ند از زوار آن امام حسین علیه السلام باشند.
۱۶- زوار امام حسین علیه السلام در قیامت بر سفرههاى نور هستند.
۱۷- زوار امام حسین علیه السلام در جوار پیامبر خدا و امام على و حضرت فاطمه علیهم السلام هستند.
۱۸- زوار امام حسین علیه السلام چهل سال قبل از دیگران به بهشت داخل مى شوند.
۱۹- خداوند مهمات دنیوى زائر را بر آورده مى كند.
۲۰- زائر امام حسین علیه السلام شهید مى میرد.
۲۱- ثواب دو ماه اعتكاف و روزه در مسجدالحرام را دارد.
۲۲- ثواب هزار شهید دارد.
۲۳- هر یك قدم كه با پاى پیاده بردارد موجب هزار حسنه و آمرزش هزار گناه و بالا رفتن هزار درجه براى زائر مىشود.
۲۴- هر قدم كه پیاده بردارد ثواب آزاد كردن یك بنده از فرزندان اسماعیل دارد.
۲۵- هر یك روز اقامت نزد حضرت، معادل هزار ماه است .
۲۶- هر قدم كه مى گذارد ثواب یك حج و هر قدم كه بر مى دارد ثواب یك عمره دارد، به شرط آنكه بخاطر ریا و شنیدن مردم و بیهوده نباشد.
۲۷- ثواب هزار شهید از شهداى بدر دارد.
۲۸- ثواب هزار صدقه مقبوله دارد.
۲۹- ثواب هزار روزه به زائر مى دهند.
۳۰- ثواب هزار بنده آزاد كردن دارد.
۳۱- زائر امام حسین علیه السلام اگر از اشقیاء باشد، جزء سعادتمندان نوشته مى شود.
۳۲- ثواب آماده كردن هزار اسب با زین و لجام در راه خدا دارد.
۳۳- زیارت امام حسین علیه السلام، زیارت خداست .
۳۴- ثواب هزار جنگ همراه با پیامبر مرسل یا امام عادل دارد.
۳۵- ثواب زیارت امام حسین علیه السلام قابل شمارش نیست .
۳۶- زیارت امام حسین علیه السلام بهترین عمل است .
۳۷- خداوند به زائر امام حسین علیه السلام مباهات مى كند.
۳۸- پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام براى او دعا مى كنند.
۳۹- پیامبر صلی الله علیه و آله و ملائكه در قیامت با زائر مصافحه مى كنند
۴۰- درقیامت با امام حسین علیه السلام محشور مىشود.
التماس دعا از تمام زائرانی که اربعین امسال، به زیارت حرم سیدالشهداء علیه السلام مشرف شدند.کشکول معارف دینی سیدhttps://ble.ir/kashkole_maaref
۱۶- زوار امام حسین علیه السلام در قیامت بر سفرههاى نور هستند.
۱۷- زوار امام حسین علیه السلام در جوار پیامبر خدا و امام على و حضرت فاطمه علیهم السلام هستند.
۱۸- زوار امام حسین علیه السلام چهل سال قبل از دیگران به بهشت داخل مى شوند.
۱۹- خداوند مهمات دنیوى زائر را بر آورده مى كند.
۲۰- زائر امام حسین علیه السلام شهید مى میرد.
۲۱- ثواب دو ماه اعتكاف و روزه در مسجدالحرام را دارد.
۲۲- ثواب هزار شهید دارد.
۲۳- هر یك قدم كه با پاى پیاده بردارد موجب هزار حسنه و آمرزش هزار گناه و بالا رفتن هزار درجه براى زائر مىشود.
۲۴- هر قدم كه پیاده بردارد ثواب آزاد كردن یك بنده از فرزندان اسماعیل دارد.
۲۵- هر یك روز اقامت نزد حضرت، معادل هزار ماه است .
۲۶- هر قدم كه مى گذارد ثواب یك حج و هر قدم كه بر مى دارد ثواب یك عمره دارد، به شرط آنكه بخاطر ریا و شنیدن مردم و بیهوده نباشد.
۲۷- ثواب هزار شهید از شهداى بدر دارد.
۲۸- ثواب هزار صدقه مقبوله دارد.
۲۹- ثواب هزار روزه به زائر مى دهند.
۳۰- ثواب هزار بنده آزاد كردن دارد.
۳۱- زائر امام حسین علیه السلام اگر از اشقیاء باشد، جزء سعادتمندان نوشته مى شود.
۳۲- ثواب آماده كردن هزار اسب با زین و لجام در راه خدا دارد.
۳۳- زیارت امام حسین علیه السلام، زیارت خداست .
۳۴- ثواب هزار جنگ همراه با پیامبر مرسل یا امام عادل دارد.
۳۵- ثواب زیارت امام حسین علیه السلام قابل شمارش نیست .
۳۶- زیارت امام حسین علیه السلام بهترین عمل است .
۳۷- خداوند به زائر امام حسین علیه السلام مباهات مى كند.
۳۸- پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام براى او دعا مى كنند.
۳۹- پیامبر صلی الله علیه و آله و ملائكه در قیامت با زائر مصافحه مى كنند
۴۰- درقیامت با امام حسین علیه السلام محشور مىشود.
التماس دعا از تمام زائرانی که اربعین امسال، به زیارت حرم سیدالشهداء علیه السلام مشرف شدند.کشکول معارف دینی سیدhttps://ble.ir/kashkole_maaref
۳۱۶
۱۰:۱۹
کشکول معارف دینی سیدhttps://ble.ir/kashkole_maaref
۳۱۸
۱۰:۲۷
شهادت حضرت محمد(ص)
روایات مختلفی اعم از شیعه و سنی وجود دارد که رحلت پیامبر را مرگ طبیعی ندانسته و شهادت میدانند. این روایات می توانند موضوع شهادت پیامبر اکرم(ص) را ثابت کند.
درباره رحلت یاشهادت پیامبر در منابع تاریخی شیعه و اهل سنت اختلاف نظر وجود دارد. برخی شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر اکرم(ص) را تأییدو فقدان پیامبر اکرم(ص)را ضایعه ای جبران ناپذیر میدانندبا این وجود در میان عالمان دینی و مورخان تاریخ اسلام درباره کیفیت رحلت آن بزرگوار اختلاف نظر است که اگر ایشان به شهادت رسیده اند، چه کسی مسبب آن بوده کتابهای سیره و احادیث، مرگ پیامبر اکرم(ص) را توسط سم را تایید کرده و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند آیا دلیل قابل اعتمادی از کتب شیعه و اهل سنت، مبنی بر شهادت پیامبر اکرم (ص)وجود دارد، علاوه بر آن، کیفیت شهادت ایشان چگونه بوده است؟
دلایل بسیاری وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر(ص) را تأیید می نمایند. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. اکنون به تعدادی از این روایات با استناد به منابع فریقین اشاره می نماییم.
احادیث و روایاتی که شهادت پیامبر را تائید می کنند:ابن سعد میگوید در روایتی آمده است:
پیامبر(ص)مسموم درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبده است.(المجدد فی الانساب. محمد بن محمد علوی ص6)
شیخ طوسی میگوید:
رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت. (تهذیب الاحکام ج6ص1)
علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم نقل میکند(منتهی المطلب حلی ج2 ص887)
حاکم نیشابور کشته شدن رسول خدا را تایید کرده است.و میگوید:
شعبی گفته است:بخدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سم کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی با سم و حسین بن علی با شمشیر کشته شد(المستدرک. ج3ص60)
در کتاب جامع الرواه آمده است:
پیامبر در مدینه مسموم درگذشت(جامع الرواه اردبیلی ج2ص463)
شیخ مفید میگوید:او در مدینه روز دوشنبه دوشب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری درگذشت درحالیکه شصت و سه سال داشت. (المقنعه شیخ مفیدص456 و منتهی المطلب حلی ج2ص887)
بیهقی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت:اگر 9 بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده است برایم محبوبتر است از اینکه یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است به جهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است.(السیره النبویه ابن کثیر دمشقی ج4ص449)
ابن مسعود کشته شدن پیامبردرسال 11 هجری را تایید وتاکید کرده(السیره نبویه ابن کثیر ج4ص449 و البدایه و النهایه ج6ص317و322)
رسول خدا(ص)فرمود:هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید میشود.(بصائر الدرجات ص148)
و همچنین فرمودند:هیچ کس از ما (اهل بیت)نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود. ( وسائل الشیعه ج14ص2 و من لایحضره الفقیه ج4ص17)
دلایل بسیاری وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر(ص) را تأیید می نمایند. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. اکنون به تعدادی از این روایات با استناد به منابع فریقین اشاره می نماییم.
امام صادق(ع)فرمود:
پیامبر اکرم(ص)در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا میرود.(بصائر الدرجات، ج 1، ص 503)
در این روایت، علاوه بر تصریح به مسموم شدن پیامبر(ص) و شهادت ایشان در پی مسمومیت، به اصلی کلی نیز اشاره می شود که مرگ تمام پیامبران و اوصیا با شهادت بوده و هیچ کدام، با مرگ طبیعی از دنیا نمی روند! روایات دیگری نیز وجود دارد که این اصل کلی را تقویت می نماید.(بحار الانوار، ج 27، ص 216)امام صادق(ع) درجای دیگر فرمود:از آنجا که پیامبر اسلام(ص)ذراع(سر دست) گوسفند، را دوست می داشت، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم کرد.(کلینی، کافی، ج 6، ص 315)
در این روایت، به مسمومیت پیامبر(ص) تصریح شده، اما در آن اشاره ای نشده است که آیا ایشان بر اثر این سم به شهادت رسیدند یا خیر؟
عبدالصمد بن بشیر از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود:
میدانید پیامبر(ص)درگذشت یا کشته شد همانطور که خدا می فرماید:(اگر او درگذرد یا کشته شود به جاهلیت باز میگردید.)او قبل از مرگ مسموم شد. آن دو زن (عایشه و حفصه)باو سم نوشاندند.(تفسیرالعیاشی ج1ص200)
کشکول معارف دینی سیدhttps://ble.ir/kashkole_maaref
روایات مختلفی اعم از شیعه و سنی وجود دارد که رحلت پیامبر را مرگ طبیعی ندانسته و شهادت میدانند. این روایات می توانند موضوع شهادت پیامبر اکرم(ص) را ثابت کند.
