با سرفصل های:
https://B2n.ir/rt5295
#امام_حسین_علیه_السلام #ماه_محرم
┄┅══✧❁
سایت اداره کلhttps://hamedan.medu.gov.ir
کانال شادhttps://shad.ir/hmd_edu
کانال ایتا@hamedan_medu_newss
۱۱۷
۱۱:۴۵
ان شالله هفته بعد دوشنبه خدمت دوستان همدان خواهیم بود
۱۱۳
۱۱:۴۵
بازارسال شده از خانهِ طراحیِ راشا ✍🏼🍃
طراحی به اقتضای زمان
️
طراحی همواره خود را با زمانه تطبیق میدهد و در هر موقعیت، معنایی تازه پیدا میکند.این روزها در آستانه مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب هستیم؛ رویدادی که ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، بینالمللی و رسانهای گستردهای دارد و پرسشهای مهمی را پیش روی طراحان قرار میدهد.
به همین بهانه، نخستین گپ دیزاین را به موضوع طراحی در مقیاس بینهایت اختصاص دادهایم؛ فرصتی برای شنیدن روایتها و تجربههای پشت صحنه این پروژه از زبان یکی از طراحان آن.🪑
منتظر دیدار شما در این ویژهبرنامه هستیم
️
کارستان بهارستان
شنبه ۶ تیرماه
ساعت ۱۶ تا ۱۸
لینک ثبتنام:https://survey.porsline.ir/s/6VH40OK8
#خانه_طراحی_راشا @rashahouse
طراحی همواره خود را با زمانه تطبیق میدهد و در هر موقعیت، معنایی تازه پیدا میکند.این روزها در آستانه مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب هستیم؛ رویدادی که ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، بینالمللی و رسانهای گستردهای دارد و پرسشهای مهمی را پیش روی طراحان قرار میدهد.
به همین بهانه، نخستین گپ دیزاین را به موضوع طراحی در مقیاس بینهایت اختصاص دادهایم؛ فرصتی برای شنیدن روایتها و تجربههای پشت صحنه این پروژه از زبان یکی از طراحان آن.🪑
منتظر دیدار شما در این ویژهبرنامه هستیم
لینک ثبتنام:https://survey.porsline.ir/s/6VH40OK8
#خانه_طراحی_راشا @rashahouse
۳۳
۱۹:۲۱
به نیت امام شهیدمانبسم الله ؛
دست در دست هم نیّت کردهایم به هر تعدادی از عزاداران و تشییع کنندگان رهبر شهیدمان که در توان داریم در مسیر منتهی به مصلی غذا و شربت توزیع کنیم
هر کس به اندازه ارادتش به این شهید مقتدر و قائد بی بدیل امت میتواند نقشی ایفا کند:
۶۲۱۹۸۶۱۹۷۸۹۰۱۶۵۹IR۹۲۰۵۶۰۶۱۱۸۲۸۰۰۵۸۵۷۶۲۶۱۰۱محمد رحمانی گورجی
بیاییم با هم حماسهای رقم بزنیمدرشان رهبر شهیدمان و تاریخساز برای شیعیان جهان
عزیزان میتوانند در صورت تمایل به خدمت در موکب (واقع در میدان آرژانتین) به آیدی زیر پیام بدهند:
@mehrastan_admin
(... خلاصه هر کی هرچه در توان دارد بسم الله ...)
ارادتمند؛خادم شما در موکب مهرآستان
دست در دست هم نیّت کردهایم به هر تعدادی از عزاداران و تشییع کنندگان رهبر شهیدمان که در توان داریم در مسیر منتهی به مصلی غذا و شربت توزیع کنیم
هر کس به اندازه ارادتش به این شهید مقتدر و قائد بی بدیل امت میتواند نقشی ایفا کند:
بیاییم با هم حماسهای رقم بزنیمدرشان رهبر شهیدمان و تاریخساز برای شیعیان جهان
عزیزان میتوانند در صورت تمایل به خدمت در موکب (واقع در میدان آرژانتین) به آیدی زیر پیام بدهند:
@mehrastan_admin
(... خلاصه هر کی هرچه در توان دارد بسم الله ...)
ارادتمند؛خادم شما در موکب مهرآستان
۱۰۸
۱۵:۰۰
@m_rahmani_g
۱۲۳
۲۲:۲۳
27e5a619-en.pdf
۲.۸ مگابایت
A Conceptual Foundation for the Development of a Lifelong Learning Measurement Framework
این گزارش پژوهشی در سال ۲۰۲۶ توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) و در مجموعه OECD Education Working Papers منتشر شده است.
