حتما ببینید...
۲۳
۱۰:۴۷
#تکرار_تاریخ
در ۱۲ تیر ۱۳۶۷، اصابت دو فروند موشک سطح به هوای ناو امریکایی وینسنس به هواپیمای مسافربری ایرباس بر فراز خلیج فارس، موجب کشتهشدن تمام ۲۹۱ سرنشین هواپیما شد.
به زعم بسیاری کارشناسان حادثه سقوط هواپیمای ایرباس در وضعیت سال آخر جنگ، هشدار امریکا برای وادارکردن ایران به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بوده است. به طوری که محسن رضایی فرمانده سپاه اذعان کرد که جنگ از مرزهای خاکی فراتر رفته و آمریکا به طور مستقیم وارد عمل شده است.
در آن برهه، توان رویارویی با آمریکای جنایتکار در خلیج فارس وجود نداشت و امام به ناچار زهر قطعنامه را نوشید.اما اکنون بعد از حدود چهل سال و در همان تیرماه این ایران مقتدر اسلامیست که گلوی آمریکا را گرفته و اینبار آنها هستند که علی رغم تجهیزات عجیب و غریبشان و تمام متحدان ریز و درشتشان توان رویارویی با ایران و باز کردن یک تنگه سی کیلومتری را ندارند.
باید دانست که این نیروی خبیث برای جبران میدان به هیچ وجه از جنگ رسانه و ایجاد شک و تفرقه در بین امت واحده ایران و مقاومت دریغ نمیکند و از هر فرصت کوچک و بزرگی استفاده خواهد کرد.اکنون نوبت پرونده ای تحت عنوان جنوب مظلوم رسیده است و ساکتان دوران جنگ را به خط کرده است تا فضای کشور را ملتهب و بر خیال باطل مردم را دچار یأس کنند تا مسیر حمله زمینی باز شود.
باید مثل همیشه هوشیار ماند و این فتنه دیو هفت سر را هم در نطفه خفه کرد.

@keshwardoost
در ۱۲ تیر ۱۳۶۷، اصابت دو فروند موشک سطح به هوای ناو امریکایی وینسنس به هواپیمای مسافربری ایرباس بر فراز خلیج فارس، موجب کشتهشدن تمام ۲۹۱ سرنشین هواپیما شد.
به زعم بسیاری کارشناسان حادثه سقوط هواپیمای ایرباس در وضعیت سال آخر جنگ، هشدار امریکا برای وادارکردن ایران به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ بوده است. به طوری که محسن رضایی فرمانده سپاه اذعان کرد که جنگ از مرزهای خاکی فراتر رفته و آمریکا به طور مستقیم وارد عمل شده است.
در آن برهه، توان رویارویی با آمریکای جنایتکار در خلیج فارس وجود نداشت و امام به ناچار زهر قطعنامه را نوشید.اما اکنون بعد از حدود چهل سال و در همان تیرماه این ایران مقتدر اسلامیست که گلوی آمریکا را گرفته و اینبار آنها هستند که علی رغم تجهیزات عجیب و غریبشان و تمام متحدان ریز و درشتشان توان رویارویی با ایران و باز کردن یک تنگه سی کیلومتری را ندارند.
باید دانست که این نیروی خبیث برای جبران میدان به هیچ وجه از جنگ رسانه و ایجاد شک و تفرقه در بین امت واحده ایران و مقاومت دریغ نمیکند و از هر فرصت کوچک و بزرگی استفاده خواهد کرد.اکنون نوبت پرونده ای تحت عنوان جنوب مظلوم رسیده است و ساکتان دوران جنگ را به خط کرده است تا فضای کشور را ملتهب و بر خیال باطل مردم را دچار یأس کنند تا مسیر حمله زمینی باز شود.
باید مثل همیشه هوشیار ماند و این فتنه دیو هفت سر را هم در نطفه خفه کرد.
۲۰
۱۲:۵۷
اگر امروز کشورک های عرب توسط سپاه و ارتش قدرتمند ایران، به زیبایی هرچه تمام تر تأدیب می شوند و گوشه گوشه خاکشان زیر موشک ایرانی است، اگر امروز با هفت کشور در ظاهر و هفتاد کشور در باطن در جنگیم و پیروزیم، اگر امروز ابرقدرت فولادزره با قوای تا دندان مسلحش را به بیچارگی کشانده ایم، همه را مدیون تو هستیم... آرامش ابدی در جنت الاعلی گوارای وجودت عزیز دلم.

