می دانم اینقدر خلا داریم که حوصله توجه به آن نقاط دوردست را نداریم و به همسایگان هم درست نمی رسیم چه رسد به ینگه دنیا! ولی حالا که حرف از دخالت آمریکا در نیکاراگوئه و شاید در آینده نزدیک، کلمبیا که رئیس جمهورش، پترو، مواضع خوبی علیه اسرائیل داشت رسیده است، یک فرصت مهم از دست خواهد رفت. کاش اقلا جمع هایی داشتیم که فقط روی روسیه و چین کار کنند و آنها را برای دخالت بیشتر در این منطقه حساس کنند!
هر چند جامعه ایرانی حتی نمی داند دقیقا در ونزوئلا چه اتفاقی در حال رخ دادن است و حالا که کوبا تحت فشار است اوضاع آنجا از چه قرار است ولی اتفاقا به این دلیل که ایران این روزها توانسته در اذهان جهانی، آمریکا را تحقیر کند، اگر بتوان همین روایت را به خوبی در آمریکای جنوبی سرریز کرد، الگویی الهام بخش شکل خواهد گرفت و شاید برخی اقدامات نمادین ما حتی به یک روحیه در راستای ایستادگی بدل شود.
چون در ونزوئلا حزب سوسیالیست حاکم (PSUV) هنوز بدنه خود را دارد و اتفاقا تازه از معرکه درگیری با معارضان خود و نیز بحران اقتصادی سر بر آورده بود، بنظر می رسد که می توان با قدرت مردم، کار را برای تسلط بیشتر آمریکایی ها که حتما به دنبال روی کار آوردن معارضان هستند نیز سخت کرد.
آنجا هم مثل همه جای دنیا، جریان غربزده فرهنگی قدرتمندی وجود دارد و اتفاقا فقدان اندیشه دینی قدرتمند و افول سوسیالیزم، به بحران فقدان اندیشه هویت بخش مبارزاتی انجامیده ولی هنوز رویکردهای استقلال طلبانه و عدالت خواهانه زنده است که می توان روی آنها ایستاد.
گرچه فاصله جغرافیایی آمریکا با این نقاط اندک است و نفوذ سیاسی اقتصادی امنیتی او کم نیست ولی مدل جمهوری اسلامی یعنی بیدار کردن مردم و به میدان کشاندن آنها می تواند جلوی استیلای کامل آنها را بگیرد. امیدوارم در میانه جنگ، بخشی از جامعه ما که در این راستا وظیفه دارد به آنسوی دنیا نیز توجه کند که فیها منافع للناس! هر جور نگاه کنیم منافع ما در آن نقطه بسیار زیاد است.
۱.۱K
۹:۰۱
🩸 خطر تقلیل خونخواهی و چند راهکار
خونخواهی با سنت دیرینه حسینی آن در میان ما با انتظار منجی منتقم و با نمادهایی چون شمشیر پیوند داشته است. حالا هم که دغدغه خونخواهی رهبر شهید مطرح است باید مراقبت کنیم نکند آنرا به همان کارهای فرهنگی که ضد آمریکا و رژیم انجام می دادیم تقلیل بدهند!مجازات حقوقی(محاکمه عادلانه) یا قصاص نفس تنها انتخاب های ما در مسأله انتقام و خونخواهی هستند.
در همین راستا چند پیشنهاد مطرح است:
بسط موضوع انتقام:خیلی ها زخم خورده جنایات آمریکا و اسراییل هستند و الزاما به شهدای ایرانی حس کافی ندارند لذا بسط موضوع انتقام به غزه و لبنان و سودان و عراق و افغانستان و... می تواند کمپین خونخواهی را جهانی سازی کند.
