اگر هنگام صحبت کردن احساس میکنید کلمات با شتاب از دهانتان خارج میشوند، این تمرین را انجام دهید:
اما این بار، یک قانون را رعایت کنید:
در این مکث…
نفس خود را حبس نکنید.
اغراق هم نکنید.
فقط اجازه دهید یک دم و بازدم طبیعی میان دو جمله جریان پیدا کند.
همین مکث کوتاه، سه اتفاق مهم را رقم میزند:
اقتدار، با بلندتر صحبت کردن به دست نمیآید.
اقتدار، با تندتر صحبت کردن هم به دست نمیآید.
۵۳۵
۱۴:۲۴
هنوز جملهای بر زبان نیامده است؛اما ذهن، پایان را نوشته است…
مسئله این نیست که این تصویرها هرگز به ذهن ما نیایند؛
مسئله این است که اجازه ندهیم پایانهای خیالی، آغاز واقعی ما را متوقف کنند.
تکنیکی که به شما میآموزد چگونه رابطه خود را با ترس تغییر دهید؛نه اینکه صرفاً با آن بجنگید.
همین پرسش ساده، یکی از مهمترین کلیدهای مدیریت اضطراب هنگام سخن گفتن در جمع است…
۲۶۴
۱۶:۳۲
بلکه پایانی است که ذهن ما، پیش از آغاز، برای آن نوشته است.
بسیاری از افراد، هنوز روی صحنه نرفتهاند؛اما در ذهن خود،اشتباه کردهاند،قضاوت شدهاند،و حتی شکست خوردهاند.
اگر یکبار، بدترین سناریوی ممکن را در ذهن خود ببینید و از آن عبور کنید، آن پایان دیگر همان قدرت سابق را بر شما نخواهد داشت.
درست مانند کسی که پایان یک فیلم را میداند؛او دیگر اسیر اضطرابِ پایان نیست و میتواند با آرامش، بر داستانی که در حال شکل گرفتن است تمرکز کند.
از تغییر نگاه ما به پایانِ آنها به دست میآید.
۱۹۱
۱۶:۳۳
مشکل این است که ذهن آنها، پیش از آغاز، نتیجه را اعلام کرده است!
تا زمانی که با خود میگویید:
«حتماً خراب میکنم…»
«حتماً فراموش میکنم…»
«حتماً دیگران مرا قضاوت میکنند…»
در حقیقت، شما هنوز سخنرانی را آغاز نکردهاید؛اما در ذهن خود، آن را به پایان رساندهاید.
این همان چیزی است که کیفیت سخن گفتن را از همان جملهی اول تغییر میدهد.
زیرا اگر ذهن، پیش از شروع شکست را بپذیرد، حتی بهترین تکنیکهای سخنوری نیز اثر کامل خود را نخواهند گذاشت.
از گفتوگویی آغاز میشود که پیش از رفتن روی صحنه، با خودتان دارید.
۱۹۱
۱۶:۳۳
بسیاری میکوشند با یادگیری چند تکنیک،با تسلط و اقتدار سخن بگویند؛اما ذهنی که پیش از آغاز، شکست را پذیرفته است،اجازه نمیدهد هیچ تکنیکی اثر کامل خود را نشان دهد.
پیش از آنکه به لحن، واژهها و حرکات دست بیندیشید، باید از خود بپرسید:
اگر پایان را با فراموشی، قضاوت یا شکست نوشتهاید،اضطراب شما از همانجا آغاز شده است.
اما وقتی بدترین پایان را یکبار میبینید و میپذیرید که حتی پس از آن نیز زندگی ادامه دارد، ذهن از جنگ با آینده دست میکشد و میتواند بر درست انجام دادن کارِ اکنون تمرکز کند.
ذهنی که پیش از شروع، خودش را شکستخورده اعلام نکند.
۳۴۹
۱۶:۳۳
بیشتر افراد، پاسخ این پرسش را در مقام، ثروت یا شهرت جستوجو میکنند.