گزارش تلاش میکند چارچوبی تازه برای سنجش «یادگیری مادامالعمر» ارائه کند؛ چارچوبی که یادگیری را به مدرسه، دانشگاه، مدرک و دورههای رسمی محدود نمیکند و یادگیری در محیط کار، خانواده، جامعه و سایر موقعیتهای رسمی و غیررسمی را نیز در نظر میگیرد.
یکی از ایدههای محوری گزارش، تحلیل نظام یادگیری بر اساس سه مؤلفه است: تقاضا برای یادگیری، عرضه فرصتهای یادگیری و سازوکارهای هماهنگکننده میان این دو.
۴۳
۸:۱۳
#یادداشت مهر ۱۴۰۵؛ مدرسه را باز نکنیم، یادگیری را بازسازی کنیم
چند هفته دیگر، مدارس ایران سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶ را آغاز خواهند کرد. در نگاه نخست، مسئله آشناست: ثبتنام دانشآموزان، سازماندهی معلمان، آمادهسازی کلاسها، توزیع کتابها و آغاز رسمی تدریس. اما شاید مهمترین خطای سیاستی ما همین باشد که تصور کنیم مسئله مهر امسال، مانند هر سال، «بازگشایی مدرسه» است. نسلی که در مهر ۱۴۰۵ وارد کلاس درس میشود، نسلی نیست که مسیر آموزشی پیوسته و متعارفی را طی کرده باشد. بخشی از کودکی و نوجوانی او در تعطیلیهای طولانی کرونا و آموزش مجازی گذشته و اکنون نیز تجربه جنگ، تعطیلی مجدد، نااطمینانی و گسست از نظم عادی زندگی را پشت سر گذاشته است. بنابراین پرسش مهر امسال نباید فقط این باشد که «مدارس چگونه باز شوند؟»؛ پرسش مهمتر این است که یادگیری چگونه دوباره برقرار شود؟
گزارش تازه OECD با عنوان A Conceptual Foundation for the Development of a Lifelong Learning Measurement Framework از این جهت برای ما قابل تأمل است. گزارش، یکی از مفروضات ریشهدار نظامهای آموزشی را به چالش میکشد: اینکه یادگیری را میتوان عمدتاً با حضور در نهادهای رسمی، گذراندن دورهها، دریافت مدرک و نتایج تحصیلی اندازه گرفت. OECD پیشنهاد میکند یادگیری را در سراسر زندگی و در محیطهای متنوع ببینیم؛ از مدرسه و دانشگاه گرفته تا خانواده، محیط کار، جامعه، شبکههای اجتماعی و محیط دیجیتال. در این نگاه، نظام یادگیری حاصل نسبت میان سه مؤلفه است: نیاز و تقاضای افراد و جامعه برای یادگیری، فرصتهایی که برای یادگیری عرضه میشود و سازوکارهایی که این دو را به یکدیگر متصل میکنند.
این تغییر زاویه دید برای وضعیت امروز ایران بسیار مهم است. در سالهای گذشته، هرگاه مدرسه تعطیل شده، مسئله سیاستگذار عمدتاً «جبران آموزش» بوده است: کلاس آنلاین برگزار کنیم، محتوا در شاد قرار دهیم، ساعات تدریس را جبران کنیم یا برنامه امتحانات را تغییر دهیم. همه این اقدامات ممکن است ضروری باشند، اما مسئلهای بزرگتر را نادیده میگیرند. تعطیلی مدرسه فقط موجب از دست رفتن چند ساعت ریاضی، علوم یا فارسی نمیشود؛ شبکه یادگیری کودک را مختل میکند. رابطه روزانه با معلم، گفتوگو با همسالان، نظم زمانی زندگی، تجربه فعالیت جمعی، مواجهه با تفاوتها، مسئولیتپذیری، بازی، رقابت، همکاری و حتی مسیر رفتوآمد به مدرسه، همگی بخشی از اکوسیستم یادگیریاند.
از همین رو، خسارت چند سال اخیر را نیز نباید فقط با «افت تحصیلی» اندازه گرفت. ممکن است دانشآموز بتواند مسئله ریاضی پایه قبل را حل کند، اما آیا هنوز میتواند یک کار را تا پایان دنبال کند؟ آیا میتواند در یک گروه فعالیت کند؟ آیا دامنه روابط اجتماعی او کاهش یافته است؟ نسبت او با تلفن همراه و جهان دیجیتال چگونه تغییر کرده؟ انگیزه او برای یادگیری چیست؟ چه میزان احساس تعلق به مدرسه دارد؟ در چه چیزهایی خارج از مدرسه مهارت پیدا کرده است؟ جنگ چه تغییری در احساس امنیت، تصور آینده و مسئولیت اجتماعی او ایجاد کرده است؟ اگر این پرسشها را نپرسیم، بخش مهمی از واقعیت تربیتی نسل جدید اساساً در آمارهای رسمی ما دیده نخواهد شد.
