لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مجال | ياسر جلالیم
۲۱۰ عضو

مجال | ياسر جلالی

مجال به دنبال نمایاندن کمی دورترها بر اساس موازنه‌ای یکتا و اصیل میان آرمان و واقعیت است. ای باد اگر مجال سخن گفتنت بود در گوش آن ملول بگوی این قدر سخن
مشاهده در وب بله
۲۲ مرداد
حکمی برای رئیس یا ابلاغیه‌ای به همه ما؟(بخش ۲ از ۲) ۲. شبکه اطلاعات مردمی؛ با مهارت و بصیرت و فناوریمهارت، بصیرت و فناوری باید شبکه اطلاعات مردمی را زنده کند. بسیجی باید از حاضر میدان و متولی گزارش ستادی، به حلقه میانی مقابله مردم‌پایه با تهدید ارتقا یابد. این تغییر، جمعیت را به شبکه هوشمند مقاومت تبدیل می‌کند. ۳. تعامل، جهاد، اقشار و محلات؛ خدمت از مبدأ مسجدتعامل سازنده با نهادها، گسترش گروه‌های جهادی و بسیج اقشار و محلات یعنی بسیجی خدمت‌رسان زندگی مردم و مسجد نقطه اتصال ایمان، خدمت و محله است. با این مأموریت، بسیج جزیره منفک از جامعه نیست و باید خود را به یک شبکه گسترده خدمت زیر سقف وحدت ملی تبدیل کند و فعالانه گره زندگی محله را از مبدأ مسجد و خیابان باز کند. ۴. الگوی مقاومت مردمی در جهانفرهنگ بسیجی الگوی مقاومت و پایداری مردمی در برابر استکبار صهیونی-آمریکایی است. بسیجی حامل و راوی تجربه زنده است؛ نه فقط صادرکننده شعار و اعلامیه. سازمان بسیج یعنی سازمانی که در محله و خیابان کار می‌کند و در جهان معنا می‌دهد، سازمان سخت و نرم خود را با حرکت تهاجمی فراسرزمینی بازمعماری می‌کند.  حرف آخراین چهار محور حلقه‌های یک زنجیره‌ اثر هستند. فرهنگ هویت را می‌سازد و گستره را به سطح ملت می‌برد؛ اطلاعات شبکه‌ای، هوشمند و مردمی می‌شود؛ خدمت از مبدأ مسجد و محله گره زندگی را می‌گشاید؛ الگو از مرز می‌گذرد و سازه و روایت فراسرزمینی می‌سازد. اگر یکی از حلقه‌ها بشکند، حکم رهبری روی زمین می‌ماند و اگر هر چهارتا با هم بیایند، لایه مردم در معماری اقتدار برقرار می‌شود. سطوح فرماندهی و بازدارندگی اسکلت سخت‌ به شمار می‌آیند و مردم در این حکم، اسکلت نرم و شبکه حیاتی‌ هستند. بدون تعمیق فرهنگ بسیج و ایجاد و استقرار شبکه ملت، سطوح فرماندهی و بازدارندگی دچار نقص می شوند و معماری اقتدار وقتی کامل می‌شود که هر ایرانی خود را حلقه‌ای از شبکه مقاومت و پیشرفت بداند. در این صحنه، بسیج پل میان اقتدار میدان و انسجام ملی است.
@majaal

۲۲۸

۱۳:۱۸

۳۰ مرداد

آنچه در مورد بنزین شنیده و خوانده‌ام .pdf

۱۴۸.۷۳ کیلوبایت

مسئله بنزین در ایران هیچ‌گاه فقط مسئله قیمت نبوده است.
آنچه در مقاطع مختلف ثابت مانده این است که ظرفیت جامعه برای پذیرش هزینه، تابع باور به عقلانیت تصمیم، انصاف در توزیع هزینه و رفتار بدون تبعیض است.
تصمیم اساسی در مورد بنزین، یک تصمیم ملی و مشترک است. با ظرفیت همراهی و انسجام عمومی باید آن را جلو برد، نه اینکه تصمیم را بر جامعه تحمیل کرد.
فایل پیوست شده، جمع‌بندی گزاره‌هایی است که در ماه‌های اخیر از کارشناسان، گزارش‌های میدانی و تجربه سیاست‌های قبلی شنیده و خوانده شده است.
@majaal

