ضربات سهمگینی که سعودی در این چند هفته خورد، تحقیری بود که پس از بازی های رسانه ای توخالی بن سلمان در این سالها برای ریبرندینگ این کشور، واقعا غیر قابل تحمل بود! وی از افق گشایی برای جهان به جایی رسیده که پابرهنه های یمنی او را تحقیر میکنند و راه حل روشنی هم مقابل خود نمی بیند.
ضربات اخیر یمنی ها به ریاض و سپس منطقه العلا در شمال غربی سعودی، لاجرم پهپاد و موشک های دوربرد یمنی را از آسمان حوالی مکه و مدینه عبور داد و سعودی درمانده از همین امر برای تحریک احساسات مسلمانان بهره برد.
وی یمنی ها را به لشکر ابرهه تشبیه کرد و از احتمال انهدام حرم های مقدس مسلمانان سخن گفت که موجب برگزاری تجمعات حمایتی بزرگ در پاکستان و برخی اظهار نظرها در بلوچستان ایران شد که متاسفانه همگی بر مبنای یک دروغ بنا شده بود.
به یاد دارم که در گذشته نیز تصویر ماشین های جنگی حوثی ها که گویی داخل حرم امن الهی و حریم خانه کعبه شده اند توسط سعودی ها ساخته و منتشر شد تا بتواند بازی کثیف سواستفاده از مقدسات را در شرایط ضعف نظامی، رقم بزند و چه بسا امید داشته باشد که ارتش های مسلمان به کمک او بیایند! رقاصه های برهنه کل جهان هتک حرمت کعبه نیستند ولی عبور موشک از آسمان هست!
برخی هم اگر همه روزه، خون مسلمان در مسجدالاقصی ریخته شود و حرمت جان و مال و ناموس او شکسته گردد سخنی نمیگویند ولی به تحریک بوق های سعودی بلبلی سخنران میگردند! پرواضح است که یمنی ها هیچ اراده ای برای هتک مقدسات و برعکس کردن بازی تا حالا برده خود ندارند ولی بزدلان ماجرا را وارونه جلوه می دهند! فتامل!
۱.۵K
۲۱:۰۷
بازارسال شده از مرصد تعارف
@marsad_taarof
۳۷
۱۰:۰۲
بازارسال شده از رادیو مشهد ، صدای خراسان رضوی
بازتاب اندیشه امت گرایی .mp3
۱۷:۱۷-۱۳.۸۶ مگابایت
درنگ در مسیر شناخت، اولین گام برای رسیدن به حقیقت است.
در قسمت جدید برنامه #بازتاب_اندیشه ، به کالبدشکافی یکی از چالشبرانگیزترین تقابلهای فکری میپردازیم: #امتگرایی_یا_ملیگرایی؟
آیا پیوند میان هویتهای مذهبی و ملی میتواند فراتر از ظرفیتهای فعلیِ یک ملت حرکت کند؟ یا تفاوت میان #ملیت و #امت ، مرزی است که عبور از آن، همبستگی را دشوار میکند؟
در این اپیزود، با تحلیل دقیق سخنان جناب آقای علی کمیلی، به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که: آیا همبستگیِ مطلوب، فراتر از توانِ فعلیِ ملی ماست؟
گوش سپردنی برای کسانی که به دنبال بازخوانی هویت خود هستند.
#بازتاب_اندیشه #علی_کمیلی #امت_گرایی #ملی_گرایی #تحلیل_تاریخ #هویت #همبستگی #تاریخ_اسلام #فکر_و_اندیشه ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ موج FM ردیف ۹۴ مگاهرتز
شبکه اجتماعی صدای خراسان رضویبه کانال ما بپیوندید ...
بله @radio_mashhadایتاhttps://eitaa.com/radiomashad
در قسمت جدید برنامه #بازتاب_اندیشه ، به کالبدشکافی یکی از چالشبرانگیزترین تقابلهای فکری میپردازیم: #امتگرایی_یا_ملیگرایی؟
آیا پیوند میان هویتهای مذهبی و ملی میتواند فراتر از ظرفیتهای فعلیِ یک ملت حرکت کند؟ یا تفاوت میان #ملیت و #امت ، مرزی است که عبور از آن، همبستگی را دشوار میکند؟
در این اپیزود، با تحلیل دقیق سخنان جناب آقای علی کمیلی، به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که: آیا همبستگیِ مطلوب، فراتر از توانِ فعلیِ ملی ماست؟
#بازتاب_اندیشه #علی_کمیلی #امت_گرایی #ملی_گرایی #تحلیل_تاریخ #هویت #همبستگی #تاریخ_اسلام #فکر_و_اندیشه ┄┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄┄ موج FM ردیف ۹۴ مگاهرتز
شبکه اجتماعی صدای خراسان رضویبه کانال ما بپیوندید ...