حتی باید یک گام جلوتر رفت. تجربه تعطیلیها فقط «فقدان» تولید نکرده است؛ شکلهای تازهای از یادگیری نیز پدید آورده است. کودکی که در خانه با ابزارهای دیجیتال کار کرده، نوجوانی که در شرایط جنگ مسئولیتی خانوادگی یا اجتماعی پذیرفته، دانشآموزی که از طریق شبکههای اجتماعی چیزی آموخته یا در یک فعالیت داوطلبانه مشارکت کرده است، لزوماً در این سالها «یاد نگرفته» نیست؛ او جای دیگری و چیز دیگری یاد گرفته است. مسئله اینجاست که مدرسه ما معمولاً قادر به دیدن، اعتباربخشی و امتداد دادن این یادگیریها نیست. دانشآموز در اول مهر وارد مدرسه میشود و نظام آموزشی تقریباً از همان نقطهای با او برخورد میکند که گویی تنها اتفاق مهم تابستان، تعطیل بودن کلاس درس بوده است.
گزارش OECD از همین منظر یک دلالت مهم برای سیاستگذاری ما دارد: به جای آنکه صرفاً «نظام آمار آموزشی» داشته باشیم، به نظام پایش مسیر رشد و یادگیری نیاز داریم. در مهر ۱۴۰۵، شاید پیش از آنکه از مدارس بخواهیم حجم بزرگی از محتوای عقبمانده را جبران کنند، باید از آنها بخواهیم وضعیت واقعی دانشآموزان را کشف کنند. نه فقط آزمون ریاضی و فارسی، بلکه تصویری از وضعیت شناختی، اجتماعی، عاطفی، مهارتی و انگیزشی آنان. هر مدرسه باید بداند دانشآموزی که امروز مقابل او نشسته، در این چند سال چه چیزی از دست داده، چه چیزی به دست آورده و برای ادامه مسیر به چه نوع فرصت یادگیری نیاز دارد.
چند هفته دیگر، مدارس ایران سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶ را آغاز خواهند کرد. در نگاه نخست، مسئله آشناست: ثبتنام دانشآموزان، سازماندهی معلمان، آمادهسازی کلاسها، توزیع کتابها و آغاز رسمی تدریس. اما شاید مهمترین خطای سیاستی ما همین باشد که تصور کنیم مسئله مهر امسال، مانند هر سال، «بازگشایی مدرسه» است. نسلی که در مهر ۱۴۰۵ وارد کلاس درس میشود، نسلی نیست که مسیر آموزشی پیوسته و متعارفی را طی کرده باشد. بخشی از کودکی و نوجوانی او در تعطیلیهای طولانی کرونا و آموزش مجازی گذشته و اکنون نیز تجربه جنگ، تعطیلی مجدد، نااطمینانی و گسست از نظم عادی زندگی را پشت سر گذاشته است. بنابراین پرسش مهر امسال نباید فقط این باشد که «مدارس چگونه باز شوند؟»؛ پرسش مهمتر این است که یادگیری چگونه دوباره برقرار شود؟
گزارش تازه OECD با عنوان A Conceptual Foundation for the Development of a Lifelong Learning Measurement Framework از این جهت برای ما قابل تأمل است. گزارش، یکی از مفروضات ریشهدار نظامهای آموزشی را به چالش میکشد: اینکه یادگیری را میتوان عمدتاً با حضور در نهادهای رسمی، گذراندن دورهها، دریافت مدرک و نتایج تحصیلی اندازه گرفت. OECD پیشنهاد میکند یادگیری را در سراسر زندگی و در محیطهای متنوع ببینیم؛ از مدرسه و دانشگاه گرفته تا خانواده، محیط کار، جامعه، شبکههای اجتماعی و محیط دیجیتال. در این نگاه، نظام یادگیری حاصل نسبت میان سه مؤلفه است: نیاز و تقاضای افراد و جامعه برای یادگیری، فرصتهایی که برای یادگیری عرضه میشود و سازوکارهایی که این دو را به یکدیگر متصل میکنند.
این تغییر زاویه دید برای وضعیت امروز ایران بسیار مهم است. در سالهای گذشته، هرگاه مدرسه تعطیل شده، مسئله سیاستگذار عمدتاً «جبران آموزش» بوده است: کلاس آنلاین برگزار کنیم، محتوا در شاد قرار دهیم، ساعات تدریس را جبران کنیم یا برنامه امتحانات را تغییر دهیم. همه این اقدامات ممکن است ضروری باشند، اما مسئلهای بزرگتر را نادیده میگیرند. تعطیلی مدرسه فقط موجب از دست رفتن چند ساعت ریاضی، علوم یا فارسی نمیشود؛ شبکه یادگیری کودک را مختل میکند. رابطه روزانه با معلم، گفتوگو با همسالان، نظم زمانی زندگی، تجربه فعالیت جمعی، مواجهه با تفاوتها، مسئولیتپذیری، بازی، رقابت، همکاری و حتی مسیر رفتوآمد به مدرسه، همگی بخشی از اکوسیستم یادگیریاند.
