خاطرات_مربیسفر اربعین۱۴۴۴شهر سامرا
بابت محبت تک تک شما عزیزان و پیام هایی که می فرستید ممنونم.
یکی از دوستان از ماجرا این کمدهای کفش پرسید،که دیدم لازمه یک توضیحی بدهم.
امسال اربعین، شبی در سامرا مهمان حرم خانواده امام زمان(عج) بودیم.پشت دیوارهای حیاط اصلی، کنار وضوخانه خواهران، تعداد زیادی کمدهای کفش قرار داده شده بود.تصمیم گرفتیم در زیر یکی از چترها و کنار همین کمدها شب را بگذرونیم.من هر بار اومدم بخوابم، در و دیوار و زمین و آسمان شهرزاد قصه گو شدند و قصه می گفتند....
بخصوص اولین کمدی که تو چشمم قصه گو شد،کمد شماره ۳۵ بود که اولین قصه کشوانیه ما شد!
و اینگونه شد هر کمدی که خود خواست،ما عکسی انداختیم و شد،سوژه قصه یک شب مهمانی ما
چند قصه دیگه، ماجرا کشوانیه های ما تمام میشه...
_ماجراهای مدرسه در پیش ست...
https://ble.ir/khateratmorabi
۵۵
۱۶:۱۱
کمد ۳۱
دست هاش داغ و تب دار بود...کمد از لای در نیمه باز، صاحب دست های داغ رو دید.چهره اش گرما زده بود و نمی تونست بفهمه کجاییه؟
چرا دو دل هست؟چرا کفش هاش رو توی کمد نمی گذاره؟چرا دست هاش اینقدر داغه؟؟؟چرا داره می لرزه؟
رد نگاه صاحب دست گرفت؛نگاهش به چشم های خودش در شیشه کمد بغلی گره خورده بود و لب هاش از بغض می لرزید... دست هاش چنگ شده پایین لبه کمد که همه وجودش یه مرتبه طوفانی شد!
چنان طوفانی در دل فرد شروع شده بود که گردبادش در داشت در درون خود می کشید!
انقدر که پیچ و مهره لولا اول از بست شکست و درب به اخرین مهره ها وصل بود که مرد به زانو در اومد و کفش ها کنارش افتاد و شروع کرد به زجه زدن!!!
کمد حالا با تمام قوا در رو که به اخرین پیچ ها وصل بود و هر آن امکان افتادن داشت، به زور نگه داشته بود و با تعجب مهمان رو نگاه می کرد.
مرد حالا دیگه در سجده بود؛
حالا همه کمدها مبهوت به اون آدم نگاه می کردند و با کلامش همه کمدها هم نوا شده بودند:
چیک...چیک...چیک...از صدای چکیده شدن چیزی از انتهای در، کمد ۳۱ به خودش اومد!
خون!!!داره خون می چکه از دستش!
دست های داغ، الان خونی بودند...!
مردجوان اونقدر در احوال خود بود که دستش به پایین کمد کشیده شد و خون اومده بود ولی اصلا متوجه نشده بود...!
با مرد زمین و زمان ذکر شده بودند و می گفتند:
کمد۳۱ دیگه مثل قبل نبود، راوی شده بود!هر روز... هر لحظه... وبعد مدتی آمدند، دهان کمد ۳۱ را چسب زدند که اسرار عاشقی و اعجاب شکر گفتن را فاش نکند!
اما مگر می شد؟؟؟
کمد ۳۱ هنوز فریاد می زند: خدایا شکر....شکرت... ممنونم که در حرم مولا و خانواده شون هستم!
کسي که با حب و دوستي به آل محمد علیهم السلام بميرد، مورد آمرزش و غفران الهي قرار مي گيرد.(مستدرک سفينة البحار، جلد 2، صفحه 161)
كسی كه نعمتهای خدا را برخود مستدام میبیند باید كه بسیار شكور و سپاسگذار باشد.(الشهاب فیالحِكَم و الآداب، ص ٤٩)
#خاطرات_مربی#اربعین۱۴۴۴#سامراhttps://ble.ir/khateratmorabi
۵۹
۲۱:۰۱
کمد شماره ۹۹مادرجون بده کفش هاتو بزارم تو این کمد.
