دشمن اول ذهنها را میگیرد، بعد میدانها را
چندی پیش از یکی از مجموعههای فعال در حوزه رسانه و افکار عمومی نقل میشد که در ایام تشدید درگیریها، بودجه برنامههای مرتبط با جنگ شناختی آنان قطع شد؛ با این استدلال که اکنون اولویت با جنگ فیزیکی است. این تصمیم، صرفاً یک خطای بودجهای نبود؛ نشانه نوعی خطای راهبردی بود. گویی هنوز در بخشی از نظام تصمیمگیری ما، جنگ شناختی امری تزئینی و حاشیهای تلقی میشود؛ چیزی که اگر منابع اضافه ماند، میتوان به آن پرداخت. حال آنکه در همان لحظهای که موشکها شلیک میشوند، هزاران روایت نیز همزمان در حال شلیکاند؛ روایتهایی که میتوانند پیروزی را شکست جلوه دهند، مقاومت را بیتدبیری بنامند و جنایت را دفاع مشروع معرفی کنند.
در بسیاری از بزنگاههای تاریخی، ملتها نه فقط با گلوله و موشک، بلکه با روایتها شکست خوردهاند. اگر جنگ نظامی، تصرف زمین و زیرساخت است، جنگ شناختی تصرف ذهن، اراده و ادراک مردم است؛ و گاه خسارت دومی از اولی عمیقتر و ماندگارتر میشود. کشوری که در میدان نظامی مقاومت کند اما در ذهن مردم خود، دشمن را صادق، منجی یا قدرتمند بپندارد، عملاً بخشی از جنگ را واگذار کرده است. از همین رو، اگر جنگ شناختی اهمیتی بالاتر از جنگ فیزیکی نداشته باشد، بیتردید همتراز آن است.
مسئله نگرانکنندهتر آن است که در نتیجه این غفلت مزمن، برخی چهرهها و رسانههای معاند در ناخودآگاه جمعی جامعه، چهرهای سفیدشده و معتبر یافتهاند. وقتی نام ترامپ برای بخشی از افکار عمومی با «صراحت» و «راستگویی» تداعی میشود، یا BBC با سابقه طولانی عملیات رسانهای، در ذهن عدهای رسانهای حرفهای و بیطرف تلقی میشود، باید فهمید که دشمن فقط پیام نفرستاده، بلکه در ساخت دستگاه ادراک ما نفوذ کرده است. این همان نقطهای است که جنگ شناختی از یک بحث رسانهای ساده فراتر میرود و به مسئله امنیت ملی بدل میشود.
امروز نیازمند بازتعریف اولویتها هستیم. همانگونه که برای پدافند هوایی، بودجه و فرماندهی و آمادگی دائمی قائل میشویم، برای پدافند شناختی نیز باید ساختار، سرمایه و نیروی انسانی جدی در نظر گرفت. مدیریت افکار عمومی، اقناع اجتماعی، تولید روایت معتبر، پاسخ سریع به عملیات روانی و بازسازی اعتماد عمومی، امور تشریفاتی نیستند؛ اینها خطوط مقدم دفاع ملیاند. در جهان جدید، کشوری پیروز است که هم مرزهایش محفوظ بماند و هم ذهن مردمش فتح نشود.
@m_rahmani_g
چندی پیش از یکی از مجموعههای فعال در حوزه رسانه و افکار عمومی نقل میشد که در ایام تشدید درگیریها، بودجه برنامههای مرتبط با جنگ شناختی آنان قطع شد؛ با این استدلال که اکنون اولویت با جنگ فیزیکی است. این تصمیم، صرفاً یک خطای بودجهای نبود؛ نشانه نوعی خطای راهبردی بود. گویی هنوز در بخشی از نظام تصمیمگیری ما، جنگ شناختی امری تزئینی و حاشیهای تلقی میشود؛ چیزی که اگر منابع اضافه ماند، میتوان به آن پرداخت. حال آنکه در همان لحظهای که موشکها شلیک میشوند، هزاران روایت نیز همزمان در حال شلیکاند؛ روایتهایی که میتوانند پیروزی را شکست جلوه دهند، مقاومت را بیتدبیری بنامند و جنایت را دفاع مشروع معرفی کنند.
