بازارسال شده از امام رضایی ها
قرض الحسنه شخصی
#فوری 
شخصی؛ نیاز به #قرض_الحسنه دارم...
این روزا همه مون یه جورایی تو گیر و دار زندگی هستیم و یه مصیبت بزرگ به اسم مستأجری، گریبان خیلی ها رو گرفته
و بنده هم از این قاعده مستثنی نیستم. دیروز صاحب خونه تماس گرفت و گفت یا ۵۰۰ میلیون دیگه روی رهن بذار، یا به ازای هر صد تومان، چهار میلیون اجاره بده و ۲۰ میلیون به اجازه اضافه کن! 
اونم یه خونه معمولی و ساده طبقه نزدیک به سقف زمین
با توجه به اینکه قسط و اجاره فعلی خودش کلی فشار داره، راهی جز رهن دادن ندارم.
منتها با کلی زحمت فقط ۱۰۰ میلیونش جور شد، اما هنوز ۴۰۰ میلیون تومان مونده...
اگه هر کدوم از شما عزیزان بتونید مبلغ بالای ده میلیون تومان به صورت قرض الحسنه بلندمدت (حداقل یک ساله) کمک کنید، لطفاً بهم اطلاع بدید.
دست همه تون درد نکنه، مخصوصاً کسانی که تو این شرایط سخت، یاری گر دیگران هستید.
شبا مهر مهرداد صدقیانی
IR470600520172403878237001
شبا ملی مهرداد صدقیانی
IR870170000000306616101001
ارتباط از طریق 09138684783
التماس دعا
شخصی؛ نیاز به #قرض_الحسنه دارم...
این روزا همه مون یه جورایی تو گیر و دار زندگی هستیم و یه مصیبت بزرگ به اسم مستأجری، گریبان خیلی ها رو گرفته
اونم یه خونه معمولی و ساده طبقه نزدیک به سقف زمین
با توجه به اینکه قسط و اجاره فعلی خودش کلی فشار داره، راهی جز رهن دادن ندارم.
منتها با کلی زحمت فقط ۱۰۰ میلیونش جور شد، اما هنوز ۴۰۰ میلیون تومان مونده...
اگه هر کدوم از شما عزیزان بتونید مبلغ بالای ده میلیون تومان به صورت قرض الحسنه بلندمدت (حداقل یک ساله) کمک کنید، لطفاً بهم اطلاع بدید.
IR470600520172403878237001
IR870170000000306616101001
التماس دعا
۲۳,۰۰۰,۰۰۰ ریال
از ۴,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال
۰%
تامین شده
۹
روز مانده
جزئیات و مشارکت
۱
۱۱:۲۶
بازارسال شده از امام رضایی ها
ضمن سپاس و قدردانی فراوان از بزرگوارانی که در خصوص پست فوق همراهی، همدلی
دعا و نیت
کردند، اگر هر کدوم از عزیزان امکان پرداخت #قرض_الحسنه تا یکسال آینده رو دارند اطلاع بدن
به لطف الهی نقدا ۱۲ میلیون تومان تا الان قرض الحسنه دریافت شده و یکی دو عزیز دیگه هم قول همراهی در روزهای آینده رو دادند و ان شاء الله تا خدا هست و امید، هرآنچه پیش آید خوش آید.
بین ۱۲ تا ۴۰۰ میلیون تومان برای رهن خونه و بین رهن خونه تا خونه دار شدن خیلی خیلی فاصله هست ولی هرگز نباید ناامید شد چرا که بدترین گناه ناامیدی از درگاه خداست: لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ...
به لطف الهی نقدا ۱۲ میلیون تومان تا الان قرض الحسنه دریافت شده و یکی دو عزیز دیگه هم قول همراهی در روزهای آینده رو دادند و ان شاء الله تا خدا هست و امید، هرآنچه پیش آید خوش آید.
بین ۱۲ تا ۴۰۰ میلیون تومان برای رهن خونه و بین رهن خونه تا خونه دار شدن خیلی خیلی فاصله هست ولی هرگز نباید ناامید شد چرا که بدترین گناه ناامیدی از درگاه خداست: لاتَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ...
۱
۱۴:۳۱
بازارسال شده از امام رضایی ها
همچنان در انتظار بهشت دوستان؛ بعداً نگین بهتون نگفتم 
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
کسی که برادر مسلمان و نیازمندش از او درخواست قرض کند و با این که توانایی دارد به او قرض ندهد خداوند او را از شمیم بهشت محروم گرداند.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
کسی که برادر مسلمان و نیازمندش از او درخواست قرض کند و با این که توانایی دارد به او قرض ندهد خداوند او را از شمیم بهشت محروم گرداند.
