سخنان دکتر علی باقری کنی در مراسم مدال «سمت درست تاریخ» در رواق کشوردوست:ملتی که با خون رهبر شهیدش احیا شد دکتر علی باقری کنی، معاون بینالملل شورای عالی امنیت ملی ایران، در جوار محل شهادت رهبر معظم انقلاب گفت که زمینی که روی آن ایستادهاند، هر دو سوی داستان را روایت میکند: وحشیگری زننده آمریکا و رژیم صهیونیستی که آن را به خاک مقدس تبدیل کرد، و روح ملتی که از طریق آن خون، زندگی تازهای یافت و از قرنها تحقیر عبور کرد و تاریخ خود را ساخت؛ مردمی با ارادهای راسخ، استوار در مسیر حقیقت در برابر تمام تاریکیها و تمام جنایتها. بخش «تحلیل و تبیین» رسانه KHAMENEI.IR را دنبال کنید@khameneiothers
۴۱.۷K
۹:۳۲
بیرون نیامدی به تماشا؛ چه فایده؟ #روایت اولین شب مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام با حضور هزاران نفر از اقشار مختلف مردم در جوار حسینیه امام خمینی رحمهالله و محل عروج ملکوتی قائد شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سیّدعلی خامنهای قدساللهنفسهالزکیه. این خیابان را آخرینبار بیست و هشتم بهمن سال گذشته به قدمهای پرذوقم گز کردهام. از آخرین دیدارهای عمومی آقا بود و آذربایجانیها میهمان بیت بودند. از سر فلسطین، دیگر قدمها روی زمین بند نمیشد. پرواز میکردیم سمت بیت. در کوچههای منتهی به حسینیه، خنده و شوق در چهره میهمانانی که از هم سبقت میگرفتند میدرخشید. مردم، گوشه و کنار کوچه با خودکار آبی، کف دست هم «جانم فدای رهبر» مینوشتند و با کارتهای دعوتشان عکسهای یادگاری میگرفتند. اینجا روزگاری شور و حالی داشت. به پشت ورودیهای بیت که میرسیم، تشریفات ورود مثل گذشته باقی است. صفها پشت هم تشکیل شده. این مردم در این چندماه، همه روضهخوان شدهاند انگار. مرد جوانی بلند میگوید «برادر، آقا دیگر بین ما نیست!» اشک میان صفها جاری میشود. گونهها خیس میشود. کسی برای شادی روح رهبر شهید انقلاب صلوات میگیرد. چه عبارات نامأنوسی. زیر این سقف بلند همیشه برای سلامتی او صلوات میفرستادیم. گوشهای مینشینم. دیگر کسی تلاش نمیکند که نزدیکتر به جایگاه باشد برای دیدن شما. دیگر کسی به اینکه جایش پشت ستونی بیفتد اهمیتی نمیدهد. ماه امشب طلوع نخواهد کرد و گردن کشیدن برای تماشایش بیفایده است. اینجا امشب تاریک و بیقمر است. قاری پشت میکروفون میرود و شروع به تلاوت میکند. إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ...رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ. آری تو از خدا راضی بودی همیشه و خدا از تو راضی شد و اینگونه تو را خرید. آن صندلی ساده مشکی که جایگاه همیشگی حضور آقا در مراسمها بود، کنار دیوار، دوری صاحبش را فریاد میکند. تصویری از آقا که برای میهمانها دست بلندکرده روی صندلی است. تصویری که هنوز نمیتوانم در چشمهایش خیره شوم. بغض، خشت خیسی شده و چسبیده ته گلوی جمعیت. اشک توی چشمها جمع شده و میلغزد و دنبال بهانهای است برای شرّه شدن. آقاسیّدمیرهاشم حسینی سخنران امروز مراسم است. از الهیات زندگی میگوید و تفاوت دیدگاههای جبهه اسلام و کفر نسبت به جنگ و مرگ. که آنها هرکه را کشته شود، شکستخورده میپندارند و ما کشتگان خویش را جاودانگان تاریخ. و هرچه این کشته بزرگتر، جاودانهتر. مثل آقا... جمعیت، هزاران گلوی بغضکرده است؛ نشسته زیر سقف زینبیه بیت رهبری. جمعیت منتظر روضه است. منتظر یک آه سوزناک کسی تا حتی بیروضه گریه شود. به فکر میروم. درب سمت راست زینبیه باز میشود. آقا با قامتی بلند و آن قبای سرمهای که این اواخر میپوشیدند وارد میشوند. همه ناگهان بر میخیزند و میایستند. حیدر…حیدر. آقا دست تکان میدهد و لبخند میزنند و روی صندلی مینشینند. جمعیت ذوقزده و متعجب روی زانو بند نمیشود. همه اشک میریزند. مراسم قیامتی شده. یکی بهم بگه دروغه، یکی بهم بگه یه خوابه. بهخودم میآیم. صندلی خالی است. حاجمهدی رسولی میخواند «یکی بهم بگه یه خوابه» بغضها شکسته و فریادها بلند است... اینجا همیشه روضهخوان و مستمع مراعات آقا را میکردند. نه روضهخوان سوز روضه را زیاد میکرد و نه مردم به احترام آقا صدا بلند میکردند. امشب ولی انگار کسی قصد ملاحظه ندارد. امشب آقا نیست. بغضها تبدیل به گریه شده؛ گریهها تبدیل به فریاد... متن کامل روایت را از اینجا بخوانیدfarsi.khamenei.ir/others-report?id=63070
