لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مجالم
۱۴۸ عضو

مجال

مشاهده در وب بله
۲۵ شهریور ۱۴۰۴
undefined حمله به قطر، فروپاشی نظم بین‌المللی و فرصت‌های راهبردی برای ایران

undefinedپس از حمله اسرائیلی_آمریکایی به دوحه قطر، فارغ از این که ابعاد پنهان این اقدام متجاوزانه چه باشد، یک فرصتی جهت بازمعماری امنیت خلیج فارس با مشارکت کشورهای ذی‌نفع پدید آمده است. امنیتی که پایه‌هایی مبتنی بر انرژی، تجارت کالاهای اساسی و نظامی داشته باشد. حال میزان بهره‌مندی از این فرصت بسته به ابتکار عمل و تسریع جمهوری اسلامی ایران در اقدامات دیپلماسی و پی‌ریزی این فرایند است. موضوعی که ما و بیش بحث این روزهای رسانه‌های غربی در سرزنش و خطای استراتژیک حمله به قطر شده است.
undefined به گزارش میدل‌ایست مانیتور و جرزالم پست،‌ در تاریخ ۹ سپتامبر ۲۰۲۵، اسرائیل در اقدامی بی‌سابقه که فراتر از یک عملیات نظامی تاکتیکی بود، اولین حمله مستقیم خود به خاک قطر را انجام داد. این حمله که همزمان با بررسی پیشنهاد آتش‌بس ایالات متحده توسط دوحه صورت گرفت، مذاکرات میان اسرائیل و فلسطینی‌ها را هدف قرار داد و منجر به کشته شدن شش نفر، از جمله یک افسر امنیتی قطری و چند عضو حماس شد. این رخداد نه تنها نقض آشکار حاکمیت ملی قطر و اصول بنیادی مصونیت دیپلماتیک بود، بلکه به مثابه نشانه‌ای از فروپاشی نظم بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم و ناتوانی نهادهای چندجانبه مانند شورای امنیت در جلوگیری از نقض حقوق بین‌الملل تلقی می‌شود. با وجود انتقادهای لفظی برخی چهره‌ها مانند ترامپ، ایالات متحده واکنش عملی نشان نداد که این امر شکاف‌ها در ساختارهای سنتی امنیت جهانی را برجسته‌تر کرد.
undefined در سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران این واقعه را فرصتی استراتژیک برای بازسازی جایگاه منطقه‌ای خود، به‌ویژه پس از چالش‌های اوایل سال ۲۰۲۵، یافت. تهران با بهره‌گیری از موج محکومیت جهانی علیه اسرائیل، تلاشی دیپلماتیک را برای ترمیم روابط با کشورهای عربی و اسلامی، از جمله کشورهای حوزه خلیج فارس که پیش‌تر روابط پرتنشی با آن‌ها داشت، آغاز کرد. سفر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، به دوحه و تأکید او بر همکاری‌های منطقه‌ای و حمایت از گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله، در راستای همین دیپلماسی فعال برای معرفی اسرائیل به عنوان عامل اصلی بی‌ثباتی در منطقه ارزیابی می‌شود.
undefined پیامد فوری این تحولات، برگزاری نشست اضطراری سران کشورهای عربی و اسلامی در قطر بود. این نشست با درخواست برای ایجاد سازوکارهای امنیتی مستقل از ایالات متحده، نشان‌دهنده آغاز احتمالی روندی جدید برای بازنگری در ساختارهای امنیتی منطقه و کاهش وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای در سایه جنگ دیپلماتیک پیچیده جاری است.
undefined @majal_ir

۲۵۹

۱۴:۵۳

۴ مهر ۱۴۰۴
thumbnail
ملتی عالم و پرکار،‌ اما دولتی بدعهد
undefined حساب ملت آمریکا از دولت پیمان‌شکن آن جداست.

