این زخم را با خود به گور میبریم؛مگر در رجعت باشیم و التیام یابد با بودن در کنار خودشان و در رکاب آقا و صاحب و مولایشان...
@readandthink
۹:۲۹
بازارسال شده از ثقلین و دیگر هیچ...
1_26499653618.pdf
۳.۹۲ مگابایت
@bidari110
۹:۴۲
ادعای ترامپ:
«با توجه به درخواست پاکستان و سایر کشورها، موفقیت نظامی عظیمی که در طول کارزار علیه کشور ایران به دست آوردیم و همچنین پیشرفت بزرگی که به سمت یک توافق کامل و نهایی با نمایندگان ایران حاصل شده است،
به توافق متقابل رسیدهایم که در حالی که محاصره به قوت خود باقی خواهد ماند، «پروژه آزادی» (حرکت کشتیها از طریق تنگه هرمز) برای مدت کوتاهی متوقف شود تا ببینیم آیا توافق میتواند نهایی و امضا شود یا خیر.»
پ.نتنها راست این از سگ نجستر این عبارته:پروژه آزادی» (حرکت کشتیها از طریق تنگه هرمز) برای مدت کوتاهی متوقف شد
و کل این جفنگیات را بافته که یک روایت پیروزی در توجیه عدم توان بازگشایی تنگههرمز با رغم همهی جفتکپراکنیهایش بسازد
فقط ایکاش در این جنگ رسانهای روایتسازی از میدان و اقناع عمومی کمی بهتر عمل میکردیم؛دقیقترش و صادقانهترش، ایکاش خیلی بهتر عمل میکردیم...
پ.ن:در باب دلیل از سگنجستر بودن ترامپ:
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ اَلْكَلْبِ وَ إِنَّ اَلنَّاصِبَ لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ أَنْجَسُ مِنْهُ.
خداوند تبارك و تعالی مخلوقی نجستر از سنگ نيافريده و ناصبی از سگ نجستر است.
علل الشرایع (شیخ صدوق): ج۱، ص۲۹۲
حال، ناصبی کیست:
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
لَيْسَ النَّاصِبُ مَنْ نَصَبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، لِأَنَّكَ لَا تَجِدُ رَجُلًا يَقُولُ أَنَا أُبْغِضُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، وَ لَكِنَّ النَّاصِبَ مَنْ نَصَبَ لَكُمْ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّكُمْ تَتَوَلَّوْنَا وَ أَنَّكُمْ مِنْ شِيعَتِنَا.
ناصبی کسی نیست که با ما اهلبیت دشمنی کند، زیرا تو کسی را نمییابی که بگوید من بغض محمد و آل محمد را دارم، بلکه ناصبی کسی است که با شما [شیعیان] دشمنی کند در حالی که میداند شما تولی به ولایت ما دارید و از شیعیان ما هستید.
معانی الأخبار (شیخ صدوق): ج۱، ص۳۶۵
@readandthink
«با توجه به درخواست پاکستان و سایر کشورها، موفقیت نظامی عظیمی که در طول کارزار علیه کشور ایران به دست آوردیم و همچنین پیشرفت بزرگی که به سمت یک توافق کامل و نهایی با نمایندگان ایران حاصل شده است،
به توافق متقابل رسیدهایم که در حالی که محاصره به قوت خود باقی خواهد ماند، «پروژه آزادی» (حرکت کشتیها از طریق تنگه هرمز) برای مدت کوتاهی متوقف شود تا ببینیم آیا توافق میتواند نهایی و امضا شود یا خیر.»
پ.نتنها راست این از سگ نجستر این عبارته:پروژه آزادی» (حرکت کشتیها از طریق تنگه هرمز) برای مدت کوتاهی متوقف شد
و کل این جفنگیات را بافته که یک روایت پیروزی در توجیه عدم توان بازگشایی تنگههرمز با رغم همهی جفتکپراکنیهایش بسازد
فقط ایکاش در این جنگ رسانهای روایتسازی از میدان و اقناع عمومی کمی بهتر عمل میکردیم؛دقیقترش و صادقانهترش، ایکاش خیلی بهتر عمل میکردیم...
پ.ن:در باب دلیل از سگنجستر بودن ترامپ:
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ اَلْكَلْبِ وَ إِنَّ اَلنَّاصِبَ لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ أَنْجَسُ مِنْهُ.
خداوند تبارك و تعالی مخلوقی نجستر از سنگ نيافريده و ناصبی از سگ نجستر است.
علل الشرایع (شیخ صدوق): ج۱، ص۲۹۲
حال، ناصبی کیست:
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:
لَيْسَ النَّاصِبُ مَنْ نَصَبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، لِأَنَّكَ لَا تَجِدُ رَجُلًا يَقُولُ أَنَا أُبْغِضُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ، وَ لَكِنَّ النَّاصِبَ مَنْ نَصَبَ لَكُمْ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّكُمْ تَتَوَلَّوْنَا وَ أَنَّكُمْ مِنْ شِيعَتِنَا.
ناصبی کسی نیست که با ما اهلبیت دشمنی کند، زیرا تو کسی را نمییابی که بگوید من بغض محمد و آل محمد را دارم، بلکه ناصبی کسی است که با شما [شیعیان] دشمنی کند در حالی که میداند شما تولی به ولایت ما دارید و از شیعیان ما هستید.
معانی الأخبار (شیخ صدوق): ج۱، ص۳۶۵
@readandthink
۱۰:۲۰
هر چی عباس عبدی و همپیالههایش بیشتر باطن متعفن افکار تهوعآور خود رو بیرون بدهندبیشتر مردم عمق شگرف عظمت تنها التماس خمینی کبیر از ملت را که فرمود:"من التماس میکنم به ملت ایران، من دست ملت ایران را میبوسم،...این غربزدهها را کنار بگذارند؛عدهشان خیلی زیاد هم نیست، اما فضولیشان زیاد است؛ عده زیاد نیست، ادعایشان زیاد است!"خواهند دانست به خصوص بعد از شهادت آقایی که بارها و بارها ایرادات بنیادین هستهی فکری مرکزی این جریان زالوصفتِ رانتی را تذکّر دادند و تبیین کردند.
به عقب برنمیگردیماز روی این اقلیت رانتی زالوصفت عبور میکنیم
@bidari110
به عقب برنمیگردیماز روی این اقلیت رانتی زالوصفت عبور میکنیم
@bidari110
۱۳:۲۵
بازارسال شده از علی مصباحی
وزنهبرداری قهرمانان جوانان جهان در مصر الان قهرمان شدیمو اشکم در آمد از غمچونناخودآگاه گفتم با خودم الان آقا پیام میدن... و بعد اشکم درآمد...
۱۳:۲۷
در باب امام جمعه محترم رشت:
اگر کسی فک کنه با به یه ور گرفتن و عادی انگاری حرام خدا (کشف حجاب علنی آن هم در فضایی نظیر تجمعات) میشه برای خدا کار کرد (و تا این حد هدف وسیله رو توجیه میکنه!!!!!)خوب اصلاً فهم درستی از خدا و دین خدا و تکوین عالم نداره
اینکه کلا بیخیال حرامِ بَیِّن و آشکار و علنی بشیم خریت محضه!و برخی از اینا پول میگیرن برای اینکه بیان این هنجارشکنی خلاف شرع و به تعبیر رهبر شهیدمان حرام سیاسی رو تو دل انقلابیون بکنن
یه سریشونم خوب جاهل هستن در این زمینهاز سر آگاهی یا غفلت علنی حکم خدا رو زیر پاشون له میکنن در عرصه حجاب و مرتکب این حرام سیاسی میشن!
منتها اینها مهمترین بخش مسئله نیستمهمترین بخشش اینه: به گواه صریح آیات قرآن کریم و روایات، اگر برای مذهبی این ارتکاب حرام علنی عادی شد!از اساس قوای فهم حق و باطلش آسیب میبینهخودشم شروع میشه نفهم شدن...
از نظر دین خدابیحجابی منکر و حرام قطعی است (به تعبیر رهبر شهیدمان حرام سیاسی است)و از نظر دین خدا و حقایق تکوینی عالمقرآن کریم و مولی علی فرمودهانداگر کسی نهی از منکر و برائت قلبی از منکر را در مرحله قلبش هم انجام ندهدو منکر و حرامی در نظرش عادی شود، این امر باعث میشود تا قلب و بصیرتش زیر و رو شود
یعنی قلبی که ظرف پذیرش حق هست شروع میکند به زیر و رو شدن و به هر میزان زیر و رو بشه به همان نسبت یه سری حقایق رو دیگه قبول نمیکنه
و بصیرت عامل شناخت درست و غلط استاگر زیر و رو شد شخص غلط رو درست میبینه و درست و غلط
لذا خودمانیاش میشه اینکه:عدم واکنش نسبت به منکر، فارغ از اینکه واکنش باید چه باشد؛ (مثلا اگر طرف غافل است به سیره اهل بیت، با محبت و تبیین؛اگر آگاه معاند است به قول رسول خدا اقلش را ترشرویی و اخم کردن و روگرداندنو... سایر مراتبی که برای واکنش نسبت به منکر بیان شده)نتیجهی این عدم واکنش نسبت به منکر و حرام علنی، طبق آنچه بیان شدمیشود، نفهمتر شدن اهل ایمان و آسیب به حقپذیریشون و قوای تشخیص درست و غلطشان.
