بازارسال شده از معاونت فرهنگی دانشگاه علامه
علاقهمندان به شرکت در بخشهای مختلف این رویداد و دریافت جزییات فراخوان، میتوانند به نشانی اینترنتی jcup.farnama.net مراجعه نمایند.
۵
۱۴:۳۵
بازارسال شده از کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
محمدرضا پهلوی، واپسین شهریار ایران، در ۲۶ مهر ۱۳۳۹ (۱۶ اکتبر ۱۹۱۹) در اصفهان- شهری که پیشینه تاریخی غنی داشت- چشم به جهان گشود. او نخستین پسر رضاخان میرپنج، افسر قزاقی که ارادهاش ایران را از هرج و مرج قاجاریه به سوی نظم پهلوی رهنمون ساخت، و تاجالملوک آیرملو بود.
دوران کودکی و نوجوانی محمدرضا، همزمان با اوجگیری اقتدار پدرش و تلاش او برای ایجاد دولت مدرن ایرانی بود. تحصیلات اولیه او در ایران و سپس در سوئیس، جایی که با فرهنگ و اندیشههای غربی آشنا شد، سپری گشت. این دوران، زیر نظر پدری قدرتمند و با علم به اینکه وارث تاج و تخت خواهد بود، شخصیتی در او شکل داد که آمیزهای از جدیت، تردیدهای درونی و تمایل به اقتدار بود؛ شخصیتی که بعدها در فراز و نشیبهای تاریخ، بارها محک خورد.
در شهریور ۱۳۲۰، با ورود نیروهای متفقین به ایران و تبعید رضاشاه، محمدرضا در ۲۲ سالگی، در شرایطی پرتنش و تحت نفوذ قدرتهای خارجی، بر تخت سلطنت نشست. آغازین سالهای پادشاهی او با چالشهای جدی همراه بود: دخالتهای بیامان قدرتهای پیروز جنگ، ظهور و قدرتگیری احزاب و گروههای سیاسی، و مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ. در این دوره، شاه اغلب در سایه بازیگران قدرتمند سیاسی و نظامی داخلی و خارجی عمل میکرد و تلاش داشت تا جایگاه خود را تثبیت کند.
نقطه عطفی تعیینکننده در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بود. این کودتا، که با هدایت سازمانهای اطلاعاتی آمریکا (سیا) و بریتانیا (MI6) و با همکاری نیروهای داخلی صورت گرفت، منجر به سرنگونی دولت مصدق و بازگشت شاه به قدرت شد. این پیروزی، اعتماد به نفس شاه را به شدت افزایش داد و او را به این باور رساند که با تکیه بر حمایت نیروهای داخلی قادر است حکومتی متمرکز و مقتدر را در ایران پیاده سازد. این باور، بعدها در شکلگیری سیاستهای اقتدارگرایانه او نقش اساسی ایفا کرد.
پس از کودتا، شاه برنامه «انقلاب سفید» را به اجرا گذاشت که شامل اصلاحات ارضی، اعطای حقوق سیاسی به زنان، گسترش آموزش و بهداشت، و توسعه صنایع بود. او همزمان، کوشید تا هویت ملی ایرانی را با تکیه بر تاریخ باستانی و پیش از اسلام پیوند زند. اوج این سیاست، برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در سال ۱۳۵۰ بود.
این جشنها، با هدف نمایش عظمت ایران باستان و جایگاه شاه در تداوم آن تاریخ، برگزار شد و در نگاه بسیاری از رسانههای خارجی، این رویداد نمادی از احترام به سنن و تاریخ ایران کهن بود، و به رخ کشیدن پیشینهی غنی ایران زمین و باستانگرایی مدرن شد درحالی که بسیاری از کشورها هنوز به سدهی تاریخ خود نرسیده ایران دوهزار وو پانصد سالگی خود را جشن میگرفت
در دهههای پایانی حکومت او، بهویژه پس از افزایش چشمگیر درآمدهای نفتی در دهه ۱۳۵۰، محمدرضا پهلوی به طور فزایندهای به سمت اقتدارگرایی مطلق در زمینهی درآمد نفتی گرایش یافت چرا که او تعیین کننده قیمت نفت در جهان بود .
او با اتکا به ارتش مدرن و سازمان اطلاعاتی و امنیتی ساواک، صدای مخالفت را کنترل میکرد. این سیاست، همراه با سیاستهای اقتصادی که منجر به افزایش نفوز مخالفان و نارضایتیهای اجتماعی شد، زمینه را برای بروز بحران عمیق اجتماعی و سیاسی فراهم آورد که در نهایت به انقلاب در سال ۱۳۵۷ انجامید.
محمدرضا پهلوی، در نهایت در ۲۶ دی ۱۳۵۷، ایران را ترک کرد و پس از دورهای دوری از وطن و تحمل بیماری، در مرداد ۱۳۵۹ (۱۹ اوت ۱۹۸۰) در قاهره درگذشت. ماندگاری او در تاریخ ایران، مدیون دستاوردهای مثبت دوران حکومتش باشد، به دلیل پیچیدگیها، تناقضات و پیامدهای دوران پرفراز و نشیب اوست. او شاهی بود که ایران را به شکلی عمیق مدرن ساخت، اما چنگال اقتدارگرایی و سرکوب مانع از حکومتش شد.