۳۹۵

۹:۴۲

۳ شهریور
thumbnail
بنست، شوی روز سرنوشت اقتصادی راه انداخته است. این حرف مال او نیست. گایتنر و کلینتون همین را در ۱۳۹۰ گفتند و منوچین و پمپئو در ۱۳۹۷ با نفت صفر و فروپاشی اقتصاد تکرار کردند. با صدای لرزان، اخطار می‌دهد. دغدغه خود و همکارانش را هم نتوانست پنهان کند؛ نگران انفجار نظام مالی جهان است!
@majaal ‏

۲۸۹

۶:۵۱

۱۲ شهریور
من عقیده‌ام این است: دشمن امیدوار است که از طریق دودستگى و اختلاف، نفوذ کند؛ و این بسیار کار ظریف و دقیقى است که دشمن روى آن سرمایه‌گذارى میکند. این‌جور نیست که ما بگوییم دشمن میخواهد تفرقه‌افکنى کند، ما هم مشتها را گره کنیم شعار بدهیم که نمیگذاریم؛ نه، دشمن یک روشها و مکانیسم‌هاى بسیار حساب‌شده و دقیقى را براى این کار دارد؛ لذا ما باید هوشیار باشیم. آنجایى که حرفى را از کسى پیش ما می‌آورند، آنجایى که شایعه‌اى را علیه کسى ‌-مقامى، مدیرى، مسئولى- درست میکنند، آنجایى که به شکل وظیفه‌ی شرعى در ذهن کسى مجسّم میکنند که باید این حرف را بزنى و باید این موضع را بگیرى و این وظیفه‌ی شرعى است، در همه‌ی این موارد، اوّلْ‌چیزى که به ذهن می‌آید باید این باشد که نکند همین، آن چیزى است که دشمن برنامه‌ریزى کرده تا به‌وسیله‌ی آن اختلاف ایجاد کند. حفظ وحدت را اصل قرار بدهیم. اگر یک تکلیف شرعی‌اى هم پیدا کردیم و احساس کردیم که اگر بخواهیم به این تکلیف شرعى عمل بکنیم، ممکن است یک مقدار تشنّج به وجود بیاید و این وحدت از بین برود، قطعاً به‌عنوان ثانوى، (۱۶) انجام آنچه ما تصوّر کردیم تکلیف شرعى است حرام خواهد بود و حفظ وحدت واجب خواهد بود. اهمّیّت مسئله را من میخواهم عرض بکنم که تا به چه حد است.حقیقتاً دشمن، امروز به ایجاد اختلاف و شکاف و گله‌مندى ایجاد کردن و حرف ایجاد کردن از این راه‌ها ‌-چرا فلان‌جور نگفتند، چرا فلان‌جور نکردند، چرا فلان اقدام را انجام ندادند- درصدد ایجاد دودستگى و اختلاف است؛ هم در سطوح بالا [و هم سایر جاها]. که خوشبختانه در سطوح بالا ملاحظه کردید و دیدید که مسئولین کشور و برادران خوب و نازنین و ارزشمند ما از بعد از رحلت حضرت امام تا امروز خیلى هوشمندانه، خیلى قوى، خیلى خوب، با قضایا برخورد کردند؛ همه‌ی آن کسانى و مراکزى که دشمن فکر میکرد روى آنها بتواند سرمایه‌گذارى کند ‌-که از تبلیغات دشمن میشد فهمید- در مقابله‌ی با توطئه‌ی دشمنْ قوى و صادقانه و مخلصانه برخورد کردند؛ از بیت شریف حضرت امام و بازماندگان ایشان و فرزند ارجمند و عزیز ایشان؛ تا مسئولین کشور؛ تا شخصیّت‌هاى روحانى و آن کسانى که درجه‌ی اوّل و طراز اوّلِ چهره‌هاى جامعه‌ی ما را تشکیل میدهند؛ در ردیفهاى بعدى، مدیران گوناگون کشور [هم] همین‌جور، خیلى خوب، قوى، قاطع، هوشمندانه، مخلصانه، مؤمنانه با همه‌ی قضایا برخورد کردند و دشمن را حقیقتاً دچار حیرت کردند؛ عامّه‌ی مردم هم که واقعاً در صفا و اخلاصشان هیچوقت شک و تردیدى نبوده. همین هوشمندى و توجّه به کید دشمن و توطئه‌ی دشمن بایستى دائماً مورد توجّه باشد. وقتى دشمن میخواهد اختلاف ایجاد کند، نمی‌آید بگوید من میخواهم اختلاف ایجاد کنم! می‌آید یک حرفى را براى ذهن [یک] شخص مطرح میکند، که آدم فکر میکند بله، این واقعاً منطقى است؛ پس باید عکس‌العمل نشان داد، پس بایست یک چیزى گفت، پس باید یک اعتراضى کرد. همین جا است که هوشمندى لازم است.
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2124
@majaal

