امروز در جمع خونگرم اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی زنجان حضور پیدا کردم. موضوع، مباحث سیاست خارجی بود و عطش به پرسیدن و دانستن بالا بود. اصرار بود که حواشی کمتر و جوابهای مستقیم بیشتر باشد. فضای آزاد گفت و شنود برقرار شد و خودم بر شکل گرفتن آن اصرار داشتم. چون مهمتر از اطلاعات و تحلیل سیاسی، یادگیری شنیدن و تحمل حرف مخالف است. طبیعتاً دو تا دغدغه در اوج قرار داشت: جنگ احتمالی بعدی، و تاثیرات آن بر زندگی مردم. اگر با مردم در قسمت دوم به خوبی رفتار نشود، آنها هم در قسمت اول با نظام سیاسی همراهی نخواهند کرد.مجید بهستانی @mbehestani
۲۲۶
۱۶:۳۲
۲۳۲
۱۵:۰۵
اینکه قائم پناه معاون اجرائی رییس جمهور گفت اگر می دانست دشمن برنامه دارد رهبری را شهید کند، حتما غنی سازی را تعطیل می کرد، خیلی حرف دارد، به اصطلاح منطقیون: منطوقاً و مفهوماً. 1- برای حفظ مملکت، هر چیزی که تولید قدرت ملی می کند و دشمن از آن هراس دارد، کنار بگذاریم. 2- پدر که شهید شد، ولی برای حفظ جان رهبر جدید، غنی سازی را کنار بگذاریم. 3- اگر دشمن فشار بیاورد، یا شاید همین میزان فشاری که آورده کافی است، حتما دست از غنی سازی خواهیم کشید. 4- دولت پزشکیان در درون پارادایم سیاست خارجی هپروتی ها (ایده آلیستها) نفس می کشد که شاه بیت اعمال شان سیاست «بدیم بره» است. 5- دوستی خاله خرسه! 6- این در ادامه آن جمله معروف رئیسش است که گفت: بسازیم که چی بشه؟ خب دوباره میاد خراب می کنه!این یک نشانه از یک بروکراسی بیمار است. دولت در برابر منافع مردم قرار دارد هر چند خود را دلسوز و حامی مردم معرفی می کند. این دولت، و بسیاری از دولتهای پس از انقلاب، هم در برابر فشارهای خارجی عقب نشینی می کند، و هم در برابر فشارهای کانونها و افراد فاسد رانتخوار. آن وقت فشار تصمیمات غلط روی گرده مردم بیچاره می افتد. ولی باز می گویند ما طرفدار مردم هستیم. دولتی که جرأت و اراده ستیز با ساختار و کانونهای فاسد داخلی را ندارد، برابر فشار قدرتهای مستکبر خارجی هم دوامی ندارد. مجید بهستانی@mbehestani
۱.۴K
۲۳:۰۳
یک عنصر در فرهنگ عمومی ایرانیان وجود دارد که در فرهنگ سیاسی هم خودش را بازتولید کرده است: همه چیز خوبه و همه چیز عادیه! اگر دورانها متحول شوند، آنگاه تشت رسوایی روایتهای رسمی از بام میافتد. همان امت حزبالله و همان ملت مبعوث از خودشان و از آنها میپرسند: ما را چه فرض کردهاید؟! نقل انتخاب جانشین رهبری است. تا آن زمان که ضدانقلاب به دنبال تضعیف رهبری و شایعه پراکنی «جانشینی موروثی» بود، روایت اصلی بر منع و نهی رهبری از فرزندان خویش دلالت داشت. در جلسات بصیرتی همین خط را تبلیغ میکردند. ولی حال که مجلس خبرگان به انتخاب آیتالله مجتبی خامنهای رسیده است، آمدهاند که همان روایت رسمی خودشان را از بیخ و بن منکر شوند. بالعکس، این روایت جدید بالقوه این ظرفیت را دارد که دستاویز جدید شیطنتهای رسانههای ضد بشود.نکنید این کار را! خودتان بی اعتبار میشوید! صادقانه بگویید که نهی رهبری نمیتواند حجت را بر اعضای خبرگان تمام کند، اگر اکثریت به یک گزینه رسیده باشند.به جهت فقهی، مخالفت رهبری شهید ذره ای از صحت و مشروعیت انتخاب مجلس خبرگان نمی کاهد.مجید بهستانی @mbehestani
