لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل 🇮🇷مادران میدان🇮🇷�
۶۷۶ عضو

🇮🇷مادران میدان🇮🇷

undefined امام خمینی(ره): «.... اگر در طول انقلاب وفاداری و عواطف و حضور زنان در میدان‌های مختلف، در راه‌پیمایی‌ها و انتخابات‌ها نمی‌بود، یقینا این حرکت عظیم مردمی، نمی‌توانست این گونه شکل پیدا کند.»مادران میدان انقلاب(مادرانه سبزوار)ارتباط با ما:@M_borzoyi
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۰ اردیبهشت
thumbnail
undefined سوالات شب امتحان ملت
از همون اوایل جنگ تحمیلی، در کنار همه‌ی فعالیتها، دغدغه‌ی فعالیتهای تبیینی داشتیم و سعی می‌کردیم به روشهای مختلف انجامش بدیم. توی گروه مجازی، توی ندبه‌های مادرانه، توی جلسات دوستانه، توی روایتهای پویش مادران خط مقدم، نوشته‌های کنار نذری، برگه و بروشور، پلاکارد و...یکی از این راهها، چاپ بروشور و برگه‌های تبیینی بود. اولین برگه‌تبیینی‌مون، پرسش و پاسخهای استاد عابدینی بود که پاسخهای کوتاهی داده بودند به سوالات مبتلابه جامعه. دومیش هم، ایده "سوالات شب امتحان ملت" بود. دوستان عزیزمون توی واحد تبیین مادرانه سبزوار، چند روزی بالا پایین کردن و سوالات مهمی که پاسخش، تکلیف خیلی چیزها رو روشن می‌کنه، آماده کردند. پاسخها رو هم خودشون آماده کردند و تصمیم گرفتند در یه قالب متفاوت چاپش کنن. تا اینکه رسیدن به ایده برگه امتحانی. وقتی توی موکب می‌خواستیم این برگه رو بدیم به کسی، اول باهاش سلام علیک میکردیم و می‌پرسیدیم: حس‌تون درباره شب امتحان چیه؟ بیشتریا میگفتن: استرس و نگرانی.بعد می‌گفتیم: قبول دارین که این شبها، شبهای امتحان ملت ماست؟ میگفتن: بله و میگفتیم: ولی هیچ کدوم استرس نداریم. چون خدا رو داریم و کنار همیم. بعد برگه رو نشون می‌دادیم و می‌گفتیم: ما یکسری سوال آماده کردیم با عنوان "سوالات شب امتحان ملت" سوالاتی که پاسخ‌هاش مهمه و مدل حرکت ما رو شکل میده. اگر نتونستین جواب بدین، ما توی برگه براتون جوابا رو نوشتیم. عمدتا براشون جالب بود و استقبال و تشکر میکردن.
#مادرانه_سبزوار#واحد_تبیین
الّلهُـمَّـ؏جـِّل‌لِوَلیِّـڪَ الفــَرجundefined┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄♡| @madaraneh_sbz99 |♡

۹۱

۱۴:۰۰

thumbnail

۹۱

۱۴:۰۰

1_25764272486.pdf

۱.۳۱ مگابایت

undefinedفایل‌ برگه تبیینی "سوالات شب امتحان ملت" پرسشنامه

۹۱

۱۴:۰۱

1_25765931711.pdf

۲.۱۷ مگابایت

undefinedفایل‌ برگه تبیینی "سوالات شب امتحان ملت" پاسخنامه

۹۳

۱۴:۰۱

thumbnail
undefined وقتی عشق برنامه ریزی می‌کند...
از همون روز اول شهادت رهبر شهیدمون، هر شب تو خیابون بودیم و صحنه رو ترک نکردیم...سرشب توی اجتماع مسجد محل شرکت میکردیم و بعد تا آخر شب کاروان خودرویی میرفتیم.بچه ها حس خوبی دارن و خودجوش شعار مرگ بر آمریکا و ... سر میدن...چند شبی هست با پلاکاردها به موکب‌ها می‌ریم و سعی می‌کنیم همیشه با ایده‌های تازه، پیاممون رو برسونیم. راستش رو بخواید، مدیریتِ همزمانِ خانه و این حضور در صحنه، کار ساده‌ای نیست؛ اما باور داریم که میشه. من سعی می‌کنم با برنامه‌ریزی، شام رو زودتر آماده کنم، لقمه‌ی بچه‌ها رو آماده کنم و طوری خوابشون رو تنظیم کنم که در موکب هم خسته نشن. حتی وقتی همسرم شیفت کاری داره، با کمک پدرم یا خواهرم، هیچ‌وقت صحنه رو ترک نمی‌کنیم.
حسِ پلاکارد نگه داشتن برای ما و همسرم، معنای جدیدی به زندگی‌مون داده. حالا حتی فکرِ این به سرمون می‌زنه که همسایه‌ها و عزیزانی که امکان حضور ندارند رو هم دعوت کنیم و دنبالشون بریم تا اونا هم در این مسیر شریک بشن. واقعاً می‌شه، چون همون‌طور که رهبرمون فرمودند، وظیفه‌ی ما الان خیلی سنگین‌تر از قبل شده...»
#پویش_مادران_خط_مقدم#ای‌رهبر‌شهیدم‌راهت‌ادامه‌دارد#مادرانه_سبزوار
undefinedمادران میدانundefined(روایت پویش‌های مادرانه سبزوار)@madaranemeidan

