بازارسال شده از دانشگاه تهران
به مناسبت سوم خرداد، روز آزادسازی خرمشهر و روز مقاومت، ايثار و پيروزی
نشست علمی - تخصصی بعثت و غرور ملت ايران و اهتزاز پرچم وطن دوستی
زمان: يكشنبه، ۳ خرداد ماه ۱۴۰۵ - ساعت ۱۲:۳۰ - ۹:۳۰
مکان: دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران - تالار گفتگو
@UT_NEWSLINE
۱۷
۵:۴۷
"بسم الله"
|*از خودبیگانگی سیاسی جریان غربگرا*|
در روزهای اخیر که سطح تنش های نظامی از لایه ملموس به ویژه در مناطق مرکزی نسبتا فروکش کرده و کاهش یافته است، شاهد تغییرِ فاز بمباران ها از جبهه نظامی به جبهه سیاسی_فرهنگی هستیم. به عبارتی با سکوت نسبی صدای بمب های آمریکایی_صهیونی،این بار شاهد اظهار نظرها و نطق هایی در جهت دفاع از آمریکا، از افرادی من جمله عباس عبدی و صادق زیباکلام و سایر روشنفکرانی هستیم که تربیت شدگان مکتب غرب و به ویژه آمریکا هستند.
مسئله این است که چرا برخی از افراد به ویژه روشنفکران و متفکران،دچار عدم درک صحیح از واقعیات جامعه و فهم تحولات اجتماعی در سطوح مختلف می شوند و به هر طریقی به دنبال مقصر جلوه دادن و تحقیرِ کشور،فرهنگ و هویت خود هستند؟در تحلیلِ پاسخ به این سوال باید گفت، ما با نوعی ازخودبیگانگیِ سیاسی در بین روشنفکران در سطح دانشگاه و صحنه سیاست مواجه هستیم. در تعریف از خودبیگانگی سیاسی باید گفت که فرد،گروه یا قشر خاصی از افراد، از واقعیتهای سیاسی، منافع مردم، و مسئولیتهای اجتماعی خود فاصله میگیرد و با جامعهاش احساس همسویی ندارد و به انسداد سیاسی میرسد. به این معنی که دچار عدم فهم از مردم و جامعه خویش شده و نسبت به آن بیگانه میشود و نمیتواند درک درستی از واقعیات جامعه داشته باشد.مرحله قبل از بیگانه شدن نسبت به جامعه و عدم درک شرایط سیاسی، از خود بیگانگی فرهنگی است.*یعنی ازخودبیگانگی سیاسی، ریشه در از خودبیگانگی فرهنگی دارد*.از خودبیگانگی فرهنگی به معنای جدایی فرد از فرهنگ و هویت ملی خود است.به عبارتی فرد حس تعلقِ نسبت به فرهنگ و هویت خود را از دست داده و دچار سردگمی نسبت به ارزش ها و باورهای خود میشود و خلا هویتی خود را با جایگزین کردن فرهنگ بیگانه پر میکند.
نخستین گام از خودبیگانگی فرهنگی، نا امیدی و قطع امید از جامعه و فرهنگ خویش است.فرد با مقایسه دائمی میان فرهنگ خود و فرهنگ بیگانه، تمرکز خود را بر روی نقاط ضعف فرهنگ خود قرار داده و دچار يأس در فرهنگ و ناامیدی از جامعه میشود؛نقاط قدرت فرهنگ مقابل، مانع تحلیل نقاط ضعف آن میشود و در نهایت فرد به این نتیجه میرسد که فرهنگ مقابل را باید جایگزین فرهنگ خودش کند.گام بعدی پس از ناامیدی نسبت به فرهنگ خویش،فرد با الگو گرفتن از فرهنگ بیگانه به دنبال جایگزینی خلأ هویتی خویش حرکت میکند.الگویی که بدون درک عمیق و تحلیل درست از ریشه های فرهنگ بیگانه و صرفا بر اساس لایه های سطحی جامعه و برداشت های بدون تفکر برداشت میشود. این الگو های برداشت شده توسط اندیشمندان و متفکران، از طرق مختلف مثل رسانه، محافل علمی، مجامع سیاسی، تفکرات اقتصادی و... به جامعه تزریق میشود.