۱
۱۰:۲۷
حکایت عارفی دانا
روزی عارف کبیری در خانه اش نشسته بود، پیرمردی از روستایی دور به دیدن او آمد و گفت:
"ای قدیس! چه گویم که به خدا برسم و محبوب او شوم؟!"
عارف نگاهی به او کرد و گفت:خوش بگذران، با شادی ات خدا را نیایش کن
لحظاتی بعد مرد جوانی به حضور عارف رسید و گفت:"چه کنم تا به خدا برسم؟عارف گفت: "زیاد خوش گذرانی نکن!
جوان تشکر کرد و رفت.
یکی از شاگردانش که آن جا نشسته بود گفت: "استاد بالاخره معلوم نشد که باید خوش بگذرانیم یا نه!
"عارف گفت: "سیر و سلوک روحانی و رسیدن به حضور حق مانند بندبازی است که چوبی در دست دارد گاهی آن چوب را به طرف راست و گاهی به طرف چپ می برد تا تعادل خود را روی بند نگه دارد. آن چوب را چوب تعادل گویند!"
داستان کوتاه ⇩⇩
iD ➠ @Matalsara
روزی عارف کبیری در خانه اش نشسته بود، پیرمردی از روستایی دور به دیدن او آمد و گفت:
"ای قدیس! چه گویم که به خدا برسم و محبوب او شوم؟!"
عارف نگاهی به او کرد و گفت:خوش بگذران، با شادی ات خدا را نیایش کن
لحظاتی بعد مرد جوانی به حضور عارف رسید و گفت:"چه کنم تا به خدا برسم؟عارف گفت: "زیاد خوش گذرانی نکن!
جوان تشکر کرد و رفت.
یکی از شاگردانش که آن جا نشسته بود گفت: "استاد بالاخره معلوم نشد که باید خوش بگذرانیم یا نه!
"عارف گفت: "سیر و سلوک روحانی و رسیدن به حضور حق مانند بندبازی است که چوبی در دست دارد گاهی آن چوب را به طرف راست و گاهی به طرف چپ می برد تا تعادل خود را روی بند نگه دارد. آن چوب را چوب تعادل گویند!"
۷۳۰
۱۹:۳۵
۵۹۰
۱۹:۳۵
يك ضرب المثل قديمي مي گويد: ميمون پير دستش را داخل نارگيل نمي كند.
در هندوستان، شكارچيان براي شكار ميمون سوراخ كوچكي در نارگيل ايجاد مي كنند. يك موز در آن مي گذارند و زير خاك پنهان اش مي كنند. ميمون دست اش را به داخل نارگيل مي برد و به موز چنگ مي اندازد، اما ديگر نمي تواند دست اش را بيرون بكشد، چون مشت اش از دهانه سوراخ خارج نمي شود. فقط به خاطر اين كه حاضر نيست ميوه را رها كند. در اين جا، ميمون درگير يك جنگ ناممكن معطل مي ماند و سرانجام شكار مي شود.
همين ماجرا، دقيقاً در زندگي ما هم رخ مي دهد. ضرورت دستيابي به چيزهاي مختلف در زندگي، ما را زنداني آن چيزها مي كند. در حقيقت متوجه نيستيم كه از دست دادن بخشي از چيزي، بهتر است تا از دست دادن كل آن چيز.
در تله گرفتار مي شويم، اما از چيزي كه به دست آورده ايم، دست نمي كشيم، خودمان را عاقل مي دانيم؛ اما (از ته دل مي گويم) مي دانيم كه اين رفتار يك جور حماقت است.
داستان کوتاه ⇩⇩
iD ➠ @Matalsara
در هندوستان، شكارچيان براي شكار ميمون سوراخ كوچكي در نارگيل ايجاد مي كنند. يك موز در آن مي گذارند و زير خاك پنهان اش مي كنند. ميمون دست اش را به داخل نارگيل مي برد و به موز چنگ مي اندازد، اما ديگر نمي تواند دست اش را بيرون بكشد، چون مشت اش از دهانه سوراخ خارج نمي شود. فقط به خاطر اين كه حاضر نيست ميوه را رها كند. در اين جا، ميمون درگير يك جنگ ناممكن معطل مي ماند و سرانجام شكار مي شود.
