بازارسال شده از زهرا صادقی_هیام
۳۳
۷:۱۶
بازارسال شده از زهرا صادقی_هیام
کلیپ طوفانی سید حسن نصرالله:جنگ با ایران یعنی نابودی تمام امکانات امریکا!
۴۲
۱۲:۳۵
بازارسال شده از سید فرزام میرچراغی
1_25204002858.mp3
۰۵:۳۶-۷.۵۸ مگابایت
۳
۱۴:۰۲
بازارسال شده از سید فرزام میرچراغی
دختر، خندهها بر لبدر درس، با کیف و دفترزیبا، مشقِ الفباروشن، صبحِ این گلشن
مرجع مداحی و استوری
۲
۱۴:۰۲
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
توصیه حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای به ملت ایران در روز طبیعت
نهال امید را در پهنه ایران بکارید
دیوصفتان کودککش آمریکایی و صهیونیستی، نونهالان مدرسه شجره طیبه را وحشیانه به شهادت رساندند؛ اما ملت ایران به نیّت همه شهدا، خصوصاً شهدای جنگ تحمیلی سوم، #نهال_امید را در پهنه سرزمین خود غرس میکند تا هر یک از این نهالها در سالهای آینده به شجرهای طیبه و درختی پرثمر تبدیل شود، انشاءالله.
" />
بخشی از پیام رهبر انقلاب به مناسبت گرامیداشت روز جمهوری اسلامی ایران و در آستانه روز طبیعت | ۱۲/فروردین/۱۴۰۵
@rahbar_enghelab_ir
۵
۲۰:۰۳
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای رهبر معظّم انقلاب اسلامی بهمناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب .pdf
۱۸۱.۴۸ کیلوبایت
۱
۱۷:۵۲
توافق
از دیشب هرکاری کردم چیزی بنویسم دیدم نمیتونم. حال خوبی نداشتم بطوری که مسیر خونه تا سر کارم رو اشتباه رفتم. به قدری که ذهنم درگیر این توافق نامه بود.
صرفا من باب یادآوری چندتا نکته عرض میکنم:
اتفاقاتی که داره میفته، بقول یکی از اساتید اگر و اگر مثل صلح حدیبیه بدونیم، و انواع معاهدات، هیچ وقت به مفهوم کنار اومدن اسلام با دشمنانش نبوده و نیست.
فلسفه جنگ ما با امریکا و اسراییل جنگ وجودی هست و به این راحتی تمام نخواهد شد.
این کارها با هر مصلحت و دلیلی، تاکتیکهای موقتی هستند که در مقاطعی اجرا میشن. اما در بلند مدت اتفاقات به صورت دیگری خواهد بود.
ولی این نکته رو فراموش نکنیم که همه چیز رو به رهبری هم نسبت ندیم.
کشور قانون داره.
طبق قانون شعام رای میده. اکثریت شعام.(شورای عالی امنیت ملی)
و رهبری هم مصلحت ها رو می سنجن و امضا می کنن. معنیش این نیست که چون رهبری امضا کردن این راه بی نقصه. یا راه بهتری نبود. کما فی السابق که رهبر شهیدمون در مورد برجام عمل کرد. مگر برجام با تایید ایشان نبود؟! پس چرا فرمودند:«خسارت محض است؟!»
یا اینکه فکر کنیم تمام جزییات این کار مورد تایید رهبری است.
بلاخره شعام برگ چغندر که نیست در قانون
وگرنه شعام رو اصلا تشکیل نمیدادند.
اما وظیفه ما چیه؟! ما نباید روایت شکست ارائه بدیم. به مسئولین توهین نکنیم. و تا وقتی رهبر عزیزمون گفتند در خیابان باشیم. نباید ناامید بشیم.
ما به این جمله ایمان و باور داریم:
«انشاءالله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همهی مردم ایران رواج بدهد.»پس راهی جز ایستادگی نداریم.
#هیام@khoodneviss
از دیشب هرکاری کردم چیزی بنویسم دیدم نمیتونم. حال خوبی نداشتم بطوری که مسیر خونه تا سر کارم رو اشتباه رفتم. به قدری که ذهنم درگیر این توافق نامه بود.
