بازارسال شده از ثقلین و دیگر هیچ...
1_17876718089.mp3
۰۳:۱۷-۴.۶ مگابایت
متن عربی این فقره فوقالعاده از دعای وداع ماه مبارک رمضان را میتوانید در این لینک مشاهده فرمایید.
@justhadis110
۱۶:۰۳
بازارسال شده از بخوان و بیاندیش
معنیاش در آیه ذیل به وضوح بیان شده:
«و لن ترضى عنك اليهود و لا النصارى حتى تتبع ملتهم (بقره: ۱۲۰)هرگز یهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، تا [بهطور کامل تسلیم خواستههاى آنها شوى و] از آنها پیروى کنى.»
این معنى مذاکره با طاغوتى مثل آمریکا را رهبر معظّم انقلاب به وضوح بارها بیان فرمودند؛به عنوان نمونه:
مذاکرهى با آمریکا مشکلى را حل نمىکند. اگر حاضرید باج بدهید، نه یک بار، نه دو بار، پشت سر هم، در همهى مسائل اساسى، و از همهى خطوط قرمزتان عبور کنید، بله، آن وقت آمریکا با شما دیگر کارى ندارد، مثل دوران پهلوى. (۱۴۰۱/۰۹/۰۵)
خوب، حالا اگر در ظاهر مذاکره نکردیم اما در عمل عقبنشینى کردیم از مواضع حق و درست خود، نتیجه چه خواهد شد؟ به صراحت نبى اکرم صلیاللهعلیهوآله نتیجه را چنین بیان فرمودند:
من ترک الجهاد ألبسه الله عز و جل ذلًا و فقرًا فى معیشته و محقًا فى دینه
هر کس جهاد را ترک کند، خداى عزّ و جلّ خوارى و فقر در معیشت دنیا و نابودى در دین را برایش مقرر مىکند!
الکافى (ثقة الاسلام کلینى): ج۵، ص۲
قرآن کریم هم براى بىاعتنایى به این فرامین صریح خدا در باب مقاومت و جهاد در برابر دشمن را به صراحت چنین بیان داشته است: «أفتؤمنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض... (بقره: ۸۵) آیا شما به پارهاى از کتاب ایمان مىآورید، و به پارهاى دیگر کفر مىورزید؟ پس جزاى هر کس از شما که چنین کند، جز خوارى در زندگى دنیا چیزى نخواهد بود و در آخرت...»
و در جاى دیگر فرموده:
«و من یولهم یومئذ دبره إلا متحرفًا لقتال... (انفال: ۱۶) و هر کس در آن هنگام (هنگام نبرد و جهاد با دشمن) به آنها پشت کند (و فرار کند) - مگر آنکه هدفش کنارهگیرى از میدان براى حمله مجدد، و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد - (چنین کسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد؛ و جایگاه او جهنم، و چه بد جایگاهى است!»
رهبر معظّم انقلاب با استناد به همین منطق روشن و قانون تکوینى بیان شده در قرآن کریم مىفرمایند:
...حرکت جنگ روانى دشمن وقتى در عرصهى نظامى وارد مىشود، نتیجهاش ترس است، عقبنشینى است که قرآن کریم این عقبنشینى را در واقع موجب غضب الهى بیان کرده و تبیین کرده؛ و من یولهم یومئذ دبره إلا متحرفًا لقتال أو متحیزًا إلى فئة فقد باء بغضب من الله؛ اگر چنانچه در مقابل دشمنى که مهاجم به شما است ــ انواع مهاجم هست، حالا یک وقت مهاجم با شمشیر و در میدان، روبهرو و سینهبهسینه است، یک وقت مهاجم تبلیغاتى است، یک وقت مهاجم اقتصادى است، یک وقت مهاجم نظامى است با ابزارهاى جدید ــ عقبنشینىِ غیر تاکتیکى کردید ــ گاهى اوقات عقبنشینى هم یک تاکتیک است مثل پیشروى، که آن عیب ندارد: ...اگر غیر از این موارد عقبنشینى کردید، فقد باء بغضب من الله. در میدان نظامى اینجور است؛ در میدان سیاسى هم عیناً همینجور است [موجب خشم الهى مىشود]. (۱۴۰۳/۰۵/۲۴)
خوب، جریان نفاق و افراد سستایمان دنیادوست، مىگویند آقا ضرر و هزینهى این درگیرى بسیار بالاست!به قول قرآن کریم این منافقان شعارشان این است: «فترى الذین فى قلوبهم مرض یسارعون فیهم... (مائده: ۵۲) مىبینى کسانى که در دلهایشان مرض است در (دوستى با دشمنان)، بر یکدیگر پیشى مىگیرند، و مىگویند: «مىترسیم حادثهاى براى ما اتفاق بیفتد.»