از همین رو، خسارت چند سال اخیر را نیز نباید فقط با «افت تحصیلی» اندازه گرفت. ممکن است دانشآموز بتواند مسئله ریاضی پایه قبل را حل کند، اما آیا هنوز میتواند یک کار را تا پایان دنبال کند؟ آیا میتواند در یک گروه فعالیت کند؟ آیا دامنه روابط اجتماعی او کاهش یافته است؟ نسبت او با تلفن همراه و جهان دیجیتال چگونه تغییر کرده؟ انگیزه او برای یادگیری چیست؟ چه میزان احساس تعلق به مدرسه دارد؟ در چه چیزهایی خارج از مدرسه مهارت پیدا کرده است؟ جنگ چه تغییری در احساس امنیت، تصور آینده و مسئولیت اجتماعی او ایجاد کرده است؟ اگر این پرسشها را نپرسیم، بخش مهمی از واقعیت تربیتی نسل جدید اساساً در آمارهای رسمی ما دیده نخواهد شد.
حتی باید یک گام جلوتر رفت. تجربه تعطیلیها فقط «فقدان» تولید نکرده است؛ شکلهای تازهای از یادگیری نیز پدید آورده است. کودکی که در خانه با ابزارهای دیجیتال کار کرده، نوجوانی که در شرایط جنگ مسئولیتی خانوادگی یا اجتماعی پذیرفته، دانشآموزی که از طریق شبکههای اجتماعی چیزی آموخته یا در یک فعالیت داوطلبانه مشارکت کرده است، لزوماً در این سالها «یاد نگرفته» نیست؛ او جای دیگری و چیز دیگری یاد گرفته است. مسئله اینجاست که مدرسه ما معمولاً قادر به دیدن، اعتباربخشی و امتداد دادن این یادگیریها نیست. دانشآموز در اول مهر وارد مدرسه میشود و نظام آموزشی تقریباً از همان نقطهای با او برخورد میکند که گویی تنها اتفاق مهم تابستان، تعطیل بودن کلاس درس بوده است.
گزارش OECD از همین منظر یک دلالت مهم برای سیاستگذاری ما دارد: به جای آنکه صرفاً «نظام آمار آموزشی» داشته باشیم، به نظام پایش مسیر رشد و یادگیری نیاز داریم. در مهر ۱۴۰۵، شاید پیش از آنکه از مدارس بخواهیم حجم بزرگی از محتوای عقبمانده را جبران کنند، باید از آنها بخواهیم وضعیت واقعی دانشآموزان را کشف کنند. نه فقط آزمون ریاضی و فارسی، بلکه تصویری از وضعیت شناختی، اجتماعی، عاطفی، مهارتی و انگیزشی آنان. هر مدرسه باید بداند دانشآموزی که امروز مقابل او نشسته، در این چند سال چه چیزی از دست داده، چه چیزی به دست آورده و برای ادامه مسیر به چه نوع فرصت یادگیری نیاز دارد.
۳۹
۸:۱۳
این تغییر، معنای «جبران» را نیز عوض میکند. جبران آموزشی الزاماً به معنای افزودن ساعت تدریس نیست. برای یک دانشآموز ممکن است کلاس تقویتی لازم باشد؛ برای دیگری بازسازی رابطه با گروه همسالان؛ برای سومی فعالیت ورزشی و جمعی؛ برای دیگری یک پروژه واقعی و تجربه موفقیت؛ و برای دانشآموز دیگری گفتوگو درباره تجربه جنگ و آینده. اگر مسئله را اکوسیستمی ببینیم، مدرسه دیگر تنها عرضهکننده کلاس نیست؛ باید بتواند مجموعهای از فرصتهای یادگیری را در خانواده، محله، مسجد، کتابخانه، مجموعه فرهنگی، فضای دیجیتال، محیط کار و گروه همسالان به یکدیگر متصل کند.
از این منظر، شاید یکی از خطاهای بزرگ در مواجهه با بحرانهای گذشته این بوده است که هر بار تلاش کردهایم «مدرسه حضوری» را با «مدرسه مجازی» جایگزین کنیم؛ گویی مدرسه اساساً یک خط انتقال محتواست و اگر این خط از کلاس به تلفن همراه منتقل شود، کارکرد اصلی آن حفظ شده است. تجربه کرونا و جنگ باید ما را به نتیجهای عمیقتر برساند: مدرسه بیش از آنکه ساختمان یا برنامه درسی باشد، یک گره در شبکه تربیت است. اگر این گره از کار بیفتد، باید شبکه را فعال کرد، نه اینکه صرفاً محتوای کلاس را از کانال دیگری منتقل کنیم.
