لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل ریحانهر
۲۳.۱ هزار عضو

ریحانه

ریحانه؛ بخش زن و خانواده رسانه KHAMENEI.IR
undefinedارتباط با ماundefined ‏@reyhaneh_contact
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۴ تیر
thumbnail
undefined #رواق_دارالذکر | چله الرحمن

undefined خرده‌روایت‌های رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در #رواق_دارالذکر حرم مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)، تیر ١٤٠٥

■ خم شده بود روی صندلی و داشت بلندبلند قرآن می‌خواند. به عبارت «فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ» که می‌رسید، صدایش می‌لرزید و محکم می‌زد به پایش. نشسته بودم روبه‌رویش، داشتم تماشایش می‌کردم. اشک هر ثانیه از روی چین‌وچروک‌های صورتش راه می‌کشید و می‌آمد پایین.
■ دستم را گذاشتم روی پایش. گفتم: «قبول باشه حاج خانم. می‌خواین اگه خسته شدین من براتون بخونم؟» سرش را آورد بالا. انگشت اشاره‌اش را گرفت طرف دارالذکر: «نه دختر جان! نذر هرکس پای خودشه. همون شب که آقا رو گذاشتنش تو بغل خاک، گفتم تا چهل روز میام اینجا براش الرحمن می‌خونم.»
■ پرسیدم: «از کجا میاین؟ مشهدی هستین؟» صدایش را صاف کرد: «آره مادر. خونه‌مون از حرم خیلی راهه. پولم کفاف تاکسی نمی‌ده. دو روز با اتوبوس اومدم، نفس برام نموند.»
■ آهسته گفتم: «خدا قبول کنه.» لبخند پهن شد روی صورتش: «از عظمت خدا بگو. پسرم دیروز یه دسته اسکناس گذاشت لب طاقچه برا خرجیم. پیش خودم گفتم حالا یه وعده کمتر بخورم، نمی‌میرم. پولشو گذاشتم به نیت تاکسی که تا حرم بیام.»
undefined  مریم برزوییundefined  شماره ۴
رسانه ریحانه را دنبال کنیدundefined @khamenei_reyhaneh
undefined۲۶
undefined۱
undefined۱
undefined۱

۵۹۶

۱۷:۲۰

حرف خدا_استوری (1).jpg

۶.۵۷ مگابایت

undefined۱

۴۷۸

۱۸:۳۹

حرف خدا (1).jpg

۶.۴۶ مگابایت

undefined۱

۴۸۰

۱۸:۴۱

thumbnail
undefined #بدرقه_آقای_شهید | حرف خدا
undefined آقاجان! گفته بودید از روز جشن تکلیف، خدا با ما حرف می‌زند. ما هم هر روز جوابش را با نماز می‌دهیم. قول.
undefined مجموعه‌ «#قرار_دختران_ایران» برگرفته از بیانات رهبر شهید انقلاب در مراسم جشن تکلیف دختران است.
undefined نسخه قابل چاپ | استوری
رسانه «ریحانه» را دنبال کنیدundefined @khamenei_reyhaneh
undefined۹
undefined۱
undefined۱