۳
۱۳:۴۵
مقاومت در لبنانی رشد کرد که گفته می شود تقریبا جمعیت آن به سه قسمت سنی، شیعی و مسیحی تقسیم شده است و فضای فرهنگی آن علاوه بر اینکه بشدت غربزده می باشد، ساختار موزائیکی تعارض محوری نیز دارد که در درگیری های داخلی و خونین 1975 و 1982 تا پیمان طائف خود را نشان داد! فرهنگی که هنوز نیز متاسفانه در ذهن و دل بخش مهمی از لبنانی ها هست!
اولین بار فکر کنم 2010 بود که از مرز زمینی سوریه با برخی از اعضای کاروان آسیایی شکست حصر غزه به لبنان رفتم. توی مسیر رفت و برگشت پر بود از تابلوهای تبلیغاتی بسیار زشتی کهانسان از دیدن آنها شرم می کرد و آنگاه که به جنوب می رفتی و به ملیتا قدم میگذاشتی تعجب می کردی! موزه ای در دل کوه که نماد شکست اقتدار رژیم تا دندان مسلح صهیونی بود و یادآور حماسه جنگ 33 روزه و اینجا متوجه می شدی که معجزه حزب عملا دو چیز بود:
یکی تربیت «انسان معنوی مجاهد» که در میانه فضای فرهنگی تخریب شده لبنان، از باقیمانده های سنت سربرآورد و دوم که البته در آن توفیق نسبی داشت «عبور از طائفه گرایی» و تقویت رویکردهای تقریبی و تعاملی با سایر طوایف لبنان!
نماد تام هر دوی اینها هم سید شهیدان مقاومت، حسن نصرالله بود. کسی که توانست با رویکرد انقلاب اسلامی، از مرزهای طائفی بگذرد و خصوصا پس از جنگ ۳۳ روزه کلام او مسموع بخش مهمی از طوایف لبنان و منطقه بشود و از طرف دیگر، ایمان و شجاعت و بصیرتی مثال زدنی را به نمایش بگذارد.
هم او که نهایتا هم در راه آرمان فلسطین، در کنار یاران سنی مذهب فلسطینی خود، خون پاکشرا ریخت تا به همه بیاموزد خط سرخ انبیا، خط مبارزه با طاغوت است و پیروان آنان نیز راهی جز «ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت» ندارند!مراقب باشیم راه او گم نشود...
۱.۳K
۶:۵۳
هفت اکتبر اتفاق بزرگی بود که هم چهره منطقه و جهان را عوض کرد و هم مناقشات زیادی را در جهان حتی بین طرفداران مقاومت ایجاد کرد از آنانکه «آن را طراحی خود اسرائیل دانستند» تا کسانی که «آن را آغازی بر پایان اسرائیل می دانند» حتی این روزها دیدم در برخی صفحات عربی اماراتی سعودی متوهم، اینکه حماس خودش هم ساخته دست اسرائیل است مطرح شده و البته این حرفها محدود به آنجا نیست و در میان برخی شیعیان مقاومتی هم پیدا می شود!
فارغ از تاثیرات روان شناختی بروز چنین تحلیل هایی تا رویکردهای ماسون پنداری همه جهان تا تعصبات قومی و مذهبی و...که می توان بعنوان علل آنها برشمرد، کمترین نشانه آنکه نگرش های صفر و یکی در تحلیل ها ما را می آزارند می تواند این مثال باشد که می گویند چون همه جا را بمباران و صاف کرده پس اشراف حداکثری دارد ولی نمی توانند به این سوال پاسخ بدهند که چرا پس نتوانست اسرای خود را بعد از دو سال، در مساحتی کمتر از نصف شهر تهران آزاد کند و به گرسنگی دادن به مردم روی آورد؟!
