انتشار عمومی کتاب فاخر «ناهمزمانی دانش؛ روابط علم و نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی در ایران»
همزمان با سالگرد درگذشت زندهیاد دکتر محمدامین قانعیراد، موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور با گرامیداشت یاد و میراث علمی این استاد برجسته، نسخه الکترونیکی کتاب ارزشمند «ناهمزمانی دانش؛ روابط علم و نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی در ایران» را در اختیار علاقهمندان، پژوهشگران و دانشجویان قرار میدهد.
دکتر محمدامین قانعیراد از برجستهترین جامعهشناسان معاصر ایران و از پیشگامان حوزه جامعهشناسی علم و سیاستگذاری علم و فناوری در کشور بود. وی سالها بهعنوان عضو هیئت علمی و استاد جامعهشناسی مرکز تحقیقات سیاست علمی ایران فعالیت کرد و با پژوهشها، آثار و دیدگاههای خود سهمی ماندگار در فهم نسبت علم، جامعه و توسعه در ایران بر جای گذاشت. او همچنین ریاست انجمن جامعهشناسی ایران را بر عهده داشت و از چهرههای اثرگذار در گسترش گفتوگوی علمی و اجتماعی در کشور به شمار میرفت.
کتاب «ناهمزمانی دانش؛ روابط علم و نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی در ایران» یکی از آثار مهم دکتر قانعیراد در حوزه جامعهشناسی علم است. این کتاب به بررسی یکی از مسائل بنیادین توسعه در ایران میپردازد؛ یعنی شکافها و ناهماهنگیهایی که میان نظام تولید دانش و سایر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و نهادی وجود دارد. نویسنده با نگاهی جامعهشناختی نشان میدهد که توسعه علمی صرفاً محصول رشد دانشگاهها و مراکز پژوهشی نیست، بلکه در گرو شکلگیری رابطهای پویا و متوازن میان علم، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و نهادهای اجتماعی است.
ناشر: موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور
🪩 گروه آیندهنگاران ماورابله
تلگرام
لینکدین
همزمان با سالگرد درگذشت زندهیاد دکتر محمدامین قانعیراد، موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور با گرامیداشت یاد و میراث علمی این استاد برجسته، نسخه الکترونیکی کتاب ارزشمند «ناهمزمانی دانش؛ روابط علم و نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی در ایران» را در اختیار علاقهمندان، پژوهشگران و دانشجویان قرار میدهد.
دکتر محمدامین قانعیراد از برجستهترین جامعهشناسان معاصر ایران و از پیشگامان حوزه جامعهشناسی علم و سیاستگذاری علم و فناوری در کشور بود. وی سالها بهعنوان عضو هیئت علمی و استاد جامعهشناسی مرکز تحقیقات سیاست علمی ایران فعالیت کرد و با پژوهشها، آثار و دیدگاههای خود سهمی ماندگار در فهم نسبت علم، جامعه و توسعه در ایران بر جای گذاشت. او همچنین ریاست انجمن جامعهشناسی ایران را بر عهده داشت و از چهرههای اثرگذار در گسترش گفتوگوی علمی و اجتماعی در کشور به شمار میرفت.
کتاب «ناهمزمانی دانش؛ روابط علم و نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی در ایران» یکی از آثار مهم دکتر قانعیراد در حوزه جامعهشناسی علم است. این کتاب به بررسی یکی از مسائل بنیادین توسعه در ایران میپردازد؛ یعنی شکافها و ناهماهنگیهایی که میان نظام تولید دانش و سایر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و نهادی وجود دارد. نویسنده با نگاهی جامعهشناختی نشان میدهد که توسعه علمی صرفاً محصول رشد دانشگاهها و مراکز پژوهشی نیست، بلکه در گرو شکلگیری رابطهای پویا و متوازن میان علم، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و نهادهای اجتماعی است.