۲
۱۷:۰۸
اجتماعی و مذهبی دانشگاه علامه طباطبائی
۲.۷K
۸:۱۲
قرآن و عترت دانشجویان
رشته های حفظ و بخش آوایی: ۵ میلیون تومان
نفرات اول سایر رشته ها: ۳ میلیون تومان
(به شرط کسب حدنصاب امتیاز رتبه برگزیده)
تا پایان روز جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
دانشگاه علامه طباطبائی
۱۰۶
۷:۴۴
کانون های فرهنگی، هنری، ادبی، اجتماعی و مذهبی دانشگاه علامه طباطبائی
تا ۱۵ خرداد تمدید شد
چهلمین جشنواره سراسری قرآن و عترت دانشجویان
بخش آوایی: تلاوت تحقیق،قرائت ترتیل، حفظ کل قرآن کریم، حفظ ۵ و ۱۰ و ۲۰ جزء حفظ یک جزء(۱ یا ۳۰)، دعاخوانی، اذان، تواشیح و همخوانی، مداحی، سخنوری آئینی، سرود آئینی
بخش معارفی: ترجمه و تفسیر، حفظ موضوعی، معارف نهج البلاغه، معارف صحیفه سجادیه، احکام، سیره معصومین،سبک زندگی، نماز
بخش پژوهشی: مقاله نویسی، تلخیص کتاب
بخش فناوری: نرم افزار کاربردی، فیلم کوتاه، پادکست، کلیپ
بخش هنری: نقاشی، خوشنویسی، تذهیب، عکس، پوستر، معرق و منبت
بخش ادبی: شعر کلاسیک، داستان، نمایشنامه، فیلمنامه
بخش نوآفرینی: ایده پردازی، نوآفرینی، هوش مصنوعی و فعالیت های قرآن و عترت، مدیریت خلاقانه فضای مجازی
جایزه نفرات اول رشته های حفظ و بخش آوایی: ۵ میلیون تومان نفرات اول سایر رشته ها: ۳ میلیون تومان (به شرط کسب حدنصاب امتیاز رتبه برگزیده) 
برگزیدگان مرحله ملی: ۱۰ میلیون تومان
ثبت نام و ارسال آثار و شرکت در آزمون ها از طریق سامانه زیر:
https://quran.dmsrt.ir/
مهلت ثبت نام و ارسال آثار: تا پایان روز جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
زمان برگزاری آزمون های رشته حفظ و بخش معارفی: دهه آخر خرداد ماه ۱۴۰۵
جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید با درگاه های زیر در ارتباط باشید:
09370830084
02148393524
@alisaatchi
کانون قرآن و عترت دانشگاه علامه طباطبائی
@kanoonquran_atu
شیوه نامه ۴۰.pdf
۵۵۱.۳۲ کیلوبایت
جشنواره قرآن و عترت دانشجویان
۱۰۱
۷:۵۱
کانون های فرهنگی، هنری، ادبی، اجتماعی و مذهبی دانشگاه علامه طباطبائی
تا ۱۵ خرداد تمدید شد
چهلمین جشنواره سراسری قرآن و عترت دانشجویان
بخش آوایی: تلاوت تحقیق،قرائت ترتیل، حفظ کل قرآن کریم، حفظ ۵ و ۱۰ و ۲۰ جزء حفظ یک جزء(۱ یا ۳۰)، دعاخوانی، اذان، تواشیح و همخوانی، مداحی، سخنوری آئینی، سرود آئینی
بخش معارفی: ترجمه و تفسیر، حفظ موضوعی، معارف نهج البلاغه، معارف صحیفه سجادیه، احکام، سیره معصومین،سبک زندگی، نماز
بخش پژوهشی: مقاله نویسی، تلخیص کتاب
بخش فناوری: نرم افزار کاربردی، فیلم کوتاه، پادکست، کلیپ
بخش هنری: نقاشی، خوشنویسی، تذهیب، عکس، پوستر، معرق و منبت
بخش ادبی: شعر کلاسیک، داستان، نمایشنامه، فیلمنامه
بخش نوآفرینی: ایده پردازی، نوآفرینی، هوش مصنوعی و فعالیت های قرآن و عترت، مدیریت خلاقانه فضای مجازی
جایزه نفرات اول رشته های حفظ و بخش آوایی: ۵ میلیون تومان نفرات اول سایر رشته ها: ۳ میلیون تومان (به شرط کسب حدنصاب امتیاز رتبه برگزیده) 
برگزیدگان مرحله ملی: ۱۰ میلیون تومان
ثبت نام و ارسال آثار و شرکت در آزمون ها از طریق سامانه زیر:
https://quran.dmsrt.ir/
مهلت ثبت نام و ارسال آثار: تا پایان روز جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵
زمان برگزاری آزمون های رشته حفظ و بخش معارفی: دهه آخر خرداد ماه ۱۴۰۵
جهت کسب اطلاعات بیشتر می توانید با درگاه های زیر در ارتباط باشید:
09370830084
02148393524
@alisaatchi
کانون قرآن و عترت دانشگاه علامه طباطبائی
@kanoonquran_atu
ضوابط فنی و اجرایی ۴۰.pdf
۴۳۶.۴۹ کیلوبایت
جشنواره قرآن و عترت دانشجویان
۱۳۷
۷:۵۱
بازارسال شده از کانون کتاب و کتابخوانی دانشگاه علامه طباطبائی
قاب پایانی|بزرگ علوی:چشمهایی که ماندند؛ میان ستایش و حسرتسال ۱۳۳۱، بزرگ علوی رمانی منتشر کرد که تاج افتخار دوران نویسندگیاش خوانده میشود: «چشمهایش». این رمان، داستان نقاشی به نام فرهاد (نماد دکتر تقی ارانی، رهبر گروه ۵۳ نفر) و زنی اشرافی به نام فرنگیس است؛ عشقی در میانهی میهنپرستی، فداکاری و خیانت. علوی در این اثر از تکنیک فلاشبک و چند راوی بهره گرفت و اثری مدرن و پیشرو خلق کرد. کتاب بلافاصله پس از انتشار ممنوع شد و تا انقلاب ۱۳۵۷ تنها به صورت زیرزمینی دستبهدست میچرخید. با این حال، همین کتاب بود که نام علوی را در کنار بزرگترین رماننویسان معاصر ایران نشاند.
اما حتی «چشمهایش» نیز از نقدهای ادبی در امان نمانده است. برخی منتقدان بر این باورند که شخصیتهای علوی، به دلیل درگیری بیش از حد با مسائل سیاسی، فاقد عمق و پیچیدگی روانشناختی لازم برای باورپذیری هستند و گاه شبیه پیامرسانهای ایدئولوژی به نظر میرسند. در این نگاه، شخصیتهای داستانی او – برخلاف آثار هدایت که سرشار از انفعال و درونگراییاند – «منفعل» نیستند، اما کنشگری آنها غالباً در راستای اهداف سیاسی و تبلیغاتی است و نه نتیجهی یک درونمایهی روانشناختی.
کتاب «پنجاه و سه نفر» که مستندی از ماجرای زندانیان سیاسی است، خود محل نقدی عمیقتر بوده است. او پس از سالها در گفتوگویی اعتراف کرد:
«اصلاً از اینکه «پنجاهوسه نفر» چاپ شده خوشم نیامد.»