درباره رحلت یاشهادت پیامبر در منابع تاریخی شیعه و اهل سنت اختلاف نظر وجود دارد. برخی شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر اکرم(ص) را تأییدو فقدان پیامبر اکرم(ص)را ضایعه ای جبران ناپذیر میدانندبا این وجود در میان عالمان دینی و مورخان تاریخ اسلام درباره کیفیت رحلت آن بزرگوار اختلاف نظر است که اگر ایشان به شهادت رسیده اند، چه کسی مسبب آن بوده کتابهای سیره و احادیث، مرگ پیامبر اکرم(ص) را توسط سم را تایید کرده و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند آیا دلیل قابل اعتمادی از کتب شیعه و اهل سنت، مبنی بر شهادت پیامبر اکرم (ص)وجود دارد، علاوه بر آن، کیفیت شهادت ایشان چگونه بوده است؟
دلایل بسیاری وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر(ص) را تأیید می نمایند. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. اکنون به تعدادی از این روایات با استناد به منابع فریقین اشاره می نماییم.
احادیث و روایاتی که شهادت پیامبر را تائید می کنند:ابن سعد میگوید در روایتی آمده است:
پیامبر(ص)مسموم درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبده است.(المجدد فی الانساب. محمد بن محمد علوی ص6)
شیخ طوسی میگوید:
رسول خدا دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری مسموم درگذشت. (تهذیب الاحکام ج6ص1)
علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم نقل میکند(منتهی المطلب حلی ج2 ص887)
حاکم نیشابور کشته شدن رسول خدا را تایید کرده است.و میگوید:
شعبی گفته است:بخدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سم کشته شدند و عمر و عثمان و علی بن ابیطالب با شمشیر کشته شدند و حسن بن علی با سم و حسین بن علی با شمشیر کشته شد(المستدرک. ج3ص60)
در کتاب جامع الرواه آمده است:
پیامبر در مدینه مسموم درگذشت(جامع الرواه اردبیلی ج2ص463)
شیخ مفید میگوید:او در مدینه روز دوشنبه دوشب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری درگذشت درحالیکه شصت و سه سال داشت. (المقنعه شیخ مفیدص456 و منتهی المطلب حلی ج2ص887)
بیهقی از عبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت:اگر 9 بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده است برایم محبوبتر است از اینکه یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است به جهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است.(السیره النبویه ابن کثیر دمشقی ج4ص449)
ابن مسعود کشته شدن پیامبردرسال 11 هجری را تایید وتاکید کرده(السیره نبویه ابن کثیر ج4ص449 و البدایه و النهایه ج6ص317و322)
رسول خدا(ص)فرمود:هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید میشود.(بصائر الدرجات ص148)
و همچنین فرمودند:هیچ کس از ما (اهل بیت)نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود. ( وسائل الشیعه ج14ص2 و من لایحضره الفقیه ج4ص17)
دلایل بسیاری وجود دارد که شهادت ناشی از مسمومیت پیامبر(ص) را تأیید می نمایند. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می توان موضوع مورد بحث را ثابت نمود. اکنون به تعدادی از این روایات با استناد به منابع فریقین اشاره می نماییم.
امام صادق(ع)فرمود:
پیامبر اکرم(ص)در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا میرود.(بصائر الدرجات، ج 1، ص 503)
در این روایت، علاوه بر تصریح به مسموم شدن پیامبر(ص) و شهادت ایشان در پی مسمومیت، به اصلی کلی نیز اشاره می شود که مرگ تمام پیامبران و اوصیا با شهادت بوده و هیچ کدام، با مرگ طبیعی از دنیا نمی روند! روایات دیگری نیز وجود دارد که این اصل کلی را تقویت می نماید.(بحار الانوار، ج 27، ص 216)امام صادق(ع) درجای دیگر فرمود:از آنجا که پیامبر اسلام(ص)ذراع(سر دست) گوسفند، را دوست می داشت، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم کرد.(کلینی، کافی، ج 6، ص 315)
در این روایت، به مسمومیت پیامبر(ص) تصریح شده، اما در آن اشاره ای نشده است که آیا ایشان بر اثر این سم به شهادت رسیدند یا خیر؟
عبدالصمد بن بشیر از امام صادق(ع) روایت کرده که فرمود:
میدانید پیامبر(ص)درگذشت یا کشته شد همانطور که خدا می فرماید:(اگر او درگذرد یا کشته شود به جاهلیت باز میگردید.)او قبل از مرگ مسموم شد. آن دو زن (عایشه و حفصه)باو سم نوشاندند.(تفسیرالعیاشی ج1ص200)
کشکول معارف دینی سیدhttps://ble.ir/kashkole_maaref
۲.۱K
۱۰:۱۵
مذمت فحش و بد زبانی در آیات و روایات
آیات:
1. وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ[1]
به معبودِ کسانىکه غیر خدا را مى خوانند دشنام ندهید، مبادا آنهانیز از روى جهل، خدا را دشنام دهند! اینچنین براى هر امّتى عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت همه آنان به سوى خداوند است و آنها را از آنچه عمل میکردند، آگاه مى سازد و پاداش و کیفر مىدهد
2. لا یُحِبُّ اللهُ الجَهرَ بِالسُّوءِ مِنَ القَولِ اِلاّ مَن ظُـلِم...[2]
خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدیهای دیگران را اظهار کند مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد.
روایات:
1. عَنْ مُوسَى بن جعفر(ع)فِی رَجُلَیْنِ یَتَسَابَّانِ فَقَالَ: الْبَادِی مِنْهُمَا أَظْلَمُ وَ وِزْرُهُ وَ وِزْرُ صَاحِبِهِ عَلَیْهِ مَا لَمْ یَتَعَدَّ الْمَظْلُوم [3]امام موسى بن جعفر(ع) در باره دو مردى که همدیگر را دشنام دهند فرمود: آغازکننده به دشنام ستمکارتر است و گناه خود و گناه رفیقش به گردن اوست در صورتى که آن کس که ستم به او شده از حد نگذرد.توضیح:جمله اخیر این حدیث شریف دو احتمال دارد یکى اینکه تا رفیقش که مورد ستم واقع شده عمل ناروا نکرده و یا سخن ناروائى نگفته همه گناه به گردن آغازکننده به دشنام است، و نسبت گناه به او در این صورت فرضى است، احتمال دوم آن است که تا از حد خود نگذشته اى همه گناه به گردن اوست، و حدّش همان مقدارى است که از دشنام شنیده و تا آن حد بر او گناهى نیست زیرا از خود دفاع کرده و انتقام گرفته است، و خداى تعالى در این باره فرموده است: و همانا بر آنکه پس از ستمى که به او شده یارى جوید گناهى نیست و در جاى دیگر فرماید: پس آن کس که به شما تجاوزو ظلم و ستم کندتجاوز کنید بر او برابر آنچه بر شما تجاوز کردهبعید نیست احتمال دوم مناسبتر با سیاق روایت باشد.
2. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)قَالَ: إِنَّ أَبْغَضَ خَلْقِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَى النَّاسُ لِسَانَه [4]
امام صادق(ع)فرمود: مبغوض ترین خلق خدا آن بنده ایست که مردم از زبانش پرهیز کنند.
3. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ شِرْکِ الشَّیْطَانِ الَّذِی لَا یُشَکُّ فِیهِ أَنْ یَکُونَ فَحَّاشاً لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ فِیه [5]
امام صادق(ع) فرمود: از نشانه هاى شرکت شیطان اینست که فحاش باشد که باکى از آنچه گوید و از آنچه در باره او گویند نداشته باشد.
4. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّهُ لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْکِ شَیْطَان [6]
امام صادق(ع)از قول رسولخدا(ص) فرمود:هر گاه مردى را دیدى که باکى از آنچه گوید و آنچه به او گفته شود ندارد، یا از زنا است یا از شرکت شیطان.
5. عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع)قال قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَى کُلِّ فَحَّاشٍ بَذِیءٍ قَلِیلِ الْحَیَاءِ- لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّکَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْکِ شَیْطَانٍ، فَقِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ- وَ فِی النَّاسِ شِرْکُ شَیْطَانٍ؟فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):أَمَا تَقْرَأُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ؟ قَالَ: وَ سَأَلَ رَجُلٌ فَقِیهاً هَلْ فِیالنَّاسِ مَنْ لَا یُبَالِی مَا قِیلَ لَهُ؟ قَالَ: مَنْ تَعَرَّضَ لِلنَّاسِ یَشْتِمُهُمْ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُمْ لَا یَتْرُکُونَهُ، فَذَلِکَ الَّذِی لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ فِیه [7]
امیر المؤمنین(ع)بنقل از رسول خدا (ص) فرمود:خدا حرام کرده بهشت را بر هر فحاش بى آبرو و کم شرمى که باکى از آنچه گوید و آنچه باو گفته شود ندارد، زیرا اگر بازرسى از حالش کنى یا از زنا است یا از شرکت شیطان،عرض شد:اى رسولخدا در میان مردمان شرکت شیطان هم هست؟فرمود: آیا گفتار خداى عز و جل را نخواندهاى که بشیطان فرمود:و شرکت کن با ایشان در مال و فرزندان(اسراء, 64)راوى گوید:مردى از فقیهى پرسید: آیا در میان مردم کسى هست که باکى از آنچه باو گفته شود ندارد؟ گفت: آن کس که متعرض مردم شود و بآنان دشنام گوید در صورتى که میداند که آنها رهایش نمیکنند وتلافی میکنند.
6. عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ[8]
امام باقر(ع)فرمود: خدا دشمن دارد دشنام گوى دشنامجو را
منابع:[1] . الأنعام : 108[2] . النساء(۴)، آیه۱۴۸.[3] . الکافی, ج2, ص322[4] . همان, ص323[5] . الکافی,ج2 ص 323[6] . همان[7] . همان8] . همان, ص324کشکول معارف دینی سیدhttps://ble.ir/kashkole_maaref
آیات:
1. وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ[1]
به معبودِ کسانىکه غیر خدا را مى خوانند دشنام ندهید، مبادا آنهانیز از روى جهل، خدا را دشنام دهند! اینچنین براى هر امّتى عملشان را زینت دادیم سپس بازگشت همه آنان به سوى خداوند است و آنها را از آنچه عمل میکردند، آگاه مى سازد و پاداش و کیفر مىدهد
2. لا یُحِبُّ اللهُ الجَهرَ بِالسُّوءِ مِنَ القَولِ اِلاّ مَن ظُـلِم...[2]
خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود، بدیهای دیگران را اظهار کند مگر آن کس که مورد ستم واقع شده باشد.
