از متن تفاهم، کاپیتولاسیون، بدتر از قراردادهای قاجاری و یا تعبیر مستعمره آمریکا شدن دَر نمی آید. نسبت های ناروایی بود. کسی که میخواست جمهوری اسلامی را ساقط کند، حال مشغول پاسخ به افکار عمومی است که چرا باید پولهای مسدود شده ایران آزاد شود!!!![اگر بشود]
اما آنچه اهمیت نهایی دارد "نقد شدن" نسیه های آمریکایی است. تعجیل نکنید و نکنیم. دشمن بدعهد است. در شصت روز آینده و حرکت به سمت توافق[مسائل هسته ای خاصتا] و میزان پایبندی به تعهدات ملاک ارزیابی است. کماکان ضمانت اجرا قدرت نظامی ماست چون در تجربه قبلی امریکا با وجود ضمانت شورای امنیت یک جانبه از قرارداد خارج شد. دوره رصد و اجرا دقیق است. نه خوشبینی و تکفیر. سیاست واقع گرایی و نقد.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۱۱۷
۶:۳۹
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۴۳۳
۱۵:۰۲
پیام اخیر رهبری دربارۀ مسئله تفاهمنامۀ پس از جنگ، کلاس سیاسی جمهوری اسلامی را چند پله ارتقا داد؛ یا دست کم نشانهای از ارتقای کلاس سیاسی جمهوری اسلامی است. بهگمانم مهمترین پیامی که در این متن مُضمر است، برگرداندن مسئله و درام به درون جمهوری اسلامی است؛ این مسئله شهامت خاصی میخواهد که با قدرت فعلی جمهوری اسلامی ممکن شده است. صراحت کمسابقه آیتالله سیدمجتبی خامنهای در تعیین تکلیف ماجرا، ابداً به روحیه شخصی ایشان مربوط نیست؛ بلکه در امتداد سیاست اصولی رهبر شهید، به فضای تاریخی امروز انقلاب اسلامی برمیگردد که میتوان آن را «عصر صراحتهای انقلابی» نامید که در بیانیه گام دوم به چشم میخورد.
به بیان دیگر، با قدرتی که جمهوری اسلامی در جهت پایداری در برابر دشمن از خود نشان داده و با «فروپاشی انگارۀ فروپاشی»، حالا وقت آن رسیده تا درام و کشمکش سیاست داخلی، با نحوی عقلانیت و طمأنینه و به دور از کمحوصلگی از همه طرفها دنبال شود.
به بیان روشن، این پیام زبان نیروی آرمانخواه انقلابی را برای سخن گفتن از ایده مقاومت آرمانگرا و تبدیل این ایده به نیروی سیاسی مؤثر در داخل بازتر میکند و این نیرو را به عنوان نیروی پیشران جمهوری اسلامی، فعال نگه میدارد و تقویت میکند.
اما نکته این است که چنین پیامی، ضمناً نیروی پیشرانِ آرمانخواه را نیز مقید و متعهد به کنش ساختاری و عقلانی میکند. در واقع برگرداندن مسئولیت به دولت و شعام، فقط به معنای امکان نقد و مخالفت با نیروی رسمی و مستقر سیاست نیست، بلکه یادآوریِ واقعیت نهادی جمهوری اسلامی نیز هست؛ طیف آرمانخواهِ پیشران، باید به جای کنشهای منزه از ساختار نهادی جمهوری اسلامی، نیروی خود را معطوف به تصرف در این ساختار کند؛ و این هدف، مستلزم تغییراتی در شیوۀ نگرش و آرایش نیروی آرمانخواه نیز هست.
رهبر انقلاب در این پیام، صرفاً پیشوایی برای مطالبهگرانِ منزه از سیاست رسمی نیست؛ او رهبر «نظام انقلابی» است؛ نظامی که به قصد نزدیکتر کردن افق آرمانی انقلاب اسلامی و واقعیت نهادی جمهوری اسلامی، تأسیس شده و بقا یافته است.