بسط مصداقی انتقام یعنی انتقام فقط از ترامپ و نتانیاهو نیست. باید همه سربازان آمریکایی و اسراییل و درجه داران آنها جزیی از پروژه انتقام قرار گیرند. این اقدام است که میتواند بازدارندگی لازم را نیز تولید کند و تحرک آزادانه آنان در جهان را با دشواری روبرو سازد. طبعا پروژه های که به نشر اطلاعات این افراد اقدام کنند هم مقدمه اقدام خواهند بود.
سامانه های حمایتی:برای تحقق امر فوق نیاز است که سامانه های حمایتی امنی شکل بگیرند که مثلا به کسانی که محل حضور سربازان را گزارش میکنند یا عملیاتی علیه آنان انجام می دهند مورد حمایت قرار بگیرند. این سامانه ها می توانند میزان تعهد علاقمندان برای حمایت از عاملان انتقام را ثبت کنند و در صورت اجرا آنرا دریافت کنند. طبعا حفظ امنیت اطلاعات افراد ضروری است. ایده پردازی برای تنوع بخشی به راهکارها هم نیاز است.
@komeilialireza
خونخواهی با سنت دیرینه حسینی آن در میان ما با انتظار منجی منتقم و با نمادهایی چون شمشیر پیوند داشته است. حالا هم که دغدغه خونخواهی رهبر شهید مطرح است باید مراقبت کنیم نکند آنرا به همان کارهای فرهنگی که ضد آمریکا و رژیم انجام می دادیم تقلیل بدهند!مجازات حقوقی(محاکمه عادلانه) یا قصاص نفس تنها انتخاب های ما در مسأله انتقام و خونخواهی هستند.
در همین راستا چند پیشنهاد مطرح است:
۲.۴K
۱۴:۵۰
🦠 مراقب ویروس ضد طوفان باشیم!
این روزها زمزمه اینکه طوفان الاقصی یک عملیات اشتباه بوده از چند طیف بیش از گذشته شنیده می شود: طیف غربگرا که اساسا رویکرد تعامل با غرب دارد و این عملیات را آغازی پردردسر برای درگیری با رژیم صهیونی می داند که لزومی نداشته است!طیف مذهبی که دغدغه تشیع دارد و معتقد است شیعه بخاطر ورود به تبعات این عملیات ضربه خورده است و استدلال او هم شهادت امثال سید حسن نصر الله و دیگران است.
طیفی ظاهرا انقلابی که متاثر از فضای برخی لبنانی ها، که در نوعی ناامیدی به سر می برند و البته ذاتا از ابتدا نگاه مثبتی به جریانات اسلامگرای سنی از جمله حماس نداشته اند هم آن عملیات را خطایی راهبردی می بینند! و عجیب تر، جریانی است که از غرب به همایش های ایران می آید! جریانی که پشت همه اتفاقات را قدرت لایزال غرب می بیند: از یازده سپتامبر تا بیداری اسلامی و طوفان را بازی خود غربی ها برای سیطره بر منطقه می بینند و متاسفانه ایرانی ها هم نوعا با چشمانی از حدقه در رفته و پذیرشی محض پای سخن اینان می نشینند!
چند روز قبل با یک لبنانی مقیم اروپا دیداری داشتم که خیلی خود را شیفته آقا نشان می داد و کتاب هایی هم نوشته بود ولی نه تنها با نگاه ایشان در مساله طوفان و منطقه مخالف بود که علیه سید حسن هم بخاطر همان حمایت نظامی إسنادی در ورود به ماجرای طوفان سخن ها می گفت و او را عامل این وضعیت لبنان و طوفان را هم طراحی اسراییل معرفی می کرد! هم او از این شهر به آن شهر ایران برای سخنرانی دعوت می شود و البته متاسفانه برخی در ایران فکر می کنند قرآن از زبان لبنانی ها نازل می شود و همه تحلیل های آنان را تصدیق به قبول می کنند!!
