عکس پروفایل میناب جان داد...م

میناب جان داد...

۱ هزار عضو
thumbnail
گزارش پرس تی‌وی از کمپین مردمی "میناب به ایران جان داد"
صدای کودکان مظلوم میناب باشیم@minabschool
undefined۲۵
undefined۶
undefined۴

۶.۴K

۱۴:۵۶

بازارسال شده از زنبور عسل
thumbnail
من زندان حلب را،سردخانهٔ پزشکی قانونی را،ماشین یک خانواده پرجمعیت که تصادف کرده را و خانه‌ای که در زلزلهٔ آذربایجان قتلگاه ساکنانش شده را از نزدیک دیده‌ام.اما هیچکدام از این موقعیت‌ها کاری را که مدرسهٔ شجره طیبه میناب با من کرد، با من نکردند. من اگر کاره‌ای در مملکت بودم، دور تا دور مدرسه را شیشه می‌کشیدم و تبدیلش می‌کردم به موزه. ما رفته بودیم از مدرسه‌ای که حالا دیگر نصفش نبود و گودال پر از آب جایش را گرفته بود، گزارش بگیریم. توی ساختمان پر بود از لوازم‌التحریر بچه‌هایی که الان در بهشت زهرای میناب دفن شده‌اند. (البته اگر جنازه‌ای مانده باشد.) جزئیاتی از این قتل عام هست که نمی‌شود راحت بیانشان کرد. باید مثل مقاتل بهشان گریز زد. یک ساعتی که در مدرسه تصویرگرفتیم، حس کردم دیگر ایستادن برایم سخت شده. بهانه آوردم و بقیهٔ تیم تصویربرداری را رد کردم بروند جای دیگری. زانوهایم انگار دیگر نمی‌خواستند وزنم را تحمل کنند. نشستم زیارت عاشورا گوش کنم و هی زیر لب برای خودم بگویم: «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله»ذهنم لای خط‌های زیارت عاشورا، قتل عام جلوی چشم‌هایم را مرور می کرد. دشمن دو یا سه موشک را با فاصلهٔ زمانی به یک نقطه زده بود و بچه های ترسیده و دور هم جمع‌شده را پرپر کرده بود. قتل صبر اتفاق افتاده بود. معلم‌ها خیلی تلاش کرده بودند بچه‌ها را ببرند یک کنج امن و در اصابت دوم یا سوم، معلم‌ها هم شهید شدند. کفش یکی از همین معلم‌ها در چند ده متری ساختمان به چشمم خورد. بعد دوباره حواسم را جمع زیارت عاشورا کردم. «فرحت بهی آل زیاد و آل مروان» توی ذهنم اتاق عملیات سنتکام و خوشحالی فرماندهان از عملیاتشان را تصویر کردم. نفسم تنگ شد. بی‌خیال رفت و برگشت شدم. زیارت را تمام کردم. آمدم از در مدرسه بیرون که چشمم به روسری گلدار صورتی کف آسفالت افتاد.
با تکه‌های پیکرمان
با گیسوان دخترمان
می‌خواستید چه کار کنید؟

برایم سؤال است که کاظم بهمنی وقتی بیت‌های علاج را می‌نوشت و چاوشی وقتی می‌خواندش، می‌دانستند آن تکهٔ ۶ ثانیه‌ای از موسیقی با من چه خواهد کرد؟فیلم آن زیارت عاشورا را در لینک پایین ببینید:
https://aparat.com/v/edvh07l


@zanboureasal_ir

۲۶۱

۷:۲۰

thumbnail
این تصویر تایلر گرس خلبان آمریکایی است که در حمله موشکی ایران کشته شد.تایلر خلبان تجاوز هوایی به مدرسه میناب بود.حمله ای که منجر به شهادت کودکان مظلوم مدرسه شجره طیبه شد .
تا انتقام خون کودکان میناب از پای نمی نشینیم @minabschool
undefined۶۹
undefined۲۷
undefined۹
undefined۷
🥳۵
undefined۳
undefined۳
undefined۲

۴.۷K

۲۱:۵۴

thumbnail
صدای کودکان مظلوم مدرسه میناب باشیم
میناب به ایران جان داد@minabschool
undefined۶۵
undefined۱۸
undefined۴
undefined۲

