پیوند نامبارک هسته سخت، هپروتی ها و جریان نفوذمجید بهستانی
علی عبدی، کارشناس رژیم صهیونیستی به تازگی به صحبتی از شهید علی شمخانی اشاره کرده است که آن شهید پس از جنگ 12 روزه در برنامه «ماجرای جنگ» می گوید زمانی که در عصر اصلاحات وزیر دفاع بود فضای گفتگوی تمدنها بر دولت حاکم بود. بنابراین به فکر ساخت سلاح اتمی نرفتند. ولی اگر زمان به عقب برگردد حتما این تصمیم را خواهد گرفت.فکر کنم شمخانی آگاهانه یا ناآگاهانه نمی خواهد واقعیت را بگوید که چرا سراغ ساخت سلاح نرفتیم. واقعیت، صرفا فتوای حرمت از سوی رهبری نبود. واقعیت اینکه لیبرالیسم و مدارگرائی (اندیشه عادی سازی روابط ایران با جهان و قرار گرفتن در مدارهای توسعه) تا مغز استخوان حکمرانی مان نفوذ کرده است. وگرنه پس از عصر اصلاحات و شروع فشارهای هسته ای و بعد از تحریمهای همه جانبه و هوشمندانه علیه اقتدار ملت ایران، جناب شهید و بقیه فرماندهان که به خیل شهدا پیوستند و نیز بازماندگان آنها از جمله رحیم صفوی، محسن رضائی، حسنی سعدی، عطا صالحی، امیر حاتمی، یا وحیدی آنقدر وقت داشتند که دکترین دفاعی نظام را تغییر دهند. زمانی رهبری می تواند از فتوای خود عدول کند که فرماندهان نظامی و سیاستمداران ارشد تقریبا به یک اجماع برسند که این قضیه لازم است. خب در اینجا هسته سخت نظام با تفکر هپروتی و البته جریان نفوذ کاملا و به خوبی با یکدیگر پیوند خورد. این باورهای مسموم جاافتاد که آمریکا و اسرائیل هرگز به ایران حمله نخواهند کرد. و الان هم با قطعیت می گویند حمله اتمی به ایران محال است. همانطور که می گفتند حمله به تاسیسات هسته ای صلح آمیز ایران مصون هستند چون تحت حمایت سازمان انرژی اتمی قرار دارند. باید نویسندگان و مورخان بررسی کنند انگاره های باطل چگونه در مغز استخوان نظام نفوذ کردند؟ واینکه پس از این همه تهاجم و هزینه سختی که نظام متحمل شد و همچنان خواهد شد، چرا کسی و نهادی جرأت سم زدائی از اندیشه راهبردی نظام نمی کند؟@mbehestani
علی عبدی، کارشناس رژیم صهیونیستی به تازگی به صحبتی از شهید علی شمخانی اشاره کرده است که آن شهید پس از جنگ 12 روزه در برنامه «ماجرای جنگ» می گوید زمانی که در عصر اصلاحات وزیر دفاع بود فضای گفتگوی تمدنها بر دولت حاکم بود. بنابراین به فکر ساخت سلاح اتمی نرفتند. ولی اگر زمان به عقب برگردد حتما این تصمیم را خواهد گرفت.فکر کنم شمخانی آگاهانه یا ناآگاهانه نمی خواهد واقعیت را بگوید که چرا سراغ ساخت سلاح نرفتیم. واقعیت، صرفا فتوای حرمت از سوی رهبری نبود. واقعیت اینکه لیبرالیسم و مدارگرائی (اندیشه عادی سازی روابط ایران با جهان و قرار گرفتن در مدارهای توسعه) تا مغز استخوان حکمرانی مان نفوذ کرده است. وگرنه پس از عصر اصلاحات و شروع فشارهای هسته ای و بعد از تحریمهای همه جانبه و هوشمندانه علیه اقتدار ملت ایران، جناب شهید و بقیه فرماندهان که به خیل شهدا پیوستند و نیز بازماندگان آنها از جمله رحیم صفوی، محسن رضائی، حسنی سعدی، عطا صالحی، امیر حاتمی، یا