لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مثلِ بهشتی l نسل جدید انقلابم
۱ هزار عضو

مثلِ بهشتی l نسل جدید انقلاب

به جای کفایت به بهشتی‎خوانی، بکوشیم بهشتیِ زمانه‎مان شویم!
معرفی کانال: https://ble.ir/mesle_beheshti/3607273418994690926/1734464615116
ارتباط با ما:@mohammadmahditehrani
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۸ خرداد
undefinedاز این کاپیتولاسیون در نمی‌آید
undefined#علیرضا_زادبر
از متن تفاهم، کاپیتولاسیون، بدتر از قراردادهای قاجاری و یا تعبیر مستعمره آمریکا شدن دَر نمی آید. نسبت های ناروایی بود. کسی که میخواست جمهوری اسلامی را ساقط کند، حال مشغول پاسخ به افکار عمومی است که چرا باید پول‌های مسدود شده ایران آزاد شود!!!![اگر بشود]
اما آنچه اهمیت نهایی دارد "نقد شدن" نسیه های آمریکایی است. تعجیل نکنید و نکنیم. دشمن بدعهد است. در شصت روز آینده و حرکت به سمت توافق[مسائل هسته ای خاصتا] و میزان پایبندی به تعهدات ملاک ارزیابی است. کماکان ضمانت اجرا قدرت نظامی ماست چون در تجربه قبلی امریکا با وجود ضمانت شورای امنیت یک جانبه از قرارداد خارج شد. دوره رصد و اجرا دقیق است. نه خوشبینی و تکفیر. سیاست واقع گرایی و نقد.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined️ @mesle_Beheshti‌
undefined۲

۱۱۷

۶:۳۹

undefined️نگاهی کلی به تفاهم اولیه ایران_آمریکا
undefined #علیرضا_فقیهی_راد
undefined تفاهم اولیه نه کاپیتولاسیون است نه برجام۲ و البته بدون اشکال هم نیست و نقدهای جدی به آن وارد است که در ادامه مسیر برای رسیدن به تفاهم نهایی هم اشکالات باید رفع شود و هم مانع از گسترش مشکلات به عمق توافق شد.
undefinedدشمن در متن تفاهم به هیچکدام از اهداف اعلامی خود در ابتدای جنگ از تغییر رژیم، نابودی کامل توان هسته ای ایران، غنی سازی صفر، نابودی توان موشکی و... دست پیدا نکرده است.(نتیجه ایده مقاومت است نه مذاکره)
undefinedکلیت متن تفاهم درچارچوب شروط رهبری است، اما در موارد متعددی تقلیل داده شده یا نقض شده یا ابهام های جدی دارد.
undefinedمتن توافق به شدت تفسیربردار و کلی گویی شده است. تا حدی این مساله قابل پذیرش است چون تفاهم اولیه است، اما دقت در جزئیات حقوقی آنچنان که باید نشده و در ادامه می تواند محل زیاده خواهی ها و عهدشکنی های طرف آمریکایی قرار گیرد.
undefinedاز تجربه برجام در بعضی بندهای تفاهم درس گرفته شده است، در بعضی موارد متاسفانه ادامه همان مسیر است.(بخصوص پیرامون لغو تحریم ها و رفع انسداد اموال)
undefinedمتن توافق به گونه ای است که ایران می تواند اعلام پیروزی کند و آمریکا در عمل می تواند مانع از بهره مندی ایران از امتیازات گردد و ماجرای برجام را تکرار کند لذا شیوه ادامه مذاکرات به شدت مهم است.
undefinedاما مهمتر از همه موارد مراقبت از جریانی است که در پی تفاهم مذکور به دنبال استفاده از شرایط موجود برای استحاله ایران اسلامی در نظم المللی و عادی سازی رابطه با آمریکا است.
undefined نه مردم را تخدیر کنیم و برطبل پیروزی بزنیم و اجازه نقد و بررسی کارشناسی و مراقبت بر ادامه مسیر را ندهیم و نه ایجاد تخریب و یاس و ناامیدی کنیم. نبرد ادامه دارد به خواب نرویم،هیچ ضمانت اجرایی حقیقی جز اتکا به قدرت وجود ندارد. پرونده انتقام امام شهیدمان نیز باید جداگانه تا تحقق عملی پیگیری شود.راجع جزییات بندهای تفاهم خواهم نوشت.شیطان در جزییات است...
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined️ @mesle_Beheshti‌

