لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل رهبری و تحول کسب‌وکار | مجید رضاییر
۳۷۸ عضو

رهبری و تحول کسب‌وکار | مجید رضایی

undefinedدر دنیای پرشتاب امروز، تنها کسب‌وکارهایی می‌مانند که رهبرانشان می‌اندیشند و می‌آموزند.
undefined رهبری | بازاریابی و فروش | کوچینگ | مدیریت ریسک
undefined ارتباط با ما: ۰۲۱۹۱۰۹۶۰۹۵پشتیبانی: @p_karsha
undefined آشنایی بیشتر:https://karshagroup.com/majidrezaee/
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۷ تیر
thumbnail
undefined هنر پرسیدن سؤال؛ مهارتی که فروش را متحول می‌کند
یکی از ارزشمندترین درس‌هایی که در دنیای فروش آموخته‌ام این است که همیشه هدف از پرسیدن سؤال، دریافت اطلاعات جدید نیست. گاهی ما پاسخ را می‌دانیم، اما سؤال را می‌پرسیم تا مشتری خودش آن پاسخ را با صدای بلند بیان کند.
وقتی مشتری نیاز، دغدغه یا هدف خود را به زبان می‌آورد، آن موضوع برای او واقعی‌تر، مهم‌تر و ملموس‌تر می‌شود. این فرآیند باعث می‌شود احساس تعهد بیشتری نسبت به تصمیمی که قرار است بگیرد پیدا کند؛ زیرا نتیجه، حاصل تفکر و بیان خود اوست، نه صرفاً توصیه فروشنده.به همین دلیل، فروشندگان حرفه‌ای کمتر صحبت می‌کنند و بیشتر سؤال می‌پرسند. آن‌ها با پرسش‌های هدفمند، مشتری را به فکر کردن هدایت می‌کنند تا خودش به ارزش راه‌حل ارائه‌شده برسد. در چنین شرایطی، مقاومت مشتری کاهش پیدا می‌کند و اعتماد او به فرآیند تصمیم‌گیری افزایش می‌یابد.
به خاطر داشته باشید که در فروش، قدرت واقعی در ارائه پاسخ‌های زیاد نیست؛ بلکه در پرسیدن سؤال‌های درست است. سؤال‌های هوشمندانه، مشتری را از یک شنونده منفعل به یک تصمیم‌گیرنده فعال تبدیل می‌کنند و همین تفاوت، مسیر یک فروش معمولی را به یک فروش موفق و ماندگار تبدیل خواهد کرد.
undefinedمجیدرضاییمشاور، مدرس، کوچ رهبری و تحول کسب‌وکار گروه کارشا | آموزش، مشاوره و کوچینگ@majid_rezaee
undefined۲