در بسیاری از بزنگاههای تاریخی، ملتها نه فقط با گلوله و موشک، بلکه با روایتها شکست خوردهاند. اگر جنگ نظامی، تصرف زمین و زیرساخت است، جنگ شناختی تصرف ذهن، اراده و ادراک مردم است؛ و گاه خسارت دومی از اولی عمیقتر و ماندگارتر میشود. کشوری که در میدان نظامی مقاومت کند اما در ذهن مردم خود، دشمن را صادق، منجی یا قدرتمند بپندارد، عملاً بخشی از جنگ را واگذار کرده است. از همین رو، اگر جنگ شناختی اهمیتی بالاتر از جنگ فیزیکی نداشته باشد، بیتردید همتراز آن است.
مسئله نگرانکنندهتر آن است که در نتیجه این غفلت مزمن، برخی چهرهها و رسانههای معاند در ناخودآگاه جمعی جامعه، چهرهای سفیدشده و معتبر یافتهاند. وقتی نام ترامپ برای بخشی از افکار عمومی با «صراحت» و «راستگویی» تداعی میشود، یا BBC با سابقه طولانی عملیات رسانهای، در ذهن عدهای رسانهای حرفهای و بیطرف تلقی میشود، باید فهمید که دشمن فقط پیام نفرستاده، بلکه در ساخت دستگاه ادراک ما نفوذ کرده است. این همان نقطهای است که جنگ شناختی از یک بحث رسانهای ساده فراتر میرود و به مسئله امنیت ملی بدل میشود.
امروز نیازمند بازتعریف اولویتها هستیم. همانگونه که برای پدافند هوایی، بودجه و فرماندهی و آمادگی دائمی قائل میشویم، برای پدافند شناختی نیز باید ساختار، سرمایه و نیروی انسانی جدی در نظر گرفت. مدیریت افکار عمومی، اقناع اجتماعی، تولید روایت معتبر، پاسخ سریع به عملیات روانی و بازسازی اعتماد عمومی، امور تشریفاتی نیستند؛ اینها خطوط مقدم دفاع ملیاند. در جهان جدید، کشوری پیروز است که هم مرزهایش محفوظ بماند و هم ذهن مردمش فتح نشود.
@m_rahmani_g
۲۲۲
۱۷:۲۴
با گفتگوی تلفنی با: حجت الاسلام رحمانی
تماشای ویدئو:https://telewebion.ir/episode/0x16c0f85a
#قرارگاه_مردم
۱۷۳
۵:۳۷
بازارسال شده از Elyasi
#معاونت_جهادی بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تبریز با همکاری اندیشکده مرآت برگزار میکند :
نشست " تربیت در منظومه شهید انقلاب
"
با عنوان:یک معلم در پیچیدگی های امروز و آینده ایران، چگونه میتواند «تربیت» را در کنار «آموزش» به رسالت اصلی خود تبدیل کند؟
با ارائه: حجت الاسلام دکتر محمد رحمانی
زمان: چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ساعت ۱۸:۳۰
به صورت برخط و آنلاین
لینک ورود به جلسه:https://www.skyroom.online/ch/rafda/jangeresane
ویژه خواهران و برادران
┄┅┅┅┅┄•❅✿❅•┄┅┅┅┅┄#هفته_معلم#معاونت_جهادی#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فرهنگیان_تبریز┄┅┅┅┅┄•❅✿❅•┄┅┅┅┅┄
ما را در فضای مجازی دنبال کنید: اینستاگرام | بله | ایتا | آپارات
┄┅┅┅┅┄•❅✿❅•┄┅┅┅┅┄#هفته_معلم#معاونت_جهادی#بسیج_دانشجویی_دانشگاه_فرهنگیان_تبریز┄┅┅┅┅┄•❅✿❅•┄┅┅┅┅┄
۱۱
۸:۵۳
یک تذکر اخلاقی!!