۴۳۳

۱۵:۰۲

۲۹ خرداد
undefined نشانه‌ای دیگر از قوام «نظام انقلابی»undefined پیامِ «پیام رهبر انقلاب» برای سیاست در جمهوری اسلامی
undefined سید علی سیدان
پیام اخیر رهبری دربارۀ مسئله تفاهم‌نامۀ پس از جنگ، کلاس سیاسی جمهوری اسلامی را چند پله ارتقا داد؛ یا دست کم نشانه‌ای از ارتقای کلاس سیاسی جمهوری اسلامی است. به‌گمانم مهم‌ترین پیامی که در این متن مُضمر است، برگرداندن مسئله و درام به درون جمهوری اسلامی است؛ این مسئله شهامت خاصی می‌خواهد که با قدرت فعلی جمهوری اسلامی ممکن شده است. صراحت کم‌سابقه آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در تعیین تکلیف ماجرا، ابداً به روحیه شخصی ایشان مربوط نیست؛ بلکه در امتداد سیاست اصولی رهبر شهید، به فضای تاریخی امروز انقلاب اسلامی برمی‌گردد که می‌توان آن را «عصر صراحت‌های انقلابی» نامید که در بیانیه گام دوم به چشم می‌خورد.
به بیان دیگر، با قدرتی که جمهوری اسلامی در جهت پایداری در برابر دشمن از خود نشان داده و با «فروپاشی انگارۀ فروپاشی»، حالا وقت آن رسیده تا درام و کشمکش سیاست داخلی، با نحوی عقلانیت و طمأنینه و به دور از کم‌حوصلگی از همه طرف‌ها دنبال شود.
به بیان روشن، این پیام زبان نیروی آرمان‌خواه انقلابی را برای سخن گفتن از ایده مقاومت آرمانگرا و تبدیل این ایده به نیروی سیاسی مؤثر در داخل بازتر می‌کند و این نیرو را به عنوان نیروی پیشران جمهوری اسلامی، فعال نگه می‌دارد و تقویت می‌کند.
اما نکته این است که چنین پیامی، ضمناً نیروی پیشرانِ آرمان‌خواه را نیز مقید و متعهد به کنش ساختاری و عقلانی می‌کند. در واقع برگرداندن مسئولیت به دولت و شعام، فقط به معنای امکان نقد و مخالفت با نیروی رسمی و مستقر سیاست نیست، بلکه یادآوریِ واقعیت نهادی جمهوری اسلامی نیز هست؛ طیف آرمان‌خواهِ پیشران، باید به جای کنش‌های منزه از ساختار نهادی جمهوری اسلامی، نیروی خود را معطوف به تصرف در این ساختار کند؛ و این هدف، مستلزم تغییراتی در شیوۀ نگرش و آرایش نیروی آرمان‌خواه نیز هست.
رهبر انقلاب در این پیام، صرفاً پیشوایی برای مطالبه‌گرانِ منزه از سیاست رسمی نیست؛ او رهبر «نظام انقلابی» است؛ نظامی که به قصد نزدیک‌تر کردن افق آرمانی انقلاب اسلامی و واقعیت نهادی جمهوری اسلامی، تأسیس شده و بقا یافته است.
از طرف دیگر، این پیام برای نیروهایی که نسبت به غرب نگاه خنثی یا خوش‌بین دارند، یک پیام واضح دارد: دوران رقابت با جمهوری اسلامی در درون جمهوری اسلامی گذشته است. دولتی که در حدود چارچوب‌ها و اهداف راهبردی نظام قدرت گرفته، باید در همین حدود، مسئولیت ایده‌ها و اعمال خود را بپذیرد و نمی‌تواند با تکیه بر نظر غرب‌گرایان با جمهوری اسلامی نزاع قدرت داشته باشد.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined️ @mesle_Beheshti‌