undefined از منظر آیت‌الله خامنه‌ای، مردم آمریکا ملتی «باهوش، عالم و پرکار» هستند و هیچ دلیلی برای دشمنی با آن‌ها وجود ندارد. این بی‌اعتمادی به دولت آمریکاست که مانع اصلی حل بسیاری از مسائل و ارتباط دو ملت شده است؛ دولتی که اگر می‌توانست اعتماد ایران را جلب کند، مسیر متفاوتی رقم می‌خورد.
undefined کلیپ بالا دقایقی از گفت‌وگوی تدکاپل خبرنگار آمریکایی با آیت‌الله خامنه‌ای در جریان سفر به آمریکا برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در یک مهر ۱۳۶۶ است.
undefined @majal_ir

۲۷۲

۱۹:۲۵

۷ آبان ۱۴۰۴
undefined پایان نظم تک قطبی و تلاش ها برای احیای نظمی جدید


undefined فروپاشی نظم تک قطبی یا افول امریکا عباراتی هستند که در چندسال اخیر در کشور در محافل مختلف مطرح شده اند. اما شاید کمتر این عبارات را از زبان تحلیل‌‌گران و استراتژیست‌‌های مطرح امریکایی شنیده‌‌ایم.مایکل فرومن رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی امریکا (CFR) در تحلیلی خواندنی به این مساله به صورت قطعی اشاره می‌‌کند. وی تا پیش از این مسئولیت‌های مهمی در ساختار سیاسی ایالات متحده از جمله معاون مشاور امنیت ملی در امور اقتصادی بین‌المللی، سفیر تجاری امریکا و رهبر مذاکرات مشارکت ترانس پاسیفیک (TPP) داشته است. او در تحلیلی که در مجله Foreign Affairs نوشته است، ضمن تایید پایان نظم تک قطبی، یک استراتژی برای گذار از وضعیت فعلی و رسیدن به نظمی جدید پیشنهاد می‌‌کند.
undefined از نظر او نظام تجارت جهانی مبتنی بر قواعد، که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، عملاً فروپاشیده است. سازمان تجارت جهانی (WTO) ناتوان از مذاکره، نظارت یا اجرای تعهدات اعضاست و حتی اگر برخی بخش‌های نظم قدیم دوام آورند، بازگشت کامل ممکن نیست.
undefined به گفته وی در این میان نقش چین محوری است. ورود چین به WTO در ۲۰۰۱ با امید اصلاحات بازارمحور همراه بود، اما در عمل چین مسیر خود را به سوی سرمایه‌داری دولتی بازگرداند. ظرفیت مازاد عظیم در فولاد، آلومینیوم و سایر صنایع و سیاست یارانه‌ای دولت پکن، قواعد WTO را بی‌اثر کرد.
undefined فرومن معتقد است بازگرداندن نظم پیشین بیشتر شبیه یک رویاست، اما ادامه دادن مسیری که در آن به جای منطق قانون از منطق زور استفاده می شود نیز اشتباه است. تا به امروز امریکا چه در دولت ترامپ و چه در دولت بایدن سعی کرده مقابل رفتار چین مقابله به مثل کرده و از ابزار تعرفه به‌عنوان اهرم سیاسی استفاده نماید. تداوم این مسیر خطر گسترش «جنگ تعرفه‌ها» را دارد. کشورها ممکن است با استناد به «امنیت ملی» محدودیت‌های مشابهی اعمال کنند، که نتیجه‌اش افزایش عدم قطعیت، افت بهره‌وری و احتمال رکود است. در واقع، ایالات متحده خود را در میانهٔ آزمایشی بزرگ قرار داده است که هزینه‌های کوتاه‌مدت ملموس و منافع بلندمدت نامعلوم دارد.
undefined او پیشنهاد می‌دهد به‌جای تلاش برای بازگرداندن نظم گذشته، باید سیستمی نو از قواعد چندجانبه باز (open plurilateralism) ایجاد کرد؛ شبکه‌ای از ائتلاف‌های داوطلبانه میان کشورهایی با منافع یا ارزش‌های مشترک. این ائتلاف‌ها می‌توانند: بر آزادسازی تجارت و تسهیل دسترسی متقابل به بازار تمرکز کنند؛ یا بر موضوعات خاص مانند فناوری‌های نو، زنجیره‌های تأمین امن، یا سیاست صنعتی هماهنگ تمرکز یابند؛ یا پیرامون مسائل جهانی همچون استانداردهای زیست‌محیطی و کارگری شکل گیرند.در این سیستم کشورها در صورت تمایل می‌توانند به آن‌ها بپیوندند یا از آن‌ها خارج شوند؛ بدین‌ترتیب، ساختار جدیدی از همکاری انعطاف‌پذیر و بدون حق وتو پدید می‌آید.
undefined فرومن می‌گوید ایالات متحده باید از قدرت علمی، نوآوری فناورانه و عمق بازار سرمایه‌اش برای جذب کشورها به این ائتلاف‌ها بهره گیرد، نه از تهدید تعرفه. او خواستار استفاده از «اکوسیستم نوآوری آمریکا» به عنوان مشوقی برای کشورهایی است که حاضرند در زمینهٔ مقررات فناوری، زنجیره‌های تأمین و استانداردهای صنعتی با واشنگتن همسو شوند. در عوض، این کشورها از دسترسی به دانش، سرمایه و فناوری آمریکا بهره‌مند خواهند شد.
undefined @majal_ir