البته در داخل، برخی مسوولان تصمیم گیر و باصطلاح عقلای حتی عرصه نظامی کشور ما، ازهمان ابتدا این ویروس وجود داشت! آنها می گفتند ما نباید پشت این اقدام متهورانه سنوار برویم چه رسد که بخواهیم حزب الله را تشویق کنیم جدی تر وارد بشود! حال آنکه رهبر شهید انقلاب از همان ابتدا خیلی محکم این اقدام را موثر و ضربه ای جبران ناپذیر و غیرقابل بازگشت برای رژیم دانستند.
سانسور نقدهایی که به عملکرد و نگرش برخی جریانات مقاومتی منطقه بوده نیز خود عاملی در ایجاد نوعی عصمت و خطاناپذیری موهوم شده که در برخی افراد با دلهای آماده در کشور ما اثر گذاشته است! اگر اشتباه محاسباتی پساطوفان جریان مقاومت از لبنان تا برخی نقاط دیگر اقلا در محیط های اندیشکده ای به گفتگو گذاشته شده بود شاید پیچیده تر به ماجرا نگریسته می شد. اینکه چرا جریانی فکر می کرد می تواند از ضربات مهلک اسرائیل فرار کند و لذا مخالف تشدید حملات علیه او بود چیزی نیست که فقط در جریانات ایرانی یافت بشود و آن را باید دید و نقد کرد و عبرت گرفت!
ما بخاطر عملکرد خیلی ها، از جمله متولیان مساله فلسطین، از ضعف های شناختی مختلفی در داخل کشور رنج می بریم لذا انگیزه های اقدام برای فلسطین، در میان ما ضعیف است چه رسد که بخواهیم به این ویروس های تحلیلی نیز دچار بشویم! توسعه این ویروس ها نهایتا به جیب دو جریان تحجر و غربگرایی می رود پس مراقب باشیم و تعارف نکنیم!
@komeilialireza
این روزها زمزمه اینکه طوفان الاقصی یک عملیات اشتباه بوده از چند طیف بیش از گذشته شنیده می شود: طیف غربگرا که اساسا رویکرد تعامل با غرب دارد و این عملیات را آغازی پردردسر برای درگیری با رژیم صهیونی می داند که لزومی نداشته است!طیف مذهبی که دغدغه تشیع دارد و معتقد است شیعه بخاطر ورود به تبعات این عملیات ضربه خورده است و استدلال او هم شهادت امثال سید حسن نصر الله و دیگران است.
طیفی ظاهرا انقلابی که متاثر از فضای برخی لبنانی ها، که در نوعی ناامیدی به سر می برند و البته ذاتا از ابتدا نگاه مثبتی به جریانات اسلامگرای سنی از جمله حماس نداشته اند هم آن عملیات را خطایی راهبردی می بینند! و عجیب تر، جریانی است که از غرب به همایش های ایران می آید! جریانی که پشت همه اتفاقات را قدرت لایزال غرب می بیند: از یازده سپتامبر تا بیداری اسلامی و طوفان را بازی خود غربی ها برای سیطره بر منطقه می بینند و متاسفانه ایرانی ها هم نوعا با چشمانی از حدقه در رفته و پذیرشی محض پای سخن اینان می نشینند!
چند روز قبل با یک لبنانی مقیم اروپا دیداری داشتم که خیلی خود را شیفته آقا نشان می داد و کتاب هایی هم نوشته بود ولی نه تنها با نگاه ایشان در مساله طوفان و منطقه مخالف بود که علیه سید حسن هم بخاطر همان حمایت نظامی إسنادی در ورود به ماجرای طوفان سخن ها می گفت و او را عامل این وضعیت لبنان و طوفان را هم طراحی اسراییل معرفی می کرد! هم او از این شهر به آن شهر ایران برای سخنرانی دعوت می شود و البته متاسفانه برخی در ایران فکر می کنند قرآن از زبان لبنانی ها نازل می شود و همه تحلیل های آنان را تصدیق به قبول می کنند!!