وحیدی آنقدر وقت داشتند که دکترین دفاعی نظام را تغییر دهند. زمانی رهبری می تواند از فتوای خود عدول کند که فرماندهان نظامی و سیاستمداران ارشد تقریبا به یک اجماع برسند که این قضیه لازم است. خب در اینجا هسته سخت نظام با تفکر هپروتی و البته جریان نفوذ کاملا و به خوبی با یکدیگر پیوند خورد. این باورهای مسموم جاافتاد که آمریکا و اسرائیل هرگز به ایران حمله نخواهند کرد. و الان هم با قطعیت می گویند حمله اتمی به ایران محال است. همانطور که می گفتند حمله به تاسیسات هسته ای صلح آمیز ایران مصون هستند چون تحت حمایت سازمان انرژی اتمی قرار دارند. باید نویسندگان و مورخان بررسی کنند انگاره های باطل چگونه در مغز استخوان نظام نفوذ کردند؟ واینکه پس از این همه تهاجم و هزینه سختی که نظام متحمل شد و همچنان خواهد شد، چرا کسی و نهادی جرأت سم زدائی از اندیشه راهبردی نظام نمی کند؟@mbehestani
۵۰۳
۲۰:۳۷
۶۷۴
۲۰:۱۶
آدم اصلی کیه؟مجید بهستانی
سرویسهای اطلاعاتی خارجی در کشورهای مقصد برای اهداف گوناگون «آدم» دارند. یکی به درد تخلیه اطلاعات و آمار می خورد، یکی برای آدمربایی و قتل، یکی برای عادی سازی رابطه. از همه اینها مهمتر، آن کسی است که بر روی تصمیمات کلان و راهبردی نظام اثر بگذارد بطوریکه منافع قدرت خارجی حفظ شود. هم اکنون در تاریخ خاصی از ایران و جمهوری اسلامی قرار گرفته ایم. درحالیکه باند نتانیاهو بدنبال نابودی نظام و فروپاشی ایران است، آمریکا و انگلستان همچنان خواهان تغییرات با کمترین ریسک هستند. یعنی نظام بماند ولی به نفع غرب آنگلوساکسونی استحاله یا نرمال شود. ترامپ بارها گفته که خواهان اسقاط نظام نیست، بلکه باید رهبری روی کار بیاید که با هماهنگی او باشد. میدانیم که مکانیزم انتخاب رهبری از مجلس خبرگان رهبری می گذرد نه صندوقهای رأی. آمریکاییها (و انگلستان) چند سال روی این مکانیزم کار کردهاند؟ آنها چگونه میخواستند اکثریت خبرگان را به نفع نامزد خاص تغییر جهت دهند؟ فکر میکنم داستانهایی که عناصر غرب درباره حسن روحانی و احمدینژاد میسازند، هیاهوهایی برای مخفی نگه داشتن «آدم» (های) اصلی است. احتمالا با یک شبکه روبرو هستیم که در طی سالیان اعتماد سازی کردند برای بقا و اثرگذاری بر تصمیمات خاص و اصلی نظام. مثلا بگردیم کدام نفر یا جریانی به دنبال حذف سیره رهبری امام خمینی و امام خامنهای بود؟ برآمدن جمهوری اسلامی غربگرا! به نظرم تمام هیاهوهای سیاسی و مطبوعاتی، پروپاگاندای سرویسها برای رد گم کردن «آدم» اصلی است.@mbehestani
سرویسهای اطلاعاتی خارجی در کشورهای مقصد برای اهداف گوناگون «آدم» دارند. یکی به درد تخلیه اطلاعات و آمار می خورد، یکی برای آدمربایی و قتل، یکی برای عادی سازی رابطه. از همه اینها مهمتر، آن کسی است که بر روی تصمیمات کلان و راهبردی نظام اثر بگذارد بطوریکه منافع قدرت خارجی حفظ شود. هم اکنون در تاریخ خاصی از ایران و جمهوری اسلامی قرار گرفته ایم. درحالیکه باند نتانیاهو بدنبال نابودی نظام و فروپاشی ایران است، آمریکا و انگلستان همچنان خواهان تغییرات با کمترین ریسک هستند. یعنی نظام بماند ولی به نفع غرب آنگلوساکسونی استحاله یا نرمال شود. ترامپ بارها گفته که خواهان اسقاط نظام نیست، بلکه باید رهبری روی کار بیاید که با هماهنگی او باشد. میدانیم که مکانیزم انتخاب رهبری از مجلس خبرگان رهبری می گذرد نه صندوقهای رأی. آمریکاییها (و انگلستان) چند سال روی این مکانیزم کار کردهاند؟ آنها چگونه میخواستند اکثریت خبرگان را به نفع نامزد خاص تغییر جهت دهند؟ فکر میکنم داستانهایی که عناصر غرب درباره حسن روحانی و احمدینژاد میسازند، هیاهوهایی برای مخفی نگه داشتن «آدم» (های) اصلی است. احتمالا با یک شبکه روبرو هستیم که در طی سالیان اعتماد سازی کردند برای بقا و اثرگذاری بر تصمیمات خاص و اصلی نظام. مثلا بگردیم کدام نفر یا جریانی به دنبال حذف سیره رهبری امام خمینی و امام خامنهای بود؟ برآمدن جمهوری اسلامی غربگرا! به نظرم تمام هیاهوهای سیاسی و مطبوعاتی، پروپاگاندای سرویسها برای رد گم کردن «آدم» اصلی است.@mbehestani
۱.۴K
۲۲:۳۵
درباره توافق امنیتی سه جانبه آمریکا، گرینلند، و دانمارک (2026) بحث چندانی در فضای داخلی صورت نگرفت. علی رغم آنکه این یک گام بسیار مهم برای رقابت جهانی است. تا پیش از این، ترامپ در دولتهای اول و دوم خود چند بار از تسلط با زور بر این جزیره راهبردی صحبت کرد که جنجالهایی به پا داشت. ولی این توافق میتواند پیروزی مهم راهبردی برای آنها باشد. با این حال، آنگونه که باید و شاید در محافل داخلی مورد توجه قرار نگرفته است. به زودی طی صوتی، این توافق را مرور و تحلیل خواهم کرد.@mbehestani
۲۴۰
۱۴:۲۹
مجید بهستانی Majid behestani
درباره توافق امنیتی سه جانبه آمریکا، گرینلند، و دانمارک (2026) بحث چندانی در فضای داخلی صورت نگرفت. علی رغم آنکه این یک گام بسیار مهم برای رقابت جهانی است. تا پیش از این، ترامپ در دولتهای اول و دوم خود چند بار از تسلط با زور بر این جزیره راهبردی صحبت کرد که جنجالهایی به پا داشت. ولی این توافق میتواند پیروزی مهم راهبردی برای آنها باشد. با این حال، آنگونه که باید و شاید در محافل داخلی مورد توجه قرار نگرفته است. به زودی طی صوتی، این توافق را مرور و تحلیل خواهم کرد. @mbehestani
Oct 3, 1.09 AM_1.m4a
۱۵:۱۵-۷.۰۶ مگابایت
در اینجا سه محور برای توضیح توافق سهجانبه آمریکا، گرینلند و دانمارک بیان کردم:- رقابت جهانی با چین و روسیه برای کنترل منابع کانی راهبردی گرینلند،- سلطه بر آتلانتیک و احیای مناسبات جنگ سرد- تقویت و آمادگی برای نبردهای فضاییو همچنین،میتوان به رقابت در قطب شمال و مسأله پایگاه مشترک چین و روسیه برای هوش مصنوعی اشاره کرد که در منطقه قطبی در حال ساخت است.مجید بهستانی @mbehestani
۱.۱K
۲۲:۰۲
#تجمــع_مردمے_بعثــت_سمــا
◎ موج دویست و بیست و سوم «۲۲۳»
دکتر مجید بهستانی✦ استاد دانشگاه جامع امام حسین علیهالسلام✦ دکترای روابط بینالملل دانشگاه تهران✦ تحلیلگر توسعه و روابط بینالملل و فعال رسانهای