منافقان نه تنها خودشان مىترسند، مؤمنانى که مىخواهند با دشمن جهاد کنند را نیز از قدرت دشمن مىترسانند:«الذین قال لهم الناس إن الناس قد جمعوا لکم... (آل عمران: ۱۷۳) [همان] کسانى که [بعضى از] مردم، به آنان گفتند: «دشمنان براى [حمله به] شما گرد آمدهاند؛ از آنها بترسید»! اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را بس است؛ و او بهترین حامى ماست».
علاوه بر آیات قرآن کریم و روایات حضرات معصومین علیهمالسلام که به صراحت بیان مىدارند که هزینهى دنیوى سازش و تسلیم (خسارت آخرتى جاى خود) بسیار بیشتر از مقاومت و ایستادگى در برابر دشمن است؛و تاریخ گذشته و معاصر هم بر این حقیقت قطعى صحه گذارده [بنگرید به وضع کوفیان بعد از آنکه به امیرالمؤمنین و امام حسن مجتبى علیهماالسلام صلح و مذاکره را تحمیل کردند که به چه خفت و خوارى دنیوى گرفتار شدند. بنگرید به وضع لیبى و سوریه و...]
رهبر معظّم انقلاب نیز این حقیقت را چنین مورد تأکید قرار مىدهند: مقاومت البته هزینه دارد، بدون هزینه نیست، اما هزینهى تسلیم در مقابل دشمن بیشتر است از هزینهى مقاومت....هزینهى تسلیم، هزینهى عدم مقاومت، از هزینهى مقاومت به مراتب بیشتر است؛ هزینهى مادى هم دارد، هزینهى معنوى هم دارد. (۱۳۹۸/۰۳/۱۴)
@readandthink
۲۱:۰۹
در این هنگام بود که خداوند نصرت خود را نازل کرد و قلوب فراریها نیز متحول شد، شرمنده شدند و به نبرد بازگشتند، غلاف شمشیرهای خود را شکستند و در حالی که میگفتند «لبیک، لبیک»، از کنار رسول خدا گذشتند و از اینکه با پیامبر روبرو شوند شرم داشتند، لذا مستقیماً به سوی پرچم [که دست امیرالمؤمنین بود] رفتند و به ایشان ملحق شدند.و بدینگونه یاریِ خداوند نازل شد و دشمن شکست خورد....و این همان فرمودهی خداوند است: «لقد نصرکم الله فی مواطن کثیرة و یوم حنین... (توبه:۲۵)» (یقیناً که خداوند شما را در جبهههای بسیاری یاری کرد و (از جمله) در روز حنین…).
رهبر شهید انقلاب - ۱۳۹۷/۱۲/۲۳
و راه درست این است: بذل تمام توان در مقابله با دشمنان خدا، بدون تکیه و دلخوشی به این توان و تلاش. بدون مغرور شدن، بدون طلبکاری از خدا، و در عین حال با تضرع به درگاه الهی و توسل به اولیائش. این است که زمینهساز نزول رحمت و نصرت پیروزیبخش میشود.
یادمان هست که: ما از خدا طلبی نداریم. اگر امروز پرچم اسلام به دست ماست و در مقابل بزرگترین طاغوتها و دشمنان امام زمان ارواحنا فداه میایستیم، به توفیق خود خداست.اگر تا این لحظه در جبهه حق و مطابق رضای حق کاری کردهایم، همه به توفیق اوست.
و تحت هیچ شرایطی—چه در پیروزی، چه در شکست—نباید طلبکارانه به درگاهش برویم. بلکه از سر خضوع محض، با روحیه تعبد و تسلیم، به مانند رسول خدا صلی الله علیه و آله که تمام تلاش خود را کردند و در نهایت به این مضمون فرمودند: خدایا، ما همین هستیم. بندگانت همین هستند. هر چه خواهی بکن ما تسلیم هستیم.