@readandthink
اگر کسی فک کنه با به یه ور گرفتن و عادی انگاری حرام خدا (کشف حجاب علنی آن هم در فضایی نظیر تجمعات) میشه برای خدا کار کرد (و تا این حد هدف وسیله رو توجیه میکنه!!!!!)خوب اصلاً فهم درستی از خدا و دین خدا و تکوین عالم نداره
اینکه کلا بیخیال حرامِ بَیِّن و آشکار و علنی بشیم خریت محضه!و برخی از اینا پول میگیرن برای اینکه بیان این هنجارشکنی خلاف شرع و به تعبیر رهبر شهیدمان حرام سیاسی رو تو دل انقلابیون بکنن
یه سریشونم خوب جاهل هستن در این زمینهاز سر آگاهی یا غفلت علنی حکم خدا رو زیر پاشون له میکنن در عرصه حجاب و مرتکب این حرام سیاسی میشن!
منتها اینها مهمترین بخش مسئله نیستمهمترین بخشش اینه: به گواه صریح آیات قرآن کریم و روایات، اگر برای مذهبی این ارتکاب حرام علنی عادی شد!از اساس قوای فهم حق و باطلش آسیب میبینهخودشم شروع میشه نفهم شدن...
از نظر دین خدابیحجابی منکر و حرام قطعی است (به تعبیر رهبر شهیدمان حرام سیاسی است)و از نظر دین خدا و حقایق تکوینی عالمقرآن کریم و مولی علی فرمودهانداگر کسی نهی از منکر و برائت قلبی از منکر را در مرحله قلبش هم انجام ندهدو منکر و حرامی در نظرش عادی شود، این امر باعث میشود تا قلب و بصیرتش زیر و رو شود
یعنی قلبی که ظرف پذیرش حق هست شروع میکند به زیر و رو شدن و به هر میزان زیر و رو بشه به همان نسبت یه سری حقایق رو دیگه قبول نمیکنه
و بصیرت عامل شناخت درست و غلط استاگر زیر و رو شد شخص غلط رو درست میبینه و درست و غلط
لذا خودمانیاش میشه اینکه:عدم واکنش نسبت به منکر، فارغ از اینکه واکنش باید چه باشد؛ (مثلا اگر طرف غافل است به سیره اهل بیت، با محبت و تبیین؛اگر آگاه معاند است به قول رسول خدا اقلش را ترشرویی و اخم کردن و روگرداندنو... سایر مراتبی که برای واکنش نسبت به منکر بیان شده)نتیجهی این عدم واکنش نسبت به منکر و حرام علنی، طبق آنچه بیان شدمیشود، نفهمتر شدن اهل ایمان و آسیب به حقپذیریشون و قوای تشخیص درست و غلطشان.
@readandthink
۴:۰۵
بازارسال شده از حامد عبدوس
سنگ قبری بدون تاریخ تولد... اما قصه این قبر، قصه مادر و فرزندی است از شهر میناب، از مدرسه به خون و آتش نشسته ی شجره طیبه.قصه معلمی که شش ماهه باردار بود. قرار بود نام پسرش را محمد بگذارد اما قداره کشان دوران، حق به آغوش کشیدن فرزندش را از او گرفتند.به قبر فرزندش نگاه کن، قبری بی تاریخ تولد، ولی با تاریخ شهادت.هر قبرستانی داستان های خودش را دارد اما آدمیزاد تاب شنیدن قصه برخی قبرها را ندارد.
۵:۰۲
برخی میگویند شما چرا این حساسیت در مسئلهی بیحجابی را در مسئلهی اوضاع بانکهای ما ندارید؟ که شائبهی ربوی بودن دارد.
در پاسخ عرض میکنیم:سوالاز نظر شماآیا الان در جامعه از منظر مؤمنانقبح رباخواری علنیو قبح بیحجابی یکی است؟
و آیا در جامعه به نظر شمارباخواری علنی (نه به شکل عقود اسلامی که واقعا ذات ربا را متفاوت میکند به حکم فقهایی مثل رهبر شهیدمان)و بیحجابی علنی (که حرام سیاسی است از منظر رهبر شهیدمان)به یک میزان آشکارا انجام میشود و با افتخار و علنی؟
اگر بگویید بلهخوب من دیگر عرضی ندارم (چون انکار بدیهی جایی باقی نمیگذاره)
اگر بگید خیرخوب تحلیل من از أشد الذنوب پاسخ شماست و ابهامی نیستچنانچه نبوده و عرض را کرده بودم خدمت شما
این هم توضیح تفصیلی بنده در این خصوص،مسئله واضح است اگر کسی بخواهد مطلب را متوجه شود البته:
مسئلهارتباط میان تجاهر به گناه و نابودیِ حقیقتِ ایمان است.
۱. استخفاف؛ گناهی که «تبدیل میشود به شدیدترین گناه»همانطور که عرض شد، مخربترین عمل، کوچک شمردن گناه است. روایت مشهور امیرالمؤمنین علیه السلام مبنای این تحلیل است:«أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ»(شدیدترین گناهان، آن است که گناهکار آن را ناچیز و سبک بشمارد.)
امام رضا علیه السلام میفرمایندوقتی کسی از سر بیاعتنای یا خدایی نکرده افتخار مرتکب گناه میشود، این جنسش معصیت نیست، جنسش کفر است، انکار اصل قبح است.متفاوت است از کسی قائل است به گناه بودن عملش ولی انجام میدهد.
۲. تجاهر؛ تیرِ خلاص به «حیا» و «ایمانِ جامعه»مهمترین نشانهی استخفاف گناه «علنی بودن» آن گناه است. در منطق شرع، «متجاهر به فسق» (کسی که علنی گناه میکند) حرمت ندارد. چرا؟ چون او علاوه بر عصیانِ شخصی، در حال «عادیسازیِ عصیان» در سطح جامعه است.
- گناهِ پنهان یا گناه غیر صریح، قلبِ فرد را سیاه میکند.- گناهِ علنی (مثل بیحجابیِ عمدی با ژست افتخار)، «اتمسفرِ بندگی» را در جامعه مسموم میکند.وقتی گناهی علنی شد و با «لذت و افتخار» همراه گشت، و عملاً هیچ واکنش خاصی مؤمنان نسبت به آن نداشتند، یعنی «مرزِ میانِ حق و باطل» در ذهن جامعه جابجا شده است؛ و این همان «اثر وضعی مخرب» است که در روایات و آیات قرآن کریم شدیدترین هشدارها نسبت به آن بیان شده است. یعنی زوال قابلیت حقپذیری قلبو زوال قابلیت تشخیص درست از غلط بصیرت
۳. چرا «حرام سیاسی» مخربتر است؟دلیل اینکه رهبر شهید بر «بیحجابی علنی» به عنوان یک حرام سیاسی تأکید داشتند، دقیقاً همین منطقِ است. بیحجابی علنی، گناهی است که:۱. قبحش به عمد شکسته شده.۲. علنی انجام میشود.۳. غالباً با تفاخر و لذتِ کاذب (لذتِ دیده شدن یا عصیانگری) همراه است.
این ترکیب، ایمانِ جامعه را از درون تهی میکند؛ چون «حیا» که طبق روایات «لا ایمانَ لِمَن لا حیاءَ لَهُ» (کسی که حیا ندارد ایمان ندارد) است را هدف میگیرد.
نتیجهی بحث:اگر رباخواری امروز «علنی» و «با افتخار» انجام نمیشود، یعنی هنوز بارقهای از حیا یا ترس از قضاوت در آن هست؛ اما اگر بیحجابی «علنی و با تفاخر» رخ میدهد، یعنی حقیقتِ ایمانِ جامعه در این نقطه موردِ وحشیانهترین تهاجم قرار گرفته است.
به قول مولی علی، «أشدّ الذنوب» آنجاست که عصیانگر، به جای شرمساری، «پرچمِ عصیان» را بالا میبرد. اینجاست که انفعال و عدم واکنشِ از جنس نهی از منکر (با هر مدلش (مدلش مورد بحث نیست))، به معنای پذیرشِ «فروپاشیِ حقیقتِ ایمان» و بدترین مرض برای جامعهی ایمان یعنی «استحاله» است.و استحاله همان است که رهبر شهیدمانو خمینی کبیر فرمودند با بیشترین ترکیب که اگر رخ داداسلام یک سیلیای میخورد و ضربهای میخورد که دیگر به این آسانیها امکان جبران ندارد...