البته در داخل، برخی مسوولان تصمیم گیر و باصطلاح عقلای حتی عرصه نظامی کشور ما، ازهمان ابتدا این ویروس وجود داشت! آنها می گفتند ما نباید پشت این اقدام متهورانه سنوار برویم چه رسد که بخواهیم حزب الله را تشویق کنیم جدی تر وارد بشود! حال آنکه رهبر شهید انقلاب از همان ابتدا خیلی محکم این اقدام را موثر و ضربه ای جبران ناپذیر و غیرقابل بازگشت برای رژیم دانستند.
سانسور نقدهایی که به عملکرد و نگرش برخی جریانات مقاومتی منطقه بوده نیز خود عاملی در ایجاد نوعی عصمت و خطاناپذیری موهوم شده که در برخی افراد با دلهای آماده در کشور ما اثر گذاشته است! اگر اشتباه محاسباتی پساطوفان جریان مقاومت از لبنان تا برخی نقاط دیگر اقلا در محیط های اندیشکده ای به گفتگو گذاشته شده بود شاید پیچیده تر به ماجرا نگریسته می شد. اینکه چرا جریانی فکر می کرد می تواند از ضربات مهلک اسرائیل فرار کند و لذا مخالف تشدید حملات علیه او بود چیزی نیست که فقط در جریانات ایرانی یافت بشود و آن را باید دید و نقد کرد و عبرت گرفت!
ما بخاطر عملکرد خیلی ها، از جمله متولیان مساله فلسطین، از ضعف های شناختی مختلفی در داخل کشور رنج می بریم لذا انگیزه های اقدام برای فلسطین، در میان ما ضعیف است چه رسد که بخواهیم به این ویروس های تحلیلی نیز دچار بشویم! توسعه این ویروس ها نهایتا به جیب دو جریان تحجر و غربگرایی می رود پس مراقب باشیم و تعارف نکنیم!
۲.۶K
۷:۴۲
https://www.facebook.com/share/v/184sHVPaeq/
https://youtu.be/ye1i4Njtij4?is=hvKgKA-AYvnBSJ0r
۵۱۲
۸:۱۳
خبری که این روزها باعث تعجب برخی شد و اتفاقا برخی تحلیلگران مریض شروع به کنایه زدن کردند که «خود آنها تسلیم شدند شما دیگر رها کنید!» اعلام حماس مبنی بر خلع سلاح های سنگین خود بصورت مشروط بود. در این رابطه توجه به چند نکته ضروری است:
به یاد داریم که وقتی دشمن صهیونیست دریافت که حماس را در میدان نظامی نمی تواند شکست بدهد، ناجوانمردانه از طریق محدود کردن ورود آب و غذا و دارو و... بر مردم فشار آورد و نهایتا پس از دو سال مقاومت جانانه، فقط برای بهبود وضعیت اقتصادی و به این شرط که امکانات کافی وارد غزه شود، حاضر به پذیرش توافقی شد که اصل آنرا آزاد کردن زندانیان اسرائیلی تشکیل می داد و از اینجا بود که مرحله جدیدی از زندگی حماس نیز شروع شد: «بازگشت به زندگی پارتیزانی»
این یعنی حماس تصمیم گرفت برای حفظ هویت نظامی خودش که در صورت عدم وجود، او را به چیزی شبیه فتح تبدیل خواهد کرد، از دولت کناره بگیرد و به دوران قبل از حکومت بر غزه بازگردد لذا با بند تشکیل یک شورای مدیریتی ائتلافی بر غزه موافقت و بر آن اصرار کرد ولی قطعا حماس یک جریان نظامی باقی خواهد ماند.
