۲۵۹
۱۴:۵۳
ملتی عالم و پرکار، اما دولتی بدعهد
حساب ملت آمریکا از دولت پیمانشکن آن جداست.
از منظر آیتالله خامنهای، مردم آمریکا ملتی «باهوش، عالم و پرکار» هستند و هیچ دلیلی برای دشمنی با آنها وجود ندارد. این بیاعتمادی به دولت آمریکاست که مانع اصلی حل بسیاری از مسائل و ارتباط دو ملت شده است؛ دولتی که اگر میتوانست اعتماد ایران را جلب کند، مسیر متفاوتی رقم میخورد.
کلیپ بالا دقایقی از گفتوگوی تدکاپل خبرنگار آمریکایی با آیتالله خامنهای در جریان سفر به آمریکا برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در یک مهر ۱۳۶۶ است.
@majal_ir
۲۷۲
۱۹:۲۵
۲۳۹
۹:۰۰
پیشرفت با «شناسنامه ایران»
آیتالله خامنهای چگونه با طرح پیوند نیروی کار ایرانی به تولید بومی، ایرانی قوی و مستقل را خلق کرده است؟
آنچه امروز در پهنه ایران، از کارگاههای صنعتی تا آزمایشگاههای علمی و میدانهای نبرد شاهد آن هستیم، مجموعهای از دستاوردهای پراکنده نیست، بلکه نشانههای یک تحول راهبردی عمیق است. درو واقع احیای یک شخصیت تاریخی و التیام زخمی دویستساله است. جامعه ایران که حافظه تاریخیاش با شکستها و تحقیرها گره خورده بود، اکنون طعم استقلال، توانمندی و «شخصیت داشتن» را میچشد. این دستاوردها قطعات یک پازل منسجم هستند که تصویری از یک الگوی منحصر به فرد را آشکار میکنند: «پیشرفت با شناسنامه ایران». این کلیدواژه، مدلی از توسعه را توصیف میکند که در آن هویت ملی، استقلال و اقتدار، در تار و پود تولید علم و فناوری تنیده شده و ریشه در فرهنگ و تمدن ایرانی دارد.
این طرح ممتاز و استثنایی، طی دهههای گذشته با جهتگیریهای دقیق سیاسی، نهادی و فرهنگی آیتالله خامنهای به عنوان معمار اصلی این حرکت، شکل گرفته است. ایشان با اولویتبخشی به تولید دانش بومی، سرمایهگذاری عمیق بر نیروی انسانی جوان و نخبه و ایجاد شبکهای از صنایع فناور، ایران را به ظرفیتی بیبدیل در «بازتولید توان ملی» و «قدرت تولیدشونده» بدل کردهاند. این قدرت برخلاف تواناییهای وارداتی و شکننده که در بسیاری از کشورهای منطقه دیده میشود، به سختی قابل ریشهکن شدن است. زیرا بر پایههای داخلی و خوداتکایی استوار شده و به جای وابستگی به خارج، به نبوغ و خلاقیت ایرانی تکیه دارد.
این معماری پیشرفت، بارها در میدانهای سخت آزمون خود را پس داده است. فشارهای حداکثری، از جنگ تحمیلی تا تحریمهای ظالمانه، نه تنها مانعی برای توقف نبودند، بلکه به یک «کارگاه فکر و عمل» تبدیل شدند که نبوغ ایرانی را به اوج رساندند. شواهد این موفقیت در عرصههای مختلف مشهود است. از ظرفیت حیرتانگیز بازتولید و ارتقای تجهیزات پیشرفته دفاعی که دشمن را در محاسباتش ناکام گذاشته، تا صعود به قلههای جهانی در فناوریهای راهبردی چون نانو، لیزر، صنعت هستهای و پزشکی. این دستاوردها ثابت میکنند که پیوند میان دانشگاه، صنعت و میدان عمل، به بلوغی رسیده که هرگونه ضربه را به فرصتی برای بازسازی و جهشی بزرگتر تبدیل میکند.
در نهایت، «پیشرفت با شناسنامه ایران» یک اکوسیستم قدرتساز است که به طور همزمان امنیت، استقلال و سرمایه انسانی را تولید و تقویت میکند. این مدل، مصونیت راهبردی در برابر فشارهای خارجی ایجاد کرده، استقلال سیاسی را تضمین میکند و با خلق چشماندازی روشن برای «ساختن»، به پادزهری برای فرار مغزها تبدیل شده است. این همان معماری دقیقی است که نه بر تقلید کورکورانه از غرب استوار است و نه بر تسلیم در برابر فناوری خارجی، بلکه بر ساختن یک هویت پرافتخار ملی تکیه دارد که ایران امروز را بیمه کرده و فردای تابناک آن را تضمین میکند.
@majal_ir
۲۴۵
۱۵:۱۳
۲۴۵
۱۵:۱۳
مدینه زمان پیامبر، اندازه یکی از دهاتهای امروز ما هم نیست!
«قیمتها» دست کیست؟!
زمانشناس بودنِ فقیه، جسارت میخواهد. جایی که فقیه مسئولیت «همه چیز» را مطابق روشمندی اجتهادی که با آن دین را در زندگی جمعی حاضر میکند، عهدهدار میشود و به همین علت است که ضرورتا ولایت او باید همان ولایت رسولالله باشد.این همان معنای «زنده» بودن دین است که نشان میدهد تنها سنت و حدیث برای فهم و مواجهه با سیاستهای اقتصادی کافی نیست. امور از پیش تعیین شده که همانند برخی فقهای اوایل انقلاب، نقل را حکمی ابدی تصور میکردند، نمیتوانند و نخواهند توانست یک اقتصاد پویا و زنده را راهبری کنند. این شخصیت استثنایی فقیهی چون امام خمینی (ره) بود که جسارت تفسیر و معنا کردن دین بر اساس مصلحت و ضرورتها را به خود راه داد.اینجا یک فشار و رنج دائمی را برای فهم مصلحت و زنده بودن دین و جامعه طلب میکند تا هرآنچه درون کوره است، نهایتا پخته و اصیل گردد. و به همین جهت است که مصلحتسنجی برای فقیه، یک امر «عرفی» یا «اقتضایی» نمیتواند باشد که هر روز بر اساس سمتوسوی وزش باد یا سلیقه، یک حکم فقهی را تغییر و صادر نماید.
آنها که برای تفسیر نظر اسلام درباره حدود و ثغور دخالت در «قیمتها» و «بازار» به روخوانی از چند آیه یا روایت اکتفا میکنند، و بیان میدارند که «قیمتها دست خداست»، آنچه را در وهله اول ملغی میکنند پژوهش و زندگی است و سپس سبب انحراف و فروپاشی جامعه دینی خواهند شد.
در اینجا مرور خاطره آقای موسوی خوئینیها از حکم فقهی امام خمینی (ره) درباره ضرورت دخالت حاکمیت در «قیمتهای بازار» شنیدنی است.
@majal_ir
۱.۶K
۱۷:۳۴
۲۹۲
۱۸:۲۷
۲۱۶
۱۲:۲۶
۱.۴K
۱۵:۲۶
۱.۱K
۱۷:۰۰