صرفا من باب یادآوری چندتا نکته عرض میکنم:
اتفاقاتی که داره میفته، بقول یکی از اساتید اگر و اگر مثل صلح حدیبیه بدونیم، و انواع معاهدات، هیچ وقت به مفهوم کنار اومدن اسلام با دشمنانش نبوده و نیست.
فلسفه جنگ ما با امریکا و اسراییل جنگ وجودی هست و به این راحتی تمام نخواهد شد.
این کارها با هر مصلحت و دلیلی، تاکتیکهای موقتی هستند که در مقاطعی اجرا میشن. اما در بلند مدت اتفاقات به صورت دیگری خواهد بود.
ولی این نکته رو فراموش نکنیم که همه چیز رو به رهبری هم نسبت ندیم.
کشور قانون داره.
طبق قانون شعام رای میده. اکثریت شعام.(شورای عالی امنیت ملی)
و رهبری هم مصلحت ها رو می سنجن و امضا می کنن. معنیش این نیست که چون رهبری امضا کردن این راه بی نقصه. یا راه بهتری نبود. کما فی السابق که رهبر شهیدمون در مورد برجام عمل کرد. مگر برجام با تایید ایشان نبود؟! پس چرا فرمودند:«خسارت محض است؟!»
یا اینکه فکر کنیم تمام جزییات این کار مورد تایید رهبری است.
بلاخره شعام برگ چغندر که نیست در قانون
اما وظیفه ما چیه؟! ما نباید روایت شکست ارائه بدیم. به مسئولین توهین نکنیم. و تا وقتی رهبر عزیزمون گفتند در خیابان باشیم. نباید ناامید بشیم.
ما به این جمله ایمان و باور داریم:
«انشاءالله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همهی مردم ایران رواج بدهد.»پس راهی جز ایستادگی نداریم.
#هیام@khoodneviss
۲۱۵
۱۸:۱۳
بازارسال شده از زهرا صادقی_هیام
چند خط روضه...
حضرت علی اکبر(ع) فرزند امام حسین که مادرش لیلی دختر ابی مره است، از نظر صورت زیباترین افراد و ازنظر اخلاق نیز بهترین آنها بود.
روز عاشورا از پدر اجازه خواست تا به رزم دشمنان بپردازد، حضرت به وی اجازه داد.بعد نگاهی مایوسانه به فرزند کرد و چشم به زیر افکند واشک از دیدگانش جاری شد. آن گاه انگشت سبابه خود را به سوی آسمان بلندکرد و فرمود:«خدایا بر این مردم گواه باش جوانی که درظاهر و باطن و گفتار شبیه ترین مردم به رسولت بود، به سوی آنهارفت، ما هرگاه مشتاق پیامبرت بودیم، به چهره اونگاه میکردیم..»
حضرت علی اکبر با رشادت تمام میجنگید.گویند او جمع کثیری از دشمن را کشت، جمع کشته شدگان به دست آن حضرت را حدود دویست نفر نوشته اند.
مرة بن منقذ عبدی وقتی که نگاهش به حضرت علی اکبر افتاد، گفت:«گناه تمام عرب گردن من، اگر این جوان ازکنارم بگذرد. پدرش را به داغ او می نشانم.»
در این حال علی اکبر از کنارش گذشت، مره ضربه ای بر او زد، در این هنگام او دست به گردن اسبش گرفت. خون جلو چشمان اسب را گرفت و اسب او را به سوی لشکر دشمن برد.
مردم دورش راگرفتند و با شمشیر فقطعوه بسیوفهم اربا اربا ... قطعه قطعه اش کردند.
وقتی اهل حرم خبر شهادت علی اکبر را شنیدند، ناله زنان حرم به گریه بلند شد.آن گاه جناب سیدالشهدا صفوف دشمن را شکافت، کنار بدن فرزند شهیدش آمد.گونه خود را بر گونه او گذاشت و فرمود:
"خدا بکشد کسانی را که تو را کشتند چه جرات کردند، پس از تو خاک بر سر دنیا."
وی چون در آستانه شهادت قرار گرفت، ندایش بلند شد: «یا اَبَتاه هذا جَدّی رَسُولُ اللّه ِ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) قَدْ سَقانی بِکَاْسِهِ الْاَوْفی شَرْبَةً لا اَظْمَاُ بَعْدَها اَبَداً؛ بابا! این جدّم رسول الله است که مرا با کاسهای از آب گوارا سیراب کرد که هرگز بعد از آن تشنه نخواهم شدم.»