ناشر: موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور
🪩 گروه آیندهنگاران ماورابله
۸۰
۱۲:۳۸
NaHamzamani.pdf
۲.۸۳ مگابایت
کتاب «ناهمزمانی دانش؛ روابط علم و نظامهای اجتماعی ـ اقتصادی در ایران»
🪩 گروه آیندهنگاران ماورابله
تلگرام
لینکدین
🪩 گروه آیندهنگاران ماورابله
۹۵
۱۲:۳۹
گروه آیندهپژوهی انجمن جامعهشناسی ایران برگزار میکند:
اولین نشست تخصصی و علمی با عنوان:«ادبیات، فرهنگ سبز و آینده پایدار: بازخوانی مسئولیت انسان در جهان معاصر
فرزانه فرشیدنیکاستادیار پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطاتمدیر میز تخصصی «هنر و زیست اجتماعی پایدار»موضوع: از تابآوری تا سکونت پایدار: معماری در مواجهه با بحران
مهرداد ناظریاستاد دانشگاه و ایده پرداز ادبیات توسعه گراموضوع: نقش ادبیات کلاسیک فارسی در برساخت توسعه سبز
عذرا مرادیپژوهشگر فرهنگی و دبیر جلسهموضوع: فرهنگ سبز و هویت فرهنگیزمان: شنبه ۳۰ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶لینک شرکت در نشست :http://ble.ir/join/ArAWVFXUCi
۸۶
۴:۳۵
بازارسال شده از آینده نگار | علیرضا نصر اصفهانی
علیرضا نصراصفهانی
۱
۱۳:۱۲
تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت و تعزیت باد 
۶۱
۱۴:۲۸
شعار، شعور، شعائر عبدالرضا شادابی
درآمدی بر جامعهشناسی فلسفی آگاهی تاریخی و بازتولید امر اجتماعی
تمدنها را نمیتوان صرفاً برحسب جغرافیا، نظام سیاسی یا توان اقتصادی آنها فهم کرد. هر تمدنی پیش از آنکه در سرزمین، نهاد یا ساختار قدرت تجسد یابد، در نظام معنایی خویش استقرار پیدا میکند؛ نظامی که از طریق آن، جهان را تفسیر میکند، نسبت خود را با گذشته بازمیشناسد، افق آینده را ترسیم میکند و برای کنش جمعی مشروعیت میآفریند.
از این منظر، «شعار»، «شعور» و «شعائر» را میتوان نه سه واژه همخانواده، بلکه سه ساحت متمایز از وجود اجتماعی انسان دانست؛ سه مرتبه از تجلی آگاهی تاریخی که هر یک دارای منطق درونی، کارکرد اجتماعی و نسبت خاصی با مسئله قدرت، حافظه و معنا هستند.
زبان؛ اراده تاریخی
یا نماد اراده آگاهی جمعی
شعار، در بنیادیترین تعریف خود، زبان اراده تاریخی است. شعار نه محصول تأمل نظری، بلکه محصول ضرورت کنش است. جامعه در لحظات عادی، با مفاهیم زندگی میکند؛ اما در بزنگاههای بحران، انقلاب، جنگ، مقاومت یا گذارهای تمدنی، ناگزیر میشود پیچیدگی جهان را در قالب نشانههایی فشرده، قابل انتقال و بسیجکننده بازنمایی کند.
از این حیث، شعار را باید صورت تقلیلیافته امر نظری برای مصرف اجتماعی دانست. شعارها همان کاری را برای تودهها انجام میدهند که فرمولها برای دانشمندان؛ کاهش پیچیدگی به واحدهای قابل فهم و قابل تکرار.
با این حال، شعار ذاتاً نه صادق است و نه کاذب. صدق و کذب شعار وابسته به نسبت آن با حقیقتی است که ادعای نمایندگی آن را دارد. شعار میتواند زبان آزادی باشد و میتواند ابزار استقرار سلطه نیز گردد.
تاریخ نشان داده است که استبدادها نیز به همان اندازه انقلابها، تولیدکننده شعار بودهاند. بنابراین، پرسش اصلی درباره شعار، نه چیستی آن، بلکه نسبت آن با منبع تولید معناست.
انباشت ظرفیت فهم تاریخی
اگر شعار، اراده متراکمشده یک اجتماع باشد، شعور را باید رسوب تاریخی ظرفیت فهم در ضمیر یک ملت دانست.
شعور صرفاً دانش نیست؛ زیرا دانش را میتوان آموخت و منتقل کرد، اما شعور غالباً حاصل زیستن در بطن تاریخ است. شعور محصول مواجهه مداوم یک جامعه با شکست، پیروزی، فاجعه، امید، نقد، بازاندیشی و تجربههای انباشته است. به همین دلیل، شعور بیشتر از آنکه یک کمیت معرفتی باشد، کیفیتی تمدنی است.
جامعه دارای شعور، قادر است میان پدیده و نمود، میان حادثه و روند، میان هیجان و مصلحت، و میان حقیقت و کارکرد سیاسی تمایز قائل شود.
در این معنا، شعور همان چیزی است که به یک جامعه امکان میدهد اسیر اکنونیت محض نشود و بتواند حال را در امتداد گذشته و آینده فهم کند.