۵۴۷

۱۸:۴۲

thumbnail
undefined به یاد بابا
undefined فرزندان عزیز ایران، در سوگ آقای شهید ایران، روز سه‌شنبه ٢٣ تیر آیین یادبودی را با عنوان «به یاد بابا» در مجتمع خدمات بهزیستی و شیرخوارگاه حضرت آمنه(س) برپا کردند؛ آیینی برای تجلیل از پدری که همواره نگران حال اقشار آسیب‌پذیر و ضعیف‌ترین افراد جامعه بود.
undefinedاین مراسم به منظور زنده‌‌نگه‌داشتن یاد و خاطره‌ی رهبر شهید و با هدف تکریم جایگاه ولی‌فقیه به عنوان سرپرست شرعی کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست برگزار شد.
undefined کودکان به همراه مددکاران خود شمع روشن کردند و در سوگ پدر شهیدشان گریستند. قرائت دل‌نوشته‌های کودکان برای امام شهید و رهبر معظم انقلاب از دیگر بخش‌های این مراسم معنوی بود. در پایان نیز درخت سروی به یاد رهبر شهید در محوطه شیرخوارگاه آمنه(س) کاشته شد.
undefinedرسانه ریحانه KHAMENEI.IR نیز میهمان این مراسم بود تا راوی لحظه‌های ناب این دیدار، اشک‌ها، دلتنگی‌ها و عهدهای کوچک اما بزرگ فرزندان ایران با پدر شهیدشان باشد.
undefinedروایت‌های ریحانه از این مراسم را از این حساب دنبال کنید.
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید undefined @khamenei_reyhaneh
undefined۱۷۹
undefined۴۶
undefined۲۷
undefined۱۲

۱۶.۶K

۲۰:۱۷

thumbnail
undefined #به_یاد_بابا | طوفان

undefined خرده روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم یادبود رهبر شهید انقلاب در شیرخوارگاه حضرت آمنه(س)؛ ۱۴۰۵/۰۴/۲۳

undefinedدور همدیگر ایستاده‌اند و بساط شوخی و خنده‌شان به راه است. سرم را می‌برم توی جمعشان و می‌گویم: «پسرا، دوست دارین درباره‌ی آقا با همدیگه حرف بزنیم؟» انگشت‌هاشان را می‌گیرند سمت پسر قدکوتاه و ریزه‌میزه‌ای و می‌گویند: «با طوفان حرف بزنید.»
undefinedطوفان صورت سفید و موهای طلایی‌رنگی دارد. ۱۴ ساله‌ است. ازش می‌پرسم: «کدام اخلاق آقا برایت پررنگ‌تر بود؟» نگاهش را می‌دوزد به دست‌هایش و با لبخندی که رنگ پاشیده به صورتش، می‌گوید: «مهربانی‌اش توی ذهنم مانده.» می‌پرسم: «دوست داری برای ایرانمان چه کاری انجام دهی؟» توی چشم‌هام نگاه می‌کند و می‌گوید: «دوست دارم شهید شم.»
undefined زهرا رشیدیundefined شماره ١
رسانه «ریحانه» را دنبال کنیدundefined @khamenei_reyhaneh
undefined۲۳
undefined۴
undefined۱

۵۸۶

۲۰:۲۹

۲۵ تیر
thumbnail
undefined #به_یاد_بابا | پیامت ای امام

undefined خرده روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم یادبود رهبر شهید انقلاب در شیرخوارگاه حضرت آمنه(س)؛ ۱۴۰۵/۰۴/۲۳۶

■ وارد شیرخوارگاه آمنه که شدم، سرود ملی پخش شد. همه باهم می‌خواندند: «پیامت ای امام، استقلال آزادی نقش جان ماست.» بچه‌ها دور هم حلقه زده‌ بودند و هرکسی به عشق رهبر شهید آمده بود تا برای بابای مهربانش عضوی از این برنامه باشکوه باشد.
■ جای خالی مردی که بابای همه‌ی بچه‌ها بود، احساس نمی‌شد. هرکدام از بچه‌های شیرخوارگاه آمنه قدمی برای مراسم برداشته بودند تا بگویند: «او میان قلب دوستدارانش زنده است.»
undefined سمیرا چوبداریundefined شماره ۲
رسانه ریحانه را دنبال کنیدundefined @khamenei_reyhaneh
undefined۷
undefined۳

۴۱۹

۷:۱۱

thumbnail
undefined #به_یاد_بابا

undefined خرده روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم یادبود رهبر شهید انقلاب در شیرخوارگاه حضرت آمنه(س)؛ ۱۴۰۵/۰۴/۲۳