۲۱۹

۱:۲۲

undefinedچرا رهبر انقلاب تفاوت نظر خود را علنی ساختند؟
undefinedمهدی افراز
undefinedرهبر انقلاب در پیام اخیر، برخلاف رویه مورد انتظار، تفاوت انتخاب خود با مسیری که شورای عالی امنیت ملّی در موضوع تفاهم نامه هسته ای با امریکا دنبال می کند را علنی ساختند. این عمومی سازی می توانست به احتمال القای حاکمیت دوگانه، ضربه وارد شدن به روایت فتح از جنگ، خدشه وارد شدن به وحدت جامعه و یا تضعیف تیم مذاکره کننده هسته ای در برابر دشمن، صورت نپذیرد، امّا با وجود این ملاحظات، به دلیل وجود مصالحی این اختلاف در دیدگاه، علناً به اطلاع دوست و دشمن رسید.
undefinedمصلحت اول؛ حراست از چارچوب هویتی انقلاب و القای این حقیقت که مسیرِ پیش گرفته شده به صورت اصولی برخلاف مبانی ما همچون استقلال از نظام سلطه است و پذیرش آن به جهت تعهّد رئیس جمهور از باب اضطرار بوده و لذا از این طریق مانع بروز اختلال در نظام ارزشی جامعه شوند. اگر آن گونه که برخی دائماً القا می نمودند که همه چارچوب ها و جزئیات مذاکرات با مشارکت رهبری پیش رفته است، این پرسش مطرح می گشت که تنها با گذشت چندماه از سخنرانی ها و انذارهای صریح امام شهید مبنی بر ممنوعیت، بی ثمربودن و غیرشرافتمندانه بودن مذاکره با امریکا در موضوع هسته ای، چگونه است که انحراف در راهبردهای حیاتی ما رخ داده و مجوزهایی برای باج دهی به امریکا صادر شده است؟! چرا این امتیاز دهی در همان دوران پیش از جنگ ۱۲ روزه صورت نگرفت تا جلوی دو جنگ تحمیلی علیه کشور گرفته شود؟! آیا پایان بخشی به جنگ آن چنان ضرورتی یافته است که استقلال و عزت کشور دست خوش کاستی هایی شود؟! اگر حل و فصل مسائل با استکبار این چنین ساده و سریع امکان پذیر بوده، چرا در طول سالیان متمادی آن را به کلافی سردرگم و ناگشودنی تبدیل کرده بودیم؟ً! و ده ها پرسش دیگر که همگی یکی از اصول اساسی ما، یعنی "عقلانیت مقاومت در برابر استکبار جهانی" را دچار چالش و اختلال اجتماعی می کرد.
undefinedمصلحت دوم؛ بستن باب عبور از خطوط قرمز با توجیه هماهنگ بودنِ روند مذاکرات با رهبر انقلاب و در نتیجه تغییرناپذیر شدنِ حدود. وقتی رهبری تصریح می نمایند که " از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود." بدین معناست که دیگر هیچگونه عقب نشینی از خطوط درکار نخواهد بود و ایشان همچون سایر مردم صرفاً در نقطه نظاره گری قرار گرفته اند و مداخله ای در رفت و برگشت های متنی نخواهند داشت.
undefinedمصلحت سوم؛ جلوگیری از سرخوردگی مردم و ایجاد یأس اجتماعی در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات. امروز بزرگترین سرمایه کشور، ملّت مبعوثی است که در صحنه مقابله با استکبار و خونخواهی امام شهید خود را یافته است. این جامعه وقتی ببیند که تمام این دارایی در سبد مذاکره قرار گرفته، به تدریج از دورخیزها و افق های بلندی که به واسطه این جنگ برای خود ترسیم کرده بود، عقب می نشیند. حال اگر خیابان بداند که مسیر پیش گرفته شده با تمام ظرفیت حاکمیت طی نشده و نقطه اتکایی قدرتمند همچون رأس نظام، مسیر دیگری را در آستین دارد، عمده سرمایه و ایمان خود را به این موقعیت برگشت پذیر پیوند خواهد زد و دچار افول و اُفت انگیزه نخواهد شد.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined️ @mesle_Beheshti‌
undefined۸