این پشیمانی، میتواند ناشی از آگاهی او از کاستیهای مستندنگاری یا فشارهای سیاسی بعدی باشد. افزون بر این، نسخهی رویدادهای ارائهشده در این کتاب با برخی اسناد تاریخی دیگر مطابقت کامل ندارد و پژوهشگران در اعتبار برخی جزئیات آن تردید کردهاند.
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پایانی بر ماندن علوی در خاک ایران بود. او به آلمان شرقی پناه برد و در دانشگاه هومبولت برلین به عنوان استاد زبان و ادبیات فارسی مشغول به کار شد. در آنجا بود که بنیانگذار کرسی ایرانشناسی در این دانشگاه گردید و شاگردانی چون پروفسور ورنر زوندرمان را پرورش داد. در همان سالها، علوی به زبان آلمانی نیز داستان نوشت و اثر «Geschichte und Entwicklung der modernen Persischen Literatur» (تاریخ و تحول ادبیات مدرن فارسی) را منتشر کرد. جامعهی ایرانیان آلمان بعدها در نامهای به مقامات برلین نوشت:
«نقش پیشروی دانشگاههای آلمان در ایرانشناسی مدرن اروپا از نتایج خدمات او به فرهنگ آلمان است.»
اما در همین سالهای تبعید، از ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۹، انتشار آثارش در ایران ممنوع بود. او در غربت زیست و در غربت نیز درگذشت. بامداد ۲۸ بهمن ۱۳۷۵، در سن ۹۳ سالگی، قلب بزرگ علوی در بیمارستانی در برلین از تپش ایستاد. پیکرش را در گورستان تمپلهوف به خاک سپردند.
در ایرانِ امروز نیز نگاه به علوی دوگانه است. از یک سو، او را یکی از معماران اصلی نثر نوین فارسی، اولین کسی که مفاهیم روانکاوی را وارد ادبیات داستانی ایران کرد، و بنیانگذار ژانر «ادبیات زندان» میدانند. آثارش – از «گیلهمرد» گرفته تا «پنجاه و سه نفر» – همچنان جزو متون درسی مدارس ایران هستند. از سوی دیگر، گروهی از منتقدان او را نمونهای از نویسندهای میبینند که استعداد ناب خود را تا حدی فدای تعهدات سیاسی کرد؛ نویسندهای که اگر گرفتار برزخ سیاست نمیشد، شاید به اوجهایی فراتر از آنچه اکنون دارد دست مییافت.
بزرگ علوی را نمیتوان تنها با یک چشم دید. او در یک کفه، پیشگام داستاننویسی مدرن، مترجمی زبده، و شاهد و راویِ زندهی یک قرن پرفرازونشیب تاریخ ایران است؛ از مشروطه و سقوط قاجار تا استبداد رضاشاهی، از شهریور ۱۳۲۰ و صعود حزب توده تا کودتای ۲۸ مرداد و تبعید، از انقلاب ۱۳۵۷ تا مرگ در غربت. اما در کفهی دیگر، آثار او همواره با این پرسش روبهرو بوده است که آیا «تعهد سیاسی» به «خلاقیت ادبی» آسیب نزده است؟ شخصیتهای گاه یکبعدی، سبک سادهانگارانه و روایتهای قابل مناقشهی تاریخی، بخشی از نقدهایی است که هیچگاه از آثار او جدا نخواهد شد.
شاید خود او نیز این را میدانست؛ همانطور که از انتشار «پنجاه و سه نفر» ابراز پشیمانی کرد. بزرگ علوی، در نهایت، هنرمندی بود با تمام تضادهایش؛ کسی که میان تعهد و خلاقیت، میان آزادی و ایدئولوژی، هرگز نتوانست یکی را به تمامی برگزیند.
گردآورنده: مبینا اکبرنژاددانشجوی کارشناسی جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی
#نامی_در_ادبیات
️ @kanoon_ketab_atu
اما حتی «چشمهایش» نیز از نقدهای ادبی در امان نمانده است. برخی منتقدان بر این باورند که شخصیتهای علوی، به دلیل درگیری بیش از حد با مسائل سیاسی، فاقد عمق و پیچیدگی روانشناختی لازم برای باورپذیری هستند و گاه شبیه پیامرسانهای ایدئولوژی به نظر میرسند. در این نگاه، شخصیتهای داستانی او – برخلاف آثار هدایت که سرشار از انفعال و درونگراییاند – «منفعل» نیستند، اما کنشگری آنها غالباً در راستای اهداف سیاسی و تبلیغاتی است و نه نتیجهی یک درونمایهی روانشناختی.
کتاب «پنجاه و سه نفر» که مستندی از ماجرای زندانیان سیاسی است، خود محل نقدی عمیقتر بوده است. او پس از سالها در گفتوگویی اعتراف کرد:
«اصلاً از اینکه «پنجاهوسه نفر» چاپ شده خوشم نیامد.»
این پشیمانی، میتواند ناشی از آگاهی او از کاستیهای مستندنگاری یا فشارهای سیاسی بعدی باشد. افزون بر این، نسخهی رویدادهای ارائهشده در این کتاب با برخی اسناد تاریخی دیگر مطابقت کامل ندارد و پژوهشگران در اعتبار برخی جزئیات آن تردید کردهاند.
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پایانی بر ماندن علوی در خاک ایران بود. او به آلمان شرقی پناه برد و در دانشگاه هومبولت برلین به عنوان استاد زبان و ادبیات فارسی مشغول به کار شد. در آنجا بود که بنیانگذار کرسی ایرانشناسی در این دانشگاه گردید و شاگردانی چون پروفسور ورنر زوندرمان را پرورش داد. در همان سالها، علوی به زبان آلمانی نیز داستان نوشت و اثر «Geschichte und Entwicklung der modernen Persischen Literatur» (تاریخ و تحول ادبیات مدرن فارسی) را منتشر کرد. جامعهی ایرانیان آلمان بعدها در نامهای به مقامات برلین نوشت:
«نقش پیشروی دانشگاههای آلمان در ایرانشناسی مدرن اروپا از نتایج خدمات او به فرهنگ آلمان است.»
اما در همین سالهای تبعید، از ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۹، انتشار آثارش در ایران ممنوع بود. او در غربت زیست و در غربت نیز درگذشت. بامداد ۲۸ بهمن ۱۳۷۵، در سن ۹۳ سالگی، قلب بزرگ علوی در بیمارستانی در برلین از تپش ایستاد. پیکرش را در گورستان تمپلهوف به خاک سپردند.