در این حدود ده ماه اما برخی از بندهای توافق نقض شد. مثلا بنا بود هیچ عملیاتی در غزه انجام نشود ولی شد و تا حالا بیش از 1000 فلسطینی کشته شده اند! ورود کمک های بین المللی با سنگ اندازی های مختلف رژیم صهیونی انجام شد هر چند وضع مردم بهبود یافت ولی در مسیر تشکیل شورای مدیریت غزه پیشرفت جدی حاصل نشد چرا که ترامپ بعنوان ضامن توافق، بر خلاف متن آن، مدعی لزوم خلع سلاح کامل حماس برای ورود به مرحله دوم شد و رژیم هم روی این مساله تاکید بسیار جدی داشت چرا که بیش از بقیه از قدرت کنونی حماس مطلع است.
حال، حماس که مسیر آینده زندگی در غزه را دشوار می بیند، با سه شرط پذیرفت که سلاح های سنگین خود را تحویل شورای ائتلافی مدیریت غزه بدهد با این شرح: اولا اسرائیل متعهد بشود که از پشت خط زرد به طور کامل خارج بشود و غزه کاملا پاکسازی گردد. ثانیا شورای مدیریتی غزه تشکیل بشود و سلاح های سنگین حماس تحت مدیریت او باشد. بازسازی غزه نه در قالب شعار که به صورت واقعی شروع بشود. او اینها را هم به صورت مرحله بندی مطرح کرده است چرا که می داند طرف اسرائیلی به عهد خود وفادار نخواهد ماند و معلوم نیست پس از تحویل سلاح سنگین به تعهد خود عمل کند.
اینها در حالی است که در سمت اسرائیل، آیزنکوت و بنت و دیگر رقبای او، همین توافق را هم برنمی تابند و قائل به لزوم اشغال کامل غزه هستند و با اصرار ترامپ مبنی بر لزوم اجرای بندهای آن مخالف اند! آنها معتقند حماس در کوچکترین فرصت خودش را بازسازی می کند و حالا کلیه نیروهای نظامی خود را جایگزین کرده است و اگر فرآیند توافق اجرا بشود، حماس بعنوان گروهی زیرزمینی و قدرتمند بار دیگر برای آنها مشکل امنیتی ایجاد خواهد کرد.
۴۰۶
۹:۰۴
بازارسال شده از مردم پیروزی
ما تنها نیستیم!
در هر گوشه از دنیا، از بنگلادش تا فرانسه و تا هر کجا، هممسیرانی داریم که با ما همسو هستند.
چرا که میراث امام، ارائهی مکتبی است که در آن «عزت و غیرت» معیار است، نه ظاهر و مذهب...
۶۳
۹:۱۵
یادم هست زمانی که جنگ ششم صعده بین انصارالله با حکومت یمن، علی عبدالله صالح برقرار بود با یکی از مسوولین بلندپایه کشور دیدار کردیم. وقتی از لزوم حمایت از اینها صحبت شد گفت از کجا معلوم که اینها مفیدتر باشند از دولتی که رابطه خوبی با او داریم؟! آن کسی که از وسط بحران داعش و درگیری های پس از 2012 یک فرصت بزرگ به دست آورد و مقاومت عراقی و یمنی را متولد ساخت حاجی بود که باور داشت «آنقدری که وسط بحران ها فرصت هست در شرایط معمولی نیست!»
حال، این جریان زیدی مذهب چهار امامی که تفاوت عقیدتی جدی با ما دارد تبدیل به یک قدرت غیرقابل انکار شده و در این سالها خودش را نشان داده است. البته حتما ارتباط با این جریان مربوط به گذشته است ولی تبدیل شدن او به یک قدرت، از طریق در دست گرفتن حاکمیت ممکن شد و این بار دیگر، ثابت کرد که باید بتوان بر جریانات سیاسی جهان اسلام تاثیر گذاشت تا به قدرت دست پیدا کنند والا باید برای آزاد کردن هزاران زندانی در مصر و سعودی و امارات، انتظار بکشند و آخر هم به جز ذلت چیزی نصیب نشود!
