لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مدیران برتر ( آموزش و مشاوره کسب و کار و توسعه فردی )م
۶.۳ هزار عضو

مدیران برتر ( آموزش و مشاوره کسب و کار و توسعه فردی )

مشاوره، آموزش و خدمات تخصصی مدیریت و کسب و کارwww.modiranbartar.com ۰۹۹۳۴۹۶۳۱۸۶۰۹۱۲۴۸۴۰۳۶۲
مشاهده در وب بله
۲۵ شهریور
thumbnail
undefined
undefined دنبال فرمولی هستی که اصلاً وجود نداره!
undefined ما آدم‌ها عاشق فرمول‌های آماده‌ایم:
undefined ۵ قدم برای موفقیتundefined ۳ قانون برای آرامشundefined ۷ عادت افراد ثروتمندundefined ۲۱ روز تا ساختن یک زندگی جدید!
undefined چرا؟ چون این فرمول‌ها بهمون «حس کنترل» میدن. اما بخش سخت زندگی دقیقاً از جایی شروع میشه که نسخه‌های آماده دیگه جواب نمی‌دن.
undefined دو نفر می‌تونن دقیقاً یک کار رو انجام بدن و نتایج کاملاً متفاوتی بگیرن؛ چون زمان، شخصیت، شرایط و منابعشون با هم یکی نیست.
undefined گاهی مطالعه‌ی بیشتر کمکت نمی‌کنه؛ فقط تصمیم‌گیری رو عقب می‌اندازه. در واقع گاهی تو به اطلاعات جدید نیاز نداری؛ *به شجاعتِ استفاده از اطلاعات فعلیت نیاز داری.

undefined
برای تشخیص این وضعیت، از خودت بپرس:*

«واقعاً چه اطلاعات مهمی رو کم دارم؟» اگه جواب مشخصی براش نداری، احتمالاً مشکلت کمبود اطلاعات نیست؛ مشکل ترس از اقدامه .
undefined یک قانون کاربردی:
وقتی حدود ۷۰ درصدِ اطلاعات لازم رو داری، یک اقدام کوچک و قابل‌اصلاح انجام بده:
undefined نه استعفای ناگهانی undefined اول بررسی بازار کارundefined نه شروع یک پروژه عظیم undefined اول ساختن یک نمونه کوچکundefined نه قطع فوری یک رابطه undefined اول یک گفت‌وگوی شفاف و تعیین مرز
اقدامِ کوچک، اطلاعاتی بهت میده که فکر کردنِ بیشتر هیچ‌وقت نمی‌تونه بده.
undefined یادت باشه: بعضی جواب‌ها فقط "بعد از حرکت" ظاهر میشن.
undefined دنبال فرمولی هستی که اصلاً وجود نداره!
undefined ما آدم‌ها عاشق فرمول‌های آماده‌ایم:
undefined ۵ قدم برای موفقیتundefined ۳ قانون برای آرامشundefined ۷ عادت افراد ثروتمندundefined ۲۱ روز تا ساختن یک زندگی جدید!
undefined چرا؟ چون این فرمول‌ها بهمون «حس کنترل» میدن. اما بخش سخت زندگی دقیقاً از جایی شروع میشه که نسخه‌های آماده دیگه جواب نمی‌دن.
undefined دو نفر می‌تونن دقیقاً یک کار رو انجام بدن و نتایج کاملاً متفاوتی بگیرن؛ چون زمان، شخصیت، شرایط و منابعشون با هم یکی نیست.
undefined گاهی مطالعه‌ی بیشتر کمکت نمی‌کنه؛ فقط تصمیم‌گیری رو عقب می‌اندازه. در واقع گاهی تو به اطلاعات جدید نیاز نداری؛ *به شجاعتِ استفاده از اطلاعات فعلیت نیاز داری.

undefined
برای تشخیص این وضعیت، از خودت بپرس:*

«واقعاً چه اطلاعات مهمی رو کم دارم؟» اگه جواب مشخصی براش نداری، احتمالاً مشکلت کمبود اطلاعات نیست؛ مشکل ترس از اقدامه .
undefined یک قانون کاربردی:
وقتی حدود ۷۰ درصدِ اطلاعات لازم رو داری، یک اقدام کوچک و قابل‌اصلاح انجام بده:
undefined نه استعفای ناگهانی undefined اول بررسی بازار کارundefined نه شروع یک پروژه عظیم undefined اول ساختن یک نمونه کوچکundefined نه قطع فوری یک رابطه undefined اول یک گفت‌وگوی شفاف و تعیین مرز
اقدامِ کوچک، اطلاعاتی بهت میده که فکر کردنِ بیشتر هیچ‌وقت نمی‌تونه بده.
undefined یادت باشه: بعضی جواب‌ها فقط "بعد از حرکت" ظاهر میشن.