شاید بتوان گفت بحران بنیادین بسیاری از جوامع معاصر، نه فقدان اطلاعات، بلکه فروپاشی شعور تاریخی است. انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری میداند، اما الزاماً بیش از گذشتگان نمیفهمد.
کالبد حافظه جمعیشعائر را باید زبان بدنِ تاریخ دانست.
آنچه یک ملت را در طول قرون حفظ میکند، صرفاً اسناد و کتابها نیست، بلکه شبکهای از آیینها، نمادها، مناسک، خاطرههای جمعی و تکرارهای معنادار است که گذشته را به اکنون پیوند میدهد.
شعائر در این معنا، تکنولوژیهای اجتماعی انتقال معنا هستند. آنها اجازه نمیدهند حافظه تاریخی به امر انتزاعی و نخبهگرایانه تقلیل پیدا کند. شعائر، تاریخ را قابل زیستن میکنند.
اما شعائر نیز همچون هر پدیده تاریخی دیگری، در معرض استحالهاند. اگر پیوند آنها با شعور گسسته شود، از حاملان معنا به حاملان عادت تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، مناسک حفظ میشوند، اما معنای مناسک فراموش میشود؛ نمادها باقی میمانند، اما افق وجودی آنها فرو میریزد.
نسبت سهگانه؛ دیالکتیک معنا، قدرت و حافظه
تنها پس از تفکیک این سه مقوله است که میتوان نسبت آنها را در سطح جامعهشناسی فلسفی فهم کرد.
شعور، سرچشمه تولید معناست.
شعائر، نظام تثبیت و انتقال معنا هستند.
شعار، ابزار اجتماعیشدن معنا و ورود آن به عرصه کنش سیاسی و تاریخی است.
جامعه متوازن، جامعهای است که این سه ساحت در آن به صورت طولی و نه عرضی سامان یافته باشند؛ یعنی شعور، شعائر را تغذیه کند و شعائر، شعارها را مشروعیت و عمق ببخشند.
اما بحران از آنجا آغاز میشود که این سلسله مراتب واژگون گردد. هنگامی که شعار جانشین شعور شود، جامعه به تدریج از وضعیت «تولید معنا» به وضعیت «مصرف نماد» سقوط میکند. و هنگامی که شعائر از پشتوانه شعور تهی شوند، حافظه تاریخی به موزهای از اشکال بدل میشود که دیگر قدرت تربیت انسان تاریخی را ندارند.
🪩 گروه آیندهنگاران ماورابله
تلگرام
لینکدین
درآمدی بر جامعهشناسی فلسفی آگاهی تاریخی و بازتولید امر اجتماعی
تمدنها را نمیتوان صرفاً برحسب جغرافیا، نظام سیاسی یا توان اقتصادی آنها فهم کرد. هر تمدنی پیش از آنکه در سرزمین، نهاد یا ساختار قدرت تجسد یابد، در نظام معنایی خویش استقرار پیدا میکند؛ نظامی که از طریق آن، جهان را تفسیر میکند، نسبت خود را با گذشته بازمیشناسد، افق آینده را ترسیم میکند و برای کنش جمعی مشروعیت میآفریند.
از این منظر، «شعار»، «شعور» و «شعائر» را میتوان نه سه واژه همخانواده، بلکه سه ساحت متمایز از وجود اجتماعی انسان دانست؛ سه مرتبه از تجلی آگاهی تاریخی که هر یک دارای منطق درونی، کارکرد اجتماعی و نسبت خاصی با مسئله قدرت، حافظه و معنا هستند.
زبان؛ اراده تاریخی
یا نماد اراده آگاهی جمعی
شعار، در بنیادیترین تعریف خود، زبان اراده تاریخی است. شعار نه محصول تأمل نظری، بلکه محصول ضرورت کنش است. جامعه در لحظات عادی، با مفاهیم زندگی میکند؛ اما در بزنگاههای بحران، انقلاب، جنگ، مقاومت یا گذارهای تمدنی، ناگزیر میشود پیچیدگی جهان را در قالب نشانههایی فشرده، قابل انتقال و بسیجکننده بازنمایی کند.
از این حیث، شعار را باید صورت تقلیلیافته امر نظری برای مصرف اجتماعی دانست. شعارها همان کاری را برای تودهها انجام میدهند که فرمولها برای دانشمندان؛ کاهش پیچیدگی به واحدهای قابل فهم و قابل تکرار.
با این حال، شعار ذاتاً نه صادق است و نه کاذب. صدق و کذب شعار وابسته به نسبت آن با حقیقتی است که ادعای نمایندگی آن را دارد. شعار میتواند زبان آزادی باشد و میتواند ابزار استقرار سلطه نیز گردد.