در ایرانِ امروز نیز نگاه به علوی دوگانه است. از یک سو، او را یکی از معماران اصلی نثر نوین فارسی، اولین کسی که مفاهیم روانکاوی را وارد ادبیات داستانی ایران کرد، و بنیانگذار ژانر «ادبیات زندان» میدانند. آثارش – از «گیلهمرد» گرفته تا «پنجاه و سه نفر» – همچنان جزو متون درسی مدارس ایران هستند. از سوی دیگر، گروهی از منتقدان او را نمونهای از نویسندهای میبینند که استعداد ناب خود را تا حدی فدای تعهدات سیاسی کرد؛ نویسندهای که اگر گرفتار برزخ سیاست نمیشد، شاید به اوجهایی فراتر از آنچه اکنون دارد دست مییافت.
بزرگ علوی را نمیتوان تنها با یک چشم دید. او در یک کفه، پیشگام داستاننویسی مدرن، مترجمی زبده، و شاهد و راویِ زندهی یک قرن پرفرازونشیب تاریخ ایران است؛ از مشروطه و سقوط قاجار تا استبداد رضاشاهی، از شهریور ۱۳۲۰ و صعود حزب توده تا کودتای ۲۸ مرداد و تبعید، از انقلاب ۱۳۵۷ تا مرگ در غربت. اما در کفهی دیگر، آثار او همواره با این پرسش روبهرو بوده است که آیا «تعهد سیاسی» به «خلاقیت ادبی» آسیب نزده است؟ شخصیتهای گاه یکبعدی، سبک سادهانگارانه و روایتهای قابل مناقشهی تاریخی، بخشی از نقدهایی است که هیچگاه از آثار او جدا نخواهد شد.
شاید خود او نیز این را میدانست؛ همانطور که از انتشار «پنجاه و سه نفر» ابراز پشیمانی کرد. بزرگ علوی، در نهایت، هنرمندی بود با تمام تضادهایش؛ کسی که میان تعهد و خلاقیت، میان آزادی و ایدئولوژی، هرگز نتوانست یکی را به تمامی برگزیند.
#نامی_در_ادبیات
۱
۸:۳۰
بازارسال شده از کانون کتاب و کتابخوانی دانشگاه علامه طباطبائی
فرمانِ بقا در گردابِ تاریخ؛ واکاوی «عهدِ اردشیر»
آیا با متنی سیاسی از اعماق باستان مواجه شدهاید که هنوز «زنده» باشد و با جسارتی کمنظیر، حقایقی را بازگوید که کمتر کسی جرئت بیانشان را دارد؟ «عهد اردشیر» نه یک وقایعنگاریِ صرف، که «کتابچهی محرمانهی بقای قدرت» است؛ سندی که در سال ۲۴۲ میلادی به پایان رسید، اما سطربهسطر آن گویی برای امروزِ ایران نگاشته شده است.
این رساله حاوی چه رازی است که چنین قدرتمند و تکاندهنده جلوه میکند؟
اردشیر بابکان، بنیانگذار امپراتوری ساسانی، ۳۶ اندرزِ راهبردی را در چهل صفحه فشرده کرده است؛ اما اینها نه از جنس موعظههای ملامتگرِ موبدان، بلکه دستورالعملهایی واقعگرایانه و صریح از سوی پادشاهی کهنهکار است که مستقیماً به قلبِ مفاهیمِ حکمرانی میزند:
● هشدار دربارهی ورودِ موبدان به ساحتِ حکومت: چرا نباید متولیان دین را در ارکانِ قدرت مداخله داد؟
● دوگانهی زبان: چگونه زبان میتواند همزمان شمشیری برندهتر از تیغ و دستی نوازشگر باشد؟
● ریشهیابی آشوب: چرا اخراجِ بیکاران یک ضرورت است و چگونه بیکاری به منشأ اصلی فساد و شورش بدل میشود؟
● مرزهای نفوذ در اندیشه: چرا تغییر در ذهنیتِ عامهی مردم، حتی با ابزارِ زور و اجبار، تمنایی محال است؟
اما معمای بزرگ و چالشبرانگیزِ این کتاب در قدرتِ پیشگویی آن نهفته است. اردشیر با نهیبِ «تاریخ تکرار میشود»، سقوطِ چهار سده بعدِ سلسلهی خویش را پیشبینی کرده بود. ساسانیان درست در لحظهای که به این فرامین پشت کردند، در باتلاقِ استبداد و فسادِ نظامی فرو رفتند و سقوط را به چشم دیدند.
این سندِ گرانبها توسط احسان عباس، مورخ لبنانی از دل کهنترین متون استخراج و با قلم محمدعلی امام شوشتری از عربی به فارسی برگردانده شده است.
اگر مشتاقِ دانستن این هستید که چرا برخی تمدنها چهار سده دوام میآورند و برخی دیگر در مستیِ قدرت به زوال میرسند، این چهل صفحه را ورق بزنید. تاریخ تکرار میشود، اما تنها برای کسانی که «گوشِ شنوا» دارند.
گردآورنده: محمدعلی صدوقدانشجوی کارشناسی علومسیاسی دانشگاه شهید بهشتی
#در_پناه_واژهها
️ @kanoon_ketab_atu
آیا با متنی سیاسی از اعماق باستان مواجه شدهاید که هنوز «زنده» باشد و با جسارتی کمنظیر، حقایقی را بازگوید که کمتر کسی جرئت بیانشان را دارد؟ «عهد اردشیر» نه یک وقایعنگاریِ صرف، که «کتابچهی محرمانهی بقای قدرت» است؛ سندی که در سال ۲۴۲ میلادی به پایان رسید، اما سطربهسطر آن گویی برای امروزِ ایران نگاشته شده است.
