نظم حقوقی پسا آمریکایی|محمد عبدالصالح شاهنوش فروشانی
تسویل نفس، آدمهای پوسیده، افکار کهنه خاین فقط به دیگران خیانت نمی کند، او در بسیاری از موارد اول خود را فریفته است و آنگاه جرأت پیدا کرده تا دیگران را بفریبد. اول باید به خود بقبولاند که بهتر از دیگران قرار است منافع خود و آنها را حفظ کند و بعد در هماهنگی با دشمن و در کنار او ضربه به خودی را شروع می کند. در دوران نوجوانی وقتی قصه قرارداد ۱۹۱۹ را در تاریخ می خواندم، فکر می کردم چطور آدمی فکر کرده که با چنین قراردادی منافع ایران حفظ می شود؟! تا رسیدم به متن مقاله ای که وثوقالدوله درباره این قرارداد و در دفاع از این در جراید منتشر کرده است. بله،وثوق الدوله اول خود را فریفته و قانع کرده بود و بر همین اساس از نظر او قرارداد فروش ایران به انگلیس و تحت الحمایگی ایران نه یک خیانت که یک خدمت بود! در چنین مواردی این اپیستمه و مدل فکری جامعه است که بستر لازم برای چنین خود فریبی و دیگری فریبی را فراهم می کند. برای اجتناب از این وضع باید اول آدمی نوساخت و سپس از نو عالمی. تا وقتی آدمهای پوسیده و عقب افتاده مثل وزیر خارجه اسبق ایران می نویسد و در رسانه نفس می کشد، وضع همین است... کار او این است که بستر را برای پذیرش هر دریوزگی آماده کند ولی نه از این رو که او فکر می کند این دریوزگی است بلکه چون واقعا آن را خدمت می بیند... ذهن پوسیده و کهنه پرست و غربگرای او اینطور می بیند و اینطور جلوه می کند... قال بل سولت لکم انفسکم امرا... تسویل نفس پیچیده و چند لایه است... دربرابر چنین مصیبتی باید صبور بود... فصبر جمیل... افکار و نوشته های این موجودات ویروسوار رشد می کند... دوای چنین ویروسی چیست؟! #ظریف @legalsystem
برای دیدن متن اعلامیه وثوق الدوله درباره قرارداد 1919 و متن قرارداد و برخی از حواشی به لینک زیر مراجعه کنید. منبع اصلی کتاب زندگانی سیاسی سلطان احمدشاه قاجار نوشته حسین مکی است.
https://nezamat.ir/بیانیه-وثوق-الدوله-در-خصوص-قرارداد-۱۹۱/#:~:text=اعلامیه وثوق الدوله (رئیس الوزراء وقت)، راجع,ملیون آزادیخواهان در اطراف آن بلند گردید.
@legalsystem
https://nezamat.ir/بیانیه-وثوق-الدوله-در-خصوص-قرارداد-۱۹۱/#:~:text=اعلامیه وثوق الدوله (رئیس الوزراء وقت)، راجع,ملیون آزادیخواهان در اطراف آن بلند گردید.