۷۲

۷:۳۳

۱۸ تیر
thumbnail
undefined ده سبک مذاکره فروش برتر را بشناسید
۱. مذاکره رقابتی (Competitive / Win-Lose)
هدف این سبک، کسب بیشترین امتیاز و برنده شدن در مذاکره است. در این رویکرد، فروشنده با استفاده از تاکتیک‌هایی مانند چانه‌زنی، اعمال فشار و امتیازگیری تلاش می‌کند بهترین نتیجه را برای خود به دست آورد. این سبک بیشتر برای معاملات کوتاه‌مدت و خریدهای مقطعی مناسب است.
۲. مذاکره مشارکتی (Collaborative / Win-Win)
در این سبک، هدف خلق ارزش برای هر دو طرف و دستیابی به یک توافق برد-برد است. تمرکز مذاکره بر منافع مشترک است، نه بر مواضع و خواسته‌های ظاهری. این رویکرد برای ایجاد روابط بلندمدت و همکاری با مشتریان کلیدی بسیار مؤثر است.
۳. مذاکره مشاوره‌ای (Consultative Negotiation)
در این روش، فروشنده نقش یک مشاور را ایفا می‌کند. ابتدا با پرسش‌های هدفمند نیازها، دغدغه‌ها و اهداف مشتری را شناسایی کرده و سپس راهکاری متناسب ارائه می‌دهد. این سبک یکی از مؤثرترین رویکردها در فروش‌های سازمانی (B2B) محسوب می‌شود.
۴. مذاکره مبتنی بر ارزش (Value Negotiation)
در این سبک، تمرکز اصلی بر ارزش و مزایایی است که محصول یا خدمت برای مشتری ایجاد می‌کند، نه صرفاً بر قیمت. فروشنده تلاش می‌کند نشان دهد که خرید چگونه موجب افزایش سود، کاهش هزینه یا بهبود عملکرد مشتری خواهد شد.
۵. مذاکره راه‌حل‌محور (Solution Negotiation)
در این رویکرد، تمرکز اصلی بر حل مسئله مشتری است. محصول یا خدمت به‌عنوان بخشی از یک راه‌حل جامع معرفی می‌شود و هدف، برطرف کردن چالش‌های واقعی مشتری است، نه صرفاً فروش یک کالا یا خدمت.
۶. مذاکره اصولی (Principled Negotiation)
این سبک بر اساس کتاب Getting to Yes شکل گرفته است و بر چهار اصل اساسی تأکید دارد: جدا کردن افراد از مسئله، تمرکز بر منافع به جای مواضع، خلق گزینه‌های برد-برد و استفاده از معیارهای عینی برای تصمیم‌گیری.
۷. مذاکره چالشی (Challenger Negotiation)
در این سبک، فروشنده با ارائه بینش‌ها و دیدگاه‌های جدید، نگاه مشتری را نسبت به مسئله یا فرصت موجود تغییر می‌دهد. او فرضیات مشتری را به چالش می‌کشد و با آموزش و هدایت، مسیر تصمیم‌گیری را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این روش در فروش‌های پیچیده و سازمانی کاربرد فراوانی دارد.
۸. مذاکره رابطه‌محور (Relationship Negotiation)
اولویت این سبک، ایجاد اعتماد، ارتباط مؤثر و حفظ رابطه بلندمدت با مشتری است. در بسیاری از بازارهای سنتی و فرهنگ‌های شرقی، کیفیت رابطه نقش تعیین‌کننده‌ای در موفقیت مذاکرات دارد.
۹. مذاکره مبتنی بر داده (Data-Driven Negotiation)
در این رویکرد، استدلال‌ها بر پایه داده‌ها، آمار، تحلیل‌های مالی، شاخص‌های عملکرد و مستندات قابل استناد ارائه می‌شوند. این سبک در فروش‌های صنعتی، فنی و سازمانی که تصمیم‌گیری بر اساس شواهد انجام می‌شود، بسیار مؤثر است.
۱۰. مذاکره تلفیقی (Hybrid Negotiation)
در این سبک، مذاکره‌کننده با توجه به شرایط، شخصیت مشتری، مرحله مذاکره و نوع معامله، از ترکیبی از سبک‌های مختلف استفاده می‌کند. مذاکره‌کنندگان حرفه‌ای معمولاً به یک سبک محدود نمی‌شوند و با انعطاف‌پذیری، رویکرد خود را متناسب با موقعیت تغییر می‌دهند.
undefinedمجیدرضاییمشاور، مدرس، کوچ رهبری و تحول کسب‌وکار گروه کارشا | آموزش، مشاوره و کوچینگ@majid_rezaee
undefined۴