این رساله حاوی چه رازی است که چنین قدرتمند و تکاندهنده جلوه میکند؟
اردشیر بابکان، بنیانگذار امپراتوری ساسانی، ۳۶ اندرزِ راهبردی را در چهل صفحه فشرده کرده است؛ اما اینها نه از جنس موعظههای ملامتگرِ موبدان، بلکه دستورالعملهایی واقعگرایانه و صریح از سوی پادشاهی کهنهکار است که مستقیماً به قلبِ مفاهیمِ حکمرانی میزند:
● هشدار دربارهی ورودِ موبدان به ساحتِ حکومت: چرا نباید متولیان دین را در ارکانِ قدرت مداخله داد؟
● دوگانهی زبان: چگونه زبان میتواند همزمان شمشیری برندهتر از تیغ و دستی نوازشگر باشد؟
● ریشهیابی آشوب: چرا اخراجِ بیکاران یک ضرورت است و چگونه بیکاری به منشأ اصلی فساد و شورش بدل میشود؟
● مرزهای نفوذ در اندیشه: چرا تغییر در ذهنیتِ عامهی مردم، حتی با ابزارِ زور و اجبار، تمنایی محال است؟
اما معمای بزرگ و چالشبرانگیزِ این کتاب در قدرتِ پیشگویی آن نهفته است. اردشیر با نهیبِ «تاریخ تکرار میشود»، سقوطِ چهار سده بعدِ سلسلهی خویش را پیشبینی کرده بود. ساسانیان درست در لحظهای که به این فرامین پشت کردند، در باتلاقِ استبداد و فسادِ نظامی فرو رفتند و سقوط را به چشم دیدند.
این سندِ گرانبها توسط احسان عباس، مورخ لبنانی از دل کهنترین متون استخراج و با قلم محمدعلی امام شوشتری از عربی به فارسی برگردانده شده است.
اگر مشتاقِ دانستن این هستید که چرا برخی تمدنها چهار سده دوام میآورند و برخی دیگر در مستیِ قدرت به زوال میرسند، این چهل صفحه را ورق بزنید. تاریخ تکرار میشود، اما تنها برای کسانی که «گوشِ شنوا» دارند.
#در_پناه_واژهها
۱
۸:۳۰
بازارسال شده از کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
*
#بر_مدارِ_زمان
مجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان_
فصل دوم | قسمتِ هفدهم
طلایی که میتواند روزگار را سیاه کند
به قلم دانیال شهریار
دانشجوی کارشناسی مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
جبرگرایی اقتصادی، تولید مادی، بازار آزاد و سرمایه از جمله مفاهیمی هستند که در میان اندیشمندان علوم اجتماعی و اقتصاد بهکرات مورد استناد قرار میگیرند تا بر اهمیت و تأثیر اقتصاد در زیرساختهای یک جامعه تأکید شود. در واقع، برخی از این اندیشمندان بر این باورند که اقتصاد یا بازار، مهمترین رکن در جامعه و جهتدهنده به سایر عناصر آن به شمار میرود.
بدین ترتیب، مفاهیم، نظریات، الگوها و اصطلاحات متعددی در این حوزه برای تبیین پدیدههای مختلف اقتصادی در جوامع تدوین شده است. پیش از ورود به بحث اصلی، شایسته است با اصطلاحی آشنا شویم که دارای نامی جالب و پیشینهای تأثیرگذار است.
سال ۱۹۷۷، مجلهٔ اکونومیست: بیماری هلندی اصطلاحی است که برای نخستین بار در این مجله به کار رفت و ریشه در میدان گازی گرونینگن (Groningen) داشت که در سال ۱۹۵۹ توسط هلند کشف شد. صادرات گاز از این میدان، چنان ارز فراوانی را وارد هلند ساخت که ارزش پول ملی این کشور، «گیلدر»، به شدت افزایش یافت. متعاقباً، گیلدر به حدی برای کشورهای همسایه و دیگر کشورها گران شد که قیمت محصولات صادراتی هلند نیز بالا رفت و در نتیجه، صادرات صنعتی هلند از رقابت با سایر کشورها خارج گردید.
این فرآیند به تدریج موجب تضعیف صنایع داخلی و افزایش نرخ بیکاری (در مدت هفت سال از ۱/۱ به ۵/۱ درصد) شد. البته هلند و دیگر کشورها برای درمان یا پیشگیری از بروز این پدیده، راهکارهایی را اتخاذ کردند که از آن جمله میتوان به ایجاد صندوقهای ثروت ملی یا تنوعبخشی به صنایع اشاره نمود.
پیش از پرداختن به ارتباط بیماری هلندی به ایران، مجددا به تعریف تک خطی این مسئله میپردازیم:
«افزایش مصنوعی ارزش پول ملی در پی هجوم ناگهانی ارز حاصل از فروش یک منبع خام که منجر به گرانشدن صادرات غیرمنبعی و در نتیجه، نابودی تدریجی صنعت و کشاورزی داخلی در رقابت با واردات ارزانقیمت میگردد.»
ایران در نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۴۰ تا نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۵۰ که نفت دارای قیمت ثابت و پایینی بود، به اصطلاح در «دوران طلایی» اقتصادی خود به سر میبرد (اصطلاحی که در تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در آن دوره به کار میرود). رشد اقتصادی بالا و تورم تکرقمی از جمله شاخصهای حائز اهمیت و اسناد معتبر برای اثبات این مدعا هستند. اما در سال ۱۳۵۲ و با افزایش قیمت نفت، درآمدهای نفتی ایران به طور چشمگیری افزایش یافت و در نتیجه، بیماری هلندی به بدنهٔ اقتصاد ایران نزدیک شد.
با افزایش ارزش پول ملی و عدم تخصیص درآمدهای نفتی به صنایع مختلف و کشاورزی، حتی پروژهٔ «صنعتیسازی جایگزین واردات» (ISI) که به منظور خوداتکایی به صنایع داخلی طراحی شده بود، جنبهٔ نمایشی یافت. پروژهٔ مذکور در دههٔ ۴۰ شمسی عامل رشد در بخش صنایع فلزی، ماشینآلات و صنایع شیمیایی گردید، بهگونهای که سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی از ۱۱ درصد به ۱۷ درصد افزایش یافت.
اما درآمدهای نفتی در دههٔ ۵۰ باعث افزایش سهم سرمایهگذاری دولت (از ۳۴ درصد به ۶۶ درصد) و در مقابل، کوچکشدن بخش خصوصی شد. با تشدید بیماری هلندی و افزایش درآمدهای نفتی، واردات کالاهای ارزانقیمت، صنعت داخلی را به سمت زوال سوق داد. متعاقباً، ایران شاهد افزایش تورم، نابودی کشاورزی به دلیل سیاستهای حمایتی معکوس دولت از کشاورزان، و گسترش رانت و سرمایهگذاریهای غیرضروری گردید.
پس از سال ۱۳۵۷ و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، ایران با تحریمهای متعددی از سوی کشورهای گوناگون مواجه شد. این تحریمها به کاهش درآمدهای نفتی و در نتیجه، تمرکز بیشتر بر درآمد حاصل از صادرات صنعتی انجامید. به عبارتی، بیماری هلندی به دلیل تحریمها تا حدودی درمان شد، اما داستان به همین جا ختم نمیشود.