@legalsystem
۳۲۸
۶:۴۶
الگوی تکرار شونده ظریف ِ وثوق الدوله در دقرارداد 1919 و ماجرای تنگه هرمزقسمت اولمقایسه بیانیه ۱۹۱۹ وثوقالدوله و مقالات ۲۰۲۶ محمدجواد ظریف، نشاندهنده یک الگوی تکرارشونده و عمیق در تاریخ دیپلماسی ایران است: تقابل «بدبینی و حماقت دیپلماتیک» با «مقاومت و باور به توانمندی های خودی » در زمان بحرانهای بزرگ. با در نظر گرفتن محتوای هر دو متن ظریف در فارن افرز (Foreign Affairs) و فارن پالیسی (Foreign Policy) و دفاعیه وثوقالدوله درباره قرارداد 1919 که لینک آن را در مطلب قبل تقدیم شد، این دو چهره را میتوان در سه محور کلیدی مقایسه کرد:۱. توجیه توافق در سایه بحران هر دو سیاستمدار، رویکرد خود را به عنوان تنها راه نجات کشور از یک فاجعه قطعی و فروپاشی اقتصادی توجیه میکنند. • وثوقالدوله (۱۹۱۹): در بیانیه خود استدلال کرد که پس از جنگ جهانی اول، شیوع قحطی، ورشکستگی کامل خزانه و تهدیدات فزاینده همسایگان، ایران در آستانه فروپاشی است. او قرارداد با بریتانیا را نه فروش کشور، بلکه تنها راه عملگرایانه (!) برای تأمین مالی، بازسازی ساختار اداری و حفظ تمامیت ارضی میدانست.• ظریف (۲۰۲۶): در مقالات خود تأکید میکند که جنگ فعلی، تحریمهای فلجکننده و انزوای بینالمللی، در حال نابودی اقتصاد و زیرساختهای مدنی ایران است. او استدلال میکند که واشنگتن نمیتواند حکومت ایران را حذف کند، اما ادامه این روند مخرب است؛ بنابراین ایران باید پیش از تحمیل خسارات بیشتر، به یک توافق جامع دست یابد. او درباره اینکه چرا واشنکتن نمی تواند حکومت ایران را حذف کند حرفی نمی زند زیرا به دلالت التزامی باید از توانمندی های داخلی این حکومت در اداره جامعه ایرانی نیز سخن بگوید و سخن گفتن در اینباره ره را بر تحمیل مدل وادادگی می بندد. از نظر او ایران با فشار یک دگمه (!) توسط آمریکا از هم می پاشد و حالا که از هم نپاشیده نباید آن را بر زبان آورد زیرا جریان از نظر او «آرمانگرا» باد در غبغب خود می اندازد و بر آرمان خود در دفاع از مرزهای قدرت اصرار خواهد کرد. از نظر ظریف واقع گرایی این اقتضا را دارد که بپذیریم باید ذلیل قدرتهای بزرگ باشیم و این و نه فقط برای این است که او می اندیشد باید ذلیل بود بلکه از این روست که از نظر رو این ذلت باعث می شود در کنار آن قدرت قرار بگیری و در کنار قدرت آمریکا بودن عزت می آورد همانطور که در آمارات متحده عربی و عربستان سعودی آورده... از نظر او مدل واقع گرایانه سیاسی مدل شیخ محمد دبی و محمد بن سلمان عربستان سعودی است. (ادامه دارد ...) @legalsystem
۳۱۴
۱۰:۴۱
الگوی تکرار شونده ظریف ِ وثوق الدوله در دقرارداد 1919 و ماجرای تنگه هرمزقسمت دوم۲. معامله بر سر اهرمهای ژئوپلیتیک نقطه مرکزی هر دو رویکرد، استفاده از یک «برگ برنده» برای رسیدن به ثبات و لغو فشارهاست.• وثوقالدوله: برگ برنده او، موقعیت استراتژیک ایران برای بریتانیا (به عنوان سپر هند در برابر تهدید بلشویسم) بود. او حاضر شد مستشاران بریتانیایی را برای مدرنسازی ارتش بپذیرد تا در ازای آن، بریتانیا ثبات داخلی و استقلال اسمی ایران را تضمین کند. • ظریف: برگ برنده در نگاه ظریف، تنگه هرمز و برنامه هستهای است. او پیشنهاد میدهد که ایران از «دست برتر» خود استفاده کند و داوطلبانه از اهرم انسداد تنگه هرمز و توسعه هستهای کوتاه بیاید تا در ازای آن، تمامی تحریمها