۶۸

۷:۲۱

۱۹ تیر
thumbnail
undefined سندرم ماهی انگلر فیش و تله جذابیت‌های فریبنده در کسب‌وکار
در اعماق تاریک اقیانوس‌ها، جایی که نور خورشید هرگز نفوذ نمی‌کند، موجودی عجیب به نام ماهی انگلر فیش زندگی می‌کند. این شکارچی مرموز روی سر خود چراغی طبیعی دارد که در تاریکی می‌درخشد. ماهی‌ها و موجودات کوچک‌تر که به دنبال نور و امیدی برای بقا هستند، به سمت این روشنایی جذب می‌شوند؛ غافل از اینکه این نور، راه نجات نیست، بلکه مقدمه نابودی آنهاست.
در دنیای کسب‌وکار نیز بسیاری از مدیران، کارآفرینان و صاحبان کسب‌وکار قربانیِ «سندرم ماهی انگلر فیش» می‌شوند.
undefinedسندرم ماهی انگلر فیش چیست؟!
سندرم ماهی انگلر فیش زمانی اتفاق می‌افتد که یک کسب‌وکار فریب یک فرصت ظاهراً جذاب، درخشان و وسوسه‌کننده را می‌خورد، بدون آنکه واقعیت‌های پنهان پشت آن را بررسی کند.
در ظاهر همه چیز امیدوارکننده به نظر می‌رسد:
- مشتری بزرگی که وعده قراردادهای میلیاردی می‌دهد.- بازاری که رشد انفجاری دارد.- محصولی که فروش آن ناگهان افزایش یافته است.- کمپین تبلیغاتی که نتایج خیره‌کننده اولیه ایجاد می‌کند.
اما بسیاری از این نورهای درخشان، همان چراغ روی سر انگلرفیش هستند.
undefinedچرا مدیران گرفتار این تله می‌شوند؟
در اعماق دریا، ماهی‌های کوچک به دلیل کمبود نور، هر روشنایی را نشانه فرصت می‌بینند.
در بازار نیز وقتی شرایط اقتصادی دشوار است، فروش کاهش یافته یا رقابت شدید شده است، مدیران بیشتر از همیشه مستعد تصمیم‌گیری‌های احساسی می‌شوند.
در چنین شرایطی:
- تحلیل جای خود را به هیجان می‌دهد.- تحقیق جای خود را به عجله می‌دهد.- استراتژی جای خود را به امید و آرزو می‌دهد.
نتیجه آن می‌شود که کسب‌وکار به سمت فرصت‌هایی حرکت می‌کند که ظاهر درخشانی دارند اما در باطن خطرناک هستند.
undefinedچراغ‌های فریبنده در کسب‌وکار
۱. مشتریان بزرگ اما پرریسک
بسیاری از شرکت‌ها تمام منابع خود را صرف جذب یک مشتری بزرگ می‌کنند.
در ابتدا همه چیز عالی به نظر می‌رسد؛ درآمد بالا، اعتبار بیشتر و رشد سریع.
اما به مرور وابستگی شکل می‌گیرد و کسب‌وکار متوجه می‌شود که بیش از ۵۰ یا حتی ۷۰ درصد درآمدش به یک مشتری وابسته شده است.
اکنون آن مشتری تبدیل به همان انگلر فیش شده است.
اگر قرارداد لغو شود، کل کسب‌وکار به خطر می‌افتد.
۲. رشد سریع بدون زیرساخت
افزایش ناگهانی فروش همیشه خبر خوبی نیست.
بسیاری از کسب‌وکارها بدون آمادگی وارد دوره رشد می‌شوند.
آنها سفارش می‌گیرند، نیرو جذب می‌کنند و هزینه‌ها را افزایش می‌دهند؛ اما سیستم، فرآیند و ساختار لازم را ندارند.
نور فروش آنها را جذب کرده است اما چند ماه بعد با بحران نقدینگی، نارضایتی مشتری و فرسودگی کارکنان مواجه می‌شوند.
۳. تخفیف‌های وسوسه‌کننده
برخی شرکت‌ها برای افزایش فروش وارد جنگ تخفیف می‌شوند.
در کوتاه‌مدت فروش رشد می‌کند.
اما به تدریج مشتری یاد می‌گیرد که فقط هنگام تخفیف خرید کند.
حاشیه سود کاهش می‌یابد و برند ارزش خود را از دست می‌دهد.
آنچه در ابتدا نور موفقیت به نظر می‌رسید، در واقع دام بزرگی برای آینده کسب‌وکار بوده است.
undefinedعجیب‌ترین درس انگلرفیش برای مدیران
ویژگی عجیب دیگر انگلر فیش، چسبیدن ماهی نر به ماده و وابستگی کامل اوست.
در بسیاری از سازمان‌ها نیز چنین اتفاقی رخ می‌دهد.
گاهی یک مدیر، یک فروشنده کلیدی، یک مشتری بزرگ یا حتی یک محصول پرفروش آن‌قدر به هسته کسب‌وکار می‌چسبد که سازمان به او وابسته می‌شود.
در این حالت استقلال سازمان از بین می‌رود.
کسب‌وکار دیگر روی سیستم‌ها متکی نیست؛ بلکه به افراد یا منابع خاص وابسته است.
و هر وابستگی شدید، یک ریسک پنهان است.
undefinedچگونه گرفتار سندرم ماهی انگلر فیش نشویم؟
قبل از هر فرصت جذاب، این پنج سؤال را بپرسید:
۱. پشت این فرصت چه ریسک‌هایی پنهان شده است؟۲. اگر این فرصت از بین برود چه اتفاقی برای کسب‌وکار می‌افتد؟۳. آیا تصمیم من بر اساس داده است یا هیجان؟۴. بدترین سناریوی ممکن چیست؟۵. آیا وابستگی خطرناکی ایجاد خواهد شد؟
undefinedجمع‌بندی
در اعماق اقیانوس، نور همیشه نشانه نجات نیست.
در بازار نیز هر فرصت درخشانی الزاماً یک فرصت واقعی نیست.
مدیران حرفه‌ای برخلاف ماهی‌های کوچک، تنها به نور نگاه نمی‌کنند؛ آنها منبع نور را بررسی می‌کنند.
زیرا بسیاری از شکست‌های بزرگ کسب‌وکارها نه از کمبود فرصت، بلکه از تشخیص ندادن فرصت‌های فریبنده آغاز می‌شود.
هرگاه در کسب‌وکار با پیشنهادی روبه‌رو شدید که بیش از حد جذاب به نظر می‌رسد، لحظه‌ای مکث کنید و از خود بپرسید:
آیا این یک فرصت است یا چراغ ماهی انگلر فیش؟!
undefinedمجید رضاییمشاور، مدرس، کوچ رهبری و تحول کسب‌وکار گروه کارشا | آموزش، مشاوره و کوچینگ@majid_rezaee
undefined۲
undefined۱
undefined۱