موضوع سخنــرانی:مسیر رشد ملتها
به همراه برگزاری نماز سراسری استغاثه
جمعہ ۱۷ مهرماه
زمــان : ساعت ۲۰:۰۰
نشانے: طرشت، میدان دکتر مجتهدی (سما)
| کانال رسانہ بعثتِ سمــا | ✥─═┈═─✥
✥─═┈═─✥
| بعثـت سمــا |
۲۲۳
۱۶:۲۹
اکسیر توافق دیزل مجید بهستانی
چشم سیاستمدار ایرانی هنوز کور است. فرقی ندارد، چه آنکه برای جلب منافع ملی خویش منتظر تایید غرب باشد یا شرق. اگر با ساخت سلاح اتمی آمریکا و ناتو مخالف هستن، چین و روسیه هم موافقتی ندارند. خب؟ بجای خودیاری منتظر معجزه پکن و مسکو هستید؟ آن از حمایت مشروط و کج دار و مریز پایتخت های شرقی در میانه جنگ ما با آمریکا، و این از توافق دیزل و گازوییل و احتمالا نفت و گاز بین روسها و آمریکا. در حالیکه ایران مهمترین دستاورد راهبردی خودش را بسته نگهداشتن آنکه هرمز قرار داد تا اقتصاد جهانی و آمریکایی متلاطم شود و مجبور به امتیاز به ایران شوند، پوتین از آب گل آلود ماهی صید کرد. برای آنها مهم نیست که ایران برگه آس خودش را از دست میدهد. مهم بود که اروپا آچمز شود. در این بین، رسانههای احمق داخلی، از یک طرف از عملیات «طلوع یمن» ائتلاف سعودی ضد انصار الله چیزی نمیگن، از طرف دیگر، مشغول مخابره سلام گرم پوتین به مقام معظم رهبری هستند. از روی «توافق دیزل » هم سر می خورند که مثلاً چیز مهمی نبود. که به تریج قبای همپیمان روسی برنخورد.اینجاست که میشه فهمید سیاست وفاق فقط برای سرکوب آزادی بیان داخلی نیست، شامل رفقای راهبردی موهوم خارجی هم میشود. الوفاق!امیدوارم این توافق سیاه، چشم مردد سیاستمداران اصلی و موثر نظام را بگشاید و سیاست واقع بینانه ملی گرایانه اتخاذ کنند.@mbehestani
چشم سیاستمدار ایرانی هنوز کور است. فرقی ندارد، چه آنکه برای جلب منافع ملی خویش منتظر تایید غرب باشد یا شرق. اگر با ساخت سلاح اتمی آمریکا و ناتو مخالف هستن، چین و روسیه هم موافقتی ندارند. خب؟ بجای خودیاری منتظر معجزه پکن و مسکو هستید؟ آن از حمایت مشروط و کج دار و مریز پایتخت های شرقی در میانه جنگ ما با آمریکا، و این از توافق دیزل و گازوییل و احتمالا نفت و گاز بین روسها و آمریکا. در حالیکه ایران مهمترین دستاورد راهبردی خودش را بسته نگهداشتن آنکه هرمز قرار داد تا اقتصاد جهانی و آمریکایی متلاطم شود و مجبور به امتیاز به ایران شوند، پوتین از آب گل آلود ماهی صید کرد. برای آنها مهم نیست که ایران برگه آس خودش را از دست میدهد. مهم بود که اروپا آچمز شود. در این بین، رسانههای احمق داخلی، از یک طرف از عملیات «طلوع یمن» ائتلاف سعودی ضد انصار الله چیزی نمیگن، از طرف دیگر، مشغول مخابره سلام گرم پوتین به مقام معظم رهبری هستند. از روی «توافق دیزل » هم سر می خورند که مثلاً چیز مهمی نبود. که به تریج قبای همپیمان روسی برنخورد.اینجاست که میشه فهمید سیاست وفاق فقط برای سرکوب آزادی بیان داخلی نیست، شامل رفقای راهبردی موهوم خارجی هم میشود. الوفاق!امیدوارم این توافق سیاه، چشم مردد سیاستمداران اصلی و موثر نظام را بگشاید و سیاست واقع بینانه ملی گرایانه اتخاذ کنند.@mbehestani