لغو شده و یک پیمان عدم تجاوز شکل بگیرد. ظریف در مقاله فارن پالیسی صراحتاً به ساختار قدرت در ایران هشدار میدهد که «اگر ایران مکرراً ترافیک دریایی را تهدید کند، بخش عمدهای از جهان را علیه خود بسیج خواهد کرد». از نظر او توسعه قلمرو حاکمیت ایران در دریاها غلط است زیرا به معنای بر رسمیت نشناختن قدرت های فعلی جهان است. ظریف معتقد است نظم کنونی جهان را نباید به هم زد زیرا در میان مدلهای مختلف زندگی و ادراه جامعه مدل غربی از همه بهتر است و تضعیف آن یعنی بها دادن و توسعه مدلی چینی و روسی... از نظر او ارزش آمریکایی زیستن بیشتر از چینی و روسی زیستن است و اصلا باور ندارد می توان مسیر چهارمی را بنیان نهاد زیرا به توانمندی های داخلی ایران باور ندارد... بنابراین از نظر او تنگه هرمز یه برگ برنده یکبار مصرف با زمان محدود اعتبار است. از نظر او اگر ایران ده بار دیگر و در ده جنگ دیگر هم توان حفظ تنگه را داشته باشد، باز هم حماقت است که از آن استفاده کند زیرا موجب می شود دیگر مدل آمریکایی – اروپایی در این سرزمین جاری نشود... از نظر او باید لیبرال دموکراسی آمریکایی و حقوق بشر اروپایی را پذیرفت و به آن ایمان آورد... از نظر او برای جلوگیری از قدرت یافتن و استقرار مدلهای اسلامی به زعم او افراطی و بنیاد گرا در ایران باید به غرب باج داد و در زیر سایه او زیست (ادامه دارد) ...@legalsystem
۳۳۱
۱۰:۴۳
الگوی تکرار شونده ظریف ِ وثوق الدوله در دقرارداد 1919 و ماجرای تنگه هرمزقسمت سوم۳. واکنشهای داخلی: برآشفتن در مقابل خیانت و سازشسرنوشت سیاسی هر دو رویکرد در داخل کشور بهشدت شبیه به هم است و هر دو قربانی قطببندیهای داخلی شدند.• فضای ۱۹۱۹: وثوقالدوله بلافاصله پس از انتشار بیانیه، از سوی ملیگرایان، روحانیون و حتی احمدشاه قاجار به عنوان «خائن» و «فروشنده استقلال ایران» معرفی شد. افکار عمومی استدلالهای واپسگرایانه او را نپذیرفت و این فشارها در نهایت به لغو قرارداد انجامید.• فضای ۲۰۲۶: پیشنهادهای ظریف نیز بلافاصله با حمله شدید جریانهای سیاسی دلبسته به ایران مواجه شد. رسانههای منتقد، طرح او را «امتیازدهی نامتقارن» خواندند و او را متهم کردند که در میانه جنگ، به جای مقاومت، به دنبال سازش با دشمن و باز گذاشتن راه فرار برای آمریکا است. البته او از همین اتهامها نان می خورد و حیات سیاسی او در ساخت هیاهوهای ساختگی است. او از هیاهو هدفی جز دوقطبی سازی جامعه ندارد و در این دو قطبی ها امید به او به گرایش از جریان مقابل خود دلبسته است که با بدبینی از شرایط فعلی به دنبال روش های کم هزینه برای رسیدن به شرایط قرار و ثباتند. جریانی که ساده لوحانه می پندارد ابزار دیپلماسی، ابزاری سخت برای رسیدن به اهداف است که دشمن را منکوب و سر جای خود می نشاند. @legalsystem
۴۶۴
۱۰:۴۶
1_28789019218.mp3
۵۳:۱۴-۱۸.۲۸ مگابایت
امتناع اسلامی سازی مفاهیم مدرنقسمت اولاین مطالب را در اردوی درسی امروز دوشنبه 5 مرداد ماه 1405 مدرسه انوار طه قم عرض کردم. موضوع امتناع اسلامی کردن مفاهیم مدرن است. @legalsystem
۲۹۹
۱۹:۲۹
1_28788696276.mp3
۴۱:۳۸-۱۹.۰۷ مگابایت
امتناع اسلامی سازی مفاهیم مدرنقسمت دوماین مطالب را در اردوی درسی امروز دوشنبه 5 مرداد ماه 1405 مدرسه انوار طه قم عرض کردم. موضوع امتناع اسلامی کردن مفاهیم مدرن است. @legalsystem
۳۷۷
۱۹:۳۰