۵۲۵
۱۶:۲۴
اجرای سند تحول؛ کلید موفقیت قوه قضائیه #تحلیل_و_تبیین | نگاهی به تحول نظام قضایی مبتنی بر اندیشههای رهبر شهید انقلاب رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت اشاره حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی در پیام اخیرشان به تحول قضائی، برخی از الزامات تحقق تحول در قوه قضائیه را مبتنی بر اندیشههای حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهتعالیعلیه بررسی کرده است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، قوه قضائیه را به عنوان یکی از قوای سهگانه و البته با قید استقلال و با نگاه پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی، متکفل اقامه عدالت و احیای حقوق عامه دانسته است. این جایگاه تراز دستگاه قضا در قانون اساسی کشور و البته فرهنگ و سنت ایرانی است. علاوه بر این، رهبر شهید رضواناللهتعالیعلیه در تبیین تراز نظام قضایی مطلوب، حداقل دو ویژگی مهم دیگر را نیز بیان کردند که شامل فسادستیزی و ایجاد ادراک عدالت نزد مردم است. ️ فاصله بین آرمان و واقعیت بدون تردید، بین آرمان و واقعیت فاصله بسیار است و به همین دلیل، رهبر شهید رضواناللهتعالیعلیه ضمن آنکه سالها بر ویژگیهای نظام قضایی تأکید داشتند، از سال ۱۳۹۸ بر لزوم تحول قوه قضائیه تأکید کردند و رئیس وقت قوه را ملزم به طراحی سند تحول قوه کردند. شهید رئیسی رحمهالله متن اولیه را آماده کرد و در دوره بعد، این متن ارتقا یافت و در قالب سند تحول و تعالی تنظیم شد و ضمن تأیید رهبر شهید رضواناللهتعالیعلیه، در ابتدای اردیبهشت ۱۴۰۳ به تصویب رسید. ️ دستگاه قضا، در مسیر تحول برای تحول، اولین گام، داشتن اراده و نقشه راه است و این امر در سالهای اخیر، بهویژه پس از آنکه قوه قضائیه در قانون برنامه هفتم پیشرفت نیز اصرار خود را بر تحول با سنجههای ماده ۱۱۲ و احکام متعدد فصل ۲۴ قانون، بهویژه سامانهای کردن بسیاری از امور (همانند سامانه هوشمند استعلامات مالی قوه قضائیه «سهام»، سامانه «شفافیت عملکرد وکلا و کارشناسان رسمی»، سامانه خودکاربری دسترسی به شکوائیه و دادخواستها و ...) و استفاده از هوش مصنوعی به عنوان کمکقاضی نشان داده است.به علاوه، برنامه بزرگتری نیز همزمان با محدودیتهای قابل توجه آغاز کرده است که به تعبیر رهبر شهید، اجرای آن مصلحت قطعی نظام و کشور است. تصویب و اجرای قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول، یک تحول بزرگ است که با وجود تمام ابهامات قانونی و کاستی اعتبارات، با نگارش آییننامههای متعدد آغاز شده و ضمناً سامانه ثبت ادعا، موضوع ماده ۱۰ آن، که نیاز به اطلاعرسانی مستمر رسانهای دارد، از اول خرداد سال ۱۴۰۵ راهاندازی شده است. ️ راه باقیمانده برای تحول آنچه مردم مطالبه میکنند، با اذعان به تلاشهای بسیارِ صورتگرفته، آمار نیست، بلکه ادراک است؛ بهویژه آنکه ارزیابی شاخصهای متعدد، از جمله شاخص ادراک عدالت، شاخص حاکمیت قانون و شاخص ادراک فساد، مبیّن آن است که باید راههای نوآورانه دیگری پیدا کرد. برای تحقق این مهم، با تأکید بر اینکه دانشبنیان بودن اداره نظام قضایی یک ضرورت گریزناپذیر است، برخی از این رویکردهای غیرکلیشهای برای تحول قوه قضائیه عبارتند از: ۱. هوشمندسازی و سامانهای کردن ارائه خدمات قضایی، البته به نحو رایگان و خودکاربر؛ ۲. توسعه دادرسیهای مجازی و الکترونیکی و رفع کلیشههای صلاحیت شکلی، جهت استفاده از ظرفیتهای خالی برخی شهرستانها برای جبران کاستیِ کمبود قاضی و شعبه در برخی حوزههای قضایی دیگر. ۳. تمرکز جدیتر بر امر داوری و میانجیگری و از