و السلام علی من اتبع الهدی
یا علی مدد
@readandthink
در پاسخ عرض میکنیم:سوالاز نظر شماآیا الان در جامعه از منظر مؤمنانقبح رباخواری علنیو قبح بیحجابی یکی است؟
و آیا در جامعه به نظر شمارباخواری علنی (نه به شکل عقود اسلامی که واقعا ذات ربا را متفاوت میکند به حکم فقهایی مثل رهبر شهیدمان)و بیحجابی علنی (که حرام سیاسی است از منظر رهبر شهیدمان)به یک میزان آشکارا انجام میشود و با افتخار و علنی؟
اگر بگویید بلهخوب من دیگر عرضی ندارم (چون انکار بدیهی جایی باقی نمیگذاره)
اگر بگید خیرخوب تحلیل من از أشد الذنوب پاسخ شماست و ابهامی نیستچنانچه نبوده و عرض را کرده بودم خدمت شما
این هم توضیح تفصیلی بنده در این خصوص،مسئله واضح است اگر کسی بخواهد مطلب را متوجه شود البته:
مسئلهارتباط میان تجاهر به گناه و نابودیِ حقیقتِ ایمان است.
۱. استخفاف؛ گناهی که «تبدیل میشود به شدیدترین گناه»همانطور که عرض شد، مخربترین عمل، کوچک شمردن گناه است. روایت مشهور امیرالمؤمنین علیه السلام مبنای این تحلیل است:«أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ»(شدیدترین گناهان، آن است که گناهکار آن را ناچیز و سبک بشمارد.)
امام رضا علیه السلام میفرمایندوقتی کسی از سر بیاعتنای یا خدایی نکرده افتخار مرتکب گناه میشود، این جنسش معصیت نیست، جنسش کفر است، انکار اصل قبح است.متفاوت است از کسی قائل است به گناه بودن عملش ولی انجام میدهد.
۲. تجاهر؛ تیرِ خلاص به «حیا» و «ایمانِ جامعه»مهمترین نشانهی استخفاف گناه «علنی بودن» آن گناه است. در منطق شرع، «متجاهر به فسق» (کسی که علنی گناه میکند) حرمت ندارد. چرا؟ چون او علاوه بر عصیانِ شخصی، در حال «عادیسازیِ عصیان» در سطح جامعه است.
- گناهِ پنهان یا گناه غیر صریح، قلبِ فرد را سیاه میکند.- گناهِ علنی (مثل بیحجابیِ عمدی با ژست افتخار)، «اتمسفرِ بندگی» را در جامعه مسموم میکند.وقتی گناهی علنی شد و با «لذت و افتخار» همراه گشت، و عملاً هیچ واکنش خاصی مؤمنان نسبت به آن نداشتند، یعنی «مرزِ میانِ حق و باطل» در ذهن جامعه جابجا شده است؛ و این همان «اثر وضعی مخرب» است که در روایات و آیات قرآن کریم شدیدترین هشدارها نسبت به آن بیان شده است. یعنی زوال قابلیت حقپذیری قلبو زوال قابلیت تشخیص درست از غلط بصیرت
۳. چرا «حرام سیاسی» مخربتر است؟دلیل اینکه رهبر شهید بر «بیحجابی علنی» به عنوان یک حرام سیاسی تأکید داشتند، دقیقاً همین منطقِ است. بیحجابی علنی، گناهی است که:۱. قبحش به عمد شکسته شده.۲. علنی انجام میشود.۳. غالباً با تفاخر و لذتِ کاذب (لذتِ دیده شدن یا عصیانگری) همراه است.
این ترکیب، ایمانِ جامعه را از درون تهی میکند؛ چون «حیا» که طبق روایات «لا ایمانَ لِمَن لا حیاءَ لَهُ» (کسی که حیا ندارد ایمان ندارد) است را هدف میگیرد.
نتیجهی بحث:اگر رباخواری امروز «علنی» و «با افتخار» انجام نمیشود، یعنی هنوز بارقهای از حیا یا ترس از قضاوت در آن هست؛ اما اگر بیحجابی «علنی و با تفاخر» رخ میدهد، یعنی حقیقتِ ایمانِ جامعه در این نقطه موردِ وحشیانهترین تهاجم قرار گرفته است.
به قول مولی علی، «أشدّ الذنوب» آنجاست که عصیانگر، به جای شرمساری، «پرچمِ عصیان» را بالا میبرد. اینجاست که انفعال و عدم واکنشِ از جنس نهی از منکر (با هر مدلش (مدلش مورد بحث نیست))، به معنای پذیرشِ «فروپاشیِ حقیقتِ ایمان» و بدترین مرض برای جامعهی ایمان یعنی «استحاله» است.و استحاله همان است که رهبر شهیدمانو خمینی کبیر فرمودند با بیشترین ترکیب که اگر رخ داداسلام یک سیلیای میخورد و ضربهای میخورد که دیگر به این آسانیها امکان جبران ندارد...
و السلام علی من اتبع الهدی
یا علی مدد
@readandthink
۶:۱۳
از همین چرت و پرت آخوندی احمق! معلومه که بستن تنگه هرمز کار حقی بوده
عبارتُ اُخرای جفنگیات آخوندی اینه کهاین طرح که تدبیر شخص رهبر معظّم انقلاب استبا تحلیل آخوندی اثبات میکند کهآیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر معظّم انقلاب مجری طرحهای اسرائیل است...
@readandthink
عبارتُ اُخرای جفنگیات آخوندی اینه کهاین طرح که تدبیر شخص رهبر معظّم انقلاب استبا تحلیل آخوندی اثبات میکند کهآیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر معظّم انقلاب مجری طرحهای اسرائیل است...
@readandthink
۶:۲۷
بازارسال شده از CAR ONLINE
وزارت خارجه امریکا :
ما ملت دعا و با خدایی هستیم
مکآدامز تحلیلگر و مدیر موسسه در کالیفرنیا :
"تو ۱۷۵ کودک کوچک را در حملهای دو ضربهای کشتی. با من درباره خدا صحبت نکن. خدای تو شیطان است"
ما ملت دعا و با خدایی هستیم
مکآدامز تحلیلگر و مدیر موسسه در کالیفرنیا :
"تو ۱۷۵ کودک کوچک را در حملهای دو ضربهای کشتی. با من درباره خدا صحبت نکن. خدای تو شیطان است"
۶:۱۵
بازارسال شده از کانال گیزمیز 💯
سفارت ایران در ارمنستان با انتشار پیامی در واکنش به تولد دختر سخنگوی کاخ سفید نوشت:
۶:۱۵
رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله سید علی خامنهای رضوان الله تعالی علیه:
حجاب یک ضرورت شریعتی است؛ شریعت است؛ ضرورت شرعی است؛ یعنی هیچ تردیدی در وجوب حجاب وجود ندارد؛این را همه باید بدانند. این که حالا خدشه کنند، شبهه کنند که آیا حجاب هست، لازم است، ضروری است، نه، جای خدشه و شبهه ندارد؛یک واجب شرعی است که باید رعایت بشود.[1]
در مسئلهی پوشش، حجاب محدودیّتِ شرعی و قانونی است؛ آنجا محدودیّتِ دولتی نیست، قانونی است و شرعی است؛ کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است؛ هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی است.[2]
پولهای زیادی خرج میکنند، فعّالیّت زیادی میکنند، صدها رسانه را -از انواع و اقسام رسانهها- به کار میگیرند برای اینکه بتوانند روی این نقطهی حسّاس، [یعنی] نقطهی هویّت مستقلّ فرهنگیِ زنِ مسلمان، اثرگذاری کنند؛ ...[امّا] آنچه بنده را حسّاس میکند، این است که ناگهان شما میبینید از دهان یک گروهی از افرادی که جزو خواص محسوب میشوند، مسئلهی «حجاب اجباری» مطرح میشود؛معنایش این است که یک عدّهای نادانسته -حالا من میگویم نادانسته؛ انشاءالله نادانسته است- همان خطّی را دنبال میکنند که دشمن با آنهمه خرج نتوانسته است آن خط را در کشور به نتیجه برساند؛ همان خط را دارند دنبال میکنند؛ در بین اینها روزنامهنگار هست، در بین اینها روشنفکرنما هست، در بین اینها آخوند و معمّم هست.