۶۱۱

۱:۲۶

undefinedتفاوتِ علی‌الاصولی:گذر از نظر ولایی به نظر شورایی
undefinedمهدی جمشیدی
۱. خوشبختانه آشکار شد که انقلابی‌های اصیل، فهم صوابی از مسألۀ مذاکره با آمریکا داشته‌اند و گامی جلوتر از رهبر انقلاب برنداشته‌اند. درک نورانی رهبر سوم و درک فطری مردمان انقلابی، در مقام «مخالفت با تفاهم»، همسو بودند و انقلابی‌های بااصالت، هرگز دچار خودسری و عنان‌گسیختگی نشده بودند. مردمان انقلابی، تحلیل‌گر حرفه‌ای نیستند، اما به فهم شهودی و ایمانیِ خویش از انقلاب رجوع کردند و دریافتند که نباید گزینۀ مذاکره و تفاهم را برگزید. در مقابل، بسیاری از لیبرال‌ها و عمل‌گراها بر آنها تاختند و اتهام‌پراکنی کردند؛ همان‌ها که مقدمات تحقّقِ گزینۀ مذاکره را فراهم ساختند و از مقاومت و جنگ تا تحقّق لحظۀ بازدارندگی عبور کردند. اینک، حقیقت آشکار شد و عقل مؤمنانۀ انقلابی‌های خیابانی، کامیاب از معرکه به در آمد. صدالبته، جز این نیز انتظاری نیست؛ اگر اجتماعات مؤمنانۀ شبانه، حاصل «بعثت الهی مردم» است، پس فهم و برداشت اینان نیز ماهیت و جهت ملکوتی خواهد شد.
۲. و اما نیروهای سیاسی که در این مدت، «اجماع محفلی»شان را به «رهبر انقلاب» نسبت می‌دادند و به این واسطه، مخالفت‌ها و نقدها را سرکوب می‌کردند، اینک باید دلهرۀ تحقّق تعهّدات خویش را دربارۀ تفاهم با شیطان بزرگ داشته باشند. رهبر انقلاب با کاربست تعبیرِ «علی‌الاصول»، نشان دادند که از اساس، نظر دیگری داشته‌اند و این بنیان را برنمی‌تابند، اما در عین حال، استبداد را نیز روا نمی‌شمارند و مجال تجربه داده‌اند. این تجربه، مانند گذشته، دیگر نباید خالی از «تعهّد» و «پاسخگویی» و «مسئولیت» باشد.‌ رهبر شهید، با وجود آنکه تصریح کردند که به مذاکره، خوشبین نیستند، به حسن روحانی اجازه دادند که طرحش را به اجرا درآورد و حتی در برابر عبور از خطوط قرمز نیز، ادامۀ مسیر مذاکره را مسدود نکردند، اما در نهایت، روحانی و ظریف، هیچ‌یک در برابر این خسارت محض، پاسخگو نبودند و قوۀ قضائیه، آنها را بازخواست نکرد. امروز، رهبر سوم از اعمال نظر خویش گذشته و زمام و عنان را به شورای‌‌عالی امنیت ملی و به‌خصوص شخصِ رئیس دولت سپرده است، اما در برابر این میدان وسیع، «تحقّق تعهّدات» را طلبیده‌‌اند و به مردم، امر به مراقبه و رصد کرده‌اند. همۀ اعضای شورای‌عالی امنیت ملی، به جز یک نفر، رأی مثبت به تفاهم داده‌اند؛ پس از این لحظه، تک‌تک آنها باید «پاسخگو»ی آنچه که رخ خواهد داد باشند؛ بیش از همه، رئیس دولت و رئیس مجلس که پرچم‌دارِ گرایش به مذاکره و تفاهم بوده‌اند و هستند. این «تصمیم جمعی»، که متأسفانه مغایر با نظر «ولی‌فقیه» بوده‌ است، هرگز قابل‌اغماض نیست و تمام تبعات و آثار آن، متوجه اعضای شورای‌عالی امنیت ملی است.
۳. اگر پیش‌بینی‌های رهبر شهید دربارۀ ذات و جوهرۀ سیاست آمریکایی درست باشد - که به‌قطع، این‌چنین است - این تفاهم به جایی نخواهد رسید و دیر یا زود، آمریکا بهانه‌جویی خواهد کرد و آن را زیر پا خواهد نهاد. در این حال، آمریکا پس از استفادۀ حداکثری از فضای تنفسیِ اقتصادی - که اعضای شورای‌عالی امنیت ملی ایران در اختیار او قرار داده‌اند - دوباره حمله خواهد کرد. در آن حال، آشکار می‌شود که هم آتش‌بس و هم مذاکره، غلط اندر غلط بودند و ما باید مقاومت و جنگ را بی‌وقفه، تا لحظۀ «بازدارندگی» و «انتقام» ادامه می‌دادیم و گرفتار وسوسۀ خدعه‌آمیز دشمن نمی‌شدیم. اگر این گمانۀ تلخ و مصیبت‌بار به واقعیت بپیوندد، مؤمنان مبعوث نباید گریبان شورای‌عالی امنیت ملی را رها کنند.
۴. امروز آشکار شد که: اولاً، ما تندرو و افراطی نیستیم و حساسیت‌های‌مان دربارۀ مذاکره و تفاهم، تخیلی و موهوم نیست، و ثانیاً آنچه که رخ داده، «نظر ولی‌فقیه» نیست و ایشان «به‌کلی» و «از اساس»، نظر دیگری داشته‌اند که البته آن را تحمیل نکرده‌اند، بلکه اذن و اجازه داده‌اند که نظر دیگران عملی شود. ما هم به روشنگری خویش دربارۀ لطمات و صدمات مسیر مذاکره و تفاهم ادامه می‌دهیم و می‌کوشیم گفتمان عمومی و اجماع اجتماعی ایجاد کنیم، و هم لحظه‌به‌لحظه، به صحنه می‌نگریم و تحقّق وعده‌ها و تعهّدات را ارزیابی می‌کنیم.‌ جامعه نباید چشم بر هم بنهد و غفلت کند، بلکه باید از یک «خسارت محض دیگر»، جلوگیری کند.#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined️ @mesle_Beheshti‌
undefined۲۰
undefined۳

۲.۲K

۳:۰۳

undefined️کارکرد بین المللی پیام رهبری
undefined #علیرضا_فقیهی_راد
undefinedپیام مهم رهبر انقلاب علاوه بر همه کارکردهایش در سیاست داخلی، پیام مهمی به طرف آمریکایی-اسرائیلی داشت، پیام اقتدار و تاکید بر مسیر مقاومت. آنچنان که پلنB آمریکایی ها برای ایران «گذار نرم از جمهوری اسلامی به یک جمهوری اسلامی سکولار» است. آنها با کارسازی بعضی جریانات غرب گرای داخلی به دنبال مقدمه سازی تفاهم کذایی برای عادی سازی رابطه با آمریکا و نهایتا استحاله جمهوری اسلامی در نظام بین المللی هستند.
undefinedدر همین راستا اظهارات مکرر ترامپ و ونس مبنی بر به اصطلاح خودشان «نرمال شدن» رفتار ایران، تغییر رژیم در ایران، میانه رو شدن ساختار تصمیم گیری در کشور همگی موید تلاش برای به سرانجام رساندن پروژه مذکور پس از حذف امام شهید و رئوس ایدئولوژیک و فرماندهان می باشد.
undefinedپیام قاطع رهبری این سیگنال را به دشمن مخابره کرد که اتفاقا در دوره جدید باید شاهد ایرانی انقلابی تر باشند و ایران سرسوزنی از ایده مقاومت عقب نشینی نخواهد کرد و همین تفاهم هم اساسا محوریت و موضوعیت ندارد.از سویی ضرورت مراقبت از سلامت رهبرانقلاب جدی تر از گذشته باید در دستور کار باشد.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined️ @mesle_Beheshti‌
undefined۴