فقدانِ نابهنگامِ رهبران تاریخی، صرفاً یک خلأ سیاسی ایجاد نمیکند؛ بلکه نوعی بحران در دستگاه اخلاقیِ پیروان پدید میآورد. خصوصاً وقتی سخن از شخصیتی باشد که برای بخش بزرگی از جامعه، تنها یک مدیر سیاسی نیست، بلکه «مرجع معنا»، «پدر هویتی» و «نقطه ثبات روانیِ تاریخ» تلقی میشود. به همین دلیل، تصورِ شهادت رهبر انقلاب، صرفاً تصورِ فقدان یک فرد نیست؛ بلکه برای بسیاری، مواجهه با فروپاشیِ یک افق معنایی است. در چنین وضعیتی، جامعه ممکن است وارد نوعی سندرمِ سوگِ تمدنی شود؛ وضعیتی که در آن، احساسِ بیپناهی و بیآیندگی، آرامآرام خود را در رفتارهای فردی و جمعی نشان میدهد.
️ مسئله مهم اینجاست که سوگِ جمعی، همیشه به بازتولیدِ فضیلت منجر نمیشود. گاهی جامعه، به جای آنکه آرمانهای رهبرِ از دسترفته را در ساحت عمل ادامه دهد، به سمت نوعی «اخلاقِ فرسایش» حرکت میکند. نشانههای این وضعیت را میتوان در گرایش به رفتارهای خودآسیبزن، بیاعتنایی به سلامت، تشدید افسردگیِ ارادی، رمانتیزهکردنِ رنج، یا حتی توسعه برخی عادات مخرب در میان بخشی از هواداران مشاهده کرد. نه از آن جهت که این رفتارها نسبتی با شخصیتِ رهبر دارند، بلکه چون سوگِ شدید، میل به تخریبِ آرامِ خویش را در برخی افراد فعال میکند؛ گویی فرد میخواهد با رنجکشیدن، وفاداری خود را اثبات کند.
از منظر فلسفه اخلاق، این وضعیت لحظهای است که «وفاداری» میتواند از ساحت فضیلت، به ساحت مناسکِ عاطفی سقوط کند. در اخلاق فضیلت، پیرو حقیقی کسی است که شجاعت، حکمت، صبر و مسئولیتپذیریِ الگوی خود را در خویش بازتولید کند. اما در شرایط سوگِ شدید، انسان ممکن است به جای اقتدا به فضائل، به بازتولیدِ احساسِ فقدان پناه ببرد. نتیجه آن است که اندوه، به جای آنکه نیروی حرکت تاریخی تولید کند، به نوعی مصرفِ جمعیِ رنج تبدیل میشود.
حال آنکه در منطقِ اصیلِ وفاداری، شهادتِ یک رهبر باید بیش از آنکه تولیدکننده «فرهنگِ جراحت» باشد، مولدِ «اخلاقِ مسئولیت» باشد. ارزشِ پیروی، نه در میزان اندوه، بلکه در کیفیتِ تداومِ راه آشکار میشود. جامعهای که حقیقتاً به رهبرِ خود وفادار است، پس از فقدان او، بیش از گذشته منظم، مسئول، امیدوار و اهلِ ساختن میشود؛ نه افسردهتر، خودویرانگرتر و رهاشدهتر.
شاید مهمترین پرسش فلسفه اخلاق در مواجهه با احتمال شهادت رهبران بزرگ همین باشد: آیا پیروان خواهند توانست فقدان را به «تعهد تاریخی» تبدیل کنند، یا در دامِ لذتِ تراژیکِ سوگواریِ دائمی گرفتار خواهند شد؟ زیرا گاهی خطرناکترین شکلِ سوگ، آن سوگی نیست که انسان را به گریه وامیدارد؛ بلکه سوگی است که آرامآرام میلِ انسان به زندگی، آبادانی و مسئولیت را خاموش میکند.
