لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل نگاشته ها|طالبی طادین
۷۹۳ عضو

نگاشته ها|طالبی طادی

undefinedعضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیه‌السلام

undefinedپست هایی که با نماد undefined شروع می شود نگارش خودم می‌باشد.
ارتباط با من:@mott1پیام ناشناس:https://harfeto.timefriend.net/16685112888281
مشاهده در وب بله
۲۴ تیر
thumbnail
undefined۱۶
undefined۱
undefined۱

۶۴۴

۵:۲۲

۲۷ تیر
thumbnail
undefined چند روز پیش اتفاقی برنامه منشور با حضور آقای ضرغامی را دیدم. از چند و چون و کیفیت برنامه که بگذریم یک موضوع در خلال گفت و گو برای جالب بود و البته عجیب...
undefined میزبان برنامه در مورد فیلترینگ به آقای ضرغامی به عنوان عضو شورای عالی فضای مجازی اعتراض کرد... عجیب اینکه آقای ضرغامیِ اخیراً روشنفکرِ مجازی باز، اگرچه آخرش پذیرفت که فیلترینگ به این سبک اشتباه است ولی بازهم از آن دفاع آبکی می کرد...
undefined حقیقتاً من هم برایم هنوز روشن نشده که پلتفرمهایی مثل اینستاگرام و مثلاً توییتر چرا هنوز فیلتر هستند؟
undefined مثلا در مورد اینستاگرام اگر مسئله فرهنگی است و میخواهیم بچه هایمان خدا نکرده از راه به در نشوند ... خب مگر اینستاگرام قرار است چقدر مثلاً وضعیت پوشش و فرهنگ ما رو از این که هست بدتر کند ؟ آیا وضعیت حجاب که نه، پوشش عرفی و ساده ای که دارد به قهقرا می رود و صحنه هایی که وسط پایتخت کشور اسلامی دیده می شود و احتمالاً در دبی و آنکارا دیده نمی شود، با فیلتر شدن اینستاگرام چه تغییر می تواند داشته باشد و چقدر بهبود یابد؟
undefined اگر برای مسائل امنیتی فیلتر کردید که فتنه دی ماه 404 آب پاکی را روی دست همه ریخت... ضدامنیتی ترین وضعیت تاریخ ایران با سه چهار هزار تلفات در دو شب در شرایط فیلتر بودن همین پلتفرم ها اتفاق افتاد... یعنی با وجود استارلینک و این صحبتها دیگر عملاً فیلتر بودن چند پلتفرم شاخ شکسته امنیت آور نیست...
undefined خب می ماند فقط یک دلیل آن هم گرو کشی برای عضویت در پلتفرمهای داخلی که به نظرم اصلاً این راه حل مناسبی نیست... تا وقتی اقناع و اختیار نباشد این گروکشی ها صرفاً سرمایه اجتماعی نظام را نابود می کند و صرفاً مردم را بی دلیل عصبانی...
undefined بله بخش زیادی از مردم دغدغه اصلی شان فضای مجازی نیست... ولی قطعاً این بهانه خوبی برای دلسرد کردن و ناامید کردن بیشتر مردم و خصوصاً جوانان از نظام است...
undefinedامیدوارم برای این تصمیمات ساده زودتر اقدام کنیم تا امیدمردم برای تحول و رفع مشکلات بزرگ هم بیشتر شود... گشت ارشاد را هم همه می دانستند که یک مدل معیوب برای پاسخ به یک نیاز واقعی است ولی کسی همت و اراده جمع کردنش را نداشت تا آن فجایع اتفاق افتاد و خود به خود جمع شد... امیدوارم برای فیلترینگ چنین چیزی تجربه نشود
@leaflets
undefined۱۰
undefined۶