۴۸۷

۱۶:۵۴

۳۰ خرداد
undefinedفتح یا فریب؟/۱از۲
undefined<img style=" />undefinedدکتر حسین کچویان
undefinedهمه کسانی که این روزها تفاهم‌نامه و خروجی نبردهای یک‌ساله اخیر را با عنوان «روایت فتح» تفسیر می‌کنند، باید به یک احتمال جدی و نگران‌کننده نیز بیندیشند: آیا ممکن نیست این مذاکرات، نه صرفاً پایان یک بحران، بلکه مبنایی برای آغاز نوعی رابطه جدید با آمریکا باشد؟ رابطه‌ای که نشانه‌های اولیه آن در دیدار ونس با قالیباف و دست‌دادن آنان ظاهر شد و اکنون برخی مفاد تفاهم‌نامه، می‌تواند به‌مثابه زیرساخت و کلید ورود به همان مسیر عمل کند.
undefinedدر چنین صورتی، جنجال‌های رسانه‌ای درباره «پیروزی ایران»، «عقب‌نشینی دشمن» یا حتی «مخالفت نتانیاهو» را نباید ساده‌دلانه و بی‌تحلیل پذیرفت. چه‌بسا بخشی از این صحنه‌آرایی‌ها برای گمراه‌کردن مردم از درک واقعیت اصلی باشد؛ واقعیتی که در آن، نه فقط یک توافق محدود، بلکه چرخشی بنیادین در نسبت ایران و آمریکا در حال شکل‌گیری است.
undefinedآیا هرگز به آخرین مقاله ظریف در فارن‌افرز اندیشیده شده است؟ مقاله‌ای که در فضای آن روزها، از بیرون، عجیب، بی‌موقع و حتی مضحک به نظر می‌رسید؛ آن هم از سوی کسی که در افکار عمومی زیر فشار بود و تا حد زیادی طرد شده تلقی می‌شد. آیا معقول است در بحبوحه جنگ، کسی با آن میزان حساسیت عمومی، ناگهان مقاله‌ای بنویسد که آشکارا یا ضمنی آینده روابط ایران و آمریکا را ترسیم کند؟ آیا این کار صرفاً خطای محاسباتی بود، یا پیامی رمزگشایی‌شده برای نیروهای داخلی دوستدار غرب و طرف‌های آمریکایی آنان؟
undefinedضرب‌المثل «موش به سوراخ نمی‌رفت، جارو هم به دمش می‌بست» در ظاهر، کاملاً بر آن اقدام قابل تطبیق بود. اما آیا واقعاً می‌توان پذیرفت که ظریف تا این اندازه بی‌محاسبه عمل کرده باشد؟ یا باید آن مقاله را نوعی علامت‌دهی دانست؛ علامت‌دهی به اینکه مسیر، مستقل از جار و جنجال‌های ظاهری، به سمت گشودن باب رابطه با آمریکا در حرکت است؟ گویی پیام اصلی این بود که: آنچه در ظاهر به‌عنوان نبرد، مقاومت، تنش و درگیری دیده می‌شود، در باطن می‌تواند به کلید روابط ایران و آمریکا تبدیل شود؛ کلیدی که یک‌بار مک‌فارلین آن را به تهران آورد و رد شد، اما این‌بار در صورتی بسیار زیباتر، مقدس‌تر و قابل‌قبول‌تر ظاهر شده است: نبردی جهادی و مقدس که در نهایت، خود به دروازه رابطه تبدیل می‌شود.
undefinedبر اساس این نگاه، باید با وضعیت موجود متفاوت برخورد کرد. نباید خطا کرد و پنداشت که ایران الزاماً در حال حرکت به سوی یک نبرد بزرگ تمدنی برای اخراج نهایی آمریکا از منطقه است. چه‌بسا در سطحی دیگر، مسیر درست از نگاه برخی تصمیم‌گیران، نه اخراج آمریکا، بلکه تنظیم رابطه با آمریکا و ادغام تدریجی در تمدن نوین غرب تعریف شده باشد؛ مسیری که در ظاهر با ادبیات مقاومت و پیروزی پوشانده می‌شود، اما در باطن به سمت عادی‌سازی، سازش و بازتعریف جایگاه ایران در نظم غربی حرکت می‌کند.
undefinedالبته باید توجه داشت که این داوری، ناظر به تمامیت حاکمیت و همه ارکان نظام نیست؛ بلکه متوجه اراده، تمنّا و جهت‌گیری جریان لیبرالِ درون ساختار سیاسی و شبکه‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌پرداز پیرامون آن است؛ جریانی که سال‌هاست حل مسئله ایران را نه در تعمیق استقلال، نه در اخراج آمریکا از منطقه، و نه در امتداد خط انقلاب اسلامی، بلکه در گشودن باب رابطه با آمریکا، عادی‌سازی نسبت با غرب و ادغام تدریجی در نظم جهانیِ تحت سیطره غرب جست‌وجو می‌کند. بنابراین سخن بر سر خواست پنهان یا آشکار این جریان است، نه نسبت‌دادن چنین اراده‌ای به اصل نظام، رهبری یا همه نیروهای درون حاکمیت.
undefinedیادمان نرود که راهبرد غرب، سال‌ها بر «زدن سر مار» و سپس قطع سرپنجه‌ها و بازوان آن استوار بود. مانع اصلی رابطه ایران و آمریکا نیز، به تصریح مکرر رهبر شهید، همان خط رهبری بود؛ همان خطی که بارها تأکید کرده بود تا زنده است و نفس می‌کشد، نخواهد گذاشت آمریکا به ایران بازگردد. بنابراین اگر کسی بخواهد از منظر راهبردی به حوادث اخیر نگاه کند، نمی‌تواند حذف این مانع اصلی و نیز حذف گسترده نیروهای مؤثر، وفادار و کارآمد جمهوری اسلامی را از این پازل جدا ببیند.ادامه دارد...
"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined️ @mesle_Beheshti‌