این تلقی برای شرایط جنگی آینده نیز دلالت مهمی دارد. اگر نااطمینانی امنیتی بخشی از واقعیت پیش روی کشور باشد، نظام آموزشوپرورش نمیتواند هر بار میان دو وضعیت «مدرسه باز» و «مدرسه تعطیل» جابهجا شود. ما به الگوی تابآوری تربیتی نیاز داریم؛ الگویی که در آن یادگیری بتواند در شرایط اختلال نیز از طریق شبکهای از خانواده، معلم، گروه همسالان، نهادهای محلی و زیرساخت دیجیتال ادامه پیدا کند. مدرسه در این مدل مرکز هماهنگی شبکه یادگیری است، نه تنها مکان وقوع آن.
بنابراین، آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵ فرصتی برای یک تصمیم مهم است. میتوانیم دوباره زنگ مدرسه را بزنیم، دانشآموزان را سر کلاس بنشانیم و از معلمان بخواهیم کتاب را از صفحه اول آغاز کنند؛ یا بپذیریم نسلی که به مدرسه بازمیگردد، تجربهای غیرعادی از کودکی و نوجوانی پشت سر گذاشته و بازگشت او نیازمند چیزی فراتر از بازگشایی ساختمانهاست.
مهر ۱۴۰۵ باید آغاز پروژه ملی «بازیابی یادگیری» باشد؛ اما بازیابی نه به معنای جبران چند فصل کتاب درسی، بلکه به معنای بازشناسی و بازسازی اکوسیستم یادگیری کودک ایرانی. شاید مهمترین درس سالهای تعطیلی همین باشد: مدرسه میتواند تعطیل شود، اما تربیت تعطیل نمیشود. سؤال سیاستگذار این است که وقتی مدرسه از مدار خارج میشود، چه کسانی، در چه محیطهایی، چه چیزهایی به فرزندان ما میآموزند؛ و چگونه میتوان همه این ظرفیتها را دوباره در خدمت رشد آنان قرار داد.
@m_rahmani_g
از این منظر، شاید یکی از خطاهای بزرگ در مواجهه با بحرانهای گذشته این بوده است که هر بار تلاش کردهایم «مدرسه حضوری» را با «مدرسه مجازی» جایگزین کنیم؛ گویی مدرسه اساساً یک خط انتقال محتواست و اگر این خط از کلاس به تلفن همراه منتقل شود، کارکرد اصلی آن حفظ شده است. تجربه کرونا و جنگ باید ما را به نتیجهای عمیقتر برساند: مدرسه بیش از آنکه ساختمان یا برنامه درسی باشد، یک گره در شبکه تربیت است. اگر این گره از کار بیفتد، باید شبکه را فعال کرد، نه اینکه صرفاً محتوای کلاس را از کانال دیگری منتقل کنیم.
این تلقی برای شرایط جنگی آینده نیز دلالت مهمی دارد. اگر نااطمینانی امنیتی بخشی از واقعیت پیش روی کشور باشد، نظام آموزشوپرورش نمیتواند هر بار میان دو وضعیت «مدرسه باز» و «مدرسه تعطیل» جابهجا شود. ما به الگوی تابآوری تربیتی نیاز داریم؛ الگویی که در آن یادگیری بتواند در شرایط اختلال نیز از طریق شبکهای از خانواده، معلم، گروه همسالان، نهادهای محلی و زیرساخت دیجیتال ادامه پیدا کند. مدرسه در این مدل مرکز هماهنگی شبکه یادگیری است، نه تنها مکان وقوع آن.
بنابراین، آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵ فرصتی برای یک تصمیم مهم است. میتوانیم دوباره زنگ مدرسه را بزنیم، دانشآموزان را سر کلاس بنشانیم و از معلمان بخواهیم کتاب را از صفحه اول آغاز کنند؛ یا بپذیریم نسلی که به مدرسه بازمیگردد، تجربهای غیرعادی از کودکی و نوجوانی پشت سر گذاشته و بازگشت او نیازمند چیزی فراتر از بازگشایی ساختمانهاست.
مهر ۱۴۰۵ باید آغاز پروژه ملی «بازیابی یادگیری» باشد؛ اما بازیابی نه به معنای جبران چند فصل کتاب درسی، بلکه به معنای بازشناسی و بازسازی اکوسیستم یادگیری کودک ایرانی. شاید مهمترین درس سالهای تعطیلی همین باشد: مدرسه میتواند تعطیل شود، اما تربیت تعطیل نمیشود. سؤال سیاستگذار این است که وقتی مدرسه از مدار خارج میشود، چه کسانی، در چه محیطهایی، چه چیزهایی به فرزندان ما میآموزند؛ و چگونه میتوان همه این ظرفیتها را دوباره در خدمت رشد آنان قرار داد.
