#شیخ_اشراق#معرفی_کتاب_تصویری
اگر به زندگی و اندیشههای فیلسوفان و اندیشمندان ایرانی علاقهمندید، این کتاب میتواند پنجرهای به دنیای پر رمز و راز شیخ شهابالدین سهروردی (شیخ اشراق) باشد.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
اگر به زندگی و اندیشههای فیلسوفان و اندیشمندان ایرانی علاقهمندید، این کتاب میتواند پنجرهای به دنیای پر رمز و راز شیخ شهابالدین سهروردی (شیخ اشراق) باشد.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
۵۹
۱۴:۰۹
#معرفی_کتاب
کتاب: به یادت چلهنشینم
نوشته مهدی مطهری،
از انتشارات شهید کاظمی
این کتاب یک سفرنامه داستانی برای نوجوانان است که تجربه پیادهروی اربعین را از نگاه نوجوانی به نام علی روایت میکند. این کتاب ۱۳۶ صفحه دارد و نخستین کتاب نوجوان با موضوع پیادهروی اربعین به شمار میرود.
کتاب «یه یادت چلهنشینم» اثری عاشقانه با حالوهوای احساسی و معنوی است که داستان آن بر محور انتظار، دلتنگی، عشق، وفاداری و امید میچرخد. نویسنده تلاش کرده احساسات شخصیتها را با نثری روان و شاعرانه روایت کند و در کنار داستان عاشقانه، به مفاهیمی مانند صبر، ایمان و تحول درونی نیز بپردازد.داستان از زمانی آغاز میشود که علی همراه خانوادهاش برای سفر به عراق و زیارت عتبات آماده میشود. او از شهرهای نجف، کاظمین، سامرا، کوفه و کربلا دیدن میکند و سپس پیادهروی اربعین را تجربه میکند. در طول مسیر، از موکبها، مهماننوازی مردم عراق، سختیهای راه، دوستیها و حالوهوای معنوی این سفر میگوید. روایت کتاب ساده، صمیمی و متناسب با نوجوانان است.
ویژگیهای کتابروایت داستانی و روانمناسب گروه سنی نوجوان، اما برای بزرگسالان هم خواندنی است.آشنایی با فرهنگ پیادهروی اربعین و آداب آن.ارائه اطلاعات کاربردی درباره مسیر نجف تا کربلا در قالب داستان
این کتاب را میتوانید از کتابخانه عمومی خلیج فارس عسلویه امانت بگیرید.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
کتاب «یه یادت چلهنشینم» اثری عاشقانه با حالوهوای احساسی و معنوی است که داستان آن بر محور انتظار، دلتنگی، عشق، وفاداری و امید میچرخد. نویسنده تلاش کرده احساسات شخصیتها را با نثری روان و شاعرانه روایت کند و در کنار داستان عاشقانه، به مفاهیمی مانند صبر، ایمان و تحول درونی نیز بپردازد.داستان از زمانی آغاز میشود که علی همراه خانوادهاش برای سفر به عراق و زیارت عتبات آماده میشود. او از شهرهای نجف، کاظمین، سامرا، کوفه و کربلا دیدن میکند و سپس پیادهروی اربعین را تجربه میکند. در طول مسیر، از موکبها، مهماننوازی مردم عراق، سختیهای راه، دوستیها و حالوهوای معنوی این سفر میگوید. روایت کتاب ساده، صمیمی و متناسب با نوجوانان است.
ویژگیهای کتابروایت داستانی و روانمناسب گروه سنی نوجوان، اما برای بزرگسالان هم خواندنی است.آشنایی با فرهنگ پیادهروی اربعین و آداب آن.ارائه اطلاعات کاربردی درباره مسیر نجف تا کربلا در قالب داستان
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
۵۱
۹:۲۵
#مناسبتی#اربعین_حسینی
اربعین؛ تجلی عشق و همدلی
اربعین، چهلمین روز شهادت حضرت امام حسین(ع)، یادآور نهضتی است که پیام آن آزادگی، ایثار، عدالتخواهی و مبارزه با ظلم است.