۷۲۲

۱۷:۱۶

۳ مهر
تحقق اراده رهبری
در دوره محدودیت دسترسی
(بخش ۱ از ۲)
رهبری در نظام جمهوری اسلامی یک مقام اجرایی در کنار مقام‌های دیگر نیست؛ قلب تپنده نظام است. اصل پنجاه‌وهفتم قانون اساسی، انحصار هدایت امور را در ولایت می‌داند. این انحصار به‌معنای انحصار قدرت نیست؛ به‌معنای وحدت جهت است.
رهبری سه کارکرد بنیادین دارد: تعیین جهت در لحظات تاریک، تثبیت دل‌ها در لحظات اضطراب و نیز وحدت‌بخشی به اراده ملت در لحظات تصمیم. این سه کارکرد، حاکمیتی هستند‌و هیچ نهادی نمی‌تواند و نباید در ادعای تصدی آن‌ها برآید.
اما میان قلب و اعضا شریان لازم است. رهبر شهید با تأکید بر اینکه «تسلط بر مغزها باارزش‌تر از تسلط بر سرزمین‌هاست»، رسانه را میدانی «تعیین‌کننده‌تر از ابزار نظامی» می‌دانست. بر همین اساس، رسانه ملی نقشی مهم و بی‌بدیل دارد. این میدان اگر کار کند، جهت اعلام‌شده را به واقعیت زیسته جامعه تبدیل می‌کند و اگر کار نکند، جهت در سطح کلام می‌ماند.
سه خاصیت، رسانه ملی را از هر رسانه دیگری جدا می‌کند: شبکه سراسری دسترسی تا دورترین روستاها، سرمایه اعتماد عمومی که طی دهه‌ها انباشته شده و مأموریت قانونی و عمومی که پاسخ‌گوی ملت است، نه بازار. رسانه‌ای که بقای آن به کلیک و تبلیغ بسته باشد، لزوما نمی‌تواند بار هدایت را در روزهای سخت بکشد؛ چون در روزهای سخت حقیقت گران است و دروغ ارزان.
این گفتمان فقط در سطح نظریه باقی نمانده و حداقل سه بار در تاریخ همین انقلاب آزمون داده است. نخست، سال‌های تبعید امام خمینی (قدس سره): وقتی امام به‌طور مستقیم در دسترس نبود، نوار و بیانیه و زنجیره رسانه‌ای مردمی، رسانه را به شریان هدایت بدل کرد و نشان داد فاصله جغرافیایی، هدایت را تعطیل نمی‌کند. دوم، هشت سال دفاع مقدس: رسانه ملی روایت جبهه را ساخت و همین روایت بود که پشت جبهه را جبهه نگه داشت. سوم، روزهای پس از شهادت رهبر شهید: وقتی تصویر آینده هنوز روشن نبود، رسانه‌ها و منبرها و در رأس آن‌ها رسانه ملی بودند که بعثت مردمی از روز دهم اسفند را روایت کردند و جامعه را از شوک به صف بازگرداندند. رهبر شهید پیش‌تر خود در جنگ ۱۴۰۴ همین الگو را به کار بسته بود: تثبیت، بسیج روایت، جمع‌بندی پیروزمندانه.
وقتی دسترسی حضوری به رهبری به هر علت، از الزامات امنیتی جنگ تا گذارهای تاریخی، محدود یا منقطع شود، ممکن است جامعه هم‌زمان جهت، آرامش و وحدت را از دست بدهد. رسانه ملی می‌تواند با رعایت امانت در مورد خطوط اصلی اعلام‌شده توسط رهبری هر سه مؤلفه را تا بازگشت دسترسی مستقیم حفظ کند:
در جهت‌دهی: با تدقیق و ترجمان عملیاتی همان مسیری که رهبری ترسیم کرده است، زنجیره بیانات و پیام‌ها و تدابیر و اولویت‌ها در چنین روزهایی، از «سند تاریخی» به «دستورالعمل عملیاتی» تبدیل می‌شود و رسانه ملی، مفسر امانت‌دار آن است.
در آرامش‌بخشی: رسانه ملی باید جنگ شناختی دشمن را خنثی کند؛ همان جنگی که به فرموده رهبر انقلاب در پیام غدیر به دنبال «ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان» و کاشت «بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف» است. اولین میدان حمله دقیقاً لحظه کم شدن دسترسی است. این کار با روایت قدرت به‌جای روایت ضعف و عرضه صداقتی که اعتماد را زنده نگه می‌دارد، ممکن می‌شود.
در روایت و وحدت: رسانه ملی باید آنچه رهبر انقلاب «ممنوع» اعلام کرده یعنی هر آنچه به‌ضرر انسجام اجتماعی باشد را به قاعده تحریریه خود بدل کند و میدان را به دوگانه‌سازان و تفرقه‌افکنان نسپارد؛ دوگانه‌های موهوم هیچ‌کدام واقعیت میدان نیست، بلکه تله ذهن است.
این نقش، یک ملاحظه هم دارد که باید از آن مراقبت کرد؛ آفت خود را مرجع دانستن و مستقل از سیاست و خط معیار عمل کردن. همواره باید دقت کرد که خدای ناکرده رسانه با این چالش مواجه نشود. رسانه‌ اگر به‌جای تدقیق مسیر، مسیر مستقل ابداع کند، از واسطه به مدعی بدل شده و هم اعتبار خود را می‌سوزاند و هم به جایگاه ولایت خدشه می‌زند.
@majaal