@keshwardoost
۲۳
۱۳:۲۲
بازارسال شده از حامد کاشانی
خدایا ما از دعواهای اهل سیاست خستهایم، از درگیریها و تنشهای بیحاصل.کشور در شرایطی است که همه باید با در نظر نگرفتن خود و منافع شخصی و گروهی خود، به فکر وطن و تشیع باشند.حال این وسط هر کس ممکن است شیوهای را مصلحت بداند یا دیدگاه وراهکاری مدنظر داشته باشد، اما باید ببیند بیان عمومی آن دیدگاه یا راهکار به انسجام و اقتدار کشور کمک میکند یا این بیان به تنش و شقاق دامن میزند.
خداوند متعالی را شاهد میگیرم امروز بهترین کار، وحدت کلمه است.و امنترین و انسجام بخش ترین کلمه، فرمان ولی امر مسلمین و رهبری معظم است.تاریخ رفتار ما را ثبت خواهد کرد.خدایا ما را عبرت تاریخ قرار نده.خدایا ما را مایه بسط ید ولی فقیه و زمینهساز پیروزی بر دشمن غدار و نامرد بگردان.آمین یا رب العالمین
خداوند متعالی را شاهد میگیرم امروز بهترین کار، وحدت کلمه است.و امنترین و انسجام بخش ترین کلمه، فرمان ولی امر مسلمین و رهبری معظم است.تاریخ رفتار ما را ثبت خواهد کرد.خدایا ما را عبرت تاریخ قرار نده.خدایا ما را مایه بسط ید ولی فقیه و زمینهساز پیروزی بر دشمن غدار و نامرد بگردان.آمین یا رب العالمین
۱
۱۹:۴۶
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پرهیز از تفرقه و تنازع وظیفه همگانی است
۱
۱۶:۴۹
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
اوّلاً ظلمی را بر بیگناهی روا ندارد که آن خود منشأ محرومیّت از برکات و عنایات میگردد.
و ثانیاً موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی نگردد؛ که با حفظ این جهات، انتقادها موجب رونق و شکوفایی امور خواهد شد.
۱
۱۶:۴۹
۲۶تیر۱۴٠۵
۱۴
۱۷:۴۵
چند روز پیش، در کانال آقای یامینپور، چشمم اتفاقی به بنری سرخرنگ افتاد؛ بنری که خبر از مراسمی میداد.مراسم رونمایی از یک نشریه! در نخستین نگاه، هیچچیز جز چهره شهید مصباح که در کانون بنر قرار داشت، نگاهم را به خود جذب نکرد. چند لحظه بعد که به خودم آمدم متوجه شدم مراسم، برای رونمایی از «نشریه عین» است؛ نشریهای که تا آن روز حتی از وجودش خبر نداشتم.دروغ چرا...من حتی نام شهید مصباح را نیز پیش از شهادتش نشنیده بودم؛ چه برسد به اینکه بدانم سالها سردبیری چنین نشریهای را بر عهده داشته است.در این چند وقت، مراسمهای متعددی برای بزرگداشت او برگزار شد، اما توفیق حضور در هیچکدام را پیدا نکردم. نه اینکه علاقهای نداشته باشم؛ بلکه هر بار به دلیلی شرایطش فراهم نمیشد.البته خودم هم میدانم اینها بیشتر بهانه است.سالهاست به این باور رسیدهام که بعضی مجالس، دعوتیاند؛ هر کسی راهش به آنها باز نمیشود. اگر نتوانستم بروم، لابد اذن حضور نداشته ام.این مراسم را هم بعید میدانستم بتوانم شرکت کنم.اما خدا، که از نهان دل آدمی آگاهتر از خود اوست، میداند اسم و رسم این مرد، مدتی است آرام و قرارم را ربوده است.مدتی است در کلنجار با حس کنجکاوی ام هستم که شاید بتوانم بفهمم نوع زندگی و نگاه ایشان به ولایت چگونه بوده است که رب الشهدا همچین عظمتی به روح او و همچین جایگاهی به مقامش داد. این کلنجار بیشتر از روزی آغاز شد که آن صوت کوتاه را از او شنیدم،همانجا که میگفت:«فکر کنید برای چه به این دنیا آمدهاید و قرار است چه کاری انجام دهید.»و منی که هنوز در پیچوخم پاسخ این سؤال ماندهام.روز مراسم فرا رسید.آن روز کار زیاد داشتم و تقریباً مطمئن بودم که اینبار هم نمیرسم. اما حوالی عصر به خانه برگشتم. ناگهان همان احساس و اعتقادی که بارها در زندگی تجربهاش کرده بودم، مرا از جا بلند کرد؛ احساسی که نمیشود برایش دلیل و منطق آورد.