۵۶

۸:۵۴

۲۰ تیر
thumbnail
undefinedقیف فروش چیست؟
قیف فروش مدلی است که مسیر حرکت مشتری را از نخستین آشنایی با یک کسب‌وکار تا انجام خرید نشان می‌دهد.
به آن «قیف» گفته می‌شود، زیرا افراد زیادی وارد ابتدای این مسیر می‌شوند، اما تنها بخشی از آن‌ها به مشتری واقعی تبدیل می‌شوند.
undefinedمراحل قیف فروش
۱. آگاهی (Awareness)در این مرحله، مشتری برای نخستین بار با برند، محصول یا خدمات شما آشنا می‌شود.
نمونه‌ها: تبلیغات، تولید محتوا، شبکه‌های اجتماعی، پخش مویرگی، معرفی توسط مشتریان یا دوستان.
۲. علاقه (Interest)مشتری نسبت به محصول یا خدمت شما کنجکاو می‌شود و به دنبال اطلاعات بیشتر است.
نمونه‌ها: بازدید از وب‌سایت، تماس، پرس‌وجوی قیمت یا دنبال کردن صفحه در شبکه‌های اجتماعی.
۳. بررسی (Consideration)مشتری گزینه‌های مختلف را با یکدیگر مقایسه می‌کند؛ از جمله قیمت، کیفیت، مزایا، خدمات پس از فروش و گارانتی.
در این مرحله، عملکرد تیم فروش و کیفیت محتوای ارائه‌شده نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.
۴. تصمیم (Intent / Decision)مشتری آمادگی بالایی برای خرید پیدا کرده و تنها به یک عامل نهایی برای تصمیم‌گیری نیاز دارد.
نمونه‌ها: درخواست پیش‌فاکتور، تست محصول یا افزودن کالا به سبد خرید.
۵. خرید (Purchase)فرآیند فروش تکمیل می‌شود و مشتری خرید خود را نهایی می‌کند.
چرا قیف فروش اهمیت دارد؟
- مشخص می‌کند مشتریان در کدام مرحله از فرآیند فروش از دست می‌روند.- امکان شناسایی نقاط قابل بهبود در فرآیند فروش را فراهم می‌کند.- عملکرد تیم فروش را قابل اندازه‌گیری می‌سازد.- پیش‌بینی فروش را دقیق‌تر می‌کند.- به طراحی استراتژی بازاریابی و تولید محتوای متناسب با هر مرحله کمک می‌کند.
undefinedیک مثال ساده
فرض کنید هزار نفر تبلیغ شما را مشاهده می‌کنند.
- ۱۰۰ نفر وارد وب‌سایت می‌شوند.- ۲۰ نفر تماس می‌گیرند.- ۵ نفر درخواست پیش‌فاکتور می‌دهند.- ۲ نفر خرید می‌کنند.
در این مثال، نرخ تبدیل نهایی برابر با ۰٫۲ درصد است.
قیف فروش به شما نشان می‌دهد که مشکل دقیقاً در کدام مرحله قرار دارد. برای مثال، اگر از میان ۱۰۰ مراجعه‌کننده تنها ۲ نفر خرید کنند، احتمالاً فرآیند مذاکره، پیگیری فروش یا تبدیل مشتری بالقوه به خریدار نیازمند بازنگری و بهبود است.
undefinedمجید رضاییمشاور، مدرس، کوچ رهبری و تحول کسب‌وکار گروه کارشا | آموزش، مشاوره و کوچینگ@majid_rezaee
undefined۲
undefined۱