در دههٔ ۱۳۸۰، بار دیگر با افزایش درآمدهای نفتی و عدم مدیریت مناسب آن (یا تخصیص ارز به مواردی همچون مسکن مهر به جای سرمایهگذاری در صنعت)، احتمال ابتلا به بیماری هلندی مجدداً قوت گرفت. دورهٔ بعدی، سالهای پس از برجام بود که لغو تحریمها صورت پذیرفت، اما باز هم نبود مدیریت صحیح ارزی، ایران را به این چرخهٔ معیوب بازگرداند.
ناگفته نماند که حجم بالای تحریمها، ناکافی بودن درآمدهای ارزی، انحصار اقتصاد توسط دولت، رانت، قاچاق و دلالی از جمله عوامل تشدیدکنندهٔ تورم در ایران کنونی به شمار میروند.
️ درخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید:
ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی*
@atu_khabar_o_resane
طلایی که میتواند روزگار را سیاه کند
دانشجوی کارشناسی مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
جبرگرایی اقتصادی، تولید مادی، بازار آزاد و سرمایه از جمله مفاهیمی هستند که در میان اندیشمندان علوم اجتماعی و اقتصاد بهکرات مورد استناد قرار میگیرند تا بر اهمیت و تأثیر اقتصاد در زیرساختهای یک جامعه تأکید شود. در واقع، برخی از این اندیشمندان بر این باورند که اقتصاد یا بازار، مهمترین رکن در جامعه و جهتدهنده به سایر عناصر آن به شمار میرود.
بدین ترتیب، مفاهیم، نظریات، الگوها و اصطلاحات متعددی در این حوزه برای تبیین پدیدههای مختلف اقتصادی در جوامع تدوین شده است. پیش از ورود به بحث اصلی، شایسته است با اصطلاحی آشنا شویم که دارای نامی جالب و پیشینهای تأثیرگذار است.
سال ۱۹۷۷، مجلهٔ اکونومیست: بیماری هلندی اصطلاحی است که برای نخستین بار در این مجله به کار رفت و ریشه در میدان گازی گرونینگن (Groningen) داشت که در سال ۱۹۵۹ توسط هلند کشف شد. صادرات گاز از این میدان، چنان ارز فراوانی را وارد هلند ساخت که ارزش پول ملی این کشور، «گیلدر»، به شدت افزایش یافت. متعاقباً، گیلدر به حدی برای کشورهای همسایه و دیگر کشورها گران شد که قیمت محصولات صادراتی هلند نیز بالا رفت و در نتیجه، صادرات صنعتی هلند از رقابت با سایر کشورها خارج گردید.
این فرآیند به تدریج موجب تضعیف صنایع داخلی و افزایش نرخ بیکاری (در مدت هفت سال از ۱/۱ به ۵/۱ درصد) شد. البته هلند و دیگر کشورها برای درمان یا پیشگیری از بروز این پدیده، راهکارهایی را اتخاذ کردند که از آن جمله میتوان به ایجاد صندوقهای ثروت ملی یا تنوعبخشی به صنایع اشاره نمود.
پیش از پرداختن به ارتباط بیماری هلندی به ایران، مجددا به تعریف تک خطی این مسئله میپردازیم:
«افزایش مصنوعی ارزش پول ملی در پی هجوم ناگهانی ارز حاصل از فروش یک منبع خام که منجر به گرانشدن صادرات غیرمنبعی و در نتیجه، نابودی تدریجی صنعت و کشاورزی داخلی در رقابت با واردات ارزانقیمت میگردد.»
ایران در نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۴۰ تا نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۵۰ که نفت دارای قیمت ثابت و پایینی بود، به اصطلاح در «دوران طلایی» اقتصادی خود به سر میبرد (اصطلاحی که در تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در آن دوره به کار میرود). رشد اقتصادی بالا و تورم تکرقمی از جمله شاخصهای حائز اهمیت و اسناد معتبر برای اثبات این مدعا هستند. اما در سال ۱۳۵۲ و با افزایش قیمت نفت، درآمدهای نفتی ایران به طور چشمگیری افزایش یافت و در نتیجه، بیماری هلندی به بدنهٔ اقتصاد ایران نزدیک شد.
با افزایش ارزش پول ملی و عدم تخصیص درآمدهای نفتی به صنایع مختلف و کشاورزی، حتی پروژهٔ «صنعتیسازی جایگزین واردات» (ISI) که به منظور خوداتکایی به صنایع داخلی طراحی شده بود، جنبهٔ نمایشی یافت. پروژهٔ مذکور در دههٔ ۴۰ شمسی عامل رشد در بخش صنایع فلزی، ماشینآلات و صنایع شیمیایی گردید، بهگونهای که سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی از ۱۱ درصد به ۱۷ درصد افزایش یافت.
اما درآمدهای نفتی در دههٔ ۵۰ باعث افزایش سهم سرمایهگذاری دولت (از ۳۴ درصد به ۶۶ درصد) و در مقابل، کوچکشدن بخش خصوصی شد. با تشدید بیماری هلندی و افزایش درآمدهای نفتی، واردات کالاهای ارزانقیمت، صنعت داخلی را به سمت زوال سوق داد. متعاقباً، ایران شاهد افزایش تورم، نابودی کشاورزی به دلیل سیاستهای حمایتی معکوس دولت از کشاورزان، و گسترش رانت و سرمایهگذاریهای غیرضروری گردید.
پس از سال ۱۳۵۷ و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، ایران با تحریمهای متعددی از سوی کشورهای گوناگون مواجه شد. این تحریمها به کاهش درآمدهای نفتی و در نتیجه، تمرکز بیشتر بر درآمد حاصل از صادرات صنعتی انجامید. به عبارتی، بیماری هلندی به دلیل تحریمها تا حدودی درمان شد، اما داستان به همین جا ختم نمیشود.
در دههٔ ۱۳۸۰، بار دیگر با افزایش درآمدهای نفتی و عدم مدیریت مناسب آن (یا تخصیص ارز به مواردی همچون مسکن مهر به جای سرمایهگذاری در صنعت)، احتمال ابتلا به بیماری هلندی مجدداً قوت گرفت. دورهٔ بعدی، سالهای پس از برجام بود که لغو تحریمها صورت پذیرفت، اما باز هم نبود مدیریت صحیح ارزی، ایران را به این چرخهٔ معیوب بازگرداند.