@m_rahmani_g
شاید مهمترین پرسش فلسفه اخلاق در مواجهه با احتمال شهادت رهبران بزرگ همین باشد: آیا پیروان خواهند توانست فقدان را به «تعهد تاریخی» تبدیل کنند، یا در دامِ لذتِ تراژیکِ سوگواریِ دائمی گرفتار خواهند شد؟ زیرا گاهی خطرناکترین شکلِ سوگ، آن سوگی نیست که انسان را به گریه وامیدارد؛ بلکه سوگی است که آرامآرام میلِ انسان به زندگی، آبادانی و مسئولیت را خاموش میکند.
@m_rahmani_g
۱۷۳
۶:۲۳
بیزمانی؛ آفت پنهان علوم انسانی
🦠 یکی از بیماریهای کمتر شناختهشده در فضای علوم انسانی، پدیدهای است که میتوان آن را «بیزمانی» نامید. مقصود از بیزمانی آن نیست که اندیشمند به حقیقتهای فراتاریخی و جاودانه میاندیشد؛ بلکه منظور آن است که هیچ نسبت فعالی با زمانه خویش برقرار نمیکند. او در جهانی ذهنی زندگی میکند که سالها پیش ساخته شده و همچنان همان جهان را بازتولید میکند، بیآنکه تحولات اجتماعی، فرهنگی، فناورانه و سیاسی پیرامون خود را جدی بگیرد.
بخش مهمی از عظمت اندیشمندان بزرگ تاریخ در این نبود که صرفاً نظریهپردازانی عمیق بودند، بلکه در آن بود که توانستند پرسشهای عصر خویش را تشخیص دهند. افلاطون بدون بحران سیاسی آتن قابل فهم نیست؛ هابز بدون جنگهای داخلی انگلستان معنا پیدا نمیکند؛ مارکس فرزند عصر سرمایهداری صنعتی است؛ و فوکو را نمیتوان جدا از تحولات قدرت و نهادهای مدرن فهمید. آنان هرچند به مسائل بنیادین میاندیشیدند، اما تفکرشان در نسبت با زمانه شکل گرفته بود. به تعبیر هگل، فلسفه چیزی جز «زمانه خویش که در اندیشه فهمیده شده باشد» نیست.
در مقابل، برخی از اصحاب علوم انسانی چنان در ادبیاتهای پیشین متوقف میشوند که گویی هیچ اتفاقی در جهان رخ نداده است. هنوز با همان مفاهیم و دوگانههایی سخن میگویند که دههها پیش شکل گرفتهاند؛ هنوز همان منازعات قدیمی را تکرار میکنند؛ هنوز همان پاسخها را برای پرسشهایی ارائه میدهند که دیگر کسی آنها را نمیپرسد. نتیجه آن است که اندیشه آنان به تدریج از متن زندگی اجتماعی فاصله میگیرد و به نوعی گفتوگوی درونگروهی تبدیل میشود؛ گفتوگویی که شاید در حلقهای محدود جذاب باشد، اما قدرت اثرگذاری بر واقعیت را از دست داده است.
این بیزمانی امروز در جهان علوم انسانی بیش از گذشته خطرناک شده است. ما در دوران کنونی و با بعثت مردم، شهادت رهبر انقلاب، تغییر در ساختار و نظم جهانی و تغییر محسوس وضعیت اجتماعی ایران کنونی، در وضعیتی هستیم که بسیاری از چارچوبهای کلاسیک برای پاسخ به آنها کفایت نمیکنند. با این حال، هنوز میتوان متفکرانی را یافت که گویی در جهان پیش از اینترنت زندگی میکنند؛ همان مثالها را تکرار میکنند، همان منابع را میخوانند و همان نزاعهای فکری را بازسازی میکنند، بیآنکه متوجه باشند موضوع بحث جهان تغییر کرده است.