۲۳۹

۹:۰۰

thumbnail
پیشرفت با «شناسنامه ایران»
undefined آیت‌الله خامنه‌ای چگونه با طرح پیوند نیروی کار ایرانی به تولید بومی،‌ ایرانی قوی و مستقل را خلق کرده است؟

undefined آنچه امروز در پهنه ایران، از کارگاه‌های صنعتی تا آزمایشگاه‌های علمی و میدان‌های نبرد شاهد آن هستیم، مجموعه‌ای از دستاوردهای پراکنده نیست، بلکه نشانه‌های یک تحول راهبردی عمیق است. درو واقع احیای یک شخصیت تاریخی و التیام زخمی دویست‌ساله است. جامعه ایران که حافظه تاریخی‌اش با شکست‌ها و تحقیرها گره خورده بود، اکنون طعم استقلال، توانمندی و «شخصیت داشتن» را می‌چشد. این دستاوردها قطعات یک پازل منسجم هستند که تصویری از یک الگوی منحصر به فرد را آشکار می‌کنند: «پیشرفت با شناسنامه ایران». این کلیدواژه، مدلی از توسعه را توصیف می‌کند که در آن هویت ملی، استقلال و اقتدار، در تار و پود تولید علم و فناوری تنیده شده و ریشه در فرهنگ و تمدن ایرانی دارد.
undefined این طرح ممتاز و استثنایی، طی دهه‌های گذشته با جهت‌گیری‌های دقیق سیاسی، نهادی و فرهنگی آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان معمار اصلی این حرکت، شکل گرفته است. ایشان با اولویت‌بخشی به تولید دانش بومی، سرمایه‌گذاری عمیق بر نیروی انسانی جوان و نخبه و ایجاد شبکه‌ای از صنایع فناور، ایران را به ظرفیتی بی‌بدیل در «بازتولید توان ملی» و «قدرت تولیدشونده» بدل کرده‌اند. این قدرت برخلاف توانایی‌های وارداتی و شکننده که در بسیاری از کشورهای منطقه دیده می‌شود، به سختی قابل ریشه‌کن شدن است. زیرا بر پایه‌های داخلی و خوداتکایی استوار شده و به جای وابستگی به خارج، به نبوغ و خلاقیت ایرانی تکیه دارد.
undefined این معماری پیشرفت، بارها در میدان‌های سخت آزمون خود را پس داده است. فشارهای حداکثری، از جنگ تحمیلی تا تحریم‌های ظالمانه، نه تنها مانعی برای توقف نبودند، بلکه به یک «کارگاه فکر و عمل» تبدیل شدند که نبوغ ایرانی را به اوج رساندند. شواهد این موفقیت در عرصه‌های مختلف مشهود است. از ظرفیت حیرت‌انگیز بازتولید و ارتقای تجهیزات پیشرفته دفاعی که دشمن را در محاسباتش ناکام گذاشته، تا صعود به قله‌های جهانی در فناوری‌های راهبردی چون نانو، لیزر، صنعت هسته‌ای و پزشکی. این دستاوردها ثابت می‌کنند که پیوند میان دانشگاه، صنعت و میدان عمل، به بلوغی رسیده که هرگونه ضربه را به فرصتی برای بازسازی و جهشی بزرگتر تبدیل می‌کند.
undefined در نهایت، «پیشرفت با شناسنامه ایران» یک اکوسیستم قدرت‌ساز است که به طور همزمان امنیت، استقلال و سرمایه انسانی را تولید و تقویت می‌کند. این مدل، مصونیت راهبردی در برابر فشارهای خارجی ایجاد کرده، استقلال سیاسی را تضمین می‌کند و با خلق چشم‌اندازی روشن برای «ساختن»، به پادزهری برای فرار مغزها تبدیل شده است. این همان معماری دقیقی است که نه بر تقلید کورکورانه از غرب استوار است و نه بر تسلیم در برابر فناوری خارجی، بلکه بر ساختن یک هویت پرافتخار ملی تکیه دارد که ایران امروز را بیمه کرده و فردای تابناک آن را تضمین می‌کند.
undefined @majal_ir