۲۲۹

۱۷:۰۹

تحقق اراده رهبری
در دوره محدودیت دسترسی
(بخش ۲ از ۲)
البته میان رهبری و مردم غیر از رسانه ملی، حلقه‌هایی از انسان‌های مؤثر و مجموعه‌های رسمی و غیررسمی ایستاده‌اند: از نهادهای متولی تبلیغ و تبیین و کنش رسانه‌ای تا عالم و امام جمعه، استاد و معلم، صاحب فکر و قلم، هنرمند و روزنامه‌نگار و فعال تبیین و هر عنصر حلقه میانی که سخن اعلام‌شده را به زبان محله و صنف و نسل و اقلیم و گروه مخاطب برمی‌گرداند. کار این عناصر و حلقه‌ها ابداع مسیر نیست؛ تبیین است. مقصود و اراده رهبری را از سطح کلام به فهم و عمل نزدیک می‌کنند و مأموریت هدایت را در میدان خود یاری می‌دهند.
ولایت حتی برای یک لحظه هم تعطیل نمی‌شود. آنچه گاهی با اختلال مواجه می‌شود، کیفیت دسترسی است که پر کردن این فاصله، رسالت رسانه ملی و مؤثرین اجتماعی و نهادهای تبلیغی است.
رسانه ملی شبکه سراسری انتقال است و این عناصر، کانال‌ها و مسیر‌های بخشی و محلی‌اند. رهبری، سرچشمه هدایت است و این سرچشمه هیچ جانشینی ندارد. بدون شبکه، آب سرچشمه به تشنه‌ها نمی‌رسد؛ اما اگر شبکه سراسری و عناصر انتقال بخشی، امانت‌دار باشند و مستمرا به وظیفه خود عمل کنند، شبکه انتقال متراکم می‌شود و در روزهای محدودیت دسترسی، فاصله کمتر حس می‌شود و تدبیر و اراده رهبری در کل جامعه و شئون مختلف کشور جلوه می‌کند.
@majaal