روایات:
1. عَنْ مُوسَى بن جعفر(ع)فِی رَجُلَیْنِ یَتَسَابَّانِ فَقَالَ: الْبَادِی مِنْهُمَا أَظْلَمُ وَ وِزْرُهُ وَ وِزْرُ صَاحِبِهِ عَلَیْهِ مَا لَمْ یَتَعَدَّ الْمَظْلُوم [3]امام موسى بن جعفر(ع) در باره دو مردى که همدیگر را دشنام دهند فرمود: آغازکننده به دشنام ستمکارتر است و گناه خود و گناه رفیقش به گردن اوست در صورتى که آن کس که ستم به او شده از حد نگذرد.توضیح:جمله اخیر این حدیث شریف دو احتمال دارد یکى اینکه تا رفیقش که مورد ستم واقع شده عمل ناروا نکرده و یا سخن ناروائى نگفته همه گناه به گردن آغازکننده به دشنام است، و نسبت گناه به او در این صورت فرضى است، احتمال دوم آن است که تا از حد خود نگذشته اى همه گناه به گردن اوست، و حدّش همان مقدارى است که از دشنام شنیده و تا آن حد بر او گناهى نیست زیرا از خود دفاع کرده و انتقام گرفته است، و خداى تعالى در این باره فرموده است: و همانا بر آنکه پس از ستمى که به او شده یارى جوید گناهى نیست و در جاى دیگر فرماید: پس آن کس که به شما تجاوزو ظلم و ستم کندتجاوز کنید بر او برابر آنچه بر شما تجاوز کردهبعید نیست احتمال دوم مناسبتر با سیاق روایت باشد.
2. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)قَالَ: إِنَّ أَبْغَضَ خَلْقِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَى النَّاسُ لِسَانَه [4]
امام صادق(ع)فرمود: مبغوض ترین خلق خدا آن بنده ایست که مردم از زبانش پرهیز کنند.
3. عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ شِرْکِ الشَّیْطَانِ الَّذِی لَا یُشَکُّ فِیهِ أَنْ یَکُونَ فَحَّاشاً لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ فِیه [5]
امام صادق(ع) فرمود: از نشانه هاى شرکت شیطان اینست که فحاش باشد که باکى از آنچه گوید و از آنچه در باره او گویند نداشته باشد.
4. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّهُ لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْکِ شَیْطَان [6]
امام صادق(ع)از قول رسولخدا(ص) فرمود:هر گاه مردى را دیدى که باکى از آنچه گوید و آنچه به او گفته شود ندارد، یا از زنا است یا از شرکت شیطان.
5. عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع)قال قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ عَلَى کُلِّ فَحَّاشٍ بَذِیءٍ قَلِیلِ الْحَیَاءِ- لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ لَهُ فَإِنَّکَ إِنْ فَتَّشْتَهُ لَمْ تَجِدْهُ إِلَّا لِغَیَّةٍ أَوْ شِرْکِ شَیْطَانٍ، فَقِیلَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ- وَ فِی النَّاسِ شِرْکُ شَیْطَانٍ؟فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):أَمَا تَقْرَأُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ؟ قَالَ: وَ سَأَلَ رَجُلٌ فَقِیهاً هَلْ فِیالنَّاسِ مَنْ لَا یُبَالِی مَا قِیلَ لَهُ؟ قَالَ: مَنْ تَعَرَّضَ لِلنَّاسِ یَشْتِمُهُمْ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُمْ لَا یَتْرُکُونَهُ، فَذَلِکَ الَّذِی لَا یُبَالِی مَا قَالَ وَ لَا مَا قِیلَ فِیه [7]
امیر المؤمنین(ع)بنقل از رسول خدا (ص) فرمود:خدا حرام کرده بهشت را بر هر فحاش بى آبرو و کم شرمى که باکى از آنچه گوید و آنچه باو گفته شود ندارد، زیرا اگر بازرسى از حالش کنى یا از زنا است یا از شرکت شیطان،عرض شد:اى رسولخدا در میان مردمان شرکت شیطان هم هست؟فرمود: آیا گفتار خداى عز و جل را نخواندهاى که بشیطان فرمود:و شرکت کن با ایشان در مال و فرزندان(اسراء, 64)راوى گوید:مردى از فقیهى پرسید: آیا در میان مردم کسى هست که باکى از آنچه باو گفته شود ندارد؟ گفت: آن کس که متعرض مردم شود و بآنان دشنام گوید در صورتى که میداند که آنها رهایش نمیکنند وتلافی میکنند.
6. عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ[8]
امام باقر(ع)فرمود: خدا دشمن دارد دشنام گوى دشنامجو را
منابع:[1] . الأنعام : 108[2] . النساء(۴)، آیه۱۴۸.[3] . الکافی, ج2, ص322[4] . همان, ص323[5] . الکافی,ج2 ص 323[6] . همان[7] . همان8] . همان, ص324کشکول معارف دینی سیدhttps://ble.ir/kashkole_maaref
۱.۱K
۱۸:۵۶
اجنه موجودات ناشناخته ولی نقش افرین
آنچه از آیات قران و احادیث معصومین(ع) می توان فهمید اینکه اجنه، موجوداتی اسرارآمیز هستند که مانند انسان دارای شعور، اختیار و تکلیف هستند. جنس اجنه، از نوعی آتش بدون دود و یا آمیختهای از آتش آفریده شده است. در ۲۲ آیه از قرآن از جن یاد شده است و هفتاد و دومین سوره قرآن سوره جن نام دارد.جن در عرف قرآن و روایات، موجودی با شعور و اراده و اختیار است که به اقتضای طبیعتش از نگاه و توجه بشر پوشیده است و در شرایط عادی، قابل درک حسی ونظری نیستند. جن مانند انسان، مکلف است و هدف از خلقت او، همانند انسان، عبادت و بندگی خدا است. اجنه در آخرت زنده و مبعوث میشوند و کیفر و پاداش می بینند و همچون انسان م تواند مطیع یا عصیانگر ، مؤمن یا مشرک باشند.بسیاری از ویژگیها و موضوعات مرتبط به اجنه مانند بختک و همزاد و...، ساخته باورهای عامیانه و بدون دلیل است. بنابر نظر برخی محققان، اجنّه در اعتقادات ایرانی ها برگرفته از فرهنگ اسلامی و عربی است و عدهای دیگر احتمال میدهند باورهای خرافی مربوط به اجنّه در میان ایرانیان، بازتاب موجوداتی در اعتقاد ایرانیانِ قبل از اسلام است که بعداً به جنّ تغییر نام دادهاند و با اعتقادات عربها درباره جنّ، که پس از اسلام به ایران وارد گردیده، آمیخته شدهاند(دین و اخلاق، ج ۱،ص۶۷۰و نور ملکوت قرآن، ج ۲ ص۳۲۲-۳۲۱)
بر اساس قرآن کریم،جنّ پیش از خلقت انسان و از«نارالسَّموم» و«مارِجٍ من نار»آفریده شده استدر میان اجنه، افرادصالح و غیرصالح وجود دارند و مانند آدمیان در روز قیامت از آنها بازخواست میشود.(انعام ،۱۳۹)وجزای اعمالشان را به طور کامل در آخرت دریافت میکنند(احقاف ،۱۹)بدکاران آنها به دوزخ خواهند رفت.و صالحان و مومنین به بهشت الهی داخل میشوند.درمیان اجنه هم مسلمان هست هم کافر هم شیعه هم سنی و همچون آدمیان در انتخاب دین و عقاید و مسلک آزاد و مختارندشیطان یا همان ابلیس دشمن قدار وکینه توز انسان ها از اجنه است شیطان هزاران سال قبل از خلقت انسان عبادت و بندگی خدا میکرد و به مقامات و درجات عالیه ارتقاء پیداکرده بود و در صف فرشتگان مقرب قرار گرفته بود.آنگاه که خداوند حکیم آخرین و کاملترین مخلوق خود یعنی انسان را خلق کردجهت امتحان و آزمایش فرشتگان از فرشتگان و ملائک خواست به این مخلوق جدیدکه کاملترین وجامعترین مخلوق الهی بود سجده کنند همه فرشتگان و ملائک بنا به فرمان الهی به سجده افتادندو اطاعت کردند ولی ابلیس و شیطان از سجده بر انسان خود داری و تمرد کرد.قرآن در بیان نقل این ماجرا می فرماید:«فسجد الملـئکة کلهم اجمعون الا ابلیس ابی واستکبر وکان من الکافرین...قال یـابلیس ما لک الا تکون مع السـجدین قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصـل من حما مسنون...همه فرشتگان، بى استثناء ، سجده كردند...جز ابليس، كه تمردكردو سجده نکرد.خداوند به او فرمود:چرا با سجده كنندگان سجده نکردی؟شیطان پاسخ داد:من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيده و بدبو درست شده است، سجده نمیکنم!...(سوره حجر،ایات ۳۰- ۳۲)
طبق آیات قرآن، برخی از کفار در جاهلیت، جنّ را شریک خداوند قرار میدادندیا میپرستیدند.(جنّ: ۱۵؛اعراف: ۱۷۹)جنّیان در میان سپاه حضرت سلیمان(ع)حضور داشتندوخدمت میکردند(نمل ،۱۷)برخلاف تصور ساحران،دعا نویسان و رمالان فرصت طلب اجنّه نیز مانند انسانها،ازعلم غیب بیبهرهاند(نمل:۶۵؛ وجنّ: ۲۶)برخی از جنّیان به خبرهای غیبی و سخنان ملائکه گوش میدادند، اما پس از بعثت پیامبر اکرم(ص)آنان ازگرفتن اخبارغیبی واستراق سمع منع شدند.(جنّ: ۸ و ۹؛ رجوع کنیدبه المیزان). برای جنّیان هم، مانند انسانها، پیامبرانی ازسوی خدا فرستاده شده (انعام ،۱۳۰)
درآیات ۲۹ تا ۳۲سوره احقاف وچند آیه اول سوره جنّ اشاره شده است که گروهی ازاجنه نزدپیامبر اکرم(ص)رفتند و به آیات قرآن گوش دادند.به نظر مفسران شأن نزول سوره جنّ همین ماجرا بوده(رجوع کنید به طبری ؛طبرسی فخررازی؛قرطبی،ذیل آیات مربوطه)