۸۶

۶:۰۵

undefinedفتح یا فریب؟/۲از۲
undefined<img style=" />undefinedدکتر حسین کچویان
undefinedدر اجرای این راهبرد که دهه‌ها برای آن تلاش شده بود، در مرحله پایانی، تنها مانع اصلی رابطه هدف قرار نگرفت، بلکه شمار زیادی از بهترین مردان جمهوری نیز حذف شدند؛ کسانی که هر یک در جایگاه خود، بخشی از ظرفیت مقاومت، تصمیم، میدان و آینده انقلاب بودند. این روند البته از همان زمان حذف حاج قاسم آغاز شده بود؛ آنجا که در عراق، لبنان، سوریه، یمن و حتی در داخل ایران، به‌صورت پی‌درپی و گاه بی‌سروصدا، بسیاری از نیروهای کارآمد، مؤمن، وفادار و دارای اثر راهبردی از میدان خارج شدند.
undefined با بسیاری از این حذف‌ها چنان برخورد شد که گویی اتفاق مهمی رخ نداده است. البته برای خالی نبودن عریضه و جلوگیری از حساسیت افکار عمومی، در یکی دو مورد پاسخ‌هایی داده شد؛ اما اهل دقت گرفتار این بازی نمی‌شوند، زیرا مجموع شهدای این ترورهای پی‌درپی در منطقه و ایران، خود به اندازه یک پاک‌سازی راهبردی و سازمان‌یافته اهمیت دارد.
undefinedمحصولی که ترامپ از این کشت خونین چید، همان چیزی بود که خود از آن سخن گفت: به صحنه آمدن «نسل سوم رهبران»؛ نسلی که به تعبیر او با قبلی‌ها متفاوت‌اند و او مایل است با آنان دیدار، گفت‌وگو و طبیعتاً معامله کند. همین تعبیر، اگر در کنار حذف‌های پی‌درپی، فشارهای میدانی، تغییر آرایش تصمیم‌گیری، و سپس تفاهم‌نامه احتمالی قرار گیرد، تصویری بسیار خطرناک و هشداردهنده می‌سازد.
undefinedاز این منظر، همه چیز برای گذر از انقلاب اسلامی و ادغام نهایی آن در نظم سلطه، از پیش آماده و طراحی شده به نظر می‌رسد. مانع اصلی حذف شده، نیروهای وفادار و مؤثر تضعیف یا کنار زده شده‌اند، افکار عمومی با روایت پیروزی و فتح سرگرم شده، مخالفان داخلی با برچسب‌های مختلف ساکت می‌شوند، و اکنون تنها مرحله پایانی باقی مانده است: امضای تفاهم‌نامه‌ای که در ظاهر محصول مقاومت و نبرد است، اما در باطن می‌تواند کلید عبور از همان مقاومتی باشد که به نام آن توجیه می‌شود.
undefinedپس باید آماده باشیم که اگر این مسیر افشا و متوقف نشود، روزی همه با هم، آگاهانه یا ناآگاهانه، بر پایان انقلاب شهادت دهیم؛ انقلابی که قرار بود در برابر نظام سلطه بایستد، اما با پوشش مقاومت، در همان نظام سلطه ادغام شود. آن روز، دیگر فریاد حقیقی نه «روایت فتح»، بلکه اعلان پایان یک عهد تاریخی خواهد بود: پایان انقلابی که آخرین مانع سروری غرب بر زمین دانسته می‌شد.
undefinedالبته باید صریح و روشن گفت که این تحلیل، به معنای عدول رهبری جدید از مسیر رهبری شهید نیست. رهبری جدید نیز در همان مسیر کلان عزت، استقلال، مقاومت، بی‌اعتمادی به آمریکا و پاسداری از حقیقت انقلاب اسلامی قرار دارد. خطر دقیقاً در همین‌جاست که ممکن است رهبری در یک مسیر باشد، اما برخی ساختارها، نهادها، افراد و شبکه‌های تصمیم‌ساز درون نظام، مسیر دیگری را طی کنند؛ مسیری که با مصلحت‌سنجی‌های مبهم، گزارش‌های ناقص، تصمیم‌سازی‌های پنهان، فشارهای موقعیتی و نسبت‌دادن نتایج مبهم به رهبری، عملاً فاصله‌ای خطرناک میان خط رهبری و روند واقعی اداره کشور ایجاد کند.
undefinedاین فاصله اگر دیده نشود، اگر نام‌گذاری نشود و اگر در برابر آن پرسش و مقاومت شکل نگیرد، خطرناک‌تر از دشمن آشکار است. زیرا دشمن بیرونی با پرچم خود می‌آید، اما انحراف درونی گاه با نام انقلاب، با ادبیات مقاومت، با شعار پیروزی و حتی با ادعای تبعیت از رهبری پیش می‌رود. از همین رو، دفاع حقیقی از رهبری جدید، دفاع از شفافیت، قانون، مراقبت از مسیر رهبری شهید، و جلوگیری از مصادره نام رهبری به سود تصمیماتی است که ممکن است در عمل، کشور را به مسیری خلاف آرمان‌های انقلاب و خون شهیدان بکشاند.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined️ @mesle_Beheshti‌