۲۴۵

۱۵:۱۳

thumbnail

۲۴۵

۱۵:۱۳

۱۰ آبان ۱۴۰۴
thumbnail
مدینه زمان پیامبر، اندازه یکی از دهات‌های امروز ما هم نیست!
undefined «قیمت‌ها» دست کیست؟!

undefined زمان‌شناس بودنِ فقیه، جسارت می‌خواهد. جایی که فقیه مسئولیت «همه چیز» را مطابق روشمندی اجتهادی که با آن دین را در زندگی جمعی حاضر می‌کند، عهده‌دار می‌شود و به همین علت است که ضرورتا ولایت او باید همان ولایت رسول‌الله باشد.این همان معنای «زنده» بودن دین است که نشان می‌دهد تنها سنت و حدیث برای فهم و مواجهه با سیاست‌های اقتصادی کافی نیست. امور از پیش تعیین شده که همانند برخی فقهای اوایل انقلاب، نقل را حکمی ابدی تصور می‌کردند، نمی‌توانند و نخواهند توانست یک اقتصاد پویا و زنده را راهبری کنند. این شخصیت استثنایی فقیهی چون امام خمینی (ره) بود که جسارت تفسیر و معنا کردن دین بر اساس مصلحت و ضرورت‌ها را به خود راه داد.اینجا یک فشار و رنج دائمی را برای فهم مصلحت و زنده بودن دین و جامعه طلب می‌کند تا هرآنچه درون کوره است، نهایتا پخته و اصیل گردد. و به همین جهت است که مصلحت‌سنجی برای فقیه، یک امر «عرفی» یا «اقتضایی» نمی‌تواند باشد که هر روز بر اساس سمت‌وسوی وزش باد یا سلیقه، یک حکم فقهی را تغییر و صادر نماید.
undefined آن‌ها که برای تفسیر نظر اسلام درباره حدود و ثغور دخالت در «قیمت‌ها» و «بازار» به روخوانی از چند آیه یا روایت اکتفا می‌کنند،‌ و بیان می‌دارند که «قیمت‌ها دست خداست»،‌ آنچه را در وهله اول ملغی می‌کنند پژوهش و زندگی است و سپس سبب انحراف و فروپاشی جامعه دینی خواهند شد.
undefined در این‌جا مرور خاطره آقای موسوی خوئینی‌ها از حکم فقهی امام خمینی (ره) درباره ضرورت دخالت حاکمیت در «قیمت‌های بازار» شنیدنی است.
undefined @majal_ir
undefined۱۴