■ حنانه ۱۷ سالش است. چادر عربی روی سر انداخته و با طلق، روسری‌اش را فیکس کرده است. می‌گوید: «وقتی خبر شهادت آقا رو شنیدم، حسی مثل بی‌کسی و غریبی آمد سراغم.» ازش می‌پرسم توی مراسم تشییع و وداع هم شرکت کرده یا نه. سرش را به علامت بله تکان می‌دهد و می‌گوید: «توی مراسم تشییع گریه می‌کردم ولی هی با خودم می‌گفتم برای چی گریه می‌کنی؟ یعنی واقعا آقا رفته؟ باورم نمی‌شد.»
■ آقا پدر بچه‌های بهزیستی بود. داغ رهبر شهید جگر آن‌ها را بیشتر سوزانده است. اصلا برای همین اسم مراسمشان را گذاشته بودند: «به یاد بابا»
undefined زهرا رشیدیundefined شماره ۳
رسانه ریحانه را دنبال کنیدundefined @khamenei_reyhaneh
undefined۱۲۲
undefined۲۶

۶.۷K

۹:۰۸

thumbnail
undefined #به_یاد_بابا | نگاه آقا

undefined خرده روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم یادبود رهبر شهید انقلاب در شیرخوارگاه حضرت آمنه(س)؛ ۱۴۰۵/۰۴/۲۳

■ مربی‌شان خانم جوان و خوش‌ذوقی است که بچه‌ها را تعلیم داده است. بیش از همه، عشق به آقاست که بین‌شان موج می‌زند. خانم موسوی می‌گويد: «عید غدیر بود. بعد از شهادت آقا رفتیم میدان ولیعصر برای اجرا. مجری گفت بچه‌ها نماهنگ کف خیابان را بخوانند. با شوق‌وذوق هم‌خوانی کردند. یکی از خانم‌ها چند روز بعد آمد و گفت پسرخاله‌ی شهیدم را خواب دیدم. به همراه حضرت آقا آمده بود روی سِن. آقا گفت: این‌ها رو می‌شناسی؟ این بچه‌ها همونایی هستن که می‌خواستن برای من سرود بخوانند. الان اینجان.»
■ از آن روز به بعد بچه‌ها مطمئن شدند آقا نگاه‌شان می‌کند و باانگیزه بیشتر در مراسم‌های مختلف برنامه برگزار می‌کردند.
undefined سمیرا چوبداریundefined شماره ۴
رسانه ریحانه را دنبال کنیدundefined @khamenei_reyhaneh
undefined۱۰
undefined۱
undefined۱

۱۹۹

۱۱:۰۴

thumbnail
undefined #به_یاد_بابا | آقا می‌شنود

undefined خرده روایت‌های رسانه ریحانه KHAMENEI.IR از مراسم یادبود رهبر شهید انقلاب در شیرخوارگاه حضرت آمنه(س)؛ ۱۴۰۵/۰۴/۲۳

■ اسمش پرهام است. قد بلند و صورت استخوانی دارد. جوش‌های ریز روی گونه‌اش خبر از نوجوانی می‌دهند. ازش می‌پرسم: «حست نسبت به آقا چه بود؟» سرش را تکان می‌دهد و به جایی دور خیره می‌شود: «خانم! دوسش داشتم ولی رفت دیگه!» چند ثانیه‌ای سکوت بینمان جاری می‌شود. به سمت در شیرخوارگاه اشاره می‌کنم: «اگه آقا از این در وارد شه، دوست داری بهش چی بگی؟» بی‌که مکث کند، می‌گوید: «بغلش می‌کنم و می‌گم دوست دارم برم خونه!» سرش را سمتم می‌چرخاند: «خانم! آخه ما بچه‌های بهزیستی‌ایم.»
■ لال می‌شوم. کلمه‌ها ازم فرار می‌کنند. جان می‌کنم تا بگویم: «آقا الان هم صداتو می‌شنوه.»
undefined زهرا رشیدیundefined شماره ۵
رسانه ریحانه را دنبال کنیدundefined @khamenei_reyhaneh

۶

۱۲:۱۵