۵۳۳
۶:۴۸
درختِ دوستی بنشان، که کامِ دل به بار آرَد نهالِ دشمنی برکَن، که رنجِ بیشمار آرَد...
چو مهمان خراباتی، به عزت باش با رندان که درد سر، کشی جانا! گرَت مستی، خمار آرَد.
شبِ صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار مابسی گردش کند گردون، بسی لیل و نهار آرَد...
عِماری دارِ لیلی را، که مهدِ ماه در حکم است،خدا را در دلش انداز، که بر مجنون گُذار آرَد.
بهارِ عُمــــر خواه ای دل، و گرنه این چمن هرسال،چو نسرین صد گل آرَد بار و چون بلبل هَـــزار آرَد ...
خدا را، چون دل ریشم، قراری بست با زُلفَتبفرما لعل نوشین را، که زودش با قرار آرَد
درین باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر، #حافظ! نِشینَد بر لب جوئی و سَروی در کنار آرَد ...
این غزل را، با روش کارگاه شعرخوانی بخوانیم.
به این نکات هم فکـــــر کنیم: بیت۱: دوستی را به درخت تشبیه کرده و دشمنی را به نهال!
چــــــرا
بیت۲: رِندان: خردمندان، آزادگان. خرابات: عالَمِ آزادگان، عالَم آدم حسابیها. خمار: سردرد بعد از خوردن شراب. اما: کدام شراب؟ چه شرابی؟ چه ارتباط معنایی بین مصرع ۱و۲این بیت است؟ آخ از بیت ۳: میگه عمر کوتاهه؛ وقتی همنشین کسی یا لحظهای هستی که دوستش داری، فقط لذت ببر و قدر بدون؛ با هر چشم به هم زدن، به نیستی نزدیکتر میشیم...بیت ۴: عِماری: کَجاوه، تخت روان، مَحمِل. میگه ای کسی که داری لیلی رو در بنزش جابجا میکنی، تو رو خدا از تو کوچه مجنون رد شو فقط ببینمش ...🫠بیت ۵ هممعنای بیت ۳بیت۶: خدا را: تو رو خدا، قسم به خدا. ریش: زخم، خونی. زلف: نماد پیچیدگی و اسارت و گیر افتادن. لعل نوشین: لب و دهان/ مجازا: سخن. حالا معنا کن بیت رو.بیت ۷: حافظ آخر عمری از خدا فقط ۱چیز میخواد: لب جویی بنشینه و گذر عمــــــر رو تماشا کنه و عزیزانش کنارش باشند؛ همین! 

#حافظخوانی #کارگاه_شعر_خوانی
@Moalllemfarsi
چو مهمان خراباتی، به عزت باش با رندان که درد سر، کشی جانا! گرَت مستی، خمار آرَد.
شبِ صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار مابسی گردش کند گردون، بسی لیل و نهار آرَد...
عِماری دارِ لیلی را، که مهدِ ماه در حکم است،خدا را در دلش انداز، که بر مجنون گُذار آرَد.
بهارِ عُمــــر خواه ای دل، و گرنه این چمن هرسال،چو نسرین صد گل آرَد بار و چون بلبل هَـــزار آرَد ...
خدا را، چون دل ریشم، قراری بست با زُلفَتبفرما لعل نوشین را، که زودش با قرار آرَد
درین باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر، #حافظ! نِشینَد بر لب جوئی و سَروی در کنار آرَد ...
#حافظخوانی #کارگاه_شعر_خوانی
@Moalllemfarsi
۳۸۸
۱۶:۰۸
معرفی #مقاله
در جستجوی تفسیر غزل دل میرود ز دستم، صاحبدلان خدا را ... از عالیجناب #حافظ، به این مقاله برخوردم؛ این مقالهای علمی پژوهشی نیست، بلکه علمی ترویجی است. به نظرم آمد این میزان از تسلط، برای همهی غزلهای حافظ در هر دو دوره#متوسطه_اولودوم، بر ما #معلمان_ادبیات لازم است.البته ممکن است بیشترِ این مطالب را در مورد هر غزل بدانیم؛ اما مرتب و منظم و کاربردی بیان کردنش به زبان دانشآموزان، شاید نیاز به تمرکز و جمعبندی پیش از کلاس داشته باشد.
برای خودم مورد استفاده بود؛ با شما نیز به اشتراک میگذارم.