۱.۲K
۲۰:۵۹
روسهای خوب، آمریکائی های بدمجید بهستانی
چندی قبل در یکی از میادین تجمع خیابانی سخنرانی کردم. موضوع اصلی بحثم توافق گازوئیلی روسیه_آمریکا بود که در سطح راهبردی و تاکتیکی به ضرر ایران خواهد شد. این توافق کوچک، می تواند در ابعاد گسترده تر هم انجام پذیرد و مثالی است که منافع ملی کشورهای همکار (ایران، روسیه و چین) در تقابل با نظم فعلی، لزوما با یکدیگر تطابق ندارد و اگر بی حواسی شود، می تواند آثار و پیامدهای منفی بر روی امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی داشته باشد. این توافق در تقابل با مهمترین برگ بازی ایران، یعنی تنگه هرمز و بهم ریختن ثبات بازار انرژی جهان و آمریکا، قرار دارد که معلوم شد برای روسها مهمتر از آن، موضوعات دیگری قرار دارند. گفتم قبل و بیش از محکومیت اقدام پوتین، بعضی از مسئولان داخلی را شماتت می کنم که بعضی از تصمیمات و اقدامات مهم را منوط به رفع نگرانی و موافقت طرفهای روسی و چینی کرده اند. کلیت بحث این بود.از میانه بحث، گروهی کوچک شروع به هیاهو و اعتراض کردند و برای بحثم مزاحمت ایجاد کردند. آنها نگران بودند که معادله «روسیه دوست ماست و آمریکا دشمن ماست» خدشه دار نشود. آن چنان نگران شدند که گویا یکی از اصول دین زیرسئوال رفته است! ولی چرا؟در گروه هائی که ارزشهای سیاسی قطعی وجود دارد، «سوگیری تاییدی» تقویت می شود. یعنی فرد فقط آن اطلاعاتی را به رسمیت می شناسد که با چارچوب ذهنی اش همخوانی داشته باشد. حالت افراطی آن است که فقط با افراد همفکر مراواده کند یا در کانالهای اجتماعی عضو شود که اخبار همسو و خوشایند منتشر کنند. این خطای شناختی آرامش می آورد و هر چیزی که خلاف آن باشد با سرکوب ذهنی و عملی مواجه می شود.این ذهنیت از کجا شکل گرفته؟ رسانه های اصلی و عمومی که آنها مصرف می کنند مثل رسانه ملی، خبرگزاریهای فارس، و تسنیم، یا روزنامه های کیهان و جوان به ساخت آن کمک کرده اند. آنها همیشه و به صورت پرفشار اخبار و تحلیلهای منفی از غرب کار کرده اند، حتی دانمارک و نروژ. ولی به ندرت خبری و تحلیلی علیه اقدامات چین و روسیه کار می شود. رفته رفته در ذهن مخاطب دوگانه «غرب دشمن/شرق دوست» شکل گرفته است. پمپاژ خبرهای موافق به تقویت این کلیشه انجامیده است. درنتیجه ذهن خبرهای ناهمساز و مخالف را فیلتر می کند و به رسمیت نمی شناسد. این ویژگی، در سطح سیاسی، آثاری دارد. در چنین ذهنیتی، اگر روسها با آمریکائیها توافقی بکنند که «خیانت» یا «ضربه» به ایران بتوان تلقی کرد، ترسی عمیق ایجاد می کند. آیا ایران تنها مانده است؟اثر ذهنی دیگر، خودزنی است. مشابه غربگرایان که می گویند حتی ایران ماجراجوئی کرده است که آمریکا و اسرائیل با ما دشمنی می کنند، ذهن شرقی شده می گوید حتما تقصیر ماست که چنین توافقی را روسها با آمریکائی ها امضا کرده اند! اگر هم از خواسته امارات برای مراجعه به دادگاه بین المللی جهت رسیدگی به حق حاکمیت بر سه جزیره، به صورت رسمی، چین و روسیه، حمایت کردند، حتما ما مقصریم!پیامد چنین تربیت ذهنی و شناختی، عدول از باورها و ارزشها در بحث حاکمیت ملی و ارزشهای اسلامی است. همانطور که ذهن غربی زده، از بعضی منافع ملی عدول می کند (مثلا حمایت از ترکمنچای) تا غرب با ایران خوب شود، ذهن شرق زده هم از اصل ترکمنچای حمایت خواهد کرد تا طرف روسی و چینی از ما راضی بشوند. @mbehestani