هر سال میلیونها عاشق از سراسر جهان، با پای دل راهی مسیر نورانی نجف تا کربلا میشوند تا با زمزمه «لبیک یا حسین» عشق و ارادت خود را به سیدالشهدا(ع) ابراز کنند.
اربعین، فقط یک پیادهروی نیست؛ مدرسهای از ایمان، صبر، خدمت، وحدت و انسانیت است؛ جایی که مرزها رنگ میبازند و دلها به نام حسین(ع) یکی میشوند.
«حُبُّ الْحُسَینِ یَجْمَعُنا»عشق به امام حسین(ع)، دلهای آزادگان جهان را به هم پیوند میدهد.
اربعین حسینی را به همه عاشقان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) تسلیت و تعزیت عرض میکنیم.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
اربعین، چهلمین روز شهادت حضرت امام حسین(ع)، یادآور نهضتی است که پیام آن آزادگی، ایثار، عدالتخواهی و مبارزه با ظلم است.
هر سال میلیونها عاشق از سراسر جهان، با پای دل راهی مسیر نورانی نجف تا کربلا میشوند تا با زمزمه «لبیک یا حسین» عشق و ارادت خود را به سیدالشهدا(ع) ابراز کنند.
«حُبُّ الْحُسَینِ یَجْمَعُنا»عشق به امام حسین(ع)، دلهای آزادگان جهان را به هم پیوند میدهد.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
۵۶
۱۲:۰۶
#معرفی_کتاب#برشی_از_کتاب
برشی از یک کتاب
پس از کمی درنگ این چنین سخن گفت: ای یاران سمندری به میهمانی، نزد بط رفت فصل پاییز بود. سمندر که شیفته آتش است از سرما می لرزید. بط از حال وی خبر نداشت و پیوسته از لذت شنا در آب سرد سخن میگفت. سمندر تاب نیاورد و خشمگین بط را ترک گفت «آری برادر اگر با نا اهل سخن گویی سیلی خوری چون فهم سخن نمی کنند، آن را حمل بر کفر و چیزهای دیگر کرده، فتنه ها می انگیزند.يحيى که سراپا گوش بود گفت؛چون مذهب و اعتقاد پاک است مرا / از طعنه نااهل چه باک است مرا؟ شیخ با لبخندی به سخنانش ادامه داد: هر سخن به هر جای گفتن خطاست و هر سخن از هر کس پرسیدن هم خطاست. سخن را از اهلش دریغ نماید داشت که نااهل را خود از سخن مردان ملال بود دل نااهل و بیگانه از حقیقت، همچنان است که فتیله ای را به جای روغن آب رسیده باشد؛ چندان که آتش به نزد آن بری افروخته نشود اما دل آشنا همانند شمعی است که آتشی را به خود میکشد و افروخته میشود، آری سخن اهل دل از نور و آتش خالی نباشد. اما آتش و نور در شمع گیرد نه در فتیله تر.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه
@libkhalijefarsasaluyeh
پس از کمی درنگ این چنین سخن گفت: ای یاران سمندری به میهمانی، نزد بط رفت فصل پاییز بود. سمندر که شیفته آتش است از سرما می لرزید. بط از حال وی خبر نداشت و پیوسته از لذت شنا در آب سرد سخن میگفت. سمندر تاب نیاورد و خشمگین بط را ترک گفت «آری برادر اگر با نا اهل سخن گویی سیلی خوری چون فهم سخن نمی کنند، آن را حمل بر کفر و چیزهای دیگر کرده، فتنه ها می انگیزند.يحيى که سراپا گوش بود گفت؛چون مذهب و اعتقاد پاک است مرا / از طعنه نااهل چه باک است مرا؟ شیخ با لبخندی به سخنانش ادامه داد: هر سخن به هر جای گفتن خطاست و هر سخن از هر کس پرسیدن هم خطاست. سخن را از اهلش دریغ نماید داشت که نااهل را خود از سخن مردان ملال بود دل نااهل و بیگانه از حقیقت، همچنان است که فتیله ای را به جای روغن آب رسیده باشد؛ چندان که آتش به نزد آن بری افروخته نشود اما دل آشنا همانند شمعی است که آتشی را به خود میکشد و افروخته میشود، آری سخن اهل دل از نور و آتش خالی نباشد. اما آتش و نور در شمع گیرد نه در فتیله تر.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه
۵۷
۱۹:۲۰
کتابخانه عمومی خلیج فارس عسلویه
#مسابقه #مسابقه_نقاشی به مناسبت ماه محرم کتابخانه عمومی خلیج فارس عسلویه برگزار می کند: 
مسابقه نقاشی کربلا در قاب کودک
ویژه گروه سنی ۶ تا ۱۳ سال
مهلت ارسال آثار: ۱۵ تیرماه ۱۴۰۵
اهداء جوایز به برگزیدگان
نوشتن مشخصات: نام و نام خانوادگی، نام پدر، تاریخ تولد و شماره همراه الزامی می باشد.
