لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مصباحم
۲۷۸ عضو

مصباح

با مصباح بر مرکب نور سوار شو
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۱ خرداد
بازارسال شده از 🔻«پارادوکــس»🔻
thumbnail
و مثل امشبی مادری برای گهواره لالایی خواند...
#محرم | #مثل_امشبی | #گهواره
undefined@ParadoxMDundefined

۹

۱۴:۵۸

۱ تیر
بازارسال شده از 🔻«پارادوکــس»🔻
thumbnail
شوذب بـــــن عبدالله
رفیق با بصیرت...در شهر هیاهویی عجیب بود ، نامه ، زمزمه هر روز شهر فقط نامه بود ، نامه های که به دست امام رسیده بود و جوابی نداشت ، هوا تاریک بود کوفه را تاریکی عجیبی فرا گرفته بود تاریکی که با هیچ نوری روشن نمی شد ،شوذب از خواب برخواست صدایی شنید ، صدایی که نشان می‌داد عابس دارد می‌رود ،به کجا ؟ نمی دانست اما این رسم رفاقت نبود که او را تنها بگزارد پس راه افتاد و پا به پای عابس راهی شد ، راهی راه الهی
روز شهادت...روز عاشورا شده بود ،عابس قبل میدان نگاهی به شوذب انداخت و گفت چه چیزی در دلت می گذرد شوذب گفت می خواهم بروم برای حسین، بمیرم برای حسین ، شوذب اذن گرفت رفت و آرام و شجاع جنگید ؛ زمین افتاد و آسمانی شد ، شوذب مرگ را دید اما با شجاعت حسین را انتخاب کرد.
#محرم | #هفتاد_و_دوتن | #شوذب_بن_عبدالله‌undefined@ParadoxMDundefined

۲

۱۵:۱۹

۳ تیر
بازارسال شده از 🔻«پارادوکــس»🔻
thumbnail
نافع بن هلال بجلی
نحوه آشنایی با امامش...ظهر بود و هوا بسیار گرم ، نافع از دروازه کوفه خارج شد اما او حس کرد که دارد از آتش دوزخ می رود و به سمت بهشتی ابدی می تازد ، اسب سخت داشت می تاخت ، آرام آرام با وجود غبار زیاد نافع غافله را دید ، می دانست این کاروان کاروانی الهی است پس سریع خود را به آن رساند و در کنار امام خود ماند ، نافع خود تیرانداز بود اما انگار تیر عشق امام به قلب او خورده بود .
نحوه شهادت...ظهر عاشورا شده بود ،نافع بالای تپه رفت و با ذکر علی شروع کرد ،ماهر بود اما بیشتر از مهارت او عاشق بود ،تیر هایش یکی یکی به هدف خورد ، دشمن ترس تیر داشت تا نافع بود ، اما امان از زمانی که جای تیر خالی بود از حتی یک دانه تیر ، اما نافع عقب نکشید شمشیر کشید و جنگید ،زخمی شد و اسیر ، اما با وجود زخم سر هم نکرد ، نافع شهید و اسیر شد اما تا ابد وفاداری اش آزاده ماند .
#محرم | #هفتاد_و_دوتن|#نافع_بن_هلال‌_بجلی
undefined@ParadoxMDundefined

۲

۱۰:۲۸

مکن ای صبح طلوع... undefinedundefined
undefined۱۶
undefined۲

۱۹۲

۲۰:۰۴

۵ تیر
بازارسال شده از 🔻«پارادوکــس»🔻
thumbnail
حزب‌الله لبناناباالفضل مقاومت استبعد از او نوبت حسین استو بعد از حسین، نوبت خیمه ها...
#الدم_بالدم | #لبنان | #مقاومت
undefined@ParadoxMDundefined

۸

۹:۴۳

۶ تیر
بازارسال شده از 🔻«پارادوکــس»🔻
با تمام فراز و نشیب‌ها در تاریخ ثبت کنید؛
ما در خاک آمریکا باخت ندادیم...