۳.۲K

۲۱:۰۱

thumbnail
راهپیمایی کودکان مدرسه‌ای در کشمیر در همبستگی با کودکان شهید مدرسه میناب
صدای کودکان مظلوم میناب باشیم@minabschool
undefined۳۳
undefined۱۴
undefined۸

۳.۳K

۱۰:۵۹

Ahmad Rezaei-Ghasam.mp3.mp3

۰۲:۱۱-۵.۰۲ مگابایت
چه می‌تونیم بگیم برای چهلم این نوگلانمون
خواننده و آهنگساز: احمد رضاییترانه: مجید ذاکریتنظیم: صابر آرامباشجفتی: مرتضی باغی
متن شعر و ترجمه:
افتو پشیمونن هنو(آفتاب پشیمونه هنوز)بی چه اُ رو ایکه طلوع(برای چی اون روز طلوع کرد)بی چه پر پروانه اُ…(برای چی پر پروانه ها …)با یه اشاره چیده بو(با یه اشاره چیده شد)
دلش اَسوختن به اُ مم‌(دلش برای اون مادر میسوزه)که طفل خو ایکرده گم(که طفلش رو گم کرده) شگفته؛ فاطمه م کجان(میگفت فاطمه م کجاست)نیاد مه دیونه اَبُم(نیاد من دیوونه میشم)
دلش گُدازن چکده(دلش توی سوز و گدازه چقدر)به حال اُ بپ که بَدَه(به حال بد اون پدر) همو که از روو دفترُ….(همونی که از روی دفترها)آوار غم پس ایزده(آوار غم رو کنار زده بود)
قسم به کال کال بشک موتُ(قسم به رشته رشته طره ی جلوی موهاتون)قسم به خشکیِ لوو و گلوتُ(قسم به خشکی لب ها و گلوهاتون)شما اهل گلستون هستری و …(شما اهل گلستان بودید)اکردن کیف خدا… از عطر و‌ بوتُ(خدا داره از عطر و بوتون کیف میکنه)
undefined۴۰
undefined۸
undefined۱

۲.۸K

۸:۴۵

thumbnail
فرزندان میناب همچنان به ایران جان می دهند
سفیران کمپین میناب،همراهان تیم دیپلماسی کشورمان @minabschool
undefined۶۳
undefined۱۵
undefined۵
undefined۱

۲.۶K

۲۲:۰۱

صفحه رسمی کمپین «میناب به ایران جان داد» را در اینستاگرام دنبال کنید :www.instagram.com/minab.school
undefined۲۹
undefined۷
undefined۴
undefined۲

۲.۳K

۱۹:۲۴

thumbnail
"کوله هایی که به خانه بر نگشتند..."
برای کودکان بی‌گناه و کوله‌هایی که به خانه برنگشتند!کوله‌هایی که حالا فقط تکیه‌هایی، خاطره‌هایی و عکس‌هایی از آنها به جا‌ مانده است."*به نام میناب و یاد فرزندان ایران"*قراری گذاشته‌ایم؛قراری که به جای همه کوله‌های به جای مانده در آوارها کوهی از کوله‌های اهدایی بسازیم.برای کودکان نیازمندی که قرار است آینده ایران باشند. ما گروهی فعالان اجتماعی قرار است از تجربه هایمان در جنگ بگوییم. قصه هایی بشنویم.مستندهایی با هم ببینیم.دعوتید به رویداد گروهی سازمان‌های مردم نهاد :قرارمون؛ ۴ روز ۳ ساعت
پنجشنبه، جمعه، شنبه، یکشنبه از ۱۰ ام تا ۱۳ ام اردیبهشت
ساعت ۱۷ تا ۲۰ ، باغ فردوس، موزه سینما
برای_کودکان_ایران#کودکان_قربانی_جنگ #سازمان_های_مردم_نهاد#NGO#کودکان_میناب#جنگ_تحمیلی_رمضان #کوله_پشتی_برای_صلح #آرزوهای_ناتمام #کودکان_جنگ#برای_ایران_عزیز🇮🇷
undefined۲۷
undefined۱۵

۲.۵K

۱۱:۴۵