۷۶۲

۵:۴۰

۳۱ تیر
آقای رسانه ملی لطفاً اخبارِ منفیِ اعتمادساز را مخفی نکنید
undefined مشکل اخبار رسمی جمهوری اسلامی صرفاً «جهت‌گیری» نیست؛ هر رسانه‌ای، به‌ویژه رسانه ملی، چارچوب و منافع ملی خود را دارد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که جهت‌گیری جای خود را به حذف واقعیت‌های نامطلوب می‌دهد؛ گویی اگر خبری در تلویزیون گفته نشود، در جهان نیز اتفاق نیفتاده است.
undefined مخاطب امروز خبر را فقط از یک شبکه و یک گوینده دریافت نمی‌کند. او می‌بیند که مقام‌های مصر در حمایت از امارات، اقدامات منتسب به ایران را محکوم کرده‌اند؛ پاکستان بیانیه صادر کرده و تهدید حوثی‌ها علیه کشتیرانی تجاری و شناورهای پاکستانی را تهدیدی علیه امنیت و منافع حاکمیتی خود دانسته است؛ و فرانسه نیز درباره بازداشت و بازجویی دو دیپلمات سفارتش در تهران اعتراض کرده، در حالی که ایران بدرفتاری با آنان را رد کرده است. وقتی چنین خبرهایی در رسانه رسمی غایب است، مخاطب تصور نمی‌کند که این اتفاقات بی‌اهمیت بوده‌اند؛ بلکه به این نتیجه می‌رسد که رسانه ملی بخشی از واقعیت را از او پنهان می‌کند.
undefined دفاع از مواضع ایران الزاماً به معنای حذف خبرهای منفی نیست. برای نمونه، خبر دیدار و موضع‌گیری مقام‌های مصر و امارات می‌توانست با چنین ادبیاتی منتشر شود:
«وزرای خارجه مصر و امارات در ادامه رایزنی‌های منطقه‌ای، ضمن تکرار ادعاهای خود درباره نقش ایران در تنش‌های اخیر، بر حمایت از امنیت کشورهای عربی تأکید کردند. تهران این اتهامات را رد کرده و ریشه بی‌ثباتی منطقه را در مداخلات نظامی آمریکا و اسرائیل و حمایت متحدان غربی آنان می‌داند.»
undefined این خط خبری، هم اصل واقعه را از مخاطب پنهان نمی‌کند و هم پاسخ و چارچوب تحلیلی ایران را ارائه می‌دهد. چنین روشی نه عقب‌نشینی از مواضع ملی، بلکه نشانه اعتماد رسانه به استدلال خود و احترام به شعور مخاطب است.
undefined رسانه‌ای که تنها خبرهای مطلوب را انتخاب می‌کند، شاید در کوتاه‌مدت تصویری یکدست بسازد، اما در بلندمدت مرجعیت خود را از دست می‌دهد. اعتماد با تکرار شعار و حذف خبر ساخته نمی‌شود؛ با گفتن واقعیت، توضیح زمینه‌ها، ارائه پاسخ ایران و سپردن قضاوت نهایی به مخاطب شکل می‌گیرد. اگر رسانه ملی می‌خواهد مردم دوباره برای شنیدن اخبار به آن رجوع کنند، باید بپذیرد که خبر ناخوشایند نیز خبر است. سانسور، صدای رقیب را ضعیف نمی‌کند؛ اعتبار رسانه سانسورکننده را کاهش می‌دهد.
#رسانه_ملی