نه ننه جون می گذارم تو این کمد!
شیشه اش شکسته، دست تان رو می بره!نه ننه حواسم هست!نیگا کن، چقدر شبیه دندون های منه!
هرگاه اجلها فرا رسند، آرزوها رسوا مى شوند.( غرر الحكم : ۴۰۰۷ )
محبوب ترين شما در نزد خدا، خوش اخلاق ترين شماست.(مجمع البيان، ج ۱۰، ص ۸۷)
#خاطرات_مربی#اربعین۱۴۴۴#سامراhttps://ble.ir/khateratmorabi
۵۳
۲۱:۲۶
به رسم ادب ایستاده اند!!!
میزبان خوبی هستند و بسیار مهمان دار!
با مهربانی از تک تک مهمانان خود، پذیرایی می کنند، حتی کودکان!
کسی که مهمان را بزرگداشت و گرامی بدارد گویا هفتاد پیغمبر را گرامی داشته! (۱)و حُرمت مهمان را رعایت می کنند! چون مهمان جز اینکه خشنود و سپاسگزار میزبان باشه، نباید از نزدشان خارج بشه.(۲)و مهمان با روزی خود (برمیزبان) وارد میشه و با گناهان (آمرزیده) اهل خانه خارج میشه! (۳)
کمدها به رسم ادب ایستاده اند...!
۱_ امام علی(ع):مَن اَكرَمَ الضَّیفَ فَكَأَنّما اَكرَمَ سَبعینَ نبیاً (لئالیالأخبار، ج ٣، ص ٦٦)
۲_امام علی(ع):اَلله اَلله فیالضَّیف، لایَنصَرِفَنَّ اِلاّ شاكِراً لَكُم (مستدرک، ج ١٦، ص ٢٤١)
۳_ پیامبر اکرم(ص):الضَّیفُ یَنزِلُ بِرِزقِهِ وَ یَرتَحِلُ بِذُنوبِ أهلِ البَیتِ (مستدرک، ج ١٦، ص ٢٥٨)
#خاطرات_مربی#اربعین۱۴۴۴#سامراhttps://ble.ir/khateratmorabi
۷۶
۱۹:۳۳
همین طور که راه می رفت، دعا می خواند.مابین دعا هم، چندباری فحش نثار فرزندش کرد که چرا حرف گوش نمیده، گوشی موبایلش هم زنگ خورد و اونم جواب داد، یه خانمی هم سوال پرسید و اونم جواب داد، ولی بازم همچنان داشت دعا هم می خوند!
نزدیک در خروجی رسیده بود که همراهش گفت: بیا زودتر بریم... گفت: بزار این آخرشم بخونم....
خطوط باقی مانده رو تند خوند، کتاب دعا رو بست و گفت: اینم خوندم شاید حاجت بگیرم..! و کتاب دعا رو داخل یک جاکفشی رها کرد و رفت!
شاید؟؟؟نه عزیزم!!! با شاید و شک، حاجتی گرفته نمیشه!!!
بعدشم چقدر زشته سر بی حوصلگی لابه لای کارهامون مجبور میشیم دعا بخونیم.... اونم تند می خونیم تا زودتر تموم بشه و آزاد بشیم! بعدشم منتظریم اجابتی برسه!!!
یادمون باشه؛انتخاب با ما هست!!!مسیر رو گم نکنیم...!!!