نکات:. جنیان داراى علم،ادراک و تشخیص حق از باطل وقدرت منطق و استدلال هستند(سوره جن). داراى تکلیف ومسؤلیت هستند(سوره جن والرحمن).گروهى از آنهامؤمن،صالح وگروهى کافرندوانا منا الصالحون ومنا دون ذلک(جن:11). با بعضى انسانها ارتباط برقرار مىکنندو با آگاهى محدودى که نسبتبه بعضى از اسرار پنهانی دارندبه اغواى انسانها مى پردازند(جن: 6). مکلف به عبادت وبندگی خداهستندو ماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون(ذاریات:56). اجنه که شیطان هم از همان طایفه است قدرت نفوذ در قلب،فکر و ایجادوسوسه وفریب انسانها رادارندسیدغلامعباس طاهرزاده
با فروارد در ثواب آن شریک باشیدکشکول معارف دینی سیدسروشhttps://splus.ir/kashkoleseyeddایتاhttp://eitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70روبیکاhttps://rubika.ir/kashkole_maarefبلهhttps://ble.ir/kashkole_maaref
آنچه از آیات قران و احادیث معصومین(ع) می توان فهمید اینکه اجنه، موجوداتی اسرارآمیز هستند که مانند انسان دارای شعور، اختیار و تکلیف هستند. جنس اجنه، از نوعی آتش بدون دود و یا آمیختهای از آتش آفریده شده است. در ۲۲ آیه از قرآن از جن یاد شده است و هفتاد و دومین سوره قرآن سوره جن نام دارد.جن در عرف قرآن و روایات، موجودی با شعور و اراده و اختیار است که به اقتضای طبیعتش از نگاه و توجه بشر پوشیده است و در شرایط عادی، قابل درک حسی ونظری نیستند. جن مانند انسان، مکلف است و هدف از خلقت او، همانند انسان، عبادت و بندگی خدا است. اجنه در آخرت زنده و مبعوث میشوند و کیفر و پاداش می بینند و همچون انسان م تواند مطیع یا عصیانگر ، مؤمن یا مشرک باشند.بسیاری از ویژگیها و موضوعات مرتبط به اجنه مانند بختک و همزاد و...، ساخته باورهای عامیانه و بدون دلیل است. بنابر نظر برخی محققان، اجنّه در اعتقادات ایرانی ها برگرفته از فرهنگ اسلامی و عربی است و عدهای دیگر احتمال میدهند باورهای خرافی مربوط به اجنّه در میان ایرانیان، بازتاب موجوداتی در اعتقاد ایرانیانِ قبل از اسلام است که بعداً به جنّ تغییر نام دادهاند و با اعتقادات عربها درباره جنّ، که پس از اسلام به ایران وارد گردیده، آمیخته شدهاند(دین و اخلاق، ج ۱،ص۶۷۰و نور ملکوت قرآن، ج ۲ ص۳۲۲-۳۲۱)
بر اساس قرآن کریم،جنّ پیش از خلقت انسان و از«نارالسَّموم» و«مارِجٍ من نار»آفریده شده استدر میان اجنه، افرادصالح و غیرصالح وجود دارند و مانند آدمیان در روز قیامت از آنها بازخواست میشود.(انعام ،۱۳۹)وجزای اعمالشان را به طور کامل در آخرت دریافت میکنند(احقاف ،۱۹)بدکاران آنها به دوزخ خواهند رفت.و صالحان و مومنین به بهشت الهی داخل میشوند.درمیان اجنه هم مسلمان هست هم کافر هم شیعه هم سنی و همچون آدمیان در انتخاب دین و عقاید و مسلک آزاد و مختارندشیطان یا همان ابلیس دشمن قدار وکینه توز انسان ها از اجنه است شیطان هزاران سال قبل از خلقت انسان عبادت و بندگی خدا میکرد و به مقامات و درجات عالیه ارتقاء پیداکرده بود و در صف فرشتگان مقرب قرار گرفته بود.آنگاه که خداوند حکیم آخرین و کاملترین مخلوق خود یعنی انسان را خلق کردجهت امتحان و آزمایش فرشتگان از فرشتگان و ملائک خواست به این مخلوق جدیدکه کاملترین وجامعترین مخلوق الهی بود سجده کنند همه فرشتگان و ملائک بنا به فرمان الهی به سجده افتادندو اطاعت کردند ولی ابلیس و شیطان از سجده بر انسان خود داری و تمرد کرد.قرآن در بیان نقل این ماجرا می فرماید:«فسجد الملـئکة کلهم اجمعون الا ابلیس ابی واستکبر وکان من الکافرین...قال یـابلیس ما لک الا تکون مع السـجدین قال لم اکن لاسجد لبشر خلقته من صلصـل من حما مسنون...همه فرشتگان، بى استثناء ، سجده كردند...جز ابليس، كه تمردكردو سجده نکرد.خداوند به او فرمود:چرا با سجده كنندگان سجده نکردی؟شیطان پاسخ داد:من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيده و بدبو درست شده است، سجده نمیکنم!...(سوره حجر،ایات ۳۰- ۳۲)
طبق آیات قرآن، برخی از کفار در جاهلیت، جنّ را شریک خداوند قرار میدادندیا میپرستیدند.(جنّ: ۱۵؛اعراف: ۱۷۹)جنّیان در میان سپاه حضرت سلیمان(ع)حضور داشتندوخدمت میکردند(نمل ،۱۷)برخلاف تصور ساحران،دعا نویسان و رمالان فرصت طلب اجنّه نیز مانند انسانها،ازعلم غیب بیبهرهاند(نمل:۶۵؛ وجنّ: ۲۶)برخی از جنّیان به خبرهای غیبی و سخنان ملائکه گوش میدادند، اما پس از بعثت پیامبر اکرم(ص)آنان ازگرفتن اخبارغیبی واستراق سمع منع شدند.(جنّ: ۸ و ۹؛ رجوع کنیدبه المیزان). برای جنّیان هم، مانند انسانها، پیامبرانی ازسوی خدا فرستاده شده (انعام ،۱۳۰)
درآیات ۲۹ تا ۳۲سوره احقاف وچند آیه اول سوره جنّ اشاره شده است که گروهی ازاجنه نزدپیامبر اکرم(ص)رفتند و به آیات قرآن گوش دادند.به نظر مفسران شأن نزول سوره جنّ همین ماجرا بوده(رجوع کنید به طبری ؛طبرسی فخررازی؛قرطبی،ذیل آیات مربوطه)
نکات:. جنیان داراى علم،ادراک و تشخیص حق از باطل وقدرت منطق و استدلال هستند(سوره جن). داراى تکلیف ومسؤلیت هستند(سوره جن والرحمن).گروهى از آنهامؤمن،صالح وگروهى کافرندوانا منا الصالحون ومنا دون ذلک(جن:11). با بعضى انسانها ارتباط برقرار مىکنندو با آگاهى محدودى که نسبتبه بعضى از اسرار پنهانی دارندبه اغواى انسانها مى پردازند(جن: 6). مکلف به عبادت وبندگی خداهستندو ماخلقت الجن و الانس الا لیعبدون(ذاریات:56). اجنه که شیطان هم از همان طایفه است قدرت نفوذ در قلب،فکر و ایجادوسوسه وفریب انسانها رادارندسیدغلامعباس طاهرزاده
با فروارد در ثواب آن شریک باشیدکشکول معارف دینی سیدسروشhttps://splus.ir/kashkoleseyeddایتاhttp://eitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70روبیکاhttps://rubika.ir/kashkole_maarefبلهhttps://ble.ir/kashkole_maaref
۲۵۰
۷:۴۰
مختصری از زندگی امام حسین(ع)
امام حسین(ع) درسوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه متولدو در دهم محرم سال ۶۱ هجری درکربلا به شهادت رسیدند.ایشان دومین فرزند امام علی(ع)وحضرت فاطمه زهرا(س) بودند و در دامان پیامبر اکرم (ص) و پدر و مادرشان رشدکردندامام حسین(ع)درطول زندگی خود،وعصر پیابر و پدر و برادرش نقشهای مختلفی ایفا کردندپس از شهادت برادر بزرگش امام حسن مجتبی(ع)به امامت رسید و در برابر حکومت یزید ایستادگی میکرد
تولد و کودکی:امام حسین(ع) درسوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه متولد شد
پیامبر اکرم(ص)نام حسین را برای ایشان انتخاب کردند
دوران کودکی حضرت دردامان پیامبر بزرگ شدند و از محبت خاص انحضرت برخوردار بود
دوران امامت:
پس از شهادت امام حسن(ع)امام حسین (ع) به امامت رسید
ایشان در دوران امامت و زعامت خود، با حکومت اموی وپس از مرگ معاویه لعنة الله علیه با سیاستهای ظالمانه و ضداسلامی جانشینش یزید بن معاویه مخالفت میکردند.
یزید،امام حسین(ع) را به بیعت با خود فراخواند، اما امام(ع)خودداری کرد
امام حسین(ع)یزید را شایسته خلافت جامعه اسلامی نمیدانست و بیعت با او، به معنای تایید فساد و تباهی است
قیام کربلا:امام حسین (ع) به همراه خانواده و یارانشان جهت لبیک به دعوت مردم کوفه و قبایل عراق از مدینه به مکه و سپس به سمت کوفه حرکت کردند.
در روز دهم محرم سال ۶۱ هجری، کاروان امام حسین(ع) در مسیر کوفه در سرزمین کربلا با سپاهیان یزید متوقف و درگیر شدند.
امام حسین (ع) واهلبیتش بهمراه فرزندان،برادران و یارانشان در این نبرد مظلومانه به شهادت رسیدند. ویژگی های امام حسین(ع)
مولای مظلوم ما ویژگی ها وخخصائص بسیاری داشت که هم اینک به بخشی از آن اشاره میکنیم:
۱. امامی که در معرکه جنگ به شهادت رسید.
۲. امامی که سرش را از بدن جدا کردند (ذبیح الله).۳. امامی که مسافر می تواند نماز را در حرمش تمام بخواند.۴.اجابت دعا در تحت قبه حرمش حتمی است۵. امامی که سایر امامان از نسل وی می باشند(الائمة فی ولده)۶. امامی که جسدش را برهنه و عریان رها کردند۷.امامی که گونه صورتش را بر خاک گذاشتند واهانت کردند(خده التریب)۸. تنها امامی که سرش را نزد فاسقان هدیه بردند.۹. خدا بر گریه کنندگانش درود می فرستد(صلی الله علی الباکین علی الحسین).