@leaflets
undefined۷
undefined۲
undefined۲

۶۷۰

۱۰:۱۷

۱۴ مرداد
پرچم، بعثت، تورماندرباب نوسازی کارکرد تجمعات خیابانی

۱- حضور خیابانی در مقطع بحران، کارکردی روشن و ضروری داشت: نمایش انسجام اجتماعی، تقویت بازدارندگی روانی و جلوگیری از سوءاستفاده جریان‌های معارض در شرایط تهدید خارجی.
۲- اکنون با گذشت بیش از پنج ماه، کارکرد اولیه آن مقطع تضعیف شده است. در منطق تحلیل رفتاری، تداوم هر کنش جمعی نیازمند هدف روشن، احساس اثربخشی و مشاهده نتیجه است. اگر برای تجمعات مأموریت تازه‌ای تعریف نشود، به‌تدریج با افت انگیزه، کاهش مشارکت و «خاموشی رفتاری» مواجه خواهند شد.
۳- تجربه جریان‌های اجتماعی موفق نشان می‌دهد تعلق سیاسی پایدار، صرفاً با تکرار شعار ایجاد نمی‌شود؛ بلکه ابتدا باید شبکه‌ای از خدمت، حمایت و حل مسئله شکل بگیرد. مردم زمانی به یک جریان تعلق خاطر پیدا می کنند که حضور آن را در رفع نیازهای آموزش، درمان، معیشت و مسائل واقعی زندگی خود احساس کنند.
۴- امروز میان فضای برخی تجمعات و زندگی روزمره مردم فاصله ادراکی ایجاد شده است. مسئله اصلی بسیاری از خانواده‌ها، اجاره مسکن، تورم، قیمت کالاهای اساسی و کاهش قدرت خرید است. اگر تجمع‌کنندگان نسبت خود را با این دغدغه‌ها نشان ندهند، ممکن است در ذهن جامعه به گروهی منفک از مسائل عمومی تبدیل شوند.
۶- راه برون‌رفت، پیوند دادن خیابان با زندگی واقعی مردم است. سیاست برای عموم جامعه زمانی قابل فهم و پذیرفتنی می‌شود که اثر آن در سفره، مسکن، درمان و امنیت اقتصادی دیده شود. تجمع خیابانی باید از یک برنامه صرفاً نمادین، به یک ظرفیت محلی برای خدمت و حل مسئله تبدیل شود .
۷- دو پیشنهاد عملیاتی برای غرفه داران و تجمعات:
نخست؛ حذف واسطه‌های غیرضروری و عرضه مستقیم کالاغرفه داران و متولیان مردمی تجمعات به جای تلاش روزانه برای تهیه پذیرایی و امکانات غرفه، می‌توانند کالاهای پرمصرف را مستقیماً از میدان‌های عمده‌فروشی و تولیدکنندگان تهیه کرد و با سود صفر، در محل تجمعات در اختیار مردم قرار داد. شفافیت قیمت خرید، حمل‌ونقل و عرضه نیز باید به‌طور کامل رعایت شود. نتیجه محدود اما ملموس، از ده‌ها وعده کلی اثر شناختی و اجتماعی بیشتری دارد.
دوم؛ فعال‌کردن ظرفیت بسیج برای نظارت میدانی بر قیمت‌ها .محل تجمعات شبانه در هماهنگی با نهادهای قانونی، محل ساماندهی نیروهای بسیج و داوطلب مردمی شود جهت نظارت بر قیمت کالاهای اساسی و فروشگاه‌های منصف را معرفی و موارد گران‌فروشی یا تخلف را مستند و گزارش کنند. این اقدام هم به مردم خدمت می‌کند و هم برای نیروهای داوطلب، مأموریتی روشن، قابل‌اندازه‌گیری و انگیزه‌بخش ایجاد می‌کند.
undefined در این الگو، پرچم و شعار سیاسی حذف نمی‌شود، اما در کنار آن خدمتی واقعی و قابل لمس قرار می‌گیرد. چنین تغییری سه نتیجه خواهد داشت: اصلاح نگاه عمومی به تجمعات، افزایش دامنه همراهان و تقویت نظام انگیزشی نیروهای حاضر. خیابان زمانی زنده می‌ماند که علاوه بر اعلام موضع، بخشی از مسئله مردم را نیز حل کند.
@leaflets
undefined۶
undefined۳