برای درک بهتر این روند ،میتوان به مصادیقی در طول تاریخ اشاره ای کوتاه کرد؛مسئله از خود بیگانگی فرهنگی در ایران، ریشه در اندیشه های روشنفکران و متفکران نسل اول و دوم در دوران قاجار و به ویژه پهلوی اول، و در پی آن اندیشمندان و نظریه پردازان در سطح آکادمیک، سیاسی،اقتصادی و فرهنگی دارد.روشنفکرانی که شیفته فرهنگ غربی در تمام زمینه ها شده و به دنبال ارتزاق اندیشه خود به جامعه شدند.مصداق بارز این پدیده در سطح عینی و رو بنا جامعه،الگوی توسعه رضاخان است. رضاخان با هدف مدرنیزه شدن ایران، با الگو گرفتن از توسعه صنعتی غرب و عدم فهم درست از تمایزات فرهنگ ایرانی و غربی، در ادامه روند ناامیدی از فرهنگ ایرانی و تحقیر مذهب و جامعه سنتی، با الگویی ناقص و برداشت شده از لایه سطحی جامعه غرب، به دنبال تغییرهای اساسی در جامعه ایران بود.پس از انقلاب اسلامی، تز روشنفکری از نوسازی و مدرنیزاسیون عینی در سطح جامعه، از لایه سطحی و عینی به لایه درونی و ذهنی تغییر فاز داد.دکتر علی شریعتی در کتاب بازگشت، به این مسئله اشاره میکند که اندیشمندان غربی از جمله ارنست رنان،زیگفرید،موریس تورز و... بر این باور هستند که نژاد، فرهنگ،اقتصاد و اندیشه غرب، نسبت به سایر ملت ها برتر است و کشور های غیرغربی و به ویژه کشور های شرقی را در بندگی و عمله غرب بودن تلقی میکنند.روی کار آمدن مسئولان و افرادی که سال ها پیرو این دیدگاه ها نسبت به کشور خود بوده و در مکاتب علوم انسانی غربی تحصیل و تدریس کرده بودند، پس از خودباختگی فرهنگی نسب به جامعه خود، روند از خودبیگانگی فرهنگی را به سطح از خود بیگانگی سیاسی رساندند و از طریق انواع رسانه، اندیشه و نگاه خودتحقیر آمیز نسبت به هویت ملی خود در سطوح مختلف جامعه بسط و گسترش دادند.موج ازخودبیگانگی فرهنگی، از طریق نهادهای رسمی من جمله نهاد دولت و نهاد آموزش و.. به سطح جامعه رسید و یأس فرهنگی تبدیل به از خودبیگانگی سیاسی در پارادایم فکری افراد شد.
|*از خودبیگانگی سیاسی جریان غربگرا*|
مسئله این است که چرا برخی از افراد به ویژه روشنفکران و متفکران،دچار عدم درک صحیح از واقعیات جامعه و فهم تحولات اجتماعی در سطوح مختلف می شوند و به هر طریقی به دنبال مقصر جلوه دادن و تحقیرِ کشور،فرهنگ و هویت خود هستند؟در تحلیلِ پاسخ به این سوال باید گفت، ما با نوعی ازخودبیگانگیِ سیاسی در بین روشنفکران در سطح دانشگاه و صحنه سیاست مواجه هستیم. در تعریف از خودبیگانگی سیاسی باید گفت که فرد،گروه یا قشر خاصی از افراد، از واقعیتهای سیاسی، منافع مردم، و مسئولیتهای اجتماعی خود فاصله میگیرد و با جامعهاش احساس همسویی ندارد و به انسداد سیاسی میرسد. به این معنی که دچار عدم فهم از مردم و جامعه خویش شده و نسبت به آن بیگانه میشود و نمیتواند درک درستی از واقعیات جامعه داشته باشد.مرحله قبل از بیگانه شدن نسبت به جامعه و عدم درک شرایط سیاسی، از خود بیگانگی فرهنگی است.*یعنی ازخودبیگانگی سیاسی، ریشه در از خودبیگانگی فرهنگی دارد*.از خودبیگانگی فرهنگی به معنای جدایی فرد از فرهنگ و هویت ملی خود است.به عبارتی فرد حس تعلقِ نسبت به فرهنگ و هویت خود را از دست داده و دچار سردگمی نسبت به ارزش ها و باورهای خود میشود و خلا هویتی خود را با جایگزین کردن فرهنگ بیگانه پر میکند.