چندی قبل در یکی از میادین تجمع خیابانی سخنرانی کردم. موضوع اصلی بحثم توافق گازوئیلی روسیه_آمریکا بود که در سطح راهبردی و تاکتیکی به ضرر ایران خواهد شد. این توافق کوچک، می تواند در ابعاد گسترده تر هم انجام پذیرد و مثالی است که منافع ملی کشورهای همکار (ایران، روسیه و چین) در تقابل با نظم فعلی، لزوما با یکدیگر تطابق ندارد و اگر بی حواسی شود، می تواند آثار و پیامدهای منفی بر روی امنیت و منافع ملی جمهوری اسلامی داشته باشد. این توافق در تقابل با مهمترین برگ بازی ایران، یعنی تنگه هرمز و بهم ریختن ثبات بازار انرژی جهان و آمریکا، قرار دارد که معلوم شد برای روسها مهمتر از آن، موضوعات دیگری قرار دارند. گفتم قبل و بیش از محکومیت اقدام پوتین، بعضی از مسئولان داخلی را شماتت می کنم که بعضی از تصمیمات و اقدامات مهم را منوط به رفع نگرانی و موافقت طرفهای روسی و چینی کرده اند. کلیت بحث این بود.از میانه بحث، گروهی کوچک شروع به هیاهو و اعتراض کردند و برای بحثم مزاحمت ایجاد کردند. آنها نگران بودند که معادله «روسیه دوست ماست و آمریکا دشمن ماست» خدشه دار نشود. آن چنان نگران شدند که گویا یکی از اصول دین زیرسئوال رفته است! ولی چرا؟در گروه هائی که ارزشهای سیاسی قطعی وجود دارد، «سوگیری تاییدی» تقویت می شود. یعنی فرد فقط آن اطلاعاتی را به رسمیت می شناسد که با چارچوب ذهنی اش همخوانی داشته باشد. حالت افراطی آن است که فقط با افراد همفکر مراواده کند یا در کانالهای اجتماعی عضو شود که اخبار همسو و خوشایند منتشر کنند. این خطای شناختی آرامش می آورد و هر چیزی که خلاف آن باشد با سرکوب ذهنی و عملی مواجه می شود.این ذهنیت از کجا شکل گرفته؟ رسانه های اصلی و عمومی که آنها مصرف می کنند مثل رسانه ملی، خبرگزاریهای فارس، و تسنیم، یا روزنامه های کیهان و جوان به ساخت آن کمک کرده اند. آنها همیشه و به صورت پرفشار اخبار و تحلیلهای منفی از غرب کار کرده اند، حتی دانمارک و نروژ. ولی به ندرت خبری و تحلیلی علیه اقدامات چین و روسیه کار می شود. رفته رفته در ذهن مخاطب دوگانه «غرب دشمن/شرق دوست» شکل گرفته است. پمپاژ خبرهای موافق به تقویت این کلیشه انجامیده است. درنتیجه ذهن خبرهای ناهمساز و مخالف را فیلتر می کند و به رسمیت نمی شناسد. این ویژگی، در سطح سیاسی، آثاری دارد. در چنین ذهنیتی، اگر روسها با آمریکائیها توافقی بکنند که «خیانت» یا «ضربه» به ایران بتوان تلقی کرد، ترسی عمیق ایجاد می کند. آیا ایران تنها مانده است؟