نکنه در مسیر رسم ادب و هدیه در راه خدا،قابیل وار رفتار کنیم و هابیل وار چشم انتظار باشیم؟؟؟
پیامبر گرامی(ص):اُدعُوا اللهَ وَ اَنتُم موقِنونَ بِالاِجابَةِ وَ اعلَموا أَنَّ اللهَ لایستَجیبُ دُعاءَ مَن قَلبُهُ لاهٍ. هنگامی که خدا را میخوانید یقین به اجابت داشته باشید و بدانید که خداوند دعای کسی که توجه قلبی در آن نداشته باشد اجابت نمیکند.(بحار، ج ٩٣، ص ٣١٣)
#خاطرات_مربی#اربعین۱۴۴۴#سامراhttps://ble.ir/khateratmorabi
۵۵
۴:۲۰
آمدم برای کمد ۵۹ هرچه بنویسم، هیچ به ذهنم نرسید!!!وقتی نگاهش می کنم در عین زیبایی ترسناک هم هست!
خوب تر که نگاه می کنم؛ انگار کمد ۵۹ خود منم!
شکسته ولی زیبا...سالم ولی زخم دار...ایستاده ولی نشسته...وصل ولی جدا افتاده...روشن ولی تاریک...آشکار ولی پنهان...
کمد ۵۹ انگار خود من هستم!
انگار به تماشای خودم نشسته ام!
بیرون روشن... درون تاریکی...شایدماز درون روشن... از بیرون انگار تاریک...
دریچه ای عجیب مابین دو دنیای نور و تاریکی!
بارها و بارها با خودم تکرار می کنم:
باز ترس تمام وجودم رو فرا می گیره!و زیر لب زمزمه می کنم:کمد ۵۹ تو منی...؟
الان مندرون توام که از تاریکی به نور نگاه می کنم؟یا بیرون توام و از نور به تاریکی نگاه می کنم؟
هرچه هست؛خدایا بحق مادرم حضرت خدیجه(س) يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ
#خاطرات_مربی#اربعین۱۴۴۴#سامراhttps://ble.ir/khateratmorabi
۵۸
۱۶:۱۳
یادت باشد؛هرچقدر که کوچکی...هرچقدر که زمین گیری...هرچقدر در این خاک نفسانیت فرو رفتی...هرچقدر که دیگر حس می کنی به ته رسیدی...و هر چقدر که بین دیوارهای خودساخته دنیایت گیر هستی...
بیشتر از همه اینها؛سرت رو به آسمانِ رحمتِ پروردگارت بلند باشد!
شاید آن تک دانه بارانِ رحمت،بر پیکره بی جانِ جسمت بنشیندو با تو کاری کند همچو شاه مصرع:
پس مهم این ست؛
همیشه نگاهت به آسمانِ رحمتِ پرودگارت باشد!
گنهكارِ اميدوار به رحمت خداوند متعال به رحمت نزديك تر است، تا عابدِ نوميد.( كنز العمّال : ۵۸۶۹ )
هر کس به خدا توکل کند، دشوارى ها براى او آسان مى شود و اسباب برایش فراهم مى گردد.(غررالحکم، ج5، ص425، ح9028)
#خاطرات_مربی#اربعین۱۴۴۴#سامرا
https://ble.ir/khateratmorabi
۶۱
۱۶:۱۸
#اطلاعیه
سلام و نور.بخاطر همراهی شما عزیزان بسیار سپاسگزاریم.
بحمدلله بخاطر رفع مشکل دسترسی به کانال اصلی، از این به بعد کلیه محتوا خاطرات مربی در کانال اصلی درج می گردد و این کانال به صورت آرشیو باقی می ماند.



https://ble.ir/khateratemorabi




منتظر حضور شما عزیزان در کانال اصلی هستیم.
باتشکر


سلام و نور.بخاطر همراهی شما عزیزان بسیار سپاسگزاریم.
بحمدلله بخاطر رفع مشکل دسترسی به کانال اصلی، از این به بعد کلیه محتوا خاطرات مربی در کانال اصلی درج می گردد و این کانال به صورت آرشیو باقی می ماند.
منتظر حضور شما عزیزان در کانال اصلی هستیم.
باتشکر
۶۴
۱۱:۴۰
آرشیو
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و خیرمقدم
#ابتدا_کانال
۶۳
۱۱:۴۱