؛ عذابی که هیچ عافیتی با آن آمیخته نیست و در خلال آن هیچ آرامش و رحمتی یافت نمی‌شود.
undefined تفسیر امام عسکری علیه السلام: ص۲۲۲

پ.ن:یعنی کسی که عقل دارد، در مواجهه با نعمت دنیا می‌بیند و می‌یابد که هیچ راحتی محض و لذت محضی برای نعمات دنیا نیست؛ هر لذت و راحتی با رنج و سختی و ناخوشایندی ممزوج است.
و کسی که عقل دارد، در مواجهه با بلاهای دنیا می‌بیند و می‌یابد که هیچ بلایی نیست مگر اینکه همراهش عافیتی نسبی هست؛ حداقل این عافیت این است که آن بلا هم موقتی است و هم می‌توانست بسیار سخت‌تر باشد.
و عاقل با تفکر در نعمت دنیای قرین با رنج و ناخوشایندی‌ها — که اصلش هم موقتی است — به آن‌ها بی‌رغبت می‌شود و دلبسته‌ی نعمت‌های ابدیِ بدون ناخوشایندی می‌گردد.
و عاقل با تفکر در بلاهای دنیا — که همواره با عافیت نسبی همراه است و اصلش هم موقتی است — هم از یک طرف در نظرش این بلاهای دنیا کوچک می‌شود و هم همتش را برای رهایی از بلای آخرت که ابدی و بدون عافیت و رحمت است، روزافزون می‌کند.

@justhadis110

۶۵

۵:۲۳

۵ مهر
undefined ارسال ویژه!
undefined مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام در فرازی از خطبه‌ی قاصعه می‌فرمایند:
undefined لا تعتبرو الرضى و السخط بالمال و الولد جهلا بمواقع الفتنة و الاختبار في موضع الغنى و الاقتدار فقد قال سبحانه و تعالى (أ يَحسَبونَ أَنما نُمِدُّهُم بِهِ مِن مالٍ وَ بَنينَ نُسارِعُ لَهُم فِي الخَيراتِ بَل لا يَشعُرونَ. (مؤمنون:۵۵))
undefined داشتن مال و فرزند را دلیل رضایت خدا، و نداشتن یا از دست دادن آنها را دلیل خشم خدا ندانید؛ زیرا این پندار، ناشی از ناآگاهی از جایگاه‌هایی است که انسان در آنها، هنگام برخورداری و توانمندی، آزموده می‌شود. زيرا خداوند سبحان فرمود: (آيا گمان مى‌كنند مال و فرزندانى كه به آنها عطا كرديم، به سرعت نيكى‌ها را براى آنان فراهم مى‌كنيم‌؟ نه آنان آگاهى ندارند!(مؤمنون:۵۵))
undefined نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه ۱۹۲


undefined حضرت امام موسی کاظم علیه السلام:
undefined إن الله عز و جل يقول إنى لم أغن الغني لكرامة به علي و لم أفقر الفقير لهوان به علي و هو مما ابتليت به الأغنياء بالفقراء و لو لا الفقراء لم يستوجب الأغنياء الجنة.
undefined خداى عزوجل می‌فرماید: من توانگر را براى شرافتش نزد خود توانگر نساختم و فقير را براى خواری‌اش در نظرم فقير نكردم، بلكه با اين تفاوت توانگران را به وسيله‌ی فقرا آزمودم و اگر فقرا نبودند، توانگران سزاوار بهشت نمى‌شدند!!
undefined الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۲، ص۲۶۵
undefined چنانچه مولی امير المؤمنين على علیه السلام در سخنی مرتبط با همین مضمون می‌فرمایند:
undefined إنكم إلى إجراء ما أعطيتم أشد حاجة من السائل إلى ما أخذ منكم.
undefined به راستی که شما نیازمندترید به عطا کردن [و کمک کردن] از آن نیازمندی که [کمک و] عطای شما را دریافت می‌کند.
undefined غرر الحکم (تمیمی آمدی): ج۱، ص۴۹۴
پ.ن: توجه به این حدیث باعث می‌شود هیچ کمک‌کننده و عطاکننده‌ای نسب به کسی که کمکش کرده یا عطایی به او کرده نگاه طلب‌کارانه و از بالا به پایین نداشته باشد، بلکه گویی در حقیقت آن نیازمند هست که بر شخص عطاکننده منت دارد!
undefined چنانچه حضرت امیر صلوات الله علیه، در فرازی از نامه بی‌نظیرشان خطاب به حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام می‌فرمایند:
undefined إذا وجدت من أهل الفاقة من یحمل لك زادك إلى يوم القيامة فيوافيك به غدا حيث تحتاج إليه فاغتنمه و حمله إياه.
undefined فرزندم... اگر مستمندى را دیدى که توشه‏‌ات را تا قیامت مى‏‌برد، و فردا که به آن نیاز دارى به تو باز مى‏‌گرداند، کمک او را غنیمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار.
undefined نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از نامه ۳۱