undefined ble.ir/join/DJyNwRwuWehttps://ble.ir/modiranbartar
undefined۹

۷۶۰

۱۵:۳۵

thumbnail
undefined
درست است که فضای مجازی کارها را آسانتر کرده
درست است که اطلاعات، به لطف مجازی و هوش مصنوعی دردسترس تر و فراوان تر شده،
اما یک چیز را فراموش نکن
روح اندیشه ات را.
که اگر از دست برود،
به دست آمدنش سخت خواهد بود

https://ble.ir/modiranbartar
undefined۱۱
undefined۵

۱.۱K

۱۷:۱۹

۹ مهر
undefined️
با وقار حرف بزنید
لغات خوب به کار ببرین،
از کلمات سخیف و بی‌مایه استفاده نکنید،
شیک حرف بزنید،
ادیبانه حرف بزنید،
کلام، آیینه‌ی اندیشه‌ است..


✹♡✹
https://ble.ir/modiranbartar
undefined۱۸
undefined۲

۱.۵K

۳:۱۵

undefined
رابرت کیوساکی می‌گوید:
افرادی که اشتباه می‌کنند ولی هنوز یاد نگرفته‌اند که از اشتباهات خود درس بگیرند، اغلب همان کسانی هستند که مدام می‌گویند «تقصیر من نیست.» این کلمات از دهان کسانی خارج می‌شود که یکی از بزرگ‌ترین موهبت‌های زندگی، یعنی موهبت اشتباه کردن را ضایع می‌کنند.زندان‌ها پر از افرادی است که مدام می‌گویند «من بی‌گناهم، تقصیر من نبود.» خیابان ها پر از کسانی است که زندگی ناشادی دارند، چون فقط هر آن چه که در خانه یا مدرسه آموخته‌اند را تکرار می‌کنند. «ریسک نکن، اشتباه نکن، اشتباهات بد هستند. کسانی که خیلی اشتباه می‌کنند بی‌عرضه هستند.»وقتی که من برای گروهی از مردم سخنرانی می‌کنم، اغلب می‌گویم: «امروز در مقابل شما ایستاده‌ام زیرا از اکثر شما بیشتر مرتکب اشتباه شده‌ام و بیشتر از اکثر شما پول از دست داده‌ام.» به عبارت دیگر، هزینه پولدار شدن، تمایل به اشتباه کردن، قبول اشتباه بدون سرزنش و توجیه کردن و درس گرفتن از آن اشتباهات است. کسانی که اغلب موفقیت چندانی در زندگی به دست نیاورده‌اند کسانی هستند که تمایلی به اشتباه کردن ندارند و یا این که اشتباه کرده‌اند ولی هنوز از آن اشتباهات درسی نیاموخته‌اند. بنابراین، هر روز از خواب برمی‌خیزند و باز هم مرتكب همان اشتباهات شده و هیچ وقت درس عبرت نمی‌گیرند.
https://ble.ir/modiranbartar
undefined۱۱
undefined۵

۷۳۵

۳:۲۲

thumbnail
undefined
هیچ جامعه ای با دروغ رشد نمی کند! گوش دادن به این ۳ دقیقه صحبتهای استاد الهی قمشه ای، ارزش اش خیلی بیشتر از ۳ ترم تحصیل در دانشگاه است! شاید اگر آموزش ها، درست بود، مشکلات الان ، کمتر وجود داشت..
https://ble.ir/modiranbartar
undefined۱۹