۲۹۱

۱۷:۱۰

۷ مهر
پیام اخیر رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته دفاع مقدس، عملاً صدور یک «حکم قطعی و راهبردی» است.
ایشان در مقام امانت‌دار گنجینه راهبری امام خمینی و رهبر شهید و با استناد به آیه شریفه رسالت حضرت موسی (ع) مبنی بر خروج قوم از ظلمات به نور، بر پایان قطعی دوران وابستگی و «محال تاریخی بودن» بازگشت به گذشته، تأکید قاطع داشته‌اند.
این حکم، بر شواهد عینی و اقتدار فعلی کشور استوار است؛ حضور مسئولانه و هفت‌ماهه مردم در صحنه‌های مختلف، اعلام آمادگی سی میلیونی و شتاب در لبیک به فراخوان‌ها، نقش‌آفرینی پیشتازانه بانوان در عرصه‌های ایثار، و پای‌فشاری یکپارچه اقشار متنوع جامعه با وجود تفاوت‌های آشکار، بر حفظ مواضع به‌حق کشور از جمله تنگه هرمز.
این تکثر و حضور گسترده مردمی، اثبات‌کننده منبع اصلی قدرت و نشان‌‌دهنده خصلت درون‌زا و مستمر نظام اسلامی است؛ نظامی که در جنگ تحمیلی نخست ققنوس‌وار از دل آتش برخاست و اینک در مواجهه با فشارهای اخیر چنان برومندتر شده که شعاع بازدارندگی‌اش به سرزمین‌های متخاصم امتداد یافته و ناوگان دشمن را تا دریای عرب به عقب‌نشینی واداشته است. عبور از «دفاع برای بقا» به «بازدارندگی تهاجمی» نشانه‌هایی در پیام رهبر انقلاب دارد.
همین مسیر خروج از ظلمات، در سراسر جغرافیای مقاومت نیز جاری و زنده است. تجلیل از شهید سید حسن نصرالله به عنوان نماد جبهه مقاومت و تداوم پرچمداری به دست شیخ نعیم قاسم، بیانگر مرزبندی صریح میان مجاهدت صادقانه در مسیر حق، با وابستگی به قدرت‌های سلطه‌گر است. دوراهی امروز روشن است: مجاهدت ماندگار در مسیر مقاومت، یا چشم‌دوزی ذلت‌بار به وعده‌های دروغین که خیلی زود در تاریخ مدفون خواهد شد.
در نهایت، این پیام با اولویت دادن به «محاسبات الهی» در برابر محاسبات دنیوی نشان می‌دهد تا زمانی که دشمن تنها بر متغیرهای مادی تکیه کند، در تحلیل رفتار مقاومت دچار خطای راهبردی خواهد شد.
آینده به برکت میراث و هدایت راهبران، به مراتب از امروز شکوهمندتر خواهد بود...
@majaal