۹۵

۱۴:۰۳

thumbnail
undefined منم مثل بقیه...
پا درد شدیدی دارم اما نمیتونم به تجمعات شبانه نرم...وقتی نیروهای نظامی ما و خانواده هاشون استراحت و راحتی ندارند،کمترین کار ما رفتن به راهپیمایی و تجمعات هست.
#پویش_مادران_خط_مقدم#ای‌رهبر‌شهیدم‌راهت‌ادامه‌دارد#مادرانه_سبزوار
undefinedمادران میدانundefined(روایت پویش‌های مادرانه سبزوار)@madaranemeidan

۱۰۳

۱۴:۰۳

thumbnail
undefined فراخوان نسل نو
وقتی به روستا برگشتم، با خانواده رفتیم تجمع تا وظیفه‌مون رو انجام بدیم. قرار نبود کار خاصی بکنیم، فقط می‌خواستیم با حضورمون به رزمنده‌ها بگیم: "ما کنارِ شما هستیم و از صحنه عقب نمی‌کشیم."
توی روستا دیدم بچه‌ها هیچ فعالیتی ندارند و فقط تماشا می‌کنند. دلم خواست برای آن‌ها هم اثری از این روزهای بزرگ بگذارم. تصمیم گرفتم چند تا کاربرگ چاپ کنم و با کمی مدادرنگی، یک فضای شاد برایشان درست کنم.
خیلی ساده، با همین کار کوچیک، کلی بچه خوشحال شدن و با هیجان، جمله‌های قشنگی برای کشورمون نوشتند. دیدنِ اون چشم‌ها و اون نوشته‌ها، من رو به یاد حرف‌های رهبرمون انداخت؛ واقعاً سید علی، دهه نودی‌ها رو برای این مسیر فراخوانده 🥺.»

#پویش_مادران_خط_مقدم#ای‌رهبر‌شهیدم‌راهت‌ادامه‌دارد#مادرانه_سبزوار
undefinedمادران میدانundefined(روایت پویش‌های مادرانه سبزوار)@madaranemeidan

۱۲۵

۱۴:۰۳

۲۲ خرداد
thumbnail
چند شب قبل وقتی از موکب برگشتیم پسر جان اومد و از دسته گلش رونمایی کردundefinedاتفاق خاصی نیوفتاده بود.... لباسی که عید براش خریده بودم به قاعده ی یک گردو پاره شده بودundefined‍undefined اونم دقیقا جلوشundefinedundefined‍🦯لباس رو درآورد و گذاشت روی میز چرخ و گفت مامان بدوزش بی زحمت....خاب پسر چطوری اینو باید بدوزم undefined
روز بعد رفتم سراغش. یکم بالا پایینش کردم دیدم هیچ جوره دوخت جواب نمیده باید استتارش کنم🥷رفتم سراغ مارک ها و خرت وپرت های خیاطیم یک مارک رئال پیدا کردم که چند ماه قبل به اصرار پسر جان خریدمش. میگفت هر وقت برام لباس دوختی اینو بزن روش... ولی خوب قسمت دوخت نشد خرچ تعمیرات شدundefinedخلاااااصه گذاشتمش روی بدن مجروح لباس و از قضا هم اندازش خوب شد هم جای پارگی خوب جایی بود undefined و لباسش احیا شدundefined‍undefined

#پویش‌نبض‌خونه‌نبض‌وطن#مدیریت‌مصرف#نه‌به‌اسراف#مردم‌در‌کنار‌مسئولین#مادرانه_سبزوار

۶۹

۲۳:۵۸

thumbnail

۶۹

۲۳:۵۸

۲۶ خرداد
thumbnail
undefined از پویش تا باور

از روزی که پویش مصرف بهینه در زندگی‌ام جاری شد، ناخودآگاه به بسیاری از عادت‌های روزمره‌ام شک کردم. پنکه را جایگزین کولر کردم، نه به این خاطر که تحمل گرما دارم، بلکه به این دلیل که دیدم یک انتخابِ ساده می‌تواند بارِ سنگینی از مصرف را کم کند. قطره‌های آب، برایم دیگر فقط آب نبودند؛ هر قطره‌ای که هدر می‌رفت، یادآورِ این بود که منابعمان بی‌نهایت نیستند. لباس‌هایی که کثیفیِ چندانی نداشتند را با دست شستم تا ماشین لباسشویی بی‌جهت روشن نشود. پرده‌ها را کنار زدم تا نورِ خورشید، روشناییِ خانه را تأمین کند و لامپ‌ها خاموش بمانند. رفت‌وآمدهایم را مدیریت کردم؛ تمام کارهای ضروری را در یک روز جمع کردم تا ماشین را فقط یک بار روشن کنم و سوخت، هدر نرود. وسایل اضافی نخریدم و به وسایلی که دارم، تا وقتی که کار می‌کنند، متعهد ماندم. این تغییرات، شاید در ظاهر کوچک باشند، اما در باطن، نوعی تغییرِ نگرش نسبت به زندگی و منابعش هستند؛ نوعی زیستنِ آگاهانه که از دلِ یک پویش شروع شد، اما حالا به یک باورِ شخصی تبدیل شده است.

#پویش‌نبض‌خونه‌نبض‌وطن#مدیریت‌مصرف#نه‌به‌اسراف#مردم‌در‌کنار‌مسئولین#مادرانه_سبزوار


undefinedمادران میدانundefined(روایت پویش‌های مادرانه سبزوار)@madaranemeidan

۵۶

۱۲:۴۱