۱.۶K

۱۷:۳۴

undefined پایان عصر تجارت آزاد؛ گذار از وابستگی متقابل به اقتصاد جهانی تسلیحاتی
undefined حسین کارآزمای‌جهرمی
undefined در ماه ژوئن، واشنگتن و پکن با هدف احیای آتش‌بس تجاری و بازگشایی کانال‌های تجارت در زمینه‌هایی کلیدی (به‌ویژه صادرات مواد خاکی کمیاب (rare earths) و آهن‌رباهای تخصصی)، توافقی موسوم به «توافق چارچوب» را امضا کردند. این توافق را می‌توان نقطه عطفی در اقتصاد جهانی قلمداد کرد و نشانه‌ی چرخشی آرام اما عمیق در اقتصاد سیاسی جهان دانست. همانگونه که مجله فارین افیرز در گزارش اخیر خود بیان کرده است، این رویداد را نه می‌توان در راستای خیال‌پردازی‌های ترامپ درباره‌ی رهایی از نظم جهانی زیر پرچم یک‌جانبه‌گرایی آمریکا دانست، نه امتداد ایده بازگشت به رویای بایدن برای رقابت مدیریت‌شده میان قدرت‌های بزرگ. درحقیقت این توافق آغازی است واقعی بر دوران وابستگی متقابل تسلیحاتی میان کشورها؛ عصری که در آن، ایالات متحده به تدریج درمی‌یابد دیگر کشورها نیز آموخته‌اند همان ابزارهای فشار و اجبار اقتصادی را علیه خود او به کار گیرند که واشنگتن سال‌ها با شور و اشتیاق بر دیگران اعمال می‌کرد.
undefined این دوران جدید با سلاح‌های اجبار اقتصادی و فناوری از جمله تحریم‌ها، حملات زنجیره تأمین و اقدامات صادراتی شکل خواهد گرفت. این سلاح‌ها در واقع نقاطی گلوگاهی و کنترلی هستند که زیرساخت‌ و زیربنای اقتصاد جهانی امروزی را شکل می‌دهند. بیش از دو دهه است که ایالات متحده به طور یکجانبه این گلوگاه‌ها را در امور مالی، جریان‌های اطلاعاتی و فناوری برای برتری استراتژیک به سلاح تبدیل کرده است. به همین دلیل این مجله تاکید می‌کند که در عصر کنونی مبادلات بازاری به شکل قابل توجهی با امنیت ملی گره خورده است و ایالات متحده اکنون باید از منافع خود در جهانی دفاع کند که در آن سایر قدرت‌ها نیز می‌توانند از گلوگاه‌های خود استفاده کنند. در حقیقت در این دوران، سلاح‌های اقتصادی درست مانند سلاح‌های هسته‌ای در حال تکثیر هستند و معضلات جدیدی را برای ایالات متحده و سایر قدرت‌ها ایجاد می‌کنند.
undefined از همین رو دولت ترامپ در این توافق مجبور شده است تا در ازای کاهش محدودیت‌های اعمالی توسط چین بر صادرات مواد معدنی کمیاب که صنایع ایالات متحده از جمله خودروسازی را فلج کرده بود، امتیازاتی در مورد کاهش کنترل صادرات نیمه‌هادی‌ها به چین بدهد. این در حالی است که نخستین بار در دولت بایدن اعمال محدودیت بر صادرات تراشه‌ها و نیمه هادی‌های پیشرفته به عنوان ابزاری جهت کنترل چین استفاده شده بود که در نهایت منجر به اقدام متقابل چین در این زمینه و به شیوه مشابه آمریکا شد.تا پیش از این دوران، پکن استقلال فناوری را یک هدف مهم بلندمدت می‌دانست اما پس از آن وابستگی به فناوری ایالات متحده را به عنوان یک تهدید فوری کوتاه‌مدت قلمداد کرد و درصدد مقابله با آن برآمد. بر این اساس چین متوجه شد که در جهانی با وابستگی متقابل تسلیحاتی، قدرت نه از داشتن کالاهای قابل تعویض، بلکه از کنترل مجموعه فناوری ناشی می‌شود.
undefined توسعه هرچه بیشتر این نوع از سلاح‌ها و اهرم کردن ابزارهای اقتصادی جهت پیشبرد اهداف سیاسی و اعمال فشار به قدرت‌های رقیب، سبب شده است سایر کشورها نیز به این بیاندیشند که که چگونه می‌توانند منافع خود را در جهانی که قدرت اقتصادی و امنیت ملی در حال ادغام هستند و ادغام اقتصادی و فناوری از یک وعده به یک تهدید تبدیل شده است، پیش ببرند.به همین دلیل این مجله بیان می‌کند وابستگی متقابل سلاح‌گونه، محصول جانبی و غیرمنتظره‌ی دوران باشکوه جهانی‌شدن است که منجر شده است این دوران به پایان خود نزدیک شود. به‌تدریج که دیگران وابستگی متقابل را به سلاح تبدیل می‌کنند، تار و پود اقتصاد جهانی طبق منطقی جدید از نو بافته می‌شود و جهانی پدید می‌آید که بیشتر مبتنی بر تهاجم و دفاع است تا منافع تجاری مشترک.
undefined @majal_ir
undefined۴