ارسال آثار به شماره 09173754406 در پیام رسان بله، ایتا و واتساپ #استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه @libkhalijefarsasaluyeh
#اطلاع_رسانی#برندگان_مسابقه #مسابقه_نقاشی
اعلام اسامی آثار منتخب مسابقه نقاشی کربلا در قاب کودک
یسنا عسکری
محمد بلالی
علی رضا باقری
سارا علیزاده
راحیل جعفربیگی
تبریک به برندگان عزیز! برای دریافت جوایز در اسرع وقت به کتابخانه خلیج فارس عسلویه مراجعه فرمایید.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
تبریک به برندگان عزیز! برای دریافت جوایز در اسرع وقت به کتابخانه خلیج فارس عسلویه مراجعه فرمایید.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
۳۴
۱۷:۲۲
بازارسال شده از کتابخانههای عمومی استان بوشهر
۱
۱۶:۴۸
#معرفی_کتاب
کتاب:«آنک آن یتیم نظر کرده»
نوشته محمدرضا سرشار (با نام هنری «رضا رهگذر»)
از انتشارات سوره مهر
کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» یکی از برجستهترین و ارزشمندترین رمانهای دینی و تاریخی ادبیات معاصر ایران با موضوع زندگی پیامبر اسلام (ص) است.این رمان حاصل حدود دو دهه پژوهش نویسنده در منابع معتبر تاریخی است و زندگی پیامبر اکرم (ص) را از اندکی پیش از تولد (ماجرای حفر چاه زمزم توسط عبدالمطلب) آغاز کرده و تا دوران هجرت عدهای از مسلمانان به حبشه و سالیان سخت ادامه میدهد.
کتاب به شکلی جذاب و داستانی، حوادث مهمی همچون عامالفیل، تولد پیامبر، دوران کودکی، ازدواج با حضرت خدیجه (س)، بعثت و سختیهای صدر اسلام در مکه را روایت میکند. این اثر به دلیل نگاه انسانی، دقیق و عاطفی به زندگی پیامبر (ص)، هم برای بزرگسالان و هم برای نسل جوان و نوجوان بسیار گیرا و ماندگار است.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
کتاب «آنک آن یتیم نظر کرده» یکی از برجستهترین و ارزشمندترین رمانهای دینی و تاریخی ادبیات معاصر ایران با موضوع زندگی پیامبر اسلام (ص) است.این رمان حاصل حدود دو دهه پژوهش نویسنده در منابع معتبر تاریخی است و زندگی پیامبر اکرم (ص) را از اندکی پیش از تولد (ماجرای حفر چاه زمزم توسط عبدالمطلب) آغاز کرده و تا دوران هجرت عدهای از مسلمانان به حبشه و سالیان سخت ادامه میدهد.
کتاب به شکلی جذاب و داستانی، حوادث مهمی همچون عامالفیل، تولد پیامبر، دوران کودکی، ازدواج با حضرت خدیجه (س)، بعثت و سختیهای صدر اسلام در مکه را روایت میکند. این اثر به دلیل نگاه انسانی، دقیق و عاطفی به زندگی پیامبر (ص)، هم برای بزرگسالان و هم برای نسل جوان و نوجوان بسیار گیرا و ماندگار است.