و البته به خدا گمان خیر داریم، چنانکه خودش از ما خواسته: «به من گمان خیر داشته باشید.»و به وعدههایش اطمینان داریم که وعدهاش حق است، چنانکه رهبر شهیدمان فرمودند:
ما در شکست دشمن شک نداریم؛ بنده هیچ تردیدی ندارم. هر کسی که با معارف اسلامی آشنا باشد میداند که «ان تنصروا الله ینصرکم (محمد:۷)»، «و لینصرنَّ الله من ینصره (حج:۴۰)»،و «و ما النّصر الّا من عند الله (آلعمران:۱۲۶)»،اینها مسلّم است و در این تردیدی نیست. میدانیم که شکست میخورند؛ میدانیم که سرنوشت رئیسجمهور کنونی هم بهتر از سرنوشت اَسلافش نخواهد بود؛ این هم مثل همانها در تاریخ گم خواهد شد و جمهوری اسلامی سربلند باقی خواهد ماند؛ در این هیچ تردیدی نداریم. ولیکن طبق سنّت الهی، یک وظایفی بر عهدهی ما است؛ هرگز این نتیجهی قطعی که پیشرفت و نصرت الهی نسبت به جمهوری اسلامی است، نباید ما را از وظایفمان غافل کند. یک وظایفی بر عهدهی ما است که اگر این وظایف را انجام ندهیم، نمیتوانیم به آن نتایج مطمئن باشیم؛ باید وظیفهمان را انجام بدهیم.
۱۳۹۷/۰۳/۰۲
@justhadis110
۱۱:۴۷
و استدعا دارم برای هر کسی که میتوانید ارسال کنید!!!!!
فرمایشاتی بسیار دقیق، کاملاً منطبق بر آیات و روایات و سنت الهی...
وقتی در آن لحظهای که یقین دارید حتماً شکست خواهید خورد، باز به تلاش و کوشش ادامه دادید آن وقت پیروزی و فتح نصیبتان خواهد شد
@readandthink
@justhadis110
۲:۵۰
پ.ن: وطن، خانه است!
در ادامه هم خطاب به این مردان بیغیرت بهانهجو برای فرار از مقابله با دشمن میفرمایند:
...يَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَ لَا رِجَالَ...
...ای مردنماهای نامرد...
@justhadis110
۲۳:۳۱
به دو نمونه بارز در قرآن اشاره میکنیم:
۱. داستان ناقه (شتر) حضرت صالح و قوم ثمود
قرآن کریم در سوره شمس، آیه ۱۴ میفرماید: «فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوَّاهَا»(پس او را دروغگو خواندند و آن شتر را پی کردند [کشتند]، پس پروردگارشان آنان را به خاطر گناهشان عذاب کرد و با خاک یکسان ساخت.)
توضیح: از نظر تاریخی، فقط یک نفر شتر حضرت صالح را کشت. اما قرآن میفرماید «فَعَقَرُوهَا» (آن را کشتند - به صورت جمع).امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ۲۰۱ نهجالبلاغه دقیقاً با استناد به همین آیه میفرمایند: «ای مردم! رضایت و نارضایتی است که مردم را در گروهی جمع میکند. شتر ثمود را تنها یک نفر دستوپابرید، امّا خداوند همه را عذاب کرد، زیرا همه به عمل او راضی بودند.»
۲. نسبت دادن قتل پیامبران به یهودیان عصر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)قرآن در سوره آل عمران، آیه ۱۸۳ خطاب به یهودیان زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) میفرماید:«...قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»(بگو: قطعا پیش از من پیامبرانی با دلایل آشکار... برای شما آمدند؛ اگر راست میگویید، پس چرا آنها را کشتید؟)
توضیح: یهودیانِ زمان پیامبر، هیچ پیامبری را نکشته بودند، بلکه این نیاکان آنها در قرنها پیش بودند که پیامبران را به قتل رساندند. اما چون این افراد به کار نیاکان خود راضی بودند و رفتار آنها را تایید میکردند، خداوند در قرآن فعل «کشتن» را به خود آنها نسبت میدهد و میفرماید: «چرا شما آنها را کشتید؟».
بنابراین، در منطق قرآن، رضایت قلبی به یک عمل (خوب یا بد)، انسان را در پاداش یا کیفر آن عمل شریک میکند.
روایات ذیل این آیات نیز دقیقاً مؤيد و مبین همین معنا هست:
این دو روایت شریف، به زیباترین شکل ممکن ارتباط میان آن آیات قرآنی و قاعده «اشتراک در عمل به واسطه رضایت قلبی» را تفسیر و تبیین میکنند.