@Moalllemfarsi
در جستجوی تفسیر غزل دل میرود ز دستم، صاحبدلان خدا را ... از عالیجناب #حافظ، به این مقاله برخوردم؛ این مقالهای علمی پژوهشی نیست، بلکه علمی ترویجی است. به نظرم آمد این میزان از تسلط، برای همهی غزلهای حافظ در هر دو دوره#متوسطه_اولودوم، بر ما #معلمان_ادبیات لازم است.البته ممکن است بیشترِ این مطالب را در مورد هر غزل بدانیم؛ اما مرتب و منظم و کاربردی بیان کردنش به زبان دانشآموزان، شاید نیاز به تمرکز و جمعبندی پیش از کلاس داشته باشد.
برای خودم مورد استفاده بود؛ با شما نیز به اشتراک میگذارم.
۲۶۹
۱۹:۴۰
امام حسین (که درود خدا بر او باد):
️ «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است.»(#بحارالانوار، ج 65 ص 156)
سلام بر شما، مرد تاریخ.ما عموما مردانگی را با نرینگی اشتباه میگیریم، حتی در حق واژهی جوانمرد و رادمرد هم، در تمام طول تاریخ زبان و ادبیاتمان، و حتی در دایرهی واژگان زبان و ادبیات عرب-هرجا که در قرآن ضمایر مذکر آمده است- اشتباه کردهایم که این اتفاقا یک پدیدهٔ کاملا زبانی است: نمونه گیری زبانی:Categorization. که ماجرای مفصلی دارد و ذهن صرفا برای شناسایی و دسته بندی مفاهیم، از سَرنِمون(بارزترین نمونه شناختی در زبان) برای همه مفاهیمِ اقماری، الگو برداری میکند.و همین محدودیت زبانی بر اساس طبیعتِ شناختیِ مغز، ما را در فهم عمیق عبارت `مردانگی، جوانمردی، رادمردی` گمراه کرد؛ چراکه معادل معنایی این عبارت دستکم در زبان فارسی و عربی (و دیگر زبانها را نمیدانم) شامل انسان درستکار و بزرگ میشود اعم از زن و مرد و فارغ از جنسیت. وگرنه، چه بسا مذکرهای بسیار در این عالم که بویی از صفت فراجنسیتیِ مردانگی نبردهاند و چه بسیار زنانی که روح و روان و نگاهِ راد دارند و برعکس.
#معرفی_کتاب
#معرفی_کتاب
۱۹۷
۱۳:۵۶
به هر روی، ای مرد بزرگ (مرد مجازِ لفظی از فرد-انسان)ما شما را نشناختهایم.و شما نه تنها ۱۳۰۰سال پیش، که در طول این تاریخ، هر روز و هرشب و هر لحظه توسط ما ذبح شدید؛ هر جا که حقیقت را ذبح کردیم! هرزمان و مکانی که بخاطر منافع کوچکِ زودگذرِ جسمانی، دروغ گفتیم، غیبت کردیم، تمسخر کردیم، مال حرام بدست آوردیم، هرکجا حقیقت را دیدیم اما از ترسِ مشمئزکنندهٔ از دست رفتن موقعیتی ناچیز برای امروز و فردایمان سکوت کردیم، شما را کشتیم! وحشتناکتر و شنیعتر از آنچه اُمویان با شما کردند! ما بیشتر از آنکه دربارهٔ شما بخوانیم، احادیث شما را بخوانیم، سیرهٔ شما را بخوانیم، پای سخنرانیهایی بنشینیم که سبک زندگی شما را یادمان دهند و قلبمان را سیاهپوش هر فکر و عملی کنیم که از شما دورمان میکند، عادت کردیم:فقط به آوردن اسم شما، فقط پوشیدن رنگ مشکی برای شما، فقط سیاه پوش کردن در و دیوار به یاد شما... اما کافی بود؟ کافی است؟ و این عادت، بد چیزی است...راه آسانتر را که تقلید و ظاهر سازی است انتخاب کردیم اما راه سختتر را که اصالت بخشیدن به رفتار و عملکرد زندگیمان بر اساس سیرهٔ شماست، ذبح کردیم! و ما کجا و شما کجا؟و جامعهمان کجا با اوضاعِ فعلیِ اخلاقِ مدنیاش و جامعهٔ حسینی کجا؟؟ اصلا به قول جناب حافظ: چه نسبت است به رندی این صلاح و آن تقوا را؟؟؟
