۱.۲K
۱۸:۳۸
۱.۲K
۱۸:۳۸
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
به نظرم هر کانالداری، در مسیر انتشار عمومی یادداشتهایش، حداقل یکبار از خودش پرسیده: "خب که چی؟!"
من هم گاهی این را از خودم میپرسم.مسلماً جوابش را، کسی بهتر از شما مخاطبین عزیز نمیداند!
پس خوشحال میشوم برایم بنویسید، کدام مطلب یا مطالب از کانال، برایتان مفید بوده است؟
و اگر بخواهید من را به نقد یا پیشنهادی مهمان کنید، آن چیست؟
قدردان همراهیتان هستم
ارادتمند: خانم معلّم
من هم گاهی این را از خودم میپرسم.مسلماً جوابش را، کسی بهتر از شما مخاطبین عزیز نمیداند!
پس خوشحال میشوم برایم بنویسید، کدام مطلب یا مطالب از کانال، برایتان مفید بوده است؟
و اگر بخواهید من را به نقد یا پیشنهادی مهمان کنید، آن چیست؟
قدردان همراهیتان هستم
ارادتمند: خانم معلّم
🥰۳
🥹۳
۱.۵K
۲۱:۰۰
۱.۷K
۱۷:۲۲
یک سالی می شود که ذهنم یک ساکن همیشگی دارد: دغدغه به سن تکلیف رسیدن دخترم!از یادگیری صحیح نماز و احکام گرفته تا کمکم عادتکردن به حجاب.از اول تابستان، جشن تکلیف هم به دغدغههایم اضافه شد. حتی قبل از آن، حج که بودم برایش یک لباسِ مهمانی و سجاده خریدم و متبرک کردم. اینها و طوافهای نیابتیای که برایش رفتم، شدند اولین هدیههای مکلف شدنش...چند هفته پیش، با زهرا در حال برنامهریزی برای جشن تکلیف مشترک دخترهایمان بودیم. از هماهنگکردن سالن و نوشتن مهمانها گرفته، تا برنامهریزیِ خوراکیها و کیک و...روی مبل نشسته بودم و از او در مورد مجری مشورت میگرفتم. تلفن را که قطع کردم دخترم با تردید و آرام گفت: -مامان... میشه یه چیزی بگم؟-آره عزیزم، جانمچانهاش را بالا داد و این دفعه مطمئن گفت: من جشن تکلیف نمیخوام. -واقعاً؟ مطمئنی پشیمون نمیشی؟ بعداً دلت جشنتکلیف نمیخواد؟-نه خیالتون راحت!گذاشتم چند روز بگذرد تا ببینم تصمیمش چقدر جدی است، که دیدم واقعاً حرفش همان است.پرسیدم: خب به جاش چی میخوای؟-به جاش دو روز مادر دختری، فقط خودم و شما، بریم تهران. بعد کاغذی که سین برنامهها را رویش نوشته و من و خودش را هم نقاشی کرده بود، جلوی صورتم گرفت.
خندهام گرفته بود. چرا دقت نکرده بودم که این دختر، دختر خودم است. نُه سالِ تمام، در موقعیتهای مختلف، کارها و تصمیمات خلاف معمول از مادرش دیده.چرا حواسم نبود و داشتم طوطیوار برایش تصمیم میگرفتم، فقط به این دلیل که همهی نُه سالهها جشن تکلیف میگیرند!چرا قبل از همه اینها، از او نپرسیدم واقعاً دلش چه میخواهد؟تلنگر خوبی بود.تلنگر خیلی خوبی بود برای ادامه مسیر والدگری...
روزنوشتهای یک خانم معلّم
@kh_moalem
خندهام گرفته بود. چرا دقت نکرده بودم که این دختر، دختر خودم است. نُه سالِ تمام، در موقعیتهای مختلف، کارها و تصمیمات خلاف معمول از مادرش دیده.چرا حواسم نبود و داشتم طوطیوار برایش تصمیم میگرفتم، فقط به این دلیل که همهی نُه سالهها جشن تکلیف میگیرند!چرا قبل از همه اینها، از او نپرسیدم واقعاً دلش چه میخواهد؟تلنگر خوبی بود.تلنگر خیلی خوبی بود برای ادامه مسیر والدگری...
@kh_moalem
🥹۳
۹۰۳
۲۰:۴۳
عزیزان مزین به ظاهر اسلامی و انشاءالله باطن ایمانی!بگو بخند و شوخیکردن و صمیمیت با نامحرم! نشانهی روشنفکری و باحالبودن و امروزیبودن نیست!مقدمه چیزهای دیگری است که بهتر است نگویم!باور کنید دیدن این رفتار از شما که ظاهر مذهبی دارید، صدبرابر دلخراشتر است!
#یک_سوزن_هم_به_خودمان@kh_moalem
#یک_سوزن_هم_به_خودمان@kh_moalem
۷۸۵
۹:۴۷
شاید بدبختبودن همین شکلی باشد...
که تریبونی با ابعاد جهانی در اختیار داشته باشی ولی کلامی از تجاوز دشمن به خاکت به زبان نیاوری...
ای کاش به احترام لالههای در خون غلتیده وطنت، از شرافت مرزبانی میکردی!
@kh_moalem
که تریبونی با ابعاد جهانی در اختیار داشته باشی ولی کلامی از تجاوز دشمن به خاکت به زبان نیاوری...
ای کاش به احترام لالههای در خون غلتیده وطنت، از شرافت مرزبانی میکردی!
@kh_moalem
🥲۲
۵.۷K
۱۸:۵۵