السلام علیک یا صاحبالزمان 🤍
آقاجان...سلام به شما که هر روز و هر شب، بیآنکه ببینمتان، دلم هوایتان را میکند.
سلام به شما که امیدِ روزهای سخت منی و آرامشِ لحظههای بیقراریام.
من که چیزی ندارم جز یک دلِ خسته و مشتاق؛دلی که باور دارد آخرِ همهی انتظارها به شما میرسد.
آقا...اگر از همه جا جا ماندم، از نگاه شما جا نمانم.اگر دستم کوتاه است، دلم را از خودتان دور نکنید.
دوستتان دارم؛همانقدر عمیق و دلتنگانه که یک منتظر، امامِ مهربانش را دوست دارد.
- الف.ت ِ تو@maae_maein
آقاجان...سلام به شما که هر روز و هر شب، بیآنکه ببینمتان، دلم هوایتان را میکند.
سلام به شما که امیدِ روزهای سخت منی و آرامشِ لحظههای بیقراریام.
من که چیزی ندارم جز یک دلِ خسته و مشتاق؛دلی که باور دارد آخرِ همهی انتظارها به شما میرسد.
آقا...اگر از همه جا جا ماندم، از نگاه شما جا نمانم.اگر دستم کوتاه است، دلم را از خودتان دور نکنید.
دوستتان دارم؛همانقدر عمیق و دلتنگانه که یک منتظر، امامِ مهربانش را دوست دارد.
- الف.ت ِ تو@maae_maein
۴۹۰
۱۸:۴۰
[ وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَىٰ ](سورهی عزیزِ مزمل)..اگه حالت از چیزی بده، نیمههای شب پاشو با خدا از خوبیهاش حرف بزن! بگو خدایا تو که بدِ من رو نمیخوای! بگو خدایا تو مراقب من هستی! بگو من همیشه خرابش کردم اما تو درستش میکنی! در طول روز هم اینارو بهش بگو... کمکم حالت خوب میشه، ظرفیتت میره بالا، از خشم و یأس رها میشی!
@maae_maein
@maae_maein
۴۱۶
۱۰:۴۶
۳۴۹
۱۹:۱۴
طریقه خواندن نماز فرج دستور داده شده توسط آقا امام زمان (عج)
۴۰۶
۱۹:۱۴
طریقه خواندن نماز فرج دستور داده شده توسط آقا امام زمان (عج) به جناب ابوبغل کاتب برای رهایی از سختی و حاجت روا شدن.منبع : بحار الانوار ج۵۱ ص۳۰۴
۴۰۴
۱۹:۱۴
ابوالحسین بن ابیبغل کاتب گوید:
از ابومنصور کاری را بر عهده گرفته بودم و بر اثر آن، میان من و او اختلافی پدید آمد که موجب ترس و پنهان شدن من از او شد. او در جستوجوی من بود و من از او هراسان و گریزان.
تا آنکه در شب جمعهای قصد زیارت حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام کردم و تصمیم گرفتم آن شب را در حرم مطهر کاظمین به دعا و مناجات بگذرانم. اتفاقاً آن شب هوا بسیار طوفانی و بارانی بود.
از ابوجعفر، کلیددار حرم، خواستم درهای روضه را ببندد و مرا تنها بگذارد تا در خلوت به دعا و درخواست از خداوند مشغول شوم. او نیز پذیرفت، درها را بست و مرا تنها گذاشت. نیمههای شب فرا رسید و باد و باران، رفتوآمد مردم را در کوچهها، صحن و اطراف حرم متوقف کرده بود و من همچنان به تضرع و دعا مشغول بودم.
ناگهان در کنار قبر مطهر امام موسی کاظم علیهالسلام صدای قدمهایی شنیدم. چون دقت کردم، صدای مردی را شنیدم که بر یکایک پیامبران اولوالعزم سلام میداد. سپس به ائمه علیهمالسلام رسید و بر هر یک سلام کرد؛ اما هنگامی که به حضرت حجت علیهالسلام رسید، نام ایشان را بر زبان نیاورد.
از این ماجرا شگفتزده شدم و با خود گفتم: شاید آن حضرت را فراموش کرده است، یا ایشان را نمیشناسد، یا عقیده و مذهبش چنین است.
پس از آنکه زیارتش پایان یافت، دو رکعت نماز خواند. سپس به کنار قبر امام محمد تقی علیهالسلام رفت و همانگونه که جد بزرگوارش را زیارت کرده بود، آن حضرت را نیز زیارت نمود و دو رکعت نماز به جا آورد.
من او را نمیشناختم و از او بیم داشتم. هنگامی که نگریستم، جوانی را در نهایت جمال و کمال دیدم؛ جامههایی سفید بر تن داشت، عمامهای با حَنَک بر سر نهاده و ردایی بر دوش افکنده بود.
او به سوی من نگریست و فرمود:«ای ابوالحسین بن ابیبغل! چرا دعای فرج را نمیخوانی؟»
عرض کردم:ای مولای من! دعای فرج کدام است؟
از ابومنصور کاری را بر عهده گرفته بودم و بر اثر آن، میان من و او اختلافی پدید آمد که موجب ترس و پنهان شدن من از او شد. او در جستوجوی من بود و من از او هراسان و گریزان.
تا آنکه در شب جمعهای قصد زیارت حضرت موسی بن جعفر علیهالسلام کردم و تصمیم گرفتم آن شب را در حرم مطهر کاظمین به دعا و مناجات بگذرانم. اتفاقاً آن شب هوا بسیار طوفانی و بارانی بود.