ناگفته نماند که حجم بالای تحریمها، ناکافی بودن درآمدهای ارزی، انحصار اقتصاد توسط دولت، رانت، قاچاق و دلالی از جمله عوامل تشدیدکنندهٔ تورم در ایران کنونی به شمار میروند.
ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی*
۱
۱۱:۵۳
بازارسال شده از کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی
*
#بر_مدارِ_زمان
مجلهٔ اختصاصی کانون خبر و رسانه_بر مدارِ زمان_
فصل دوم | قسمتِ هفدهم
طلایی که میتواند روزگار را سیاه کند
به قلم دانیال شهریار
دانشجوی کارشناسی مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
جبرگرایی اقتصادی، تولید مادی، بازار آزاد و سرمایه از جمله مفاهیمی هستند که در میان اندیشمندان علوم اجتماعی و اقتصاد بهکرات مورد استناد قرار میگیرند تا بر اهمیت و تأثیر اقتصاد در زیرساختهای یک جامعه تأکید شود. در واقع، برخی از این اندیشمندان بر این باورند که اقتصاد یا بازار، مهمترین رکن در جامعه و جهتدهنده به سایر عناصر آن به شمار میرود.
بدین ترتیب، مفاهیم، نظریات، الگوها و اصطلاحات متعددی در این حوزه برای تبیین پدیدههای مختلف اقتصادی در جوامع تدوین شده است. پیش از ورود به بحث اصلی، شایسته است با اصطلاحی آشنا شویم که دارای نامی جالب و پیشینهای تأثیرگذار است.
سال ۱۹۷۷، مجلهٔ اکونومیست: بیماری هلندی اصطلاحی است که برای نخستین بار در این مجله به کار رفت و ریشه در میدان گازی گرونینگن (Groningen) داشت که در سال ۱۹۵۹ توسط هلند کشف شد. صادرات گاز از این میدان، چنان ارز فراوانی را وارد هلند ساخت که ارزش پول ملی این کشور، «گیلدر»، به شدت افزایش یافت. متعاقباً، گیلدر به حدی برای کشورهای همسایه و دیگر کشورها گران شد که قیمت محصولات صادراتی هلند نیز بالا رفت و در نتیجه، صادرات صنعتی هلند از رقابت با سایر کشورها خارج گردید.
این فرآیند به تدریج موجب تضعیف صنایع داخلی و افزایش نرخ بیکاری (در مدت هفت سال از ۱/۱ به ۵/۱ درصد) شد. البته هلند و دیگر کشورها برای درمان یا پیشگیری از بروز این پدیده، راهکارهایی را اتخاذ کردند که از آن جمله میتوان به ایجاد صندوقهای ثروت ملی یا تنوعبخشی به صنایع اشاره نمود.
پیش از پرداختن به ارتباط بیماری هلندی به ایران، مجددا به تعریف تک خطی این مسئله میپردازیم:
«افزایش مصنوعی ارزش پول ملی در پی هجوم ناگهانی ارز حاصل از فروش یک منبع خام که منجر به گرانشدن صادرات غیرمنبعی و در نتیجه، نابودی تدریجی صنعت و کشاورزی داخلی در رقابت با واردات ارزانقیمت میگردد.»
ایران در نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۴۰ تا نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۵۰ که نفت دارای قیمت ثابت و پایینی بود، به اصطلاح در «دوران طلایی» اقتصادی خود به سر میبرد (اصطلاحی که در تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در آن دوره به کار میرود). رشد اقتصادی بالا و تورم تکرقمی از جمله شاخصهای حائز اهمیت و اسناد معتبر برای اثبات این مدعا هستند. اما در سال ۱۳۵۲ و با افزایش قیمت نفت، درآمدهای نفتی ایران به طور چشمگیری افزایش یافت و در نتیجه، بیماری هلندی به بدنهٔ اقتصاد ایران نزدیک شد.
با افزایش ارزش پول ملی و عدم تخصیص درآمدهای نفتی به صنایع مختلف و کشاورزی، حتی پروژهٔ «صنعتیسازی جایگزین واردات» (ISI) که به منظور خوداتکایی به صنایع داخلی طراحی شده بود، جنبهٔ نمایشی یافت. پروژهٔ مذکور در دههٔ ۴۰ شمسی عامل رشد در بخش صنایع فلزی، ماشینآلات و صنایع شیمیایی گردید، بهگونهای که سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی از ۱۱ درصد به ۱۷ درصد افزایش یافت.
اما درآمدهای نفتی در دههٔ ۵۰ باعث افزایش سهم سرمایهگذاری دولت (از ۳۴ درصد به ۶۶ درصد) و در مقابل، کوچکشدن بخش خصوصی شد. با تشدید بیماری هلندی و افزایش درآمدهای نفتی، واردات کالاهای ارزانقیمت، صنعت داخلی را به سمت زوال سوق داد. متعاقباً، ایران شاهد افزایش تورم، نابودی کشاورزی به دلیل سیاستهای حمایتی معکوس دولت از کشاورزان، و گسترش رانت و سرمایهگذاریهای غیرضروری گردید.
پس از سال ۱۳۵۷ و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، ایران با تحریمهای متعددی از سوی کشورهای گوناگون مواجه شد. این تحریمها به کاهش درآمدهای نفتی و در نتیجه، تمرکز بیشتر بر درآمد حاصل از صادرات صنعتی انجامید. به عبارتی، بیماری هلندی به دلیل تحریمها تا حدودی درمان شد، اما داستان به همین جا ختم نمیشود.
در دههٔ ۱۳۸۰، بار دیگر با افزایش درآمدهای نفتی و عدم مدیریت مناسب آن (یا تخصیص ارز به مواردی همچون مسکن مهر به جای سرمایهگذاری در صنعت)، احتمال ابتلا به بیماری هلندی مجدداً قوت گرفت. دورهٔ بعدی، سالهای پس از برجام بود که لغو تحریمها صورت پذیرفت، اما باز هم نبود مدیریت صحیح ارزی، ایران را به این چرخهٔ معیوب بازگرداند.
ناگفته نماند که حجم بالای تحریمها، ناکافی بودن درآمدهای ارزی، انحصار اقتصاد توسط دولت، رانت، قاچاق و دلالی از جمله عوامل تشدیدکنندهٔ تورم در ایران کنونی به شمار میروند.