موریانه ها مشغول کارند!داستان مناظره دو نماینده بجنورد و تهران سرباز کردن دملی است در بدن جامعه ما بدون درد ولی زشت و چرک. در واقع این ماجرا آشکار شدن زخمی چرکین ولی دورنی است که سالها عده ای بر آن سرپوش گذاشته اند و عده ای صرفا آن را نفی کرده اند بدون اینکه ایده ای ایجابی برای حل آن داشته باشند. یکی از دو نماینده دانشآموختهٔ دانشکده روابط بینالملل وزارت امور خارجه است. اینکه تعداد قابل توجهی و موثری از دانش آموخته های این دانشکده حاکمیتی دچار چنین تحلیل اشتباه و دور از واقعی از کشور و توانایی های آنند، طبیعی نیست. این نشانه ای از همان مرض سن زدگی است در درون دانه های برخی از خوشه های گندم کشور که جلال از آن به غربزدگی تعبیر می کرد... شاه بیت ایده جلال درباره این آدمها را در این جملات بخوانید: «تنها مشخّصهى او (منظورش غربزده است) كه شايد دستگير باشد و به چشم بيايد،ترس است.و اگر در غرب شخصيّت افراد فداى تخصّص شده است؛اينجا آدم غربزده نه شخصيّت دارد نه تخصّص،فقط ترس دارد.ترس از فردا.ترس از معزولى.ترس از بىنام و نشانى.ترس از كشف خالى بودن انبانى كه به عنوان مغز روى سرش سنگينى مىكند». و حالا باید اضافه کرد ترس از آمریکایی که با وجود میلیاردها دلار بودجه نظامی در برابر مدل جمهوری اسلامی ایران با چند میلیارد دلار بودجه نظامی ناچیز زانو زده است. او از این آمریکا می ترسد. همین ترس احمقانه است که موجب می شود غربزده «در مقابل هيچ مسألهاى و هيچ مشكلى نمىتواند وضع بگيرد.گيج است.هر دم در جايى است.از خود اراده ندارد.مطيع همان موج حادثه است.با هيچ چيز در نمىافتد.از بغل بزرگترين صخرهها به تملّق و نرمى مىگذرد.به همين مناسبت هيچ بحرانى و حادثهاى خطرى به حال او ندارد.اين دولت رفت،دولت بعدى.در اين كميسيون نشد در آن سمينار.در اين روزنامه نشد در تلهويزيون.در اين اداره نشد،در آن وزارت خانه.كار سفارت نگرفت.وزارت». اين است كه هزارى هم كه وضع برگردد و ظاهرا حكومتها بروند و بيايند،باز همان روشنفکر تحصیلکرده غربزده را مىبينى كه مثل كوه احد بر جاى خود نشسته و همان موضع شکست خورده سابق خود را تکرار می کند...اما اینجا مقصر دیگری هم هست... به خودم و به همه برادران حزب الهی انقلابی عزیز عرض کنم: باید ایده ایجابی داشت... با صرف نفی مذاکره و تفاهم و ... مشکل حل نمی شود. باید درباره راه های جایگزین سخن گفت. این اتهام جنگ طلبی که ناجوانمردانه و برای سرپوش گذاشتن بر حماقت ایده غربزده ها به ما و شما زده می شود، با ایده ایجابی رفع می شود... @legalsystem
۵۶۸
۱۹:۲۴
اصل برائت و قاضیی از محله فلاح در قاب تلویزیون مابه بهانه سریال آقای قاضی و آموزش غلط امور حقوقی
سریال قاضی از سریال های خوبه تلویزیون بوده که مخاطب خودش رو جذب کرده بود و تصویر جالبی از دستگاه قضایی ارایه کرده بود. فصل اول و دوم این سریال با بازی بهزاد خلج، قاضی مهربان احساساتی و عدالت خواهی را به تصویر می کشید که مجرم را در یک دادرسی عادلانه و با زیرکی تمام می یافت و بیگناه را هم با حس عدالت جویی خود از اتهام بری می کرد... و حالا فصل سوم! قاضی فصل اول و دوم هم تا حدی عصبی و کمی عجول در قضاوت بود... ولی حالا قاضی فصل سوم: مردی عصبی که از وقتی وارد دادگاه می شود تکلیفش را در همان لحظه اول با *متهم معلوم کرده و این متهم است که باید ثابت کند بیگناه است؟!! بیخیال اصل برائت!؟!