۱.۶K

۶:۰۹

۱۵ مرداد
thumbnail
undefined هیروشیما برای پایان سریع جنگ
undefined آمریکا در سال ۱۹۴۵ بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی را با یک استدلال توجیه کرد: «پایان سریع‌تر جنگ و جلوگیری از تلفات بیشتر» . ادعای رسمی این بود که بدون استفاده از بمب اتم، حمله زمینی به ژاپن جان شمار زیادی از نظامیان آمریکایی و ژاپنی را می‌گرفت.
undefinedundefined اما واقعیت این است که دو شهر با جمعیت گسترده غیرنظامی هدف قرار گرفتند و ده‌ها هزار زن، مرد و کودک در لحظه یا بر اثر سوختگی، جراحت و تشعشعات هسته‌ای جان باختند. اسناد تاریخی نیز نشان می‌دهد نمایش قدرت بمب و تأثیرگذاری سیاسی بر اتحاد شوروی، بخشی از محاسبات مقامات آمریکایی بود.
با وجود ابراز همدردی برخی رؤسای جمهور آمریکا با قربانیان، ایالات متحده تاکنون نه عذرخواهی رسمی کرده و نه پذیرفته است که این اقدام از نظر اخلاقی اشتباه بوده است. حتی سفر باراک اوباما به هیروشیما نیز با تأکید کاخ سفید بر «عذرخواهی‌نبودن» آن انجام شد.
undefined مسئله فقط گذشته نیست. هنگامی که کشتار گسترده غیرنظامیان با عباراتی مانند «تسریع در پایان جنگ»، «نجات جان انسان‌ها» و «ضرورت نظامی» توجیه می‌شود، همان منطق می‌تواند در بحران‌های امروز نیز دوباره به کار گرفته شود.
تا زمانی که آمریکا مسئولیت اخلاقی نخستین استفاده از سلاح اتمی را نپذیرد و همچنان آن را تصمیمی قابل دفاع معرفی کند، نمی‌توان احتمال توسل دوباره این کشور به سلاح هسته‌ای را با همان بهانه قدیمی ــ پایان سریع جنگ و جلوگیری از تلفات بیشتر ــ کاملاً نادیده گرفت.
undefined هیروشیما فقط یک واقعه تاریخی نیست؛ هشداری است درباره اینکه چگونه قدرت‌های بزرگ می‌توانند ویرانگرترین اقدامات خود را با ادبیات صلح، نجات و ضرورت توجیه کنند.
@leaflets
undefined۴

۴۰۷

۱۱:۰۶

۱۸ مرداد
thumbnail
شهدا بدون روتوش
undefined سالها پیش کتاب «سربلند» را خواندم. یکی از مهمترین ویژگی های این کتاب حضور روایت های مختلف از افرادی که تعامل با محسن را تجربه کرده بودند و همه این روایت ها به شکل ناخودآگاه تصدیق کننده یک شخصیت مجاهد و درحال کامل شدن بود. کتابی که نه تنها تصویری روتوش نشده از یک شهید مدافع حرم ارائه میداد، بلکه اجازه میداد مخاطب، سیر صعودی یک انسان عادی را با همه فراز و نشیب هایش لمس کند.
undefined در آن کتاب، راوی از کنار هم قرار دادن روایتِ بانوی کم حجاب خانواده، خواهرِ همسنگر، و همسرِ شهید، شخصیتی زنده و واقعی خلق کرده بود؛ نه یک فرشتهٔ بی عیب ونقص که گویی از ابتدا برای بهشت خلق شده بود! این نگاه صادقانه، خلاف بسیاری از یادنامه های کلیشه ای بود که زندگی شهدا را به حاشیهٔ تقدس هایی میبرند که هیچکس به آن دست نمی یابد.
undefined همین سبک روایت را در کتاب «سرباز روز نهم» هم دیدم؛ جایی که مصطفی صدرزاده، بدون هیچ واهمه ای، زیر گوش نوجوانی که میوه دزدیده بود می زند و کشان کشان پیش صاحب باغ می برد تا حلالیت بطلبد، و همان پسر بعدها از شاگردان مسجدش میشود. یا آنجا که راوی از بی احساسی همسر شهید در ابتدای زندگی مشترکشان میگوید، تا مخاطب بداند که راه رسیدن به اوج، از دلِ همین روزمرگی ها و تناقض ها میگذرد.
undefined این شهدا نه معصوم بودند و نه ملائکه ای بی اختیار؛ اما مصداق بارز «وَ الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِیَنَّهُم سُبُلَنا» شدند. آنها با تلاش در متنِ زندگیِ پر از تکثر، به سمتِ اسم جامع الله تعالی حرکت کردند و نتیجه گرفتند.
undefined امروز سالروز شهادت شهید محسن حججی است؛ جوان دهه هفتادی که با یک عمر اخلاص و گمنامی، اسطورهٔ اسطوره ها شد. یکی از فایل های صوتی اش برای فرزندش علی، در اوج سادگی بیان گر جهان بزرگ این عارف و موحد و سالک الی الله است. به مناسبت این روز، شاید بد نباشد دوباره به آن گوش بسپاریم و از روح ملکوتی و حضور ناسوتی اش استمداد طلبیم...
undefined روحش شاد و راهش پررهرو باد.
#شهید_محسن_حججی #مدافعان_حرم #سربلند #سرباز_روز_نهم #زندگی_به_سبک_شهدا
@leaflets
undefined۶