۳۸۶
۱۵:۴۳
این جمله طلایی «غنی سازی نکنیم و موشک نسازیم، که نمی میریم. مهم تامین منافع ملی است»، مرا یاد جمله طلایی دیگری انداخت که بعد از گرانی گوشت و مرغ، در تریبون نماز جمعه گفته شد« اگر مردم مرغ نخورند، نمی میرند». بگذریم!حالا آقازاده!این بستگی دارد که تعریف ما از منافع ملی چه باشه. وقتی صنعت نفت ملی شد، قرار نبود مردم را از گرسنگی نجات دهد، بلکه میخواست از استقلال ملی صیانت شود. امروز ونزوئلا با اعطای منابع نفتی و معدنی خود به آمریکا به ثمن بخس شاید میخواهد از منافع ملی جدید خود صیانت کند.ولی هیچوقت فکر نمیکردم از پزشکیان بعنوان نماد مقاومت مثال بزنم ولی به شما مجبورم! از پدرتان لااقل بیاموزید که از ترامپ وعدههای گوناگون مالی دریافت کرد ولی منافع ملی را در رد آن خواستهها درنظر گرفت.مجید بهستانی @mbehestani
۵۵۷
۲۲:۳۰
درباره کنوانسیون خزر (اکتائو)مجید بهستانی
اوایل مرداد، مجددا دولت پزشکیان لایحه کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر (اکتائو، 2018) را برای تصویب به مجلس ارسال کرد، که همان زمان، در دولت روحانی، با مخالفت مجلس، لایحه پس گرفته شد. بار دیگر مخالفتها با کنوانسیون بالا گرفته است و عمده نگرانیها از تعیین تکلیف نشدن بعضی امورات مهم مثل تعیین حدود بستر و زیربستر، یا سهم ایران از دریا می باشد. پس از مطالعه متن کنوانسیون و آرای موافقان و مخالفان، نکات ذیل بیان می گردد:1- در مجموع نکات مثبت و قوت کنوانسیون بر ضعفهای آن می چربد؛ از جمله یک گام به پیش برای تعیین تکلیف وضعیت حقوقی آبهای شمالی ایران، و محدوده و سازوکار بازی آبی کشورهای همسایه. همچنین ممنوعیت حضور کشتی های نظامی با پرچمی غیر از پرچم کشورهای همسایه. یا توجه به مخاطرات زیست محیطی فعالیتهای انسانی به عنوان یک خط قرمز. 2- دریا چهار سطح دارد: روی آب، بستر دریا، زیربستر، و فضای بالای آب. محدوده های کلی فلات قاره تعریف شده اند ولی محدوده های مرزی مشخص نشده و به اسناد تکمیلی موکول شده اند. منتقدان می گویند دقیقا نکات اصلی و مساله برانگیز به آینده نامعلوم موکول شده اند و در حالی که همین الان، پس از تصویب سند در ایران، کشورهای همسایه میتوانند اهداف و امیال خطرناک و ضدایرانی خود را به صورت موجه و قانونی دنبال کنند. آنها دیگر برای افزایش سهم ایران در دریا نه عجله دارند و نه منفعتی. در نتیجه دست ایران برای همیشه از سهم بیشتر کوتاه می ماند. هر چند این نکته بسیار پردامنه است، ولی به طور خلاصه عرض می شود تا همین حالا نیز «سیاست تاخیر و انفعال» ایران در قبال آبهای شمالی، فرصتهای بسیاری از کشور در آنجا را به هدر داده، و این درحالی است که همسایگان شمالی عملا معطل تصمیم نهائی تهران نمانده اند. پس باید اقدام عملی کرد. مخالفان اگر می گویند این متن نه، چه متنی روی میز می گذارند که به تصویب همه طرفها برسد؟ صرف بیان آرزوها، تأمین کننده منافع ملی نیست. 3- از میان مدلهای مختلف برای حدود حاکمیت کشورها، سرانجام و در رویه عملی، تقسیم آبهای نزدیک، و اشتراک منافع در میانه، مورد توافق قرار گرفته است. در نتیجه سهم بندی های 50 درصدی، 20 درصدی، یا 11 درصدی خارج از بحث می باشند. 