در قسمت سوم سریال که ده ها اشکال حقوقی را در فرایند رسیدگی به نمایش گذاشته، قاضی مدام از متهم می خواهد که بیگناهی خود را ثابت کند و بعد هر از جمله که شاکی می گوید، قاضی رو به متهم او را توبیخ می کند؟!! بیخیال فرایند بی طرفانه دادرسی...
و بعد به صورتی اتفاقی و کاملا معجزه آسا قاضی مجرم واقعی را که کاملاً اتفاقی در جلسه حضور پیدا کرده و با چند استعلام بر خط فی المجلس پیدا می کند...
و بعد قاضی خطاب به مجرم واقعی می گوید:« .. من بچه فلاح هستم... خط قرمز من ناموس است» و من به افق خیره ...
جای بسی تأسف است که قوه قضاییه کارشناس رسانه ندارد... قبلا هم نداشت... حالا هم ندارد و آبروی دیدگاه قضایی برایش مهم نیست...
کاش لااقل قیصر* را قاضی می کردند تا خیالم راحت باشد که با یه فیلم دم دستی مواجه نیستم... جای بسی تأسف است... مقایسه کنید با مینی سریال بیگناه فرضی ...@legalsystem
سریال قاضی از سریال های خوبه تلویزیون بوده که مخاطب خودش رو جذب کرده بود و تصویر جالبی از دستگاه قضایی ارایه کرده بود. فصل اول و دوم این سریال با بازی بهزاد خلج، قاضی مهربان احساساتی و عدالت خواهی را به تصویر می کشید که مجرم را در یک دادرسی عادلانه و با زیرکی تمام می یافت و بیگناه را هم با حس عدالت جویی خود از اتهام بری می کرد... و حالا فصل سوم! قاضی فصل اول و دوم هم تا حدی عصبی و کمی عجول در قضاوت بود... ولی حالا قاضی فصل سوم: مردی عصبی که از وقتی وارد دادگاه می شود تکلیفش را در همان لحظه اول با *متهم معلوم کرده و این متهم است که باید ثابت کند بیگناه است؟!! بیخیال اصل برائت!؟!
در قسمت سوم سریال که ده ها اشکال حقوقی را در فرایند رسیدگی به نمایش گذاشته، قاضی مدام از متهم می خواهد که بیگناهی خود را ثابت کند و بعد هر از جمله که شاکی می گوید، قاضی رو به متهم او را توبیخ می کند؟!! بیخیال فرایند بی طرفانه دادرسی...
و بعد به صورتی اتفاقی و کاملا معجزه آسا قاضی مجرم واقعی را که کاملاً اتفاقی در جلسه حضور پیدا کرده و با چند استعلام بر خط فی المجلس پیدا می کند...
و بعد قاضی خطاب به مجرم واقعی می گوید:« .. من بچه فلاح هستم... خط قرمز من ناموس است» و من به افق خیره ...
جای بسی تأسف است که قوه قضاییه کارشناس رسانه ندارد... قبلا هم نداشت... حالا هم ندارد و آبروی دیدگاه قضایی برایش مهم نیست...
کاش لااقل قیصر* را قاضی می کردند تا خیالم راحت باشد که با یه فیلم دم دستی مواجه نیستم... جای بسی تأسف است... مقایسه کنید با مینی سریال بیگناه فرضی ...@legalsystem
۴۷۷
۱۲:۱۱
تفرعن سلبریتی ها و برده داری نوین...