۱۶۷

۱۵:۴۳

۱۷ مهر
وزیر خارجه آمریکا کنار پارتنون ایستاد و ما را فرقه مرگ خواند؛ و همان‌جا، سیصد اسپارتی را که تسلیم نشدند اسطوره خواند و شهدای مسیحی و مدافعان آلامو را ستود.
مرز قهرمانی در روایت او، مرز اخلاق نیست؛ مرز جغرافیایی است. او می‌گوید کسی که برای آرمان غرب می‌میرد، قهرمان است و آن‌که برای خاک و وطن و آرمان والای ما می‌میرد، مرگ‌پرست. این نوع مواجهه دو معیار و استاندارد برای یک عمل است.
روبیو در همین روایت، زنجیره تمدن را هم کوتاه کرده و با آتن، رم، اروپا و آمریکا، حلقه میانی را پاک می‌کند.
وزیر یا مشاوران او حتما می‌دانند که اگر بیت‌الحکمه بغداد نبود، اروپا یونان را نمی‌شناخت. حتما می‌دانند که جبر و الگوریتم از خوارزمی به آنان رسیده و طب هم مدیون جناب ابن‌سیناست. تمدنی که حلقه اسلامی را از تاریخ پاک می‌کند، پایه‌اش جعل است.
وزیر خارجه امریکا در میانه همین روایت دست‌ساز، اعتراف کرد که قدرت از نظر او و رؤسایش اعتبار به کار بستن زور است. این حرف را نباید صرفا به حساب یک سخنرانی ساده گذاشت؛ این یک اعتراف و اقرار صریح است.
در این تلقی از قدرت و زور، مبادا ما هم اشتباه کنیم؛ برای ما مدعیان آتن، همان وارثان خشایارند.
تفاوت ما با آنان دقیقا همین‌جا است. شهادت نزد ما عبادت مرگ نیست و سودای حیات است. ما معتقدیم که از خون شهید، حماسه‌های حیات‌بخش برمی‌خیزد.
پس بدانند و بدانیم که آینده با منطق زور ساخته نمی‌شود. آینده روشن و قابل افتخار، با عدالت ساخته می‌شود. تاریخ، آتش‌افروزان را به خاکستر خواهد سپرد و ایستادگان مقابل زور و ظلم آن‌ها را به آینده...
@majaal

۱۸۵

۹:۵۳

۲۴ مهر
.: خوانده‌ها و شنیده‌ها و برداشت‌های من در مورد بازار سهام و شرکت‌های هوش مصنوعی :.(بخش ۱ از ۲)
برخی معتقدند که بازار سهام ایالات متحده در یکی از حساس‌ترین شرایط تاریخی خود قرار دارد. ارزش کل سهام نسبت به پول در گردش در اقتصاد به بالاترین حد خود رسیده و حتی از دوران «حباب دات‌کام» نیز فراتر رفته است.
از سوی دیگر، بخش عمده‌ای از خریداران با استفاده از اعتبارات و وام‌های بانکی سهام خریده‌اند؛ این یعنی بازار فاقد سپر حمایتی و حاشیه ایمنی در برابر ریزش است و خریداران آن به‌شدت به ابزارهای اهرمی وابسته‌اند. داستان رشد هوش مصنوعی سال‌ها موتور پیشران بازار بوده و هم‌اکنون تنها چند شرکت معدود، بخش عمده‌ای از وزن شاخص کل را در دست دارند. غول‌های فناوری مانند ان‌ویدیا، مایکروسافت و آمازون و آزمایشگاه‌های پیشرویی نظیر اوپن‌ ای‌آی و آنتروپیک، کاملاً با بدنه اصلی بازار پیوند خورده‌اند و بی‌اعتبار شدن این موج، به معنای لغزش کل بازار خواهد بود. موج اولیه توسعه فناوری با نقدینگی فراوان پیش رفت، اما موج کنونی با وام، انتشار اوراق و تعهدات مالی سنگین اداره می‌شود.
شرکت‌های سودآور در برابر هیجانات مقاومت بیشتری دارند، اما ساختار بدهی به‌شدت به نرخ بهره و قیمت انرژی حساس است. هر شوکی که هزینه تأمین مالی را بالا ببرد، مستقیماً بر برنامه توسعه همین شرکت‌ها و تأمین‌کنندگان بزرگ آن‌ها اثر می‌گذارد. ‌اکنون دو نشانه منفی جدی وجود دارد:۱. هزینه بیمه نکول اعتباری این شرکت‌ها در بازار افزایش یافته و تحلیل‌گران اقتصادی، ریسک آن‌ها را مستقل از سیستم بانکی ارزیابی می‌کنند.۲. بخشی از همین بدهی‌ها به زمان سررسید نزدیک شده‌اند و تمدید آن‌ها مستلزم پذیرش نرخ‌های بهره بسیار گران‌تر است. تعهدات مربوط به ساخت، خرید و اجاره توان محاسباتی توسط شرکت‌هایی مانند اوپن‌ ای‌آی، آنتروپیک و متا بسیار جلوتر از درآمدهای واقعی حاصل از ابزارهای هوش مصنوعی حرکت می‌کند. تا زمانی که بازار امیدوار است، این فاصله را «سرمایه‌گذاری برای آینده» می‌نامد، اما روزی که این امید از دست برود، همین فاصله «حباب مالی» خوانده خواهد شد.
در واقع تغییری در اصل فاصله رخ نمی‌دهد، بلکه تعبیر بازار از آن عوض می‌شود. از سوی دیگر، بخشی از این قراردادها به‌صورت درونی و میان خود این شرکت‌ها منعقد می‌شود. این چرخش درونی در روزهای رونق، حجم بازار را بزرگ‌تر نشان می‌دهد و در روزهای بحران، عدم شفافیت تعبیر می‌شود.
برای بالا رفتن هزینه تأمین مالی، نیازی به تشدید بیش از این در حوزه انرژی نیست؛ همین که بازار باور کند اختلال تداوم دارد، عملا هزینه تامین برق و انرژی دیتاسنترهای پرمصرف هوش مصنوعی بالا می‌رود.
در این معادله، تصویر تهدید همان کارکرد نزدیک خود تهدید را دارد. این نکته برای ایران که اهرم‌های مؤثری در اختیار دارد، بسیار پراهمیت است.
@majaal