undefined حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
undefined إن الله جل ثناؤه ليعتذر إلى عبده المؤمن المحوج في الدنيا كما يعتذر الأخ إلى أخيه فيقول: و عزتي و جلالي ما أحوجتك في الدنيا من هوان كان بك علي فارفع هذا السجف فانظر إلى ما عوضتك من الدنيا قال: فيرفع فيقول ما ضرني ما منعتني مع ما عوضتني.
undefined به راستی که در روز قیامت، خدای متعال از بنده‌ی مؤمنش که در دنیا محتاج بوده عذرخواهی می‌کند، چنان‌كه برادرى از برادرش پوزش مى‌خواهد و مى‌فرمايد: به عزت و جلالم سوگند كه تو را در دنيا براى خواری‌ات در نظرم محتاج نكردم، اين رو‌پوش را بردار و به بين به جاى دنيا به تو چه داده‌ام، او بردارد و گويد: با اين عوض كه عطا فرمودى، زيانى به من ندارد آنچه از دنيا از من به باز گرفتى.
undefined الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۲، ص۲۶۴
پ.ن: برخی دچار فقر هستند، کفر یا گناه‌کاری خود را به گردن فقر می‌اندازند و می‌گویند اگر پول‌دار بودیم خیلی اوضاع عملکرد و ایمانمان بهتر بود!اما باید دانست که undefinedundefinedundefined اگر کسی در امتحان فقر مردود شود، قطعا اگر ثروت به او می‌رسید نیز نامه‌ی عملش بدتر از این می‌شد!undefined چناچه حضرت امام موسی کاظم علیه السلام می‌فرمایند:
undefined من ولهه الفقر أبطره الغنى.
undefined آن که نادارى حیرانش کند، توانگرى سرمستش سازد.
undefined الدرة الباهرة (شهید اول): ج۱، ص۳۴


undefined و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نیز می‌فرمایند:
undefined ما بلا الله العباد بشيء أشد عليهم من إخراج الدرهم.
undefined خداوند بندگان را به چیزی سخت‌تر از خرج کردن پول [در راه صحیح] امتحان نکرده است.
undefined الخصال (شیخ صدوق): ج۱، ص۸
undefined این روایات و امثال آن نشان می‌دهد، امتحان به ثروت به مراتب از امتحان به فقر سخت‌تر است undefined و کسی که در امتحان فقر موفق نبوده، اگر ثروت به او می‌دادند نیز موفق نمی‌شده و عملکرد بدتری در نامه‌ی عملش رقم می‌خورده!
در ضمن بسیار این جمله که مطلقاً حدیث نیست! به گوش می‌خورد که می‌گویند:فقر که از یک در خانه وارد بشه، دین و ایمان از یه در دیگه خارج می‌شه.در این لینک: رابطه فقر و کفر و ایمان مفصل توضیح داده شده که، نه تنها این جمله حدیث نیست! بلکه محتوای باطلی دارد و هیچ التزام و جبری میان فقر و کفر وجود ندارد!