4- اگر با عدم تصویب، بخواهیم مانع بهره برداری کشورهای دیگر از منابع بستر و زیربستر بشویم، در واقع خودمان را نیز بایکوت کرده ایم. در حاضر، ایران نیز صرفا در آبهای سرزمینی خودش عملیات روی سطح، بستر و زیربستر انجام می دهد و عمق میدان ندارد. کشورهای دیگر نیز به فراخور با کمک شرکتهای بین المللی در حال بهره برداری از منابع هستند. این سبب عرف سازی و «مشروعیت ناشی از عمل» در حال حاضر شده است و یک متن حقوقی است که می تواند این فضا را بشکند. جدای از اینکه روسها با همه طرفها موافقتنامه های دو و سه جانبه امضا و تصویب کرده اند و بسیاری از اقدامات آنها مشروعیت یافته است.5- برای رفع نگرانی، در یک بیانیه تفسیری، ایران میتواند درخواست دهد که کشورهای همسایه و همجوار در محدوده جغرافیائی مورد مناقشه حق هیچگونه بهره برداری نداشته، تا زمانی که تکلیف محدوده بستر و زیربستر مشخص گردد.6- اشکال مهم این است که متن مشخص نمی کند اگر هر یک از اطراف از خطوط قرمز کنوانسیون عدول کرد، چه گامهای عملی، و تنبیهی می توان طی کرد؟ به عبارت دیگر، ضمانت اجرای کنوانسیون مبهم است، و به اراده طرفها وابسته است. @mbehestani
اوایل مرداد، مجددا دولت پزشکیان لایحه کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر (اکتائو، 2018) را برای تصویب به مجلس ارسال کرد، که همان زمان، در دولت روحانی، با مخالفت مجلس، لایحه پس گرفته شد. بار دیگر مخالفتها با کنوانسیون بالا گرفته است و عمده نگرانیها از تعیین تکلیف نشدن بعضی امورات مهم مثل تعیین حدود بستر و زیربستر، یا سهم ایران از دریا می باشد. پس از مطالعه متن کنوانسیون و آرای موافقان و مخالفان، نکات ذیل بیان می گردد:1- در مجموع نکات مثبت و قوت کنوانسیون بر ضعفهای آن می چربد؛ از جمله یک گام به پیش برای تعیین تکلیف وضعیت حقوقی آبهای شمالی ایران، و محدوده و سازوکار بازی آبی کشورهای همسایه. همچنین ممنوعیت حضور کشتی های نظامی با پرچمی غیر از پرچم کشورهای همسایه. یا توجه به مخاطرات زیست محیطی فعالیتهای انسانی به عنوان یک خط قرمز. 2- دریا چهار سطح دارد: روی آب، بستر دریا، زیربستر، و فضای بالای آب. محدوده های کلی فلات قاره تعریف شده اند ولی محدوده های مرزی مشخص نشده و به اسناد تکمیلی موکول شده اند. منتقدان می گویند دقیقا نکات اصلی و مساله برانگیز به آینده نامعلوم موکول شده اند و در حالی که همین الان، پس از تصویب سند در ایران، کشورهای همسایه میتوانند اهداف و امیال خطرناک و ضدایرانی خود را به صورت موجه و قانونی دنبال کنند. آنها دیگر برای افزایش سهم ایران در دریا نه عجله دارند و نه منفعتی. در نتیجه دست ایران برای همیشه از سهم بیشتر کوتاه می ماند. هر چند این نکته بسیار پردامنه است، ولی به طور خلاصه عرض می شود تا همین حالا نیز «سیاست تاخیر و انفعال» ایران در قبال آبهای شمالی، فرصتهای بسیاری از کشور در آنجا را به هدر داده، و این درحالی است که همسایگان شمالی عملا معطل تصمیم نهائی تهران نمانده اند. پس باید اقدام عملی کرد. مخالفان اگر می گویند این متن نه، چه متنی روی میز می گذارند که به تصویب همه طرفها برسد؟ صرف بیان آرزوها، تأمین کننده منافع ملی نیست. 3- از میان مدلهای مختلف برای حدود حاکمیت کشورها، سرانجام و در رویه عملی، تقسیم آبهای نزدیک، و اشتراک منافع در میانه، مورد توافق قرار گرفته است. در نتیجه سهم بندی های 50 درصدی، 20 درصدی، یا 11 درصدی خارج از بحث می باشند. 4- اگر با عدم تصویب، بخواهیم مانع بهره برداری کشورهای دیگر از منابع بستر و زیربستر بشویم، در واقع خودمان را نیز بایکوت کرده ایم. در حاضر، ایران نیز صرفا در آبهای سرزمینی خودش عملیات روی سطح، بستر و زیربستر انجام می دهد و عمق میدان ندارد. کشورهای دیگر نیز به فراخور با کمک شرکتهای بین المللی در حال بهره برداری از منابع هستند. این سبب عرف سازی و «مشروعیت ناشی از عمل» در حال حاضر شده است و یک متن حقوقی است که می تواند این فضا را بشکند. جدای از اینکه روسها با همه طرفها موافقتنامه های دو و سه جانبه امضا و تصویب کرده اند و بسیاری از اقدامات آنها مشروعیت یافته است.5- برای رفع نگرانی، در یک بیانیه تفسیری، ایران میتواند درخواست دهد که کشورهای همسایه و همجوار در محدوده جغرافیائی مورد مناقشه حق هیچگونه بهره برداری نداشته، تا زمانی که تکلیف محدوده بستر و زیربستر مشخص گردد.6- اشکال مهم این است که متن مشخص نمی کند اگر هر یک از اطراف از خطوط قرمز کنوانسیون عدول کرد، چه گامهای عملی، و تنبیهی می توان طی کرد؟ به عبارت دیگر، ضمانت اجرای کنوانسیون مبهم است، و به اراده طرفها وابسته است. @mbehestani
۱.۱K
۲۲:۵۸
۶۸۶
۲۱:۴۸
آقای نبویان در واکنش به گزارش جدید آژانس اتمی درخواست خروج از npt مطرح کرده است. با این توضیح که لزوما خروج از npt به معنای تصمیم به ساخت سلاح اتمی نیست. منظور ایشان از «لزوما» ذهن خودشان و مقامات ایرانی است. وگرنه بارها گفته شد «ادراک» جهانی و سیاستمداران غربی از این خروج اهمیت دارد نه مقامات ما. مایی که فکر میکردیم اگر رهبر انقلاب فتوای حرمت بدهد آبی بر آتش فتنه خناسان و باطل السحر باند جنگ طلب نتانیاهو خواهد بود. دولتها با تهدید به خروج پالس فرمان ناپذیری و کنترل ناپذیری به قدرتهای خارجی میدهند. یعنی بالا بردن ریسک.آیا نبویان با توصیه به خروج میخواهد مانع جنگ جدید شود، چون میگوید بعد از گزارش آژانس، اسرائیل جنگ ۱۲ روزه علیه ایران را آغاز کرد؟ خب، این چه منطقی است؟! این اقدام بیشتر بهانه حمله اتمی یا تهاجم گستردهتر فراهم میسازد. همه اینها به کنار، وقتی نبویان دفاع فعلی را بازدارنده میداند، چه انتظار از موافقان تفاهمنامه اسلامآباد و «دیپلماسی مقتدرانه» که به تغییر دکترین دفاعی بیاندیشند؟ مجید بهستانی @mbehestani
۴۰۶
۱۰:۰۷
۳۵۶
۷:۲۱
1_29639935599.m4a
۳۰:۳۸-۱۴.۱۸ مگابایت
در کنار جمعی از مردم تهران (۱۴/ شهریور ) این محورها را مرور کردیم:- نسبت دانستن ذاتی با توانستن اکتسابی- از تربیت کودک تا رشد و بلوغ ملت- مقایسه دو جریان در تربیت فرهنگ ملی در ایران معاصر - مردم رشید، لازمه حفظ استقلال ملی- مبارزه توامان با دشمنان خارجی و داخلی مجید بهستانی@mbehestani
۲۷۴
۲۲:۴۱