جای دیگر اینگونه نوشته اند: امام سریعاً به بالین علی اکبر آمد و با چشمانی اشکبار فرمود: «قَتَلَ اللّه ُ قَوْماً قَتَلُوک؛ پسرم! خداوند بکشد آنانی را که تو را کشتند.»
آن گاه خم شد، صورت بر چهره خونآلود علی نهاد؛ «فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلی خَدِّهِ» سپس فرمود: «على الدنیا بعدك العفا فقد استرحت من همّ الدنیا وغمّها وشدائدها و صرت الی روح و ریحان، وقد بقی أبوك و ما اسرع اللحوق بک.»
"بعد تو اف بر این دنیا، براستی که راحت شدی از هم و غم و سختی ها و به سوی نعمت های بهشت میروی. به درستی که پدرت تنهاست.و چقدر نزدیک است ملحق شدن من به تو."
*سن حضرت علی اکبر دقیقا مشخص نیست، در تاریخ 18،23، 25 یا 27 گفته اند.
حضرت علی اکبر(ع) فرزند امام حسین که مادرش لیلی دختر ابی مره است، از نظر صورت زیباترین افراد و ازنظر اخلاق نیز بهترین آنها بود.
روز عاشورا از پدر اجازه خواست تا به رزم دشمنان بپردازد، حضرت به وی اجازه داد.بعد نگاهی مایوسانه به فرزند کرد و چشم به زیر افکند واشک از دیدگانش جاری شد. آن گاه انگشت سبابه خود را به سوی آسمان بلندکرد و فرمود:«خدایا بر این مردم گواه باش جوانی که درظاهر و باطن و گفتار شبیه ترین مردم به رسولت بود، به سوی آنهارفت، ما هرگاه مشتاق پیامبرت بودیم، به چهره اونگاه میکردیم..»
حضرت علی اکبر با رشادت تمام میجنگید.گویند او جمع کثیری از دشمن را کشت، جمع کشته شدگان به دست آن حضرت را حدود دویست نفر نوشته اند.
مرة بن منقذ عبدی وقتی که نگاهش به حضرت علی اکبر افتاد، گفت:«گناه تمام عرب گردن من، اگر این جوان ازکنارم بگذرد. پدرش را به داغ او می نشانم.»
در این حال علی اکبر از کنارش گذشت، مره ضربه ای بر او زد، در این هنگام او دست به گردن اسبش گرفت. خون جلو چشمان اسب را گرفت و اسب او را به سوی لشکر دشمن برد.
مردم دورش راگرفتند و با شمشیر فقطعوه بسیوفهم اربا اربا ... قطعه قطعه اش کردند.
وقتی اهل حرم خبر شهادت علی اکبر را شنیدند، ناله زنان حرم به گریه بلند شد.آن گاه جناب سیدالشهدا صفوف دشمن را شکافت، کنار بدن فرزند شهیدش آمد.گونه خود را بر گونه او گذاشت و فرمود:
"خدا بکشد کسانی را که تو را کشتند چه جرات کردند، پس از تو خاک بر سر دنیا."
وی چون در آستانه شهادت قرار گرفت، ندایش بلند شد: «یا اَبَتاه هذا جَدّی رَسُولُ اللّه ِ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) قَدْ سَقانی بِکَاْسِهِ الْاَوْفی شَرْبَةً لا اَظْمَاُ بَعْدَها اَبَداً؛ بابا! این جدّم رسول الله است که مرا با کاسهای از آب گوارا سیراب کرد که هرگز بعد از آن تشنه نخواهم شدم.»
جای دیگر اینگونه نوشته اند: امام سریعاً به بالین علی اکبر آمد و با چشمانی اشکبار فرمود: «قَتَلَ اللّه ُ قَوْماً قَتَلُوک؛ پسرم! خداوند بکشد آنانی را که تو را کشتند.»
آن گاه خم شد، صورت بر چهره خونآلود علی نهاد؛ «فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلی خَدِّهِ» سپس فرمود: «على الدنیا بعدك العفا فقد استرحت من همّ الدنیا وغمّها وشدائدها و صرت الی روح و ریحان، وقد بقی أبوك و ما اسرع اللحوق بک.»