@justhadis110

۴۸۹

۴:۲۸

۶ مهر
undefined از مهمترین و متأسفانه مغفول‌ترین علل ضعف ایمان...
undefined حضرت امام سجاد علیه السلام:
undefined لاَ تَجْعَلْ لِفَاجِرٍ وَ لاَ كَافِرٍ عَلَيَّ مِنَّةً، وَ لاَ لَهُ عِنْدِي يَداً، وَ لاَ بِي إِلَيْهِمْ حَاجَةً، بَلِ اجْعَلْ سُكُونَ قَلْبِي وَ انْسَ نَفْسِي وَ اسْتِغْنَائِي وَ كِفَايَتِي بِكَ وَ بِخِيَارِ خَلْقِكَ.
undefined هرگز مرا زير بار منت مردم نابكار فاجر و كافر قرار مده (كه آنان بر من احسانى كرده و مرا زير بار منت آرند) و به آنان محتاج و نيازمندم نگردان بلكه تمام آرام دل و انس روحم و بی‌نیازی و رفع حاجات و كفايت کارم، تنها به دست تو و بهترینِ بندگانت باشد.
undefined صحیفهٔ سجادیه: فرازی ۱۲ از دعای ۲۱
undefined شاید در ابتدای امر چنین به نظر رسد که استغنای از کفار و فجار صرفاً یک فضیلت اخلاقی یا نوعی عزّت‌نفسِ روانی است، اما ژرفای فرمایش حضرت سجاد علیه‌السلام متوجّه «حفظ اصل ایمان و نظام ولایت و برائت» است.  روح انسان بر حسب فطرت و خلقت تکوینی، مجذوبِ کسی می‌شود که به او احسان و منفعتی رسانده است؛ undefined چناچه از نبی اکرم صلی الله علیه و آله نقل است که:
undefined جُبِلَتِ الْقُلُوبُ عَلَى حُبِّ مَنْ أَحْسَنَ إِلَيْهَا.
undefined دل‌ها بر محبت و علاقه هر كس که بدان‌ها سود رساند سرشته شده.
undefined الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۸، ص۱۵۲
هنگامی که انسان بخشی از نفع، پیشرفت، سلامت یا رفاه زیستی‌اش را به دستاوردهای و اقدامات کافران و یا فاجرانی ببیند، این جبرِ روانی و جاذبهٔ جبلی، دل را ناخودآگاه به سمت محبّت، تعظیم و انقیاد در برابر او می‌کشاند.
محدّث خبیر، مرحوم حاج شیخ عباس قمی، در کتاب منتهی الآمال در باب ۱۴، فصل ۷ بعد از ذکر مباحث مربوط به امام زمان ارواحنا فداه و علائم آخرالزمان بحث بسیار عمیق و دقیقی دارند تحت عنوان:علت ضعف ایمان در مسلمینبه این مضمون که:تمدن مدرن و جامعه کفار و ادواتشان برای مردمان جامعه اسلام یک منافع ظاهری و لذایذ و آسانی‌های ظاهری داشته، و به حکم جبلت القلوب غریزی نسبت به آن‌ها محبت پیدا کرده‌اند، محبتی که در تضاد تام با لوازم ایمان است. و این کشش قلبی، دقیقاً در تضاد با همان اصلی است که بر مؤمن واجب است: یعنی موالاتِ با اولیای خدا و دشمنی و برائت صریح با دشمنان ایشان.
زمانی که حقیقت گوهر دین به فرموده‌ی نبی اکرم صلی الله علیه و آله چیزی جز برائت و موالات نیست:  هَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ وَ الْبُغْضُ؟ (تفسیر فرات کوفی: ج۱، ص۴۲۸)آیا دین چیزی جز حب و بغض است؟
فاجعه و انحراف مهلک امروزی برای حقیقت ایمان، دقیقاً در افتادن در همین ورطه است؛ آن‌جا که برخی از مدعیان مذهبی از سر غفلت و مرعوبیت در برابر ابزارها و منافع ظاهری و مادی مدرنیته، نه تنها مراتبی از بغض کفار از دلشان خارج شده بلکه نسبت به آن‌ها محبت و ارادت و انقیاد قلبی نیز پیدا کرده‌اند. عبارات رایج به ظاهر ساده و بی‌اشکال ولی در واقع دارای عواقب بسیار عمیقی چون:  خدا پدر ادیسون رو بیامرزه!خدا خیر بده به گوگل،و...صرفاً یک تعارف بی‌ضرر نیست؛ این‌ها خبر از یک خطر بسیار بزرگ برای اصل گوهر ایمان در قلب است که ریشهٔ «تبرّی» و اصل نصّ صریح قرآن را خاکستر می‌کند. خداوند متعال به‌روشنی مؤمنین را از کوچک‌ترین استغفار و طلب رحمت برای اهل کفر و شرک نهی فرموده است:  «مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَىٰ...» (توبه:۱۱۳)و اساساً هرگونه علاقه به هر کسی که با خدا و رسولش مخالفت نظری و اعتقادی و عملی دارند را مغایر ایمان معرفی می‌کند:«لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ…» (مجادله:۲۲)«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ…» (ممتحنه:۱)