️ درخواست خود مبنی بر روایتِ تاریخ مد نظرتان را به صورت ناشناس برای ما ارسال نمایید:
ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی*
@atu_khabar_o_resane
طلایی که میتواند روزگار را سیاه کند
دانشجوی کارشناسی مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
جبرگرایی اقتصادی، تولید مادی، بازار آزاد و سرمایه از جمله مفاهیمی هستند که در میان اندیشمندان علوم اجتماعی و اقتصاد بهکرات مورد استناد قرار میگیرند تا بر اهمیت و تأثیر اقتصاد در زیرساختهای یک جامعه تأکید شود. در واقع، برخی از این اندیشمندان بر این باورند که اقتصاد یا بازار، مهمترین رکن در جامعه و جهتدهنده به سایر عناصر آن به شمار میرود.
بدین ترتیب، مفاهیم، نظریات، الگوها و اصطلاحات متعددی در این حوزه برای تبیین پدیدههای مختلف اقتصادی در جوامع تدوین شده است. پیش از ورود به بحث اصلی، شایسته است با اصطلاحی آشنا شویم که دارای نامی جالب و پیشینهای تأثیرگذار است.
سال ۱۹۷۷، مجلهٔ اکونومیست: بیماری هلندی اصطلاحی است که برای نخستین بار در این مجله به کار رفت و ریشه در میدان گازی گرونینگن (Groningen) داشت که در سال ۱۹۵۹ توسط هلند کشف شد. صادرات گاز از این میدان، چنان ارز فراوانی را وارد هلند ساخت که ارزش پول ملی این کشور، «گیلدر»، به شدت افزایش یافت. متعاقباً، گیلدر به حدی برای کشورهای همسایه و دیگر کشورها گران شد که قیمت محصولات صادراتی هلند نیز بالا رفت و در نتیجه، صادرات صنعتی هلند از رقابت با سایر کشورها خارج گردید.
این فرآیند به تدریج موجب تضعیف صنایع داخلی و افزایش نرخ بیکاری (در مدت هفت سال از ۱/۱ به ۵/۱ درصد) شد. البته هلند و دیگر کشورها برای درمان یا پیشگیری از بروز این پدیده، راهکارهایی را اتخاذ کردند که از آن جمله میتوان به ایجاد صندوقهای ثروت ملی یا تنوعبخشی به صنایع اشاره نمود.
پیش از پرداختن به ارتباط بیماری هلندی به ایران، مجددا به تعریف تک خطی این مسئله میپردازیم:
«افزایش مصنوعی ارزش پول ملی در پی هجوم ناگهانی ارز حاصل از فروش یک منبع خام که منجر به گرانشدن صادرات غیرمنبعی و در نتیجه، نابودی تدریجی صنعت و کشاورزی داخلی در رقابت با واردات ارزانقیمت میگردد.»
ایران در نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۴۰ تا نیمهٔ اول دههٔ ۱۳۵۰ که نفت دارای قیمت ثابت و پایینی بود، به اصطلاح در «دوران طلایی» اقتصادی خود به سر میبرد (اصطلاحی که در تحلیل اقتصاد سیاسی ایران در آن دوره به کار میرود). رشد اقتصادی بالا و تورم تکرقمی از جمله شاخصهای حائز اهمیت و اسناد معتبر برای اثبات این مدعا هستند. اما در سال ۱۳۵۲ و با افزایش قیمت نفت، درآمدهای نفتی ایران به طور چشمگیری افزایش یافت و در نتیجه، بیماری هلندی به بدنهٔ اقتصاد ایران نزدیک شد.
با افزایش ارزش پول ملی و عدم تخصیص درآمدهای نفتی به صنایع مختلف و کشاورزی، حتی پروژهٔ «صنعتیسازی جایگزین واردات» (ISI) که به منظور خوداتکایی به صنایع داخلی طراحی شده بود، جنبهٔ نمایشی یافت. پروژهٔ مذکور در دههٔ ۴۰ شمسی عامل رشد در بخش صنایع فلزی، ماشینآلات و صنایع شیمیایی گردید، بهگونهای که سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی از ۱۱ درصد به ۱۷ درصد افزایش یافت.
اما درآمدهای نفتی در دههٔ ۵۰ باعث افزایش سهم سرمایهگذاری دولت (از ۳۴ درصد به ۶۶ درصد) و در مقابل، کوچکشدن بخش خصوصی شد. با تشدید بیماری هلندی و افزایش درآمدهای نفتی، واردات کالاهای ارزانقیمت، صنعت داخلی را به سمت زوال سوق داد. متعاقباً، ایران شاهد افزایش تورم، نابودی کشاورزی به دلیل سیاستهای حمایتی معکوس دولت از کشاورزان، و گسترش رانت و سرمایهگذاریهای غیرضروری گردید.
پس از سال ۱۳۵۷ و استقرار نظام جمهوری اسلامی ، ایران با تحریمهای متعددی از سوی کشورهای گوناگون مواجه شد. این تحریمها به کاهش درآمدهای نفتی و در نتیجه، تمرکز بیشتر بر درآمد حاصل از صادرات صنعتی انجامید. به عبارتی، بیماری هلندی به دلیل تحریمها تا حدودی درمان شد، اما داستان به همین جا ختم نمیشود.
در دههٔ ۱۳۸۰، بار دیگر با افزایش درآمدهای نفتی و عدم مدیریت مناسب آن (یا تخصیص ارز به مواردی همچون مسکن مهر به جای سرمایهگذاری در صنعت)، احتمال ابتلا به بیماری هلندی مجدداً قوت گرفت. دورهٔ بعدی، سالهای پس از برجام بود که لغو تحریمها صورت پذیرفت، اما باز هم نبود مدیریت صحیح ارزی، ایران را به این چرخهٔ معیوب بازگرداند.
ناگفته نماند که حجم بالای تحریمها، ناکافی بودن درآمدهای ارزی، انحصار اقتصاد توسط دولت، رانت، قاچاق و دلالی از جمله عوامل تشدیدکنندهٔ تورم در ایران کنونی به شمار میروند.
ble.ir/payamresanimbot?start=Ywbj0hdDHHUoNLbHN2VXaD5Bt
کانون خبر و رسانه دانشگاه علامهطباطبائی*
۱
۱۳:۴۶