۸۳۸

۱۰:۳۹

2016125.mp3

۰۳:۳۲-۸۳۳.۴۱ کیلوبایت
آخرین وصیت شهید حججی به فرزندش علی
@leaflets
undefined۴

۸۶۰

۱۰:۴۱

۲۹ مرداد
undefined جدیداً یک ویدئویی از آسدکاظم روحبخش وایرال شده که خطاب به آ.پزشکیان میگن حدیقف لخت شدن کجاست؟ بعد خیلی جدی مطالبه می کنند که رئیس جمهور و مسئولین فرهنگی بیان یک حد و مرزی برای پوشش مشخص کنند . منظورشون هم از حدمشخص کردن حدود شرعی نیست... یعنی خودشون می دونن که کار از حدود شرعی گذشته ولی دوست دارند مسئولین ابلاغ کنند که پوشش عرفی حد و مرزش اینه ، مردم هم بگن چشم و مسئله عریانی در کلان شهرهای ایران تمام بشه... مثلاً تمام نهادهای نظام و امنیتی و دولتی یک بیانیه مشترک بدهند(چیزی شبیه سال 1384)بگن هرکس خواست بیاد وارد فروشگاه های بزرگ بشه اگه از آرنج به بالا لباسش کوتاه بود میگیریم می بریمش یا مانع ورودش می شیم مثلاً ... یا هرکس از زانو به بالا لباس کوتاه شد فلان می کنیم... یعنی اگر شلوارک بپوشید خوبه یا بازیگرمون در مراسم رسمی به جای روسری، یه پشه بند سرش کنه خوبه چون هم کشف حجاب نکرده هم محجبه نیست یه چیز وسطه و گرد .... همراه با مسئولین همگام با مردم....
خلاصه مشکل اصلی ما تو مملکت همینه... وسط دو سر طیف گیر کردیم... یه عده که میگن دیگه تمام شده و کاری از دست ما برنمیاد و ولش کن و اصلا به ما و حکومت ربطی نداره حجاب... عده ای یا تقریبا تمام اقشار مذهبی و حزب الهی مسئله را کاملا سیاسی می دونن و تمام توقع شون سمت قانون و نیروی انتظامیه...تجربه ای که سی سال است مدام شکست می خورد و دوباره تکرار می شود شکست می خورد و دوباره با اسم و رنگ و لعاب جدید سر بیرون می آورد...
چون حوصله حرفهای تکراری را ندارم پستی که به مناسبت راه افتادن طرح نور(که آن هم طبق پیش بینی شکست خورد و تمام شد) نوشته بودم را دوباره بازارسال میکنم... اونجا تجربه سال68 که آقای کاظم روحبخش امروز دنبالش هست را با جزئیات آوردم و عاقبت اون حدیقف ها رو هم از 68 تا الان دیدیم.... یاعلیundefined
@leaflets
undefined۵

۵۱۱

۸:۱۰

بازارسال شده از نگاشته ها|طالبی طادی
undefinedسلام علیکم رویکردهای رایج در سیاستهای تغییررفتار در دنیا عبارتنداز:1- استفاده از قوه مجازات و اجبار 2-آموزش،توجیه منطقی وعلمی3-طراحی و تغییر درسازوکارهای هزینه فایده4- استفاده از میانبرهای ذهنی،پیامهای نیمه آگاهانه وفرایندهای شناختی
در تمامی این سال ها دستگاه های ما تمرکز روی مورد اول و دوم و گاهی سوم(برای کسب و کارها و نهادهای حقوقی) داشتند. ولی هربار اراده می کنند برای اقدام در مورد این موضوع اولین و راحتترین راه که همان راه اول است را سرلوحه قرار میدهند. درحالیک ه رویکرد چهارم که اساتید بنده بهتر عالم اند حکمران را برای کنترل جامعه و جهت دهی رفتارهای اجتماعی شهروندان طوری به مداخله وامی دارد که شهروندان با رضایت، احساس مثبت و کاملاً به اختیار خود، رفتارهای مطابق با صلاح خود و کل جامعه را بروز دهند. امروز تجربه بشری روز به روز روی این تکنیک ها بیشتر کار می کنهه و ما در مورد مسائلی مثل حجاب که به این سطح از حساسیت سیاسی رسیده کمتر از این روش ها استفاده می کنیم. 