۷۸۶

۳:۳۵

undefined
اولین ضربه؛ وقتی بی‌نظمی عادی می‌شود!
🧪 در سال ۱۹۶۹، فیلیپ زیمباردو، روان‌شناس آمریکایی، آزمایشی مشهور انجام داد. او دو خودروی مشابه را در دو منطقه متفاوت رها کرد؛ یکی در برانکس نیویورک، منطقه‌ای کم‌برخوردار، و دیگری در پالو آلتو، منطقه‌ای مرفه در کالیفرنیا.
undefined نتیجه در ابتدا بسیار متفاوت بود. خودروی برانکس خیلی زود مورد دستبرد و تخریب قرار گرفت؛ قطعاتی از آن جدا شد و بدنه‌اش آسیب دید. اما خودروی پالو آلتو ساعت‌ها و حتی روزها دست‌نخورده باقی ماند.
undefined آیا معنایش این بود که مردم یک منطقه «خوب» و مردم منطقه دیگر «بد» بودند؟
undefined زیمباردو برای آزمودن این فرض، خودش بخشی از خودروی پالو آلتو را تخریب کرد. بعد از آن، دیگران نیز به خودرو آسیب زدند و در مدت کوتاهی، همان خودروی سالم به صحنه‌ای از تخریب تبدیل شد.
undefined پیام آزمایش، بیش از آنکه درباره فقر و ثروت باشد، درباره «پیام محیط» بود.
🪟 یک شیشه شکسته، یک زباله روی زمین، یک چراغ خراب، یک قانون نادیده‌گرفته‌شده یا یک تخلف بدون واکنش، ممکن است فقط یک اتفاق کوچک به نظر برسد؛ اما می‌تواند پیام دیگری نیز منتقل کند:undefined «اینجا کسی مراقب نیست.»
undefined و وقتی چنین پیامی در یک محیط تکرار شود، رفتارهای بعدی ممکن است آسان‌تر و عادی‌تر شوند.
undefined در سازمان‌ها هم همین اتفاق می‌تواند رخ دهد:
undefined کارمندی چند بار دیر می‌آید و هیچ اتفاقی نمی‌افتد.undefined گزارشی با تأخیر ارائه می‌شود و کسی پیگیری نمی‌کند.undefined جلسه‌ای بدون آمادگی برگزار می‌شود و همچنان تصمیم‌گیری می‌شود.undefined فرآیندی ناکارآمد است، اما سال‌ها ادامه پیدا می‌کند.undefined مدیری قولی می‌دهد و به آن عمل نمی‌کند؛ بدون اینکه توضیحی بخواهد.
🧩 هرکدام از اینها شاید به‌تنهایی مسئله بزرگی نباشند؛ اما کنار هم می‌توانند یک فرهنگ بسازند: «این‌جا می‌شود قواعد را جدی نگرفت.»
undefined مسئله از جایی خطرناک می‌شود که بی‌نظمی دیگر «استثنا» نباشد؛ بلکه به «رویه» تبدیل شود.
undefined مدیر فقط با دستور و بخشنامه فرهنگ سازمانی نمی‌سازد. رفتار مدیر، میزان واکنش او به خطاها و حتی چیزهایی که تصمیم می‌گیرد نادیده بگیرد، به کارکنان پیام می‌دهد که چه چیزی واقعاً مهم است.
undefined برای مدیران دولتی و مسئولان عمومی، این پیام حتی مهم‌تر است:
undefined وقتی خرابی کوچکی در یک فضای عمومی مدت‌ها اصلاح نمی‌شود، وقتی مراجعه‌کننده بارها برای یک پاسخ ساده سرگردان می‌ماند، وقتی تخلفی آشکار بدون واکنش باقی می‌ماند یا وقتی وعده‌ای بارها تکرار می‌شود اما پیگیری نمی‌شود، مسئله فقط همان خرابی، تأخیر یا تخلف نیست.undefined مسئله، پیامی است که محیط به شهروند می‌دهد.undefined محیط‌ها به مردم آموزش می‌دهند؛ گاهی بدون حتی یک کلمه.
undefined محیط منظم می‌گوید: «این‌جا قانون و نظم اهمیت دارد.»undefined محیط بی‌تفاوت می‌تواند این پیام را منتقل کند: «مهم نیست.»
undefined درس مدیریتی آزمایش زیمباردو ساده اما عمیق است: برای اصلاح یک سازمان یا یک محیط عمومی، همیشه نباید منتظر بحران‌های بزرگ ماند. گاهی باید سراغ همان «اولین ضربه» رفت؛ همان خطای کوچک، همان بی‌نظمی ظاهراً کم‌اهمیت و همان مسئله‌ای که همه می‌گویند: «حالا این یکی که چیزی نیست!»
https://ble.ir/modiranbartar
undefined۱۱
undefined۵
undefined۴

۹۶۸

۱۵:۵۳

۱۱ مهر
.

undefined️undefined
محله ما يک رفتگر دارد. صبح که با ماشين از درب خانه خارج مي ‌شوم سلامي گرم مي ‌کند و من هم از ماشين پياده مي‌ شوم و دستي محترمانه به او مي‌ دهم؛ حال و احوال را مي‌ پرسد و مشغول کارش مي ‌شود.
همسايه‌ ي طبقه ‌ي زيرين ما نيز دکتر جرّاح است. گاهي اوقات که درون آسانسور مي ‌بينمش سلامي مي ‌کنم و او فقط سرش را تکان مي‌ دهد و درب آسانسور باز نشده براي بيرون رفتن خيز مي ‌کند...
به شخصه اگر روزي براي زنده ماندن نيازمند اين دکتر شوم، جارو زدن سنگ قبرم به دست آن رفتگر، به شدّت لذّت‌ بخش‌تر از طبابت آن دکتر براي ادامه‌ ي حياتم است!
تحصيلات مطلقاً هيچ ربطي به شعور افراد ندارد!
https://ble.ir/modiranbartar
undefined۱۴
undefined۶