تاریخ نشان داده است که استبدادها نیز به همان اندازه انقلابها، تولیدکننده شعار بودهاند. بنابراین، پرسش اصلی درباره شعار، نه چیستی آن، بلکه نسبت آن با منبع تولید معناست.
انباشت ظرفیت فهم تاریخی
اگر شعار، اراده متراکمشده یک اجتماع باشد، شعور را باید رسوب تاریخی ظرفیت فهم در ضمیر یک ملت دانست.
شعور صرفاً دانش نیست؛ زیرا دانش را میتوان آموخت و منتقل کرد، اما شعور غالباً حاصل زیستن در بطن تاریخ است. شعور محصول مواجهه مداوم یک جامعه با شکست، پیروزی، فاجعه، امید، نقد، بازاندیشی و تجربههای انباشته است. به همین دلیل، شعور بیشتر از آنکه یک کمیت معرفتی باشد، کیفیتی تمدنی است.
جامعه دارای شعور، قادر است میان پدیده و نمود، میان حادثه و روند، میان هیجان و مصلحت، و میان حقیقت و کارکرد سیاسی تمایز قائل شود.
در این معنا، شعور همان چیزی است که به یک جامعه امکان میدهد اسیر اکنونیت محض نشود و بتواند حال را در امتداد گذشته و آینده فهم کند.
شاید بتوان گفت بحران بنیادین بسیاری از جوامع معاصر، نه فقدان اطلاعات، بلکه فروپاشی شعور تاریخی است. انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری میداند، اما الزاماً بیش از گذشتگان نمیفهمد.
کالبد حافظه جمعیشعائر را باید زبان بدنِ تاریخ دانست.
آنچه یک ملت را در طول قرون حفظ میکند، صرفاً اسناد و کتابها نیست، بلکه شبکهای از آیینها، نمادها، مناسک، خاطرههای جمعی و تکرارهای معنادار است که گذشته را به اکنون پیوند میدهد.
شعائر در این معنا، تکنولوژیهای اجتماعی انتقال معنا هستند. آنها اجازه نمیدهند حافظه تاریخی به امر انتزاعی و نخبهگرایانه تقلیل پیدا کند. شعائر، تاریخ را قابل زیستن میکنند.
اما شعائر نیز همچون هر پدیده تاریخی دیگری، در معرض استحالهاند. اگر پیوند آنها با شعور گسسته شود، از حاملان معنا به حاملان عادت تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، مناسک حفظ میشوند، اما معنای مناسک فراموش میشود؛ نمادها باقی میمانند، اما افق وجودی آنها فرو میریزد.
نسبت سهگانه؛ دیالکتیک معنا، قدرت و حافظه
تنها پس از تفکیک این سه مقوله است که میتوان نسبت آنها را در سطح جامعهشناسی فلسفی فهم کرد.
شعور، سرچشمه تولید معناست.
شعائر، نظام تثبیت و انتقال معنا هستند.
شعار، ابزار اجتماعیشدن معنا و ورود آن به عرصه کنش سیاسی و تاریخی است.
جامعه متوازن، جامعهای است که این سه ساحت در آن به صورت طولی و نه عرضی سامان یافته باشند؛ یعنی شعور، شعائر را تغذیه کند و شعائر، شعارها را مشروعیت و عمق ببخشند.
اما بحران از آنجا آغاز میشود که این سلسله مراتب واژگون گردد. هنگامی که شعار جانشین شعور شود، جامعه به تدریج از وضعیت «تولید معنا» به وضعیت «مصرف نماد» سقوط میکند. و هنگامی که شعائر از پشتوانه شعور تهی شوند، حافظه تاریخی به موزهای از اشکال بدل میشود که دیگر قدرت تربیت انسان تاریخی را ندارند.
🪩 گروه آیندهنگاران ماورابله
۳۳۸
۱۷:۱۰
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
- خدایا ذرهای از روح بزرگ و عزت نفس و مناعت طبع این مادر بزرگوار را به ما عطا کن.
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
- خدایا ذرهای از روح بزرگ و عزت نفس و مناعت طبع این مادر بزرگوار را به ما عطا کن.
۱۲۱
۱۴:۴۲
بازارسال شده از تیتر تجارت
چرا آمریکا به راه آهن آق قلا گلستان حمله کرد؟
حمله آمریکا به پل ریلی آققلا در شمال ایران، میتواند فراتر از یک هدف تاکتیکی باشد. این مسیر ریلی تنها حدود ۴۰ کیلومتر با مرز ترکمنستان فاصله دارد و از اواخر سال ۲۰۲۵ به یکی از مسیرهای انتقال کالا و صادرات پتروشیمی میان روسیه و ایران تبدیل شده است.