۱

۶:۵۲

thumbnail
رجز undefined از دو منظر undefined لغوی undefined و اصطلاحی undefined، به تبیین undefined نقش واژگان undefined در میدان جنگ undefined می‌پردازد؛ پدیده‌ای که در کربلا undefined نیز میان خواص و عوام undefined، با محوریت ارزش‌های معنوی undefined و شجاعت undefined دنبال می‌شد. برخلاف یاران امام حسین (ع) undefined که رجز را نمادی از ایمان undefined در برابر ظلم undefined می‌دانستند، شواهدی undefined مبنی بر استفاده امویان از رجز برای اهداف سیاسی undefined و تثبیت قدرت undefined در تاریخ undefined دیده نمی‌شود. در واقع، رجز در این واقعه undefined، ابزاری undefined برای بازنمایی شرافت undefined روحی بود.
undefined وحالا شما خواننده داستان مردان بزرگ و رجز هایشان هستید
undefinedنام کتاب: مردان و رجز هایشانundefinedنویسنده: سید مهدی شجاعیundefinedنشر: نیستانundefinedتعداد صفحه: ۸۷undefinedبخش برگزیده کتاب: شخصیت عباس بن علی ماه درخشان بنی هاشم بی تردید در تمام تاریخ مثل و ماند و نظیر ندارد صلابت و عاطفه در این وجود چنان به هم آمده است و در هم گره خورده است که گویی هر یک زاده ی دیگری است انگار از شمشیر شکوفه بروید و از شقایق آتش زبانه بکشد این از شگفتی های عاشوراست که امام او را رخصت شمشیر عنایت نفرمود و به مقام سقایت منصوب کرد و این البته خلعتی بود که خداوند از بدوی خلقت بر تن او پوشانده بود با دستهای مبارک پدر ، علی مرتضی علیه السلام. آنچه در تاریخ و مقاتل شهرت یافته عدم توفیق قمر بنی هاشم است در رساندن آب به خیمه ها و جان نهادن در این راه ، اما از ایام نوجوانی و جوانی عباس ، خاطراتی هست که نشان میدهد پیشینه سقایت او به گذشته ها باز میگرددحتی در خود کربلا آن ایثار و رشادت شگفت و آن دست و چشم جانبازی همه‌ی سقایت او نیست. در ابتدای حصر آب ، امام او را فراخویش می‌خواند و به همراهی نافع بن هلال و سی سوار و بیست پیاده ، شبانه، روانه شریعه فرات می‌کند.عمرو بن حجاج نگهبان آب در تاریکی شب خطاب به نافع فریاد میزند: ((کیستی و به چه کارآمده ای؟))و پاسخ میشنود ((نافع بن هلالم آمده ام آب بنوشم.)) و او که قصد نافع را با بیست مشک و پنجاه همراه دریافته است میگوید:(( بنوش!خودت بنوش!))(( اما من محال است که بیش از حسین و فرزندانش لب به آب بزنم.))عمرو بن حجاج شمشیر از نیام میکشد و میگوید: ما اینجا ایستاده ایم که آب به حسین و فرزندانش نرسد و یاران عمرو بن حجاج محاصره کنندگان آب همه شمشیر از نیام میکشند و مقابل می ایستند در اینجا عباس بن علی وارد میدان میشود و صلابت و شوکت او کاری میکند که بیست مشک از آب فرات پر میشود و از میان لشکر غدار دشمن عبور میکند و بی هیچ شهید و مجروح به اردوگاه اباعبدالله علیه السلام باز می‌گردد.
undefinedراستی! کتاب پدر، عشق و پسر رو خوندی؟undefined اینم بخون نویسندش یکی هست#معرفی_کتاب #محرم
با مصباح بر مرکب نور سوار شو
undefined۷
undefined۱

۲۰۰

۱۲:۳۱

۸ تیر
بازارسال شده از 🔻«پارادوکــس»🔻
thumbnail
اسلم، ایرانی سعادتمند
پادکست داستان زندگی اسلم ایرانی یار امام حسین در کربلا...منتظر باشید...
#محرم | #پادکست | #اسلم
undefined@ParadoxMDundefined

۳

۱۵:۴۹

۱۵ تیر
بازارسال شده از 🔻«پارادوکــس»🔻
thumbnail
آخرین دیدار...آخرین‌ روزی که آقا تو تهران هستنای عشق دل‌افروز، دل ما به تو گرم بود...
undefined@ParadoxMDundefined

۵

۱۲:۲۳

۱۹ تیر
تمام شد...به پایان رسید، خادم الرضا برای همیشهکنار امام رضا آرام گرفت undefinedخسته نباشی آقا جان...
undefined۱۳
undefined۵
undefined۲
undefined۱

۱۳۶

۰:۲۴