بین بردن روشهای قدیمی و فاسدِ داوریهای رانتی، برای جلوگیری از ورود پروندههای متعدد، پرهزینه و زمانبر به فرایندهای قضایی؛ ۴. تمرکز ویژه بر مقابله مؤثر و هوشمند با فساد، در قالب یک نقشه راه شفاف، جهت ارتقای سرمایه اجتماعی قوه قضائیه؛ ۵. جدی گرفتن نقش پیشگیری از جرم و فساد، مبتنی بر قاعده ۲۰-۸۰، و فعالسازی تقسیم کار قوا جهت پیشگیری؛ ۶. مرور مستمر بهترین تجربیات جهانی در ارتقای نظام قضایی و انتقال سریع آن به نظام مدیریت قضایی؛ ۷. عمل به سیاستهای کلی قضایی، بهویژه برونسپاری نهادها و کارویژههای غیرقضایی، جهت چابکسازی و کسب جایگاه واقعی نظارت قضایی و نه مباشرت در اقدامات اجرایی. بررسی بیانات رهبر شهید رضواناللهتعالیعلیه نشان میدهد یکی از تأکیدات مکرر ایشان، مردمی بودن قوه قضائیه و جلب اعتماد عمومی از طریق خدمترسانی صادقانه، سریع و عادلانه به مردم بود که البته نیاز به پیوست رسانهای دارد. متن کامل را از اینجا بخوانیدfarsi.khamenei.ir/others-note?id=63117
۴۲K
۲۰:۱۱
اینجا همه تجدید عهد است... مجموعه #روایت_بدرقه آقای شهید ایران روز هفتم؛ روایت محمدصادق علیزاده از مراسم وداع با پیکر «آقای شهید ایران» حضرت آیتالله العظمی سیّدعلی خامنهای در مشهد مقدس؛ پنجشنبه، ۱۴۰۵/۴/۱۸ «ما وظیفه داشتیم که بیاییم و حاضر شویم حالا اگر پیکر را هم دیدیم که الحمدلله اگر هم ندیدیم که وظیفهای که باید انجام میدادیم را انجام دادیم.» یک جمع سه چهار نفره است که پشت سرم ایستادهاند و زیر ظلّ آفتاب ساعت ۱۵ پنجشنبه ۱۸ تیر که تیز هم میتابد، دارند در مورد این صحبت میکنند که اگر مسیر حرکت خودروی حامل پیکر اینجایی نباشد که ایستادهاند چه کنند. عاقله مردی که سن و سالش از بقیه بیشتر میزند جملات ابتدایی متن را به بقیه میگوید. از طمانینه توی لحن و تُن صدایش هم معلوم است که خودش مؤمن است به آنچه که بر زبان جاری میکند. مشابه این صحبت و منطق را در گفتوگوهای دیگری هم غیر از مشهد دیده بودم. اینکه بعضاً آدمها خودشان را یک پیکسل در قاب انبوه جمعیتی تعریف کردهاند که قرار است تحت عنوان دوستداران شهید سعید تعریف شوند؛ حال اینکه موفق به دیدن خودروی حامل پیکرش نشوند هم باکی نیست. پیکسلی در قاب ۴K علاقهمندان به سیّدعلی خامنهای هم توفیق و موهبت بزرگی است. هر قدر تشییع نجف و آدمهایش، تنوع و تکثر پرچمها و نمادها توی چشم بود اما تشییع مشهد به مانند تشییع تهران و قم عموم پرچمها بیرق سرخ یالثارات الحسین علیهالسلام است. بیرقی که نماد انتقام است. تصویر هوایی تشییع مشهد هم رنگ سرخ غلبه تام دارد بر دیگر رنگها. در ادامه همین بحث هم موضوع انتقام از شخص ترامپ و تقاص گرفتن از او هم در مشهد بسیار پررنگتر از قم و تهران است. نکته جالب آنکه هرچند شهادت سیّدعلی خامنهای ظاهرا به دست دولت عبری رقم خورده اما ایرانیان متهم ردیف اول و آمر و عامل را ترامپ و آمریکا میدانند و آنقدر که شکستن گردن و کمر متهم ردیف اول توی شعارها و پلاکاردها و تابلوها غلیظ است در مورد متهم ردیف دوم(نتانیاهو) غلیظ نیست. این نه به آن معناست که ایرانیان نتانیاهو را نادیده گرفتهاند بلکه بدان معناست که اصل را آمریکا گرفته و اسرائیل را فرع ماجرا میدانند هرچند عاملیت ظاهری ماجرا به دست صهیونیستها صورت گرفته باشد. ایرانیان دشمن و شیطان اصلی را گم نکرده و او را از یاد نبردهاند. در تشییع مشهد باب یک شعار با مسمای جدید هم باز شد: «این گل پر پر از کجا آمده؛ از سفر کرب و بلا آمده!» مردم شعار میدهند؛ بعضی بر سر میزنند؛ بعضی دیگر بر سینه و بعضی هم خیره شدهاند به جایی و مشخص است که جسمشان اینجاست و ذهنشان جایی دیگر... این شرقنشینان نجیب و صبور و بساز، حالا خامنهای شهید را در میان گرفتهاند و به او خوشامد میگویند و بر قاتلانش لعنت میفرستند و مسیر طولانی از حرم مطهر تا میدان ۱۵ خرداد و حتی بالاتر از آن را پر کردهاند. آخرالامر هم شدت تراکم مسئولان برگزاری مراسم را مجبور میکند که