آمریکا به دنبال از بین بردن راه های صادراتی ایران است.@Titretejarat
حمله آمریکا به پل ریلی آققلا در شمال ایران، میتواند فراتر از یک هدف تاکتیکی باشد. این مسیر ریلی تنها حدود ۴۰ کیلومتر با مرز ترکمنستان فاصله دارد و از اواخر سال ۲۰۲۵ به یکی از مسیرهای انتقال کالا و صادرات پتروشیمی میان روسیه و ایران تبدیل شده است.
آمریکا به دنبال از بین بردن راه های صادراتی ایران است.@Titretejarat
۴
۷:۴۰
ما تاکنون جنگ ۱۲ و رمضان را با دفاع جانانه نیروهای نظامی و تاب آوری تمدنی مردم پشت سر گذاشتیم،
اما الان دیگر وارد جنگ روایتها شدهایم، این جدال دائمی بین نیروهای داخلی و دو قطبیسازی تفاهم/تقابل و انفعال/انسداد تنگه هرمز، بسیار خطرناک است.
مردم همه آن فشارها را تحمل کردند چون تهدید موجودیتی بود و ادبیات بازگشت به عصر حجر، جامعه متکثّر ایرانی را حول مفهوم ایران، به وحدت رساند.
اما زین پس، ادامه درگیریها و جنگ جنگ تا پیروزی بر عمده مردم پذیرفته نیست و اصرار بر مدیریت تنگه را در تنگنای معیشت بر نمیتابند.
به قول دکتر قالیباف°، کارت برنده تنگه نباید به ضد خود تبدیل شود، همانطور که اوایل در همین گروه عرض شد، قدرت انسداد تنگه باید در مذاکرات نقد میشد.
لازم است کار تحلیلی عمیقی انجام شود؛ اینکه هدف تحرکات نظامی آمریکا صرفاً دست برتر در مذاکرات است یا آنکه تثبیت تنش زیر سایه آتشبس، تجهیز و تجدید قوای جبههها برای دور بعدی نبردی گستردهتر، زیرا این دو نگاه؛ محل مناقشه نخبگان و منازعه نیروهای سیاسی است.
از نگاه ساختار گرایان Structurist و توجه به عقبه مذاکرات، آمریکا قابل اعتماد نیست و صرفاً دنبال کاهش قیمت نفت و پر کردن انبارها بود، به عبارتی این حوادث یک منحنی پوش دارند که یک پازل را تکمیل میکند.
اما پیروان رویکرد عاملیت Agency معتقدند ایران میتواند فضای ابتکار عمل را در دست بگیرد و کارتهای برنده حاصل از جنگهای گذشته را در مذاکرات نقد کند، چون خاورمیانه و ناتو در حال اجماع علیه ایران هستند و حتی موضوع اوکراین به حاشیه رفته است.
اجلاس ناتو در ترکیه بسیار مهم بود و دو نظم قدیم و جدید خاورمیانه، یعنی گلوبالیستهای انگلیسی و ترامپیستهای آمریکایی معاملات بزرگی انجام دادند.
در این فضا است که میبینیم، برای اولین بار عمان کشوری در اردوگاه آنگلوساکسونها و میانجی مذاکرات، علیه حملات ایران به کشتیها موضع تندی اتخّاذ کرد.
به نظر میرسد منطقه با قدرت در حال باز آرایی هژمونها و خفگی ژئوپلیتیک ایران است، نظم ترامپیست آمریکایی در مقابل نظم گلوبالیستهای اروپایی،
اسرائیل، امارات، اردن و هند در برابر/در کنار عربستان، قطر، ترکیه و پاکستان، ایران یک تنه در برابر دو نظم ایستاده است و این بار چین هم دیگر نمیآیند.
پکن استراتژی خود را به همسایگان با مرز مستقیم متمرکز کرده است، اعزام نفر رده سوم حزب مرکزی «هه وی» به تشیع رهبر شهیدمان این امر را نشان داد.
البته روسیه هنوز به ایران به عنوان یک بافر امنیتی نگاه میکنند، اعزام هیئت کاخ کرملین در بالاترین سطح، حضور مدودف در مراسم تشییع قابل توجه بود.#IMEC
°https://farsnews.ir/Ghalibaf/1782851372482774538
🪩 گروه آیندهنگاران ماورابله
۴۰
۱۱:۰۲
بازارسال شده از خانه اندیشهورزان
#رصد #یادداشت#پرونده_چین#پرونده_مقاومت_ملی
۱
۲۰:۳۱