بازارسال شده از سوتیتر //مریم مطهریراد//
این گفتوگوی کوتاه را میتوانید در ماهنامه دیدهبان سرو مطالعه بفرمایید.
زحمت این مصاحبه را دوست گرانقدرم خانم الهام قاسمی کشیدهاند.
#ماهنامه_دیدهبان #مریم_مطهری_راد
@sootitr_titr
زحمت این مصاحبه را دوست گرانقدرم خانم الهام قاسمی کشیدهاند.
#ماهنامه_دیدهبان #مریم_مطهری_راد
@sootitr_titr
۹
۶:۵۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
«معرفی اساتیدِ رویداد ملّی همچو سرو»
“شش استاد، شش نگاه تخصصی به روایت
در رویداد ملی «همچو سرو»، شرکتکنندگان طی سه روز، در کنار جمعی از استادان و صاحبنظران حوزه روایت، با اصول و فنون روایتپردازی آشنا میشوند و فرصت پیدا میکنند روایتهای خود را دقیقتر، منسجمتر و اثرگذارتر شکل دهند.
کارگاههای این رویداد با تمرکز بر موضوعات تخصصی و کاربردی، فضایی برای آموزش و تمرین فراهم میکنند؛ تا هر روایت، از یک تجربه شخصی به روایتی پخته و قابلشنیدن تبدیل شود.
«همچو سرو»؛ برای روایتهایی که باید شنیده شوند.
#رویداد_ملی_همچو_سرو #روایت #زنان#جنگ#معصومه_امیرزاده

@hamchoo_sarv
“شش استاد، شش نگاه تخصصی به روایت
در رویداد ملی «همچو سرو»، شرکتکنندگان طی سه روز، در کنار جمعی از استادان و صاحبنظران حوزه روایت، با اصول و فنون روایتپردازی آشنا میشوند و فرصت پیدا میکنند روایتهای خود را دقیقتر، منسجمتر و اثرگذارتر شکل دهند.
کارگاههای این رویداد با تمرکز بر موضوعات تخصصی و کاربردی، فضایی برای آموزش و تمرین فراهم میکنند؛ تا هر روایت، از یک تجربه شخصی به روایتی پخته و قابلشنیدن تبدیل شود.
«همچو سرو»؛ برای روایتهایی که باید شنیده شوند.
#رویداد_ملی_همچو_سرو #روایت #زنان#جنگ#معصومه_امیرزاده
۱۶۸
۵:۴۸
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
پن: مخاطب امروز ادبیات جهان متمایل شده است به خواندن و دانستن از #ایران_امروز. آیا اهل ادبیات و ترجمهی آن اهمیت این موقعیت ویژه را دریافت کردهاند؟
#دیپلماسی_کتاب
۱۴۲
۷:۳۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
امروز هفدهم شهریور است. به این بهانه یکی از رمانهای فارسی که در بستر چنین روزی رقم خورده است را بازخوانی میکنیم:«*فصل توتهای سفید*»
داستان این رمان در روزهای منتهی به هفده شهریور ۵۷ رقم می خورد. شخصیت اصلی داستان دختری به نام «فروغ» است.
«فصل توتهای سفید» اثر سیده عذرا موسوی، فراتر از یک روایتِ سادهٔ عاشقانه یا درامِ اجتماعی، تلاشِ مؤلف برای صورتبندیِ دوبارهٔ حافظهٔ جمعی است. داستان، بسترِ ملتهبِ دههٔ پنجاه را نه به عنوانِ یک دکورِ تزیینی، که به مثابهٔ یک «نظامِ معنایی» به کار میگیرد تا برای پرسشهای بنیادین دربارهٔ گناه، طردشدگی و رستگاری در کالبدِ شخصیتهایش و تاریخ ایران پاسخی بجوید.
آنچه «فصل توتهای سفید» را متمایز میکند، رویکردِ نویسنده به تاریخ است؛ تاریخی که در این رمان، «کارکرد» دارد، نه «حضورِ اصطلاحی». هفده شهریور ۵۷ در اینجا تنها یک تاریخِ تقویمی نیست؛ بلکه به «مولفهٔ پیوستگیِ معنایی» میان فصلها بدل شده است.
نویسنده با ظرافتی مثالزدنی، گرههایِ داستانیِ شخصیتهایی چون فروغ و امیر را به لایههایی از تاریخِ معاصر ایران پیوند میزند. پیوندِ هوشمندانهٔ وقایعِ هفده شهریور و سرنوشتِ مفقودانِ آن با وقایعِ جنگ جهانی دوم و حضورِ مهاجرانِ لهستانی در ایران، نشان از جهانبینیِ ساختارمندِ نویسنده دارد. در این شبکهٔ معنایی، سرنوشتِ شخصیتها در «شهرِ نو» به عنوانِ بازتابی از دردهایِ تاریخی و اجتماعی، به یکدیگر گره میخورد.