از میانه راه، خودروی حامل پیکر را تغییر مسیر دهند تا پیکر بهگونه دیگری به مجموعه صحن متبرک رضوی منتقل شود. اگر قرار به عبور از آن جمعیت متراکم بود که دوش به دوش کنار یکدیگر فرو رفته و با چهرهای مصمم و خشمی مقدس به تشییع آمدهاند حتماً مراسم به روز بعد هم کشیده میشد. چیزی که برخلاف توصیه رهبر شهید مبنی بر استحباب شدید تدفین در شب جمعه است. حالا هم دستاندرکاران تلاش دارند تا ملاقات شهید عزیز ملت ایران با ذات اقدس الهی در چنین شبی صورت گیرد. اتفاقی که با شب شهادت حضرت سجاد علیهالسلام هم همزمان میشود؛ معصومی که ریشه سادات رهبر شهید هم به ایشان باز میگردد؛ یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً... . #باید_برخاست متن کامل روایت را از اینجا بخوانیدfarsi.khamenei.ir/others-report?id=63212
۱.۲K
۷:۵۵
روایت پرچم ایران ۲۵ تیر ۱۳۵۹، طرح پرچم جمهوری اسلامی ایران به تصویب شورای انقلاب رسید و از آن روز، نمادی از یک حرکت جمعی به سوی آرمانهای انقلاب اسلامی شد، نمادی که گاه در دیگر کشورها نیز برای تأکید بر این پیام بالا برده میشد. حال این پرچم، چند ماه است که در دستان ملّت مبعوث شده در اهتزاز است... به بهانه سالگرد این رویداد، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بازخوانی ماجرای تثبیت پرچم جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.پرچم و نشان ملّی هر کشور، فراتر از یک علامت ساده، تجلیگاه هویت، باورها و تحولات تاریخی آن ملّت است. در ایران نیز، نمادهای رسمی در گذر زمان دستخوش دگرگونیهای معناداری شدهاند. با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و پایان یافتن نظام سلطنتی، ضرورت تغییر نشان باستانی «شیر و خورشید» و جایگزینی آن با نمادی که بازتابدهنده روح استقلالطلبی و هویت اسلامی نظام جدید باشد، به شدت احساس میشد. بازنگریاز نخستین روزهای پیروزی، بخشی از تبلور آرمانهای انقلاب اسلامی در بازنگری در نمادها و نشانههای رسمی کشور بازنمایی شد. امری که در هدایت جمعی به سوی اهداف مؤثر بود. پرچم نیز به یکی از نخستین موضوعات مورد توجه مسئولان تبدیل شد. نخستین جرقههای تغییر در اسفند ۱۳۵۷ زده شد. امام خمینی رحمهاللهعلیه در ۱۰ اسفند ۱۳۵۷ طی بیاناتی صریح، خواستار پاکسازی نمادهای طاغوتی شدند و فرمودند: «بیرق ایران نباید بیرق شاهنشاهی باشد، آرمهای ایران نباید آرمهای شاهنشاهی باشد؛ باید آرمهای اسلامی باشد... باید این «شیر و خورشید» منحوس قطع بشود». در مورد رنگهای سبز، قرمز و سفید مخالفتی نبود؛ اصل، نشان مرکزی پرچم بود که باید بهنحوی محتوای حکومت اسلامی را بیان کند. هنگام تهیه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به این مسئله توجه شد و ضمن تأیید رنگهای پرچم رسمی ایران در اصل هجدهم، تصویب شد که این پرچم با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار «الله اکبر» مورد استفاده قرار گیرد. طراحی نشان جدید در کنار تثبیت جایگاه پرچم جمهوری اسلامی، مسئله طراحی و انتخاب نشان مخصوص این پرچم نیز از موضوعات مهمی بود که پس از انقلاب مورد توجه قرار گرفت. به همین دلیل، فرآیند طراحی این نشان با دقت و بررسی دیدگاههای مختلف انجام شد تا نمادی متناسب با مبانی اعتقادی و ساختار سیاسی نظام جدید انتخاب شود. در اجرای قانون اساسی، مسابقهای برای طراحی آرم برگزار شد که از میان طرحهای متعدد، اثر «حمید ندیمی» (دکترای مهندسی معماری از انگلستان و دانشیار دانشگاه شهید بهشتی) برگزیده شد. فلسفه نشان حمید ندیمی، طراح نشان جمهوری اسلامی ایران، درباره مبانی طراحی این آرم توضیح داده است که هدف اصلی، خلق نمادی بود که بتواند محتوای حکومت اسلامی را در قالبی ساده، موجز و نمادین بیان کند. به گفته او، از آنجا که غایت حکومت اسلامی رشد و تکامل انسان به سوی خداوند است، کلمه «الله» بهعنوان محور اصلی طراحی انتخاب شد. با این حال، هدف صرفاً نگارش این کلمه به