۱. حدیث امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه ۱۸۳ سوره آل عمران: «...قَالَ (علیه السلام): کَانَ بَیْنَ الْقَاتِلِینَ وَ الْقَائِلِینَ خَمْسُمِائَةِ عَامٍ فَأَلْزَمَهُمُ اللَّهُ الْقَتْلَ بِرِضَاهُمْ مَا فَعَلُوا.»بین قائلین (یهودیانی که در زمان پیامبر این سخن را میگفتند) و قاتلین (اجدادشان که پیامبران را کشتند) پانصد سال فاصله است، اما خداوند به آنها نسبت قتل میدهد؛ چون به این کار (عمل اجدادشان) راضی بودند.»الکافی (ثقة الاسلام کلینی): ج۲، ص۴۰۹
۲. حدیث امیرالمؤمنین امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در تفسیر ماجرای ناقه صالح:«...وَ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ الْغَضَبُ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ صَالِحٍ وَاحِدٌ فَأَصَابَهُمْ بِعَذَابِهِ بِالرِّضَا...»«...ای مردم! محورِ جمعکننده مردم (آنچه آنها را در یک گروه قرار میدهد) رضایت و خشم است. ای مردم! همانا ناقه حضرت صالح (علیه السلام) را تنها یک نفر پی کرد (کشت)، اما همه آنها به خاطر رضایتداشتن به آن کار، به عذاب گرفتار شدند...»الغیبة (نعمانی): ص۲۷
نتیجهگیری:این دو فراز نورانی، به صراحت نشان میدهند که بُعد زمان و مکان، و همچنین دخالت مستقیم فیزیکی، شروط قطعی برای شریک بودن در یک عمل نیستند؛ بلکه «رضایت» (الرضا) به تنهایی کافی است تا خداوند فرد را در زمره انجامدهندگان آن کار (چه خیر و چه شر) قرار دهد.
@justhadis110
۲۳:۳۴
بازارسال شده از بخوان و بیاندیش
در متون اسلامی سه اصل در کنار هم آمده است:
۱. صلح اگر ممکن باشد و رضای خدا هم در آن باشد، پذیرفتنی است. ۲. اما آمادگی نظامی باید دائمی و روزافزون باشد.۳. و احتمال خیانت دشمن حتی در زمان پیمان باید در نظر گرفته شود و همهی برنامهریزیها و اقدامات بر این اساس باشد.
به همین دلیل در فقه و اندیشه سیاسی اسلامی معمولاً گفته میشود: صلح به معنای غفلت نیست؛ بلکه همراه با آمادگی و مراقبت و کسب حداکثر توان در همهی زمینهها، برای فرض شکست صلح از سوی دشمن است.
@justhadis110
۳:۵۳
بازارسال شده از بخوان و بیاندیش
همچنین خطاب به خبرنگارهای غربی که از ایشان دربارهی ریزشهای انقلاب پرسیده بود، میفرماید:
شما، بهجز هرزهها هیچکس زیر چترتان و پرچمتان نخواهد ماند و ما تمام پاکان جهان را از چنگ شما بیرون میآوریم.
ما با شما عالَم را قسمت میکنیم. پاکان عالم را از شما خواهیم گرفتو شما هرزههای ما را از ما خواهید گرفت؛هرزههای ما برای شما و پاکان عالَم برای ما.
اگر در عمق اروپا و آمریکا یا حتی در درون اسرائیل، #پاکی هست، بالاخره از صفوف شما خارج خواهد شد و به ما خواهد پیوست؛ و اگر در درون خانههای ما، #ناپاکی وجود داشته باشد، بالاخره از بین ما خارج خواهد شد و به شما خواهد پیوست. این قرار ما با شما.قرآن میفرماید: «لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ».
@justhadis110
۲۲:۲۱
بازارسال شده از ثقلین و دیگر هیچ...
1_18284281821.mp3
۰۷:۴۲-۳.۵۶ مگابایت
@justhadis110
۸:۱۲
@justhadis110
۲۱:۲۷
قسمت اول:
رهبر شهید انقلاب قدّسسرّه:
شما اگر روایت نکنید، دشمن روایت میکند؛...هر جور دلش میخواهد؛ توجیه میکند، دروغ میگوید، آن هم ۱۸۰ درجه خلاف واقع...
بیانات مورخ: ۱۴۰۰/۰۹/۲۱
در باب ضرورت اقناع عمومی در موقعیتهای ابهامزا که از روی ظواهر امر زمینه برای اتهامزنی و بدگمانی و تردید شکل میگیرد؛چه در عرصه اجتماعیو چه به خصوص در عرصه نبرد در بستر جنگ نرم که دشمن نیز به عمد میخواهد روایتسازی کند:
روایت شده است که رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله با یکی از همسران خود سخن میگفت که مردی از کنار ایشان عبور کرد. پس رسول خدا او را فراخواند و فرمود:«ای فلانی، این همسر من، صفیه است.»آن مرد گفت: «ای رسول خدا! اگر به کسی هم گمان [بد] میبردم، قطعاً به شما گمان [بد] نمیبردم.»پیامبر فرمود: «همانا شیطان در فرزند آدم همانند جریان خون، روان است.ترسیدم که در دلهای شما چیزی (از بدگمانی و سوءظن) بیافکند.»