چگونه قلبی که ادعای ولایت اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد، حاضر می‌شود برای کافری که از حقیقتِ توحید و ولایت تهی و در مسیر مغایر و بلکه متضاد با آن عمل کرده، طلب مغفرت و رحمت کند، جز این‌که دلش در بندِ اسارتِ «ید و منّت و محبت و ارادت کفار» افتاده و به آنان گرایش باطنی پیدا کرده است؟! 

امام زین‌العابدین علیه‌السلام با عبارت کوبندهٔ «وَ لاَ لَهُ عِنْدِي يَداً، وَ لاَ بِي إِلَيْهِمْ حَاجَةً» راه هرگونه رخنه‌گاهِ تمدنی و روانیِ طاغوت به حریم قلب موحد را مسدود می‌کند.  آرامش، کفایت و استغنا، فقط و فقط در یک نقطه محقق می‌گردد:  «بِكَ وَ بِخِيَارِ خَلْقِكَ» 


@justhadis110
undefined۱

۵۲

۱۳:۴۵

۷ مهر
در روایات بیان شده است که کمترین درجه‌ی ایمان (بعد از ایمان به خدا و رسول و معاد و ولایت اهل بیت علیهم السلام) این است که انسان اگر مرتکب گناهی شد از گناهش ناراحت و پشمان شود؛هم از کار بدش، بدش بیاید، هم مقر باشد که گناه کرده و از این حیث از خودش ناراحت باشد و خود را مستحق ملامت بداند؛به عنوان نمونه:undefined حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرمایند:
undefined مَنْ سَرَّتْهُ حَسَنَتُهُ وَ سَاءَتْهُ سَيِّئَتُهُ فَهُوَ مُؤْمِنٌ.
undefined کسی که نیکی‌اش او را شاد کند و از کردار بد خود بدش آید، مؤمن است.
undefined الکافی (کلینی): ج۲، ص۲۳۲
لذا هرگز حب به گناه و حب اهل بیت علیهم‌السلام که حقیقت ایمان است، در یک دل جمع نمی‌شود! چنانچه در خلال حدیثی:undefined حضرت امام رضا علیه السلام می‌فرمایند:
undefined اللَّهُ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَجْمَعَ فِي قَلْبِ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ رَسِيسِ الْخَمْرِ وَ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ
undefined خدا گرامی‌تر از آن است که در قلب مؤمن، میان محبت شراب و محبت ما اهل‌بیت جمع کند.
undefined بحار الأنوار (مجلسی): ج۲۷، ص۳۱۴
چرا که به گواه قرآن کریم و روایات اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین، خدا در انسان دو قلب قرار نداده که با یک قلب چیزی را دوست بدارد و با قلب دیگر متضادش را:
undefined مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِه (احزاب:۴)خداوند برای هیچ‌کس دو قلب در درونش قرار نداده است. undefined
undefined چناچه حضرت امام باقر علیه‌السلام در تفسیر این آیه می‌فرمایند:
undefined مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ، فَيُحِبَّ بِهَذَا وَ يُبْغِضَ بِهَذَا.
undefined خداوند برای هیچ‌کس دو قلب در درونش قرار نداده است که با یکی چیزی را دوست بدارد و با دیگری با همان چیز دشمنی ورزد.
undefined تفسیر قمی: ج۲، ص۱۷۱
لذا دو حب متضاد نیز در یک قلب جمع نمی‌شود و به نسبتی که شخص حساسیت و نفرتش از گناهی کم شود و آن را ناچیز بشمارد، به همان نسبت نیز در قلبش حقیقت ایمان که حب اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین است تضعیف می‌شودو اگر این روند استمرار یابد و تقویت شود، در نهایت کار به جایی می‌رسد که شخص به ارتکاب گناهش افتخار می‌کند!