صورت معمول نبود، بلکه تلاش شد با خلاصهسازی و دگرگون کردن فرم آن، نشانی مستقل و استعاری پدید آید که افزون بر خوانده شدن واژه «الله»، حامل مفاهیم بنیادین حکومت اسلامی نیز باشد. تصویب نهایی پس از نهایی شدن طراحی و تأیید نشان جمهوری اسلامی، سرانجام در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۵۹ طرح پرچم جمهوری اسلامی ایران به تصویب شورای انقلاب رسید و در ۷ مرداد ۱۳۵۹ از سوی رئیسجمهور وقت به وزارت کشور ابلاغ شد. بر اساس اصل هجدهم قانون اساسی، پرچم رسمی ایران از سه رنگ سبز، سفید و سرخ با علامت مخصوص جمهوری اسلامی ایران و شعار «الله اکبر» به رسمیت رسید. پرچم به مثابه هویت بررسی سیر تحول پرچم و نشان رسمی ایران نشان میدهد که نمادهای ملّی، فراتر از طرحها و رنگها، آینه تمامنمای تحولات سیاسی، اجتماعی و اعتقادی یک ملّت هستند. با پیروزی انقلاب اسلامی، نشان سابق جای خود را به نمادی داد که برآمده از بطن مطالبات هویتی و دینی مردم ایران بود. این دگرگونی، صرفاً یک تغییر گرافیکی ساده نبود؛ بلکه به مثابه اعلام موجودیت یک نظام فکری و سیاسی جدید در جهان تلقی میشد. یک بیانیه تصویری در حقیقت، پرچم جمهوری اسلامی ایران را باید به مثابه یک «بیانیه تصویری» و مانیفست انقلاب اسلامی دانست؛ رهبر شهید انقلاب با نگاه به جایگاه این نماد در حافظه جمعی مردم، بر زندهنگهداشتن آن تأکید کرده و فرمودند: «در دهه فجر بر سر در هر خانهای پرچم بزنید، پرچم جمهوری اسلامی را در سطح شهرها و روستاها به اهتزاز در بیاورید. نشان بدهید که ملت این خاطره را گرامی میدارد.» ۱۳۵۹/۱۱/۱۷ متن کامل را از اینجا بخوانیدfarsi.khamenei.ir/others-report?id=63287
۳۴.۶K
۱۰:۲۶
آناتومی صعود و سقوط انگلیسی پهلوی اول چهارم مرداد، سالروز مرگ رضاخان است؛ بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانه سالروز این پایان رقتبار، به بازخوانی روایت برکشیدن تا تبعید و مرگ رضاخان پرداخته است.کودتای ۱۲۹۹️ در سوم اسفند ۱۲۹۹، نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان میرپنج وارد تهران شدند و با کمترین مقاومت، مراکز حساس دولتی را اشغال کردند. اسناد تاریخی نشان میدهد که ژنرال ادموند آیرونساید، فرمانده نیروهای بریتانیا در ایران، پیش از کودتا با رضاخان دیدار کرده و چراغ سبز پیشروی به تهران را به او داده بود. خلع قاجار️ پس از کودتا، رضاخان با حذف گامبهگام رقبا از جمله سید ضیاء، موقعیت خود را تثبیت کرد. از او خواسته شد در ابتدا با الگوبرداری از آتاتورک، نظام جمهوری را مستقر کند، اما پس از ناکامی در این مسیر، موضوع برکناری سلسله قاجار را در دستور کار قرار داد. ️ با استقرار پادشاهی پهلوی، حکومت بهشدت به سمت تمرکزگرایی حرکت کرد. در این مسیر، سرکوب نیروهای اجتماعی، بهویژه روحانیت و نهادهای مذهبی، در دستور کار قرار گرفت. منتقدان، این سرکوبهای بیسابقه را همسو با سیاستهای بریتانیا برای تضعیف بنیانهای اجتماعی و مذهبی ایران - بهعنوان مانعی در برابر استعمار - ارزیابی میکنند. درهمتنیدگی منافع️ حکومت رضاشاه از همان ابتدا بر پایه حمایتهای بریتانیا شکل گرفت و در طول دو دهه، این درهمتنیدگی منافع حفظ شد. بریتانیا که کنترل شریانهای اقتصادی ایران، بهویژه «شرکت نفت ایران و انگلیس» را در دست داشت، از ثبات و امنیت ناشی از دیکتاتوری رضاشاه برای تضمین استخراج بلامانع نفت بیشترین بهره را میبرد. ️ اول تیر ۱۳۲۰، سه میلیون سرباز آلمانی و متحدانش در یک جبهه به طول هزاران کیلومتر، از دریای بالتیک تا دریای سیاه، به شوروی حملهور شدند. اگرچه این اقدام در ایران، مترادف حذف خطر بود ... اما از دریچه انگلیسی، این اقدام مسکو را در خطر سقوط قرار میداد و خطر هیتلر را غیرقابل تحمل میساخت. از این تاریخ مکاتبات مستقیم استالین و چرچیل برای هماهنگی بیشتر آغاز شد که در نهایت، به راه حل «ایجاد کریدور تدارکاتی به شوروی» از طریق خاک ایران منتهی شد. شرایط