۱۰. تنها امامی که در زمان حیاتش، پدر دو شهید بود.۱۱. امامی که در دعای توسل به او لقب شهید داده شده (ایها الشهید)۱۲. تنها امامی که زیارت اربعین دارد۱۳. امامی که بارها قبر شریفش را تخریب کردند.۱۴. تنها امامی که بدون غسل و کفن دفن شد (بلا غسل و لا کفن).۱۵. امامی که تشنه لب به شهادت رسید (قتلوه عطشاناً)۱۶.تنها امامی که پس از شهادت، خانواده اش اسیر شدند۱۷. امامی که همه پیامبران از آدم تا خاتم بر او گریه کردند۱۸. امامی که پدر مادر و جد و فرزندانش معصوم بودند۱۹. امامی که قبل از ولادتش،خبر شهادتش را دادند۲۰. امامی که خدا و فرشتگان و پیامبران برایش مصیبت خواندند۲۱. امامی که اصحاب و یارانش نمونه بودند۲۲. امامی که درقیامت برایش مراسم عزا وتظلم خواهی برپا میشود.۲۳. امامی که شرافت وعظمت کربلای حضرتش بر تمام زمین ها ممتاز است۲۳. تنها امامی که به برپایی عزای او سفارش شده وتوسل باو نزدیک ترین راه به سوی خداوند است۲۴. استغاثه به آنحضرت تمام گرفتاری ها را برطرف میکند۲۵. فضیلت تربت حسین و سجده بر آن ممتاز است۲۶. امامی که خوردن هر خاکی حرام است؛ مگرخوردن تربت حسین بقصد شفا که جایز است۲۷. تبریک ملائکه به پیامبر در شب ولادتش۲۸. اولین مولودی که هنگام ولادتش جد و پدرو مادرش گریستند.۲۹. امامی که بهنگام شهادتش بادهای سرخ وزیدن گرفت۳۰. هوا تیره و تار شد۳۱. پس از شهادتش هر سنگی بر می داشتندخون از زیر آن جاری میشد۳۲. عذاب قاتل آنحضرت از همه اهل جهنم بیشتر است۳۳. اولین امامی که پس از رجعت بدنیا بر میگردد۳۴. امامی که در ماه تولدش هیچ شهادت معصومی نیست۳۵. امامی که در ماه شهادتش،تولد هیچ امامی رخ نداده.۳۶. امامی که در زیارتش،علاوه برخودش،بر اعضاء و جوارحش نیز سلام داده شده.۳۷. امامی که هنگام زیارتش، هفت بار لبیک داعی الله گفته شده.۳۸. امامی که کشته اشک است (قتیل العبرة)۳۹. امامی که مصیبتش اعظم همه مصایب است.۴۰. همه امامان کشتی نجات اند؛ اما کشتی حسین خاص است.شهادت امام حسین(ع) و یارانشان در کربلا، از بزرگترین رویدادهای تاریخ اسلام است.واقعه عاشورا بعنوان نماد ایستادگی در برابر ظلم و ستم و احیای ارزشهای دینی شناخته میشود.امام حسین(ع)با شهادت خود، درس آزادگی و ایثاررا به جهانیان آموختکشکول معارف دینی سیدایتاeitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70بلهhttps://ble.ir/kashkole_maaref
امام حسین(ع) درسوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه متولدو در دهم محرم سال ۶۱ هجری درکربلا به شهادت رسیدند.ایشان دومین فرزند امام علی(ع)وحضرت فاطمه زهرا(س) بودند و در دامان پیامبر اکرم (ص) و پدر و مادرشان رشدکردندامام حسین(ع)درطول زندگی خود،وعصر پیابر و پدر و برادرش نقشهای مختلفی ایفا کردندپس از شهادت برادر بزرگش امام حسن مجتبی(ع)به امامت رسید و در برابر حکومت یزید ایستادگی میکرد
تولد و کودکی:امام حسین(ع) درسوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه متولد شد
پیامبر اکرم(ص)نام حسین را برای ایشان انتخاب کردند
دوران کودکی حضرت دردامان پیامبر بزرگ شدند و از محبت خاص انحضرت برخوردار بود
دوران امامت:
پس از شهادت امام حسن(ع)امام حسین (ع) به امامت رسید
ایشان در دوران امامت و زعامت خود، با حکومت اموی وپس از مرگ معاویه لعنة الله علیه با سیاستهای ظالمانه و ضداسلامی جانشینش یزید بن معاویه مخالفت میکردند.
یزید،امام حسین(ع) را به بیعت با خود فراخواند، اما امام(ع)خودداری کرد
امام حسین(ع)یزید را شایسته خلافت جامعه اسلامی نمیدانست و بیعت با او، به معنای تایید فساد و تباهی است
قیام کربلا:امام حسین (ع) به همراه خانواده و یارانشان جهت لبیک به دعوت مردم کوفه و قبایل عراق از مدینه به مکه و سپس به سمت کوفه حرکت کردند.
در روز دهم محرم سال ۶۱ هجری، کاروان امام حسین(ع) در مسیر کوفه در سرزمین کربلا با سپاهیان یزید متوقف و درگیر شدند.
امام حسین (ع) واهلبیتش بهمراه فرزندان،برادران و یارانشان در این نبرد مظلومانه به شهادت رسیدند. ویژگی های امام حسین(ع)
مولای مظلوم ما ویژگی ها وخخصائص بسیاری داشت که هم اینک به بخشی از آن اشاره میکنیم:
۱. امامی که در معرکه جنگ به شهادت رسید.
۲. امامی که سرش را از بدن جدا کردند (ذبیح الله).۳. امامی که مسافر می تواند نماز را در حرمش تمام بخواند.۴.اجابت دعا در تحت قبه حرمش حتمی است۵. امامی که سایر امامان از نسل وی می باشند(الائمة فی ولده)۶. امامی که جسدش را برهنه و عریان رها کردند۷.امامی که گونه صورتش را بر خاک گذاشتند واهانت کردند(خده التریب)۸. تنها امامی که سرش را نزد فاسقان هدیه بردند.۹. خدا بر گریه کنندگانش درود می فرستد(صلی الله علی الباکین علی الحسین).
۱۰. تنها امامی که در زمان حیاتش، پدر دو شهید بود.۱۱. امامی که در دعای توسل به او لقب شهید داده شده (ایها الشهید)۱۲. تنها امامی که زیارت اربعین دارد۱۳. امامی که بارها قبر شریفش را تخریب کردند.۱۴. تنها امامی که بدون غسل و کفن دفن شد (بلا غسل و لا کفن).۱۵. امامی که تشنه لب به شهادت رسید (قتلوه عطشاناً)۱۶.تنها امامی که پس از شهادت، خانواده اش اسیر شدند۱۷. امامی که همه پیامبران از آدم تا خاتم بر او گریه کردند۱۸. امامی که پدر مادر و جد و فرزندانش معصوم بودند۱۹. امامی که قبل از ولادتش،خبر شهادتش را دادند۲۰. امامی که خدا و فرشتگان و پیامبران برایش مصیبت خواندند۲۱. امامی که اصحاب و یارانش نمونه بودند۲۲. امامی که درقیامت برایش مراسم عزا وتظلم خواهی برپا میشود.۲۳. امامی که شرافت وعظمت کربلای حضرتش بر تمام زمین ها ممتاز است۲۳. تنها امامی که به برپایی عزای او سفارش شده وتوسل باو نزدیک ترین راه به سوی خداوند است۲۴. استغاثه به آنحضرت تمام گرفتاری ها را برطرف میکند۲۵. فضیلت تربت حسین و سجده بر آن ممتاز است۲۶. امامی که خوردن هر خاکی حرام است؛ مگرخوردن تربت حسین بقصد شفا که جایز است۲۷. تبریک ملائکه به پیامبر در شب ولادتش۲۸. اولین مولودی که هنگام ولادتش جد و پدرو مادرش گریستند.۲۹. امامی که بهنگام شهادتش بادهای سرخ وزیدن گرفت۳۰. هوا تیره و تار شد۳۱. پس از شهادتش هر سنگی بر می داشتندخون از زیر آن جاری میشد۳۲. عذاب قاتل آنحضرت از همه اهل جهنم بیشتر است۳۳. اولین امامی که پس از رجعت بدنیا بر میگردد۳۴. امامی که در ماه تولدش هیچ شهادت معصومی نیست۳۵. امامی که در ماه شهادتش،تولد هیچ امامی رخ نداده.۳۶. امامی که در زیارتش،علاوه برخودش،بر اعضاء و جوارحش نیز سلام داده شده.۳۷. امامی که هنگام زیارتش، هفت بار لبیک داعی الله گفته شده.۳۸. امامی که کشته اشک است (قتیل العبرة)۳۹. امامی که مصیبتش اعظم همه مصایب است.۴۰. همه امامان کشتی نجات اند؛ اما کشتی حسین خاص است.شهادت امام حسین(ع) و یارانشان در کربلا، از بزرگترین رویدادهای تاریخ اسلام است.واقعه عاشورا بعنوان نماد ایستادگی در برابر ظلم و ستم و احیای ارزشهای دینی شناخته میشود.امام حسین(ع)با شهادت خود، درس آزادگی و ایثاررا به جهانیان آموختکشکول معارف دینی سیدایتاeitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70بلهhttps://ble.ir/kashkole_maaref
۱.۱K
۱۹:۳۱
راههای نفوذ و فریب انسان توسط شیطان
شیطان راهزن خطرناکی برای انسان دیندار است و با تمام قوا و لشکرش تلاش بر انحراف و گمراهی انسان دارد. از طرفی باید اذعان داشت شیطان به اذن خداوند متعال در عرصۀ آزمایش و ابتلا مهمترین نقش را برای آدمی ایفا میکند. شناخت این دشمن و راههای نفوذ او در زندگی، از مهمترین وظایف هر انسانی است. شیطان با تدلیس، جلوهگری و نفوذ خود انسان را از توجه به خدا و سعادت حقیقی دور میکند. نکته مهم این است که ابلیس موجودی دارای عقل است؛ بنابراین از روی آگاهی و اختیار با خدای متعال به مخالفت پرداخته است؛ به همین دلیل نمونۀ آشکار و خوبی برای عبرتآموزی انسان به حساب میآید؛ چراکه انسان هم دارای عقل، علم و اراده است.شیطان گرچه در سالهای طولانی عبادت وبندگی خدا میکرد، اما بدلیل نداشتن ایمان واقعی دچار کبر وغرور شد و بر سر تصمیم و کبریایی خداوند به نزاع با او پرداخت و غرور و تکبرش زمینهساز نابودی اعمال گذشته اش و اخراج از بهشت و رحمت الهی گردید.
شیطان از روشهای مختلفی برای فریب انسانها استفاده میکند. برخی از این راهها عبارتند از:
۱. وسوسه و زینت دادن گناه:شیطان اعمال بد را در نظر انسان زیبا جلوه میدهد و او را به انجام آنها تشویق میکند.
۲. ایجاد ترس و ناامیدی:با ایجاد ترس از فقر، آینده یا عذاب الهی، انسان را از انجام کارهای خیر باز میدارد و به سمت گناه سوق میدهد.
۳. بزرگنمایی دنیا و فراموشی آخرت:باعث میشود انسان به لذتهای دنیوی دل ببندد و از یاد آخرت و معاد غافل شود.
۴. ایجاد غرور و خودبینی:انسان را به تواناییهای خود مغرور کرده و از اعتراف به اشتباهات و توبه بازمیدارد.
۵. وعدههای دروغ :به انسان وعدههای دروغین و آرزوهای طولانی میدهد تا او را از مسیر حق منحرف کند.