از طرف دیگر، این پیام برای نیروهایی که نسبت به غرب نگاه خنثی یا خوشبین دارند، یک پیام واضح دارد: دوران رقابت با جمهوری اسلامی در درون جمهوری اسلامی گذشته است. دولتی که در حدود چارچوبها و اهداف راهبردی نظام قدرت گرفته، باید در همین حدود، مسئولیت ایدهها و اعمال خود را بپذیرد و نمیتواند با تکیه بر نظر غربگرایان با جمهوری اسلامی نزاع قدرت داشته باشد.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۲۱۹
۱:۲۲
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۶۱۱
۱:۲۶
۱. خوشبختانه آشکار شد که انقلابیهای اصیل، فهم صوابی از مسألۀ مذاکره با آمریکا داشتهاند و گامی جلوتر از رهبر انقلاب برنداشتهاند. درک نورانی رهبر سوم و درک فطری مردمان انقلابی، در مقام «مخالفت با تفاهم»، همسو بودند و انقلابیهای بااصالت، هرگز دچار خودسری و عنانگسیختگی نشده بودند. مردمان انقلابی، تحلیلگر حرفهای نیستند، اما به فهم شهودی و ایمانیِ خویش از انقلاب رجوع کردند و دریافتند که نباید گزینۀ مذاکره و تفاهم را برگزید. در مقابل، بسیاری از لیبرالها و عملگراها بر آنها تاختند و اتهامپراکنی کردند؛ همانها که مقدمات تحقّقِ گزینۀ مذاکره را فراهم ساختند و از مقاومت و جنگ تا تحقّق لحظۀ بازدارندگی عبور کردند. اینک، حقیقت آشکار شد و عقل مؤمنانۀ انقلابیهای خیابانی، کامیاب از معرکه به در آمد. صدالبته، جز این نیز انتظاری نیست؛ اگر اجتماعات مؤمنانۀ شبانه، حاصل «بعثت الهی مردم» است، پس فهم و برداشت اینان نیز ماهیت و جهت ملکوتی خواهد شد.
۲. و اما نیروهای سیاسی که در این مدت، «اجماع محفلی»شان را به «رهبر انقلاب» نسبت میدادند و به این واسطه، مخالفتها و نقدها را سرکوب میکردند، اینک باید دلهرۀ تحقّق تعهّدات خویش را دربارۀ تفاهم با شیطان بزرگ داشته باشند. رهبر انقلاب با کاربست تعبیرِ «علیالاصول»، نشان دادند که از اساس، نظر دیگری داشتهاند و این بنیان را برنمیتابند، اما در عین حال، استبداد را نیز روا نمیشمارند و مجال تجربه دادهاند. این تجربه، مانند گذشته، دیگر نباید خالی از «تعهّد» و «پاسخگویی» و «مسئولیت» باشد. رهبر شهید، با وجود آنکه تصریح کردند که به مذاکره، خوشبین نیستند، به حسن روحانی اجازه دادند که طرحش را به اجرا درآورد و حتی در برابر عبور از خطوط قرمز نیز، ادامۀ مسیر مذاکره را مسدود نکردند، اما در نهایت، روحانی و ظریف، هیچیک در برابر این خسارت محض، پاسخگو نبودند و قوۀ قضائیه، آنها را بازخواست نکرد. امروز، رهبر سوم از اعمال نظر خویش گذشته و زمام و عنان را به شورایعالی امنیت ملی و بهخصوص شخصِ رئیس دولت سپرده است، اما در برابر این میدان وسیع، «تحقّق تعهّدات» را طلبیدهاند و به مردم، امر به مراقبه و رصد کردهاند. همۀ اعضای شورایعالی امنیت ملی، به جز یک نفر، رأی مثبت به تفاهم دادهاند؛ پس از این لحظه، تکتک آنها باید «پاسخگو»ی آنچه که رخ خواهد داد باشند؛ بیش از همه، رئیس دولت و رئیس مجلس که پرچمدارِ گرایش به مذاکره و تفاهم بودهاند و هستند. این «تصمیم جمعی»، که متأسفانه مغایر با نظر «ولیفقیه» بوده است، هرگز قابلاغماض نیست و تمام تبعات و آثار آن، متوجه اعضای شورایعالی امنیت ملی است.
