جنگ های غیر نظامی
جنگ روانیتاثیر گذاری روانی و القای ضعف و غم در مخاطبان برای ناتوانی، یاس و ابهام و به انفعال کشیدن آنان.
جنگ شناختیتاثیرگذاری بر مدیریت قوه ادراکی و تفسیر شناختی افراد برای تغییر نگرش آنان و همسو کردن نگرشها با نگرش فرستنده پیام
جنگ روایتهااشاعه روایت اول مبتنی بر اخبار فیک، و تکرار آن برای القای صحت این اخبار، و به حاشیه بردن روایت های صحیح
جنگ روانیتاثیر گذاری روانی و القای ضعف و غم در مخاطبان برای ناتوانی، یاس و ابهام و به انفعال کشیدن آنان.
جنگ شناختیتاثیرگذاری بر مدیریت قوه ادراکی و تفسیر شناختی افراد برای تغییر نگرش آنان و همسو کردن نگرشها با نگرش فرستنده پیام
جنگ روایتهااشاعه روایت اول مبتنی بر اخبار فیک، و تکرار آن برای القای صحت این اخبار، و به حاشیه بردن روایت های صحیح
۱۱:۵۸
خط رسانه ای
یک خط رسانه ای پربار و پرحجم با تغییر واژه حمله نظامی امریکا به ایران، واژه حمله بشردوستانه را بکار می برد.
تکرار این مفهوم همراه با توجیه تبلیغاتی، به تدریج بارعاطفی مفهوم حمله نظامی را کاهش داده و در پی آن ادراک مخاطبان را در جهت همراهی شناختی به آن، سامان می دهد.
نمونه آن را در بمباران هسته ای ناکازاکی و هیروشما دیده ایم. در آخرین تکاپوی امریکا برای توجیه ماجرای حمله هسته ای به ژاپن را در فیلم سینمایی اوپنهایمر دیدیم. این فیلم هالیوودی با استفاده از هنر سینما و کشمکش های درونی اوپنهایمر دانشمند فیزیک، پس از راضی کردن خود، تصمیم گرفت پروژه تولید دو بمب هسته ای را با رویکرد بشردوستانه و ضدجنگ! به اتمام برساند. تصمیم اوپنهایمر پس از کلی کشمکش درونی و نمایش هنرمندانه آن، از طریق فرایند روانی همذات پنداری به ذهن مخاطبان نشست.
هالیوود توانست تا حدودی زخم افکار عمومی جهان، بویژه افکار عمومی ژاپنی ها را التیام ببخشد.
رسانه توانست جهت روایت را به این سمت ببرد که بکار گیری بمب هسته ای برای جلوگیری از نابودی جهان با گسترش جنگ جهانی، ظاهرا لازم بوده است!!
یک خط رسانه ای پربار و پرحجم با تغییر واژه حمله نظامی امریکا به ایران، واژه حمله بشردوستانه را بکار می برد.
تکرار این مفهوم همراه با توجیه تبلیغاتی، به تدریج بارعاطفی مفهوم حمله نظامی را کاهش داده و در پی آن ادراک مخاطبان را در جهت همراهی شناختی به آن، سامان می دهد.
نمونه آن را در بمباران هسته ای ناکازاکی و هیروشما دیده ایم. در آخرین تکاپوی امریکا برای توجیه ماجرای حمله هسته ای به ژاپن را در فیلم سینمایی اوپنهایمر دیدیم. این فیلم هالیوودی با استفاده از هنر سینما و کشمکش های درونی اوپنهایمر دانشمند فیزیک، پس از راضی کردن خود، تصمیم گرفت پروژه تولید دو بمب هسته ای را با رویکرد بشردوستانه و ضدجنگ! به اتمام برساند. تصمیم اوپنهایمر پس از کلی کشمکش درونی و نمایش هنرمندانه آن، از طریق فرایند روانی همذات پنداری به ذهن مخاطبان نشست.
هالیوود توانست تا حدودی زخم افکار عمومی جهان، بویژه افکار عمومی ژاپنی ها را التیام ببخشد.
رسانه توانست جهت روایت را به این سمت ببرد که بکار گیری بمب هسته ای برای جلوگیری از نابودی جهان با گسترش جنگ جهانی، ظاهرا لازم بوده است!!
۹:۱۴
۹:۲۵
بازارسال شده از مرکز بینشهای رفتاری ایران
#پرونده_جنگ
۲۱:۰۹
۴:۰۵
۵:۳۲
۵:۳۲
۵:۳۲