۲۹۲

۱۸:۲۷

۳ دی ۱۴۰۴
undefined حمله به ونزوئلا؛ جنگی که صلح‌ها را بر باد خواهد داد
undefined محمدمجتبی ولدآبادی
undefined تلاش آمریکا برای اعمال فشار بر ونزوئلا را باید در سیاست انرژی دولت ترامپ و نگاه او به بازار جهانی نفت تحلیل کرد. ترامپ کاهش قیمت انرژی را با دو هدف استراتژیک پیگیری میکند. نخست در سیاست داخلی، کاهش قیمت انرژی ابزاری برای مهار تورم است. زمانی که هزینه انرژی برای خانوارها و صنایع پایین باشد، فدرال رزرو فضای بیشتری برای کاهش نرخ بهره خواهد داشت و این امر می‌تواند زمینه تحریک فعالیت اقتصادی را فراهم کند. از منظر سیاست خارجی، ترامپ معتقد است کاهش شدید قیمت نفت می‌تواند جنگ اوکراین را پایان دهد؛ چراکه مسکو در آن صورت از درآمد لازم برای ادامه عملیات نظامی محروم می‌شود. بر این اساس، دولت ترامپ ترجیح می‌دهد قیمت نفت خام آمریکا در محدوده ۴۰ تا ۶۰ دلار در هر بشکه باشد.
undefinedبرای رسیدن به این محدوده قیمتی، ترامپ سیاست افزایش عرضه را پیش گرفت. یکی از ابزارهای او تقویت تولید نفت شیل بود، اما تولید شیل هزینه‌بر است و هر افت قیمتی حاشیه سود شرکت‌های آمریکایی را کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی مسئله ونزوئلا شکل تازه‌ای پیدا می‌کند. این کشور با داشتن بیش از ۱۸ درصد ذخایر متعارف نفت جهان، بزرگ‌ترین منبع نفتی شناخته‌شده دنیا است. کنترل این منابع می‌تواند بازار جهانی نفت را برای سال‌ها تحت تاثیر قرار دهد. از دید ترامپ، ورود به ساختار سیاسی یا اقتصادی ونزوئلا، مسیر میان‌بری برای افزایش عرضه جهانی نفت است. تسلط بر منابع ونزوئلا می‌تواند تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز در مدت یکسال به بازار اضافه کند.
undefined تسلط بر منابع نفتی ونزوئلا برای دولت ترامپ فقط یک پیروزی اقتصادی نیست. چنین تسلطی سوخت تازه‌ای برای ماشین جنگی آمریکا فراهم می‌کند. در دوره‌ای که واشنگتن می‌خواهد در نقاط مختلف جهان تنش ایجاد کند و موازنه‌های امنیتی را تغییر دهد، کنترل نفت ونزوئلا می‌تواند ثبات اقتصادی داخل آمریکا را تضمین کند و هزینه ماجراجویی‌های خارجی را برای این کشور پایین بیاورد.
undefined حذف دولت ونزوئلا از زاویه افزایش نفوذ آمریکا بر نیمکره غربی نیز قابل تحلیلی است. در سند امنیت ملی دولت ترامپ که در ماه گذشته منتشر شد، برای اولین بار در هشتاد سال اخیر نیمکره غربی به مهم ترین منطقه در راهبرد امنیت ملی دولت آمریکا تبدیل شد. در واقع آمریکا به دنبال تبدیل نیمکره غربی به حیات خلوت خود از منظر اقتصادی و امنیتی است. ترسیم این هدف به علت کاهش نفوذ آمریکا و افزایش نفوذ قدرت‌های بزرگ در سایر مناطق است. در این راه حذف دولت نامطلوب مادورو از نظر آمریکا امری ضروری است.
undefined @majal_ir
undefined۱
undefined۱