@m_rahmani_g
۵۴
۸:۱۳
گفتاری در فرهنگ | محمد رحمانی:#یادداشتاهمیت مطالعه بر سیره مبارزاتی ائمه اطهار
امروز جناب آقای شریعتنژاد، معاون تبلیغات حرم مطهر رضوی، روایتی نقل میکرد که این روزها، در ایام شهادت امام رضا علیهالسلام، به آن فکر میکنم. میگفت پیش از جنگ دوازدهروزه، در مشهد جریانی را برای شناسایی خطبا و مبلغان جوان و اهل فضل آغاز کرده بودند و در این مسیر حدود دوازده خطیب جوان شناسایی شدند. فرصتی فراهم شد تا یکی از این خطبا برای نخستین بار در مجلس روضه خصوصی #رهبر_انقلاب سخنرانی کند. موضوع سخنرانی او «سنتهای الهی» بود. در پایان مجلس، رهبر انقلاب ضمن تمجید از سخنران، مطالبهای قدیمی را دوباره یادآوری کردند: حوزه باید بیش از آنچه تاکنون کرده است، بر «سیره مبارزاتی ائمه اطهار علیهمالسلام» کار کند.
به روایت آقای شریعتنژاد، تا پیش از شهادت رهبر انقلاب، هشت مرتبه این فرصت فراهم شد که خطبای جوان در این مجالس حضور پیدا کنند و این مطالبه در آن جلسات مکرراً مورد تأکید قرار گرفت. رهبر انقلاب در تفسیر مطالبه خود میفرمودند «سیره مبارزاتی» را نباید با «سیره سیاسی» یکی گرفت. برای شناخت سیره سیاسی، گاه میتوان به گزارشهای تاریخی مراجعه کرد و مناسبات امام با خلفا، حاکمان، گروههای اجتماعی و حوادث زمانه را بازسازی کرد؛ اما کشف سیره مبارزاتی نیازمند یک لایه عمیقتر از تحلیل است. باید مجموعه روایات، احادیث، ارتباطات، موضعگیریها و حتی رفتارهایی را که در نگاه نخست سیاسی به نظر نمیرسند، کنار یکدیگر گذاشت تا منطق مبارزه امام آشکار شود.
نمونهای که در همان جلسات مطرح شده بود، درباره روزهای پایانی زندگی امام جواد علیهالسلام بود. بنا بر این نقل، حضرت پیامی را به خادم خود میسپارند و در همان شب، آن پیام به حدود چهل نفر از اصحاب ایشان میرسد. اگر این روایت صرفاً بهعنوان یک واقعه تاریخی خوانده شود، شاید تنها گزارشی از ارتباط امام با اصحابش باشد؛ اما وقتی آن را در متن خفقان سیاسی آن دوران قرار دهیم، معنای دیگری پیدا میکند: امامی جوان، زیر شدیدترین فشار و مراقبت دستگاه خلافت، شبکهای از اصحاب دارد که قادر است در زمانی کوتاه پیامی را میان دهها نفر منتقل کند. اینجا دیگر فقط با یک «خبر تاریخی» مواجه نیستیم؛ با نشانهای از یک شبکه، یک سازمان ارتباطی و احتمالاً بخشی از سازوکار مبارزاتی امام مواجهیم.
شاید یکی از مشکلات ما در شناخت اهلبیت علیهمالسلام همین باشد که تاریخ آنان را بسیار خواندهایم، اما کمتر آن را با «پرسش از مبارزه» خواندهایم. میدانیم امام رضا علیهالسلام از مدینه به مرو آمد؛ میدانیم مأمون ولایتعهدی را به ایشان تحمیل کرد؛ مناظرات حضرت را میشناسیم و از نماز عید و حدیث سلسلةالذهب شنیدهایم. اما اگر همین حوادث را نه بهصورت وقایعی منفصل، بلکه با این پرسش دوباره بخوانیم که «امام در دل ساختار قدرت مأمون چگونه مبارزه میکرد؟»، شاید تصویر متفاوتی از سیره رضوی پیش روی ما قرار گیرد.
از این منظر، پذیرش ولایتعهدی دیگر صرفاً یک واقعه پیچیده سیاسی نیست؛ میتوان آن را بخشی از مواجههای دانست که در آن مأمون میکوشید امام را درون نظم سیاسی خود تعریف و مهار کند و امام، همان موقعیت تحمیلی را به بستری برای آشکارکردن مرز میان امامت و خلافت تبدیل میکرد. مناظرات امام نیز صرفاً نمایش توانایی علمی ایشان نیست؛ میتواند بخشی از تثبیت مرجعیت معرفتی امام در برابر دستگاهی باشد که میکوشید مرجعیت سیاسی و معرفتی را یکجا در اختیار داشته باشد. حتی حرکت حضرت از مدینه تا مرو را میتوان با پرسش از شبکه اجتماعی شیعه، ارتباط امام با مردم و گسترش مرجعیت اهلبیت دوباره مطالعه کرد.