...حالا آقا از آن طرف درآمده [میگوید] که «آقا! این گناه که مثلاً از غیبت بزرگتر نیست؛ چرا شما در مقابل غیبت کسی را تعقیب نمیکنید، در مقابل این [کار] که مثلاً روسری را بردارد یا بیحجاب باشد، تعقیب میکنید». ببینید چه [خطایی]؟ عدم تشخیص؛ آنچه انسان [از آن] رنج میبرد، این است که تشخیص نیست.ما که نگفتیم اگر کسی در خانهی خودش در مقابل نامحرم روسریاش را برداشت، ما او را تعقیب میکنیم؛ [خیر] ما او را تعقیب نمیکنیم، در خانهی خودش است، کار شخصی میکند. آن کاری که در ملأ انجام میگیرد، در خیابان انجام میگیرد، یک کار عمومی است، یک کار اجتماعی است، یک تعلیم عمومی است؛ این [خطا]، برای حکومتی که به نام اسلام بر سرِ کار آمده است تکلیف ایجاد میکند.حرام کوچک و بزرگ ندارد؛ آنچه حرام شرعی است نبایستی بهصورت آشکار در کشور انجام بگیرد.[3]
امروز، ...شیوههای باورپذیر کردن پیام را ...با پشتیبانی علمیِ روانشناسی و امثال اینها رایج کردند؛ جوری حرف میزند، جوری فیلم درست میکند، جوری صحنهسازی میکند، جوری در روزنامه تیتر میزند که کسی که ملاحظه میکند، تردید نمیکند که این درست است؛ در حالی که صد درصد غلط است.ما امروز با اینها مواجهیم. اگر از این چیزها غفلت کردیم، ...دچار عارضهای میشویم که جبرانش بهآسانی ممکن نیست؛ نمیگویم محال است امّا بهآسانی ممکن [نیست] و دچار استحالهی فرهنگی میشویم.اگر لاسمحالله استحالهی فرهنگی پیش بیاید، درست کردنش، جبران کردنش دیگر کار یک ذرّه و دو ذرّه نیست.امام در یک مواردی مکرّر میفرمودند که اگر چنین اتّفاقی بیفتد، اسلام یک سیلیای خواهد خورد که تا سالهای متمادی اثرش بر روی او باقی خواهد ماند؛...اگر چنانچه ما غفلت بکنیم این پیش میآید... از گناهان بزرگ قبحزدایی میشود، عادی میشود.[4]
[1] بیانات در دیدار اقشار مختلف بانوان - ۱۴۰۱/۱۰/۱۴[2] بیانات در دیدار مسئولان نظام - ۱۴۰۲/۰۱/۱۵[3] بیانات در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام - ۱۳۹۶/۱۲/۱۷[4] بیانات در دیدار مبلغین و طلاب حوزههای علمیه سراسر کشور - ۱۴۰۲/۰۴/۲۱
@readandthink
حجاب یک ضرورت شریعتی است؛ شریعت است؛ ضرورت شرعی است؛ یعنی هیچ تردیدی در وجوب حجاب وجود ندارد؛این را همه باید بدانند. این که حالا خدشه کنند، شبهه کنند که آیا حجاب هست، لازم است، ضروری است، نه، جای خدشه و شبهه ندارد؛یک واجب شرعی است که باید رعایت بشود.[1]
در مسئلهی پوشش، حجاب محدودیّتِ شرعی و قانونی است؛ آنجا محدودیّتِ دولتی نیست، قانونی است و شرعی است؛ کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است؛ هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی است.[2]
پولهای زیادی خرج میکنند، فعّالیّت زیادی میکنند، صدها رسانه را -از انواع و اقسام رسانهها- به کار میگیرند برای اینکه بتوانند روی این نقطهی حسّاس، [یعنی] نقطهی هویّت مستقلّ فرهنگیِ زنِ مسلمان، اثرگذاری کنند؛ ...[امّا] آنچه بنده را حسّاس میکند، این است که ناگهان شما میبینید از دهان یک گروهی از افرادی که جزو خواص محسوب میشوند، مسئلهی «حجاب اجباری» مطرح میشود؛معنایش این است که یک عدّهای نادانسته -حالا من میگویم نادانسته؛ انشاءالله نادانسته است- همان خطّی را دنبال میکنند که دشمن با آنهمه خرج نتوانسته است آن خط را در کشور به نتیجه برساند؛ همان خط را دارند دنبال میکنند؛ در بین اینها روزنامهنگار هست، در بین اینها روشنفکرنما هست، در بین اینها آخوند و معمّم هست.
...حالا آقا از آن طرف درآمده [میگوید] که «آقا! این گناه که مثلاً از غیبت بزرگتر نیست؛ چرا شما در مقابل غیبت کسی را تعقیب نمیکنید، در مقابل این [کار] که مثلاً روسری را بردارد یا بیحجاب باشد، تعقیب میکنید». ببینید چه [خطایی]؟ عدم تشخیص؛ آنچه انسان [از آن] رنج میبرد، این است که تشخیص نیست.ما که نگفتیم اگر کسی در خانهی خودش در مقابل نامحرم روسریاش را برداشت، ما او را تعقیب میکنیم؛ [خیر] ما او را تعقیب نمیکنیم، در خانهی خودش است، کار شخصی میکند. آن کاری که در ملأ انجام میگیرد، در خیابان انجام میگیرد، یک کار عمومی است، یک کار اجتماعی است، یک تعلیم عمومی است؛ این [خطا]، برای حکومتی که به نام اسلام بر سرِ کار آمده است تکلیف ایجاد میکند.حرام کوچک و بزرگ ندارد؛ آنچه حرام شرعی است نبایستی بهصورت آشکار در کشور انجام بگیرد.[3]
امروز، ...شیوههای باورپذیر کردن پیام را ...با پشتیبانی علمیِ روانشناسی و امثال اینها رایج کردند؛ جوری حرف میزند، جوری فیلم درست میکند، جوری صحنهسازی میکند، جوری در روزنامه تیتر میزند که کسی که ملاحظه میکند، تردید نمیکند که این درست است؛ در حالی که صد درصد غلط است.ما امروز با اینها مواجهیم. اگر از این چیزها غفلت کردیم، ...دچار عارضهای میشویم که جبرانش بهآسانی ممکن نیست؛ نمیگویم محال است امّا بهآسانی ممکن [نیست] و دچار استحالهی فرهنگی میشویم.اگر لاسمحالله استحالهی فرهنگی پیش بیاید، درست کردنش، جبران کردنش دیگر کار یک ذرّه و دو ذرّه نیست.امام در یک مواردی مکرّر میفرمودند که اگر چنین اتّفاقی بیفتد، اسلام یک سیلیای خواهد خورد که تا سالهای متمادی اثرش بر روی او باقی خواهد ماند؛...اگر چنانچه ما غفلت بکنیم این پیش میآید... از گناهان بزرگ قبحزدایی میشود، عادی میشود.[4]
[1] بیانات در دیدار اقشار مختلف بانوان - ۱۴۰۱/۱۰/۱۴[2] بیانات در دیدار مسئولان نظام - ۱۴۰۲/۰۱/۱۵[3] بیانات در دیدار مداحان اهلبیت علیهمالسلام - ۱۳۹۶/۱۲/۱۷[4] بیانات در دیدار مبلغین و طلاب حوزههای علمیه سراسر کشور - ۱۴۰۲/۰۴/۲۱
@readandthink
۶:۲۹
رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله سید علی خامنهای رضوان الله تعالی علیه:
حجاب یک حکم شرعی و یک مسئلهی قانونی است و در این زمینه باید در درجهی اول، دستگاههای دولتی و حکومتی و مدیران آنها مراقبت کنند تا بر اساس قانون عمل شود. [1]
راجع به خانمهای به اصطلاح بدحجاب، خیلی بحث است. در رسانهها میگویند، روزنامهها مینویسند، حزبالّلهیها میگویند، خانوادهی شهدا هم هر وقت با آنها مینشینیم به ما شکایت میکنند. این، البته بحث دیگری است و تدابیر دیگری دارد. من عرض میکنم: در ادارات، خیلی از این خانمها هستند که شما اوّل باید مراقبت کنید، ترتیبی برای وضع حجابشان بدهید. یعنی مقیّد باشند به اینکه حجابشان را حفظ کنند. ما البته لباس خاصّی را به کسی تحمیل نمیکنیم. اگر سلیقهی من را سؤال کنند، من چادر را بر هر حجاب دیگری برای زن ترجیح میدهم. اما این، سلیقهی من است. حجاب، محلّ کلام است؛ محلّ حکم الهی است. خانمها، محجّبه، با مواظبت و بدون داشتن تظاهراتی از لاابالی گری ظاهر شوند. از کارهای خیلی بد این است که بعضی از خانمها ناخنهایشان را بلند میگذارند، کأنّهُ میخواهند مثلاً از فلان وسیلهی موسیقی استفاده کنند! شما که اهل این نیستید، ولی این تشبّه است. این تشبّه، چیز بدی است. «ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.» البته تقلید در امر تخصّصی، یک امر لازم است. آن، حکم عقل است. چیزی که بلد نیستیم، باید از آنکه بلد است یاد بگیریم و از او تبعیت و تقلید کنیم. اما نه تقلید در این آداب و رفتار و سنّتها و حرف زدن و کار کردن و نشست و برخاست کردن از این آدمهای لاابالی. یا مثلاً فرض کنید بعضی لاکهایی به ناخنهایشان میزنند. آدمی که اهل وضوست، نمیتواند این لاکها را بزند. اینها چیزهای واضحی است. باید مواظب و مقیّد باشند. خانمها را مواظبت کنید. مقیّدشان کنید. به آنها بگویید و تذکر بدهید. یا مثلاً در محیط کار، رفتارهای جلف زن و مرد نباید وجود داشته باشد. [2]