با عجله آماده شدم.بیست دقیقه مانده به آغاز مراسم از خانه بیرون زدم.تا خانه ادبیات حدود نیم ساعت راه بود.شوماخروار رانندگی کردم و البته اتوبان ها هم آن روز مهربان بودند تا بتوانم خودم را بموقع برسانم. هنوز هم نمی دانم چه پایی و چه قدرتی مرا به آن جلسه رساند، فقط یادم هست میان راه، چند لحظهای با خودم و شهید مصباح خلوت کردم و در دلم گفتم:اگر امروز در این مسیرم، یقین دارم خواست شماست.نه از آن رو که کسی باشم؛ نه...برای اینکه مقامِ چون شمای شهید بسیار والاست. پس برای آنچه عزم جزم کرده ام یاریم کنید، همانگونه که از یاریهایتان در زمان حیات بسیار شنیدهام، و اکنون که به فرمایش آقای شهیدم، دستتان بازتر هم است. مراسم پرنور و پربرکتی بود. از صحبت های برادر، نگاه سردبیر جدید، خاطرات و حسرت های دوست قدیم و البته اشک های مجری بسیار حالم دگرگون شد.ناخودآگاه گفتم کاش مصباحی هم بود که بمن میگفت چه کنم...! از این مراسم کوتاه، حرف بسیار دارم، اما آنچه بر من گذشت و می گذرد خود مراسم نیست، بلکه سرگردانی در خلأ بیست و چندساله ایست که به هزاران دلیل بیآنکه بدانم برای چه آمدهام،بیهوده گذشت. و اکنون منِ چهل ساله با همه بلندپروازی هایم تنها یک آرزو در دلش دارد که بانوی دو عالم صدیقه کبری(س) بما آموخت: «اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِی لِمَا خَلَقْتَنِی لَهُ؛ خدایا مرا خرج کاری کن که مرا برای آن آفریدی.»
هنوز هم نمی دانم کجای این جهانم، آمدنم بهر چیست و راهی که باید بروم دقیقاً کدام است. این روزها احساس میکنم قلم، تنها وسیله نوشتن نیست؛ امانتی است که اگر درست به کار گرفته شود، میتواند باری از دوش حقیقت بردارد.در این جهاد و جنگ آخرالزمانی جز نوشتن، کاری از منِ بی هنر ساخته نیست و هر روز این دعا را با خود تکرار میکنم که پروردگارا، در در این راه جهاد، قلمم را مبارک گردان. شجاعت ابراز حقیقت را عطایم کن.مرا خرج ولیّمان و راهش کن. و تا انسانم نساخته ای از دنیا مبر...الهی آمین.
۱۴
۱۹:۵۳
و آنجا که مجدد پسر، روضه مکشوفه پدر را خواند:
با پیکری شبیه به حسین و مادرش و برادرش
حرامیان با تو چه کردند آقاجانم، چه کردند...

@keshwardoost
با پیکری شبیه به حسین و مادرش و برادرش
حرامیان با تو چه کردند آقاجانم، چه کردند...
۱۵
۲۰:۱۶
رهبر شهید: آن بیکاریهای ما هم همین طور، مایه ی حسرت ما است. یکی از اسمهای روز قیامت (يَومَ الحَسرَةِ) است؛ حسرت بیکاریهایی که کشیدیم، در قیامت به تعبیر کسی که آن را در یک حالتی دیده بودند، گفته بود که مثل سرب گداخته در مغز انسان ریخته میشود؛ آن وقتی که دیگر کار از کار گذشته؛ یعنی هیچ کار نمیشود کرد، هیچ عملی دیگر آنجا معنی ندارد.
آیه ی شریفه ی قرآن: وَ أَنذِرهُم يَومَ الحَسرَةِ إِذْ قُضِيَ الأمر؛ آنها را هشدار بده نسبت به روز حسرت، آن وقتی که همه چیز تمام شده- (قُضِيَ الأمر)یعنی کار از کار گذشته - دیگر هیچ کار نمیتوانید بکنید. هر کاری باید میکردید کردید؛ آن روز انسان گنهکار، آدم بدکار به خدای متعال عرض میکند که یک فرصت دیگر به من بده، یک فرصتی به من بده؛ (من را برگردان به دنیا)؛ یعنی مجال عمل به من بده. آنجا که جای عمل نیست، جای عمل، دنیا است. چون حالا دیدم، یقین کردم پشیمانم، یک فرصت عمل دیگر به من بده، شاید یک کاری بکنم که تو را راضی کنم و جبران کنم این بدکاری و کم کاری را. آن وقت آیهی شریفه میفرماید: اَ وَ لم نُعَمِّركُم، تا آخر آيه - ظاهراً سوره ی فاطر است - آیا ما به تو عمر ندادیم، آن قدری که بتوانی کار کنی؟ فرصت ندادیم به تو؟فرصتها را باید مغتنم شمرد.
#بریده_کتاب
۴
۱۶:۲۲