دلم بعد از زیارتتان، یک منبر میخواهد که یک عالِمِ باسوادِ بیتعصبِ سلیمالنفس، از لابلای حقایق بجامانده از احادیث و روایات، از شخصیت شما بگوید؛ بیآنکه دوربینی روشن باشد تا سخنرانیاش را در فضای مجازیاش وایرال کند!بیآنکه آن هیئت (مجمع علمی) شام بدهد.بیآنکه هزاران ظرف یکبار مصرف روانه خیابانِ منتهی به آن هیئت شود که هر کدامشان مجبور باشند ۳۰۰سال در سطل زباله منتظر دوباره انا الیه راجعونشان شوند.بیآنکه روضه خوان و مداحی از زورِ به تنگ آمدن قافیه، شعرش را به جفنگ آوَرَد...و بی هیچ چیز دیگر غیر از ذکر حقیقی شما! حتی روی حاجتهایم هم قلم میگیرم که فقط بخاطر آنها سراغتان نیایم! مگر نه این است که وقتی روضه امام حسین میخوانند یاد ظلمهای روا رفته به خودمان، یاد بیخانهای، بیماشینی، بیهمسری، بیپولی و هر بیِ دیگری میفتیم ... اینها که ما بدانها عادت کردهایم کجایش اشک برای تو و بر مصیبت خاندان توست آقا؟؟؟ 🤍دلم آن حالی را میخواهد که در هوایش نیکلسون و براونِ انگلیسیِ مسیحی هم ارادتمندتان شدند؛ میان اوراق کتابها. میان مطالعه و علم و کارکردن شبانه روزی.وگرنه، تو کجا و راحت طلبِ آسانخواهی چون من کجا؟؟
#معرفی_کتاب
#معرفی_کتاب
۲۰۰
۱۴:۰۲
پینوشت: بر سیاق فرقهٔ ملامتیه خودزنی نمیکنم؛ آنقدر که این روزها از جامعهٔ اتفاقا مذهبی(نما) بر سرم (و سرمان) آمده، فریاد میزنم.ما حسین را در متن زندگیمان کم داریم: در اخلاق!أَن یجعلنی معکم فیالدنیا و الآخره: خداوندا مرا در دنیا(!) و آخرت با حسین همنشین کن
که اینهمه در زیارت عاشورا میخوانیم، مصداقِ عینیاش چیست پس؟
️ از غيبت بپرهيز، كه خورش سگهاى دوزخ است».(#بحار_الانوار، ج 75 ص 117)
️ ما کجایمان شبیه این احادیث است؟؟؟؟
خسته ام. از خویش و هرچه به نفسِ خویش متصل است؛ مثل دیالوگ #نمایشنامهخردهجنایاتزنوشوهری: معشوق به عاشقش گفت: ازم مراقبت کن.و عاشق پاسخ داد: من در مقابل هرچیزی میتونم از تو مراقبت کنم الا در مقابل خودت!!!
از این خودِ نامراقب به تنگ آمدهام حسین.
#معرفی_کتاب
از این خودِ نامراقب به تنگ آمدهام حسین.
#معرفی_کتاب
۲۵۴
۱۴:۰۷
تو را سوگند به آنان که میخواهند شعر بسرایندزن باشتو را سوگند به آنان که میخواهند خدا را بشناسندزن باش!
نزار قَبّانی#شعر_کوتاه @Moalllemfarsi
۲۳۴
۲۰:۴۷
#برای_ایران #پروژه_کوله_پشتی_۴۰۵
@Moalllemfarsi
۳۴۲
۱۸:۵۸
...کین طلب در تو، گروگانِ خداست
زانکه هر طالب، به مطلوبی سزاست!
جهد کن تا این طلب افزون شَوَد؛
تا دلت زین چاهِ تن، بیرون شود!
#مولانا
اگر طلبی و هدفی در دلمونه، بیخیالش نشیم و برای رسیدن بهش، ادامه بدیم. نه برای اینکه خودمون رو به دیگران ثابت کنیم، برای اینکه اون طلب، ودیعه هستی و باریتعالی درماست تا کمی از خودمون-نفسمون و جسممون کنده بشیم و پرواز کنیم.اگر قراره کاری رو انجام بدیم، به نشدنهاش فکر نکنیم، فقط بریم جلو! فقط بریم جلو! برای هیچ کاری نکردنهامون هم دلایل عرفانی و معرفتی نتراشیم و نرسیدن هامون رو توجیه نکنیم!
باید رسید!چون اگر این فکر به ذهن ما رسیده، یعنی ما قابلیت انجامش رو داریم.
این دو بیت جناب مولانا رو حفظ کنیم و هرجا کم آوردیم، زمزمهاش کنیم ...
@Moalllemfarsi
زانکه هر طالب، به مطلوبی سزاست!
جهد کن تا این طلب افزون شَوَد؛
تا دلت زین چاهِ تن، بیرون شود!
باید رسید!چون اگر این فکر به ذهن ما رسیده، یعنی ما قابلیت انجامش رو داریم.
@Moalllemfarsi
۸۰
۶:۰۴