#رحلت_بزرگ_مرد_تاریخ_ایران🖤🇮🇷
خرداد که میآید، تاریخ بوی غربت میگیرد. آسمان، داغدار مردی میشود که قامتش تکیهگاه یک ملت بود و صدایش، فریاد بیداری مظلومان.
چهاردهم خرداد، روایت غروب خورشیدی است که اگرچه از افق دیدگان ما پنهان شد، اما روشنایی راهش هنوز بر گستره این سرزمین میتابد. مردی که از جنس ایمان بود؛ استوار چون کوه، زلال چون چشمه و بلند چون آرمانهای یک ملت.
تو رفتی، اما نامت در رگهای تاریخ جاری ماند. تو رفتی، اما پرچمی که برافراشتی بر زمین نماند. هنوز در هیاهوی روزگار، صدای دعوتت به عزت، استقلال و آزادگی شنیده میشود. هنوز نگاهت از قاب خاطرهها، مردمان این سرزمین را به ایستادگی فرا میخواند.

سالها گذشته است، اما داغ آن وداع بزرگ از حافظه این ملت پاک نشده است. ملتی که با اشک بدرقهات کرد و با آرمانهایت پیمان بست. امروز نیز در سالروز عروجت، با قلبی آکنده از احترام و افتخار، یادت را گرامی میداریم و بر این باور استواریم که مردان خدا از میان مردم میروند، اما راه و نامشان جاودانه میماند.
سلام بر روح بلندت؛ ای مردی که تاریخ، شکوه حضورت را هرگز فراموش نخواهد کرد
به قلم: سرکار خانم فاطمه آجورلو
خرداد که میآید، تاریخ بوی غربت میگیرد. آسمان، داغدار مردی میشود که قامتش تکیهگاه یک ملت بود و صدایش، فریاد بیداری مظلومان.
چهاردهم خرداد، روایت غروب خورشیدی است که اگرچه از افق دیدگان ما پنهان شد، اما روشنایی راهش هنوز بر گستره این سرزمین میتابد. مردی که از جنس ایمان بود؛ استوار چون کوه، زلال چون چشمه و بلند چون آرمانهای یک ملت.
تو رفتی، اما نامت در رگهای تاریخ جاری ماند. تو رفتی، اما پرچمی که برافراشتی بر زمین نماند. هنوز در هیاهوی روزگار، صدای دعوتت به عزت، استقلال و آزادگی شنیده میشود. هنوز نگاهت از قاب خاطرهها، مردمان این سرزمین را به ایستادگی فرا میخواند.
سالها گذشته است، اما داغ آن وداع بزرگ از حافظه این ملت پاک نشده است. ملتی که با اشک بدرقهات کرد و با آرمانهایت پیمان بست. امروز نیز در سالروز عروجت، با قلبی آکنده از احترام و افتخار، یادت را گرامی میداریم و بر این باور استواریم که مردان خدا از میان مردم میروند، اما راه و نامشان جاودانه میماند.
سلام بر روح بلندت؛ ای مردی که تاریخ، شکوه حضورت را هرگز فراموش نخواهد کرد
۲۷۳
۱۹:۰۴
۲۱۸
۲:۵۱
این اثر از برجستهترین نمونههای مرثیهسرایی در زبان فارسی به شمار میرود و در بسیاری از مراسم سوگواری ماه محرم خوانده میشود.
۱۳۰
۷:۳۱
محتشم کاشانی
۱۲۹
۹:۳۱
محتشم کاشانی
۱۲۳
۱۱:۲۳
محتشم کاشانی
۱۱۷
۱۳:۳۲
رباعی دیگر
️امروز که طوف کعبه فرض است و ضرور
من ماندهام از کعبهٔ اقبال جدا
️این عیدم از آن قبلهٔ آمال جدا
نواب کز او نیم مه و سال جدا
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی
۱۱۸
۱۵:۵۷
غزل «با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت»
با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفتدر نزد، آتش غیرت به دلم در زد و رفت
جست برقی و به جان طمع آتش زد و سوختدی که ساغر زده از کلبهٔ من سر زد و رفت
آتشی سر زد و شد شمع طربخانهٔ دلمرغ جان آمد و گرد سر او پر زد و رفت
میزد او خود درِ صحبت چو من از بیصبریدرِ تکلیف زدم بر درِ دیگر زد و رفت
خواستم در سرمستی شومش دامنگیرناگهان سر زد و دامن به میان بر زد و رفت
آن که ساغر زده از مجلس غیر آمده بودوه که در مجلس ما سنگ به ساغر زد و رفت
آشکارا به رخ خاکی من پای نهادسکهٔ مهر من غمزده بر زر زد و رفت
ملتفت گرچه به بسمل شدن صید نشدناوک افکند و دوید از پی و خنجر زد و رفت
گفتمش مرغ دلم راست به پا رشتهٔ درازگرهی بر سر آن زلف معنبر زد و رفت
داغدار تو چنان ساخت که سوزش نرودزان تغافل که بر این سوخته اختر زد و رفت
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی
۱۱۲
۱۸:۰۵
محتشم کاشانی
۱۱۳
۱۸:۳۸
ادبیات آیینی به آثاری گفته میشود که با موضوعات دینی، مذهبی و ارزشهای معنوی پیوند دارند. این گونه ادبی شامل موضوعاتی مانند:
در ادبیات فارسی، شاعرانی چون محتشم کاشانی، سنایی غزنوی، ناصر خسرو و در روزگار معاصر قیصر امینپور در شکلگیری و گسترش این نوع ادبی نقش مهمی داشتهاند.
۱۳۷
۲۰:۴۸