جنگ، اقتضای استیلای بیشتر و در نتیجه حذف هر گونه عنصری را داشت که نماد حکومت ملّی محسوب شود تا دست نظامیان متفقین در خاک ایران برای هر اقدامی کاملاً باز باشد. اینچنین اشغال خاک ایران در دستور قرار گرفت. فروپاشی️ با آغاز تهاجم نیروهای شوروی و بریتانیا، ضعفهای بنیادین ساختار نظامی کشور آشکار شد. ارتشی که در دوران رضاشاه به عنوان اصلیترین ستون قدرت حکومت پایهگذاری شده بود، به «ترک مقاومت» اقدام کرد. ️ در چنین بزنگاه حساسی که کشور بیش از هر زمان دیگری به مدیران خود نیاز داشت، قریب به اتفاق مقامات دولتی - از بخشداران تا استانداران - از ترس خشم مردمی که پیشتر با آنان رفتاری خشن و غارتگرانه داشتند، و یا از بیم نیروهای مهاجم، مراکز خدمت خود را ترک کردند. ️ به عبارت دیگر، آنچه ایران را در معرض اشغال، قتل و غارتی تلخ قرار داد؛ «فقدان اراده حاکم کشور برای دفاع» بود؛ امری که با توجه به اتکای او به بریتانیا به جای مردم، غیرقابل انتظار نیز نبود. استعفا️ با گسترش بحران و پیشروی نیروهای شوروی و بریتانیا، موقعیت سیاسی رضاشاه روزبهروز دشوارتر شد. ... سرانجام با نزدیک شدن قوای روس به تهران، در صبحگاه ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، رضاشاه برای حفظ نهاد سلطنت در خاندان پهلوی و جلوگیری از فروپاشی کامل ساختار سیاسی، استعفانامه خود را امضا کرد. تبعید️ پس از استعفا، دولت بریتانیا هدایت مسیر تبعید شاه مخلوع را بر عهده گرفت. او ابتدا به جزیره موریس که از مستعمرات انگلیس در اقیانوس هند بود، فرستاده شد. سپس در فروردین ۱۳۲۱ متفقین با انتقال او به ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی - منطقهای که همچنان تحت نفوذ کامل بریتانیا بود - موافقت کردند. مرگ️ با وجود تمام تلاشهای پزشکی، رضاشاه که از نظر روحی بهشدت در هم شکسته بود، سرانجام در ۴ مرداد ۱۳۲۳ در اثر حمله قلبی طعم مرگ را چشید. متن کامل را از اینجا بخوانیدfarsi.khamenei.ir/others-report?id=63355
۲۵.۲K
۱۲:۰۰
غزلی در مقام رضا قطعه موسیقی «#به_رسم_کرام» با غزلی از حضرت آیتالله العظمی شهید سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه؛ «امین» در نجوا با حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام و با صدای حسامالدین سراج و آهنگسازی امیرحسین سمیعی توسط رسانه KHAMENEI.IR تولید شده و در روزهای پیش رو در اختیار مخاطبان و اهالی فرهنگ و هنر قرار خواهد گرفت. «امین»؛ بخش شعر و ادب فارسی رسانه KHAMENEI.IR بر همین اساس در یادداشتی، مضامین غزل رهبر شهید انقلاب در التجاء به صدرنشین سریر رضا، حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام را بررسی کرده است. قالب غزل چهبسا روایت نفسانیّت شاعران و تجلّی هوای نفس امّارهی آنان است؛ مگر در شاعران عارف و از هوای نفس رسته که این قاعده در شعر آنان درهم میشکند و شعر روایتگر نفس مطمِئنّهی آنان میشود. این غزل با توجّه به محتوای آن، نه یک تفنّن ادبی است که بر زبان انسانی اهل ذوق جاری شده باشد و نه حسب حال شاعری است که در خلسههای شاعرانه، تسکین خاطر را به سرودن ابیاتی مترنّم شده است. این غزل فراتر از اینکه، از لحاظ ادبی، منسجم و از جهت زبانی صمیمانه و از نمونههای عالی ادبیات مذهبی امروز است، روایت یک روح بیقرار است که پس از عمری التهاب و مجاهده در متن متلاطمترین دورههای تاریخ ایران و منطقه و جهان، در رهگذار یک جهاد بیامان به مقام رضا و اطمینان رسیده است. عنوان شعر «در التجاء به صدرنشین سریر رضا، حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام» تأکیدی است بر مضمون اصلی آن که جستجوی مقام رضا به برکت عنایات حضرت رضاست. در نگاه شاعر، آن حضرت کسی است که میتواند با «گردش چشمی» او را فارغ از رهگذار روزگار کند و با «گشودن صفحهای از دفتر جمال» و «نظری» و «کرشمهای» و «شکرخندهای» بهرسم کریمان سوز دل شاعر را به نم اشکی و رشحهای از