همين ماجرا، دقيقاً در زندگي ما هم رخ مي دهد. ضرورت دستيابي به چيزهاي مختلف در زندگي، ما را زنداني آن چيزها مي كند. در حقيقت متوجه نيستيم كه از دست دادن بخشي از چيزي، بهتر است تا از دست دادن كل آن چيز.
در تله گرفتار مي شويم، اما از چيزي كه به دست آورده ايم، دست نمي كشيم، خودمان را عاقل مي دانيم؛ اما (از ته دل مي گويم) مي دانيم كه اين رفتار يك جور حماقت است.
۵۹۶
۱۹:۳۵
۶۲۷
۱۹:۳۵
بچه که بودم عموم برام یه کتونی خرید که سفید بود،با بندای مشکی، عاشقش بودم!آخه مامانم هیچ وقت برام کفش سفید نمیخرید؛ میگفت زود کثیف میشه.
ولی این وسط یه مشکلی بود؛ دو سایز برام بزرگ بود.مامانم گذاشتش تو انباری، گفت یکم که بزرگتر شدی بپوشش.خلاصه دو سال گذشت! مامانم گفت فکر کنم دیگه اندازت شده.
اونقدر ذوق داشتم واسه پوشیدنش که داشتم بال درمیاوردم! آخه توو کل این دو سال، هر کفشی میخریدم با خودم میگفتم عمرا به اون کتونی سفیده نمیرسه!
رفت و از انباری آوردش بیرون با ذوق در جعبه رو باز کردم، ولی خشکم زد!اصلاً اونی نبود که فکر میکردم!یعنی توو کل این دو سال اونقد واسه خودم بزرگش کرده بودم که قیافه ی واقعیشو یادم رفته بود!با خودم گفتم: "این بود اون کفشی که به خاطرش رو همه ی کفشا عیب میذاشتم؟! این بود اون کفشی که به عشق این که بپوشمش این همه منتظر موندم؟"
یکم فکر کردم دیدم همیشه همینه!یه سری چیزارو، یه سری آدمارو تو ذهنمون بزرگش میکنیم که واقعیتشونو فراموش میکنیم
ولی وقتی باهاشون دوباره رو به رو میشیم،
تازه میفهمیم اصلا ارزش نداشتن که این همه وقت، فکرمونو مشغولشون کردیم...!
داستان کوتاه ⇩⇩
iD ➠ @Matalsara
ولی این وسط یه مشکلی بود؛ دو سایز برام بزرگ بود.مامانم گذاشتش تو انباری، گفت یکم که بزرگتر شدی بپوشش.خلاصه دو سال گذشت! مامانم گفت فکر کنم دیگه اندازت شده.
اونقدر ذوق داشتم واسه پوشیدنش که داشتم بال درمیاوردم! آخه توو کل این دو سال، هر کفشی میخریدم با خودم میگفتم عمرا به اون کتونی سفیده نمیرسه!
رفت و از انباری آوردش بیرون با ذوق در جعبه رو باز کردم، ولی خشکم زد!اصلاً اونی نبود که فکر میکردم!یعنی توو کل این دو سال اونقد واسه خودم بزرگش کرده بودم که قیافه ی واقعیشو یادم رفته بود!با خودم گفتم: "این بود اون کفشی که به خاطرش رو همه ی کفشا عیب میذاشتم؟! این بود اون کفشی که به عشق این که بپوشمش این همه منتظر موندم؟"
یکم فکر کردم دیدم همیشه همینه!یه سری چیزارو، یه سری آدمارو تو ذهنمون بزرگش میکنیم که واقعیتشونو فراموش میکنیم
ولی وقتی باهاشون دوباره رو به رو میشیم،
تازه میفهمیم اصلا ارزش نداشتن که این همه وقت، فکرمونو مشغولشون کردیم...!
۹۱۷
۱۹:۳۵
داستان کوتاه 📚☕
جمعسپاری مالی
با تشکر از همه عزیز که تا کنون در این خصوص همراهی نمودند.
۸۴۵
۴:۳۱
بازارسال شده از امام رضایی ها
وقتی میگن قم برای چی؟مگه کی اونجاست...؟
✓ #امام_رضایی_هاble.ir/join/8Kc5uuGWpyلایک
و پیشنهاد مجله یادت نره
✓ #امام_رضایی_هاble.ir/join/8Kc5uuGWpyلایک
۴۹
۱۶:۲۶