۴۰

۷:۳۹

undefined اگر نتیجه جدیدی می‌خواهید، باید عادتِ خودِ همیشگی بودن را بشکنید و خود جدیدی خلق کنید
نمی‌توانید با همان افکار و رفتارهای قدیمی، منتظر نتایج متفاوت در زندگی باشید. برای تجربه یک زندگی جدید، باید عادت‌ها و الگوهای رفتاری گذشته خود را تغییر دهید..
undefinedمجیدرضاییمشاور، مدرس، کوچ رهبری و تحول کسب‌وکار گروه کارشا | آموزش، مشاوره و کوچینگ@majid_rezaee
undefined۴

۳۶

۱۴:۴۱

۲۱ تیر
thumbnail
undefined گاهی یک تابلو قدیمی، بیشتر از صدها بیلبورد تبلیغاتی حرف برای گفتن دارد
چند روز پیش این تابلو را دیدم و از آن عکس گرفتم...
این تابلوی قدیمی «بیمه ایران» شاید رنگ‌وروی روزهای اول را نداشته باشد، اما سال‌هاست که در همان نقطه ایستاده؛ شاهد آمدن و رفتن نسل‌ها، رونق‌ها، رکودها و تغییرات بازار.
در کسب‌وکار، قدمت یک سرمایه است. قدمت یعنی تجربه، یعنی آزمون‌های سخت، یعنی دوام در روزهایی که بسیاری از رقبا از میدان خارج شده‌اند.
اما یک اشتباه بزرگ هم وجود دارد؛ اینکه تصور کنیم قدمت به‌تنهایی مزیت رقابتی است.
مشتری امروز، فقط به سابقه احترام نمی‌گذارد؛ او کیفیت امروز را می‌سنجد، سرعت امروز را مقایسه می‌کند و تجربه امروز را به خاطر می‌سپارد.
برندی که فقط به گذشته‌اش افتخار کند، کم‌کم تبدیل به بخشی از همان گذشته می‌شود. اما برندی که از اعتبار دیروز، برای ساختن فردای بهتر استفاده کند، ماندگار خواهد شد.
قدمت، اعتبار می‌آورد؛ اما نوآوری، یادگیری، بهبود مستمر و خلق ارزش هستند که آن اعتبار را زنده نگه می‌دارند.
در نهایت، بازار به قدیمی‌ترین‌ها جایزه نمی‌دهد؛ بازار به آن‌هایی پاداش می‌دهد که هر روز، شایسته اعتماد باشند.
undefined️*مجید رضایی*مشاور، مدرس، کوچ رهبری و تحول کسب‌وکار گروه کارشا | آموزش، مشاوره و کوچینگ@majid_rezaee
undefined۱
undefined۱

۵۲

۷:۰۴

۲۲ تیر
thumbnail
undefinedسوگیری تأییدی؛ دشمن پنهان تصمیم‌های مدیریتی
یکی از خطرناک‌ترین خطاهای ذهنی مدیران و رهبران کسب‌وکار، سوگیری تأییدی است؛ یعنی تمایل ناخودآگاه به جست‌وجو و پذیرش اطلاعاتی که باورهای قبلی ما را تأیید می‌کنند و نادیده گرفتن شواهدی که با آن‌ها در تضاد هستند. در چنین شرایطی، مدیر تصور می‌کند بر اساس واقعیت تصمیم می‌گیرد، اما در حقیقت تنها بخشی از واقعیت را می‌بیند.
برای مثال، مدیری که معتقد است کاهش فروش صرفاً نتیجه عملکرد ضعیف تیم فروش است، فقط گزارش‌هایی را می‌بیند که این باور را تقویت می‌کنند. در مقابل، ممکن است تغییر رفتار مشتریان، ضعف در محصول، قیمت‌گذاری نامناسب یا فعالیت رقبای جدید را نادیده بگیرد. نتیجه چنین نگاهی، تصمیم‌هایی است که مشکل اصلی را حل نمی‌کنند و حتی سازمان را در مسیر اشتباه‌تری قرار می‌دهند.
رهبران اثربخش می‌دانند که کیفیت تصمیم‌هایشان به کیفیت پرسش‌هایی بستگی دارد که از خود و دیگران می‌پرسند. آن‌ها عمداً به دنبال دیدگاه‌های مخالف هستند، از تیم خود می‌خواهند فرضیاتشان را به چالش بکشند و پیش از تصمیم‌گیری، شواهدی را جست‌وجو می‌کنند که احتمال دارد نظر اولیه‌شان را رد کند. این رویکرد، سازمان را از گرفتار شدن در دام تصمیم‌های احساسی و تکرار اشتباهات گذشته حفظ می‌کند.
برداشت پایانی:رهبری موفق، تنها به معنای داشتن پاسخ‌های درست نیست؛ بلکه به معنای شجاعت روبه‌رو شدن با اطلاعاتی است که باورهای ما را به چالش می‌کشند. سازمان‌هایی که فرهنگ پرسشگری، نقد سازنده و تصمیم‌گیری مبتنی بر شواهد را تقویت می‌کنند، معمولاً تصمیم‌های دقیق‌تر، نوآورانه‌تر و پایدارتر از رقبای خود می‌گیرند.
undefinedمجیدرضاییمشاور، مدرس، کوچ رهبری و تحول کسب‌وکار گروه کارشا | آموزش، مشاوره و کوچینگ@majid_rezaee
undefined۴
undefined۱