undefined چنانچه نتیجه‌ی این روند را مولی امیرالمؤمنین علی علیه‌ السلام چنین بیان می‌دارند:
undefined مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ عَلَيْهِ أَرْبَعُونَ جُنَّةً حَتَّى يَعْمَلَ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً فَإِذَا عَمِلَ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً انْكَشَفَتْ عَنْهُ الْجُنَنُ فَيُوحِي اللَّهُ إِلَيْهِمْ أَنِ اسْتُرُوا عَبْدِي بِأَجْنِحَتِكُمْ فَتَسْتُرُهُ الْمَلَائِكَةُ بِأَجْنِحَتِهَا قَالَ فَمَا يَدَعُ شَيْئاً مِنَ الْقَبِيحِ إِلَّا قَارَفَهُ حَتَّى‏ يَمْتَدِحَ إِلَى النَّاسِ بِفِعْلِهِ الْقَبِيحِ فَيَقُولُ الْمَلَائِكَةُ يَا رَبِّ هَذَا عَبْدُكَ مَا يَدَعُ شَيْئاً إِلَّا رَكِبَهُ وَ إِنَّا لَنَسْتَحْيِي مِمَّا يَصْنَعُ فَيُوحِي اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ أَنِ ارْفَعُوا أَجْنِحَتَكُمْ عَنْهُ فَإِذَا فُعِلَ ذَلِكَ أَخَذَ فِي بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْت‏...»
undefined هيچ بنده نيست جز آن كه چهل پوشش بر او كشيده است تا آنكه چهل گناه كبيره كند و هر گاه چهل گناه كبيره كند، همه پرده‌ها از او كنار روند و خدا به آنان (فرشتگان) وحى كند: با بال‌های خود، بندۀ مرا بپوشانيد (و آبروى او را حفظ كنيد) و فرشته‌ها با بال‌های خود از او پرده پوشى كنند، اما آن بنده هيچ كار زشتی را باقی نمی‌گذارد كه مرتكب نشده باشد تا جايی كه به گناهان خود افتخار می‌كند و خواهان این می‌شود که مردم او را به جهت انجام گناهانش مدح و ثنا گویند، پس (در اين هنگام كه او به گناه كردنش افتخار كرد) فرشته‌ها گويند:پروردگارا! اين بنده گناهی را باقی نگذاشته كه مرتكب نشده باشد و ما از آنچه انجام می‌دهد شرمساريم، پس خدای عز و جل به آنها وحى می‌كند كه بال‌هایتان را از روى او برداريد undefinedundefined وقتی چنين شود او بغض ما اهل بيت را به دل می‌گيرد...
undefined الکافی (کلینی): ج۲، ص۲۷۹
چناچه در این حدیث شریف علوی نیز بیان شده، اگر خدایی ناکرده کار به اینجا رسید، خدا به ملائک امر می‌کند که حب اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین -که حقیقت ایمان است را- از قلب آن شخص جدا کنند و شخص افتخار کننده به گناه پس از آن، مبغض اهل بیت می‌شود‌.
و در نهایت کارش به جایی می‌رسد که مهمترین آیات الهی را و حقایق مسلم بدیهی را نه تنها انکار می‌کند، بلکه مسخره می‌کند که این حد نهایت زوال انسانیت و انحطاط یک شخص است که قرآن کریم آن را چنین بیان می‌دارد:
undefined ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوْأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُونَ (روم:۱۰)سپس سرانجام کسانی که بدی‌ها را مرتکب شدند، به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به مسخره می‌گرفتند. undefined