۲۱۶

۱۲:۲۶

۳ مهر
undefinedجنگ دولت را ساخت، اما چرا این بار نه!
undefinedپرده اولچارلز تیلی، جامعه‌شناس و دانشمند علوم سیاسی، که بخش قابل‌توجهی از عمر پژوهشی خود را به بررسی چگونگی شکل‌گیری دولت‌ها و فرایند قدرتمندشدن آن‌ها اختصاص داد، صاحب جمله‌ای معروف است: «جنگ دولت را ساخت و دولت جنگ را». بر اساس این نظریه، با بررسی تاریخی شکل‌گیری دولت مدرن در اروپا درمی‌یابیم که رقابت نظامی و جنگ، دولت‌ها را به توسعه ظرفیت‌های استخراج منابع، ایجاد سازمان اداری با ظرفیت بالا و تمرکز قدرت واداشت. این ظرفیت‌های جدید نیز به نوبه خود، توانایی دولت‌ها را برای جنگ‌افروزی و رقابت با سایر دولت‌ها افزایش داد. دولت برای حفظ و تقویت قدرت نظامی خود، به مالیات، زیرساخت، تولید، تجارت، نیروی انسانی و در یک کلام، به سازمان‌دهی و بسیج ظرفیت‌های اقتصادی جامعه نیاز دارد.
undefinedپرده دومبا شروع جنگ تحمیلی سوم، و به‌ویژه پس از اعمال محاصره دریایی و محدودشدن دسترسی به بنادر جنوبی کشور، عملاً ورود بخش قابل‌توجهی از کالاها به سایر مرزها، مشخصاً مرزهای ترکیه و پاکستان، بنادر شمالی و مسیرهای ریلی کشور، سوق داده شده است. با این حال، مشکلات خرد و کلان متعددی در مدیریت این مرزها، گریبان واردکنندگان را گرفته است؛ مشکلاتی که عمده راه‌حل‌های آن‌ها نیز روشن است. برای مثال، همه می‌دانند که گمرک باید ۲۴ ساعته شود، اما با وجود آمادگی کشورهای مقابل، به دلیل آنکه نیروهای گمرک در آن مبادی‌ که فعالیتشان کاهش یافته، مانند بنادر جنوبی، به‌راحتی حاضر به انتقال به مبادی دیگر نیستند و از سوی دیگر، جذب نیروی جدید در گمرک‌های مقصد نیز با محدودیت‌های مقرراتی و اداری مواجه است، این امر هنوز محقق نشده است. همه دستگاه‌ها بر ضرورت حاکمیت «مدیریت واحد» در مرزها تأکید دارند، اما همواره گمرک، راهداری، استانداری و البته مناطق آزاد، چنگ در گیسوان یکدیگر، صرفا خود را شایسته اعمال این مدیریت می‌دانند و کسی به این منازعه فرسایشی پایان نمی‌دهد. تجهیزات بنادر جنوبی شش ماه است که در مسیر انتقال به بنادر شمالی هستند. تعدادی کانکس ارائه‌دهنده خدمات رفاهی می‌تواند اوضاع کامیون‌داران معطل در ریمدان