[1] بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت با رهبر انقلاب - 1398/05/30[2] بیانات در دیدار مسؤولان «آذربایجان شرقى» - 1372/05/07
حجاب یک حکم شرعی و یک مسئلهی قانونی است و در این زمینه باید در درجهی اول، دستگاههای دولتی و حکومتی و مدیران آنها مراقبت کنند تا بر اساس قانون عمل شود. [1]
راجع به خانمهای به اصطلاح بدحجاب، خیلی بحث است. در رسانهها میگویند، روزنامهها مینویسند، حزبالّلهیها میگویند، خانوادهی شهدا هم هر وقت با آنها مینشینیم به ما شکایت میکنند. این، البته بحث دیگری است و تدابیر دیگری دارد. من عرض میکنم: در ادارات، خیلی از این خانمها هستند که شما اوّل باید مراقبت کنید، ترتیبی برای وضع حجابشان بدهید. یعنی مقیّد باشند به اینکه حجابشان را حفظ کنند. ما البته لباس خاصّی را به کسی تحمیل نمیکنیم. اگر سلیقهی من را سؤال کنند، من چادر را بر هر حجاب دیگری برای زن ترجیح میدهم. اما این، سلیقهی من است. حجاب، محلّ کلام است؛ محلّ حکم الهی است. خانمها، محجّبه، با مواظبت و بدون داشتن تظاهراتی از لاابالی گری ظاهر شوند. از کارهای خیلی بد این است که بعضی از خانمها ناخنهایشان را بلند میگذارند، کأنّهُ میخواهند مثلاً از فلان وسیلهی موسیقی استفاده کنند! شما که اهل این نیستید، ولی این تشبّه است. این تشبّه، چیز بدی است. «ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.» البته تقلید در امر تخصّصی، یک امر لازم است. آن، حکم عقل است. چیزی که بلد نیستیم، باید از آنکه بلد است یاد بگیریم و از او تبعیت و تقلید کنیم. اما نه تقلید در این آداب و رفتار و سنّتها و حرف زدن و کار کردن و نشست و برخاست کردن از این آدمهای لاابالی. یا مثلاً فرض کنید بعضی لاکهایی به ناخنهایشان میزنند. آدمی که اهل وضوست، نمیتواند این لاکها را بزند. اینها چیزهای واضحی است. باید مواظب و مقیّد باشند. خانمها را مواظبت کنید. مقیّدشان کنید. به آنها بگویید و تذکر بدهید. یا مثلاً در محیط کار، رفتارهای جلف زن و مرد نباید وجود داشته باشد. [2]
[1] بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت با رهبر انقلاب - 1398/05/30[2] بیانات در دیدار مسؤولان «آذربایجان شرقى» - 1372/05/07
۶:۴۶
رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله سید علی خامنهای رضوان الله تعالی علیه:
در همهی دنیا مراقبت از محصولات فرهنگی و کتاب و مانند اینها وجود دارد؛ کجای دنیا است که وجود نداشته باشد؟ یکجا را به من نشان بدهید. این خانم ابتکار اینجا حاضر است؛ خود ایشان به من گفت کتابی که ایشان نوشته بود، در آمریکا امکان چاپ پیدا نکرد؛ هیچ ناشری حاضر نشد -نه اینکه آن ناشر آنقدر تعصّب داشته باشد؛ نه، اگر کتاب پرفروشی باشد، هر ناشری میآید این کار را انجام بدهد؛ [بلکه] از ترس و از مراقبت- تا بالاخره در کانادا مثلاً فرض کنید یک ناشری را پیدا میکند و آن ناشر، آن هم به نظرم با ترسولرز [چاپ کرد یا نکرد]؛ چون تفاصیلش را چند سال پیش ایشان میگفت، شاید جزئیّاتش یادم نمانده. اینها را بگویید تا این آقایان بدانند و بفهمند که اینجور نیست که اگر ما جلوی کتاب را گرفتیم، فقط آقای جنّتی است که این کار را میکند؛ نخیر، در آمریکا هم همین کار میشود، در اروپا هم همین کار میشود.راجع به هولوکاست کسی جرأت ندارد حرف بزند؛ خب هولوکاست که یک مسئلهی اعتقادی نیست. بله، وقتی نوبت به کاریکاتورهای اهانتآمیز به مقدّسات دینی اسلام میرسد، آنجا آقایان میشوند آزادیخواه و طرفدار آزادی بیان! امّا راجع به هولوکاست که پیش میآید، نه؛ آزادی بیان وجود ندارد. مسئلهی حجاب همینجور است،مسائل دیگر همینجور است؛ بله، هر کشوری یک اصولی دارد که این اصول باید مراقبت بشود و دستگاههای حاکمیّتی باید این اصول را رعایت کنند؛ رودربایستی ندارد. اگر چنانچه میبینید فلان تئاتر، فلان فیلم، فلان کتاب، فلان نشریّه با مبانی انقلاب و مبانی اسلام مخالف است، جلویش را بگیرید و با آن برخورد بکنید.حالا چگونه برخورد بکنید، آن یک بحث دیگر است، آن مربوط به دستگاهها است و نگاه کنید ببینید مقرّراتتان چه میگوید؛لکن رودربایستی نکنید و این را صریح بگویید.پس بنابراین خوراک فرهنگی سالم و جلوگیری از خوراک فرهنگی ناسالم و مضر، اساس کار است.
بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضاى هیأت دولت - 1394/06/04
در همهی دنیا مراقبت از محصولات فرهنگی و کتاب و مانند اینها وجود دارد؛ کجای دنیا است که وجود نداشته باشد؟ یکجا را به من نشان بدهید. این خانم ابتکار اینجا حاضر است؛ خود ایشان به من گفت کتابی که ایشان نوشته بود، در آمریکا امکان چاپ پیدا نکرد؛ هیچ ناشری حاضر نشد -نه اینکه آن ناشر آنقدر تعصّب داشته باشد؛ نه، اگر کتاب پرفروشی باشد، هر ناشری میآید این کار را انجام بدهد؛ [بلکه] از ترس و از مراقبت- تا بالاخره در کانادا مثلاً فرض کنید یک ناشری را پیدا میکند و آن ناشر، آن هم به نظرم با ترسولرز [چاپ کرد یا نکرد]؛ چون تفاصیلش را چند سال پیش ایشان میگفت، شاید جزئیّاتش یادم نمانده. اینها را بگویید تا این آقایان بدانند و بفهمند که اینجور نیست که اگر ما جلوی کتاب را گرفتیم، فقط آقای جنّتی است که این کار را میکند؛ نخیر، در آمریکا هم همین کار میشود، در اروپا هم همین کار میشود.راجع به هولوکاست کسی جرأت ندارد حرف بزند؛ خب هولوکاست که یک مسئلهی اعتقادی نیست. بله، وقتی نوبت به کاریکاتورهای اهانتآمیز به مقدّسات دینی اسلام میرسد، آنجا آقایان میشوند آزادیخواه و طرفدار آزادی بیان! امّا راجع به هولوکاست که پیش میآید، نه؛ آزادی بیان وجود ندارد. مسئلهی حجاب همینجور است،مسائل دیگر همینجور است؛ بله، هر کشوری یک اصولی دارد که این اصول باید مراقبت بشود و دستگاههای حاکمیّتی باید این اصول را رعایت کنند؛ رودربایستی ندارد. اگر چنانچه میبینید فلان تئاتر، فلان فیلم، فلان کتاب، فلان نشریّه با مبانی انقلاب و مبانی اسلام مخالف است، جلویش را بگیرید و با آن برخورد بکنید.حالا چگونه برخورد بکنید، آن یک بحث دیگر است، آن مربوط به دستگاهها است و نگاه کنید ببینید مقرّراتتان چه میگوید؛لکن رودربایستی نکنید و این را صریح بگویید.پس بنابراین خوراک فرهنگی سالم و جلوگیری از خوراک فرهنگی ناسالم و مضر، اساس کار است.