سلبریتی؟ دیگر خواه یا خودخواه؟! مسأله این نیست. اساسا سلبریتی ، سلبریتی شده چون خود خواه است. مسأله این است که آن دیگران چرا چنین خود خواهانی را می پرستند و ستایش می کنند؟ دلیلش چیزی نیست جز اینکه روش موثر سلبریتی شدن تحقیر دیگران است برای اینکه بر آنها سلطه فکری پیدا کند بعد از استحمار آنها تبعیت آنها را بدست آورد... فاستخف قومه فاطاعوه... نگاه کنید این فوتبالیست سابق چطور عاقل اندر سفیه به مخاطب خود می گوید نباید گذشت... مخاطب که تحقیر شد بعداً می شود بهش گفت حالا نه به اعدام باید بخشید...@legalsystem
سلبریتی؟ دیگر خواه یا خودخواه؟! مسأله این نیست. اساسا سلبریتی ، سلبریتی شده چون خود خواه است. مسأله این است که آن دیگران چرا چنین خود خواهانی را می پرستند و ستایش می کنند؟ دلیلش چیزی نیست جز اینکه روش موثر سلبریتی شدن تحقیر دیگران است برای اینکه بر آنها سلطه فکری پیدا کند بعد از استحمار آنها تبعیت آنها را بدست آورد... فاستخف قومه فاطاعوه... نگاه کنید این فوتبالیست سابق چطور عاقل اندر سفیه به مخاطب خود می گوید نباید گذشت... مخاطب که تحقیر شد بعداً می شود بهش گفت حالا نه به اعدام باید بخشید...@legalsystem
۲۹۰
۱۸:۰۵
نظم حقوقی پسا آمریکایی|محمد عبدالصالح شاهنوش فروشانی
اصل برائت و قاضیی از محله فلاح در قاب تلویزیون ما به بهانه سریال آقای قاضی و آموزش غلط امور حقوقی سریال قاضی از سریال های خوبه تلویزیون بوده که مخاطب خودش رو جذب کرده بود و تصویر جالبی از دستگاه قضایی ارایه کرده بود. فصل اول و دوم این سریال با بازی بهزاد خلج، قاضی مهربان احساساتی و عدالت خواهی را به تصویر می کشید که مجرم را در یک دادرسی عادلانه و با زیرکی تمام می یافت و بیگناه را هم با حس عدالت جویی خود از اتهام بری می کرد... و حالا فصل سوم! قاضی فصل اول و دوم هم تا حدی عصبی و کمی عجول در قضاوت بود... ولی حالا قاضی فصل سوم: مردی عصبی که از وقتی وارد دادگاه می شود تکلیفش را در همان لحظه اول با *متهم معلوم کرده و این متهم است که باید ثابت کند بیگناه است؟!! بیخیال اصل برائت!؟! در قسمت سوم سریال که ده ها اشکال حقوقی را در فرایند رسیدگی به نمایش گذاشته، قاضی مدام از متهم می خواهد که بیگناهی خود را ثابت کند و بعد هر از جمله که شاکی می گوید، قاضی رو به متهم او را توبیخ می کند؟!! بیخیال فرایند بی طرفانه دادرسی... و بعد به صورتی اتفاقی و کاملا معجزه آسا قاضی مجرم واقعی را که کاملاً اتفاقی در جلسه حضور پیدا کرده و با چند استعلام بر خط فی المجلس پیدا می کند... و بعد قاضی خطاب به مجرم واقعی می گوید:« .. من بچه فلاح هستم... خط قرمز من ناموس است» و من به افق خیره ... جای بسی تأسف است که قوه قضاییه کارشناس رسانه ندارد... قبلا هم نداشت... حالا هم ندارد و آبروی دیدگاه قضایی برایش مهم نیست... کاش لااقل قیصر* را قاضی می کردند تا خیالم راحت باشد که با یه فیلم دم دستی مواجه نیستم... جای بسی تأسف است... مقایسه کنید با مینی سریال بیگناه فرضی ... @legalsystem
قاضی در چاله میدان...بنا نداشتم دوبار درباره سریال آقای قاضی بنویسم. ولی این قسمت چهارم رو باز متاسفانه دیدم و واقعا متاسف شدم برای قوه قضاییه... ظاهراً این سریال با تایید مرکز رسانه قوه تهیه شده و جای بسی تأسف واقعا... نمی دونم چه لذتی می برند دوستان که این تصویر زشت را از قاضی ارایه کنند... نشان دادن رفتار نامودبانه از قاضی نشانه مردانگی او نیست... من سریال و فیلم حقوقی چه ایرانی و چه غیر ایرانی زیاد دیدم... حتی فیلم های منتقدانه مرحوم ایرج قادری هم چنین تصویری از دادگاه ج.ا.ا ارایه نکرده بود... تصویر قاضی سریال دوران سرکشی کمال تبریزی ولو ظاهر به روزی نداشت ولی سراپا حکمت و ادب بود...@legalsystem
۲۰۷
۱۳:۴۹