البته نسبت داشتن با زمانه به معنای تسلیم شدن در برابر مدهای فکری و موجهای زودگذر نیست. اندیشمند اصیل نه اسیر زمانه است و نه بیگانه از آن. او از یک سو به اصول و مبانی پایبند است و از سوی دیگر، تحولات عصر خود را میشناسد و میکوشد نسبت آن اصول را با مسائل جدید روشن کند. چنین فردی در میانه سنت و زمانه میایستد؛ نه در گذشته منجمد میشود و نه در اکنون مستحیل.
شاید بتوان گفت بزرگترین خطر برای علوم انسانی آن نیست که پاسخهای نادرست بدهد، بلکه آن است که پرسشهای زمانه را نبیند. زیرا اندیشهای که مسئلههای عصر خود را نشناسد، هرچقدر هم عمیق و پیچیده باشد، به تدریج به نوعی باستانشناسی مفاهیم تبدیل میشود؛ دانشی درباره گذشته، نه نیرویی برای فهم و تغییر آینده. علوم انسانی زمانی زنده است که بتواند زبان عصر خویش را بفهمد و مسائل آن را صورتبندی کند. هرجا این نسبت گسسته شود، «بیزمانی» آغاز میشود؛ و بیزمانی، مقدمه مرگ تدریجی اندیشه است.
@m_rahmani_g
🦠 یکی از بیماریهای کمتر شناختهشده در فضای علوم انسانی، پدیدهای است که میتوان آن را «بیزمانی» نامید. مقصود از بیزمانی آن نیست که اندیشمند به حقیقتهای فراتاریخی و جاودانه میاندیشد؛ بلکه منظور آن است که هیچ نسبت فعالی با زمانه خویش برقرار نمیکند. او در جهانی ذهنی زندگی میکند که سالها پیش ساخته شده و همچنان همان جهان را بازتولید میکند، بیآنکه تحولات اجتماعی، فرهنگی، فناورانه و سیاسی پیرامون خود را جدی بگیرد.
شاید بتوان گفت بزرگترین خطر برای علوم انسانی آن نیست که پاسخهای نادرست بدهد، بلکه آن است که پرسشهای زمانه را نبیند. زیرا اندیشهای که مسئلههای عصر خود را نشناسد، هرچقدر هم عمیق و پیچیده باشد، به تدریج به نوعی باستانشناسی مفاهیم تبدیل میشود؛ دانشی درباره گذشته، نه نیرویی برای فهم و تغییر آینده. علوم انسانی زمانی زنده است که بتواند زبان عصر خویش را بفهمد و مسائل آن را صورتبندی کند. هرجا این نسبت گسسته شود، «بیزمانی» آغاز میشود؛ و بیزمانی، مقدمه مرگ تدریجی اندیشه است.
@m_rahmani_g
۱۳۵
۳:۳۳
#نشست_علمی#هماندیشی_فقیهانه
«میدان» در سالهای اخیر به یکی از کلیدواژههای مهم در اندیشه انقلاب اسلامی تبدیل شده است؛ اما نسبت میدان با تربیت چیست؟ تربیت در میدان چه اقتضائات، فرصتها و چالشهایی دارد؟ و فقه تربیت در مواجهه با واقعیتهای میدان چگونه میتواند راهگشا باشد؟
به همت مجمع مراکز آموزشی فقه تربیت قم و مراکز و مؤسسات فعال در عرصه فقه تربیتی، نشست علمی ـ تخصصی «میدان تربیت و تربیت میدانی» با حضور جمعی از اساتید و صاحبنظران برگزار میشود.