بیانات در دیدار رئیسجمهور و اعضاى هیأت دولت - 1394/06/04
۶:۴۹
رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله سید علی خامنهای رضوان الله تعالی علیه:
برای اینکه مرد به راحتی بتواند التذاذ ببرد از مسائل جنسی زن، این مثل یک سِیلی وارد کشورهای بیدفاع و بیحفاظ اسلامی شد از طرف غرب؛ کشور ما هم همینجور. خوشبختانه انقلاب آمد، جلوی این تا یک حدود زیادی گرفته شد و بایست جلوی این سد بشود؛این خطر بزرگی است؛ بلای عظیمی است. مسئلهی حجاب یکی از مقدّمات این کار است، مسئلهی پوشش و لباس همینجور، مسئلهی معاشرت زن و مرد و حدود معاشرت یکی از مقدّمات این است که این بلای بزرگ که هم بلای برای زن است و هم بلای برای مرد است -و البتّه شامل تحقیر زن هم هست، بدون اینکه ملتفت بشوند- سد بشود. امروز در دنیا عمداً به این مسئله دامن زده میشود. البتّه من اطّلاع دارم و خواندهام در نوشتجاتی، در مطبوعاتی، در کتابهایی که اندیشمندان غربی به تدریج دارند احساس ترس و احساس دهشت میکنند از این وضعیّت؛ که حق با آنها است، منتها دیر فهمیدند؛ دامن زدن به مسئلهی شهوت -که متمرکز بود روی مسئلهی زنها؛ و امروز میبینید که در دنیا بدتر از اینها دارد میشود، این مسئلهی همجنسبازی و همجنسگرایی و این ازدواجها و خانوادههای دو جنس مشابه و مانند اینها- اینها چیزهایی است که به زبان آسان میآید؛ اینها چالههای عظیم و عمیق و خطرناکی است پیش پای آن تمدّن و کسانی که آن تمدّن را دارند اداره میکنند و پیش میبرند؛ لغزشگاه عجیبی است، پدر اینها را درخواهد آورد؛ حالا این نیمهی راه است، نیمهی سراشیبی است. البتّه به نظر من قادر هم نیستند جلوی آن را بگیرند. یعنی مشکل آنها از این حرفها گذشته است. من چند سال پیش -هفت، هشت، ده سال قبل از این تقریباً- در مطبوعات کشورهای خارجی دیدم و خواندم و شنیدم که آمریکاییها دارند دنبال میکنند که از کتابهای فلان نویسندهی مثلاً رماننویسِ خانوادهنویس -که رمانهایش اطراف خانواده است- فیلم درست کنند برای اینکه بکشانند جهت فیلمسازی و فیلمبرداری و سینما و مانند اینها را به این جهت؛ خب، یک کارهایی هم کردهاند، دارند هم میکنند؛ امّا اینها مثل یک جریانهای باریکی است در مقابل یک سیل عظیمی که خودشان به دست خودشان راه انداختند؛ و دچارشان کرده است و بعد از این بیشتر دچارشان خواهد کرد. ما البتّه نسبت به این قضیّه فعلاً یک "مصونیّةٌما"ای داریم -به خاطر همین حجاب و همین چیزهایی که وجود دارد- منتها این را نبایستی دستِکم گرفت، بایستی این را بهجّد اهمّیّت داد. در همین مباحثی که خانمها اشاره کردید که دارید کار میکنید، این مسئلهی جاذبهی جنسی و خطر جاذبهی جنسی برای زن و برای مرد و برای جامعه و برای خانواده، این را به نظر من خیلی بایستی جدّی گرفت.خب، عرض کردیم گفتمان اسلام "زنِ حقیقی" است؛ این گفتمان را همانطور که اشاره کردم، بایستی ما به صورت تهاجمی مطرح کنیم. مطلقاً در موضع دفاعی قرار نگیرید. گفتند بعضی از خانمها که آن کسانی که دنبال مثلاً کنوانسیون زنان یا مؤسّسات وابسته به سازمان ملل هستند، تهدید میکنند که اگر چنین کنید، اگر چنان کنید ممکن است علیه شما قطعنامه صادر کنیم! خب به دَرَک! قطعنامه صادر کنند.گفتمان اسلامی در مورد زن را بایست با روحیّهی تهاجم، طلبگارانه مطرح کرد. اگر آنها گفتند که شما چرا به زن برای اینکه بتواند بیحجاب بگردد آزادی نمیدهید، باید گفت شما چرا این آزادی مضرّ و دهشتناک را میدهید، به آن شکلی که امروز در غرب وجود دارد. آنچه که امروز در غرب در زمینهی بیحفاظی و بیحجابی زن دارد دنبال میشود، واقعاً گاهی اوقات تصوّرش انسان را دچار دهشت میکند که چکار میخواهند بکنند، کجا دارند میروند؟ که لابد شماها خبرهایتان بیشتر از من است، ولی من هم اطّلاعات زیادی دارم در این زمینه که چه کارهایی دارد انجام میگیرد؛ در سطوح مختلف: از سطوح بالا، تا سطوح کار و معیشت متعارَف زندگی و شغل و این حرفها. خصوصیّات زن در این گفتمان گفته شود؛ کرامت زن، عزّت زن، ظرافت زن، نه فقط ظرافت جسمی بلکه ظرافت ساختمان فکری و عصبی و ظرافت کارکردی که باید بکند.
بیانات در دیدار جمعی از بانوان فرهیختهی حوزوی و دانشگاهی - 1392/02/21
برای اینکه مرد به راحتی بتواند التذاذ ببرد از مسائل جنسی زن، این مثل یک سِیلی وارد کشورهای بیدفاع و بیحفاظ اسلامی شد از طرف غرب؛ کشور ما هم همینجور. خوشبختانه انقلاب آمد، جلوی این تا یک حدود زیادی گرفته شد و بایست جلوی این سد بشود؛این خطر بزرگی است؛ بلای عظیمی است. مسئلهی حجاب یکی از مقدّمات این کار است، مسئلهی پوشش و لباس همینجور، مسئلهی معاشرت زن و مرد و حدود معاشرت یکی از مقدّمات این است که این بلای بزرگ که هم بلای برای زن است و هم بلای برای مرد است -و البتّه شامل تحقیر زن هم هست، بدون اینکه ملتفت بشوند- سد بشود. امروز در دنیا عمداً به این مسئله دامن زده میشود. البتّه من اطّلاع دارم و خواندهام در نوشتجاتی، در مطبوعاتی، در کتابهایی که اندیشمندان غربی به تدریج دارند احساس ترس و احساس دهشت میکنند از این وضعیّت؛ که حق با آنها است، منتها دیر فهمیدند؛ دامن زدن به مسئلهی شهوت -که متمرکز بود روی مسئلهی زنها؛ و امروز میبینید که در دنیا بدتر از اینها دارد میشود، این مسئلهی همجنسبازی و همجنسگرایی و این ازدواجها و خانوادههای دو جنس مشابه و مانند اینها- اینها چیزهایی است که به زبان آسان میآید؛ اینها چالههای عظیم و عمیق و خطرناکی است پیش پای آن تمدّن و کسانی که آن تمدّن را دارند اداره میکنند و پیش میبرند؛ لغزشگاه عجیبی است، پدر اینها را درخواهد آورد؛ حالا این نیمهی راه است، نیمهی سراشیبی است. البتّه به نظر من قادر هم نیستند جلوی آن را بگیرند. یعنی مشکل آنها از این حرفها گذشته است. من چند سال پیش -هفت، هشت، ده سال قبل از این تقریباً- در مطبوعات کشورهای خارجی دیدم و خواندم و شنیدم که آمریکاییها دارند دنبال میکنند که از کتابهای فلان نویسندهی مثلاً رماننویسِ خانوادهنویس -که رمانهایش اطراف خانواده است- فیلم درست کنند برای اینکه بکشانند جهت فیلمسازی و فیلمبرداری و سینما و مانند اینها را به این جهت؛ خب، یک کارهایی هم کردهاند، دارند هم میکنند؛ امّا اینها مثل یک جریانهای باریکی است در مقابل یک سیل عظیمی که خودشان به دست خودشان راه انداختند؛ و دچارشان کرده است و بعد از این بیشتر دچارشان خواهد کرد. ما البتّه نسبت به این قضیّه فعلاً یک "مصونیّةٌما"ای داریم -به خاطر همین حجاب و همین چیزهایی که وجود دارد- منتها این را نبایستی دستِکم گرفت، بایستی این را بهجّد اهمّیّت داد. در همین مباحثی که خانمها اشاره کردید که دارید کار میکنید، این مسئلهی جاذبهی جنسی و خطر جاذبهی جنسی برای زن و برای مرد و برای جامعه و برای خانواده، این را به نظر من خیلی بایستی جدّی گرفت.خب، عرض کردیم گفتمان اسلام "زنِ حقیقی" است؛ این گفتمان را همانطور که اشاره کردم، بایستی ما به صورت تهاجمی مطرح کنیم. مطلقاً در موضع دفاعی قرار نگیرید. گفتند بعضی از خانمها که آن کسانی که دنبال مثلاً کنوانسیون زنان یا مؤسّسات وابسته به سازمان ملل هستند، تهدید میکنند که اگر چنین کنید، اگر چنان کنید ممکن است علیه شما قطعنامه صادر کنیم! خب به دَرَک! قطعنامه صادر کنند.گفتمان اسلامی در مورد زن را بایست با روحیّهی تهاجم، طلبگارانه مطرح کرد. اگر آنها گفتند که شما چرا به زن برای اینکه بتواند بیحجاب بگردد آزادی نمیدهید، باید گفت شما چرا این آزادی مضرّ و دهشتناک را میدهید، به آن شکلی که امروز در غرب وجود دارد. آنچه که امروز در غرب در زمینهی بیحفاظی و بیحجابی زن دارد دنبال میشود، واقعاً گاهی اوقات تصوّرش انسان را دچار دهشت میکند که چکار میخواهند بکنند، کجا دارند میروند؟ که لابد شماها خبرهایتان بیشتر از من است، ولی من هم اطّلاعات زیادی دارم در این زمینه که چه کارهایی دارد انجام میگیرد؛ در سطوح مختلف: از سطوح بالا، تا سطوح کار و معیشت متعارَف زندگی و شغل و این حرفها. خصوصیّات زن در این گفتمان گفته شود؛ کرامت زن، عزّت زن، ظرافت زن، نه فقط ظرافت جسمی بلکه ظرافت ساختمان فکری و عصبی و ظرافت کارکردی که باید بکند.