نمی خواهم به مناقشات این جریانات بازگردم و گذشته را واکاوی کنم ولی چند مساله درباره هفتم اکتبر واضح است که عمده آنها در کلام رهبر شهید انقلاب هم تصریح شده بود ولی من با ادبیات دیگری بازگو می کنم: 1. هفتم اکتبر نتیجه سالها ظلم به ملتی اصیل بود که هیچ روزنه امیدی درباره آینده خود نمی دید الا اینکه بتدریج در حال از دست دادن همه چیز است و کسی هم در دنیا نیست که به فریادش برسد! ضعیف ترین موجود هم که باشی راهی برای استیفای حقوق خود پیدا می کنی چه رسد که مردمت پشتیبان تو باشند تا پای جان! مقاومت بجای مرگ تدریجی با ذلت، مواجهه شجاعانه را انتخاب کرد.
2. هفتم اکتبر پس از پنجاه سال از جنگ 1973 توانست بحرانی امنیتی برای رژیم ایجاد نماید و توهم نزدیک به واقعیت، «شکست ناپذیری امنیتی نظامی» او را بشکند. برندی که ترک برداشتن آن بمعنای آغازی بر پایان او در یک مسیر میان مدت خواهد بود چرا که فلسفه شکل دهی این رژِیم «تامین امنیت یهودی ها و منافع غربی ها در منطقه» بود که البته ما هنوز در ادامه آن هستیم و تکلیف نهایی را سرنوشت درگیری های کنونی منطقه و خصوصا جنگ ما معلوم خواهد کرد. 3. باید اذعان کنیم که رژیم صهیونی در این ماجرا، خلاف اصول گذشته خود که یکی از مهمترین آنها «ایجاد نگاه صلح طلبانه و بشردوستانه و متکی به علم و پیشرفت در جهان» بود عمل کرد و عملا برند خود در سراسر جهان را نابود کرد تا جایی که در انتخابات کنگره آمریکا هم نفرت از رژیم به یکی از عوامل رای دادن مردمی تبدیل شده که چند دهه تحت تبلیغات یهودی ها بوده اند! در حوزه نظامی و اجتماعی هم تلقی های سنتی از این رژیم شکست!
4. برخی بین جانی و مقتول را عوض کردند! تو گویی کشتار 70 هزار نفر و عدم تناسب عملیات هفتم اکتبر با پاسخ رژیم را باید حماس جوابگو باشد نه قاتلان کودک کش صهیونیست! البته عمده مردم جهان فهمیدند که حقیقت این رژیم چیست و خطر او برای کل منطقه شفاف شد تا جایی که حتی ترکیه نیز اینک در هراس از او شب را روز می کند.5. وقتی غزه کوچک اینگونه رژیم را مستاصل می کند که نهایتا برای آزادی اسرای خود دست به دامان آمریکا و کشورهای منطقه می شود معلوم می شود که اگر ظرفیت امت اسلامی و جریان مقاومت به درستی و به صورت متحد پای کار می آمدند یا بیایند، کار رژیم تمام است و این اغراق نیست چرا که جنگ ما با آمریکا هم نشان داد توهم ابرقدرتی غیرقابل مواجهه، اغراق است و بس!
6. نهایتا هم نتانیاهو نتوانست هیچ کدام از وعده های خود که از بین بردن حماس، آزادی اسرا و تغییر ساختار حکومت در غزه بود را محقق کند و اگر فشار واسطه های منطقه ای و گرسنگی بیرحمانه مردم نبود حماس، قابلیت تداوم درگیری با رژیم را داشت تا جایی که تا قبل از آتش بس، روزانه از سربازان اسرائیلی تلفات می گرفت ولی با این همه معلوم شد که امضای ترامپ هم بیفایده است و 1500 شهید پس از آن تقدیم شده است! این یعنی راهی جز مواجهه محکم با رژیم وجود ندارد و اتفاقا سنوار خیلی خوب این جرثومه را شناخته بود. 7. ضربات برندی و میدانی که رژیم در این مدت خورده تنها دلیل عقب ماندن نتانیاهو با آن همه دستاورد بزرگ از رقبای خود در انتخابات پیش روست و از همین رو تکریم این عملیات موثر در جهان، می تواند نشانه دیگری بر عدم کسب دستاورد راهبردی – در عین کسب دستاورد تاکتیکی- باشد! اهالی رژیم هم فهمیدند که مقاومت ناشی از بدنه مردمی، با شهادت چند نفر از سران خود از بین نمی رود و وعده های نتانیاهو دروغ بوده است.
۱.۲K
۱۷:۲۲
از آسیب های نظری ما در تقریر مسأله حکومت اسلامی غلبه خوانش های حقانیت گرا بود که خود به خود از دل آنها نمیتوان «محوریت مردم مبعوث شده» را به خوبی توجیه کرد!