از ابوجعفر، کلیددار حرم، خواستم درهای روضه را ببندد و مرا تنها بگذارد تا در خلوت به دعا و درخواست از خداوند مشغول شوم. او نیز پذیرفت، درها را بست و مرا تنها گذاشت. نیمههای شب فرا رسید و باد و باران، رفتوآمد مردم را در کوچهها، صحن و اطراف حرم متوقف کرده بود و من همچنان به تضرع و دعا مشغول بودم.
ناگهان در کنار قبر مطهر امام موسی کاظم علیهالسلام صدای قدمهایی شنیدم. چون دقت کردم، صدای مردی را شنیدم که بر یکایک پیامبران اولوالعزم سلام میداد. سپس به ائمه علیهمالسلام رسید و بر هر یک سلام کرد؛ اما هنگامی که به حضرت حجت علیهالسلام رسید، نام ایشان را بر زبان نیاورد.
از این ماجرا شگفتزده شدم و با خود گفتم: شاید آن حضرت را فراموش کرده است، یا ایشان را نمیشناسد، یا عقیده و مذهبش چنین است.
پس از آنکه زیارتش پایان یافت، دو رکعت نماز خواند. سپس به کنار قبر امام محمد تقی علیهالسلام رفت و همانگونه که جد بزرگوارش را زیارت کرده بود، آن حضرت را نیز زیارت نمود و دو رکعت نماز به جا آورد.
من او را نمیشناختم و از او بیم داشتم. هنگامی که نگریستم، جوانی را در نهایت جمال و کمال دیدم؛ جامههایی سفید بر تن داشت، عمامهای با حَنَک بر سر نهاده و ردایی بر دوش افکنده بود.
او به سوی من نگریست و فرمود:«ای ابوالحسین بن ابیبغل! چرا دعای فرج را نمیخوانی؟»
عرض کردم:ای مولای من! دعای فرج کدام است؟
۴۳۱
۱۹:۱۵
فرمودند:
دو رکعت نماز (به نیت نماز فرج و حاجت) بهجا آور. پس از آن بگو:
يا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ يَا عَظِيمَ الْمَنِّ يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا مُنْتَهَى كُلِّ نَجْوَى وَ يَا غَايَةَ كُلِّ شَكْوَى يَا عَوْنَ كُلِّ مُسْتَعِينٍ يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا
سپس ده بار بگو:«يَا رَبَّاهْ»
سپس ده بار بگو:«يَا سَيِّدَاهْ»
سپس ده بار بگو:«يَا مَوْلَاهْ»
سپس ده بار بگو:«يَا غَايَتَاهْ»
سپس ده بار بگو:«يَا مُنْتَهَى غَايَةِ رَغْبَتَاهْ»
آنگاه بگو:
أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ إِلَّا مَا كَشَفْتَ كَرْبِي وَ نَفَّسْتَ هَمِّي وَ فَرَّجْتَ غَمِّي وَ أَصْلَحْتَ حَالِي
سپس به هر صورتی که میخواهی دعا کن و حاجات خود را از خداوند بخواه.
آنگاه گونه راست صورت خود را بر سجدهگاه (مُهر) بگذار و ۱۰۰ بار بگو:
يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ، يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ، اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَايَ، وَانْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَايَ
سپس گونه چپ صورت خود را بر مُهر بگذار و ۱۰۰ بار بگو:أَدْرِكْنِي
سپس در همان حال، پیدرپی بگو:«الْغَوْثَ، الْغَوْثَ، الْغَوْثَ»
تا نفست قطع شود. سپس سر خود را از سجده بردار که انشاءالله حاجتروای خواهی شد.
دو رکعت نماز (به نیت نماز فرج و حاجت) بهجا آور. پس از آن بگو:
يا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ يَا عَظِيمَ الْمَنِّ يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا مُنْتَهَى كُلِّ نَجْوَى وَ يَا غَايَةَ كُلِّ شَكْوَى يَا عَوْنَ كُلِّ مُسْتَعِينٍ يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا
سپس ده بار بگو:«يَا رَبَّاهْ»
سپس ده بار بگو:«يَا سَيِّدَاهْ»
سپس ده بار بگو:«يَا مَوْلَاهْ»
سپس ده بار بگو:«يَا غَايَتَاهْ»
سپس ده بار بگو:«يَا مُنْتَهَى غَايَةِ رَغْبَتَاهْ»
آنگاه بگو:
أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ إِلَّا مَا كَشَفْتَ كَرْبِي وَ نَفَّسْتَ هَمِّي وَ فَرَّجْتَ غَمِّي وَ أَصْلَحْتَ حَالِي
سپس به هر صورتی که میخواهی دعا کن و حاجات خود را از خداوند بخواه.
آنگاه گونه راست صورت خود را بر سجدهگاه (مُهر) بگذار و ۱۰۰ بار بگو:
يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ، يَا عَلِيُّ يَا مُحَمَّدُ، اكْفِيَانِي فَإِنَّكُمَا كَافِيَايَ، وَانْصُرَانِي فَإِنَّكُمَا نَاصِرَايَ
سپس گونه چپ صورت خود را بر مُهر بگذار و ۱۰۰ بار بگو:أَدْرِكْنِي
سپس در همان حال، پیدرپی بگو:«الْغَوْثَ، الْغَوْثَ، الْغَوْثَ»
تا نفست قطع شود. سپس سر خود را از سجده بردار که انشاءالله حاجتروای خواهی شد.
۶۶۵
۱۹:۱۶
سلام و نوردرسته همیشه یادتونماما امشب ویژه به یادتون خدمت و کنیزیِ آقاجان امام رضا رو دارم انچام میدم همینطور به نیابت آسمونیهانون و به نیت حاجتهای دلتون 
۴۶۱
۱۸:۵۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
همین الآن به یادتون ..
۲۳۶
۱:۲۵