بیا که جمعه به جمعه در انتظار تو هستمبیا که در دل اشعار خام خود بنشستمبیا که من شدم و شعرهای سرد و غریبمبیا که قافیه ها را به نام ناب تو بستم...دلم خوش است به شعری که از برای تو گویم دلم خوش است به ذکری که از تو آمده دستم...یابقیةالله الاعظم
خرده شعرهای مؤذّن در بله

@Moazzen
خرده شعرهای مؤذّن در بله
@Moazzen
۹۲
۱۱:۴۰
تو در گردونه ی گرد جهانیبه نیکی کوش، محض مهربانیمشو غافل مکافات عمل راز هر دستی دهی ز آن میستانی
خرده شعر های مؤذّن در بله
@Moazzen
خرده شعر های مؤذّن در بله
@Moazzen
۸۹
۱۳:۵۲
۹۵
۱۳:۱۸
مثل آن شاپرکت دست به دامان تو امزائری بی سر و پایم که به ایوان تو ام ....
یا امام الرئوف ادرکنی ...
خرده شعرهای مؤذّن در بله
@Moazzen
یا امام الرئوف ادرکنی ...
خرده شعرهای مؤذّن در بله
۹۶
۱۳:۱۸
میکُشی من را عزیزا میکشی تا ناکجامیبری جان و دلم را تا نمیدانم کجا!!!من در این بیچارگی بیمار چشمانت شدمدور تو گردم بگو گردم به قربانت کجا؟!
خرده شعرهای مؤذّن در بله
@Moazzen
خرده شعرهای مؤذّن در بله
@Moazzen
۹۲
۲۰:۴۰
دل هوای نجف نموده علیلطف نابت هدف نموده علیدور از این آستان پر مهرتعمر خود را تلف نموده علیآسمان دلم هوایی توستکفترانش به صف نموده علیصف به صف کفتران به درگاهتبال و پر صوتِ دف نموده علیدر غدیرت صدای مردم راهلهله سوت و کف نموده علیدور از آن خوشه های انگورتچشم من وا أسف نموده علی....یک مؤذن اذان طلب داردمأذنه ات را شرف نموده علیدعوتم کن نجف دلم خون استدل هوای نجف نموده علی
خرده شعرهای مؤذّن در بله


@Moazzen
خرده شعرهای مؤذّن در بله
@Moazzen
۸۴
۱۱:۳۰
اصبحتُ غنیّاً بولایة مولىٰنا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام








عیدتان مبارکالحمدالله الذی جعلنا من المتمسکین بولایةامیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و اولاده المعصومین علیهم السلام.
@Moazzen
@Moazzen
۸۵
۱:۰۵
آنشب عجب بوئی مشامم را فرو ریخت!مستم نمود و تور و دامم را فرو ریختصیاد بودم ، گوییا من صید گشتم!گویا که عقل نیمه خامم را فرو ریختمشغول بودم روی بام بس بلندمبا عشق آمد کل بامم را فرو ریختصاروخ بودش با کلاهکهای بسیار از بام تا کف آسمانم را فرو ریختآسان نمود اول ندانستم چنین استمشکل نمود آخر جهانم را فرو ریخت...
من جان گرفتم او گرفت از جانِ من جانجام جفایش نیمه جانم را فرو ریختمن یک مؤذن بودم و او در نمازشقدقامتی گفت و اذانم را فرو ریخت
خرده شعرهای مؤذّن در بله
@Moazzen
من جان گرفتم او گرفت از جانِ من جانجام جفایش نیمه جانم را فرو ریختمن یک مؤذن بودم و او در نمازشقدقامتی گفت و اذانم را فرو ریخت
خرده شعرهای مؤذّن در بله
@Moazzen
۷۴
۲۰:۴۱
ندارم کسی را بجز تو بجز تونپویم رهی را بجز تو بجز تورها کیکنم من ره درگهت را؟!کمک از که خواهم بجز تو بجز تو؟!خدااایی خدااایی خدااایی خداااییندااارم خدااایی بجز تو بجز توتو ماه آفرینی تو شمس آفرینیچه بینم در اینجا بجز تو بجز توشب و روز من تو همه بود من توکِ اول کِ آخر بجز تو بجز تو؟!وجودم به آنی مشعشع نمایینگردم منور بجز تو بجز تومحمد رسولت علی ات ولی اتنگوید رسولت بجز تو بجز توعلی را حسن را حسین ات و زهراندارند حرفی بجز تو بجز تومؤذن مگوید به جان اذانشبجزتو بجز تو بجز تو بجز تو...
خرده شعرهای مؤذن در بله

@Moazzen
خرده شعرهای مؤذن در بله
@Moazzen
۷۹
۱۲:۰۴