۶. ایجاد تفرقه و دشمنی:با ایجاد سوءظن و بدبینی، بین انسانها تفرقه و دشمنی ایجاد میکند.
۷. تشویق به اسراف و تبذیر:انسان را به زیادهروی در مصرف و کارهای بیفایده ترغیب میکند.
۸. بازداشتن از یاد خدا و عبادت:تلاش میکند انسان را از نماز، دعا و تلاوت قرآن دور کند.
اینها تنها چند نمونه از روشهای فریب شیطان هستندشیطان به تناسب هر فردی با توجه به نقاط ضعف و قوتش، راه خاصی را برای بدان انداختن او در پیش میگیرد.
ابزارهای شیطان برای فریب
ابزارهای شیطان برای فریب انسان عبارتند از :
۱. نفس اماره:این نفس، انسان را به بدیها امر میکند و شیطان از طریق آن وسوسه میکند.
۲. هوا و هوس:خواستههای نفسانی و تمایلات افراطی که شیطان آنها را زینت میدهد و انسان را به سوی خود میکشاند.
۳. جهل و نادانی:عدم آگاهی انسان از حقایق و عواقب اعمال، راه را برای نفوذ شیطان هموار میکند.
۴. غفلت:بیخبری و بیتوجهی انسان به یاد خدا، قیامت و هدف زندگی، زمینه را برای فریب شیطان فراهم میآورد.
۵. تکبر و غرور:این صفات باعث میشود انسان خود را برتر ببیند و نصیحتپذیر نباشد، که ابزار مهمی برای شیطان است.
۶. عجله و شتابزدگی:تصمیمگیریهای بدون تفکر و عجولانه میتواند انسان را در دام شیطان بیندازد.
۷. دوستان و همنشینان بد:کسانی که خودشان گمراه هستند و دیگران را نیز به انحراف میکشانند.
۸. ثروت و مقام:دلبستگی بیش از حد به مال دنیا و جاه و مقام میتواند انسان را از مسیر حق منحرف کند.
شیطان از این ابزارها بهره میگیرد تا انسان را از مسیر بندگی خدا منحرف کرده و به گناه و نافرمانی سوق دهد.
کشکول معارف دینی سیدایتاhttp://eitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70بله https://ble.ir/kashkole_maaref
شیطان راهزن خطرناکی برای انسان دیندار است و با تمام قوا و لشکرش تلاش بر انحراف و گمراهی انسان دارد. از طرفی باید اذعان داشت شیطان به اذن خداوند متعال در عرصۀ آزمایش و ابتلا مهمترین نقش را برای آدمی ایفا میکند. شناخت این دشمن و راههای نفوذ او در زندگی، از مهمترین وظایف هر انسانی است. شیطان با تدلیس، جلوهگری و نفوذ خود انسان را از توجه به خدا و سعادت حقیقی دور میکند. نکته مهم این است که ابلیس موجودی دارای عقل است؛ بنابراین از روی آگاهی و اختیار با خدای متعال به مخالفت پرداخته است؛ به همین دلیل نمونۀ آشکار و خوبی برای عبرتآموزی انسان به حساب میآید؛ چراکه انسان هم دارای عقل، علم و اراده است.شیطان گرچه در سالهای طولانی عبادت وبندگی خدا میکرد، اما بدلیل نداشتن ایمان واقعی دچار کبر وغرور شد و بر سر تصمیم و کبریایی خداوند به نزاع با او پرداخت و غرور و تکبرش زمینهساز نابودی اعمال گذشته اش و اخراج از بهشت و رحمت الهی گردید.
شیطان از روشهای مختلفی برای فریب انسانها استفاده میکند. برخی از این راهها عبارتند از:
۱. وسوسه و زینت دادن گناه:شیطان اعمال بد را در نظر انسان زیبا جلوه میدهد و او را به انجام آنها تشویق میکند.
۲. ایجاد ترس و ناامیدی:با ایجاد ترس از فقر، آینده یا عذاب الهی، انسان را از انجام کارهای خیر باز میدارد و به سمت گناه سوق میدهد.
۳. بزرگنمایی دنیا و فراموشی آخرت:باعث میشود انسان به لذتهای دنیوی دل ببندد و از یاد آخرت و معاد غافل شود.
۴. ایجاد غرور و خودبینی:انسان را به تواناییهای خود مغرور کرده و از اعتراف به اشتباهات و توبه بازمیدارد.
۵. وعدههای دروغ :به انسان وعدههای دروغین و آرزوهای طولانی میدهد تا او را از مسیر حق منحرف کند.
۶. ایجاد تفرقه و دشمنی:با ایجاد سوءظن و بدبینی، بین انسانها تفرقه و دشمنی ایجاد میکند.
۷. تشویق به اسراف و تبذیر:انسان را به زیادهروی در مصرف و کارهای بیفایده ترغیب میکند.
۸. بازداشتن از یاد خدا و عبادت:تلاش میکند انسان را از نماز، دعا و تلاوت قرآن دور کند.
اینها تنها چند نمونه از روشهای فریب شیطان هستندشیطان به تناسب هر فردی با توجه به نقاط ضعف و قوتش، راه خاصی را برای بدان انداختن او در پیش میگیرد.
ابزارهای شیطان برای فریب
ابزارهای شیطان برای فریب انسان عبارتند از :
۱. نفس اماره:این نفس، انسان را به بدیها امر میکند و شیطان از طریق آن وسوسه میکند.
۲. هوا و هوس:خواستههای نفسانی و تمایلات افراطی که شیطان آنها را زینت میدهد و انسان را به سوی خود میکشاند.
۳. جهل و نادانی:عدم آگاهی انسان از حقایق و عواقب اعمال، راه را برای نفوذ شیطان هموار میکند.
۴. غفلت:بیخبری و بیتوجهی انسان به یاد خدا، قیامت و هدف زندگی، زمینه را برای فریب شیطان فراهم میآورد.
۵. تکبر و غرور:این صفات باعث میشود انسان خود را برتر ببیند و نصیحتپذیر نباشد، که ابزار مهمی برای شیطان است.
۶. عجله و شتابزدگی:تصمیمگیریهای بدون تفکر و عجولانه میتواند انسان را در دام شیطان بیندازد.
۷. دوستان و همنشینان بد:کسانی که خودشان گمراه هستند و دیگران را نیز به انحراف میکشانند.
۸. ثروت و مقام:دلبستگی بیش از حد به مال دنیا و جاه و مقام میتواند انسان را از مسیر حق منحرف کند.
شیطان از این ابزارها بهره میگیرد تا انسان را از مسیر بندگی خدا منحرف کرده و به گناه و نافرمانی سوق دهد.
کشکول معارف دینی سیدایتاhttp://eitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70بله https://ble.ir/kashkole_maaref
۲۱۰
۹:۴۸
نامهای قیامت در قرآن
قیامت درقرآن با هفتاد اسم معرفی شده است که هر یک از این اسامی به یک جنبه و خصوصیت آن اشاره دارند؛ مثلاً از آن جهت که همه انسان ها و موجودات در آن محشور می شوند، روز حشر نام دارد و از آن جهت که همیشگی است و مرگ در آن راه ندارد، یوم الخلود نام داردو...
معروف ترین نام آخرت یوم القیامة است و حکایت از قیام عمومی بندگان و رستاخیز عظیم انسانها دارد.
قیامت«یوم القیامه» در آیات ۱۲ انعام، ۱۴ و۳۶ مائده، ۱۳ اسرا، ۹ و۱۷حج، ۳۲ اعراف، ۱۶ مومنون، ۲۵ نحل و برخی آیات دیگر آمدهاست..دیگر اسامی قیامت در قرآن که با کلمه یوم آغاز میشود.
یَوم یَنظر المَراء ماقَدَّمَتْ یَداه؛ روزی که انسان به کارهای از پیش فرستادهاش مینگرد (نباء آیه ۴۰)
یَوم تُبْلی السرائِر؛ روزی که پردهها کنار میرود و اسرار فاش میشود (۹ طارق)
یَوم یکون الناسُ کالفَراش المَبْثوث؛ روزی که مردم همانند پروانههای پراکنده مبهوتند (۴ قارعه)
یَوم المَوعُود؛روز موعد(۲ بروج)
یَوم یَفِرُّ المرء مِن اَخیه و اُمّهِ وَاَبیه؛روزی که انسان از برادر و مادر و پدرش میگریزد(عبس،۳۴)
یَوم الفَصْل؛ روز جدایی خوبان و بدانیَوم لایَنْطِقون؛روزی که کسی سخن نمیگوید(۳۵ مرسلات)
یَوم عَسیر علی الکافرین غیر یسیر؛ روز بسیار سخت و دردناک برای کافران(مدثر،۹)
یوم عسر؛ روز دشوار (قمر،۸)
یَوم یَخرجُونُ مِن الاَجداث سِراعاً؛روزی که مردم از گور شتابان بیرون میآیند(۴۳ معارج)
یَومُ التغابُن؛روزی که مردم میفهمندکه دردنیا باختهاند (تغابن،۹)
یَومُ لاتملک نفسٌ لنفْس شَیئاً؛ روزی که هیچ کس مالک چیزی نیست (انفطار،۱۹)
یَومُ لایُخْزی اللَّهُالنَّبی والذین آمنوا معه؛روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان را خوار نمیکند(تحریم،۸)
یَومُ الجَمع؛ روزی که مردم یکجا جمع میشوند.(۷ شوری)
یَوم تَری المؤمنین و المؤمنات یَسعی نورهم بین اَیْدیهم؛ روزی که زنان و مردان با ایمان برای اعمال شایستهشان با نور خویش که در پیش آنان است، حرکت میکنند (حدید،۱۲۲)
یَوم معلوم؛ روزی که قطعی و حتمی است (شعرا,۳۸)
یَوم مشهود؛ روزی که جملگی در آن حاضر شوند(هود,۱۰۳)
یَوم یُدَعّون اِلی نارِجَهنّم دَعّا؛ روزی که تکذیب کنندگان معاد با شدّت و عنف به دوزخ پرتاب میشوند(۱۳ طور)
یَوم الخروج؛ روزی که از گورها بیرون میآیند(ق,۴۲)
یَوم یسمعون الصیحة؛روزی که فریاد رستاخیز را میشنوند(۴۲ ق)یَوم الخلود؛روزجاودانگی(۳۴ ق)
یَوم الوعید؛روز وعده داده شده(ق،۲۰)
یَوم عظیم؛ روز بسیار بزرگ (۱۵ انعام، ۱۵ یونس، ۱۳ زمر، ۳۷ مریم، ۵۹ اعراف، ۲۱ احقاف، ۱۳۵ و ۱۵۶ و ۱۸۹ شعرا)
یَوم عقیم؛روز بدفرجام(۵۵ حج)
یَوم الیم؛ روز دردناک (زخرف،۶۵)
یَوم التَنّادِ؛ روزی که مردم یکدیگر را میخوانند(۳۲ غافر)
یَوم الحساب؛ روزی که به حسابها میرسند.انّ الّذين يضلّون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب(ص،۱۶ و ۲۶)
یَوم یقوم الحساب؛ روز محاسبه (ابراهیم،۴۱)
یَوم یقوم الناس؛ روز رستاخیز مردم، يوم يقوم النّاس لربّ العالمين (مطففين آيه 6) روزي که مردم براي پروردگار بپا مي خيزند.