قَدْ رُوِيَ: «أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كَلَّمَ إِحْدَى نِسَائِهِ فَمَرَّ بِهِ رَجُلٌ، فَدَعَاهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ قَالَ: يَا فُلَانُ هَذِهِ زَوْجَتِي صَفِيَّةُ....
محجة البيضاء (فیض کاشانی): ج۳، ص۳۷۸
مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ.
کسی که خود را در جایگاهها و مواضع تهمت قرار دهد، نباید کسی را که به او گمان بد برده است، سرزنش کند (بلکه باید خود را ملامت نماید).
نهج البلاغه (سید رضی): حکمت ۱۵۹
این حدیث به صراحت بیان میکند که «حفظ آبرو» و «جلوگیری از سوءظن»، یک مسئولیت دوطرفه است. همانطور که اسلام به دیگران دستور میدهد «گمان بد نبرید» (اجتنبوا کثیرا من الظن)، به خود شخص هم دستور میدهد که رفتار، گفتار و رفتوآمدهایش به گونهای نباشد که بذر شک و سوءظن را در دل دیگران بکارد.اگر کسی بیاحتیاطی کرد و در معرض اتهام قرار گرفت، مقصر اصلی خود اوست.
دوستی در همین ایام از من پرسید:یک سؤال تاریخی دارم علی، واقعاً سوادشم ندارمزمان امام علی علیه السلامایشون روحی فداه، معاویه هر دروغی بر ضد ایشون میگفت رو تکذیب میکردن یا واکنش نشون میدادن؟
در جواب عرض میکنم:بدیهی است که حضرت در برابر دستگاه رسانهای لحظه به لحظه دروغپرداز معاویه، واکنش لحظه به لحظه به تک تک دروغپردازیها نداشتنداما در برابر تمام دروغهای استراتژیک دشمنان، و ابهامات اساسی پیش آمده برای کسانی که به ظاهر خودی محسوب میشدند یا برای تبیین کسانی که در جبههی دشمن بودند، و برای روشنگری تاریخ مکرر در مکرر روشنگریهای اساسی داشتند که همین روشنگریها که چه به صورت نامه و چه به صورت خطبه بیان شده، بخش عمدهای از کتابهایی نظیر نهجالبلاغه و الغارات را شامل شده است!ایشان در هر برههای بیانات بسیار روشنگری دارند و اتمام حجت برای دوست و دشمن!در تبیین چرایی کنارهگیری از خلافتی که حق مسلم خدادادی به ایشان بوددر تبیین چرایی پذیرش خلافت بعد از سالها کنارهگیری اجباری از آندر قبل و حین و بعد از جنگ جمل، برای سپاه دشمن و سپاه خودی و مردمدر قبل و حین و بعد از جنگ صفین، باز برای سپاه دشمن و سپاه خودی و مردمدر قبل و حین و بعد از جنگ نهروان، باز برای سپاه دشمن و سپاه خودی و مردمو در تمام دوران غارات (حد فاصل جنگ نهروان تا شهادتشان) برای مردم و سپاه خودی!قطرهای از دریای این دروغها و ابهامات استراتژیک که بیان حضرت در تبیین آنها در نهجالبلاغه ثبت است:
جنگ جمل (فتنه ناکثین / پیمانشکنان)بزرگترین شبهه: چگونه با چهرههای سرشناس اسلام (طلحه و زبیر) و همسر پیامبر (عایشه) بجنگیم؟ آیا این جنگ با خود اسلام نیست؟ حق با کیست؟ و وظیفه چیست؟نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۱۳۷ و حکمت ۲۶۲
جنگ صفین (فتنه قاسطین / ستمگران)بزرگترین شبهه: سپاه معاویه قرآنها را بر نیزه کردند و گفتند: «بیایید شمشیرها را زمین بگذاریم و قرآن بین ما حکم کند». این شبهه سپاه امام را فلج کرد. سپاهیان گفتند ما با قرآن نمیجنگیم!نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۱۲۲
جنگ نهروان (فتنه مارقین / خوارج)بزرگترین شبهه: خوارج شعار میدادند: «لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ» (هیچ حکومتی و فرمانی جز برای خدا نیست). آنها میگفتند پذیرش داوری انسانها در دین (در ماجرای صفین) کفر است و علی باید توبه کند. این شعارِ به ظاهر قرآنی، عوام را فریب میداد.نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۴۰
ادامهی مطلب در قسمت دوم
شما اگر روایت نکنید، دشمن روایت میکند؛...هر جور دلش میخواهد؛ توجیه میکند، دروغ میگوید، آن هم ۱۸۰ درجه خلاف واقع...