این نوع خواندن، البته با افزودن چند تعبیر حماسی به تاریخ ائمه تفاوت دارد. قرار نیست هر رفتار امام را به زور «مبارزه سیاسی» بنامیم. مسئله دقیقاً کشف منطق کنش امام از دل مجموعه شواهد است؛ اینکه امام چگونه در شرایطی که امکان قیام آشکار وجود ندارد، هویت میسازد، شبکه حفظ میکند، مرجعیت ایجاد میکند، دستگاه قدرت را در تصاحب معنای دین ناکام میگذارد و جامعه مؤمنان را برای استمرار یک مسیر تاریخی آماده میکند. شاید به همین دلیل است که استخراج سیره مبارزاتی بیش از نقل تاریخ، محتاج «تحلیل» است.
اگر چنین دریچهای گشوده شود، حتی زیارت امام رضا علیهالسلام نیز میتواند معنایی فراتر پیدا کند. ما در برابر امامی ایستادهایم که فقط موضوع محبت و توسل ما نیست؛ صاحب یک تجربه تاریخی برای حفظ و پیشبرد جبهه حق در متن یک نظم مسلط است. امامی که باید علاوه بر فضائل، کرامات و معارفش، «منطق کنش» او را نیز شناخت.
شاید یکی از کارهای برزمینمانده حوزه و اندیشه دینی همین باشد: بازگشت دوباره به منابع روایی با پرسش از «سیره مبارزاتی». نه برای اینکه تصویری از پیشساخته را بر روایات تحمیل کنیم، بلکه برای آنکه از میان صدها روایت پر
امروز جناب آقای شریعتنژاد، معاون تبلیغات حرم مطهر رضوی، روایتی نقل میکرد که این روزها، در ایام شهادت امام رضا علیهالسلام، به آن فکر میکنم. میگفت پیش از جنگ دوازدهروزه، در مشهد جریانی را برای شناسایی خطبا و مبلغان جوان و اهل فضل آغاز کرده بودند و در این مسیر حدود دوازده خطیب جوان شناسایی شدند. فرصتی فراهم شد تا یکی از این خطبا برای نخستین بار در مجلس روضه خصوصی #رهبر_انقلاب سخنرانی کند. موضوع سخنرانی او «سنتهای الهی» بود. در پایان مجلس، رهبر انقلاب ضمن تمجید از سخنران، مطالبهای قدیمی را دوباره یادآوری کردند: حوزه باید بیش از آنچه تاکنون کرده است، بر «سیره مبارزاتی ائمه اطهار علیهمالسلام» کار کند.
به روایت آقای شریعتنژاد، تا پیش از شهادت رهبر انقلاب، هشت مرتبه این فرصت فراهم شد که خطبای جوان در این مجالس حضور پیدا کنند و این مطالبه در آن جلسات مکرراً مورد تأکید قرار گرفت. رهبر انقلاب در تفسیر مطالبه خود میفرمودند «سیره مبارزاتی» را نباید با «سیره سیاسی» یکی گرفت. برای شناخت سیره سیاسی، گاه میتوان به گزارشهای تاریخی مراجعه کرد و مناسبات امام با خلفا، حاکمان، گروههای اجتماعی و حوادث زمانه را بازسازی کرد؛ اما کشف سیره مبارزاتی نیازمند یک لایه عمیقتر از تحلیل است. باید مجموعه روایات، احادیث، ارتباطات، موضعگیریها و حتی رفتارهایی را که در نگاه نخست سیاسی به نظر نمیرسند، کنار یکدیگر گذاشت تا منطق مبارزه امام آشکار شود.
نمونهای که در همان جلسات مطرح شده بود، درباره روزهای پایانی زندگی امام جواد علیهالسلام بود. بنا بر این نقل، حضرت پیامی را به خادم خود میسپارند و در همان شب، آن پیام به حدود چهل نفر از اصحاب ایشان میرسد. اگر این روایت صرفاً بهعنوان یک واقعه تاریخی خوانده شود، شاید تنها گزارشی از ارتباط امام با اصحابش باشد؛ اما وقتی آن را در متن خفقان سیاسی آن دوران قرار دهیم، معنای دیگری پیدا میکند: امامی جوان، زیر شدیدترین فشار و مراقبت دستگاه خلافت، شبکهای از اصحاب دارد که قادر است در زمانی کوتاه پیامی را میان دهها نفر منتقل کند. اینجا دیگر فقط با یک «خبر تاریخی» مواجه نیستیم؛ با نشانهای از یک شبکه، یک سازمان ارتباطی و احتمالاً بخشی از سازوکار مبارزاتی امام مواجهیم.