۸۸
۱۲:۵۸
اما میبینیم که عده قلیلی از این طیف متفکران که قرار بود پیشران مردم باشند و ریل گذاری های سیاسی اجتماعی را از طریق دیدگاه ها و نظریه پردازی ها ایجاد کنند، از تحولات جامانده اند و هنوز بر دیدگاه های غرب گرای خود پافشاری میکنند.به دنبال سفید شویی دشمن و همچنین متهم کردن مردم و حاکمیت هستند.خودباختگی سیاسی_فرهنگی در بین این افراد بسیار عمیق و ریشه دار است که توان تحلیل و نگرش صحیح نسبت به صحنه نبرد را از آن ها گرفته و دیدگاه خودتحقیری نسبت سیاست، فرهنگ و هویت ملی باعث ندیدن جنایات جنگی دشمن میشود.اما باید گفت در مقابل چنین افراد از خود بیگانه شده، مردمی وجود دارد که علاوه بر خود باوری، خداباوری دارند و دلبسته هیچ کدخدایی در هیچ سطحی نیستند. @mim_chegini
۱۱۲
۱۲:۵۸
بازارسال شده از علیرضا زادبر
یک سال گذشت!
با برنامه ریزی دقیق، زیرکانه و تحسین برانگیز، ائتلاف #آمریکایی_صهیونیستیهمراهی عُمال داخلی، سال گذشته جنگی آغاز شد که از همان ابتدا "سقوط جمهوری اسلامی" هدف اساسی آن بود.
بنا بر محاسبات دشمن، امروز "جمهوری اسلامی" نباید وجود میداشت. اپوزیسون سلطنت طلب سرود ملّی پسا جمهوری اسلامی نیز تدارک دیده بود. در ماههای بعد با تعلیق کشور در صلح و جنگ و اجرا اسنپ بک لطمه دیگری به کشور وارد شد. پروژه خون ریزی در ۱۹ و ۱۸ دی خنجر دیگری بر پیکر جامعه و نظام بود تا جنگ اصلی با ترور هدفمند رهبر انقلاب آغاز شود.
اگر به پیش از جنگ ۱۲ روزه بازگردیم و کسی این سناریوها را بنویسد برای کمتر کسی باورپذیر خواهد بود که یک نظام سیاسی با این حجم فشار، ترور، تحریم، جنگ داخلی و جنگ خارجی پابرجا مانده است.
ملت و نظام با عزت و پیروزی از این مرحله عبور کردند اما دشمن آمریکایی رویا سقوط نظام را رها نمیکند و در بازه سه تا پنج سال آینده پروژه های دیگری را پیش میبرد. اگر ماموریت ما حفظ کشور و انقلاب اسلامی است باید برای سالهای مهم پیشرو قدرت تولید کنیم.
#علیرضا_زادبر
با برنامه ریزی دقیق، زیرکانه و تحسین برانگیز، ائتلاف #آمریکایی_صهیونیستیهمراهی عُمال داخلی، سال گذشته جنگی آغاز شد که از همان ابتدا "سقوط جمهوری اسلامی" هدف اساسی آن بود.
بنا بر محاسبات دشمن، امروز "جمهوری اسلامی" نباید وجود میداشت. اپوزیسون سلطنت طلب سرود ملّی پسا جمهوری اسلامی نیز تدارک دیده بود. در ماههای بعد با تعلیق کشور در صلح و جنگ و اجرا اسنپ بک لطمه دیگری به کشور وارد شد. پروژه خون ریزی در ۱۹ و ۱۸ دی خنجر دیگری بر پیکر جامعه و نظام بود تا جنگ اصلی با ترور هدفمند رهبر انقلاب آغاز شود.
اگر به پیش از جنگ ۱۲ روزه بازگردیم و کسی این سناریوها را بنویسد برای کمتر کسی باورپذیر خواهد بود که یک نظام سیاسی با این حجم فشار، ترور، تحریم، جنگ داخلی و جنگ خارجی پابرجا مانده است.