بیانات در دیدار جمعی از بانوان فرهیختهی حوزوی و دانشگاهی - 1392/02/21
۶:۵۷
یک نکتهی دیگر این است که زنان فعّالِ در جبههی انقلاب، یک روزی نقشآفرینی برجستهای کردند -هم اندکی پیش از پیروزی انقلاب، هم در اوائل انقلاب، هم در دوران جنگ تحمیلی- و از خودشان حضور نمایانی نشان دادند؛ نگذارید حضور نمایان زنان فعّال در جبههی انقلاب کمرنگ بشود. دیگران در مواجههی با انقلاب و معارضهی با انقلاب سعی میکنند از عنصر زن و زنانِ کارآمد استفاده کنند؛ جبههی انقلاب، زنان کارآمد و فعّال و زبانآور و نویسنده و عالِم و دانشمند بمراتب بیشتر دارد؛ خانمهایی که اهل اِقدامند، اهل فکرند، اهل نگارش و نویسندگیاند، اهل سخن گفتنند، اهل فکر دادنند، صحنهی انقلاب و دفاع از انقلاب را خالی نگذارند؛ این یک نکته است. و نکتهی آخر را هم با این جمله من تکمیل و تتمیم کنم که برای پیشرفت آنچه که در مورد زن ما عرض میکنیم و از شماها میشنویم و فکر میشود، حتماً بایستی صداوسیما یک نقش صددرصدی ایفا کند. این را اعتقاد داریم ما و سفارش میکنیم، حتماً بایستی صداوسیما یک نقش صددرصدیای ایفا کند؛ میتواند؛ صداوسیما میتواند آنچنان فرهنگسازیای بکند که زن مؤمن، فعّال، مجاهد فیسبیلالله، باحجاب، دارای خصوصیّات زن اسلامی، در جامعه محترم و مکرّم باشد؛دیگران میخواهند عکسش اتّفاق بیفتد.بعضی از برنامههای صداوسیما متأسّفانه در همان جهتِ خاصّ دیگران است؛ باید عکسْ عمل بشود؛یعنی واقعاً باید صداوسیما صددرصد در خدمت این فکر قرار بگیرد.
بیانات در دیدار جمعی از بانوان فرهیختهی حوزوی و دانشگاهی - 1392/02/21
بیانات در دیدار جمعی از بانوان فرهیختهی حوزوی و دانشگاهی - 1392/02/21
۶:۵۷
رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله سید علی خامنهای رضوان الله تعالی علیه:
نهی از منکر برای مردم، فقط زبانی است. البته برای حکومت، اینطور نیست. اگر منکر بزرگی باشد، برخورد حکومت احیاناً ممکن است برخورد قانونی و خشن هم باشد؛ ...من به شما عرض میکنم که تأثیر امر و نهی زبانی اگر انجام گیرد از تأثیر مشت پولادین حکومتها بیشتر است. من چند سال است که گفتهام امر به معروف و نهی از منکر. البته عدّهای این کار را میکنند؛ اما همه نمیکنند... منکری را که دیدید، با زبان تذکّر دهید. اصلًا لازم هم نیست زبان گزنده باشد و یا شما برای رفع آن منکر، سخنرانی بکنید. یک کلمه بگویید: آقا! خانم! برادر! این منکر است. شما بگویید، نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید؛ کی میتواند منکر را ادامه دهد؟
۱۳۷۷/۰۲/۲۲ - بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران
نهی از منکر برای مردم، فقط زبانی است. البته برای حکومت، اینطور نیست. اگر منکر بزرگی باشد، برخورد حکومت احیاناً ممکن است برخورد قانونی و خشن هم باشد؛ ...من به شما عرض میکنم که تأثیر امر و نهی زبانی اگر انجام گیرد از تأثیر مشت پولادین حکومتها بیشتر است. من چند سال است که گفتهام امر به معروف و نهی از منکر. البته عدّهای این کار را میکنند؛ اما همه نمیکنند... منکری را که دیدید، با زبان تذکّر دهید. اصلًا لازم هم نیست زبان گزنده باشد و یا شما برای رفع آن منکر، سخنرانی بکنید. یک کلمه بگویید: آقا! خانم! برادر! این منکر است. شما بگویید، نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید؛ کی میتواند منکر را ادامه دهد؟
۱۳۷۷/۰۲/۲۲ - بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران
۷:۰۶
بازارسال شده از ایران تایمز
۸:۴۴
بازارسال شده از وحید یامین پور
سریعالقلم در گفتگو با قوچانی گفته: هرکس درست درس بخواند "لیبرال" میشود.
درست گفته؛ او خود فارغالتحصیل کارخانهی ابله سازی غرب است. در جهان وحشی امروز که ماهیت ایدئولوژی خشن لیبرالیسم آشکار شده، لیبرال بودن را باید نوعی بلاهت عمیق محصول نظام آموزشی بردهساز غرب دانست. نظام پادگانی سوژه منقادساز سرمایهداری. آنها میآموزند برای بیشینه کردن لذت و سود شخصی همواره از همهچیز بترسند. سریعالقلم و زیباکلام و عباس عبدی بهترین استعارههای همين سيستماند. فارغالتحصیلان مطیع، متحجر و قشری، که از هیچ تجربهای درس نمیگیرند و به هیچکدام از دگمها و دانستههای تلنبار شدهی خود شک نمیکنند.
️ @yaminpour
درست گفته؛ او خود فارغالتحصیل کارخانهی ابله سازی غرب است. در جهان وحشی امروز که ماهیت ایدئولوژی خشن لیبرالیسم آشکار شده، لیبرال بودن را باید نوعی بلاهت عمیق محصول نظام آموزشی بردهساز غرب دانست. نظام پادگانی سوژه منقادساز سرمایهداری. آنها میآموزند برای بیشینه کردن لذت و سود شخصی همواره از همهچیز بترسند. سریعالقلم و زیباکلام و عباس عبدی بهترین استعارههای همين سيستماند. فارغالتحصیلان مطیع، متحجر و قشری، که از هیچ تجربهای درس نمیگیرند و به هیچکدام از دگمها و دانستههای تلنبار شدهی خود شک نمیکنند.
۹:۵۲
بازارسال شده از بیداری ۱۱۰
پاشنه آشیل اقتصاد آمریکا در خلیج فارس: چرا گاز هلیوم میتواند بنیان اقتصاد آمریکا را فرو بپاشد؟
بسیاری فکر میکنند قدرت آمریکا در دلار، ارتش یا والاستریت است. اما یک راز بزرگتر وجود دارد: بقای مالی آمریکا به گازی بیرنگ و بو به نام هلیوم گره خورده که بخش مهم آن از قطر میآید.
این یک تئوری نیست؛ یک زنجیره علت و معلولی مرگبار است.
۱. چرا هلیوم اینقدر حیاتی است؟ (نکته تخصصی به زبان ساده)بدون هلیوم، خطوط تولید غولهایی مثل TSMC و Samsung بلافاصله متوقف میشوند.+ مغز هوش مصنوعی چیست؟ تراشههای فوقپیشرفته (۳ و ۵ نانومتری) که توسط دستگاههای لیتوگرافی EUV ساخته میشوند.+ نقش بیجایگزین هلیوم: این فرآیند به هلیوم نیاز مطلق و بیجایگزین دارد و دستگاهها به دو دلیل از آن استفاده میکنند:۱. رسانش گرمایی بالا: خنکسازی سریع قطعات ظریف.۲. بیاثری شیمیایی: واکنش ندادن با سایر مواد و ایجاد محیط پاک برای پرتوهای لیزر.+ نتیجه نبود هلیوم: خط تولید پیشرفتهترین تراشهها با کاهش ذخایر استراتژیک متوقف میشود. هیچ جایگزینی وجود ندارد. هلیوم هوایی است که این کارخانهها برای تنفس نیاز دارند.
