#مشابهات#ابتدا
@@kanalorvatolvsgha
۵۴
۴:۱۳
#نکات_طلایی_حفظ
یکی از بهترین نعمتهایی که خدا به بندگانش عطا کرده کمک به خلق الله است. ما نیز میتوانیم در این راه قدم برداریم و به عزیزانی که در راه حفظ قدم بر می دارند با دل و جان کمک کنیم و کسانی که در این راه نیاز به راهنمایی و انگیزه.دهی دارند را راهنمایی کنیم.
@kanalorvatolvsgha
۵۴
۴:۱۳
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#تفسیر نور (محسن قرائتی)5 تا 11 سوره نجم
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى «5» ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى «6»
(وحى را خداوندِ) قوى قدرت به او آموخت. (خداوندِ) صاحب صلابت كه سلطه يافت.
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى «7» ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى «8»
در حالى كه او در افق برتر بود. سپس نزديك شد پس نزديكتر.
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى «9» فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى «10»
تا جايى كه فاصلهاش به اندازه دو كمان يا كمتر شد. پس به بندهاش وحى كرد، آنچه را وحى كرد.
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى «11»
قلب، آنچه را ديد دروغ نخواند.
نکته ها
«مِرَّةٍ» به معناى تابيده شده و محكم است و در قدرت و توانايى به كار مىرود، چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: صدقه بر «مرّه» و «سوىّ»، يعنى افراد توانمند، روا نيست. «1»
«دَنا» يعنى نزديك شد، ولى «تدلى» يعنى خيلى نزديك شد تا جايى كه از شدّت نزديكى وابسته شد. «قابَ» معادل كلمه مقدار و «قوس» به معناى كمان است. تعبير به «قابَ قَوْسَيْنِ» كنايه از شدّت نزديكى و تقرّب پيامبر به خداوند به هنگام نزول وحى است.
در اينكه مراد از «شَدِيدُ الْقُوى» خداوند است يا جبرئيل، بحث و گفتگو است، ولى اين
«1». تفسير روح المعانى.
جلد 9 - صفحه 308
عنوان، در موارد ديگر فقط براى خدا آمده است. مثلًا در دعاى ندبه مىخوانيم: «و أره سيده يا شديد القوى» خداوندا! امام زمان را به ما نشان بده، يا در دعاى وارده از امام حسن عليه السلام براى دفع شرّ ظالم مىخوانيم: «يا شديد القوى يا شديد المحال» «1».
به علاوه در آيات ديگر، خداوند، معلّم قرآن معرّفى شده است، از جمله:
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» «2» معلّم قرآن، خداوند رحمان است.
«عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» «3»، خداوند چيزهايى را كه نمىتوانستى بياموزى، به تو آموخت.
البتّه در سوره تكوير دربارهى جبرئيل مىخوانيم: «ذِي قُوَّةٍ» «4» ولى بسيار تفاوت است ميان «ذِي قُوَّةٍ» و «شَدِيدُ الْقُوى». بنابراين منظور از «شَدِيدُ الْقُوى» خداوند است.
در اين آيات به مسئله معراج پيامبر صلى الله عليه و آله اشاره شده كه ما سيمايى از معراج را در جلد هفتم تفسير نور به مناسبت آيه اول سوره اسراء بيان نموديم.
در تفسير روح المعانى آمده است: در جاهليّت، هنگامى كه دو نفر هم قسم مىشدند، كمانهاى خود را در كنار هم قرار مىدادند و زه آن را مىكشيدند و هر دو يك تير مىانداختند، كنايه از آن كه هر دو يكى شدهاند.
فرشته، در افق اعلى نيست، بلكه در افق مبين است و پيامبر بسيار بالاتر است و مىتواند او را مشاهده كند. «وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ» «5»
خداوند مكان ندارد و منظور از افق اعلى (ناحيه برتر)، مكان خاصّى نيست، بلكه مراد اوج بلند مرتبگى و كنايه از احاطه و تسلّط همه جانبه خداوند است.
وحى در زمين، با واسطه است، «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ» «6»، جبرئيل، قرآن را بر قلب تو نازل كرد. امّا در اينجا كه سخن از معراج پيامبر است، فرمود: «فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى» يعنى در مقام قرب خبرى از واسطه نيست و فرشته مقرب هم راهى به آنجا ندارد.
از امام سجاد عليه السلام پرسيدند: علت معراج پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چه بود، مگر خدا مكان دارد؟
حضرت فرمود: معراج براى آن بود كه خداوند، ملكوت آسمانها و آنچه را در آنهاست از
«1». مستدرك، ج 5، ص 260.
«2». الرّحمن، 1.
«3». نساء، 113.
«4». تكوير، 20.
«5». تكوير، 23.
«6». شعراء، 193عجايب صنعت و ابتكار، به پيامبرش نشان دهد. «1»
كلاسى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در معراج ديد، كلاس ويژهاى بود:
محل كلاس: برترين مكان. «وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى»
استاد: (خداوند) قوىترين استاد. «عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى»
محتواى درس: (وحى) محكمترين سخن. «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى»
از امام سؤال كردند: «هل رأى رسول الله ربه» آيا پيامبر در معراج پروردگارش را ديد؟
حضرت فرمودند: «نعم بقلبه رآه» آرى، خدا را به قلبش مشاهده كرد. سپس اين آيه را تلاوت فرمودند: «ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى» «2»
امام رضا عليه السلام فرمود: آيه «لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى» «3»، آيه «ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى» را تفسير مىكند، يعنى مراد از رؤيت در آيه، ديدن آيات الهى است، نه ذات خداوند
@kanalorvatolvsgha
عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى «5» ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى «6»
(وحى را خداوندِ) قوى قدرت به او آموخت. (خداوندِ) صاحب صلابت كه سلطه يافت.
وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى «7» ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى «8»
در حالى كه او در افق برتر بود. سپس نزديك شد پس نزديكتر.
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى «9» فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى «10»
تا جايى كه فاصلهاش به اندازه دو كمان يا كمتر شد. پس به بندهاش وحى كرد، آنچه را وحى كرد.
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى «11»
قلب، آنچه را ديد دروغ نخواند.
نکته ها
«مِرَّةٍ» به معناى تابيده شده و محكم است و در قدرت و توانايى به كار مىرود، چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: صدقه بر «مرّه» و «سوىّ»، يعنى افراد توانمند، روا نيست. «1»
«دَنا» يعنى نزديك شد، ولى «تدلى» يعنى خيلى نزديك شد تا جايى كه از شدّت نزديكى وابسته شد. «قابَ» معادل كلمه مقدار و «قوس» به معناى كمان است. تعبير به «قابَ قَوْسَيْنِ» كنايه از شدّت نزديكى و تقرّب پيامبر به خداوند به هنگام نزول وحى است.
در اينكه مراد از «شَدِيدُ الْقُوى» خداوند است يا جبرئيل، بحث و گفتگو است، ولى اين
«1». تفسير روح المعانى.
جلد 9 - صفحه 308
عنوان، در موارد ديگر فقط براى خدا آمده است. مثلًا در دعاى ندبه مىخوانيم: «و أره سيده يا شديد القوى» خداوندا! امام زمان را به ما نشان بده، يا در دعاى وارده از امام حسن عليه السلام براى دفع شرّ ظالم مىخوانيم: «يا شديد القوى يا شديد المحال» «1».
به علاوه در آيات ديگر، خداوند، معلّم قرآن معرّفى شده است، از جمله:
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ» «2» معلّم قرآن، خداوند رحمان است.
«عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» «3»، خداوند چيزهايى را كه نمىتوانستى بياموزى، به تو آموخت.
البتّه در سوره تكوير دربارهى جبرئيل مىخوانيم: «ذِي قُوَّةٍ» «4» ولى بسيار تفاوت است ميان «ذِي قُوَّةٍ» و «شَدِيدُ الْقُوى». بنابراين منظور از «شَدِيدُ الْقُوى» خداوند است.
در اين آيات به مسئله معراج پيامبر صلى الله عليه و آله اشاره شده كه ما سيمايى از معراج را در جلد هفتم تفسير نور به مناسبت آيه اول سوره اسراء بيان نموديم.
در تفسير روح المعانى آمده است: در جاهليّت، هنگامى كه دو نفر هم قسم مىشدند، كمانهاى خود را در كنار هم قرار مىدادند و زه آن را مىكشيدند و هر دو يك تير مىانداختند، كنايه از آن كه هر دو يكى شدهاند.
فرشته، در افق اعلى نيست، بلكه در افق مبين است و پيامبر بسيار بالاتر است و مىتواند او را مشاهده كند. «وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ» «5»
خداوند مكان ندارد و منظور از افق اعلى (ناحيه برتر)، مكان خاصّى نيست، بلكه مراد اوج بلند مرتبگى و كنايه از احاطه و تسلّط همه جانبه خداوند است.
وحى در زمين، با واسطه است، «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ» «6»، جبرئيل، قرآن را بر قلب تو نازل كرد. امّا در اينجا كه سخن از معراج پيامبر است، فرمود: «فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى» يعنى در مقام قرب خبرى از واسطه نيست و فرشته مقرب هم راهى به آنجا ندارد.
از امام سجاد عليه السلام پرسيدند: علت معراج پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چه بود، مگر خدا مكان دارد؟
حضرت فرمود: معراج براى آن بود كه خداوند، ملكوت آسمانها و آنچه را در آنهاست از
«1». مستدرك، ج 5، ص 260.
«2». الرّحمن، 1.
«3». نساء، 113.
«4». تكوير، 20.
«5». تكوير، 23.
«6». شعراء، 193عجايب صنعت و ابتكار، به پيامبرش نشان دهد. «1»
كلاسى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در معراج ديد، كلاس ويژهاى بود:
محل كلاس: برترين مكان. «وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى»
استاد: (خداوند) قوىترين استاد. «عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى»
محتواى درس: (وحى) محكمترين سخن. «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى»
از امام سؤال كردند: «هل رأى رسول الله ربه» آيا پيامبر در معراج پروردگارش را ديد؟
حضرت فرمودند: «نعم بقلبه رآه» آرى، خدا را به قلبش مشاهده كرد. سپس اين آيه را تلاوت فرمودند: «ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى» «2»
امام رضا عليه السلام فرمود: آيه «لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى» «3»، آيه «ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى» را تفسير مىكند، يعنى مراد از رؤيت در آيه، ديدن آيات الهى است، نه ذات خداوند
@kanalorvatolvsgha
۵۴
۴:۱۱
#مشابهات
والی ثمود اخاهم صلحا قال یقوم اعبدوا الله ما لکم من اله غیره
والی ثمود اخاهم صلحا قال یقوم اعبدوا الله ما لکم من اله غیره
@kanalorvatolvsgha
۵۵
۴:۱۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#ایات_موضوعی
@kanalorvatolvsgha
۵۷
۴:۱۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
ضمن خداقوت به همگی عزیزان،
خواهشمندم در کانال زیر حتما عضو باشید، چون از این پس همهی اطلاعيه ها و اخبار مجموعه بزرگ حافظان، از طريق اين کانال اعلام خواهد شد
eitaa.com/g_bozorg_hafezan
۶۱
۲۱:۲۵