مادامی که اسرائیل در منطقه ما هست و مادامی که دولت های دیکتاتور دست نشانده، از استیفای حق «آزادی و عدالت» برای مردم، پرهیز دارند، تحقیر مردم هست و جریان اسلام سیاسی زنده است و این جریان خواهد توانست قدرت را در کشوری مسلمان به دست گیرد و به یک ابزار قدرتمند برای مواجهه با پروژه هیمنه بر کل منطقه تبدیل شود.
از مصر که جایگاه ژئوپلتیک مهمی دارد تا اندونزی که پرجمعیت ترین کشور مسلمان جهان است و می تواند بر آبراه مهم مالاکا اثر بگذارد و مغرب در شمال آفریقا که به آبراه جبل الطارق دسترسی دارد و... می توانند به انصارالله ها و مقاومتی های جدیدی بدل بشوند که پانزده سال قبل کسی فکر نمی کرد تا این حد موثر بشوند. سودان و لیبی و الجزایر و بقیه هر کدام یک فرصت مواجهه جدی با استکبار هستند.
رسالت همه ما توسعه فکر «اسلام انقلابی» در سراسر جهان است که با موتور محرک فلسطین به خوبی می تواند انجام شود. فراموش شدن فلسطین به معنای از کار افتادن این موتور است چرا که عامل سوز و گداز امت اسلامی فلسطین است و موضوعی فراگیرتر از آن در جهان نداریم. دست دادن به جریانات اسلامگرا و حمایت از آنها راهبردی حیاتی است. کوتاهی های نهادهای مسوول را جبران کنیم و آستین همت را بالا بزنیم.
۱K
۷:۴۳
ترکیه مصر و قطر که حماس را قانع کردند اسرای باقیمانده رژیم را آزاد کند تا بتواند وضعیت را غیرجنگی کرده و بازسازی آغاز بشود حالا بخاطر حملات شدید رژیم علیه غزه از جامعه بین الملل خواستار دخالت شده اند!!
این روزها غزه دارد پیاپی شهید می دهد و فقط در همین ماه ۱۵۰ نفر شهید شده اند و امروز بزرگترین نشییع جنازه غزه برای ۱۱۲ شهید از زیر آوار پیدا شده مربوط به دو عشیره ابوشریعه و الحساینه نیز انجام خواهد شد.
این وضعیت غزه در حالی است که در سیرک بزرگی که ده ماه قبل ترامپ در شرم الشیخ به راه انداخت، کشورهای مهمی از جمله اندونزی، ترکیه، پاکستان، مصر و... برای صلح طلبی او کف زدند!
نتیجه اعتماد به وعده های آمریکا و اسراییل همین وضعیتی است که امروز در غزه می بینیم! إنهم لا أيمان لهم.... فاعتبروا یآولی الابصار!
۱.۹K
۱۷:۴۴
علیرغم اینکه برخی تندروهای وهابی و ضد ایران تلاش کردند این توافق که بین پاکستان، ترکیه و عربستان بسته شده را علیه ایران و نوعی هلال سنی در مقابل شیعه و نیز تعرضات یمنی ها بازنمایی کنند و برخی هم در داخل همین تحلیل را تکرار کردند ولی بنظرم میرسد ماجرا ابعاد مهم دیگری دارد:
اولا از طرف ایران هیچ تهدیدی متوجه ترکیه و پاکستان و حتی سعودی - الا بصورت جزیی در مسأله پایگاه آمریکا- نبوده است و خصوصا دو همسایه ایران هم هیچ انگیزه ای برای درگیر شدن با ایران ندارند.
برعکس، تهدید مستقیم هر سه این کشورها در این چند ماه توسط سران رژیم صهیونی انجام شده و علنا طیف های صهیونیزم مذهبی این رژیم از خطر اسلامگرایی سنی بعنوان خطری جدید سخن گفته اند.