"بعد تو اف بر این دنیا، براستی که راحت شدی از هم و غم و سختی ها و به سوی نعمت های بهشت میروی. به درستی که پدرت تنهاست.و چقدر نزدیک است ملحق شدن من به تو."
*سن حضرت علی اکبر دقیقا مشخص نیست، در تاریخ 18،23، 25 یا 27 گفته اند.
۱
۱۹:۲۷
خودنویس
چند خط روضه... حضرت علی اکبر(ع) فرزند امام حسین که مادرش لیلی دختر ابی مره است، از نظر صورت زیباترین افراد و ازنظر اخلاق نیز بهترین آنها بود. روز عاشورا از پدر اجازه خواست تا به رزم دشمنان بپردازد، حضرت به وی اجازه داد. بعد نگاهی مایوسانه به فرزند کرد و چشم به زیر افکند واشک از دیدگانش جاری شد. آن گاه انگشت سبابه خود را به سوی آسمان بلندکرد و فرمود:«خدایا بر این مردم گواه باش جوانی که درظاهر و باطن و گفتار شبیه ترین مردم به رسولت بود، به سوی آنهارفت، ما هرگاه مشتاق پیامبرت بودیم، به چهره اونگاه میکردیم..» حضرت علی اکبر با رشادت تمام میجنگید. گویند او جمع کثیری از دشمن را کشت، جمع کشته شدگان به دست آن حضرت را حدود دویست نفر نوشته اند. مرة بن منقذ عبدی وقتی که نگاهش به حضرت علی اکبر افتاد، گفت:«گناه تمام عرب گردن من، اگر این جوان ازکنارم بگذرد. پدرش را به داغ او می نشانم.» در این حال علی اکبر از کنارش گذشت، مره ضربه ای بر او زد، در این هنگام او دست به گردن اسبش گرفت. خون جلو چشمان اسب را گرفت و اسب او را به سوی لشکر دشمن برد. مردم دورش راگرفتند و با شمشیر فقطعوه بسیوفهم اربا اربا ... قطعه قطعه اش کردند. وقتی اهل حرم خبر شهادت علی اکبر را شنیدند، ناله زنان حرم به گریه بلند شد. آن گاه جناب سیدالشهدا صفوف دشمن را شکافت، کنار بدن فرزند شهیدش آمد. گونه خود را بر گونه او گذاشت و فرمود: "خدا بکشد کسانی را که تو را کشتند چه جرات کردند، پس از تو خاک بر سر دنیا." وی چون در آستانه شهادت قرار گرفت، ندایش بلند شد: «یا اَبَتاه هذا جَدّی رَسُولُ اللّه ِ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) قَدْ سَقانی بِکَاْسِهِ الْاَوْفی شَرْبَةً لا اَظْمَاُ بَعْدَها اَبَداً؛ بابا! این جدّم رسول الله است که مرا با کاسهای از آب گوارا سیراب کرد که هرگز بعد از آن تشنه نخواهم شدم.» جای دیگر اینگونه نوشته اند: امام سریعاً به بالین علی اکبر آمد و با چشمانی اشکبار فرمود: «قَتَلَ اللّه ُ قَوْماً قَتَلُوک؛ پسرم! خداوند بکشد آنانی را که تو را کشتند.» آن گاه خم شد، صورت بر چهره خونآلود علی نهاد؛ «فَوَضَعَ خَدَّهُ عَلی خَدِّهِ» سپس فرمود: «على الدنیا بعدك العفا فقد استرحت من همّ الدنیا وغمّها وشدائدها و صرت الی روح و ریحان، وقد بقی أبوك و ما اسرع اللحوق بک.» "بعد تو اف بر این دنیا، براستی که راحت شدی از هم و غم و سختی ها و به سوی نعمت های بهشت میروی. به درستی که پدرت تنهاست. و چقدر نزدیک است ملحق شدن من به تو." *سن حضرت علی اکبر دقیقا مشخص نیست، در تاریخ 18،23، 25 یا 27 گفته اند.
" مُرّ بن مُنقِذ عَبدی "از اصحاب و پرچمداران امیرالمومنینﷺدرجنگ جمل بود؛که در منابع تاریخ،به عنوان قاتل علیاکبرعلیهالسلامدر سپاه عمرسعد،معرفی شده است...!!
عاقبت به شری
عاقبت به شری
۷۳
۱۹:۲۸