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
۱۸
۴:۵۲
#مناسبتی
روزی مردی از اهالی خراسان به حضور امام رضا (ع) رسید و گفت: «ای فرزند پیامبر، من از دوستداران شما و پدران بزرگوارتان هستم. در سفر حج تمام سرمایهام را از دست دادهام و اکنون حتی پولی برای بازگشت به شهر خودم (خراسان) ندارم. اگر صلاح میدانید مرا به شهر خودم برسانید؛ زیرا در آنجا فردی آبرومند هستم و پس از اینکه به مال و سرمایه رسیدم، معادل مبلغی را که به من لطف میکنید از طرف شما به نیازمندان صدقه خواهم داد، چرا که من به خودم نیازی ندارم.»
امام رضا (ع) به او فرمودند: «بنشین.»
سپس حضرت برخاستند و به اتاق دیگری رفتند. پس از لحظاتی بازگشتند، در حالی که دست خود را از بالای درِ اتاق بیرون آورده بودند و پرسdد: «آن مرد خراسانی کجاست؟»
مرد پاسخ داد: «من اینجا هستم.»
امام فرمودند: «این دویست دینار را بگیر و توشه راه خود قرار ده؛ نیازی نیست از طرف من صدقه بدهی. این پول را داشته باش و برو.»
مرد خراسانی پول را گرفت و رفت. پس از رفتن او، یکی از یاران امام با تعجب پرسید: «فدایت شوم، شما با این لطف و بزرگواری چرا خود را پنهان کردید و چهرهتان را به او نشان ندادید؟»
امام رضا (ع) پاسخ دادند: «ترسیدم نگاه او به من بیفتد و شرمندگیِ درخواست کمک را در چهرهاش ببینم؛ مگر نشنیدهای که حدیث کردهاند: "کسی که کار نیک را پنهانی انجام دهد، پاداش آن برابر با هفتاد حج است، و کسی که کار زشت یا افشاگرانه کند، رسوا میشود؟"»
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
روزی مردی از اهالی خراسان به حضور امام رضا (ع) رسید و گفت: «ای فرزند پیامبر، من از دوستداران شما و پدران بزرگوارتان هستم. در سفر حج تمام سرمایهام را از دست دادهام و اکنون حتی پولی برای بازگشت به شهر خودم (خراسان) ندارم. اگر صلاح میدانید مرا به شهر خودم برسانید؛ زیرا در آنجا فردی آبرومند هستم و پس از اینکه به مال و سرمایه رسیدم، معادل مبلغی را که به من لطف میکنید از طرف شما به نیازمندان صدقه خواهم داد، چرا که من به خودم نیازی ندارم.»
امام رضا (ع) به او فرمودند: «بنشین.»
سپس حضرت برخاستند و به اتاق دیگری رفتند. پس از لحظاتی بازگشتند، در حالی که دست خود را از بالای درِ اتاق بیرون آورده بودند و پرسdد: «آن مرد خراسانی کجاست؟»
مرد پاسخ داد: «من اینجا هستم.»
امام فرمودند: «این دویست دینار را بگیر و توشه راه خود قرار ده؛ نیازی نیست از طرف من صدقه بدهی. این پول را داشته باش و برو.»
مرد خراسانی پول را گرفت و رفت. پس از رفتن او، یکی از یاران امام با تعجب پرسید: «فدایت شوم، شما با این لطف و بزرگواری چرا خود را پنهان کردید و چهرهتان را به او نشان ندادید؟»
امام رضا (ع) پاسخ دادند: «ترسیدم نگاه او به من بیفتد و شرمندگیِ درخواست کمک را در چهرهاش ببینم؛ مگر نشنیدهای که حدیث کردهاند: "کسی که کار نیک را پنهانی انجام دهد، پاداش آن برابر با هفتاد حج است، و کسی که کار زشت یا افشاگرانه کند، رسوا میشود؟"»
#استان_بوشهر_کتابخانه_عمومی_خلیج_فارس_عسلویه@libkhalijefarsasaluyeh
۷
۴:۵۹