جنگ جمل (فتنه ناکثین / پیمانشکنان)بزرگترین شبهه: چگونه با چهرههای سرشناس اسلام (طلحه و زبیر) و همسر پیامبر (عایشه) بجنگیم؟ آیا این جنگ با خود اسلام نیست؟ حق با کیست؟ و وظیفه چیست؟نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۱۳۷ و حکمت ۲۶۲
جنگ صفین (فتنه قاسطین / ستمگران)بزرگترین شبهه: سپاه معاویه قرآنها را بر نیزه کردند و گفتند: «بیایید شمشیرها را زمین بگذاریم و قرآن بین ما حکم کند». این شبهه سپاه امام را فلج کرد. سپاهیان گفتند ما با قرآن نمیجنگیم!نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۱۲۲
جنگ نهروان (فتنه مارقین / خوارج)بزرگترین شبهه: خوارج شعار میدادند: «لَا حُكْمَ إِلَّا لِلَّهِ» (هیچ حکومتی و فرمانی جز برای خدا نیست). آنها میگفتند پذیرش داوری انسانها در دین (در ماجرای صفین) کفر است و علی باید توبه کند. این شعارِ به ظاهر قرآنی، عوام را فریب میداد.نمونه سند از بیانات روشنگر حضرت: نهج البلاغه: خطبه ۴۰
ادامهی مطلب در قسمت دوم
۷:۰۲
قسمت دوم:
دوران الغارات (حملات ایذایی معاویه پس از صفین)بزرگترین شبهه (بیماریِ اجتماعی): پس از صفین و نهروان، مردم کوفه خسته شده بودند.شبهه آنها این بود که جنگ بس است! چرا باید مدام بجنگیم؟ وقتی سپاه معاویه به مرزها حمله میکرد (الغارات)، کوفیان بهانهتراشی میکردند (هوا سرد است، هوا گرم است) و معتقد بودند با ترک مخاصمه، امنیت و رفاه دنیا بهتر حفظ میشود.
امیرالمؤمنین در این دوران با شدیدترین لحن، پیامدهای ترک جهاد و انفعال در برابر دشمن غدّار را تبیین کردند و فرمودند دشمنی که به مرزهای شما طمع کرده، با سکوت شما متوقف نمیشود.نمونه سند (خطبه ۲۷ نهجالبلاغه):
«...مَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ… فَيَا عَجَباً! عَجَباً وَ اللَّهِ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنِ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ… أَغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ يَغْزُوكُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِيَ قَوْمٌ قَطُّ فِي عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا...»
كسى كه جهاد را از روى بىميلى ترك كند، خداوند لباس ذلّت و خوارى را در همین دنیا بر او مىپوشاند… شگفتا! شگفتا! به خدا سوگند، اتحاد اين قوم (شامیان) بر باطلِ خود، و پراكندگى شما از حقِّ خود، دل را مىميراند و غصه را جلب مىكند… با آنها بجنگيد پيش از آنكه با شما بجنگند؛ به خدا سوگند، هيچ قومى در عمق خاک و خانه خود مورد حمله قرار نگرفت، مگر اينكه خوار و ذليل شد...
این نمونه اسناد قطراتی از دریای تبیینگریهای حضرت برای اقناع و تنویر افکار عمومی و تبیین حق در بستر تاریخ بوده است!اگر امام علیه السلام به دروغهای معاویه و شبهات و ابهامات اساسی و مهمی که توسط دشمنان و یا جاهلان منتشر میشد واکنش نشان نمیداد، امروز نهجالبلاغهای پر از خطبههای روشنگرانه و نامههای مستدل نداشتیم.
سیره اهلبیت، سکوت در برابر تحریفِ حقایق و اتهاماتِ باطل نبوده و رها کردن افکار عمومی نبوده است؛ چه در مسائل جنگی و چه در مسائل مربوط به دوران جنگ...
️ بدیهی است که رهبر معظّم انقلاب در این شرایط فوق امنیتی نمیتوانند لحظه به لحظه کار تنویر و تبیین را صورت دهند و به قدر مقدور به بهترین نحو و مبسوط در عطفهای زمانی این مهم را انجام میدهند؛ولی سایر مسئولان رده بالای کشور که تریبون حقیقی و مجازی دارند، بایدیکپارچههمگراغیر متناقضروشنگر و ابهامزدامتقنو به هنگام در قبال عملیات رسانهای دشمن به تنویر و تبیین اقدام نمایند...