اثر ذهنی دیگر، خودزنی است. مشابه غربگرایان که می گویند حتی ایران ماجراجوئی کرده است که آمریکا و اسرائیل با ما دشمنی می کنند، ذهن شرقی شده می گوید حتما تقصیر ماست که چنین توافقی را روسها با آمریکائی ها امضا کرده اند! اگر هم از خواسته امارات برای مراجعه به دادگاه بین المللی جهت رسیدگی به حق حاکمیت بر سه جزیره، به صورت رسمی، چین و روسیه، حمایت کردند، حتما ما مقصریم!پیامد چنین تربیت ذهنی و شناختی، عدول از باورها و ارزشها در بحث حاکمیت ملی و ارزشهای اسلامی است. همانطور که ذهن غربی زده، از بعضی منافع ملی عدول می کند (مثلا حمایت از ترکمنچای) تا غرب با ایران خوب شود، ذهن شرق زده هم از اصل ترکمنچای حمایت خواهد کرد تا طرف روسی و چینی از ما راضی بشوند. @mbehestani
۱.۲K
۱۶:۳۶
شرایط داخل مان متاسفانه به سمتی رفته است که بعد از نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، حالا چهارچشمی منتظر نتیجه انتخابات در اسرائیل هستیم. مسخره و بیهوده! بیهوده چون به زحمت کسی را در کشور میتوان یافت که زندگیاش تحت تاثیر آن باشد که در آنجا کدام ائتلاف به قدرت میرسد. مسخره چون نسبت به ایران، دیدگاه نامزدهای اصلی (نتانیاهو، آزینکوت، و بنت) فرق اساسی با یکدیگر ندارند. قبح حمله به ایران شکسته شد و هر سه نفر از مدافعان ضربات سخت نظامی و اسقاط نظام هستند. هر سه از جناح راست. ایزتکوت سکولار، نتانیاهوی مذهبی فرصتطلب، و بنت شدیداً مذهبی، درباره تداوم حمله به ایران توافق دارند؛ اختلاف در نحوه زدن است. ضمنا الان افتخار حمله به راس محور مقاومت برای نتانیاهو است و میشه حدس زد آن دو هم اگر روی کار بیایند اجازه نخواهند داد این افتخار برای همیشه برای او باقی بماند. خب چکار باید بکنیم؟بجای نظاره گری فضای داخلی رژیم اشغالگر، و بجای حرافی، توان عملیاتی بازدارنده ایران آن چنان بالا برود که محاسبات دشمن کاملا بهم بریزد.مجید بهستانی @mbehestani
۱K
۲۱:۲۶
پایان بندی جنگ با مذاکره؟مجید بهستانی
از زمانی که زمزمه های مذاکرات ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان پس از جنگ 40 روزه شروع شد، این شبهه مطرح گردید که آیا می شود هیچ جنگی بدون مذاکرات دیپلماتیک به پایان برسد؟ آن روی این موضع این بود که هیچ گریزی از مذاکرات نیست و هر جنگی لاجرم باید با مذاکرات به اتمام برسد. قالیباف هم به عنوان فرمانده جنگ و هم به عنوان مسئول تیم مذاکراتی ایران، تأکید کرد که ثمره جنگ پای میز مذاکره چیده می شود. تاکنون به این موضع ورود نکردم. مجددا با گزیده ناقص از صحبت ثابتی، نماینده مردم تهران در مجلس، در برنامه سیمائی، طرفداران مذاکره چنین القاء کردند که همه جنگها نیازمند مذاکرات پایانی هستند. اگر دقت بفرمایید کمتر استاد روابط بین الملل، خصوصا تاریخ روابط بین الملل و تاریخ جنگها، از این موضع طلائی دفاع نکرده است؛ از بس خام، و تاریخ فراوانی از شواهد نقیض است. در همین برنامه تلویزیونی، صدور قطعنامه سازمان ملل برای جنگ 33 روزه رژیم و حزب الله به عنوان شاهد مثال فراخوانده شده است. میشه بفرمایند که رئیس تیم هیئت مذاکراتی حزب الله یا دولت لبنان، چه کسی بود؟ مذاکرات چند مدت طول کشید؟ دوجانبه بود یا چند جانبه؟ احتمالا جنگهای اول و دوم جهانی هم با مذاکره به پایان رسیدند! ثابتی به اشتباه می گوید بحث فرمی نداریم و به محتوای سخنم توجه کنید! واقعیت اینکه امر دیپلماتیک کاملا فرمی است. چون یک جنبه مهم و موثر آن جنبه حقوقی و قانونی آن است. قطعنامه های سازمان ملل درباره جنگها، غیر از مذاکرات طرفین تخاصم است. آن چیزی که آنجا می گذرد نظرات سیاسی اعضای شورای امنیت سازمان ملل درباره تخاصم است. یا معاهدات پاریس و تهران پس از جنگهای جهانی اول و دوم درباره نحوه تقسیم غنائم و دستاوردها میان طرفهای پیروز بود، نه میان طرفین متخاصم.تسلیم طلبان یا هپروتی ها مجبورا برای فریب افکار عمومی تاریخ روابط بین الملل را ناراست نشان بدهند. واقعیت اینکه سرنوشت جنگ با نحوه جنگیدن طرفین تعیین می شود نه با توان دیپلماتیک. @behestani
از زمانی که زمزمه های مذاکرات ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان پس از جنگ 40 روزه شروع شد، این شبهه مطرح گردید که آیا می شود هیچ جنگی بدون مذاکرات دیپلماتیک به پایان برسد؟ آن روی این موضع این بود که هیچ گریزی از مذاکرات نیست و هر جنگی لاجرم باید با مذاکرات به اتمام برسد. قالیباف هم به عنوان فرمانده جنگ و هم به عنوان مسئول تیم مذاکراتی ایران، تأکید کرد که ثمره جنگ پای میز مذاکره چیده می شود. تاکنون به این موضع ورود نکردم. مجددا با گزیده ناقص از صحبت ثابتی، نماینده مردم تهران در مجلس، در برنامه سیمائی، طرفداران مذاکره چنین القاء کردند که همه جنگها نیازمند مذاکرات پایانی هستند. اگر دقت بفرمایید کمتر استاد روابط بین الملل، خصوصا تاریخ روابط بین الملل و تاریخ جنگها، از این موضع طلائی دفاع نکرده است؛ از بس خام، و تاریخ فراوانی از شواهد نقیض است. در همین برنامه تلویزیونی، صدور قطعنامه سازمان ملل برای جنگ 33 روزه رژیم و حزب الله به عنوان شاهد مثال فراخوانده شده است. میشه بفرمایند که رئیس تیم هیئت مذاکراتی حزب الله یا دولت لبنان، چه کسی بود؟ مذاکرات چند مدت طول کشید؟ دوجانبه بود یا چند جانبه؟ احتمالا جنگهای اول و دوم جهانی هم با مذاکره به پایان رسیدند! ثابتی به اشتباه می گوید بحث فرمی نداریم و به محتوای سخنم توجه کنید! واقعیت اینکه امر دیپلماتیک کاملا فرمی است. چون یک جنبه مهم و موثر آن جنبه حقوقی و قانونی آن است. قطعنامه های سازمان ملل درباره جنگها، غیر از مذاکرات طرفین تخاصم است. آن چیزی که آنجا می گذرد نظرات سیاسی اعضای شورای امنیت سازمان ملل درباره تخاصم است. یا معاهدات پاریس و تهران پس از جنگهای جهانی اول و دوم درباره نحوه تقسیم غنائم و دستاوردها میان طرفهای پیروز بود، نه میان طرفین متخاصم.تسلیم طلبان یا هپروتی ها مجبورا برای فریب افکار عمومی تاریخ روابط بین الملل را ناراست نشان بدهند. واقعیت اینکه سرنوشت جنگ با نحوه جنگیدن طرفین تعیین می شود نه با توان دیپلماتیک. @behestani
۱۹
۲۲:۰۲