یَوم التَّلاق؛ روز ملاقات(۱۵ غافر). يعني روز ملاقات ،قيامت روزي است كه همه خلايق ، يا خالق و مخلوق ، يا انسان و عملش ، يا اهل آسمان و زمين يك ديگر را ملاقات ميكنند.
یَوم الازفة؛ روزی که نزدیک است.و انذرهم يوم الازفة ،اذالقلوب لدي الحناجر كاظمين(غافر،18) و آنها را از آن روزِ قريب الوقوع بترسان ، آن گاه كه جان ها به گلوگاه ميرسد در حالي كه اندوه خود را فرو ميخورند.
یَوم الحَسَرة؛شايد قيامت به اين معنا روز حسرت است كه كافران براي از دست دادن سعادت جاودانه و ديگران براي كوتاهي هاي خود و در نتيجه برای از دست دادن درجات بالاتر حسرت مي خورند.و انذرهم يوم الحسرة اذ قضي الامر و هم في غفلة وهم لايؤمنون (مریم،۳۹)
یَوم یَقوم الاشهاد؛روزی که گواهان برای گواهی بر میخیزند(۵۱ غافر)
یَوم یقوم الروح و الملائکه صفاروزی که روح و ملائکه به صف میایستند(نباء،۳۸)
یَوم لابیع فیه و لاخُلَّه؛ روزی که داد و ستدها و روابط سودی ندارد(بقره,۲۴۵)
یَوْمَ تبیضُّ وجوه و تَسودّ وجوه؛ روزی که بعضی روسیاه وبعضی روسفید میشوند(آل عمران،۱۰۶)
یَوم تقوم الساعه؛ روزی که رستاخیز برپا شود (جاثیه,۲۷)
یَوم البعث؛ روز رستاخیز (۵۶ روم)
یَوم الوقت المعلوم؛ روز و وقت معلوم (حجر۳۸،ص ۸۱)
یَوما ثقیلا؛ روز گرانبار(۲۷ انسان)
یَوم تشخص فیه الابصار؛ روز خیره شدن دیدگان (ابراهیم,۴۲)
منابع:
1- قرآن کریم2- لغت نامه دهخدا3- فرهنگ علوم عقلی تألیف دکترسجادی4- کشاف اصطلاحات الفنون
کشکول معارف دینی سیدایتاhttp://eitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70بلهhttps://ble.ir/kashkole_maaref
قیامت درقرآن با هفتاد اسم معرفی شده است که هر یک از این اسامی به یک جنبه و خصوصیت آن اشاره دارند؛ مثلاً از آن جهت که همه انسان ها و موجودات در آن محشور می شوند، روز حشر نام دارد و از آن جهت که همیشگی است و مرگ در آن راه ندارد، یوم الخلود نام داردو...
معروف ترین نام آخرت یوم القیامة است و حکایت از قیام عمومی بندگان و رستاخیز عظیم انسانها دارد.
قیامت«یوم القیامه» در آیات ۱۲ انعام، ۱۴ و۳۶ مائده، ۱۳ اسرا، ۹ و۱۷حج، ۳۲ اعراف، ۱۶ مومنون، ۲۵ نحل و برخی آیات دیگر آمدهاست..دیگر اسامی قیامت در قرآن که با کلمه یوم آغاز میشود.
یَوم یَنظر المَراء ماقَدَّمَتْ یَداه؛ روزی که انسان به کارهای از پیش فرستادهاش مینگرد (نباء آیه ۴۰)
یَوم تُبْلی السرائِر؛ روزی که پردهها کنار میرود و اسرار فاش میشود (۹ طارق)
یَوم یکون الناسُ کالفَراش المَبْثوث؛ روزی که مردم همانند پروانههای پراکنده مبهوتند (۴ قارعه)
یَوم المَوعُود؛روز موعد(۲ بروج)
یَوم یَفِرُّ المرء مِن اَخیه و اُمّهِ وَاَبیه؛روزی که انسان از برادر و مادر و پدرش میگریزد(عبس،۳۴)
یَوم الفَصْل؛ روز جدایی خوبان و بدانیَوم لایَنْطِقون؛روزی که کسی سخن نمیگوید(۳۵ مرسلات)
یَوم عَسیر علی الکافرین غیر یسیر؛ روز بسیار سخت و دردناک برای کافران(مدثر،۹)
یوم عسر؛ روز دشوار (قمر،۸)
یَوم یَخرجُونُ مِن الاَجداث سِراعاً؛روزی که مردم از گور شتابان بیرون میآیند(۴۳ معارج)
یَومُ التغابُن؛روزی که مردم میفهمندکه دردنیا باختهاند (تغابن،۹)
یَومُ لاتملک نفسٌ لنفْس شَیئاً؛ روزی که هیچ کس مالک چیزی نیست (انفطار،۱۹)
یَومُ لایُخْزی اللَّهُالنَّبی والذین آمنوا معه؛روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان را خوار نمیکند(تحریم،۸)
یَومُ الجَمع؛ روزی که مردم یکجا جمع میشوند.(۷ شوری)
یَوم تَری المؤمنین و المؤمنات یَسعی نورهم بین اَیْدیهم؛ روزی که زنان و مردان با ایمان برای اعمال شایستهشان با نور خویش که در پیش آنان است، حرکت میکنند (حدید،۱۲۲)
یَوم معلوم؛ روزی که قطعی و حتمی است (شعرا,۳۸)
یَوم مشهود؛ روزی که جملگی در آن حاضر شوند(هود,۱۰۳)
یَوم یُدَعّون اِلی نارِجَهنّم دَعّا؛ روزی که تکذیب کنندگان معاد با شدّت و عنف به دوزخ پرتاب میشوند(۱۳ طور)
یَوم الخروج؛ روزی که از گورها بیرون میآیند(ق,۴۲)
یَوم یسمعون الصیحة؛روزی که فریاد رستاخیز را میشنوند(۴۲ ق)یَوم الخلود؛روزجاودانگی(۳۴ ق)
یَوم الوعید؛روز وعده داده شده(ق،۲۰)
یَوم عظیم؛ روز بسیار بزرگ (۱۵ انعام، ۱۵ یونس، ۱۳ زمر، ۳۷ مریم، ۵۹ اعراف، ۲۱ احقاف، ۱۳۵ و ۱۵۶ و ۱۸۹ شعرا)
یَوم عقیم؛روز بدفرجام(۵۵ حج)
یَوم الیم؛ روز دردناک (زخرف،۶۵)
یَوم التَنّادِ؛ روزی که مردم یکدیگر را میخوانند(۳۲ غافر)
یَوم الحساب؛ روزی که به حسابها میرسند.انّ الّذين يضلّون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب(ص،۱۶ و ۲۶)
یَوم یقوم الحساب؛ روز محاسبه (ابراهیم،۴۱)
یَوم یقوم الناس؛ روز رستاخیز مردم، يوم يقوم النّاس لربّ العالمين (مطففين آيه 6) روزي که مردم براي پروردگار بپا مي خيزند.
یَوم التَّلاق؛ روز ملاقات(۱۵ غافر). يعني روز ملاقات ،قيامت روزي است كه همه خلايق ، يا خالق و مخلوق ، يا انسان و عملش ، يا اهل آسمان و زمين يك ديگر را ملاقات ميكنند.
یَوم الازفة؛ روزی که نزدیک است.و انذرهم يوم الازفة ،اذالقلوب لدي الحناجر كاظمين(غافر،18) و آنها را از آن روزِ قريب الوقوع بترسان ، آن گاه كه جان ها به گلوگاه ميرسد در حالي كه اندوه خود را فرو ميخورند.
یَوم الحَسَرة؛شايد قيامت به اين معنا روز حسرت است كه كافران براي از دست دادن سعادت جاودانه و ديگران براي كوتاهي هاي خود و در نتيجه برای از دست دادن درجات بالاتر حسرت مي خورند.و انذرهم يوم الحسرة اذ قضي الامر و هم في غفلة وهم لايؤمنون (مریم،۳۹)
یَوم یَقوم الاشهاد؛روزی که گواهان برای گواهی بر میخیزند(۵۱ غافر)
یَوم یقوم الروح و الملائکه صفاروزی که روح و ملائکه به صف میایستند(نباء،۳۸)
یَوم لابیع فیه و لاخُلَّه؛ روزی که داد و ستدها و روابط سودی ندارد(بقره,۲۴۵)
یَوْمَ تبیضُّ وجوه و تَسودّ وجوه؛ روزی که بعضی روسیاه وبعضی روسفید میشوند(آل عمران،۱۰۶)
یَوم تقوم الساعه؛ روزی که رستاخیز برپا شود (جاثیه,۲۷)
یَوم البعث؛ روز رستاخیز (۵۶ روم)
یَوم الوقت المعلوم؛ روز و وقت معلوم (حجر۳۸،ص ۸۱)
یَوما ثقیلا؛ روز گرانبار(۲۷ انسان)
یَوم تشخص فیه الابصار؛ روز خیره شدن دیدگان (ابراهیم,۴۲)
منابع:
1- قرآن کریم2- لغت نامه دهخدا3- فرهنگ علوم عقلی تألیف دکترسجادی4- کشاف اصطلاحات الفنون
کشکول معارف دینی سیدایتاhttp://eitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70بلهhttps://ble.ir/kashkole_maaref
۱۴۲
۳:۲۰
۸ ویژگی نماز ایده آل از نظر قرآن:
۱. اول وقت انجام شودحَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ(۲۳۸بقره)بر(اوقات)همه نمازها و به ویژه نماز میانه(نماز ظهر )محافظت کنید، و [هنگام عبادت] فروتنانه برای خدا قیام کنید.
۲.به جماعت باشد.وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ(۴۳ بقره)و نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنیدکه نماز خواندن با جماعت محبوب خداست.
۳.باخشوع یعنی فروتنی باشدالَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ(مومنون،ایه ۲)(مومنین) که در نمازشان فروتن ومتواضع و با حضور قلب نماز میخوانند.