اما حقیقت، از جای دیگری آغاز میشود…
در پیام بعد، درباره مفهومی صحبت میکنم که میتواند اعتبار کلام انسان را بسازد؛ اعتباری که گاهی پیش از نخستین جمله، احترام و توجه دیگران را برمیانگیزد :
۲۰۱
۱۳:۵۳
بسیاری از افراد تصور میکنند احترام دیگران، نتیجه قدرت، ثروت یا موقعیت اجتماعی است.
اما در زندگی، بارها با انسانهایی روبهرو شدهایم که نه مقام ویژهای داشتهاند و نه ثروتی چشمگیر؛ با این حال، وقتی لب به سخن میگشودند، همه با دقت به آنان گوش میدادند.
در مقابل، کسانی را نیز دیدهایم که با وجود جایگاه و امکانات فراوان، نتوانستهاند اعتماد و توجه مخاطبان خود را حفظ کنند.
تفاوت این دو گروه در چیست؟
به گمان من، پاسخ را باید در اعتبار کلام جستوجو کرد.
اعتباری که نه در یک روز ساخته میشود و نه با یک جمله به دست میآید؛ بلکه حاصل سالها اندیشیدن، صداقت، انسجام شخصیت و مسئولیتپذیری در برابر کلمات است.
۱۹۷
۱۳:۵۳
وقتی از احترام دیگران سخن میگوییم، ذهن بسیاری از افراد، بیدرنگ به سمت مقام، ثروت یا شهرت میرود.
گویی احترام، پاداشی است که جامعه به صاحبان این امتیازها میدهد.
اما اگر اندکی دقیقتر به زندگی بنگریم، نمونههای فراوانی خواهیم یافت که این تصور را به چالش میکشند.
اما کافی بوده است لب به سخن بگشایند تا جمع، بیاختیار سکوت کند و به سخنانشان گوش بسپارد.
در مقابل، کم نیستند کسانی که با وجود برخورداری از جایگاه و امکانات فراوان، هنوز نتوانستهاند اعتماد و توجه مخاطبان خود را به دست آورند.
❖ تفاوت این دو گروه در چیست؟
به گمان من، پاسخ را باید در مفهومی جستوجو کرد که از آن با عنوان اعتبار کلام یاد میکنم.
حتی از زیبایی واژهها نیز آغاز نمیشود.
اعتبار، حاصل رابطهای است که انسان با حقیقت برقرار میکند.
هر بار که سخنی را بدون اندیشه بر زبان میآوریم…
هر بار که برای جلب توجه، اغراق میکنیم…
هر بار که برخلاف باور خود سخن میگوییم…
یا مسئولیت کلماتمان را نمیپذیریم…
اندکی از این سرمایه کاسته میشود.
منصفانه قضاوت میکنیم…
از حقیقت دفاع میکنیم…
و میان گفتار و رفتار خود فاصلهای باقی نمیگذاریم…
سرمایهای ساخته میشود که هیچ مقام و ثروتی توان خرید آن را ندارد.
به همین دلیل است که بعضی افراد، پیش از آنکه سخنی بگویند، مورد احتراماند.
احترامی که دیگران برای آنان قائل میشوند، تنها نتیجه مهارت سخن گفتنشان نیست؛
بلکه حاصل سالها زیستن بر اساس همان سخنانی است که بر زبان آوردهاند.
پیش از آنکه استدلالهای ما را ارزیابی کنند، صداقت ما را میسنجند.
و پیش از آنکه شیوه بیان ما را تحسین کنند، از خود میپرسند:
«آیا میتوان به این انسان اعتماد کرد؟»
اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، حتی یک جمله کوتاه نیز میتواند اثری عمیق بر جای بگذارد.
اما اگر این اعتماد شکل نگرفته باشد، طولانیترین سخنرانیها نیز گاه چیزی جز مجموعهای از واژههای زیبا نخواهند بود.
۱۷۰
۱۳:۵۳
در روزهای گذشته، درباره اعتبار کلام سخن گفتیم؛
اینکه چرا بعضی انسانها، حتی پیش از آنکه سخنی بر زبان آورند، مورد احتراماند…
و چگونه شخصیت انسان، پیش از واژههای او، با مخاطب سخن میگوید.
۳۲۶
۱۳:۵۶
مشتاق دیدار ارزشمندتان هستم
محمدعلی حسینیان
۲۳۳
۱۰:۴۰