آیا می دانستید یک روزی در این کشور برای حمایت از حجاب و پوشش با صراحت و با جزئیات این موارد جرم انگاری شده{با جزئیات می نویسم تا مقصودم خوب درک شود}:
استفاده از انواع وسایل آرایشی از قبیل سایه چشم، انواع رژلب و گونه، انواع ریمیل، انواع پولک و عینک های نمایشی، انواع لاک
استفاده از انواع لباس های شهره از قبیل: کت و شلوار مردانه، بلوز و دامن بدون مانتو، مانتوهای کوتاه، بالای زانو و آستین کوتاه با مدلهای دوخت متنوع چراغ دار وفلش دار و دارای علائم و نشانه ها و تصاویر خاص در یقه، تنه، پایین تنه و آستین ها، استفاده از انواع شلوارهای کوتاه، استفاده از انواع جوراب کوتاه، گیپور، نازک و توری، لنگه به لنگه، شبرنگ،حتی کفش های نمایشی مانند چراغ دار، لنگه به لنگه، رنگین هم جرم انگاری میشود .

در مورد تصاویر بر روی لباس نیز به صورت خاص و مصداقی مواردی مطرح می شود: کله عقاب(سنبل گروه های پانکی)، کله خرگوش، آرم عقاب، علائم راکی، مایکل جانسون، رامبو، صلیب، صلیب شکسته و پرچم های بیگانه، ستاره سرخ و اصطلاحات خارجی مستهجن: مانند علامت شصت، ویکتوری برعکس، گودبای، مرا ببوس، دوستت دارم و...نیز جرم تلقی شده است.
از جمله مصادیق جزئی و قابل توجه دیگر که جرم انگاری آنها در آن زمان و برای عصر حاضر معنای خاص خواهد داشت عبارتنداز: پخش ترانه های مبتذل در اتومبیل ها و دفتر، پوشیدن جوراب پانما و توری و پوشیدن مانتوهای چاک دار به طوری که پاها نمایان باشد .
لذا متاسفانه عمده دغدغه مندان فرهنگ و برخی اهالی علم حتی، ظاهراً از تاریخ قانون گذاری حجاب در ایران بی خبرندکه آرمانشان احیای #گشت_ارشاد برای جامعه ای است که سال68 مانتوی چاک دار،جوراب نازک،تیشرت دوستت دارم،کفش چراغ دار و..برایش جرم انگاری شده و بی حجابیش کنترل نشده!حال با کدام پلیس و مجازات سال403 کشف حجابش کنترل میشود؟
چرا جامعه علمی طرح ها و ایده های مطرح در حوزه سیاست گذاری تغییر رفتار و ... را به صورت بومی شده به حکمران ارائه نمی دهد؟ چرا جامعه علمی متوجه نیست مجریان بین دوگانه «رها کردن و ترویج بی بندوباری» و یا «بگیر و ببند» ذهنشان به حدوسط دیگری نمی رسد؟ چرا جامعه علمی خاموش است تا اشتباهات گذشته تکرار شود؟ چرا نهاد علمی وخودآگاه نسبت به تاریخ قانون گذاری پوشش و حجاب به مجریان کم حواس تذکر نمی دهد که از سال 68 تا الان سنگر به سنگر وادادید و به خاطر «روش غلط » شمایی که روزی لاک ناخن و جوراب کوتاه را جرم انگاری کرده بودید امروز آروزی تان شده کنترل کشف حجاب؟ چرا سطح کنشگری اصحاب علم و دین هم همان حرفهای دغدغه مندان کم سواد کوچه و بازار در حمایت از حجاب است ؟ چرا حرف جدید نیست؟ روش جدید نیست؟
اگر اصحاب علم بیدار بودند در هفته ای که احتمالاً هفته تاریخی و نبرد بی سابقه ایران و اسرائیل خواهد بود و نیاز به بالاترین سطح اتحاد ملی و همبستگی اجتماعی هستیم، نباید اجازه می دادند برخی مجریان کوته فکر مسئله اختلاف برانگیز طرح حجاب با رویکرد بگیروببند سابق را از همین هفته استارت بزنند...