۹۴

۶:۰۵

از نرمش پدر تا صراحت پسر
undefinedمحمد طلایی
صادقانه اینکه موضع صریح آقاسیدمجتبی (در عین ملاطفتی که نسبت به رئیس جمهور و سازوکار شعام ابراز کردند) برای بسیاری از ما ‌غیرمنتظره بود، حتی بسیاری از آنهایی که ایشان را مخالف روند توافق‌ها و پایان‌بندی فعلی سیاسی جنگ می‌دانستند تصورشان ابراز این‌چنینی موضع نبود. کماکان تصور می‌کردیم مانند امام شهید درعین مخالفت اصولی، به مرزبندی با مسئولین تصریح نمی‌شود و با نرمش و انعطاف خاص امام شهید کار جلو خواهد رفت. اما رهبری باب همه چیز با ایشان هماهنگ است را بستند.
دراین باب نکاتی به ذهن می رسد:
۱. پس از چند دهه انذار و البته انعطاف امام شهید نسبت به مذاکره و حل سیاسی چالش‌ها با آمریکا، واقعه بزرگ جنگ رمضان با شهادت ایشان و کودکان و حمله به زیرساخت‌ها و ... رخ داد. آمریکا به ما حمله کرد! همین کافیست برای افزایش صراحت در موضع رهبر جدید. ایشان در نقطه‌ای درست، یک گام رو به جلو برداشتند تا عقبه گفتمانی خوش‌بینی به فرایند سیاسی رفع چالش با آمریکا تضعیف شود؛ شبه‌عقلانیتی که در دوستان انقلابی هم تا حدی بازتولید شده بود و متأسفانه در برخی متنهای پس از پیام هنوز هم ادامه دارد.
اگر همین صحنه به درستی تقریر شود موجب تصدیق مردم را فراهم خواهد کرد.
کما اینکه بدنه فعال مردم اساسا همراه این منطق شده بودند و آقامجتبی هم در پیام اخیر، خود را در صف مردم تصویر کردند.

۲. با این پیام بار خیابان سنگین‌تر شد. هم اتمام حجت آمد و بگومگوها در مورد اصل نظر ایشان تمام شد، هم خیابان هم‌ردیف رهبری قرار گرفت تا از انقلاب در برابر مکر و هجوم دشمن حراست کند.اما حواسمان باشد از مطالبه‌ای که ایشان طرح کردند جلو نزنیم. ایشان به عنوان نقطه‌ای عملیاتی برای سنجش عیار طرح سیاسی آقایان، در کنار مردم منتظر تحقق شروط در توافق‌اند نه به هم زدن اصل مذاکره، استیضاح مسئولین و .... در حالیکه در تجربه برجام بهانه‌های مختلفی مانند برنامه موشکی و منطقه‌ای کشور وجود داشت، متأسفانه آن خسارت محض مایه عبرت نشد. این بار ما با حمله آمریکا و محاصره دریایی مواجهیم. اینجا دیگر باید طرح سیاسی آقایان برای حل نزاع با آمریکا کار کند تا بتواند سایه تهدید را از سر کشور دور کند!
این نقطه با دقت توسط رهبری انتخاب شده، با عبور از آن با شعارهای تند، طرح آقامجتبی را خراب نکنیم.