اصلا همین که ترکیه با وجود فشارهای مکرر شخص ترامپ، تا کنون اجازه دخالت سوریه در پرونده لبنان را نداده بخاطر احساس خطر شدید از توسعه نفوذ و حضور رژیم صهیونی در سوریه و اشغال آن است.
ما و این کشورها گرچه «رقیب» محسوب می شویم ولی همه این کشورها خصوصا در دو سه سال اخیر نسبت به رژیم احساس دشمنی و خطر می کنند. البته نمی توان منکر شد که سعودی بدنبال قدرت نمایی در مقابل یمن و ایران هم هست ولی خود آنها می دانند که ترکیه و پاکستان نمی توانند و نمی خواهند به راحتی با یمنی ها درگیر شوند. ضربات این روزهای یمن برای پاسخ به هجمات سعودی این امر را روشن تر خواهد کرد.
اینکه عده ای تلاش دارند کشورهای دارای رابطه خوب و قوی با ایران را دشمن ایران معرفی کنند و توافق مکه را ناشی از تضعیف جایگاه آمریکا و افزایش احساس خطر از اسراییل نمی بینند نیز خود جای تامل و تعجب دارد! سخن امروز وزیر خارجه پاکستان مبنی بر تهدید رژیم برای همه منطقه نشانه خوبی از این ماجراست.
۹۶۷
۲۱:۴۵
در این شرایط حساس کشور که دشمن بدنبال فرصتی برای ضربه زدن به ماست، انتشار یک کلیپ تقطیع شده از دفتر آیت الله محامی، فضای استان سیستان و بلوچستان را ملتهب کرده است. ماجرا از این قرار است که ایشان در نماز جمعه گذشته نقدهایی را بدون ذکر نام ولی درباره مواضع سیاسی مولوی عبدالحمید مطرح کردند که در جای خود رواست ولی در بخشی دیگر، به برخی چهره های دینی استان که مروج نگاه وهابیت هستند، نقد کرده و آنرا ریشه برخی ناامنیها دانستند (احتمالا افرادی مثل عثمان قلندرزهی)! این عدم تفکیک بین دو موضوع و بیان یا نشر همزمان آنها این حس را در مخاطبان ایجاد کرد که ایشان مسجد مکی را متهم به ترویج وهابی گری می کنند که معلوم است چنین نبوده و عمده رویکردهای مسجد چنین نیست!
رفتار سیاسی جناب مولوی خصوصا در سه سال اخیر، پر از سوالات بی جواب است! دفاع از صلح با اسراییل کودک کش یا بهایی های منکر نبوت حضرت ختمی مرتبت و.. جای توجیه ندارند! این نقد هم به ایشان وارد است که همواره در حال تزریق ناامیدی بین مخاطبان خود هستند تو گویی زحمات دولت محترم و استاندار بلوچ فعال این استان، همگی پوچ اند! اما به باور حقیر، دعوت از دستگاههای امنیتی برای مواجهه با این امر، خواسته وجیهی نیست! متاسفانه مکی عملا به سکولاریزم گرایش پیدا کرده و البته منصفانه باید گفت که مخالف تندروی های مذهبی و ناامنی ها بوده است ولی حتما در ناامیدی نسل جوان بلوچ از حاکمیت نقش ایفا کرده است.
حقیر به عنوان یک شاگرد کوچک معتقدم راه حل مسایل کنونی استان سیستان و بلوچستان در تریبون های علنی نیست و باید در گفتگوهای بینانخبگانی و حاکمیتی آنرا جستجو کرد خصوصا که شرایط کنونی کشور به باور همه، حساس تر از همیشه است. توصیه نماینده محترم رهبری که اتفاقا در ماجرای هشتم مهر واقعا مردانه از حقوق مظلومان بلوچ دفاع کردند نیز همواره همین بوده است. امیدوارم در مساله اطلاع رسانی هم دقت بیشتری از طرف دفتر ایشان بشود.
۹۹۶
۲۱:۱۳