کرامتش فروبنشاند و وی را به تمامیّت و کمال برساند. ️ شاعر حرف آخر را با آوردن قافیهی «تمام» در بیت اوّل زده و تمام کرده است. «رهگذر صبح و شام» این جهان متغیّر و متلوّن است که قرار و آرام انسان را میرباید. رسیدن به مقام خوشنودی و رضا با فارغ شدن از رهگذر روزگار حاصل میشود و این فراغت تنها با گردش چشمی و کمترین عنایتی از جانب حضرت رضا رخ میدهد که میتواند کار را تمام کند؛ یعنی از نقصان به کمال برساند. در عین حال در «تمام کردن کار کسی» اشارهای غیرمستقیم و لطیف به قربانی شدن و رسیدن به مقام شهادت دیده میشود. ️ شاعر در بیت دوم، در برابر حضرت رضا که طبق مضامین غزل «یادگار ساقی کوثر» و «حکمران کشور دل» و مالک «ملک رضا» هم هست و آستانش چون عرش محلّ «آمد و شد فرشتگان» است، نهایت نیاز و افتقارش را با تعبیر «غزل ناتمام» و در ابیات بعد با تعابیری چون «تشنهکام» و «جان خسته» و پرندهای از «آشیان جدا مانده» و «مستمند و تهیدست و بیکس» بیان میکند. شاعر وجودش را غزلی ناتمام میبیند که با عنایتی از حضرت رضا به تمامی میرسد. ️ «بیکس» یقیناً سوزناکترین تعبیر این غزل است که در بیت ماقبل آخر آمده است. بیکسی و تنهایی و غربت که در بیت ۸ به آن تصریح رفته (غربت بس است...)، حسّ مشترک همهی دلخستگان تاریخ از رهگذار تکراری صبح و شام و طلوع و غروبهای بیفروغ آن است. ️ سیّدعلی شاعر، که از آغاز جوانی دل به تلاطمهای نبردی بیپایان سپرده و عملاً از «شهر شهادت» که دیار اوست دوری گزیده بود، اینک در آخرین سالهای عمر، نه خسته از سالها مبارزه و مجاهدهای بیامان که دلخسته از امواج سهمگین ناجوانمردیها، خود را کبوتری دور از آشیان و غریب در رهگذر صبح و شام میبیند و قصد دارد تا در نهایت مسیر، جسم و جان ناآرام این «مرغ رمیده» را، چون کبوتران حرم، به آستان علی بن موسی الرّضا علیه آلاف التّحیّة و الثّناء، بکشاند و تشنهکامی و سوز دلش را در آن «دارالشّفای آتش و آب» با آب دیده فروبنشاند. ️ این غزل روایتی مکاشفهگونه و موجز از یک سلوک طولانی و رسیدن به مقام رضا و سرانجام، سرنهادن بر آستان حضرت رضا علیهالسلام، است و بازگشت دوبارهی یک جان عاشق را در پایان یک مطاف و مصاف طاقتفرسا به آشیان نخست و موطن اصلی روح حکایت میکند. متن و فیلم گفتوگو با آهنگساز قطعه «به رَسم کِرام» متن کامل را از اینجا بخوانیدfarsi.khamenei.ir/others-note?id=63366
۲۲۸
۱۳:۳۰
#مسیر_نصراللهایران در سختترین دوران هم مقاومت را رها نکرد گفتوگوی تفصیلی رسانه KHAMENEI.IR با آقای سیدجواد نصرالله فرزند ارشد شهید سیدحسن نصرالله رضواناللهعلیه درباره جزئیات و ناگفتههایی از زندگی شخصی و خانوادگی شهید نصرالله، روابط بین ایشان با رهبر شهید انقلاب و وضعیت فعلی مقاومت اسلامی لبنان و حزبالله سرافراز دریافت کتابمجله مسیر نصرالله انتشار به مناسبت نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزبالله لبنان به حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی و پاسخ ایشان متن کامل گفتوگو را از اینجا بخوانید farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=63369
۱۹۷
۱۴:۴۷
جامعةالمصطفی با راهبردهای رهبر شهید، پیام انقلاب اسلامی را به مردم عالم میرساند گفتوگوی رسانه KHAMENEI.IR با حجتالاسلام والمسلمین علی عباسی، رئیس جامعةالمصطفی العالمیه در حاشیه مراسم بزرگداشت رهبر شهید انقلاب اسلامی با حضور علما و طلاب غیرایرانی در قم. ۱۴۰۵/۰۴/۲۷ #باید_برخاستFarsi.Khamenei.ir
۲۹.۹K
۸:۰۰