ملت و نظام با عزت و پیروزی از این مرحله عبور کردند اما دشمن آمریکایی رویا سقوط نظام را رها نمیکند و در بازه سه تا پنج سال آینده پروژه های دیگری را پیش میبرد. اگر ماموریت ما حفظ کشور و انقلاب اسلامی است باید برای سالهای مهم پیشرو قدرت تولید کنیم.
#علیرضا_زادبر
۴
۸:۲۹
بابا-قشنگم.mp3
۰۴:۴۳-۱۰.۸۷ مگابایت
۵۳
۱۷:۰۱
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
۱
۱۷:۵۲
بازارسال شده از مجله سوره
پیام اخیر رهبری دربارۀ مسئله تفاهمنامۀ پس از جنگ، کلاس سیاسی جمهوری اسلامی را چند پله ارتقا داد؛ یا دست کم نشانهای از ارتقای کلاس سیاسی جمهوری اسلامی است. بهگمانم مهمترین پیامی که در این متن مُضمر است، برگرداندن مسئله و درام به درون جمهوری اسلامی است؛ این مسئله شهامت خاصی میخواهد که با قدرت فعلی جمهوری اسلامی ممکن شده است. صراحت کمسابقه آیتالله سیدمجتبی خامنهای در تعیین تکلیف ماجرا، ابداً به روحیه شخصی ایشان مربوط نیست؛ بلکه در امتداد سیاست اصولی رهبر شهید، به فضای تاریخی امروز انقلاب اسلامی برمیگردد که میتوان آن را «عصر صراحتهای انقلابی» نامید که در بیانیه گام دوم به چشم میخورد.
به بیان دیگر، با قدرتی که جمهوری اسلامی در جهت پایداری در برابر دشمن از خود نشان داده و با «فروپاشی انگارۀ فروپاشی»، حالا وقت آن رسیده تا درام و کشمکش سیاست داخلی، با نحوی عقلانیت و طمأنینه و به دور از کمحوصلگی از همه طرفها دنبال شود.
به بیان روشن، این پیام زبان نیروی آرمانخواه انقلابی را برای سخن گفتن از ایده مقاومت آرمانگرا و تبدیل این ایده به نیروی سیاسی مؤثر در داخل بازتر میکند و این نیرو را به عنوان نیروی پیشران جمهوری اسلامی، فعال نگه میدارد و تقویت میکند.
اما نکته این است که چنین پیامی، ضمناً نیروی پیشرانِ آرمانخواه را نیز مقید و متعهد به کنش ساختاری و عقلانی میکند. در واقع برگرداندن مسئولیت به دولت و شعام، فقط به معنای امکان نقد و مخالفت با نیروی رسمی و مستقر سیاست نیست، بلکه یادآوریِ واقعیت نهادی جمهوری اسلامی نیز هست؛ طیف آرمانخواهِ پیشران، باید به جای کنشهای منزه از ساختار نهادی جمهوری اسلامی، نیروی خود را معطوف به تصرف در این ساختار کند؛ و این هدف، مستلزم تغییراتی در شیوۀ نگرش و آرایش نیروی آرمانخواه نیز هست.
رهبر انقلاب در این پیام، صرفاً پیشوایی برای مطالبهگرانِ منزه از سیاست رسمی نیست؛ او رهبر «نظام انقلابی» است؛ نظامی که به قصد نزدیکتر کردن افق آرمانی انقلاب اسلامی و واقعیت نهادی جمهوری اسلامی، تأسیس شده و بقا یافته است.
از طرف دیگر، این پیام برای نیروهایی که نسبت به غرب نگاه خنثی یا خوشبین دارند، یک پیام واضح دارد: دوران رقابت با جمهوری اسلامی در درون جمهوری اسلامی گذشته است. دولتی که در حدود چارچوبها و اهداف راهبردی نظام قدرت گرفته، باید در همین حدود، مسئولیت ایدهها و اعمال خود را بپذیرد و نمیتواند با تکیه بر نظر غربگرایان با جمهوری اسلامی نزاع قدرت داشته باشد.
۱
۱۳:۴۲
mano-nazar-tanha-meyoone-in-haram.mp3
۰۴:۳۱-۴.۱۸ مگابایت
۱۵
۱۰:۴۰