چرا؟ چون -شاید در مقابل حجیت اکثریت در نگاه غربی- عملا ما را وارد جنجال نظری کردند که نتیجه آن کاستن از شأن و جایگاه مردم و از کار انداختن نظر و کارکرد آنان بود! آن تقربرها عملا با زیر سوال بردن «اکثریت مردم»، منشأ حق را آسمانی دانستند و عملا نقش مردم را تزیینی کردند!
طبعا ما منکر حقانیت الهی ائمه و جایگاه ولایت فقیه نیستیم ولی هیچ کدام بدون حضور و حمایت مردم «مشروعیت» حکومت ندارند. این نکته بود که در کلام امامین انقلاب مورد توجه قرار داشت و سایر نظریه پردازان، درک درستی از آن نداشتند!
امام عظیم الشأن سخنی تند دارند درباره کسانی که پیشنهاد می دادند «پانصد مرجع را انتخاب کنیم تا امورات کشور توسط آنها تصمیم گیری بشود نه انتخاب مردم!». پاسخ دادند: «این از توطئه اسلام منهای روحانیت خطرناک تر است! چرا که آن می خواست عده ای روحانی را خانه نشین کند و این میخواهد همه جامعه را خانه نشین نماید!»
متاسفانه ما بین حجیت فهم اکثریت با محوریت نقش آنها در استمرار و مشروعیت حکومت خلط کردیم! کسی مدعی اشتباه نکردن اکثریت جامعه در برخی موارد نیست ولی مسأله اصلی آن است که یک نهضت اسلامی بدون همراهی مردم نمیتواند تداوم یابد.
از همین روست که دو عنصر مهم «عدالت اجتماعی» و «اگاهی مردم» که ابزار دومی جهاد تبیین است برای همراهی اکثریت جامعه ضروری است. بدون بازخوانی شجاعانه نمیتوان مردم را واقعا به میدان کشاند.
۱.۵K
۳:۴۱
https://vatanemrooz.ir/fa/news/421050/ضربه-ترمیم-ناپذیر
https://farsnews.ir/Komeilialireza/1791356116932979202/ضربه-ترمیم-ناپذیر
۸۳۷
۷:۰۶
این روزها اخبار عملیات های تروریستی گروهک در استان سیستان و بلوچستان بیش از گذشته است. این تشدید حملات در زمانی که تهدیدهای آمریکا بالا گرفته نشان از مزدوری این جریان برای آنان دارد تا کشور را تحت فشار روانی بگذارند و دمی برای اربابان خود تکان بدهند!
دقیقا زمانی که این استان به دروازه ورود کالاهای اساسی به کشور بدل شده و کوریدور جاده و قطار شمال جنوب در حال پایان است و اتفاقا استاندار اهل سنت بلوچ بر سر کار است، افزایش تحرک گروهک معنایی جز مزدوری ندارد.
بنظر میرسد زن کشی آنان که چند روز قبل با ترور معاونت اجتماعی ناجا شروع شد و امروز با ترور یک مادر در مقابل خانه و فرزندانش انجام گردید برای القای بیشتر ترس و اجرای بهتر اوامر اربابان است والا کدام بلوچ باغیرت حتی اگر ضدانقلاب باشد حاضر است ننگ چسبیدن انگ «مادرکشی» را به دوش بکشد و باز هم به جنایت خود ادامه دهد.
موضع گیری موثر همه آحاد جامعه و نخبگان و دانشجویان و روحانیت بلوچ در این مسأله ضروری است و سکوت در مقابل این جنایات همراهی با آن بزدلان مزدور است.
۱.۱K
۱۳:۱۸
به بهانه چهلم مصطفی واحدی عزیز که داغش هنوز آتشم میزند میخواهم پاسخ بدهم که چرا می گوییم او الگوست؟ الگویی در دسترس و قابل تبعیت. به این دلایل:
ناامید نمیشد ... حتی در فشار و غربت!دوره ای بود که کل کارش شده بود یک مغازه آن هم با فشار اقتصادی بالا ولی رها نکرد. خودگردانی در یک شهرستان سخته. البته یکبار تصمیم به مهاجرت گرفت ولی نرفت و ماند و جنگید. همان مغازه پاتوق همه شد.