۴۸۱

۴:۴۵

undefined


undefined️undefined
خاطره ای جالب از پسر گاندی:
ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻨﻔﺮﺍﻧﺲ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﻩ‌ﺍﯼ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺩﺍﺷﺖ؛ بنابراین ﺍﺯ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺳﺎﻧﻢ. ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ ﮔﻔﺖ: ﺳﺎﻋﺖ 5 ﻫﻤﯿﻦ‌ﺟﺎ ﻣﻨﺘﻈﺮﺕ ﻫﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ. ﻣﻦ ﺍﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻧﻪ فهرستی که مادرم نوشته بود ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺮﺩﻡ، ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺑﺮﺩﻡ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺭﻓﺘﻢ، آنقدر مجذوب فیلم بودم که زمان را فراموش کردم. ﺳﺎﻋﺖ 5:30 ﯾﺎﺩﻡ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭘﺪﺭ ﺑﺮﻭﻡ! ﻭﻗﺘﯽ ﺭﺳﯿﺪﻡ ﺳﺎﻋﺖ 6 ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﭘﺪﺭ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺩﯾﺮ ﮐﺮﺩﯼ؟! ﺑﺎ ﺷﺮﻣﻨﺪﮔﯽ "ﺩﺭﻭﻍ" ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺎﺿﺮ ﻧﺒﻮﺩ، ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻤﺎﻧﻢ،
ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﻗﺒﻼً ﺑﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮔﺎﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﺭﻭﺵ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﻦ ﺣﺘﻤﺎً ﻧﻘﺼﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ‌ﻧﻔﺲ ﻻﺯﻡ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ "ﺭﺍﺳﺖ" ﺑﮕﻮﯾﯽ!! ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻢ ﻧﻘﺺ ﮐﺎﺭ ﻣﻦ ﮐﺠﺎﺳﺖ، ﺍﯾﻦ ﻫﺠﺪﻩ ﻣﺎﯾﻞ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺮ ﻣﯽ‌ﮔﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻬﻢ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ!!
ﻣﺪﺕ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﻧﯿﻢ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﺍﺗﻮمبیل ﻣﯽ‌ﺭﺍﻧﺪﻡ ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ‌ﺍﯼ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺑﻮﺩ، ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻡ! ﻫﻤﺎﻥ‌ﺟﺎ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮﯾﻢ. ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞِ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﭘﺪﺭﻡ آن‌قدر ﻧﯿﺮﻭﻣﻨﺪ ﺑﻮﺩ که هنوز در ذهنم زنده است گویی همین دیروز رخ داده است ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﺳﺎﻝها ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ‌ﺍﻡ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﻢ و از خودم می پرسم، اگر او مرا، به همان طریقی که ما فرزندانمان را تنبیه می کنیم، مجازات می کرد، آیا اصلاً درسم را خوب فرا می گرفتم تصوّر نمی کنم.....

https://ble.ir/modiranbartar
undefined۱۹
undefined۲

۵۹۴

۴:۵۶

thumbnail
undefined️
با كارمندان خود درست رفتار كنيد تا از اينترنت شركت شما براي يافتن كار جديد استفاده نكنند.undefinedمارك زاكربرگ
#سخنان
https://ble.ir/modiranbartar
undefined۱۰
undefined۶

۴۹۰

۱۰:۴۶

undefined



در قرن گذشته، سنگاپور دچار فلاکت و بدبختى بود؛ فقر، بيمارى، فساد و جرم و جنايت بيداد مي‌کرد.
مناصب دولتى به کسانى که بالاترين قيمت ها را پيشنهاد مي کردند فروخته مي شد، پليس دخترکان را براى روسپى گرى مى ربود و درآمد سارقان و خود فروشان را با آنان تقسيم مي‌کرد.
فرماندهان ارتش، زمين ها و برنج زارها را احتکار کرده بودند، قضات، احکام خود را مي فروختند...
همه مي گفتند اصلاحات ناممکن است، اما من به معلمان روى آوردم؛ آنان در فلاکت بودند!!
به آن ها بالاترين حقوق ها را پرداختم و به ايشان گفتم: من موسسات دولتى را مى سازم و شما براى من انسان بسازيد و اين گونه بود که سنگاپور به کشورى متمدن و قدرتمند تبديل شد.
undefinedلی کی وان یو(بنیان گذار سنگاپور جدید)
#داستان_مدیریتی
https://ble.ir/modiranbartar
undefined۱۰
undefined۵
undefined۳

۵۵۵

۱۰:۵۵