۳۲

۷:۳۸

undefined یادداشت پایان روز برای مدیران بازاریابی و فروش
هر روز کاری، فقط با تعداد قراردادها یا میزان فروش سنجیده نمی‌شود.
اگر امروز مشتری جدیدی شناختید، اعتماد کسی را جلب کردید، به همکارانتان انگیزه دادید یا حتی از یک شکست درس گرفتید، روزتان بی‌ثمر نبوده است.
بازاریابی و فروش، مسابقه سرعت نیست؛ بازی استمرار است. تیمی برنده می‌شود که هر روز یک قدم بهتر از دیروز باشد، نه تیمی که فقط گاهی نتایج بزرگ خلق کند.
امشب، به جای تمرکز بر آنچه از دست رفت، به این فکر کنید که فردا کدام اقدام کوچک می‌تواند یک نتیجه بزرگ بسازد.
فروش از فردا آغاز نمی‌شود؛ از نگرشی آغاز می‌شود که امشب با آن روزتان را به پایان می‌رسانید.
undefinedمجیدرضاییمشاور، مدرس، کوچ رهبری و تحول کسب‌وکار گروه کارشا | آموزش، مشاوره و کوچینگ@majid_rezaee
undefined۲

۲۶

۱۵:۰۱

thumbnail

۱۹

۱۶:۵۵

thumbnail
#خبر
undefined حق بیمه تولیدی شرکت بیمه دی از مرز ۱۰۰ همت عبور کرد؛ رشد ۲۰.۷ درصدی در بهار ۱۴۰۵
undefined به گزارش پایگاه خبری بیمه‌نامه، شرکت بیمه دی (نماد: ودی) گزارش فعالیت سه‌ماهه منتهی به ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ را در سامانه کدال منتشر کرد که از تداوم روند رو به رشد عملکرد عملیاتی این شرکت حکایت دارد. بر اساس این گزارش، بیمه دی در زمان مدیریت هادی عبداللهی در سه‌ماهه نخست سال مالی ۱۴۰۵ موفق به تحقق یک میلیون و ۴۸ هزار و ۹۸۷ میلیارد ریال حق بیمه تولیدی شد؛ رقمی که معادل بیش از ۱۰۰ همت بوده و نسبت به دوره مشابه سال گذشته ۲۰.۷ درصد افزایش را نشان می‌دهد.
همچنین این شرکت در خردادماه سال جاری ۴۵۷ هزار و ۶۲۹ میلیارد ریال درآمد از محل فروش حق بیمه شناسایی کرده که نسبت به ماه مشابه سال قبل رشد چشمگیر ۷۵.۵ درصدی را به ثبت رسانده است. بیمه دی در این ماه تراز مثبت ۶۴۱ درصدی و در عملکرد تجمیعی سه‌ماهه نیز تراز مثبت ۶۷۹ درصدی را ثبت کرده که بیانگر بهبود قابل توجه توازن میان درآمدهای حق بیمه و هزینه‌های خسارت در این دوره است.@majid_rezaee
undefined۲

۲۱

۱۹:۱۹