بهانه نمیآورد ... حتی در نداری ها!یک بار ندیدم بگه نمیشه. می رفت راه را باز میکرد. بعلاوه خوش تعامل بود با همه لذا راهکارهای زیادی داشت در آستین. این برای یک عنصر فرهنگی مهمه که از همه ظرفیت ها استفاده کند.
قدرت تشخیص و تحلیل داشت... یکبار درباره یک روحانی پرسیدم گفت در سیاست جلو خواهد برد ولی فرهنگ نه! تا سالها میگفتیم چقدر دقیق گفت مصطفی!بهش خبری فرستادم درباره آتش زدن درب مسجد در فلان روستای شاهرود. او مقهور نبود گفت خب اون ساعت مگس هم پرنمیزنه تو روستا این کار خاصی نبوده!
نگاه جهانی داشت. دایم از مهمانان خارجی و داخلی به شاهرود دعوت میکرد. می گفت باید سطح فکر مردم را بالا برد. بچه ها را میفرستاد به دوره های امت در تهران و بعد هم کارگروه جهان اسلام تشکیل داد. نگفت اینجا شهرستان هست نیاز نیست!
بارهای سنگین را راحت بر میداشت و نه نمی آورد! چند بار کار پذیرایی کاروان های پاکستانی ها و خارجیها را به او سپردیم راحت انجام داد. میآمد تهران و مسوول کارهای کل استان های ستاد انتخاباتی میشد و باز هم از عهده میآمد. آن روزها واقعا خواب نداشت ولی یکبار غر نزد! برعکس ما غر می زدیم می گفتیم گوشی تو زنگ میخورد برو جای دیگر ما بخوابیم!
از دنیا بریده بود. اصلا دنیا در چشمش کوچک بود. با وجود امکان زندگی لاکچری ! گاهی پراید گاهی دوکابین داشت ولی برایش فرقی نمیکرد!
به فرهنگ باور داشت. با وجود داشتن فرصت سیاسی! کار فرهنگی تربیتی را رها نکرد. حلقه مطالعاتی داشت. آموزش را اصل میدید. از خستگی نیروها گاهی خسته میشد ولی رها نمی کرد.
کتابخوان بود... زیاد هم می خواند. هم فکری هم هنری ادبی. دایم از همه میپرسید در فلان موضوع چه بخوانیم بهتر است؟ در همه چیز اهل مشورت بود و لذا خیلی پخته شده بود.
اهل بوق و کرنا نبود. ما که نزدیک ش هم بودیم خیلی چیزها را نمی دانستیم. سرش به کارش گرم بود و من یکبار ندیدم دنبال ارایه گزارش به فلان مسوول و چهره باشد! اصلا به رشد آسانسوری علاقه نداشت.
معنوی بود. بارها مزار شهدا رفتیم. عاشق زندگی شهدا بود. ولی تظاهر نمیکرد. عاشق اهل بیت بود ... خصوصا امام رضا علیه السلام. می گفت خانه ما موکب زوار آقا باشد ما را بس!
خیلی مهربان بود و دل بزرگی داشت. همه خصوصا دوستانش تجربه اصرارهای دایمی او را به خانه داشتند. واقعا ناراحت میشد اگر میفهمید رد شدیم و سری به او نزدیم.
بن بست نداشت ... اوایل جنگ حوزه هنری برنامه در استیج نداشت ولی رفت آنجا غرفه زد و هنرمندان را جمع کرد و کم کم برنامه ثابت هم گرفت. می گفت کلی استعداد توی این مدت جنگ شناسایی کردم چون نگاه فرصت محورش بر غرغر غلبه داشت.
عاقل و صبور بود. با برخی هنری ها که بدقلق و بدخلق بودند به خوبی تعامل می کرد. سعه صدر داشت. نگاه بازی هم داشت و ظاهر را ملاک اصلی نمی دانست. یکبار میگفت این خانم میرحسینی از خیلی حزب اللهی ها کاری تر و دغدغه مند تر و با عرضه تر است.
خیلی جهادی بود. چون خاکی بود راحت دست به هر کاری می زد. چه در بیارجمند چه در زلزله کرمانشاه که بلافاصله خودش را با بچه های شاهرود به آنجا رساند. تصویر نمازش با ماموستای کرد را برای من فرستاده بود. جستجوگری بود در مسیر شدن!خودش را وقف شهرش کرده بود!و شد صدای انقلاب در شاهرود..راهش پر رهرو!
۱.۱K
۱۹:۲۲