فروغ، زنی است گرفتار در چنبرهٔ اتهام و طردِ اجتماعی، و «امیر»، قهرمانی که در گذار از سلحشوری به فداکاری، نقشِ ناجی را ایفا میکند. نکتهٔ درخشانِ رمان در این است که شخصیتها «شاهدانِ مستقیمِ» حوادث نیستند؛ آنها «میراثدارانِ پیامدها» هستند. نویسنده به خوبی نشان میدهد که چگونه «روابطِ سبب و مسببی» میانِ تجربههایِ تاریخیِ پیشین و تحولاتِ روانیِ امروزِ شخصیتها، مسیرِ زندگیشان را دستخوشِ تغییر میکند. کنجکاویِ فروغ برای واکاویِ زیستِ امیر، در واقع نوعی دیالوگ با تاریخِ پنهانِ جامعه است.
«فصل توتهای سفید» دعوتی است برای بازخوانیِ زخمهایِ کهنه و درکِ این حقیقت که گذشته، هیچگاه در زمانِ خود محصور نمیماند. سیده عذرا موسوی با تمرکز بر جزئیاتِ عاطفی، موفقیتی در ایجادِ وحدتِ روایی به دست آورده که خواننده را نه تنها با دردهایِ قهرمانان، که با حقیقتِ تلخِ حافظهٔ تاریخیِ جمعی و امکانهایی که برای امروز به او خواهد داد، مواجه میکند.
#فصل_توت_های_سفید #سیده_عذرا_موسوی #ادبیات_داستانی #حافظه_جمعی #هفده_شهریور
https://ble.ir/khorshiddastan
داستان این رمان در روزهای منتهی به هفده شهریور ۵۷ رقم می خورد. شخصیت اصلی داستان دختری به نام «فروغ» است.
«فصل توتهای سفید» اثر سیده عذرا موسوی، فراتر از یک روایتِ سادهٔ عاشقانه یا درامِ اجتماعی، تلاشِ مؤلف برای صورتبندیِ دوبارهٔ حافظهٔ جمعی است. داستان، بسترِ ملتهبِ دههٔ پنجاه را نه به عنوانِ یک دکورِ تزیینی، که به مثابهٔ یک «نظامِ معنایی» به کار میگیرد تا برای پرسشهای بنیادین دربارهٔ گناه، طردشدگی و رستگاری در کالبدِ شخصیتهایش و تاریخ ایران پاسخی بجوید.
آنچه «فصل توتهای سفید» را متمایز میکند، رویکردِ نویسنده به تاریخ است؛ تاریخی که در این رمان، «کارکرد» دارد، نه «حضورِ اصطلاحی». هفده شهریور ۵۷ در اینجا تنها یک تاریخِ تقویمی نیست؛ بلکه به «مولفهٔ پیوستگیِ معنایی» میان فصلها بدل شده است.
نویسنده با ظرافتی مثالزدنی، گرههایِ داستانیِ شخصیتهایی چون فروغ و امیر را به لایههایی از تاریخِ معاصر ایران پیوند میزند. پیوندِ هوشمندانهٔ وقایعِ هفده شهریور و سرنوشتِ مفقودانِ آن با وقایعِ جنگ جهانی دوم و حضورِ مهاجرانِ لهستانی در ایران، نشان از جهانبینیِ ساختارمندِ نویسنده دارد. در این شبکهٔ معنایی، سرنوشتِ شخصیتها در «شهرِ نو» به عنوانِ بازتابی از دردهایِ تاریخی و اجتماعی، به یکدیگر گره میخورد.
فروغ، زنی است گرفتار در چنبرهٔ اتهام و طردِ اجتماعی، و «امیر»، قهرمانی که در گذار از سلحشوری به فداکاری، نقشِ ناجی را ایفا میکند. نکتهٔ درخشانِ رمان در این است که شخصیتها «شاهدانِ مستقیمِ» حوادث نیستند؛ آنها «میراثدارانِ پیامدها» هستند. نویسنده به خوبی نشان میدهد که چگونه «روابطِ سبب و مسببی» میانِ تجربههایِ تاریخیِ پیشین و تحولاتِ روانیِ امروزِ شخصیتها، مسیرِ زندگیشان را دستخوشِ تغییر میکند. کنجکاویِ فروغ برای واکاویِ زیستِ امیر، در واقع نوعی دیالوگ با تاریخِ پنهانِ جامعه است.
«فصل توتهای سفید» دعوتی است برای بازخوانیِ زخمهایِ کهنه و درکِ این حقیقت که گذشته، هیچگاه در زمانِ خود محصور نمیماند. سیده عذرا موسوی با تمرکز بر جزئیاتِ عاطفی، موفقیتی در ایجادِ وحدتِ روایی به دست آورده که خواننده را نه تنها با دردهایِ قهرمانان، که با حقیقتِ تلخِ حافظهٔ تاریخیِ جمعی و امکانهایی که برای امروز به او خواهد داد، مواجه میکند.
#فصل_توت_های_سفید #سیده_عذرا_موسوی #ادبیات_داستانی #حافظه_جمعی #هفده_شهریور
۱.۷K
۶:۴۳