۴.بانشاط انجام شود.منافق باکسالت نمازمیخواند اما مومن با نشاط و عشق وشوق نشاط
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَىٰ يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا(نساء،ایه ۱۴۲)منافقان همواره(برخلاف مومنین) با خدا نیرنگ می کنند، و حال آنکه خدا کیفر دهنده نیرنگ آنان است. و هنگامی که به نماز می ایستند، با کسالت می ایستند، و همواره در برابر مردم ریاکاری می کنند؛ و خدا را جز اندکی به یاد نمی آورند.
۵.محافظت ازنماز ومراقبت بر صحت و درستی نمازوَالَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ(مومنون،ایه ۹)مومنین همانان که همواره بر اوقات و شرایط ظاهری و معنوی نمازهایشان محافظت ومراقبت دارند.
۶.حضورقلب درنمازإِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي(طه،ایه ۱۴)منم خدای یکتا که هیچ خدایی جز من نیست، پس مرا (به یگانگی) بپرست و نماز را مخصوصا برای یاد من به پادار.
۷. نماز را با تعقیبات و دعا تمام کندفاذا فرغت فانصب(سوره شرح آیه ۷)پس چون از نماز و طاعت فارغ شدی برای دعا (وتعقیبات نماز) همت کن و وقت بگذار.بهترین تعقیبات،تسبیحات حضرت زهراء، وقل هوالله احد، وآیة الکرسی ،صلوات،سجده شکر و....
۸. در مسجد و درجمع مومنین انجام شود.قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ ۖ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ۚ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ(اعراف،ایه ۲۹)
تلاش کنیم نمازهایتان اینگونه باشد.
کشکول معارف دینی سید در پیام رسان های :
تلگرام :t.me/kashkole_maarefایتا :eitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70سروش:splus.ir/kashkoleseyeddآی گپ:iGap.net/kashkool_seyedروبیکا:rubika.ir/kashkole_maarefبلهble.ir/kashkole_maaref
۱. اول وقت انجام شودحَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ(۲۳۸بقره)بر(اوقات)همه نمازها و به ویژه نماز میانه(نماز ظهر )محافظت کنید، و [هنگام عبادت] فروتنانه برای خدا قیام کنید.
۲.به جماعت باشد.وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ(۴۳ بقره)و نماز را بر پا دارید، و زکات بپردازید، و همراه رکوع کنندگان رکوع کنیدکه نماز خواندن با جماعت محبوب خداست.
۳.باخشوع یعنی فروتنی باشدالَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ(مومنون،ایه ۲)(مومنین) که در نمازشان فروتن ومتواضع و با حضور قلب نماز میخوانند.
۴.بانشاط انجام شود.منافق باکسالت نمازمیخواند اما مومن با نشاط و عشق وشوق نشاط
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَىٰ يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا(نساء،ایه ۱۴۲)منافقان همواره(برخلاف مومنین) با خدا نیرنگ می کنند، و حال آنکه خدا کیفر دهنده نیرنگ آنان است. و هنگامی که به نماز می ایستند، با کسالت می ایستند، و همواره در برابر مردم ریاکاری می کنند؛ و خدا را جز اندکی به یاد نمی آورند.
۵.محافظت ازنماز ومراقبت بر صحت و درستی نمازوَالَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ(مومنون،ایه ۹)مومنین همانان که همواره بر اوقات و شرایط ظاهری و معنوی نمازهایشان محافظت ومراقبت دارند.
۶.حضورقلب درنمازإِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي(طه،ایه ۱۴)منم خدای یکتا که هیچ خدایی جز من نیست، پس مرا (به یگانگی) بپرست و نماز را مخصوصا برای یاد من به پادار.
۷. نماز را با تعقیبات و دعا تمام کندفاذا فرغت فانصب(سوره شرح آیه ۷)پس چون از نماز و طاعت فارغ شدی برای دعا (وتعقیبات نماز) همت کن و وقت بگذار.بهترین تعقیبات،تسبیحات حضرت زهراء، وقل هوالله احد، وآیة الکرسی ،صلوات،سجده شکر و....
۸. در مسجد و درجمع مومنین انجام شود.قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ ۖ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ ۚ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ(اعراف،ایه ۲۹)
تلاش کنیم نمازهایتان اینگونه باشد.
کشکول معارف دینی سید در پیام رسان های :
تلگرام :t.me/kashkole_maarefایتا :eitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70سروش:splus.ir/kashkoleseyeddآی گپ:iGap.net/kashkool_seyedروبیکا:rubika.ir/kashkole_maarefبلهble.ir/kashkole_maaref
۲۹۹
۶:۲۹
ویژگیها و آثار دوران امامت امام جواد علیه السلام
دوران امامت حضرت جواد علیهالسلام (ع) اگرچه از نظر زمانی یکی از کوتاهترین دورانهای امامت (حدود ۲۴ سال) بود، اما از نظر از نظر ویژگیهای اجتماعی، سیاسی و معنوی، دوران بسیار پرفراز و نشیبی بود. ایشان در شرایطی امام شدند که خلافت عباسی در اوج قدرت و حساسیت بود.
ویژگیهای دوران امامت امام جواد (ع) به چند بخش تقسیم میشود که بطور خلاصه عبارتند از :
۱. ویژگیهای دوران امامت (شرایط حاکم). دوران چالشهای سیاسی و فشار شدید:در این دوره، خلفای عباسی (مانند المعتصم و الواثق) سعی داشتند با فشار مستقیم و غیرمستقیم، شیعیان را از مسیر خود دور کنند. بنابراین، امامت امام جواد (ع) با نوعی «تنش سیاسی» همراه بود.. نیاز به تبیین علمی در برابر کلام و فلسفه:در آن زمان، بحثهای کلامی و عقیدتی بسیار داغ بود. امام جواد (ع) به عنوان یک پیشوای علمی، وارد میدان شدند تا پاسخهای قاطع به شبهات و پرسشهای پیچیده کلامی بدهند.. دوران انتقال قدرت از سن به جوانی: امام جواد (ع) در سن نوجوانی امام شدند. این موضوع یک ویژگی بینظیر بود؛ چرا که نشان داد مقام امامت، وابسته به سن و سال نیست، بلکه وابسته به «علم الهی» و «لطف خداوند» است.
۲. ویژگیهای برجسته شخصیت امام جواد (ع) در این دوران
. دانش و حکمت بیکران: یکی از بزرگترین ویژگیهای ایشان، دانش عمیق در مسائل فقهی و کلامی بود. ایشان توانستند در محافل علمی، حتی در برابر بزرگان و کلامدانان، برتری خود را ثابت کنند.. صبر و استقامت در برابر سختیها:
با وجود اینکه در محیطی تحت کنترل شدید خلافت زندگی میکردند، ایشان با صبر و وقار خود، مسیر هدایت را ادامه دادند.
۳. برکات دوران امامت ایشان
برکات این دوران را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
. برکات علمی(حفظ اصالت دین):
یکی از بزرگترین برکات این دوران، حفظ اصالت عقاید شیعه بود. امام (ع) با پاسخ به شبهات، مانع از گمراهی پیروان شدند و دانش را در دلهای شیعیان زنده نگه داشتند.
. برکات معنوی و تربیتی:ایشان به عنوان الگویی برای جوانان بودند. نشان دادند که یک جوان میتواند در بالاترین سطح معنوی و علمی قرار بگیرد و پیشوای جهانی باشد. این موضوع، امید و انگیزه را در دل نسلهای جوان قرار داد.
کشکول معارف دینی سید
ایتاeitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70سروشsplus.ir/kashkoleseyeddروبیکاhttp://rubika.ir/kashkole_maarefبلهhttps://ble.ir/kashkole_maaref
دوران امامت حضرت جواد علیهالسلام (ع) اگرچه از نظر زمانی یکی از کوتاهترین دورانهای امامت (حدود ۲۴ سال) بود، اما از نظر از نظر ویژگیهای اجتماعی، سیاسی و معنوی، دوران بسیار پرفراز و نشیبی بود. ایشان در شرایطی امام شدند که خلافت عباسی در اوج قدرت و حساسیت بود.
ویژگیهای دوران امامت امام جواد (ع) به چند بخش تقسیم میشود که بطور خلاصه عبارتند از :
۱. ویژگیهای دوران امامت (شرایط حاکم). دوران چالشهای سیاسی و فشار شدید:در این دوره، خلفای عباسی (مانند المعتصم و الواثق) سعی داشتند با فشار مستقیم و غیرمستقیم، شیعیان را از مسیر خود دور کنند. بنابراین، امامت امام جواد (ع) با نوعی «تنش سیاسی» همراه بود.. نیاز به تبیین علمی در برابر کلام و فلسفه:در آن زمان، بحثهای کلامی و عقیدتی بسیار داغ بود. امام جواد (ع) به عنوان یک پیشوای علمی، وارد میدان شدند تا پاسخهای قاطع به شبهات و پرسشهای پیچیده کلامی بدهند.. دوران انتقال قدرت از سن به جوانی: امام جواد (ع) در سن نوجوانی امام شدند. این موضوع یک ویژگی بینظیر بود؛ چرا که نشان داد مقام امامت، وابسته به سن و سال نیست، بلکه وابسته به «علم الهی» و «لطف خداوند» است.
۲. ویژگیهای برجسته شخصیت امام جواد (ع) در این دوران
. دانش و حکمت بیکران: یکی از بزرگترین ویژگیهای ایشان، دانش عمیق در مسائل فقهی و کلامی بود. ایشان توانستند در محافل علمی، حتی در برابر بزرگان و کلامدانان، برتری خود را ثابت کنند.. صبر و استقامت در برابر سختیها:
با وجود اینکه در محیطی تحت کنترل شدید خلافت زندگی میکردند، ایشان با صبر و وقار خود، مسیر هدایت را ادامه دادند.
۳. برکات دوران امامت ایشان
برکات این دوران را میتوان در سه سطح بررسی کرد:
. برکات علمی(حفظ اصالت دین):
یکی از بزرگترین برکات این دوران، حفظ اصالت عقاید شیعه بود. امام (ع) با پاسخ به شبهات، مانع از گمراهی پیروان شدند و دانش را در دلهای شیعیان زنده نگه داشتند.
. برکات معنوی و تربیتی:ایشان به عنوان الگویی برای جوانان بودند. نشان دادند که یک جوان میتواند در بالاترین سطح معنوی و علمی قرار بگیرد و پیشوای جهانی باشد. این موضوع، امید و انگیزه را در دل نسلهای جوان قرار داد.
کشکول معارف دینی سید
ایتاeitaa.com/joinchat/2494562380Cd290dc5f70سروشsplus.ir/kashkoleseyeddروبیکاhttp://rubika.ir/kashkole_maarefبلهhttps://ble.ir/kashkole_maaref
۶۵
۱۱:۱۰