ارائهکنندگان به ترتیب ارائه:
حجتالاسلام والمسلمین دکتر #سیدنقی_موسوی«میدان تربیت و تربیت میدانی»
دکتر #مجید_طرقی«فقه تربیت و تربیت دفاعی»
حجتالاسلام والمسلمین #محسن_عباسی_ولدی«جنگ و فرصتِ بزرگشدنِ بچهها»
حجتالاسلام والمسلمین دکتر #محمدجواد_فدایی«قواعد تربیت انسان در میدان ظلم؛ استنطاقی از دعای چهاردهم صحیفه سجادیه با رویکرد فقه معارف تربیتی»
حجتالاسلام والمسلمین دکتر #محمد_رحمانی«نگاهی انتقادی بر الگوهای تربیت در میدان»
دبیر علمی:حجتالاسلام والمسلمین #ابوالفضل_رضی
زمان:سهشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ساعت ۹:۳۰ تا ۱۲
🪑 مکان:مرکز فقهی ائمه اطهار علیهالسلامطبقه دوم، سالن غدیر
پخش برخط:www.markazfeqhi.com/live
حضور اساتید، پژوهشگران، طلاب و علاقهمندان به مباحث فقه تربیت و تربیت اسلامی موجب غنای بیشتر این نشست خواهد بود.
کانال اطلاعرسانی فقه تربیت مرکز فقهی
https://eitaa.com/F_tarbiat_MAF ┄┅┅┅┅┄❅
❅┄┅┅┅┅┄گروه آموزشی پژوهشی فقه تربیت مرکز فقهی ائمهاطهار علیهمالسلام
🪑 مکان:مرکز فقهی ائمه اطهار علیهالسلامطبقه دوم، سالن غدیر
کانال اطلاعرسانی فقه تربیت مرکز فقهی
۱۱۳
۱۰:۱۰
1_27715664617.mp3
۲۰:۵۵-۱۹.۱۵ مگابایت
کانال اطلاعرسانی فقه تربیت مرکز فقهی
۱۱۸
۱۹:۰۱
با سرفصل های:
https://B2n.ir/rt5295
#امام_حسین_علیه_السلام #ماه_محرم
┄┅══✧❁
سایت اداره کلhttps://hamedan.medu.gov.ir
کانال شادhttps://shad.ir/hmd_edu
کانال ایتا@hamedan_medu_newss
۶۰
۱۱:۴۵
ان شالله هفته بعد دوشنبه خدمت دوستان همدان خواهیم بود
۵۸
۱۱:۴۵
بازارسال شده از خانهِ طراحیِ راشا ✍🏼🍃
طراحی به اقتضای زمان
️
طراحی همواره خود را با زمانه تطبیق میدهد و در هر موقعیت، معنایی تازه پیدا میکند.این روزها در آستانه مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب هستیم؛ رویدادی که ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، بینالمللی و رسانهای گستردهای دارد و پرسشهای مهمی را پیش روی طراحان قرار میدهد.
به همین بهانه، نخستین گپ دیزاین را به موضوع طراحی در مقیاس بینهایت اختصاص دادهایم؛ فرصتی برای شنیدن روایتها و تجربههای پشت صحنه این پروژه از زبان یکی از طراحان آن.🪑
منتظر دیدار شما در این ویژهبرنامه هستیم
️
کارستان بهارستان
شنبه ۶ تیرماه
ساعت ۱۶ تا ۱۸
لینک ثبتنام:https://survey.porsline.ir/s/6VH40OK8
#خانه_طراحی_راشا @rashahouse
طراحی همواره خود را با زمانه تطبیق میدهد و در هر موقعیت، معنایی تازه پیدا میکند.این روزها در آستانه مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب هستیم؛ رویدادی که ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، بینالمللی و رسانهای گستردهای دارد و پرسشهای مهمی را پیش روی طراحان قرار میدهد.
به همین بهانه، نخستین گپ دیزاین را به موضوع طراحی در مقیاس بینهایت اختصاص دادهایم؛ فرصتی برای شنیدن روایتها و تجربههای پشت صحنه این پروژه از زبان یکی از طراحان آن.🪑
منتظر دیدار شما در این ویژهبرنامه هستیم
لینک ثبتنام:https://survey.porsline.ir/s/6VH40OK8
#خانه_طراحی_راشا @rashahouse
۱۱
۱۹:۲۱