تراز استاد دانشگاه تمدنساز شهید دکتر مصباح الهدی باقریکنی از دانشجویی تا شهادت یادداشتی درباره ابعاد مختلف منظومه فکری و عملی شهید دکتر مصباحالهدی باقریکنی، استاد و مؤسس مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیهالسلام و داماد رهبر شهید انقلاب اسلامی. مصباحالهدی باقری متولد ۲۵ ذیالقعده ۱۳۹۳ قمری معادل ۲۸ آذر ۱۳۵۲ شمسی بود. او فرزند آیتالله باقریکنی و برادرزاده آیتالله مهدوی کنی، رئیس دانشگاه امام صادق علیهالسلام بود. سال ۱۳۷۱ در دانشگاه امام صادق در رشته تحصیلی معارف اسلامی و مدیریت پذیرفته شد و در دوره دکتری مدیریت بازاریابی (بازاریابی بینالمللی) دانشگاه تربیت مدرس در سال ۱۳۸۳ دانش آموخته شد. او دانشآموخته دانشگاه امام صادق علیهالسلام و بعدها عضو هیئت علمی همان دانشگاه شد. در سن ۲۷ سالگی داماد رهبر شهید شد. ... شهید مصباحالهدی باقریکنی از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۹۶ بیش از ۲۰ مقاله در نشریههای داخلی از جمله نشریه رشد فناوری، نشریه اندیشه مدیریت راهبردی و نشریه مدیریت اسلامی منتشر کرد. این متن حاصل شناخت طولانیمدت از او (از سال ۱۳۷۵ تاکنون)، رفاقت و ارادتی که به هم داشتیم، تجربه زیسته طولانی من در دانشگاه، رفقای مشترکی که داشتیم، مطالعه یادداشتهایش در مطبوعات، و نیز گفتوگو با استادان و شاگردانش در دانشگاه میباشد. اخلاق فردی: جلوهای از ایمان، فروتنی و مسئولیتپذیری اخلاق فردی شهید دکتر مصباحالهدی باقریکنی را میتوان بر پایه مؤلفههایی چون اخلاص، تواضع، صداقت، امانتداری، عدالت، سعهصدر، مسئولیتپذیری، انضباط، مردمداری و روحیه خدمت تبیین کرد. این فضایل، نهتنها شخصیت فردی او را شکل داده بودند، بلکه سرچشمه موفقیتهای علمی و مدیریتی او نیز به شمار میرفتند. اندیشه علمی: علم در خدمت انسان، جامعه و پیشرفت کشور اندیشه علمی شهید دکتر مصباحالهدی باقریکنی را میتوان در چند اصل بنیادین خلاصه کرد: علمِ نافع، پژوهشِ مسئلهمحور، دانشگاهِ مسئول، اخلاقِ علمی، استقلالِ فکری، آیندهنگری، نوآوری و تعهد به پیشرفت ایران. این اصول، تصویری از یک اندیشمند ارائه میدهد که علم را نه سرمایهای فردی، بلکه مسئولیتی اجتماعی و رسالتی تمدنی میدانست. سبک مدیریت: مدیریت حکیمانه، مشارکتجو و آیندهنگر سبک مدیریت شهید دکتر مصباحالهدی باقریکنی را میتوان در قالب الگویی از مدیریت حکیمانه، اخلاقمحور، مشارکتجو، شایستهسالار، آیندهنگر و تحولآفرین توصیف کرد. حکمرانی دانشگاهی: دانشگاه؛ کانون حکمرانی علم و پیشران پیشرفت ملّی حکمرانی دانشگاهی در اندیشه و سیره شهید دکتر مصباحالهدی باقریکنی، الگویی از حکمرانی دانشبنیان، اخلاقمحور، مشارکتی، شایستهسالار، آیندهنگر، پاسخگو و مسئلهمحور است. میراث علمی و مدیریتی: میراثی ماندگار برای دانشگاه، جامعه و آینده ایرانمیراث علمی و مدیریتی شهید دکتر مصباحالهدی باقریکنی را میتوان در هفت محور بنیادین خلاصه کرد: ۱. علم نافع و مسئلهمحور ۲. مدیریت اخلاقمحور ۳. حکمرانی دانشگاهی کارآمد ۴. سرمایهگذاری بر انسان ۵. آیندهنگری و نوآوری ۶. مسئولیت اجتماعی دانشگاه ۷. پیوند علم، ایمان و خدمت روایت همکاران و شاگردان: آنچه از شهید مصباحالهدی در یادها ماندبسیاری از همکاران، نخستین ویژگی او را تواضع میدانستند. با وجود مسئولیتهای مهم، هیچگاه فاصلهای میان خود و دیگران ایجاد نمیکرد. در جلسات، پیش از آنکه سخن بگوید، شنوندهای دقیق بود و حتی از جوانترین کارشناسان نیز با احترام نظر میخواست. آنچه بیش از همه در روایتها تکرار میشود، اخلاص اوست. همکارانش معتقد بودند که انگیزه اصلی او، انجام درست وظیفه و خدمت صادقانه بود. شهید دکتر مصباحالهدی باقریکنی؛ ترازِ دانشمندِ تمدنساز در تاریخ هر جامعه، شخصیتهایی ظهور میکنند که هویت آنان در یک عنوان یا مسئولیت اداری خلاصه نمیشود؛ بلکه مجموعهای از فضایل انسانی، توانمندیهای علمی، بینش راهبردی و روحیه خدمت، از آنان الگویی ماندگار برای نسلهای آینده میسازد. شهید دکتر مصباحالهدی باقریکنی از این شمار بود. بیتردید، یاد و نام این شهید فرهیخته در حافظه علمی و فرهنگی کشور باقی خواهد ماند؛ زیرا سرمایههای حقیقی یک ملت نه در ساختمانها و نهادها، بلکه در شخصیتهایی تجلی مییابند که با علم، اخلاق، ایمان و ایثار، مسیر آینده را برای دیگران روشن میکنند. متن کامل را از اینجا بخوانیدfarsi.khamenei.ir/others-note?id=63380