۳. اگر پیشبینیهای رهبر شهید دربارۀ ذات و جوهرۀ سیاست آمریکایی درست باشد - که بهقطع، اینچنین است - این تفاهم به جایی نخواهد رسید و دیر یا زود، آمریکا بهانهجویی خواهد کرد و آن را زیر پا خواهد نهاد. در این حال، آمریکا پس از استفادۀ حداکثری از فضای تنفسیِ اقتصادی - که اعضای شورایعالی امنیت ملی ایران در اختیار او قرار دادهاند - دوباره حمله خواهد کرد. در آن حال، آشکار میشود که هم آتشبس و هم مذاکره، غلط اندر غلط بودند و ما باید مقاومت و جنگ را بیوقفه، تا لحظۀ «بازدارندگی» و «انتقام» ادامه میدادیم و گرفتار وسوسۀ خدعهآمیز دشمن نمیشدیم. اگر این گمانۀ تلخ و مصیبتبار به واقعیت بپیوندد، مؤمنان مبعوث نباید گریبان شورایعالی امنیت ملی را رها کنند.
۴. امروز آشکار شد که: اولاً، ما تندرو و افراطی نیستیم و حساسیتهایمان دربارۀ مذاکره و تفاهم، تخیلی و موهوم نیست، و ثانیاً آنچه که رخ داده، «نظر ولیفقیه» نیست و ایشان «بهکلی» و «از اساس»، نظر دیگری داشتهاند که البته آن را تحمیل نکردهاند، بلکه اذن و اجازه دادهاند که نظر دیگران عملی شود. ما هم به روشنگری خویش دربارۀ لطمات و صدمات مسیر مذاکره و تفاهم ادامه میدهیم و میکوشیم گفتمان عمومی و اجماع اجتماعی ایجاد کنیم، و هم لحظهبهلحظه، به صحنه مینگریم و تحقّق وعدهها و تعهّدات را ارزیابی میکنیم. جامعه نباید چشم بر هم بنهد و غفلت کند، بلکه باید از یک «خسارت محض دیگر»، جلوگیری کند.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۲.۲K
۳:۰۳
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۴۸۷
۱۶:۵۴
"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۸۶
۶:۰۵
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹۴
۶:۰۵
از نرمش پدر تا صراحت پسر
محمد طلایی
صادقانه اینکه موضع صریح آقاسیدمجتبی (در عین ملاطفتی که نسبت به رئیس جمهور و سازوکار شعام ابراز کردند) برای بسیاری از ما غیرمنتظره بود، حتی بسیاری از آنهایی که ایشان را مخالف روند توافقها و پایانبندی فعلی سیاسی جنگ میدانستند تصورشان ابراز اینچنینی موضع نبود. کماکان تصور میکردیم مانند امام شهید درعین مخالفت اصولی، به مرزبندی با مسئولین تصریح نمیشود و با نرمش و انعطاف خاص امام شهید کار جلو خواهد رفت. اما رهبری باب همه چیز با ایشان هماهنگ است را بستند.
دراین باب نکاتی به ذهن می رسد:
۱. پس از چند دهه انذار و البته انعطاف امام شهید نسبت به مذاکره و حل سیاسی چالشها با آمریکا، واقعه بزرگ جنگ رمضان با شهادت ایشان و کودکان و حمله به زیرساختها و ... رخ داد. آمریکا به ما حمله کرد! همین کافیست برای افزایش صراحت در موضع رهبر جدید. ایشان در نقطهای درست، یک گام رو به جلو برداشتند تا عقبه گفتمانی خوشبینی به فرایند سیاسی رفع چالش با آمریکا تضعیف شود؛ شبهعقلانیتی که در دوستان انقلابی هم تا حدی بازتولید شده بود و متأسفانه در برخی متنهای پس از پیام هنوز هم ادامه دارد.
اگر همین صحنه به درستی تقریر شود موجب تصدیق مردم را فراهم خواهد کرد. کما اینکه بدنه فعال مردم اساسا همراه این منطق شده بودند و آقامجتبی هم در پیام اخیر، خود را در صف مردم تصویر کردند.
۲. با این پیام بار خیابان سنگینتر شد. هم اتمام حجت آمد و بگومگوها در مورد اصل نظر ایشان تمام شد، هم خیابان همردیف رهبری قرار گرفت تا از انقلاب در برابر مکر و هجوم دشمن حراست کند.اما حواسمان باشد از مطالبهای که ایشان طرح کردند جلو نزنیم. ایشان به عنوان نقطهای عملیاتی برای سنجش عیار طرح سیاسی آقایان، در کنار مردم منتظر تحقق شروط در توافقاند نه به هم زدن اصل مذاکره، استیضاح مسئولین و .... در حالیکه در تجربه برجام بهانههای مختلفی مانند برنامه موشکی و منطقهای کشور وجود داشت، متأسفانه آن خسارت محض مایه عبرت نشد. این بار ما با حمله آمریکا و محاصره دریایی مواجهیم. اینجا دیگر باید طرح سیاسی آقایان برای حل نزاع با آمریکا کار کند تا بتواند سایه تهدید را از سر کشور دور کند!