۲. چرا این بحران بازگشتناپذیر است؟هلیوم یک منبع معمولی نیست؛ یک فراری ابدی است. برخلاف آب که تبخیر شده و برمیگردد، هلیوم آنقدر سبک است که در صورت نشت، از جو زمین فرار کرده و برای همیشه در فضا گم میشود. هر جزء از هلیوم سرمایهای تمامشدنی است؛ لذا سیستمهای وابسته به آن، برای بقا و توسعه نیازمند دریافت مستمر و فزایندهی هلیوم هستند.
۳. داستان واقعی بدهی آمریکااقتصاد آمریکا یک غول بدهکار است (بدهی فراتر از کل تولید ناخالص داخلی). اما چطور این بدهی را مدیریت میکند؟ با فروش یک داستان.+ روش کار: دولت آمریکا با فروش «اوراق قرضه» از دنیا پول قرض میگیرد.+ شرط فروش: خریداران (مثل چین و ژاپن) باید باور کنند اقتصاد آمریکا در آینده آنقدر رشد میکند که بدهیها را پس بدهد.+ داستان امروز: «انقلاب هوش مصنوعی»! آمریکا وعده میدهد که با هوش مصنوعی به رشد انفجاری میرسد.پس، هوش مصنوعی فقط یک فناوری نیست؛ ضمانتنامه نامرئی بدهیهای آمریکاست.
۴. تنگهی هرمز و سناریوی بحران موجودیتی آمریکا۱. نقطه شروع: یکسوم هلیوم جهان از قطر میآید و باید از تنگه هرمز عبور کند (مسیرهای هوایی و زمینی آن نیز کاملاً در دسترس و آسیبپذیر است).۲. ماشه اول (فیزیکی): تنگه هرمز بسته میشود
عرضهی هلیوم قطع میشود.۳. ماشه دوم (صنعتی): تولید تراشه متوقف شده یا به زیر حداقلِ پایداری سقوط میکند
داستان «رشد هوش مصنوعی» یکشبه میمیرد.۴. ماشه سوم (مالی): با مرگ داستان، دیگر کسی اوراق بدهی آمریکا را نمیخرد.۵. انفجار نهایی: بحرانی که آمریکا سالها با فروش بدهی به جهان صادر میکرد، به داخل مرزهایش بازگشته و منفجر میشود.
خلاصه زنجیره:نبود هلیوم ← مرگ تراشه ← نابودی داستان AI ← فرار سرمایهگذاران ← انفجار بدهی در خاک آمریکا.
یادآوری مهم: خط قرمز واقعی آمریکابه یاد بیاورید تنها زمانی که آمریکا محکم افسار اسرائیل را کشید، زمانی بود که تأسیسات گازی قطر (محل تولید هلیوم) هدف موشکهای ایران قرار گرفت. آمریکا نگران قطر نبود؛ نگران قطع شدن خون در رگهای اقتصاد دیجیتال خودش بود. آنجا خط قرمز واقعی مشخص شد!
نتیجه نهایی:امنیت تنگهی هرمز دیگر تنها به قیمت نفت و امنیت انرژی گره نخورده است. فراتر از نفت، موضوع حیاتیِ کود اوره مطرح است؛ محصول استراتژیک پتروشیمی و شالودهی امنیت غذایی جهان که بخش عمدهاش از همین تنگه میگذرد. اما مسئلهای بس مهمتر وجود دارد که میتواند در کوتاهمدت تمدّن مدرن و اقتصاد آمریکا را با بحران وجودی مواجه کرده و در صورت استمرار نابود کند: امنیت زنجیرهی تأمینِ حیاتیترین مادهی تمدّن دیجیتال، یعنی “هلیوم”. این آبراه، شاهرگ بقای مدل اقتصادی آمریکاست و هرگونه اختلال در آن، ماشهی فروپاشی این امپراتوری بدهکار را خواهد کشید.
و باید بدانیم چرا شاهرگ مهمترین بخش اقتصاد آمریکا که حیاتش به آن وابسته است، در دست ماست...
علی مصباحی
@bidari110
بسیاری فکر میکنند قدرت آمریکا در دلار، ارتش یا والاستریت است. اما یک راز بزرگتر وجود دارد: بقای مالی آمریکا به گازی بیرنگ و بو به نام هلیوم گره خورده که بخش مهم آن از قطر میآید.
این یک تئوری نیست؛ یک زنجیره علت و معلولی مرگبار است.
۱. چرا هلیوم اینقدر حیاتی است؟ (نکته تخصصی به زبان ساده)بدون هلیوم، خطوط تولید غولهایی مثل TSMC و Samsung بلافاصله متوقف میشوند.+ مغز هوش مصنوعی چیست؟ تراشههای فوقپیشرفته (۳ و ۵ نانومتری) که توسط دستگاههای لیتوگرافی EUV ساخته میشوند.+ نقش بیجایگزین هلیوم: این فرآیند به هلیوم نیاز مطلق و بیجایگزین دارد و دستگاهها به دو دلیل از آن استفاده میکنند:۱. رسانش گرمایی بالا: خنکسازی سریع قطعات ظریف.۲. بیاثری شیمیایی: واکنش ندادن با سایر مواد و ایجاد محیط پاک برای پرتوهای لیزر.+ نتیجه نبود هلیوم: خط تولید پیشرفتهترین تراشهها با کاهش ذخایر استراتژیک متوقف میشود. هیچ جایگزینی وجود ندارد. هلیوم هوایی است که این کارخانهها برای تنفس نیاز دارند.
۲. چرا این بحران بازگشتناپذیر است؟هلیوم یک منبع معمولی نیست؛ یک فراری ابدی است. برخلاف آب که تبخیر شده و برمیگردد، هلیوم آنقدر سبک است که در صورت نشت، از جو زمین فرار کرده و برای همیشه در فضا گم میشود. هر جزء از هلیوم سرمایهای تمامشدنی است؛ لذا سیستمهای وابسته به آن، برای بقا و توسعه نیازمند دریافت مستمر و فزایندهی هلیوم هستند.
۳. داستان واقعی بدهی آمریکااقتصاد آمریکا یک غول بدهکار است (بدهی فراتر از کل تولید ناخالص داخلی). اما چطور این بدهی را مدیریت میکند؟ با فروش یک داستان.+ روش کار: دولت آمریکا با فروش «اوراق قرضه» از دنیا پول قرض میگیرد.+ شرط فروش: خریداران (مثل چین و ژاپن) باید باور کنند اقتصاد آمریکا در آینده آنقدر رشد میکند که بدهیها را پس بدهد.+ داستان امروز: «انقلاب هوش مصنوعی»! آمریکا وعده میدهد که با هوش مصنوعی به رشد انفجاری میرسد.پس، هوش مصنوعی فقط یک فناوری نیست؛ ضمانتنامه نامرئی بدهیهای آمریکاست.
۴. تنگهی هرمز و سناریوی بحران موجودیتی آمریکا۱. نقطه شروع: یکسوم هلیوم جهان از قطر میآید و باید از تنگه هرمز عبور کند (مسیرهای هوایی و زمینی آن نیز کاملاً در دسترس و آسیبپذیر است).۲. ماشه اول (فیزیکی): تنگه هرمز بسته میشود
خلاصه زنجیره:نبود هلیوم ← مرگ تراشه ← نابودی داستان AI ← فرار سرمایهگذاران ← انفجار بدهی در خاک آمریکا.
یادآوری مهم: خط قرمز واقعی آمریکابه یاد بیاورید تنها زمانی که آمریکا محکم افسار اسرائیل را کشید، زمانی بود که تأسیسات گازی قطر (محل تولید هلیوم) هدف موشکهای ایران قرار گرفت. آمریکا نگران قطر نبود؛ نگران قطع شدن خون در رگهای اقتصاد دیجیتال خودش بود. آنجا خط قرمز واقعی مشخص شد!
نتیجه نهایی:امنیت تنگهی هرمز دیگر تنها به قیمت نفت و امنیت انرژی گره نخورده است. فراتر از نفت، موضوع حیاتیِ کود اوره مطرح است؛ محصول استراتژیک پتروشیمی و شالودهی امنیت غذایی جهان که بخش عمدهاش از همین تنگه میگذرد. اما مسئلهای بس مهمتر وجود دارد که میتواند در کوتاهمدت تمدّن مدرن و اقتصاد آمریکا را با بحران وجودی مواجه کرده و در صورت استمرار نابود کند: امنیت زنجیرهی تأمینِ حیاتیترین مادهی تمدّن دیجیتال، یعنی “هلیوم”. این آبراه، شاهرگ بقای مدل اقتصادی آمریکاست و هرگونه اختلال در آن، ماشهی فروپاشی این امپراتوری بدهکار را خواهد کشید.
و باید بدانیم چرا شاهرگ مهمترین بخش اقتصاد آمریکا که حیاتش به آن وابسته است، در دست ماست...
@bidari110
۱۱:۲۹