برای مطالعه قسمت اول کلیک فرمایید
@justhadis110
دوران الغارات (حملات ایذایی معاویه پس از صفین)بزرگترین شبهه (بیماریِ اجتماعی): پس از صفین و نهروان، مردم کوفه خسته شده بودند.شبهه آنها این بود که جنگ بس است! چرا باید مدام بجنگیم؟ وقتی سپاه معاویه به مرزها حمله میکرد (الغارات)، کوفیان بهانهتراشی میکردند (هوا سرد است، هوا گرم است) و معتقد بودند با ترک مخاصمه، امنیت و رفاه دنیا بهتر حفظ میشود.
امیرالمؤمنین در این دوران با شدیدترین لحن، پیامدهای ترک جهاد و انفعال در برابر دشمن غدّار را تبیین کردند و فرمودند دشمنی که به مرزهای شما طمع کرده، با سکوت شما متوقف نمیشود.نمونه سند (خطبه ۲۷ نهجالبلاغه):
«...مَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّلِّ… فَيَا عَجَباً! عَجَباً وَ اللَّهِ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنِ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ… أَغْزُوهُمْ قَبْلَ أَنْ يَغْزُوكُمْ فَوَاللَّهِ مَا غُزِيَ قَوْمٌ قَطُّ فِي عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا...»
كسى كه جهاد را از روى بىميلى ترك كند، خداوند لباس ذلّت و خوارى را در همین دنیا بر او مىپوشاند… شگفتا! شگفتا! به خدا سوگند، اتحاد اين قوم (شامیان) بر باطلِ خود، و پراكندگى شما از حقِّ خود، دل را مىميراند و غصه را جلب مىكند… با آنها بجنگيد پيش از آنكه با شما بجنگند؛ به خدا سوگند، هيچ قومى در عمق خاک و خانه خود مورد حمله قرار نگرفت، مگر اينكه خوار و ذليل شد...
این نمونه اسناد قطراتی از دریای تبیینگریهای حضرت برای اقناع و تنویر افکار عمومی و تبیین حق در بستر تاریخ بوده است!اگر امام علیه السلام به دروغهای معاویه و شبهات و ابهامات اساسی و مهمی که توسط دشمنان و یا جاهلان منتشر میشد واکنش نشان نمیداد، امروز نهجالبلاغهای پر از خطبههای روشنگرانه و نامههای مستدل نداشتیم.
برای مطالعه قسمت اول کلیک فرمایید
@justhadis110
۷:۰۲
ادامه مطلب در قسمت دوم
@justhadis110
۹:۱۹
برای مطالعه قسمت اول کلیک فرمایید
@justhadis110
۹:۱۹
«یعنی باید توجه کند که علم و اطلاعاتش است را از چه کسی فرا میگیرد و کسب میکند».
@justhadis110
۱۸:۱۰
پ.ن: دقت کنید، اینجا نبی اکرم نفرمودند که برادری و رفاقت با چنین کسانی او را ممکن است انسان را به کفر و فجور بکشاند! نه!رسول خدا صلی الله علیه و آله، به صراحت فرمودند: برادری با کافر و رفاقت با فاجر، باعث میشود که خود انسان کافر و فاجر باشد (نه در آینده بشود)!این حقیقت بسیار تکاندهنده، در صریح آیات قرآن کریم نیز بیان شده است در آیهی ۱۴۰ از سورهی نساء خدای متعال میفرماید:
@justhadis110
۸:۳۲
حال ممکن است این پرسش پیش بیاید که مگر شیطان به جهت کبر و خودپسندی و عجبی که داشت از درگاه الهی رانده نشدپس چرا گفت:قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ (حجر:۳۹)گفت: «پروردگارا! به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [نعمتهاى مادّى را] در زمين در نظر آنها جلوه مىدهم، و بهيقين همگى را گمراه خواهم ساخت».چرا گفت خدا مرا گمراه کرد؟
ترازو زمانی میتواند وزن صحیح را نشان دهد که شاهین دو کفه، بیطرف و در نصف فاصله قرار گرفته باشد؛ همانطور که قاضی باید در نصف فاصله طرفین دعوا بایستد. اگر کسی شاهین ترازو را در ده سانتیمتری یک کفه و یک متری کفه دیگر قرار دهد، طبیعتاً وزنهی یک کیلوگرمی در این کفه با ده کیلوگرم در کفهی دیگر هم تراز میشود؛ چرا که بازوی ترازو ده برابر شده و وزن را ده برابر نشان میدهد، کسانی که در قضاوت خود با دیگران در میانه نیستند اگر به کسی یک کیلو احسان کنند، آن را در کفهای که بازوی آن طولانی است میگذارند و آن را ده کیلو میبینند و اگر به کسی خسارتی وارد کردند آن را در کفه کوتاه بازو قرار میدهند و یکدهم آنچه هست میبینند...