۶۲

۱۵:۳۲

.: خوانده‌ها و شنیده‌ها و برداشت‌های من در مورد بازار سهام و شرکت‌های هوش مصنوعی :.(بخش ۲ از ۲)
سقوط بازار روندی خطی ندارد و مانند یک دومینو پیش می‌رود. ماجرا از یک خبر ناامیدکننده آغاز می‌شود: درآمدی که محقق نشد، برقی که گران شد یا مناقشه‌ای که طولانی شد. با افتادن نخستین دومینو، عرضه سنگین سهام شرکت‌های شاخص‌ساز مانند ان‌ویدیا و مایکروسافت آغاز می‌شود و به دلیل سهم بالای آن‌ها، کل بازار افت می‌کند.
کاهش شاخص بازار، ثروت خانوارهای سهام‌دار را کاهش داده و موجب انقباض شدید در بخش مصرف می‌شود. در دومینوی بعدی، اعتبارات شرکتی محدود و گران می‌شود، پروژه‌ها به تعویق می‌افتند، سفارش به سازندگان چیپ و زیرساخت کاهش می‌یابد و اشتغال در این زنجیره آسیب می‌بیند.
در نهایت، بانک‌ها و صندوق‌های ارائه‌دهنده تسهیلات نیز متحمل زیان‌های سنگین می‌شوند. خطر اصلی در هم‌زمانی است: این زنجیره درست زمانی فعال می‌شود که بازار در سقف ارزش‌گذاری تاریخی و شرکت‌ها در اوج بدهی قرار دارند. این بحران از سه کانال اصلی به بدنه اقتصاد آمریکا فشار می‌آورد:۱. کانال ثروت: کاهش قدرت مصرف خانواده‌هایی که پس‌اندازشان در بورس درگیر است.۲. کانال سرمایه‌گذاری: خاموش شدن موتوری که سال‌ها تنها پیشران رشد اقتصادی بود.۳. کانال اعتبار: گران شدن تمدید بدهی برای شرکت‌ها و پروژه‌های متکی به تسهیلات. در این میان، سیاست‌گذار در یک تله افتاده است. اگر برای نجات از رکود نرخ بهره را کاهش دهد، تورم ناشی از قیمت نفت شعله‌ور می‌شود؛ و اگر نرخ بهره را بالا نگه دارد، عمق رکود بیشتر خواهد شد.
توجه کنیم که افت قیمت سهام لزوماً به معنای پایان یک فناوری نیست. اگر درآمدهای عملیاتی محقق شوند و قیمت انرژی پایین بماند، همین وضعیت ساختار سنگین مالی می‌تواند به یک موفقیت تاریخی تبدیل شود.
نهایتا برای تحلیل‌گران بروز نشانه‌های منفی، مشهود و عینی است. گران‌تر شدن تمدید بدهی‌ها نسبت به گذشته، تعمیق شکاف میان درآمدها و تعهدات، کوچک‌سازی پروژه‌های بزرگ و سردرگمی رسانه‌ها میان دو تعبیر «رونق» و «حباب».
@majaal

۶۵

۱۵:۳۳