شاید یکی از مشکلات ما در شناخت اهلبیت علیهمالسلام همین باشد که تاریخ آنان را بسیار خواندهایم، اما کمتر آن را با «پرسش از مبارزه» خواندهایم. میدانیم امام رضا علیهالسلام از مدینه به مرو آمد؛ میدانیم مأمون ولایتعهدی را به ایشان تحمیل کرد؛ مناظرات حضرت را میشناسیم و از نماز عید و حدیث سلسلةالذهب شنیدهایم. اما اگر همین حوادث را نه بهصورت وقایعی منفصل، بلکه با این پرسش دوباره بخوانیم که «امام در دل ساختار قدرت مأمون چگونه مبارزه میکرد؟»، شاید تصویر متفاوتی از سیره رضوی پیش روی ما قرار گیرد.
از این منظر، پذیرش ولایتعهدی دیگر صرفاً یک واقعه پیچیده سیاسی نیست؛ میتوان آن را بخشی از مواجههای دانست که در آن مأمون میکوشید امام را درون نظم سیاسی خود تعریف و مهار کند و امام، همان موقعیت تحمیلی را به بستری برای آشکارکردن مرز میان امامت و خلافت تبدیل میکرد. مناظرات امام نیز صرفاً نمایش توانایی علمی ایشان نیست؛ میتواند بخشی از تثبیت مرجعیت معرفتی امام در برابر دستگاهی باشد که میکوشید مرجعیت سیاسی و معرفتی را یکجا در اختیار داشته باشد. حتی حرکت حضرت از مدینه تا مرو را میتوان با پرسش از شبکه اجتماعی شیعه، ارتباط امام با مردم و گسترش مرجعیت اهلبیت دوباره مطالعه کرد.
این نوع خواندن، البته با افزودن چند تعبیر حماسی به تاریخ ائمه تفاوت دارد. قرار نیست هر رفتار امام را به زور «مبارزه سیاسی» بنامیم. مسئله دقیقاً کشف منطق کنش امام از دل مجموعه شواهد است؛ اینکه امام چگونه در شرایطی که امکان قیام آشکار وجود ندارد، هویت میسازد، شبکه حفظ میکند، مرجعیت ایجاد میکند، دستگاه قدرت را در تصاحب معنای دین ناکام میگذارد و جامعه مؤمنان را برای استمرار یک مسیر تاریخی آماده میکند. شاید به همین دلیل است که استخراج سیره مبارزاتی بیش از نقل تاریخ، محتاج «تحلیل» است.
اگر چنین دریچهای گشوده شود، حتی زیارت امام رضا علیهالسلام نیز میتواند معنایی فراتر پیدا کند. ما در برابر امامی ایستادهایم که فقط موضوع محبت و توسل ما نیست؛ صاحب یک تجربه تاریخی برای حفظ و پیشبرد جبهه حق در متن یک نظم مسلط است. امامی که باید علاوه بر فضائل، کرامات و معارفش، «منطق کنش» او را نیز شناخت.
شاید یکی از کارهای برزمینمانده حوزه و اندیشه دینی همین باشد: بازگشت دوباره به منابع روایی با پرسش از «سیره مبارزاتی». نه برای اینکه تصویری از پیشساخته را بر روایات تحمیل کنیم، بلکه برای آنکه از میان صدها روایت پر
۲۵
۱۲:۲۰
اکنده، شبکه ارتباطات، شیوههای تولید و توزیع معنا، نحوه مواجهه با قدرت، تربیت اصحاب، حفظ جبهه مؤمنان و تدابیر ائمه برای امتداد تاریخی جریان امامت را استخراج کنیم.
روز شهادت امام رضا علیهالسلام، شاید فرصت مناسبی باشد که در کنار سوگواری برای غربت آن امام، از غربت بخشی از سیره او نیز سخن بگوییم؛ سیره امامی که بسیار زیارتش کردهایم، بسیار از علم و کرامتش گفتهایم، اما هنوز جای آن دارد که «مبارزهاش» را عمیقتر بشناسیم.
@m_rahmani_g
روز شهادت امام رضا علیهالسلام، شاید فرصت مناسبی باشد که در کنار سوگواری برای غربت آن امام، از غربت بخشی از سیره او نیز سخن بگوییم؛ سیره امامی که بسیار زیارتش کردهایم، بسیار از علم و کرامتش گفتهایم، اما هنوز جای آن دارد که «مبارزهاش» را عمیقتر بشناسیم.
@m_rahmani_g
۲۶
۱۲:۲۰