را بهبود بخشد و ایضا جاده‌ای که مدت‌هاست در انتظار بهسازی است. قرار بود به جای سه بار نمونه‌گیری مجزا در بنادر، تنها یکی از دستگاه‌های ناظر نمونه‌گیری را انجام دهد تا نتیجه در اختیار سایر دستگاه قرار گیرد، اما سازمان استاندارد زیر بار نمی‌رود، احتمالا به دلیل حق‌الزحمه آزمایشگاه‌هایش! مقررات حمل یکسره کالاها از بنادر به انبارهای تحت کلید گمرک در پس‌کرانه هنوز ابلاغ نشده است و ...
undefinedپرده آخر؛ پایان بازسوالی که برجسته می‌شود این‌است که چرا در این‌جا نیروی برآمده از ضرورت جنگ و حفظ بقا، نمی‌تواند سرعت‌ در تصمیمات، قاطعیت در دستورات و اثربخشی در اقدامات، برای حصول نتیجه‌ای که ملموس در تعیین طرف پیروز جنگ موثر است را به ارمغان بیاورد. چرا فرصت بحران، برای حل مسائل انباشته و بهبود حکمرانی، از جمله در همین مساله مدیریت مرز، نقد نمی‌شود؟ و در نهایت، چرا جنگ این بار برای ما «دولت» نساخت؟
undefined @majal_ir
undefined۱۵
undefined۲

۱.۴K

۱۵:۲۶

۲۶ مهر
thumbnail
undefinedصادرات سوخت به پاکستان را متوقف کنید
undefinedهفته گذشته اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا ادعا کرد که با پاکستان و ترکیه برای محاصره زمینی ایران همکاری می‌کند که پیرو آن هیاتی آمریکایی جهت مذاکره پیرامون آن عازم اسلام آباد شد و از دیروز تمام مرزهای زمینی پاکستان به دستور حکومت مرکزی پاکستان مسدود شد.
undefinedمماشات در مقابله با راهبرد محاصره ایالات متحده سبب عمیق‌تر شدن و گسترش آن در سایر حوزه‌ها شده است، از این رو تحرک جدی و فوری برای فعال کردن ابزارهای تنبیهی برای همراهی کنندگان سیاست‌های دشمن علیه کشور ضروری است.
undefinedدر شرایطی که پاکستان در چالش با هند و افغانستان است، مرزهای زمینی ایران مسیر تامین سالیانه بیش از 6 میلیارد دلار صادرات رسمی ال‌پی‌جی و غیر رسمی گازوئیل و بنزین به این کشور است. گفته شده دوشنبه که روز اول کاری هفته است موضوع شفاف می‌شود ولی به هر حال پاکستان باید مطلع شود اگر بنای همکاری علیه ایران را دارد، خود را از تامین سوختی که تمام کشورهای منطقه متقاضی آن هستند، محروم می‌سازد.
undefined @majal_ir

۱.۱K

۱۷:۰۰