۳. برخی با وقاحت بحث گردن‌نگیری رهبری را طرح کردند، در حالیکه پروژه توافق اساسا بر گردن‌نگیری آقایان بنا شده بود! همه چیز با رهبری هماهنگه از زمان برجام، برای انداختن تبعات مذاکره بر دوش رهبری بود و در این دوره هم با تمام وجود تکرار می‌شد!اما درگیری فعلی ایران و آمریکا دو بُعدی زاده شد: نظامی-مذاکره‌ای، به این معنا که طرح آمریکا اساسا از ابتدا ترکیبی بود و یک ضلع توافق در آن لحاظ شده بود، حتی اگر قرار بود براندازی رخ دهد! هدف ترامپ ایجاد زمین سوخته در ایران نبود. فشار حداکثری برای خضوع ساختار سیاسی ایران. آقایان در این طرح افتادند، هرچند به دلیل مقاومت نظامی و خائن نبودن آقایان، هدف ترامپ محقق نشد، ولی زمینه بازی آمریکا کماکان حفظ شد. پس همه شرایط لازم برای سنجش عیار توافق فراهم شد. چون هم ادعای مقاومت داشتند و هم ادعای عقلانیت مذاکره. دیگر دوگانه میدان-دیپلماسی اینجا کار نمی‌کند. طبیعیست در این وضعیت باید مسئولیت تصمیمات متوجه خود افراد باشد.
۴. بعضی دوستان به دام ایجاد دوگانه خمینی-خامنه‌ای افتادند که خامنه‌ای جوان احیاء مجدد خمینی است. این القای تفاوت مشرب و خلقیات بین امام شهید و امام راحل حتما کار اشتباهیست. با چه حجتی نرم‌افزار تحلیلی گفتمان انقلاب را بند موهومات و مفاهیم غیرمنطقی می‌کنیم؟ با چه حجتی منطق و مکتب امام را با دخیل کردن بیهوده خلقیات، لرزان و لغزان می‌کنیم؟ از این به بعد سر هر بزنگاهی باید دست و دلمان بلرزد که این تصمیم رهبری از سر فلان روحیات بوده یا بهمان خلقیات؟ تصمیمات رهبری یک منطقی دارد، همان کفایت می‌کند تا جامعه با آن ارتباط بگیرد، حلاجی کند و نسبت خود را با انقلاب تعیین کند. خصوصا در موقف فعلی که تجربه، خیابان و گفتمان همگی در خدمت تبیین منطق تصمیم ایشان هستند.
#نبرد_با_آمریکا"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined️ @mesle_Beheshti‌

۹۱

۱۷:۰۶

undefinedسیاستی غیر پشتیبانی از ولی‌فقیه نمی‌دانم
undefinedکبری آسوپار
undefinedیکی از اساتید معروف سیاست و تاریخ اسلامی، تعریف می‌کرد که وقتی پیام امام برای عزل آیت‌الله منتظری را شنیده، از ناباوری و اوج استیصال، در خیابان راه می‌رفته و گریه می‌کرده... امام خمینی رهبر و مراد و همه‌ی اعتقادش بوده و منتظری استادش؛ شاگرد او بوده، عمری پای درس او نشسته و حالا چطور رهایش کند؟ حتی ولایت فقیه را با او یاد گرفته بود، حالا بخاطر همان ولی‌فقیه، باید از استادش می‌گذشت. می‌دانید، بحث فرد نیست؛ بحث حجم عظیمی از دانسته‌ها و اعتقادات او بود که ناگاه ریخته بود...
undefinedحال من چنین حالی است بعد از پیام ولی‌فقیه‌مان، حضرت آقا مجتبای خامنه‌ای در مورد پایان جنگ و تفاهم‌نامه ایران و آمریکا. نه آنکه آن سوی ماجرا و مخاطب پیام رهبر، کسی باشد که برایم مهم باشد، نه؛ در این دنیا دو نفر برای من معیار حق و باطل بودند که یکی ۶ مهر ۴۰۳ در ضاحیه جنوبی بیروت و دیگری ۹ اسفند ۴۰۴ در مرکز تهران ترور شد. مردان سیاست برای من قدر مرحوم منتظری برای آن استاد عزیزی که سطر اول نوشتم، معتبر نیستند؛ البته که کسی از مسئولین کنونی را هم منتظری نمی‌دانم و پیام رهبری هم آنگونه نبود. حتی خود تفاهم‌نامه هم اینجا امری بیش از یک مصداق نیست و چندان نمی‌ارزد.
undefinedپس چرا حال من پس از این پیام، همان حال اوست؟ بحث حجم عظیمی از دانسته‌ها و اعتقادات است که ناگاه فرو می‌ریزد. آنچه برای من قدر یک استاد که نه، بلکه خیلی بیشتر ارزش داشت و دارد، بسیاری از مبانی تحلیلی‌ام در سیاست داخلی -و نه سیاست خارجی و اصل موضوع پیام- است که ترک برداشته، بخش عظیمی از داشته‌های فکری و دانسته‌های تحلیلی‌ام است که باید دوباره بررسی شوند. انگار هزار هواپیمای اوکراینی سقوط کرده باشد و به ما راستش را نگفته باشند و ناگاه حقیقت عیان شود.
undefinedبه نظر می‌رسد باید زیاد فکر کنم؛ خیلی زیاد... و کمتر بگویم و کمتر بنویسم و بیشتر بخوانم و بپرسم... فقط یک چیز را از ازل تا ابد، همیشه یقین دارم؛ من با ولایت‌فقیه بزرگ شده‌ام، با ولایت‌فقیه زنده می‌مانم و با ولایت‌فقیه می‌میرم. برای کسی چون من سیاست جز پشتیبانی از ایران و انقلاب اسلامی و ولی‌فقیه نیست.۲۹ خرداد ۱۴۰۵"مثل بهشتی"؛ منعکس‌کننده بهترین تحلیل‌ها؛ عضو شویدundefinedundefined️ @mesle_Beheshti‌
undefined۳

۸۸

۱۹:۵۴