این نقطه با دقت توسط رهبری انتخاب شده، با عبور از آن با شعارهای تند، طرح آقامجتبی را خراب نکنیم.
۳. برخی با وقاحت بحث گردننگیری رهبری را طرح کردند، در حالیکه پروژه توافق اساسا بر گردننگیری آقایان بنا شده بود! همه چیز با رهبری هماهنگه از زمان برجام، برای انداختن تبعات مذاکره بر دوش رهبری بود و در این دوره هم با تمام وجود تکرار میشد!اما درگیری فعلی ایران و آمریکا دو بُعدی زاده شد: نظامی-مذاکرهای، به این معنا که طرح آمریکا اساسا از ابتدا ترکیبی بود و یک ضلع توافق در آن لحاظ شده بود، حتی اگر قرار بود براندازی رخ دهد! هدف ترامپ ایجاد زمین سوخته در ایران نبود. فشار حداکثری برای خضوع ساختار سیاسی ایران. آقایان در این طرح افتادند، هرچند به دلیل مقاومت نظامی و خائن نبودن آقایان، هدف ترامپ محقق نشد، ولی زمینه بازی آمریکا کماکان حفظ شد. پس همه شرایط لازم برای سنجش عیار توافق فراهم شد. چون هم ادعای مقاومت داشتند و هم ادعای عقلانیت مذاکره. دیگر دوگانه میدان-دیپلماسی اینجا کار نمیکند. طبیعیست در این وضعیت باید مسئولیت تصمیمات متوجه خود افراد باشد.
۴. بعضی دوستان به دام ایجاد دوگانه خمینی-خامنهای افتادند که خامنهای جوان احیاء مجدد خمینی است. این القای تفاوت مشرب و خلقیات بین امام شهید و امام راحل حتما کار اشتباهیست. با چه حجتی نرمافزار تحلیلی گفتمان انقلاب را بند موهومات و مفاهیم غیرمنطقی میکنیم؟ با چه حجتی منطق و مکتب امام را با دخیل کردن بیهوده خلقیات، لرزان و لغزان میکنیم؟ از این به بعد سر هر بزنگاهی باید دست و دلمان بلرزد که این تصمیم رهبری از سر فلان روحیات بوده یا بهمان خلقیات؟ تصمیمات رهبری یک منطقی دارد، همان کفایت میکند تا جامعه با آن ارتباط بگیرد، حلاجی کند و نسبت خود را با انقلاب تعیین کند. خصوصا در موقف فعلی که تجربه، خیابان و گفتمان همگی در خدمت تبیین منطق تصمیم ایشان هستند.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
️ @mesle_Beheshti
صادقانه اینکه موضع صریح آقاسیدمجتبی (در عین ملاطفتی که نسبت به رئیس جمهور و سازوکار شعام ابراز کردند) برای بسیاری از ما غیرمنتظره بود، حتی بسیاری از آنهایی که ایشان را مخالف روند توافقها و پایانبندی فعلی سیاسی جنگ میدانستند تصورشان ابراز اینچنینی موضع نبود. کماکان تصور میکردیم مانند امام شهید درعین مخالفت اصولی، به مرزبندی با مسئولین تصریح نمیشود و با نرمش و انعطاف خاص امام شهید کار جلو خواهد رفت. اما رهبری باب همه چیز با ایشان هماهنگ است را بستند.
دراین باب نکاتی به ذهن می رسد:
۱. پس از چند دهه انذار و البته انعطاف امام شهید نسبت به مذاکره و حل سیاسی چالشها با آمریکا، واقعه بزرگ جنگ رمضان با شهادت ایشان و کودکان و حمله به زیرساختها و ... رخ داد. آمریکا به ما حمله کرد! همین کافیست برای افزایش صراحت در موضع رهبر جدید. ایشان در نقطهای درست، یک گام رو به جلو برداشتند تا عقبه گفتمانی خوشبینی به فرایند سیاسی رفع چالش با آمریکا تضعیف شود؛ شبهعقلانیتی که در دوستان انقلابی هم تا حدی بازتولید شده بود و متأسفانه در برخی متنهای پس از پیام هنوز هم ادامه دارد.