۴۶

۸:۱۱

۱۰ شهریور
غرغر
یکبار در جلسه‌ای بعد از جنگ 12 روزه خدمت دکتر باقری بودیم. یکی از دوستان آشفته برآمد که این چه وضعی است؟ چرا اینجا آنطور شد، چرا آنجا اینطور شد... یک مقداری که گفت دکتر شروع کرد به گفتن. حالا نگو کی بگو! چرا امنیت فلان؟ چرا دیپلماسی بهمان؟ آی از مدل جنگی، وای از مدل آتش بس، فریاد از سیاست داخلی و خارجی، داد بی داد از اقتصاد و معیشت در بحبوحه جنگ و ...- حقیقتش را بخواهید چنین توقعی از دکتر نداشتیم. دکتر هیچ وقت اهل غرغر و نق‌نق نبود. گرچه همیشه خدا به واسطه جایگاه و نسبتش با جزئیات به مسائل آگاهی داشت، حتی از پشت پرده‌هایی که امثال من قدرت تخیلش را هم نداریم با خبر بود؛ با این حال به جای دور گود نشستن و لنگش کن گفتن، وارد گود می‌شد. همیشه نسبت خودش با مشکلات را می‌دید و تکلیف روی خودش برای حل مشکل را پیدا می‌کرد، طراحی می‌کرد و برای حل آن تا پای جان می‌دوید. - بعد سکوت کرد و رفت در جلد واقعی مصباح الهدی باقری که ما می‌شناختیم و گفت: من هم می‌دانم، بسا با آن حرف‌ها گفت خیلی بیشتر از ظواهری که شما با اسکرول کردن پست‌های خبری خوانده‌اید هم می‌دانم ولی با غرغر چیزی عوض نمی‌شود. باید کاری کنیم. باید مأموریتمان را بتوانیم در نسبت با جنگ بازتعریف کنیم.و نقل کرد در یکی از روزهای جنگ مطمئن شدیم که ما را خواهند زد و بمباران محل استقرارمان امری حتمی است. دستم به جایی بند نبود جز اینکه سررسیدی برداشتم و شروع کردم به نوشتن نکات برای یکایک یاران و هسته/حلقه‌های مرکز رشد که از این پس باید به چه مسائلی توجه کرد و چه نکات و نقاطی را در طراحی و ساخت ادامه مسیر مد نظر داشت. همسرم گفت اگر اینجا را بزنند که از تو و این سررسید چیزی باقی نمی‌ماند و این را هم الان به جایی نمی‌توانی برسانی! گفتم: الان تنها کاری که می‌توانم انجام بدهم همین است.او چند ثانیه به شهادت هم حرکت می‌کرد، راهی برای رفتن ولو یک قدم و باری برای برداشتن ولو یک ارزن و کاری برای انجام دادن ولو یک یادداشت را هم کم نمی‌شمرد ولی من فقط غرغر کردن بلدم و صبح تا شب با اخبار نیم بند یکی در میان غلط پشت پرده‌ام سیاست‌ورزی تفت می‌دهم بی‌آنکه مویی در من بجنبد که این حرارت در کلام اگر به حرکت در قلم و قدم هم منجر می‌شد، گرهی از انبوه گره‌ها باز شده بود.
__بعد نوشت: اینقدر که الان می‌فهمم، غرغر کردن کار بیکار‌ها و تنبل‌ها است. کاری ندارند و کار واقعی هم برای خود دست و پا نمی‌کنند، پس صرفا زبان می‌چرخانند و غرغر می‌کنند. #آقا_مصباح غرغرو نبود، دردش را به اثر تبدیل می‌کرد. به نظرم غرغروها به بهشت نمی‌روند!
@leaflets
undefined۳۰
undefined۵

۹۴۱

۱:۵۴