وقتی که رابطهاش با خدا را نیز با آن ترازو اندازهگیری کند، اگر کمی در راه خدا بر او فشار وارد شود آن را میگذارد در آن کفهی بازوی بلند و آن را صد برابر میبیند و این همه نعمت و لطفی را که خدا به او کرده است میگذارد در آن کفه بازوی کوتاه و آنها را یک صدم میبیند. در این حالت او خودش را طلبکار هم میبیند، از همین روست که وقتی بعضیها با هم قهر میکنند، دیگر آشتیکنان صورت نمیگیرد. دو طرفی که میخواهند با هم آشتی کنند اول باید ترازوهایشان را اصلاح کنند و حسابهایشان را با ترازوهای صحیح بکشند در آن صورت بین آنها اصلاح میشود.
@justhadis110
۱۰:۲۷
1_26499653618.pdf
۳.۹۲ مگابایت
@bidari110
۹:۳۹
سپس فرمود: بهراستى كه دو مؤمن يكديگر را ملاقات مینمايند و سپس خدا را یاد میکنند و بعد، فضایل ما اهل بیت را بازگو میکنند،پس با اینکار بر صورت ابليس گوشتى باقى نمیماند، مگر اينكه شکافته میشود و فرومیریزد، تا آنكه روحش (نه فقط جسمش) از شدت آنچه باعث درد و رنج و آزار او میشود (که اثر این زیارت دو مؤمن برای خداست)، ناله و زاری و فریاد و اظهار عجز میکند، پس ملائكه آسمان و دربانان بهشت آن عجز و لابهاش را مىفهمند و وى را لعنت میكنند، تا آنكه هیچ فرشته مقرّبى باقى نمیماند مگر آنكه او را لعنت میكند، پس به این سبب این لعنها، رانده شده و رنج ديده و دور گشته و مطرود فرو میافتد.
أَنْكَى:زیانبارتر / دردناکتر / کوبندهتر.از ریشه نكاية یعنی: ضربه زدن شدید به دشمن.
تَخَدَّدُ:شکافته میشود / پاره میشود / ترک میخورد.ریشه: خدد به معنی شکاف عمیق در گوشت یا صورت.
خَاسِئاً:خوار / ذلیل / راندهشده.
حَسِيراً:ناتوان / فرسوده / درمانده.
مَدْحُوراً:رانده شده / طرد شده.
پ.ن: این حدیث شریف نمایان میسازد:شیطان بسیار بیشتر از میزان ضربه و آسیبی که از:عبادت فردی صرف و ریاضتهای فردی میبیند، از پیوند ایمانیِ اجتماعیِ خدا محور آسیب میبیند!و اینکه در حدیث شریف آمده است:يَذْكُرَانِ اللَّهَثُمَّ يَذْكُرَانِ فَضْلَنَااین نشان میدهد:محور، توحید است؛ اما توحید برای حقیقی بودن فقط و فقط باید از مسیر ولایت عبور کند!
و اگر کسی بخواهد از وسوسهها در امان بماند از بهترین و مؤثرترین راههایش این است که:رابطههای ایمانی واقعی بسازد و در حفظ و تعمیق آن بکوشد
@justhadis110
۱۰:۵۴
یعنی (ای عزیز شکست ناپذیر، ای آمرزنده، گناهان من و همه مردان و زنان مؤمن را بيامرز، كه گناهان کسی جز تو نمیآمرزد.)
پ.ن: این نماز
اول بايد از جميع معاصى توبهی صحيحى كنيد. و براى اين كار اگر حال توبه داريد نماز روز #يكشنبه_ماه_ذيقعده را كه مرحوم محدث قمى در اعمال آن ماه نقل كرده، بخوانيد.و اگر حال توبه نداريد ابتدا حال را تحصيل كنيد.و راهش اين است كه هر روز در ساعتى معين و در جاى خلوتى افرادى را كه قبلاً مىشناختيد و از دنيا رفتهاند به ياد آورده، فكر كنيد كه الآن آنها كجا رفتهاند؟و در آنجا به چه چيز احتياج دارند؟و همين طور فكر را ادامه داده تا كمكم حال انزجار از دنيا پيدا شود.و نماز مذكور را #بعد از آن بخوانيد.
[از ميان اعمال اين ماه (ذی القعده)، نماز توبه در روز يکشنبه اهميت ويژه دارد و ظاهراً به اين ماه و به اولين يکشنبه آن نيز اختصاص ندارد.]
@justhadis110
۹:۵۶