اگر همین صحنه به درستی تقریر شود موجب تصدیق مردم را فراهم خواهد کرد. کما اینکه بدنه فعال مردم اساسا همراه این منطق شده بودند و آقامجتبی هم در پیام اخیر، خود را در صف مردم تصویر کردند.
۲. با این پیام بار خیابان سنگینتر شد. هم اتمام حجت آمد و بگومگوها در مورد اصل نظر ایشان تمام شد، هم خیابان همردیف رهبری قرار گرفت تا از انقلاب در برابر مکر و هجوم دشمن حراست کند.اما حواسمان باشد از مطالبهای که ایشان طرح کردند جلو نزنیم. ایشان به عنوان نقطهای عملیاتی برای سنجش عیار طرح سیاسی آقایان، در کنار مردم منتظر تحقق شروط در توافقاند نه به هم زدن اصل مذاکره، استیضاح مسئولین و .... در حالیکه در تجربه برجام بهانههای مختلفی مانند برنامه موشکی و منطقهای کشور وجود داشت، متأسفانه آن خسارت محض مایه عبرت نشد. این بار ما با حمله آمریکا و محاصره دریایی مواجهیم. اینجا دیگر باید طرح سیاسی آقایان برای حل نزاع با آمریکا کار کند تا بتواند سایه تهدید را از سر کشور دور کند!
این نقطه با دقت توسط رهبری انتخاب شده، با عبور از آن با شعارهای تند، طرح آقامجتبی را خراب نکنیم.
۳. برخی با وقاحت بحث گردننگیری رهبری را طرح کردند، در حالیکه پروژه توافق اساسا بر گردننگیری آقایان بنا شده بود! همه چیز با رهبری هماهنگه از زمان برجام، برای انداختن تبعات مذاکره بر دوش رهبری بود و در این دوره هم با تمام وجود تکرار میشد!اما درگیری فعلی ایران و آمریکا دو بُعدی زاده شد: نظامی-مذاکرهای، به این معنا که طرح آمریکا اساسا از ابتدا ترکیبی بود و یک ضلع توافق در آن لحاظ شده بود، حتی اگر قرار بود براندازی رخ دهد! هدف ترامپ ایجاد زمین سوخته در ایران نبود. فشار حداکثری برای خضوع ساختار سیاسی ایران. آقایان در این طرح افتادند، هرچند به دلیل مقاومت نظامی و خائن نبودن آقایان، هدف ترامپ محقق نشد، ولی زمینه بازی آمریکا کماکان حفظ شد. پس همه شرایط لازم برای سنجش عیار توافق فراهم شد. چون هم ادعای مقاومت داشتند و هم ادعای عقلانیت مذاکره. دیگر دوگانه میدان-دیپلماسی اینجا کار نمیکند. طبیعیست در این وضعیت باید مسئولیت تصمیمات متوجه خود افراد باشد.
۴. بعضی دوستان به دام ایجاد دوگانه خمینی-خامنهای افتادند که خامنهای جوان احیاء مجدد خمینی است. این القای تفاوت مشرب و خلقیات بین امام شهید و امام راحل حتما کار اشتباهیست. با چه حجتی نرمافزار تحلیلی گفتمان انقلاب را بند موهومات و مفاهیم غیرمنطقی میکنیم؟ با چه حجتی منطق و مکتب امام را با دخیل کردن بیهوده خلقیات، لرزان و لغزان میکنیم؟ از این به بعد سر هر بزنگاهی باید دست و دلمان بلرزد که این تصمیم رهبری از سر فلان روحیات بوده یا بهمان خلقیات؟ تصمیمات رهبری یک منطقی دارد، همان کفایت میکند تا جامعه با آن ارتباط بگیرد، حلاجی کند و نسبت خود را با انقلاب تعیین کند. خصوصا در موقف فعلی که تجربه، خیابان و گفتمان همگی در خدمت تبیین منطق تصمیم ایشان هستند.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکسکننده بهترین تحلیلها؛ عضو شوید
۹۱
۱۷:۰۶
۸۸
۱۹:۵۴