@justhadis110

۴۲

۱۲:۳۲

۸ مهر
thumbnail
undefined حضرت امام سجاد علیه السلام:
undefined وَ أَمَّا حَقُّ أَهْلِ مِلَّتِكَ عَامَّةً فَإِضْمَارُ اَلسَّلاَمَةِ وَ نَشْرُ جَنَاحِ اَلرَّحْمَةِ وَ اَلرِّفْقُ بِمُسِيئِهِمْ وَ تَأَلُّفُهُمْ وَ اِسْتِصْلاَحُهُمْ ...فَعُمَّهُمْ جَمِيعاً بِدَعْوَتِكَ وَ اُنْصُرْهُمْ جَمِيعاً بِنُصْرَتِكَ وَ أَنْزَلْتَهُمْ [أَنْزِلْهُمْ] جَمِيعاً مِنْكَ مَنَازِلَهُمْ كَبِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلْوَالِدِ وَ صَغِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلْوَلَدِ وَ أَوْسَطَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلْأَخِ فَمَنْ أَتَاكَ تَعَاهَدْتَهُ بِلُطْفٍ وَ رَحْمَةٍ وَ صِلْ أَخَاكَ بِمَا يَجِبُ لِلْأَخِ عَلَی‌ أَخِيهِ.
undefined و اما حق اهل ملت تو به‌طور عموم، حسن نيت و مهربانی‌ به همه و نرمش با كردارشان و تأليف قلب و اصلاح آنها است ...پس برای‌ همه دعا كن و همه را ياری‌ كن و از هر كدام نسبت به خود مقامی‌ منظور دار،بزرگتر را پدر خود بدان و خرد سال را فرزند و ميانه حال را چون برادر و هر كدام نزد تو آمدند با لطف و رحمت از آنها دلجوئی‌ كن و با برادرت به حقوق برادری‌ رفتار كن.
undefined تحف العقول (ابن شعبه حرّانی): فرازی از رساله حقوق - ص۲۶۹

undefined️ undefinedundefined به قول حاج قاسم, اُشهد باللهکه آقای شهید ما، حد اعلای تحقق این فراز از رساله حقوق امام سجاد علیه السلام بود...


@justhadis110

۳۰۱

۴:۰۵

۹ مهر
undefined مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
undefined أَلاَ وَ هِيَ اَلْمُتَصَدِّيَةُ اَلْعَنُونُ.
undefined آگاه باشيد! دنياى حرام چونان عشوه‌گر هرزه‌اى است كه تسليم نشود (و به کسی کام ندهد) (ترجمه دشتی) بدانيد كه دنيا مثل زن بدنامى است كه خود را به مردان نشان مى‌دهد و بعد روى بر مى‌گرداند (و کام نمی‌دهد). (ترجمه ارفع)
undefined نهج البلاغه (سید رضی): فرازی از خطبه ۱۹۱
undefined عالم ربانی آیت الله سید حسین یعقوبی قائنی رضوان الله:
undefined شبی در عالم رؤیا دیدم زن فاحشه‌ای به من سلام کرده و دست داد. بنده هم بدون اینکه اشکالی به نظرم برسد با او دست دادم! ابتدا از این خواب خیلی تعجب کردم، ولی بعد از آنکه تعبیر شد متوجه شدم که خداوند مطلبی را به این طریق تفهیم فرموده تا سبب پرهیز بیشتر حقیر گردد.روز بعد به یکی از آشنایان که از فرو رفتگان در دنیا بود و چندان مقید به رعایت حلال و حرام هم نبود برخورد کردم. سلام کرد و به حقیر دست داد. همزمان با جواب سلام همین‌که دستم در دست او قرار گرفت متذکر خواب خود شده، فهمیدم وی همان کسی است که در خواب دیده‌ام!بعد از آنکه در معنای آن تامل کردم متوجه شدم چون او خواهان دنیا است و طالب دنیا در واقع مؤنث است، به صورت زن ممثل گردیده، و از آنجا که از حلال و حرام دنیا پرهیز ندارد او را به صورت فاحشه دیده‌ام. البته اگر محبت اهل بیت علیهم‌السلام در دل او نمی‌بود حتی به صورت انسان هم دیده نمی‌شد.از دیگر اموری که باعث از دست رفتن حالات معنوی می‌شود مجالست و برخورد با افراد نااهل است.
undefined سفینة الصادقین: فصل تاثیر اعمال بر نفس، ص۴۴۴و۴۴۵
undefined دنیا به هیچ‌کس کام نداده... عارفی دنیا را به صورت دختر باکره‌ی زیبایی دید، پرسید: تو کیستی؟ گفت: دنیا هستم. سؤال کرد: شوهر کرده‌ای؟ پاسخ داد: شوهران زیادی داشته‌ام. پرسید: پس چرا هنوز باکره مانده‌ای؟ گفت: آنها که خواستگار من شدند و مرا گرفتند مرد نبودند و مردها نیز اصلا به سراغ من نیامدند؛ لذا هم‌چنان باکره مانده‌ام.
undefined سفینه الصادقین: فصل علوم غریبه، ص۶۳۴

@justhadis110

۲۲۸

۹:۲۸